پرش به محتوا

فرزند: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۸۸۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۸ اکتبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۰: خط ۱۰:


[[امام سجاد]] {{ع}} در ضمن دعاهای دیگر<ref>نک: نیایش هفدهم.</ref> نیز برای [[فرزندان]] خود و دیگران [[دعا]] فرموده است که بیشتر مضامین آنها به آنچه در [[نیایش]] بیست‌و‌پنجم اشاره شد باز می‌گردد<ref>صحیفه سجادیه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، سروش، تهران، ۱۳۷۵، چاپ دوم.</ref>.<ref>[[فضل‌الله خالقیان|خالقیان، فضل‌الله]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «فرزند»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۳۴۵.</ref>
[[امام سجاد]] {{ع}} در ضمن دعاهای دیگر<ref>نک: نیایش هفدهم.</ref> نیز برای [[فرزندان]] خود و دیگران [[دعا]] فرموده است که بیشتر مضامین آنها به آنچه در [[نیایش]] بیست‌و‌پنجم اشاره شد باز می‌گردد<ref>صحیفه سجادیه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، سروش، تهران، ۱۳۷۵، چاپ دوم.</ref>.<ref>[[فضل‌الله خالقیان|خالقیان، فضل‌الله]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «فرزند»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۳۴۵.</ref>
==[[رفتار]] و رابطه [[والدین]] با [[فرزندان]]==
=== خواندن [[اذان]] و اقامه در گوش نوزاد===
در [[سیره تربیتی پیامبر]] [[اسلام]] و [[ائمه]]{{عم}} آمده است که آن بزرگواران نخستین کاری که پس از تولد فرزند انجام می‌دادند، گفتن اذان در گوش راست و گفتن اقامه در گوش چپ نوزاد بوده است. در [[سیره]] [[پیامبر اسلام]] آمده است: هنگامی که [[امام حسین]]{{ع}} متولد شد، [[پیامبر]]{{صل}} در گوش او اذان گفت<ref>تربیت فرزند، ص۵۸ (به نقل از: بحارالانوار).</ref>. در [[حدیثی]] دیگر آمده است که علی{{ع}} فرمود: هنگام زایمان [[حضرت زهرا]]{{س}} پیامبر{{صل}} به [[اسما بنت عمیس]] و [[ام سلمه]] فرمود: بر بالین حضرت [[فاطمه]]{{س}} حاضر شوید و وقتی فرزند متولد شد، در گوش راست او اذان و در گوش چپ اقامه بگویی؛ زیرا اگر چنین کنید، از [[شیطان]] در [[امان]] خواهد بود<ref>تربیت فرزند، ص۵۹ (به نقل از: کشف الغمه).</ref>.
[[پیامبر اکرم]] در سفارش به علی{{ع}} فرمود: [[یا علی]]! هرگاه صاحب پسر یا دختری شدی، در گوش راست او اذان و در گوش چپ وی اقامه بگو که اگر چنین کردی هرگز شیطان به او ضرری نخواهد رساند: {{متن حدیث|يَا عَلِيُّ إِذَا وُلِدَ لَكَ غُلَامٌ أَوْ جَارِيَةٌ فَأَذِّنْ فِي أُذُنِهِ الْيُمْنَى وَ أَقِمْ فِي الْيُسْرَى فَإِنَّهُ لَا يَضُرُّهُ الشَّيْطَانُ أَبَداً}}<ref>تربیت فرزند، ص۵۹.</ref>. در [[روایات]] از جمله فایده‌های اذان گفتن در گوش نوزاد، از بین رفتن بد [[اخلاقی]]، محفوظ ماندن از دیوانگی، پیسی و [[آرامش روحی و روانی]] ذکر شده است.
===شیرین کردن دهان نوزاد ([[تحنیک]] یا کام برداشتن)===
دومین کاری که [[معصومین]]{{عم}} در آغاز تولد نوزاد انجام می‌دادند شیرین کردن دهان [[کودک]] بود. در روایات آمده است: معصومین{{عم}} [[دهان]] نوزادان خود را شیرین می‌کردند و به دیگران هم سفارش می‌کردند دهان کودکان‌شان را شیرین کنند.
#خرما: در حدیثی از [[امام علی]]{{ع}} نقل شده است: کام فرزندان‌تان را با خرما بردارید؛ زیرا پیامبر{{صل}} با حسن و حسین چنین کرد: {{متن حدیث|حَنِّكُوا أَوْلَادَكُمْ بِالتَّمْرِ، هكَذَا فَعَلَ النَّبِيُّ{{صل}} بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ{{عم}}}}<ref>تربیت فرزند، ص۶۲ (به نقل از: وسائل الشیعه).</ref>.
#[[تربت امام حسین]]{{ع}}: [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کرده است که حضرت فرمود: کام فرزندانتان را با [[تربت]] حسین{{ع}} بردارید که [[ایمنی]] بخش است: {{متن حدیث|حَنِّكُوا أَوْلَادَكُمْ بِتُرْبَةِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهُ أَمَانٌ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۳۸ (به نقل از: تربیت فرزند، ص۶۳).</ref>.
#[[آب فرات]]: همچنین از امام صادق{{ع}} روایت شده است که حضرت فرمود: [[گمان]] نمی‌کنم که کام کسی با آب فرات برداشته شود، مگر آنکه [[دوستدار اهل بیت]]{{عم}} باشد: {{متن حدیث|مَا أَظُنُّ أَحَداً يُحَنَّكُ بِمَاءِ الْفُرَاتِ إِلَّا أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ{{عم}}}}<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۳۸ (به نقل از: تربیت فرزند، ص۶۳).</ref>.
#آب [[باران]] یا آب [[خالص]]: اگر هیچ یک از موارد گفته شده در دسترس نبود، کام نوزاد را با آب باران یا آب خالص بردارید.
[[مستحب]] است فردی [[صالح]] و [[شایسته]] [[دهان]] بچه را شیرین کند، اما متأسفانه در برخی مناطق در قدیم رسم بوده که دهان بچه را با زبان شغ جی یا زاغ چی شیرین می‌کردند که کار [[درستی]] نبود؛ زیرا گوشت این پرنده [[حرام]] است.
===اسم [[نیکو]]===
از جمله [[حقوق فرزند]] بر [[والدین]]، [[انتخاب نام]] نیکو بر وی است. متأسفانه در برخی [[جوامع]] [[مردم]] به دنبال شکل و قافیه اسم‌هایند و میکوشند نام فرزندان‌شان هم‌وزن و هم‌قافیه باشد.
برخی افراد اسم‌هایی را بر می‌گزینند که از [[زمان]] زردتشت به جا مانده است، مانند [[کوروش]]، فرهاد، بهروز و... از این رو، بهتر است [[فرهنگ اسلامی]] خود را کنار ننهیم و با [[انتخاب]] لقب‌های خارجی اصالت خود را از دست ندهیم.
[[معصومان]]{{عم}} بر همه [[فرزندان]] خود نام‌هایی با معانی عالی مینهادند و همواره، می‌کوشیدند [[جامعه]] و محیط از نام‌های [[نیکو]] و با معنا بهره‌مند و از نام‌های بی‌معنا و [[زشت]] خالی باشد. [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} نام‌های بد افراد و حتی مکان‌ها را عوض می‌کردند و اسمی نیکو بر آنها می‌نهادند. در [[تاریخ]] مواردی زیادی ذکر شده که پیامبر اسامی زشت را [[تغییر]] داده است؛ مثلاً ام عاصم عاصیه نام داشت که به معنای گنه‌کار است و پیامبر [[رحمت]] اسم او را [[جمیله]] که به معنای [[زیبا]] است تغییر داد»<ref>تربیت فرزند، ص۷۰.</ref>.
علمای [[تربیت]] معتقدند که اسم‌های بد و نامناسب آثار [[بدی]] بر [[انسان]] می‌گذارد. نام‌های بد دست‌آویزی برای دیگران در [[تمسخر]] و ضربه زدن به [[شخصیت انسان]] است<ref>تربیت فرزند، ص۷۲.</ref>.
===[[ختنه]]===
[[سیره]] بزرگان این بوده که فرزندان خود را تا [[روز]] هفتم ختنه می‌کردند، اما امروزه در این کار [[تعجیل]] نمی‌شود و مرسوم است [[والدین]] پس از این که فرزندشان بزرگ می‌شود بر آن [[همت]] میگمارند. [[امام باقر]]{{ع}} فرموده است: پیامبر{{صل}}، حسن و حسین{{عم}} را در روز هفتم ولادت ختنه کرد: {{متن حدیث|ختن رسول الله{{صل}} [[الحسن]] و الحسین{{عم}} لسبعة ایام}}<ref>تربیت فرزند، ص۷۲. (به نقل از: بحارالانوار).</ref>.
===[[عقیقه]]===
از جمله اموری که طبق [[روایات]] [[مستحب]] است والدین آن را به جا آورند، عقیقه است که به شکرانه [[نعمت]] و به [[قصد قربت]] انجام می‌شود. همچنین در روز هفتم مستحب است و الدین سر نوزاد را بتراشند و به اندازه وزن آن از طلا و [[نقره]] [[صدقه]] دهند.
=== [[تربیت]] نیکو===
مهم‌ترین [[وظیفه]] والدین در برابر فرزندان‌شان تربیت درست است. [[تربیت]] از [[خانه]] شروع می‌شود، بلکه به یک معنا از [[زمان]] انعقاد نطفه شروع می‌شود، که در قدم اول باید [[انسان]] مواظب باشد تا نطفه فرزندش از [[حرام]] منعقد نگردد که اگر خدای نخواسته، چنین باشد در [[شخصیت]] [[آینده]] فرد تأثیر می‌گذارد.
نکته دوم که نباید فراموش شود، گفتن [[بسم الله]] هنگام انعقاد نطفه است. همچنین انسان باید [[دعا]] کند که [[خداوند]] [[فرزندی]] [[صالح]] به آنان [[عنایت]] کند. سپس وقتی که فرزند در رحم مادر است، مادر باید نهایت تلاش را داشته باشد تا از [[مال]] حرام، [[دروغ]]، [[غیبت]] و [[گناه]] اجتناب ورزد. زمانی که فرزند به [[دنیا]] می‌آید، [[قلب]] او مانند صفحه سفید کاغذ است که هر چه بر آن بنویسی نوشته می‌شود؛ لذا [[والدین]] باید خیلی مواظب باشند تا چه چیزی در این قلب [[پاکیزه]] بکارند. [[رفتار]]، سخنان و [[روابط اجتماعی]] والدین برای فرزند و [[کودک]] الگوست. اگر روابط و سخنان ما [[اسلامی]]، [[انسانی]] و خوب باشد، الگوی خوبی برای فرزند خواهد بود.
یکی از اموری که بسیار تأکید شده این است که والدین باید مواظب باشند [[دوستان]] فرزندانشان ناباب نباشد؛ چون نفس کودک ساده و مانند صفحه سفید کاغذ است که از هم‌سالان خود زودتر قبول صورت می‌کند<ref>اقتباس از: اخلاق ناصری، ص۶۵.</ref>.
=== [[احترام]] به فرزند===
[[اسلام]] برای [[کودکان]] [[ارزش]] زیادی قائل شده و تأکید دارد که به آنان [[احترام]] شود. مثلاً آنها را با اسم [[نیکو]] خطاب کند، با آنها [[مشورت]] نمایند، برای آنها [[هدیه]] بیاورند و به کودکان[[سلام]] نمایند و....<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 110-116.</ref>
==شاخص‌های احترام به [[فرزندان]]==
#[[محبت به فرزند]]: در [[روایت]] آمده است: [[پیامبر]]{{صل}} هر [[روز]] صبح بر سر فرزندان و نواده‌های خویش دست [[محبت]] می‌کشید<ref>تربیت فرزند، ص۸۶ (به نقل از: بحارالانوار).</ref>. از [[ابن عباس]] نقل شده است: نزد پیامبر{{صل}} بودم، در حالی که فرزندش ابراهیم بر زانوی چپ‌اش و [[حسین بن علی]]{{ع}} بر زانوی راست‌اش قرار داشت. پیامبر{{صل}} گاه این و زمانی آن را می‌بوسید که در این حال [[جبرئیل]] با [[وحی]] از طرف [[پروردگار]] نازل شد<ref>تربیت فرزند، ص۸۶ (به نقل از: مکارم الاخلاق).</ref>.
#[[سلام کردن]] به [[کودکان]]: [[پیامبر اسلام]] همیشه به کودکان[[سلام]] می‌کرد. [[پیامبر]] فرمود: من سلام کردن بر کودکان را تا هنگام [[مرگ]] ترک نخواهم کرد، تا این کار پس از من سنتی برای دیگران باشد<ref>سنن النبی، ص۴۲. سلام کردن به کودکان نوعی احترام گذاشتن و اهمیت دادن به آنهاست.</ref>.
#پذیرش [[دعوت]] کودکان: در [[سیره امام حسن]]{{ع}} آمده است: [[امام]]{{ع}} روزی از کنار کودکانی که سرگرم [[بازی]] بود و تکه نانی در دست داشتند، میگذشت، کودکان به امام [[تعارف]] کردند و حضرت نیز پذیرفت و یک [[روز]] نیز حضرت آنها را مهمان کرد<ref>تربیت فرزند، ص۱۰۷.</ref>.
#جای دادن به کودکان در صفوف [[جماعت]]: از [[امام باقر]]{{ع}} درباره کودکانی که در [[نماز جماعت]] حاضر می‌شدند پرسیده شد. امام فرمود: آنها را به صف آخر نفرستید، بلکه با بزرگان میان آنها فاصله ایجاد کنید <ref>تربیت فرزند، ص۱۰۷.</ref>.
#[[عیادت]] از کودکان [[بیمار]]: در [[سیره]] پیامبر اسلام آمده است: حضرت از کودکان مریض عیادت می‌کرد.
#با [[احترام]] صدا کردن کودکان: [[معصومان]] همواره کودکان را با اسم [[نیک]] و با احترام صدا میکردند. بزرگان [[جامعه]] ما نیز باید از این شیوه پیامبر درس بگیرند تا مبادا به کودکان [[بی‌احترامی]] کنند و آنها را با اسم‌های [[تحریف]] شده و بد صدا زنند.
#[[پرهیز]] از [[خشونت]] با کودکان: معصومان{{عم}} همواره با کودکان [[مهربان]] بودند و اگر کسی با آنها به خشونت [[رفتار]] می‌کرد، او را از این کار [[نهی]] می‌فرمودند. در این دوران، [[مردم]] [[کودکی]] خود را فراموش کرده‌اند و از [[کودک]] خردسال [[انتظار]] دارند مثل بزرگان رفتار کند و آرام در گوشه [[خانه]] بنشیند، در حالی که [[طبیعت]] کودک شلوغ کاری و بازی کردن را ایجاب می‌کند. [[والدین]] [[محترم]] گاهی کودکان خردسال خود را به باد سیلی و کتک میگیرند و به [[گمان]] خود، به آنها [[ادب]] یاد می‌دهند، در حالی که با این کارشان به [[شخصیت]] او لطمه می‌زنند.
#[[محبت به کودک]]: [[کودک]] نیاز به [[محبت]] [[والدین]] دارد؛ محبتی که از آن تلخ‌ها شیرین، خار‌ها گل و مس‌ها زرین می‌گردد. [[مردم]] بر این باورند که چوب از [[بهشت]] آمده است. میان مردم [[تنبیه]] نقش مهمی دارد و والدین معتقدند فرزندشان را فقط با تنبیه می‌‌توانند [[اصلاح]] کنند که تصور غلطی است. آنان اکسیر محبت را نیازموده‌اند و از آن غافل‌اند.
#[[عدم تبعیض]] بین [[کودکان]]: یکی از چالش [[تربیتی]] [[جامعه]]، [[تبعیض]] بین [[فرزندان]] است که موجب [[مشکلات]] بسیاری می‌شود و در [[روحیه]] فرزندان تأثیر به سزایی دارد. نمونه بارز آن، تبعیض میان دختر و پسر است که در بیشتر [[خانواده‌ها]] به چشم می‌خورد. این تبعیض ریشه در [[فرهنگ]] مردم دارد که از میان بردن آن [[همت]] و [[جدیت]] [[مصلحان]] [[دینی]] و [[روحانیون]] [[دل‌سوز]] را می‌طلبد.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 116-118.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش