بیت المقدس: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
'''بیت المقدس''' نخستین قبله مسلمانان و دارای قداست بالایی است. این [[شهر]] در سالهای پیش از ظهور و دوران پس از [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} [[شاهد]] حوادث زیادی خواهد بود. | '''بیت المقدس''' نخستین قبله مسلمانان و دارای قداست بالایی است. این [[شهر]] در سالهای پیش از ظهور و دوران پس از [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} [[شاهد]] حوادث زیادی خواهد بود. | ||
== | == مقدمه == | ||
بیت المقدس بهمعنای خانه محترم و خانهای است که به پاکی و احترام از آن یاد شده است که در اورشلیم فلسطین واقع بوده است. شهر "البیت المقدّس" یا "بیت المقدس" یا "قدس" در غرب آسیا و شمال خاورمیانه، در فلسطین واقع شده و نخستین قبله مسلمانان است. قداست این شهر بسیار است. آن را پیامبران بنا کردهاند، [[حضرت داوود]] {{ع}} و [[حضرت سلیمان]] {{ع}} در این شهر حشمت داشتند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص ۱۴۴، ح ۱۱۴؛ شیخ طوسی، التهذیب، ج ۶، ص۲۲، ح ۱۰۷.</ref>. | بیت المقدس بهمعنای خانه محترم و خانهای است که به پاکی و احترام از آن یاد شده است که در اورشلیم فلسطین واقع بوده است. شهر "البیت المقدّس" یا "بیت المقدس" یا "قدس" در غرب آسیا و شمال خاورمیانه، در فلسطین واقع شده و نخستین قبله مسلمانان است. قداست این شهر بسیار است. آن را پیامبران بنا کردهاند، [[حضرت داوود]] {{ع}} و [[حضرت سلیمان]] {{ع}} در این شهر حشمت داشتند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص ۱۴۴، ح ۱۱۴؛ شیخ طوسی، التهذیب، ج ۶، ص۲۲، ح ۱۰۷.</ref>. | ||
خداوند در همین شهر، [[حضرت زکریا]] {{ع}} را به [[حضرت یحیی]] {{ع}} بشارت داد. جبال و طیر را در بیت المقدس برای [[حضرت داوود]] {{ع}} مسخر ساخت<ref>محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۴، ص ۷۲.</ref>. هاجر از کوثا به بیت المقدس هجرت کرد. [[حضرت موسی]] {{ع}} اینجا به نور رب العزة نگریست و همینجا با خداوند سخن گفت<ref>میرزا حسین طبرسی نوری، مستدرک الوسائل، ح ۱۰، ص ۳۲۴.</ref>. [[مریم عذرا]] در بیت المقدس وفات یافت [[عیسی بن مریم]] در همینجا به دنیا آمد و عروج کرد. [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]] {{صل}} مدتها رو به بیت المقدس نماز میگزارد و أسرای آن حضرت به اینجا و معراج آن حضرت، از همینجا بود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۳، ص ۲۸۶.</ref>. | خداوند در همین شهر، [[حضرت زکریا]] {{ع}} را به [[حضرت یحیی]] {{ع}} بشارت داد. جبال و طیر را در بیت المقدس برای [[حضرت داوود]] {{ع}} مسخر ساخت<ref>محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۴، ص ۷۲.</ref>. هاجر از کوثا به بیت المقدس هجرت کرد. [[حضرت موسی]] {{ع}} اینجا به نور رب العزة نگریست و همینجا با خداوند سخن گفت<ref>میرزا حسین طبرسی نوری، مستدرک الوسائل، ح ۱۰، ص ۳۲۴.</ref>. [[مریم عذرا]] در بیت المقدس وفات یافت [[عیسی بن مریم]] در همینجا به دنیا آمد و عروج کرد. [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]] {{صل}} مدتها رو به بیت المقدس نماز میگزارد و أسرای آن حضرت به اینجا و معراج آن حضرت، از همینجا بود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۳، ص ۲۸۶.</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۱۲۵ - ۱۲۶.</ref> | ||
== | == اورشلیم و ایلیاء == | ||
«اورشلیم» همان [[شهر]] قدس است که [[یهودیان]] آن را [[تحریف]] کرده، أورشلیم ـ که اسمی کنعانی ـ عربی است ـ میخوانند<ref>[[عاتق بن غيث بلادی|بلادی، عاتق بن غیث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]]، ص۲۵۲.</ref>. همچنین «ایلیاء» نام دیگر [[شهر]] «بیتالمقدس» و به معنای "بیت الله" است<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۹۳؛ بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۱۷.</ref>.<ref>[[عاتق بن غيث بلادی|بلادی، عاتق بن غیث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]]، ص۳۵.</ref> | |||
== بنای بیتالمقدس == | |||
بعضی از مورخان بنای بیتالمقدس را به [[داود]] [[پیغمبر]]{{ع}} نسبت دادهاند و گفتهاند: در [[زمان]] داود عدهای به طاعونی سخت [[مبتلا]] شدند و داود چون در مکان فعلی [[مسجد اقصی]] دیده بود که [[فرشتگان]] از آنجا به [[آسمان]] میروند، به همراه [[مردم]] به منظور [[دعا]] بدان جا رفت و برای برطرف شدن [[طاعون]]، به درگاه خدای تعالی دعا کرد و [[خداوند]] هم به دعای او، طاعون را از مردم بر طرف نمود. از آن پس داود دستور داد در آن مکان مسجدی بسازند و خود دست به کار شروع آن گردید، اما پیش از آنکه بنای آن پایان پذیرد، داود از [[دنیا]] رفت و به سلیمان [[وصیت]] کرد آن را به اتمام برساند. البته قولی هم هست که خود داود پس از اینکه [[شهر]] بیتالمقدس را ساخت، دست به کار بنای مسجدی شد و بنای آن را نیز به اتمام رسانید و طلا و جواهرات بسیاری برای [[تزیین]] سقفها و دیوارهای آن به کار برد و چون بنای آن به پایان رسید، جشن مفصلی بر پا داشت و آن [[روز]] را [[عید]] قرار داد و قربانیها کردند. | |||
در مقابل اینان هم گروهی گفتهاند که [[داود]]{{ع}} خواست تا دست به کار بنای آن شود، ولی از جانب [[خدای تعالی]] بدو [[وحی]] شد که این کار به دست تو انجام نمیشود و انجام آن را به فرزندت سلیمان واگذار کن. در [[نقلی]] هم - که به نظر نگارنده چندان اعتباری ندارد- آمده است که داود{{ع}} [[مصالح]] ساختمان [[مسجد]] [[بیتالمقدس]] را تهیه کرد، ولی سلیمان دست به کار آن گردید و آن مصالح عبارت بود از یک صد هزار وزنه طلا و یک میلیون وزنه [[نقره]] و مقداری فراوان مس و آهن که قیمت نقرهاش به بهای امروز /۰۰۰/۰۰۰/ ۳۴۲ و بهای طلایش ۰۰۰/۵۰۰/۸۸۹ لیره انگلیسی میشود. سلیمان در سال چهارم سلطنتش بنای هیکل را - که همان [[معبد]] بیتالمقدس بود - آغاز کرد و ۶۰۰/۱۸۳ نفر را در ساختمانش به کار گماشت. ساختمان این معبد هفت سال و نیم طول کشید و در سال ۱۰۰۵ قبل از میلاد مسیح پایان یافت و نیکوترین بنای [[دنیا]] و فخر [[اورشلیم]] گردید. | |||
[[ | مرحوم [[طبرسی]] در [[مجمع البیان]] از جبایی که جزء گروه اول است نقل میکند که [[خدای عزوجل]] [[طاعون]] را بر [[بنیاسرائیل]] مسلط کرد و جمع بسیاری در یک روز هلاک شدند. داود{{ع}} به آنها دستور داد که [[غسل]] کنند و با [[زنها]] و بچههای خود به صحرا روند و به درگاه خدای تعالی [[زاری]] کنند، بلکه [[خداوند]] آنان را مورد [[رحمت]] و [[لطف]] خویش قرار دهد. صحرای مزبور - که بنیاسرائیل برای [[دعا]] به آنجا رفتند - همان سرزمینی بود که بعداً مسجد را در آن بنا کردند. خود داود{{ع}} نیز بالای [[صخره]] (و سنگی که اکنون نیز هست) برفت و به [[سجده]] افتاد و به درگاه [[خدا]] نالید و بنیاسرائیل نیز با او به سجده افتادند. هنوز سر از سجده برنداشته بودند که خداوند طاعون را از میان آنها برداشت. | ||
[[ | پس از اینکه سه [[روز]] از این ماجرا گذشت، [[داود]] آنها را جمع کرد و به ایشان فرمود: [[خدای تعالی]] بر شما [[منت]] گذاشت و مورد [[لطف]] خویش قرارتان داد. اکنون به شکرانه این [[نعمت]] بیایید و در آن نقطهای که دعایتان به [[اجابت]] رسید مسجدی بنا کنید. [[بنیاسرائیل]] به دستور داود عمل کرده و دست به کار بنای [[بیتالمقدس]] شدند و داود{{ع}} از کسانی بود که سنگ بر دوش خود حمل میکرد و بزرگان و [[نیکان]] بنیاسرائیل نیز به داود{{ع}} [[تأسی]] کرده و سنگ میآوردند تا دیوارهای آن را به مقدار یک قامت بالا بردند و در آن روز از [[عمر]] داود{{ع}} ۱۲۷ سال گذشته بود<ref>این قسمت گفتار جبائی و همچنین دنباله آن با آنچه ما درباره عمر حضرت داود{{ع}} قبل از این نقل کردیم سازگاری ندارد، والله اعلم.</ref>. خدای تعالی به داود [[وحی]] فرمود که اتمام بنای آن به دست فرزندت سلیمان انجام خواهد شد. | ||
وقتی داود به ۱۴۰ سالگی رسید، سلیمان را به [[جانشینی]] خود برگزید و سپس از [[دنیا]] رفت. سلیمان نیز [[جنیان]] و [[شیاطین]] را جمع کرد و کارهای ساختمان را میان ایشان تقسیم نمود و هر دستهای را به کاری گماشت و جمعی از جنیان و شیاطین را برای تهیه سنگهای مرمر و بلور به کندن [[معادن]] وادار کرد و دستور داد [[شهر]] بیت المقدس را از سنگهای مرمر سفید بنا کنند و برای آن دوازده قلعه ساخت و هر یک از تیرههای بنیاسرائیل را در قلعهای جای داد. | |||
هنگامی که از بنای شهر [[فراغت]] یافت، شروع به ساختن [[مسجد]] کرد و شیاطین و [[دیوان]] را گروه گروه به استخراج معادن طلا و جواهرات فرستاد و دستهای را هم برای حمل آنها به بیتالمقدس گماشت و گروهی نیز [[مشک]]، عنبر و سایر عطرها را برایش میآوردند و دستهای هم [[مأمور]] تهیه مروارید از قعر دریاها و حمل آن به بیت المقدس گردیدند. در نتیجه آن قدر سنگهای معدنی، طلا، جواهر و... تهیه شد که اندازه آنها را جز [[خدا]] کسی نمیدانست. سپس [[فرمان]] داد حجاران و سنگ تراشان زبردست را حاضر کردند و دستور داد سنگها و جواهرات را طبق دستور معماران حجاری کنند و آنگاه به وسیله آنها، سلیمان{{ع}} [[مسجد]] را با سنگهای سفید و زرد و سبز بنا کرد و ستونهای آن را از سنگهای مرمر بلورین قرار داد و سقف و دیوارهای آن را به انواع جواهرات مزین ساخت و کف آن را با صفحههایی از فیروزه فرش کرد و در روی [[زمین]] جایی زیباتر و درخشندهتر از آنجا نبود و چنان بود که در شب تاریک چون ماه شب چهارده میدرخشید. | |||
وقتی ساختمان آن به پایان رسید، بزرگان و [[نیکان]] [[بنیاسرائیل]] را جمع کرد و به ایشان خبر داد که من این بنا را برای [[خدای تعالی]] ساختم و آن [[روز]] را که بنای مسجد به اتمام رسید، جشن گرفت و [[بیتالمقدس]] هم چنان بود تا قتی که [[بخت النصر]] به [[جنگ]] بنیاسرائیل آمد و [[شهر]] را ویران کرده، دستور خرابی مسجد را داد و طلا و جواهری که در آن بود همه را به پایتخت [[کشور]] خود در [[سرزمین عراق]] برد<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۸۲.</ref>. | |||
این بود آنچه جبائی درباره ساختمان شهر [[تاریخی]] بیتالمقدس و [[مسجد اقصی]] ذکر کرده ما میان [[روایات]] مختلف از مورخان و جغرافیدانان به همین مقدار اکتفا میکنیم و بد نیست این را هم بدانید که شهر بیتالمقدس با این که نه شهر تجارتی بوده و نه از نظر [[کشاورزی]] مورد توجه بوده است، ولی در طول [[تاریخ]] از هر شهری بیشتر مورد حمله و [[قتل]] و [[غارت]] قرار گرفته و چندین بار آنجا را سوزاندهاند و [[مردم]] آن را قتل عام کردهاند و چندین بار این شهر مقدس میان [[یهود]] و [[نصاری]] و [[مسلمانان]] دست به دست شده و هنوز هم بر سر [[حاکمیت]] آن جنگ برقرار است و در [[آینده]] هم معلوم نیست چه وضعی خواهد داشت و جنایاتی که به خصوص در [[جنگهای صلیبی]] به دست [[کشیشان]] [[مسیحی]] و طرفداران [[صلیب]] - که خود را [[رسولان]] [[رحمت]] و مبشران [[صلح]] و [[سلامت]] میدانستند - در این [[شهر]] اتفاق افتاده و کشتارهایی که آنان از [[مردم]] بیگناه و [[زنان]] و [[کودکان]] [[مسلمان]] کردند، در [[تاریخ]] کم نظیر است و قلم از نقل برخی قسمتهای آن [[شرم]] دارد و ما برای نمونه یک قسمت از کتاب گوستاولوبون فرانسوی که خود جزء [[مسیحیان]] بوده و او نیز قسمت مزبور را از یکی از کشیشان به نام ریموند داجیل، کشیش شهر لوپوی که خود [[شاهد]] [[رفتار]] وحشیانه مسیحیان در بیت المقدس بوده و مشاهدات خود را در کتاب نوشته است، نقل میکنیم. | |||
در | |||
هنگامی که [[لشکر]] ما [[برج]] و باروی شهر [[بیتالمقدس]] را گرفت، حالت بهت و منظره هولناکی مردم مسلمان شهر را فرا گرفت. سرها بود که از تن جدا میشد این کوچکترین کاری بود که به سرشان میآمد. برخی را شکم میدریدند و به ناچار خود را از بالای دیوار پرتاب میکردند. برخی را در [[آتش]] میسوزاندند؛ یعنی بعد از اینکه مدت زمانی او را [[شکنجه]] و زجر داده بودند، او را میسوزاندند. در کوچهها و میدانهای بیتالمقدس جز تلهایی از سر و دست و پای بریده [[مسلمانان]] چیزی دیده نمیشد و راه عبور تنها از روی کشتههای ایشان بود، تازه اینها مختصری از مصیبتی بود که بر سرشان میآمد. به [[راستی]] قشون ما در هیکل سلیمان، در [[خونریزی]] [[افراط]] کردند. از یک سو لاشههای کشتگان در [[خون]] خود دست و پا میزدند، از طرف دیگر دست و بازوی قلم شده گویا با انگشتانشان [[تسبیح]] میگفتند، و هر کدام میخواستند به بدنی متصل گردند. میان دستها و بدنها به هیچ نحو تمیز داده نمیشد. لشکری که مباشر چنین [[کشتار]] بیرحمانهای بودند، از بخار [[خونها]] به زحمت افتاده بودند. | |||
جنگجویان [[صلیبی]] به این [[کشتار]] اکتفا نکردند، بلکه انجمنی کردند و در آنجا قرار گذاردند تمام ساکنان [[بیتالمقدس]] را اعم از [[مسلمان]] و [[یهود]] و [[مسیحی]] که تعدادشان به شصت هزار نفر میرسید نابود کنند و در مدت هشت [[روز]] این عمل را انجام دادند و حتی به [[زنان]] و [[کودکان]] و [[پیران]] هم رحم نکرده همه را بدون استثناء از دم [[شمشیر]] گذراندند. | |||
سپس برای آنکه از خستگی این [[قتل عام]] بیرون آیند، به یک سلسله اعمال زشت و ننگینی دست زدند و انواع بدمستیها و عربدهکشیها را انجام دادند، به طوری که مورخان مسیحی که عموماً جنایات صلیبیان را نادیده انگاشته از این [[سلوک]] زشتشان به [[خشم]] آمده تا آنجا که «برنارد خازن» آنها را به دیوانگان تشبیه کرده و «بودن» [[رئیس]] کشیشهای «[[دل]]» آنها را به حیوانایی تشبیه کرده که در کثافات و نجاسات خود میغلطیدند<ref>به طور خلاصه، حملهها و [[قتل]] و غارتهایی که در این [[شهر]] [[تاریخی]] انجام شده چه قبل از [[نبوت]] سلیمان و چه بعد از آن به به شرح زیر است: | |||
سپس برای آنکه از | |||
حملهای که در سال ۱۸۱۹ قبل از میلاد به دست [[بنیاسرائیل]] صورت گرفت و پس از اینکه شهر را فتح کردند، هر چه [[انسان]] و [[حیوان]] در آن شهر بود قتل عام کرده و شهر را به کلی سوزاندند؛ | حملهای که در سال ۱۸۱۹ قبل از میلاد به دست [[بنیاسرائیل]] صورت گرفت و پس از اینکه شهر را فتح کردند، هر چه [[انسان]] و [[حیوان]] در آن شهر بود قتل عام کرده و شهر را به کلی سوزاندند؛ | ||
حملهای که در ۷۱۳ قبل از میلاد به دست [[آشوریان]] و سخاریب صورت گرفت و پس از قتل عام [[مردم]] همه نقدینه و کالای شهر را تاراج کردند؛ | حملهای که در ۷۱۳ قبل از میلاد به دست [[آشوریان]] و سخاریب صورت گرفت و پس از قتل عام [[مردم]] همه نقدینه و کالای شهر را تاراج کردند؛ | ||
| خط ۶۲: | خط ۵۲: | ||
حمله صلیبیان در [[جنگهای صلیبی]] که قسمتی از آن در بالا ذکر شد. | حمله صلیبیان در [[جنگهای صلیبی]] که قسمتی از آن در بالا ذکر شد. | ||
[[فتنهها]] و کشت و کشتارهایی که در [[زمان]] ما به دست [[یهودیان]] [[غاصب]] و [[توطئه]] دولتهای بزرگ در جنگهای اول و دوم [[اعراب]] و [[اسرائیل]] در این شهر اتفاق افتاد و بسیاری از خوانندگان به خاطر دارند و [[تواریخ]] [[روز]] جزئیات آن را ثبت کرده است.</ref>.<ref>[[سید هاشم رسولی محلاتی|رسولی محلاتی، سید هاشم]]، [[تاریخ انبیاء (کتاب)|تاریخ انبیاء]] ص ۵۲۶.</ref> | [[فتنهها]] و کشت و کشتارهایی که در [[زمان]] ما به دست [[یهودیان]] [[غاصب]] و [[توطئه]] دولتهای بزرگ در جنگهای اول و دوم [[اعراب]] و [[اسرائیل]] در این شهر اتفاق افتاد و بسیاری از خوانندگان به خاطر دارند و [[تواریخ]] [[روز]] جزئیات آن را ثبت کرده است.</ref>.<ref>[[سید هاشم رسولی محلاتی|رسولی محلاتی، سید هاشم]]، [[تاریخ انبیاء (کتاب)|تاریخ انبیاء]] ص ۵۲۶.</ref> | ||
== بیت المقدس و مهدویت == | |||
این [[شهر]] در سالهای پیش از ظهور و دوران پس از [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} [[شاهد]] حوادث زیادی خواهد بود. [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: به زودی [[بیت المقدس]] را [[بهترین]] مکان [[دنیا]] بدانند و آن را بر [[دنیا]] و تمام آنچه در دنیاست ترجیج دهند<ref>سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۱۳۳.</ref>. شاید این [[حدیث]] اشاره به [[اعتقاد]] افراطی [[صهیونیستها]] دارد که قدس و سرزمین [[فلسطین]] را مکانی [[مقدس]] میدانند و آن را سرزمینی میدانند که [[خدا]] به [[ملت]] [[یهود]] بخشیده است و خود را نژاد [[برتر]] [[دنیا]] میدانند و معتقدند که باید به جای [[مسجد الاقصی]] در قدس، معبد [[سلیمان]] را بنا کنند و [[زمینهسازی ظهور]] مسیحا را نمایند و پس از [[ظهور]] مسیحا، آنان بر همه [[دنیا]] از سرزمین [[فلسطین]] [[حکومت]] خواهند کرد<ref>ر.ک: صهیونیست، فلسطین.</ref>. | |||
[[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در ضمن خطبهای مفصل فرمودند: [[مهدی]] {{ع}} به [[بیت المقدس]] میرود و [[تابوت سکینه]] و [[انگشتر حضرت سلیمان]] و [[الواح]] [[تورات]] که بر [[موسی بن عمران]] نازل شده بود را از آنجا بیرون میآورد<ref>سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۱۳۴.</ref>. | |||
[[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} برای درهم کوبیدن بساط فریب و دجّالگری و بیداد [[سفیانی]]، پس از استقرار حکومت عادلانهاش در جزیرة العرب و عراق، از کوفه به سوی شام حرکت میکند و در آن روزگاران، [[سفیانی]] در "رمله" در سرزمین فلسطین و شمال شرقی قدس خواهد بود. حضرت با لشکر شکوهمندش به فلسطین میرسد و پیکاری سخت میان دو نیروی [[حق]] و باطل رخ میدهد که سرانجام با پیروزی نیروهای [[امام عصر]] {{ع}} و شکست جنبش [[سفیانی]]، جنگ به پایان میرسد<ref>[[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور]]، ص ۶۷۸.</ref>.<ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۱۵۶؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۸۷.</ref> | |||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||