←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
جالب اینکه [[پیغمبر]]{{صل}} [[زن]] بیوهای را از زنان مکه که با بعضی از سران معروف [[قریش]] [[خویشاوندی]] داشت به [[ازدواج]] خود درآورد تا طبق رسم [[عرب]] پیوند خود را با آنها مستحکم کرده و از [[عداوت]] و [[مخالفت]] آنها بکاهد. | جالب اینکه [[پیغمبر]]{{صل}} [[زن]] بیوهای را از زنان مکه که با بعضی از سران معروف [[قریش]] [[خویشاوندی]] داشت به [[ازدواج]] خود درآورد تا طبق رسم [[عرب]] پیوند خود را با آنها مستحکم کرده و از [[عداوت]] و [[مخالفت]] آنها بکاهد. | ||
هنگامی که پیامبر{{صل}} پیشنهاد خروج از مکه را شنید فرمود: من مایلم برای مراسم این ازدواج غذایی تهیه کنم، و از شما [[دعوت]] نمایم کاری که اگر انجام میشد نقش مؤثری در [[نفوذ]] بیشتر بیامبر{{صل}} در [[قلوب]] آنها داشت، ولی آنها نپذیرفتند و این دعوت را رسماً رد کردند.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۶۳۹.</ref> | هنگامی که پیامبر{{صل}} پیشنهاد خروج از مکه را شنید فرمود: من مایلم برای مراسم این ازدواج غذایی تهیه کنم، و از شما [[دعوت]] نمایم کاری که اگر انجام میشد نقش مؤثری در [[نفوذ]] بیشتر بیامبر{{صل}} در [[قلوب]] آنها داشت، ولی آنها نپذیرفتند و این دعوت را رسماً رد کردند.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۶۳۹.</ref> | ||
==[[عمره قضا]]== | |||
دوران [[صلح]] و [[آرامش]] سپری شد و [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] همواره در پی [[تحکیم]] ارکان [[حکومت اسلامی]] میکوشیدند. پس از [[فتح خیبر]] تحرکات نظامی مهمی جز اعزام گروههای [[تبلیغی]] و یا مجموعه نیروهایی که برای گوشمالی برخی عناصر آشوبطلب، از [[شهر]] بیرون میرفتند، رخ نداد. | |||
با گذشت یک سال از [[صلح حدیبیه]]، دو طرف پایبند به اجرای مواد [[قرارداد]] بودند. و اینک [[زمان]] آن فرارسیده بود که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و مسلمانان با پایان یافتن مدت قرارداد خود به [[زیارت]] [[بیت اللّه]] الحرام مشرّف شوند. ازاینرو، جارچی [[رسول خدا]]{{صل}} اعلام کرد که مسلمانان برای انجام عمره قضا آماده شوند. دو هزار تن از مسلمانان در این [[سفر پیامبر اکرم]]{{صل}} را [[همراهی]] میکردند و جز شمشیرهای نیام کرده، با خود هیچگونه سلاحی برنگرفتند. | |||
[[احتیاط]] و [[هوشمندی]] رسول خدا{{صل}} به اندازهای بود که به جهت احتمال درگیری، گروهی [[مسلح]] را در ([[مرّ الظهران]]) گمارد تا به هنگام [[ضرورت]]، نیروی آمادهای جهت [[دفاع]] در [[اختیار]] داشته باشد. | |||
زمانی که پیامبر{{صل}} به [[ذوالحلیفه]] رسید، خود و یارانش [[محرم]] شدند و شصت شتر برای [[قربانی]] با خود داشتند و تعداد سوارانشان قریب به صد تن میرسید که آنها را به [[فرماندهی]] [[محمد بن مسلمه]] قبل از دیگران اعزام نمود و [[سران قریش]] و هواداران آنها با این ادعا که خواهان چهره پیامبر اکرم و [[یاران]] او نیستند، به قلّههای [[کوه]] و بلندیهای مجاور مشرف به [[مکه]] بالا رفتند، ولی [[شکوه]] و جلال [[نبی اکرم]]{{صل}} و [[عظمت]] منظره حضور مسلمانان که لبیکگویان رسول خدا{{صل}} را در میان گرفته بودند چشمانشان را [[خیره]] ساخت و مبهوت و حیرتزده پیامبر و مسلمانان را که به [[مناسک]] خویش میپرداختند، نظارهگر بودند. | |||
پیامبر{{صل}} سوار بر شتر خود، که مهارش را [[عبداللّه بن رواحه]] به دست داشت، اطراف [[کعبه]] [[طواف]] کرد و [[فرمان]] داد، مسلمانان با صدای بلند این [[شعار]] را سر دهند: {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ صَدَقَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ أَعَزَّ جُنْدَهُ وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ}}. | |||
صدای آنان در [[مکه]] و درّههای اطراف آن طنین انداخت و دلهای [[مشرکان]] از [[بیم]] و [[وحشت]]، به لرزه افتاد و از [[مشاهده]] جلوههای [[نصرت الهی]] در مورد [[پیامبری]] که هفت سال پیش، از [[دیار]] آنان آواره گردید، [[خشم]] و [[کینه]]، وجودشان را فراگرفت. | |||
بدینگونه، [[رسول خدا]]{{صل}} و [[مسلمانان]] [[اعمال]] [[عمره]] را انجام دادند و [[قریش]] به توان و [[قدرت اسلام]] و مسلمانان [[یقین]] حاصل کردند و [[اطمینان]] یافتند کسانی که به اطلاع آنان رسانده بودند، رسول خدا{{صل}} و همراهانش با [[هجرت به مدینه]]، در تنگنای [[سختی]] قرار دارند، [[دروغ]] گفتهاند. | |||
[[بلال]] بر بام [[کعبه]] بالا رفت و در حالتی [[روحانی]] و روحافزا که سران [[کافر]] قریش را به خشم آورد، برای گذراندن [[نماز ظهر]] ندای [[توحیدی]] [[اذان]] سر داد... | |||
آنروز در [[حقیقت]] مکه در [[اختیار]] مسلمانان قرار داشت. | |||
[[مهاجران]] به [[اتفاق]] [[برادران]] [[انصار]] خود در [[شهر]] پراکنده شدند تا [[خانه]] و کاشانهای را که برای [[رضای خدا]] ترک گفته بودند، از نزدیک ببینند و پس از جدایی طولانی از [[خانوادهها]] و بستگان خویش، با آنان دیدار کنند. | |||
مسلمانان سه [[روز]] در مکه بهسر بردند و سپس طبق مواد قراردادی که میان آنان و قریش برقرار شده بود آن شهر را ترک گفتند. قریش از بیم اینکه مبادا [[پیامبر]] با توقف طولانی خود در مکه [[جامعه]] آنان را دستخوش شکاف نموده و [[دین اسلام]] در [[دل]] [[مردم]] [[نفوذ]] کند، درخواست پیامبر را مبنیبر برگزاری [[مراسم]] ازدواجش با [[میمونه]]، پذیرا نشدند و از آنجا که مسلمانان قبل از ظهر، مکه را ترک گفتند، رسول خدا{{صل}} به [[ابو رافع]] [[مأموریت]] داد تا همسرش میمونه را شبانگاه بدو ملحق سازد<ref>سیره نبوی، ج۲، ص۳۷۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱]] ص ۲۲۴.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۶: | خط ۴۱: | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:1100842.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|'''قصههای قرآن''']] | # [[پرونده:1100842.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|'''قصههای قرآن''']] | ||
# [[پرونده:151911.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۱''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||