سبک زندگی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶٬۲۳۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ اکتبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۰: خط ۴۰:
#عمل او شما را به [[آخرت]] علاقه‌مند سازد: {{متن حدیث|وَ ذَكَّرَكُمْ بِالْآخِرَةِ عَمَلُهُ}}<ref>نهج الفصاحه، ح۴۸۴.</ref>.
#عمل او شما را به [[آخرت]] علاقه‌مند سازد: {{متن حدیث|وَ ذَكَّرَكُمْ بِالْآخِرَةِ عَمَلُهُ}}<ref>نهج الفصاحه، ح۴۸۴.</ref>.
اگر هم‌نشین، [[انسان]] را از یاد خدا [[غافل]] بسازد و برای دین و دنیای انسان فایده‌ای نداشته باشد، باید از وی [[پرهیز]] نمود که از مار خطرناک‌تر است.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 165-166.</ref>
اگر هم‌نشین، [[انسان]] را از یاد خدا [[غافل]] بسازد و برای دین و دنیای انسان فایده‌ای نداشته باشد، باید از وی [[پرهیز]] نمود که از مار خطرناک‌تر است.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 165-166.</ref>
==[[بخیل]]==
از دیگر کسانی که در [[روایات]] [[مصاحبت]] و [[همراهی]] آنها [[نهی]] شده، [[انسان]] بخیل است. انسان بخیل همواره میکوشد از تو چیزی بستاند، اما هیچ وقت حاضر نیست به تو چیزی بدهد. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «به چهار [[طایفه]] نزدیک نشو و از [[دوستی]] با آنها بپرهیز: احمق، بخیل، [[ترسو]] و [[دروغگو]]،... اما بخیل از تو میگیرد و به تو چیزی نمی‌دهد».<ref>{{متن حدیث|لَا تُقَارِنْ وَ لَا تُؤَاخِ أَرْبَعَةً الْأَحْمَقَ وَ الْبَخِيلَ وَ الْجَبَانَ وَ الْكَذَّابَ... أَمَّا الْبَخِيلُ فَإِنَّهُ يَأْخُذُ مِنْكَ وَ لَا يُعْطِيكَ}}الفقه الاجتماع، ص۴۸۹.</ref>
روشن است کسی که معیار دوستی و ارتباط را در [[مادیات]] ببیند، [[دوستی]] او دوام نخواهد داشت، مانند کسی که در خوشی‌ها [[دوست]] توست و همین که [[احساس]] کند دیگر نمی‌تواند از [[اموال]] تو بهره‌مند شود، ارتباط خود را قطع می‌کند و تو را تنها میگذارد و صفت [[بخل]] به او [[اجازه]] نمی‌دهد تا با تو [[همکاری]] نماید و دوست روزهای [[ناداری]] و سخت تو باشد.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 169-170.</ref>
==[[فاسق]]==
فاسق نیز قابل [[اعتماد]] نیست و نباید با او ارتباط برقرار ساخت در [[حدیث نبوی]] آمده است: اجتناب و دوری از فاسق [[جهاد]] است: «جهاد چهارگونه است:... یکی از آنها دوری از فاسق است».<ref>{{متن حدیث|اَلْجِهَادُ أَرْبَعُ:... وَ شَنْآنُ الْفَاسِقُ}}؛ نهج الفصاحه، ح۱۳۳۸.</ref> در روایات تأکید شده که [[انسان]] از فاسق دوری جوید و علت آن چنین بیان شده است که فاسق دوست خود را به یک [[وعده]] نان بلکه به کمتر از آن می‌فروشد. [[امام سجاد]]{{ع}} می‌فرماید: «از همراهی با فاسق اجتناب نما؛ زیرا وی تو را با یک وعده غذا بلکه به کمتر از آن می‌فروشد»<ref>{{متن حدیث|... وَ إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفَاسِقِ فَإِنَّهُ بَائِعُكَ بِأُكْلَةٍ أَوْ أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ}}الفقه الاجتماع، ص۴۸۸.</ref>؛ در [[حدیث]] دیگری آمده است: از دوستی و [[هم‌نشینی]] با فاسق اجتناب کنید؛ زیرا [[بدی]] به سمت بدی کشیده می‌شود و [[اخلاق]] بد در وجود انسان تأثیر می‌گذارد. <ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 170-171.</ref>
==[[ترسو]]==
ارتباط با [[انسان]] ترسو هم درست نیست؛ زیرا او هنگام [[مشکلات]] نه تنها تو را، بلکه [[والدین]] خود را نیز تنها میگذارد. [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: «با انسان ترسو [[دوستی]] نکن و به او نزدیک نشو؛ زیرا وی [[[زمان]] مشکلات] از تو و از پدر و مادر خود [[فرار]] می‌کند و شما را تنها می‌گذارد»<ref>{{متن حدیث|لَا تُقَارِنْ وَ لَا تُؤَاخِ... الْجَبَانُ... وَ أَمَّا الْجَبَانُ فَإِنَّهُ يَهْرُبُ عَنْكَ وَ عَنْ وَالِدَيْهِ}}؛ الفقه الاجتماع، ص۴۸۹.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 171.</ref>
==[[اهل بدعت]]==
[[اهل]] [[بدعت]] از جمله کسانی‌اند که از [[هم‌نشینی]] و [[همراهی]] با آنها [[نهی]] شده است. اگر انسان با چنین افرادی نشست و برخاست داشته باشد [[باورها]] و عقایدشان به مرور زمان بر شخص تأثیر میگذارد. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: هر کسی در [[دین]] و [[کیش]] [[دوست]] و هم‌نشین خود است: {{متن حدیث|الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ}}<ref>الفقه الاجتماع، ص۴۹۵.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 171-172.</ref>
==دارندگان بیماری‌های واگیر==
در [[روایات]] آمده است: با افرادی که به امراض ساری مانند: جزام، پیسی و... مبتلایند، [[معاشرت]] نکنید و از آنها فاصله بگیرید<ref>شاید بتوان مرض‌های ساری چون ایدز و امثال آن را که از پدیده‌های قرن حاضر است، در این طبقه قرار داد.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|فِرَّ مِنَ الْمَجْذُومِ فِرَارَكَ مِنَ الْأَسَدِ}}<ref>الفقه الاجتماع، ص۴۵.</ref>؛ «از کسی که [[مبتلا]] به [[مرض]] [[جذام]] است؛ همان‌گونه که از شیر درنده فرار میکنی، از وی نیز بگریز». این یک نکته بهداشتی است که [[اسلام]] به آن توجه نموده و گرنه از لحاظ کمال‌های [[معنوی]]، ممکن است همان افراد نزد [[خداوند]] [[مقام]] [[ارجمندی]] داشته باشند.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 172.</ref>
==[[دوستان]] ناباب==
در [[دین مبین اسلام]]، از ارتباط با دوستان ناباب [[نهی]] شده است. [[حضرت پیامبر]] فرمود: از [[دوست بد]] بپرهیز که [[مردم]] تو را با او می‌شناسند<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ قَرِينَ السُّوءِ فَإِنَّكَ بِهِ تُعْرَفُ}}؛ نهج الفصاحه، ح۱۰۱۲.</ref>.
بی‌شک انسان از محیط، [[خانواده]]، [[مدرسه]] و هم‌سالان خود به شدت متأثر می‌شود. اصولاً [[شخصیت]] فرد در کنار دیگران و محیط [[اجتماعی]] شکل میگیرد. همسالان پس از [[خانواده]] نقش مهمی در [[تکوین]] ساختار شخصیت فرد دارد. به همین دلیل است که اگر دوستان فرد انسان‌هایی [[وارسته]] و خوب باشند، او نیز بالتبع چنین به بار خواهد آمد و چنان‌چه افرادی [[فاسد]] و [[آلوده]] باشند، او نیز دیر یا زود در منجلاب فرو خواهد رفت و خلاف‌کار خواهد گردید. از این رو بزرگان فرموده‌اند: اگر می‌خواهید از [[شخصیت فردی]] [[آگاه]] شوید، سراغ دوستانش بروید.
روشن است، افراد در شرایط عادی با کسانی [[دوست]] میشوند که با آنها هم سلیقه و هم طیف‌اند. در روایات آمده است: مردم بر [[دین]] دوستان خود می‌باشند، پس باید مواظب باشد چه کسانی را به [[دوستی]] بر می‌گزیند <ref>{{متن حدیث|الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ، فَلْيَنْظُرْ أَحَدُكُمْ مَنْ يُخَالِلُ}}؛ محمد ری‌شهری، میزان الحکمه، ماده صدیق.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} می‌فرماید: هر شخص به کسی مانند خودش [[تمایل]] دارد<ref> {{متن حدیث|كُلُّ امْرِئٍ يَمِيلُ إِلَى مِثْلِهِ}}محمد ری‌شهری، میزان الحکمه، ماده صدیق (به نقل از غررالحکم).</ref>.
[[انسان]] اگر با افراد [[فرومایه]] هم‌نشین شود به [[یقین]] از آنها متأثر می‌شود و اخلاقش [[فاسد]] می‌گردد؛ از این رو باید در [[انتخاب]] [[دوست]] نهایت دقت را داشته باشیم تا خدای نخواسته در منجلاب [[بدبختی]] گرفتار نگردیم و از افراد غیرصالح و خلاف‌کار بپرهیزیم، تا دامن‌گیر [[آتش]] [[فساد]] اخلاقی‌شان نشویم.
افرادی که [[دوستان]] ناباب برگزیده و به انجام دادن [[گناه]] و گوش ندادن به سخنان [[پیشوایان دین]] [[عادت]] کرده‌اند، چه بسا به صورت گروهی به [[مقدسات دینی]] [[توهین]] کنند، اما پشیمان خواهند شد که پشیمانی‌شان سودی ندارد. آنها هنگامی که [[قیامت]] فرا می‌رسد، می‌گویند: وای بر من! کاش فلان [شخص [[گمراه]]] را دوست خود انتخاب نکرده بودم. او مرا از یادآوری[[حق]] [[گمراه]] ساخت، بعد از آنکه یاد [[حق]] به سراغ من آمده بود و [[شیطان]] همیشه خوارکننده انسان بوده است<ref>{{متن قرآن|يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا}} «ای وای! کاش فلانی را به دوستی نمی‌گرفتم! * به راستی او مرا از قرآن پس از آنکه به من رسیده بود گمراه کرد و شیطان آدمی را وا می‌نهد» سوره فرقان، آیه ۲۸-۲۹.</ref>.
شاید حساس‌ترین مرحله [[زندگی]] [[انسان]] [[جوانی]] باشد که در این دوره، تغییر‌های جسمی و [[روحی]] در آنها پدید می‌آید که چه بسا درست [[هدایت]] نشوند، دچار نوعی سردرگمی و [[بحران]] میشوند. [[جوانان]] و [[نوجوانان]] [[فکر]] می‌کنند دیگران نمی‌توانند آنان را [[درک]] کنند؛ لذا خودشان گروه کوچکی را تشکیل می‌دهند که [[فرهنگ]] خاص آنها را دارد و بیشتر اوقات را در کنار هم‌دیگر سپری می‌کنند. [[جامعه‌شناسان]] در مورد گروه همسالان مینویسند:
«گروه همسالان به عنوان یکی از عوامل [[اجتماعی]] شدن، بیشترین نفوذش را در دوره [[نوجوانی]] [[اعمال]] می‌کند. در این دوره، مورد پسند قرارگرفتن، [[هدف]] اصلی نوجوانان می‌شود و پذیرش و نمایش ارزش‌های گروه همسالان در پذیرش [[ارزش‌های اجتماعی]] از سوی فرد، نقش تعیین کننده‌ای دارد. از آنجا که نوجوانان عموماً وقت زیادی را به گروه همسالان اختصاص می‌دهند، غالباً اصطلاحات و ارزش‌های متفاوت از، [[جامعه]] بزرگسالان پیدا می‌کنند»<ref>بروس کوئن، درآمدی به جامعه‌شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، ج۲، ص۷۹.</ref>.
[[دوست]] در زندگی انسان نقش مؤثری ایفا می‌کند. در [[زمان]] [[پیامبران]] گروهی دور هم جمع می‌شدند و وقتی پیامبران را می‌‌دیدند، آنان را مسخره میکردند؛ یکی حرف ناروا می‌گفت و دیگران گفته‌اش را [[تأیید]] مینمودند. بدین طریق چون [[احساس]] [[تنهایی]] نمی‌کردند و [[دوستان]] ناباب به آنها [[قوت قلب]] می‌دادند، از [[جسارت]] به پیامبران هیچ‌گونه هراسی نداشتند. در پایان این فصل ذکر این نکته لازم است که بدون [[شک]] شرایط اجتماعی، [[خرافات]]، [[مفاسد اجتماعی]] و دوستان ناباب در تعیین مسیر حرکت انسان نقش مهمی دارد، اما هیچ‌گاه او را وادار نمی‌سازد تا مرتکب عمل [[زشتی]] شود و عذری برای خطایش نیست. [[اجتماع]] بر روی [[عقاید]] انسان، تأثیری غیرمستقیم دارد؛ به این معنا که جامعه‌ای [[فاسد]]، [[روح انسان]] را فاسد کرده، در او [[دین‌گریزی]] به وجود میآورد و سرانجام زمینه [[سقوط]] وی را فراهم می‌کند.
[[استاد مطهری]] در این باره می‌فرماید: «جو فاسد اجتماعی، جو روحی را [[فاسد]] می‌کند و جو فاسد [[روحی]] زمینه [[رشد]] اندیشه‌های متعالی را [[ضعیف]] و زمینه رشد اندیشه‌های [[پست]] را تقویت می‌کند.
به همین جهت است که در [[اسلام]] به [[اصلاح]] محیط [[اجتماعی]]، اهتمام زیادی شده است. و باز به همین جهت است که سیاست‌هایی که می‌خواهند اندیشه‌های متعالی را در مردمی بکشند، زمینه [[فساد اخلاقی]] و عملی آنها را فراهم می‌کنند و برای فراهم کردن این زمینه، محیط اجتماعی را با وسایلی که در [[اختیار]] دارند فاسد می‌نمایند»<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱، علل گرایش به مادی‌گری، ص۵۶۸.</ref>.
امروز، [[دشمنان اسلام]] برای این که [[جوانان]] [[مسلمان]] و [[جامعه اسلامی]] را به [[فساد]] بکشانند از راه‌های مختلفی وارد شده‌اند که خطرناک‌تر از همه [[تهاجم فرهنگی]] است. این [[شبیخون]] [[فرهنگی]] در قالب نوارهای ویدیویی، سی‌دی‌ها و سایت‌های اینترنیتی مبتذل، با قیمت ارزان در اختیار [[مسلمانان]] قرار میگیرد تا جو [[دینی]] [[حاکم]] را به غیردینی تبدیل نموده و [[مردم]] را ضد [[دین]] و [[مذهب]] [[جسور]] کند. دشمنان اسلام تا انداز‌ه‌ای [[جسارت]] یافته‌اند که حتی در [[کشورهای اسلامی]]، آشکارا به [[مقدسات دینی]]، [[پیامبران]] و [[ائمه هدی]]{{عم}} [[توهین]] می‌کنند و درصدداند با [[ترویج]] بی‌بندوباری و [[فحشا]] [[جوامع اسلامی]] را به سمت [[بی‌دینی]] سوق دهند.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 173-178.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش