آثار و برکات حکومت امام مهدی چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۵: خط ۱۵:
=== آثار و برکات حکومت امام مهدی {{ع}} ===
=== آثار و برکات حکومت امام مهدی {{ع}} ===
==== احیای [[صراط]] [[نعمت]] داده شدگان ====
==== احیای [[صراط]] [[نعمت]] داده شدگان ====
در سوره مبارکه [[حمد]] دعایی هست و ما هر روز چند بار از [[خدای سبحان]] می‌خواهیم که {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>سوره حمد، آیات ۶ ـ ۷.</ref>. [[صراط مستقیم]]، همان راهی است که پویندگان آن [[نعمت]] داده‌شدگان‌اند و ما نیز از خدای والا خواستار طی همین راه هستیم. سوره مبارکه نساء بارزترین مصادیق [[نعمت]] داده‌شدگان را چنین معرفی می‌کند: {{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>. هنگامی که مشخص شد [[نعمت]] داده شدگان کیان‌اند، [[حقیقت]] [[صراط مستقیم]] نیز شناخته خواهد شد. پیمودن طریق [[نعمت]] داده‌شدگان لوازمی دارد که برای پیوستن به صف آنها می‌باید آن لوازم نیز تحصیل شود که "پشتیبان مجرمان نبودن" یکی از آنهاست. پوینده مسیر [[نعمت]] داده‌شدگان می‌داند که به پاسداشت [[نعمت‌های الهی]] نباید پشتوانه یا پشتیبان مجرمان باشد، آن‌گونه که کلیم الهی [[موسی]] {{ع}} که خود از نعمت داده‌شدگان بود، به [[خدای سبحان]] عرض می‌کند: {{متن قرآن|رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ}}<ref>سوره قصص، آیه ۱۷.</ref>. آن‌گاه که وجود مبارک [[ولی عصر]] {{ع}} ظهور کنند، تمام این راه‌ها [[احیا]] می‌شود و در پرتو این [[نعمت]] بزرگ، پویندگان این طریق از اینکه به هر شکلی پشتیبان و پشتوانه مجرمان باشند در [[امان]] خواهند بود، چرا که بر اثر این [[نعمت]] با تمام توان خود در جهت احیای [[حق]] و اماته [[باطل]] [[قیام]] می‌کنند. چنین کسانی به هیچ‌گونه پشتیبان مجرمان نخواهند بود، زیرا [[پشتیبانی]] از مجرمان تنها بدان معنی نیست که در صف آنها حضور یافته و آنان را [[پشتیبانی]] کنند، بلکه [[سکوت]] و بی‌طرفی در جایی که نتیجه‌ای جز [[انکار]] یا تضعیف [[حق]] و قوت یافتن [[باطل]] ندارد، خود از مصادیق [[پشتیبانی]] از مجرمان است، همان‌طور که برخی [[محدثان]] از وجود گرامی حضرت [[خاتم‌الانبیاء]] {{صل}} [[نقل]] کرده‌اند: {{متن حدیث|الساكِتُ عَنِ الْحَقِّ شَيْطَانٍ أَخْرَسَ }}<ref>فقه السنه، ج۲، ص۶۱۱؛ وضوء النبی، ج۱، ص۲۰۳.</ref>؛ آنکه رواج [[باطل]] را در جامعه‌ای مشاهده کند و بتواند با بیان یا با قلم، [[حق]] را اظهار کند ولی نکند، [[شیطانی]] دهان بسته است که سخن نمی‌گوید<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[امام مهدی موجود موعود (کتاب)|امام مهدی موجود موعود]]، ص228-233.</ref>.
در سوره مبارکه [[حمد]] دعایی هست و ما هر روز چند بار از [[خدای سبحان]] می‌خواهیم که {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>سوره حمد، آیات ۶ ـ ۷.</ref>. [[صراط مستقیم]]، همان راهی است که پویندگان آن [[نعمت]] داده‌شدگان‌اند و ما نیز از خدای والا خواستار طی همین راه هستیم. سوره مبارکه نساء بارزترین مصادیق [[نعمت]] داده‌شدگان را چنین معرفی می‌کند: {{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَئِكَ رَفِيقًا}}<ref>سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>. هنگامی که مشخص شد [[نعمت]] داده شدگان کیان‌اند، [[حقیقت]] [[صراط مستقیم]] نیز شناخته خواهد شد. پیمودن طریق [[نعمت]] داده‌شدگان لوازمی دارد که برای پیوستن به صف آنها می‌باید آن لوازم نیز تحصیل شود که "پشتیبان مجرمان نبودن" یکی از آنهاست. پوینده مسیر [[نعمت]] داده‌شدگان می‌داند که به پاسداشت [[نعمت‌های الهی]] نباید پشتوانه یا پشتیبان مجرمان باشد، آن‌گونه که کلیم الهی [[موسی]] {{ع}} که خود از نعمت داده‌شدگان بود، به [[خدای سبحان]] عرض می‌کند: {{متن قرآن|رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ}}<ref>سوره قصص، آیه ۱۷.</ref>. آن‌گاه که وجود مبارک [[ولی عصر]] {{ع}} ظهور کنند، تمام این راه‌ها احیا می‌شود و در پرتو این [[نعمت]] بزرگ، پویندگان این طریق از اینکه به هر شکلی پشتیبان و پشتوانه مجرمان باشند در [[امان]] خواهند بود، چرا که بر اثر این [[نعمت]] با تمام توان خود در جهت احیای [[حق]] و اماته [[باطل]] [[قیام]] می‌کنند. چنین کسانی به هیچ‌گونه پشتیبان مجرمان نخواهند بود، زیرا پشتیبانی از مجرمان تنها بدان معنی نیست که در صف آنها حضور یافته و آنان را پشتیبانی کنند، بلکه [[سکوت]] و بی‌طرفی در جایی که نتیجه‌ای جز [[انکار]] یا تضعیف [[حق]] و قوت یافتن [[باطل]] ندارد، خود از مصادیق پشتیبانی از مجرمان است، همان‌طور که برخی محدثان از وجود گرامی حضرت [[خاتم الانبیاء]] {{صل}} [[نقل]] کرده‌اند: {{متن حدیث|الساكِتُ عَنِ الْحَقِّ شَيْطَانٍ أَخْرَسَ}}<ref>فقه السنه، ج۲، ص۶۱۱؛ وضوء النبی، ج۱، ص۲۰۳.</ref>؛ آنکه رواج [[باطل]] را در جامعه‌ای مشاهده کند و بتواند با بیان یا با قلم، [[حق]] را اظهار کند ولی نکند، [[شیطانی]] دهان بسته است که سخن نمی‌گوید<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[امام مهدی موجود موعود (کتاب)|امام مهدی موجود موعود]]، ص228-233.</ref>.


==== ظهور، نقطه عطف [[تاریخ]] ====
==== ظهور، نقطه عطف [[تاریخ]] ====
بی‌شک، ظهور [[حضرت ولی عصر]] {{ع}} نه تنها آغاز دوران درخشان [[تاریخ]] بلکه نقطه عطف [[تاریخ]] [[بشر]] است، همان‌گونه که وجود مبارک [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} ظهور آن حضرت را چنانچه قبلاً بیان شد با چنین ویژگی‌ای معرفی می‌کند:{{متن حدیث|يَعْطِفُ‏ الْهَوَى‏ عَلَى‏ الْهُدَى‏ إِذَا عَطَفُوا الْهُدَى‏ عَلَى‏ الْهَوَى‏ وَ يَعْطِفُ‏ الرَّأْيَ‏ عَلَى‏ الْقُرْآنِ‏ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ‏ عَلَى‏ الرَّأْيِ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸.</ref>. شاید اصطلاح "نقطه عطف" که امروزه بسیار به کار می‌رود، برگرفته از همین بیان نورانی باشد. اگر مسیر حرکت [[جوامع]] انسانی همچون خطی باشد که در مسیر خود ناگزیر رو به سویی دارد و به سمت غایت و مطلوبی در حرکت است و حوادث اساسی در [[تاریخ]] زندگی [[بشر]] را هم که هر از گاهی به وقوع می‌پیوندد، بسان نقاطی برجسته بر روی آن در نظر گیریم، خواهیم دید که برخی حوادث (صرف نظر از بار ارزشی آنها) مسیر حرکت [[جامعه بشریت]] را تغییر داده و قافله انسانی را به سمت و سویی دیگر جهت بخشیده‌اند؛ گوئیا این خط را به سَمت قبله‌ای که خاص آنهاست [[خم]] کرده و از مسیر قبلی برگردانده‌اند. این‌گونه حوادث مهم و اثرگذار را "نقطه عطف" می‌نامند. هر نقطه عطفی، جهتی و گستره‌ای خاص خود دارد. گاهی جهت و عطفِ این نقاط، بازگرداندن مسیر [[جامعه انسانی]] از "[[عدل]]" به "[[ظلم]]" و "[[علم]]" به "[[جهل]]" است. چنین نقطه عطفی، جز به سقوط [[جامعه بشر]] نمی‌انجامد. کسانی که چنین نقاط عطفی در [[جوامع]] ایجاد می‌کنند، یا اساساً [[وحی]] را [[انکار]] می‌کنند و به کناری می‌نهند؛ یا آن را بر [[اندیشه]] خام خود عطف کرده و "باوری بی‌بنیان" را به نام [[دین]] به [[جامعه]] ارائه می‌دهند و مصداق کسانی می‌شوند که {{متن قرآن|يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۷۹.</ref>. اینان، [[هدایت]] را بر [[هوس]] و [[کلام]] [[خدای سبحان]] را بررأی خود عطف می‌کنند و از آنجا که معطوف همواره تابع معطوف علیه و فرع بر اوست، [[رأی]] خویش را اصل پنداشته و [[کلام الهی]] را بر محور زعم خویش [[تأویل]] می‌کنند. در برابر این گروه، [[انبیای الهی]] و [[امامان معصوم]] و برخی از شاگردان آنان نیز تأثیراتی عمیق و [[حیات]]‌بخش در [[تاریخ]] [[بشر]] داشته و جریان حرکت [[جوامع]] انسانی را از [[انحطاط]] و تیرگی به سوی [[نور]] و [[رستگاری]] معطوف کرده‌اند. این نقاط درخشان [[تاریخ]]، گرچه در سمت و سو بخشیدن به [[جوامع]] انسانی به سوی قبله‌ای واحد همداستان بوده‌اند، دامنه تأثیرشان در گوشه‌ای از [[زمین]] و زاویه‌ای از زمان متفاوت بوده است. ظهور وجود مبارک [[امام عصر]] {{ع}} همان نقطه عطفِ جهان‌شمولی است که جریان [[جامعه بشر]] را در گستره‌ای به وسعت تمامی [[زمین]] و تمامیت زمان خود، به سوی [[هدایت]] و تعالی معطوف می‌دارد. از آنجا که دو جنبه [[علم]] و عمل یا [[اندیشه]] و انگیزه، تأمین‌کننده تمام فراز و فرودهای [[جوامع]] انسانی است، وجود مبارک [[امام عصر]] {{ع}} در هر دو جنبه تأثیری شگرف می‌نهد و نقطه عطفی نهایی می‌آفریند: در بُعد [[اندیشه]] و [[علم]]، آن حضرت با اثاره [[عقول]] [[بشر]]، [[حس]] و خیال و وهم را تحت [[فرمانروایی]] [[عقل]] و [[عقل]] را نیز به خدمت [[وحی]] درمی‌آورد و به [[نور]] [[کلام الهی]] [[هدایت]] می‌کند؛ بدینسان تمامی مجاری ادراکی [[جامعه]] را به [[حق]] معطوف می‌کند و به تعالی می‌رساند. در بعد انگیزه یا عمل نیز گرایش‌ها و گریزها، جذب‌ها و دفع‌ها، [[شهوت‌ها]] و غضب‌ها را تحت [[اراده]] و اداره [[عقل]] عملی می‌برد و آن‌گاه [[عقل]] عملی را به [[رهبری]] [[وحی]] تکمیل و تتمیم می‌سازد و بدینسان هر کجراهه‌ای را بر راه مستقیم [[نور]] و [[هدایت]] منعطف می‌کند و بدین‌گونه جهانی‌ترین نقطه عطف عالم [[بشر]] را شکل می‌دهد؛ نقطه عطفی که هوای [[نفس]] را بر [[هدایت]] و آرای [[بشر]] را بر محور [[وحی]] برمی‌گرداند و [[سعادت]] [[جامعه بشر]] را تأمین می‌کند<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[امام مهدی موجود موعود (کتاب)|امام مهدی موجود موعود]]، ص228-233.</ref>.
بی‌شک، ظهور [[حضرت ولی عصر]] {{ع}} نه تنها آغاز دوران درخشان [[تاریخ]] بلکه نقطه عطف [[تاریخ]] [[بشر]] است، همان‌گونه که وجود مبارک [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} ظهور آن حضرت را چنانچه قبلاً بیان شد با چنین ویژگی‌ای معرفی می‌کند:{{متن حدیث|يَعْطِفُ‏ الْهَوَى‏ عَلَى‏ الْهُدَى‏ إِذَا عَطَفُوا الْهُدَى‏ عَلَى‏ الْهَوَى‏ وَ يَعْطِفُ‏ الرَّأْيَ‏ عَلَى‏ الْقُرْآنِ‏ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ‏ عَلَى‏ الرَّأْيِ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸.</ref>. شاید اصطلاح "نقطه عطف" که امروزه بسیار به کار می‌رود، برگرفته از همین بیان نورانی باشد. اگر مسیر حرکت [[جوامع]] انسانی همچون خطی باشد که در مسیر خود ناگزیر رو به سویی دارد و به سمت غایت و مطلوبی در حرکت است و حوادث اساسی در [[تاریخ]] زندگی [[بشر]] را هم که هر از گاهی به وقوع می‌پیوندد، بسان نقاطی برجسته بر روی آن در نظر گیریم، خواهیم دید که برخی حوادث (صرف نظر از بار ارزشی آنها) مسیر حرکت [[جامعه بشریت]] را تغییر داده و قافله انسانی را به سمت و سویی دیگر جهت بخشیده‌اند؛ گوئیا این خط را به سَمت قبله‌ای که خاص آنهاست [[خم]] کرده و از مسیر قبلی برگردانده‌اند. این‌گونه حوادث مهم و اثرگذار را "نقطه عطف" می‌نامند. هر نقطه عطفی، جهتی و گستره‌ای خاص خود دارد. گاهی جهت و عطفِ این نقاط، بازگرداندن مسیر [[جامعه انسانی]] از "[[عدل]]" به "[[ظلم]]" و "[[علم]]" به "[[جهل]]" است. چنین نقطه عطفی، جز به سقوط [[جامعه بشر]] نمی‌انجامد. کسانی که چنین نقاط عطفی در [[جوامع]] ایجاد می‌کنند، یا اساساً [[وحی]] را [[انکار]] می‌کنند و به کناری می‌نهند؛ یا آن را بر [[اندیشه]] خام خود عطف کرده و "باوری بی‌بنیان" را به نام [[دین]] به [[جامعه]] ارائه می‌دهند و مصداق کسانی می‌شوند که {{متن قرآن|يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۷۹.</ref>. اینان، [[هدایت]] را بر [[هوس]] و [[کلام]] [[خدای سبحان]] را بررأی خود عطف می‌کنند و از آنجا که معطوف همواره تابع معطوف علیه و فرع بر اوست، رأی خویش را اصل پنداشته و [[کلام الهی]] را بر محور زعم خویش [[تأویل]] می‌کنند. در برابر این گروه، [[انبیای الهی]] و [[امامان معصوم]] و برخی از شاگردان آنان نیز تأثیراتی عمیق و [[حیات]]‌بخش در [[تاریخ]] [[بشر]] داشته و جریان حرکت [[جوامع]] انسانی را از انحطاط و تیرگی به سوی [[نور]] و [[رستگاری]] معطوف کرده‌اند. این نقاط درخشان [[تاریخ]]، گرچه در سمت و سو بخشیدن به [[جوامع]] انسانی به سوی قبله‌ای واحد همداستان بوده‌اند، دامنه تأثیرشان در گوشه‌ای از [[زمین]] و زاویه‌ای از زمان متفاوت بوده است. ظهور وجود مبارک [[امام عصر]] {{ع}} همان نقطه عطفِ جهان‌شمولی است که جریان [[جامعه بشر]] را در گستره‌ای به وسعت تمامی [[زمین]] و تمامیت زمان خود، به سوی [[هدایت]] و تعالی معطوف می‌دارد. از آنجا که دو جنبه [[علم]] و عمل یا [[اندیشه]] و انگیزه، تأمین‌کننده تمام فراز و فرودهای [[جوامع]] انسانی است، وجود مبارک [[امام عصر]] {{ع}} در هر دو جنبه تأثیری شگرف می‌نهد و نقطه عطفی نهایی می‌آفریند: در بُعد [[اندیشه]] و [[علم]]، آن حضرت با اثاره [[عقول]] [[بشر]]، [[حس]] و خیال و وهم را تحت [[فرمانروایی]] [[عقل]] و [[عقل]] را نیز به خدمت [[وحی]] درمی‌آورد و به [[نور]] [[کلام الهی]] [[هدایت]] می‌کند؛ بدینسان تمامی مجاری ادراکی [[جامعه]] را به [[حق]] معطوف می‌کند و به تعالی می‌رساند. در بعد انگیزه یا عمل نیز گرایش‌ها و گریزها، جذب‌ها و دفع‌ها، [[شهوت‌ها]] و غضب‌ها را تحت [[اراده]] و اداره [[عقل]] عملی می‌برد و آن‌گاه [[عقل]] عملی را به [[رهبری]] [[وحی]] تکمیل و تتمیم می‌سازد و بدینسان هر کجراهه‌ای را بر راه مستقیم [[نور]] و [[هدایت]] منعطف می‌کند و بدین‌گونه جهانی‌ترین نقطه عطف عالم [[بشر]] را شکل می‌دهد؛ نقطه عطفی که هوای [[نفس]] را بر [[هدایت]] و آرای [[بشر]] را بر محور [[وحی]] برمی‌گرداند و [[سعادت]] [[جامعه بشر]] را تأمین می‌کند<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[امام مهدی موجود موعود (کتاب)|امام مهدی موجود موعود]]، ص228-233.</ref>.


==== ظهور، روز ثمر دادن [[جامعه بشر]] ====
==== ظهور، روز ثمر دادن [[جامعه بشر]] ====
[[جامعه بشر]] در مسیر [[تکامل]] و رشد خود هر روز به موفقیتی تازه دست می‌یابد؛ اما این پیشرفت‌ها یا در حوزه [[انسانیت]] [[انسان]] نیست مانند رشد صنعتی؛ یا تنها یک جنبه از [[انسان]] را متکامل می‌سازد، حال آنکه درخت [[جامعه بشر]] آن‌گاه به بار خواهد نشست که هم در بُعد [[اندیشه]]، [[رأی]] صائبی داشته باشد و هم در حوزه انگیزه، بر محور [[حق]] و [[عدالت]] عمل کند و چنین کمالی که [[حقیقت]] [[حیات]] انسانی را تأمین می‌کند، جز در پرتو [[خورشید]] [[وحی]] و [[نبوت]] و شعاع درخشان [[ولایت]] و [[امامت]] به دست نخواهد آمد. همان‌طور که [[زمین]] با [[نور]] [[خورشید]] از تیرگی و [[تاریکی]] رهایی می‌یابد و [[حیات]]ش مرهون آن است، زمینه [[قلوب]] [[انسان‌ها]] نیز نیازمند بارقه‌ای الهی است، تا [[جهل]] و تیرگی را از آن بزداید و دل‌ها را به [[نور]] [[هدایت]] روشن سازد و [[ظلم]] و [[تباهی]] در سرحد عدم قرار گیرد و [[پرچم]] [[عدل]] و [[احسان]] در اوج به اهتزاز درآید و پندارهای [[باطل]] به [[اشراق]] اندیشه‌های برآمده از [[خورشید]] [[هدایت الهی]] مضمحل گردند. چنین میوه شیرینی، محصول ظهور [[ولی الله]] اعظم {{ع}} است که آفات [[اندیشه]] و انگیزه را از [[جامعه بشر]] دور ساخته و گنج‌های پنهان [[عقل]] را اثاره می‌کند و زمینه‌های مرده را زنده می‌گرداند. با ظهورش هر آتشی که جنگ‌افروزان ضد [[بشر]] برمی‌افروزند خاموش می‌شود: {{متن قرآن|كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ}}<ref>سوره مائده، آیه ۶۴.</ref> و تبلور فروغ الهی از گزند زبان دردزای بدخواهان مصون می‌گردد: {{متن قرآن|يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}<ref>سوره صف، آیه ۸.</ref> و [[نور الهی]] زمینه [[حیات]] [[آدمیان]] را روشن خواهد کرد: {{متن قرآن|وَأَشْرَقَتِ الأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا}}<ref>سوره زمر، آیه ۶۹.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[امام مهدی موجود موعود (کتاب)|امام مهدی موجود موعود]]، ص228-233.</ref>
[[جامعه بشر]] در مسیر [[تکامل]] و رشد خود هر روز به موفقیتی تازه دست می‌یابد؛ اما این پیشرفت‌ها یا در حوزه [[انسانیت]] [[انسان]] نیست مانند رشد صنعتی؛ یا تنها یک جنبه از [[انسان]] را متکامل می‌سازد، حال آنکه درخت [[جامعه بشر]] آن‌گاه به بار خواهد نشست که هم در بُعد [[اندیشه]]، رأی صائبی داشته باشد و هم در حوزه انگیزه، بر محور [[حق]] و [[عدالت]] عمل کند و چنین کمالی که [[حقیقت]] [[حیات]] انسانی را تأمین می‌کند، جز در پرتو [[خورشید]] [[وحی]] و [[نبوت]] و شعاع درخشان [[ولایت]] و [[امامت]] به دست نخواهد آمد. همان‌طور که [[زمین]] با [[نور]] [[خورشید]] از تیرگی و [[تاریکی]] رهایی می‌یابد و [[حیات]]ش مرهون آن است، زمینه [[قلوب]] [[انسان‌ها]] نیز نیازمند بارقه‌ای الهی است، تا [[جهل]] و تیرگی را از آن بزداید و دل‌ها را به [[نور]] [[هدایت]] روشن سازد و [[ظلم]] و [[تباهی]] در سرحد عدم قرار گیرد و [[پرچم]] [[عدل]] و [[احسان]] در اوج به اهتزاز درآید و پندارهای [[باطل]] به اشراق اندیشه‌های برآمده از [[خورشید]] [[هدایت الهی]] مضمحل گردند. چنین میوه شیرینی، محصول ظهور [[ولی الله]] اعظم {{ع}} است که آفات [[اندیشه]] و انگیزه را از [[جامعه بشر]] دور ساخته و گنج‌های پنهان [[عقل]] را اثاره می‌کند و زمینه‌های مرده را زنده می‌گرداند. با ظهورش هر آتشی که جنگ‌افروزان ضد [[بشر]] برمی‌افروزند خاموش می‌شود: {{متن قرآن|كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ}}<ref>سوره مائده، آیه ۶۴.</ref> و تبلور فروغ الهی از گزند زبان دردزای بدخواهان مصون می‌گردد: {{متن قرآن|يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}<ref>سوره صف، آیه ۸.</ref> و [[نور الهی]] زمینه [[حیات]] [[آدمیان]] را روشن خواهد کرد: {{متن قرآن|وَأَشْرَقَتِ الأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا}}<ref>سوره زمر، آیه ۶۹.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[امام مهدی موجود موعود (کتاب)|امام مهدی موجود موعود]]، ص228-233.</ref>


==== ظهور، جلوه منت الهی ====
==== ظهور، جلوه منت الهی ====
منت، چنانچه گذشت همان [[نعمت]] سنگین الهی است که [[خدای سبحان]] به [[بندگان]] خاص خود ارزانی می‌دارد؛ نعمتی بس سنگین که جز خاصان درگاه [[حق]] دیگران توان حمل آن را ندارند؛ نعمتی نه مانند سایر نعمت‌ها، چرا که سایر نعمت‌ها گرچه به وسعت [[آسمان]] و پهنای [[زمین]] باشند، ناپایدارند زیرا روزی بساطشان در هم خواهد پیچید و شی‌ء ناپایدار درخور [[تکریم]] الهی نیست، تا از آن به "منت" یاد کند. [[آفتاب]] با همه تابشش روزی فرسوده خواهد شد و قانون {{متن قرآن|إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ}}<ref>سوره تکویر، آیه ۱.</ref> براو [[حکومت]] خواهد کرد؛ ماه با تمام جلوه‌اش روزی محکومِ {{متن قرآن|وَخَسَفَ الْقَمَرُ}}<ref>سوره قیامت، آیه ۸.</ref> خواهد شد؛ آنچه روزی روشن است و روزی تاریک می‌شود، [[شایسته]] آن نیست که "منت" نام گیرد؛ "منت" آن نعمتی است که افول نمی‌پذیرد و محکوم زوال نیست و هیچ [[کسوف]] و خسوفی را برنمی‌تابد و هیچ عاملی توان فسرده کردن سراج منیرش را ندارد. [[خدای سبحان]] [[نبوت]] [[نبی]] اعظم‌ {{صل}} را چنین نعمتی می‌خواند و آن را منتی بر [[مسلمانان]] می‌شمارد: {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ}}<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.</ref>. [[نبوت]] و [[رسالت]] آن وجود مبارک، چراغ روشنی است که هیچ کس را یارای خاموش کردنش نیست، همان‌گونه که [[زینب]] کبرا {{س}} در [[شام]] به دستگاه فاسد [[اموی]] خطاب کرد: {{متن حدیث|" لَا تَمْحُو ذَكَرْنَا وَ لَا تُمِيتُ‏ وَحْيَنَا‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>اللهوف، ص ۱۹۴؛ بحار الانوار، ج۴۵، ص ۱۳۵.</ref>؛ هر کار که از شما برمی‌آید انجام دهید، ممکن نیست بتوانید [[نور]] [[نبوت]]، [[رسالت]] و [[وحی]] را خاموش سازید چون [[نور]] ایزدفروز [[دین]]، نه تنها خاموش شدنی نیست، در نهایت، هر نوری را مقهور [[نور]] خویش خواهد کرد: {{متن قرآن|وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}<ref>سوره صف، آیه ۸.</ref>. [[امامت]] نیز که جز فروغ مستمر [[نبوت]] نیست از منت‌های الهی بر [[بندگان]] است و ظهور تام چنین [[نعمت]] عظیمی، هنگامی است که [[خورشید]] [[جمال]] [[مهدی]] موجود [[موعود]] از پس ابر [[غیبت]] به در می‌آید و عالم را روشنی می‌بخشد: {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>سوره قصص، آیه ۵.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[امام مهدی موجود موعود (کتاب)|امام مهدی موجود موعود]]، ص228-233.</ref>
منت، چنانچه گذشت همان [[نعمت]] سنگین الهی است که [[خدای سبحان]] به [[بندگان]] خاص خود ارزانی می‌دارد؛ نعمتی بس سنگین که جز خاصان درگاه [[حق]] دیگران توان حمل آن را ندارند؛ نعمتی نه مانند سایر نعمت‌ها، چرا که سایر نعمت‌ها گرچه به وسعت [[آسمان]] و پهنای [[زمین]] باشند، ناپایدارند زیرا روزی بساطشان در هم خواهد پیچید و شی‌ء ناپایدار درخور [[تکریم]] الهی نیست، تا از آن به "منت" یاد کند. [[آفتاب]] با همه تابشش روزی فرسوده خواهد شد و قانون {{متن قرآن|إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ}}<ref>سوره تکویر، آیه ۱.</ref> براو [[حکومت]] خواهد کرد؛ ماه با تمام جلوه‌اش روزی محکومِ {{متن قرآن|وَخَسَفَ الْقَمَرُ}}<ref>سوره قیامت، آیه ۸.</ref> خواهد شد؛ آنچه روزی روشن است و روزی تاریک می‌شود، شایسته آن نیست که "منت" نام گیرد؛ "منت" آن نعمتی است که افول نمی‌پذیرد و محکوم زوال نیست و هیچ [[کسوف]] و خسوفی را برنمی‌تابد و هیچ عاملی توان فسرده کردن سراج منیرش را ندارد. [[خدای سبحان]] [[نبوت]] [[نبی]] اعظم‌ {{صل}} را چنین نعمتی می‌خواند و آن را منتی بر [[مسلمانان]] می‌شمارد: {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ}}<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.</ref>. [[نبوت]] و [[رسالت]] آن وجود مبارک، چراغ روشنی است که هیچ کس را یارای خاموش کردنش نیست، همان‌گونه که [[زینب]] کبرا {{س}} در [[شام]] به دستگاه فاسد [[اموی]] خطاب کرد: {{متن حدیث|لَا تَمْحُو ذَكَرْنَا وَ لَا تُمِيتُ‏ وَحْيَنَا‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏}}<ref>اللهوف، ص ۱۹۴؛ بحار الانوار، ج۴۵، ص ۱۳۵.</ref>؛ هر کار که از شما برمی‌آید انجام دهید، ممکن نیست بتوانید [[نور]] [[نبوت]]، [[رسالت]] و [[وحی]] را خاموش سازید چون [[نور]] ایزدفروز [[دین]]، نه تنها خاموش شدنی نیست، در نهایت، هر نوری را مقهور [[نور]] خویش خواهد کرد: {{متن قرآن|وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}<ref>سوره صف، آیه ۸.</ref>. [[امامت]] نیز که جز فروغ مستمر [[نبوت]] نیست از منت‌های الهی بر [[بندگان]] است و ظهور تام چنین [[نعمت]] عظیمی، هنگامی است که [[خورشید]] [[جمال]] [[مهدی]] موجود [[موعود]] از پس ابر [[غیبت]] به در می‌آید و عالم را روشنی می‌بخشد: {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>سوره قصص، آیه ۵.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[امام مهدی موجود موعود (کتاب)|امام مهدی موجود موعود]]، ص228-233.</ref>


==== رضایت همگانی ====
==== رضایت همگانی ====
او که می‌آید بر روی [[زمین]] چیزی جز [[شهادت]] به یگانگی [[خدا]] و [[رسالت]] [[محمد]] مصطفی {{صل}} نخواهد بود<ref>بحارالانوار، ۵۲، ۳۴۰.</ref>. او که می‌آید [[عدل]] و داد را روی [[زمین]] حکم‌فرما کرده و [[ظلم]] و [[ستم]] را ریشه‌کن می‌کند. او که می‌آید مردگان نیز از ظهور و حضورش شادی می‌کنند و برخی از آنها به [[برکت]] وجودش به [[اذن]] [[پروردگار]] زنده خواهند شد. آری [[امام]] که می‌آید نه فقط [[بشر]] از [[نور]] وجودش بهره می‌گیرد بلکه [[فرشتگان]] نیز در خدمتش خواهند بود.
او که می‌آید بر روی [[زمین]] چیزی جز [[شهادت]] به یگانگی [[خدا]] و [[رسالت]] [[محمد]] مصطفی {{صل}} نخواهد بود<ref>بحارالانوار، ۵۲، ۳۴۰.</ref>. او که می‌آید [[عدل]] و داد را روی [[زمین]] حکم‌فرما کرده و [[ظلم]] و [[ستم]] را ریشه‌کن می‌کند. او که می‌آید مردگان نیز از ظهور و حضورش شادی می‌کنند و برخی از آنها به [[برکت]] وجودش به [[اذن]] [[پروردگار]] زنده خواهند شد. آری [[امام]] که می‌آید نه فقط [[بشر]] از [[نور]] وجودش بهره می‌گیرد بلکه [[فرشتگان]] نیز در خدمتش خواهند بود.


[[پیامبر]] {{صل}} و [[امامان]] {{عم}} از زیبایی‌های آن دوران طلایی سخن فراوان گفته‌اند: [[پیامبر]] {{صل}} درباره‌اش فرمود: {{متن حدیث|يَرْضَى عَنْهُ سَاكِنُ السَّمَاءِ وَ سَاكِنُ الْأَرْضِ}}<ref>عصر الظهور، ۳۲۶.</ref>؛ ساکنان آسمان و [[زمین]] از [[حضور]] او ([[حضرت مهدی]] {{ع}}) راضی و خشنود خواهند بود. آسمان هر چه باران و برکات دارد فرو فرستد و زمین آنچه را درون خود دارد، بیرون ریزد و مردگان نیز آرزوی زنده شدن را خواهند داشت<ref>عصر الظهور، ۳۲۶.</ref>.
[[پیامبر]] {{صل}} و [[امامان]] {{عم}} از زیبایی‌های آن دوران طلایی سخن فراوان گفته‌اند: [[پیامبر]] {{صل}} درباره‌اش فرمود: {{متن حدیث|يَرْضَى عَنْهُ سَاكِنُ السَّمَاءِ وَ سَاكِنُ الْأَرْضِ}}<ref>عصر الظهور، ۳۲۶.</ref>؛ ساکنان آسمان و [[زمین]] از حضور او ([[حضرت مهدی]] {{ع}}) راضی و خشنود خواهند بود. آسمان هر چه باران و برکات دارد فرو فرستد و زمین آنچه را درون خود دارد، بیرون ریزد و مردگان نیز آرزوی زنده شدن را خواهند داشت<ref>عصر الظهور، ۳۲۶.</ref>.


[[علوم]] و [[دانش]] بشری هر [[قدر]] هم پیشرفت کند، در برابر پیشرفت آن زمان بسیار ناچیز و ابتدایی خواهد بود؛ چرا که تمام [[علوم]] به [[بشر]] ارزانی می‌شود. [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: «[[علم]] و [[دانش]] بیست و هفت حرف است و هر چه را که [[پیامبران]] آورده‌اند در دو حرف خلاصه شده است، اما وقتی که [[قائم]] ما ظهور می‌کند بیست و پنج حرف دیگر را در بین [[مردم]] پخش خواهد کرد و آن دو حرف پیشین را نیز ضمیمه می‌کند تا بیست و هفت حرف [[کامل]] گردد<ref>بحارالانوار، ۵۲، ۳۳۶.</ref>. به فرموده [[امام محمد باقر]] {{ع}} [[امام مهدی]] {{ع}} که [[قیام]] می‌کند: دست مبارکش را بر سر [[بندگان]] می‌کشد تا [[عقل]] آنان [[کامل]] شده و اخلاقشان را به سر حد [[کمال]] رساند<ref>بحارالانوار، ۵۲، ۳۳۶.</ref>.
[[علوم]] و [[دانش]] بشری هر [[قدر]] هم پیشرفت کند، در برابر پیشرفت آن زمان بسیار ناچیز و ابتدایی خواهد بود؛ چرا که تمام [[علوم]] به [[بشر]] ارزانی می‌شود. [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: «[[علم]] و [[دانش]] بیست و هفت حرف است و هر چه را که [[پیامبران]] آورده‌اند در دو حرف خلاصه شده است، اما وقتی که [[قائم]] ما ظهور می‌کند بیست و پنج حرف دیگر را در بین [[مردم]] پخش خواهد کرد و آن دو حرف پیشین را نیز ضمیمه می‌کند تا بیست و هفت حرف کامل گردد<ref>بحارالانوار، ۵۲، ۳۳۶.</ref>. به فرموده [[امام محمد باقر]] {{ع}} [[امام مهدی]] {{ع}} که [[قیام]] می‌کند: دست مبارکش را بر سر [[بندگان]] می‌کشد تا [[عقل]] آنان کامل شده و اخلاقشان را به سر حد [[کمال]] رساند<ref>بحارالانوار، ۵۲، ۳۳۶.</ref>.


هم‌چنین فرمود: «هنگامی که [[قائم]] ما [[قیام]] می‌کند، [[خداوند]] آن‌چنان [[قلب]] و گوش [[شیعیان]] ما را شنوا و بینا کند که بین حضرت و پیروانش هیچ [[حجاب]] و پرده‌ای نخواهد بود. ایشان با [[پیروان]] خود سخن می‌گوید و آنها هم سخنش را می‌شنوند و هم او را می‌بینند در حالی که حضرت در [[جایگاه]] خویش است»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ مَدَّ اللَّهُ لِشِيعَتِنَا فِي أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ حَتَّى لَا يَكُونَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقَائِمِ بَرِيدٌ- يُكَلِّمُهُمْ فَيَسْمَعُونَ وَ يَنْظُرُونَ إِلَيْهِ وَ هُوَ فِي مَكَانِهِ}}، بحارالانوار، ۵۲، ۳۳۶.</ref>.
هم‌چنین فرمود: «هنگامی که [[قائم]] ما [[قیام]] می‌کند، [[خداوند]] آن‌چنان [[قلب]] و گوش [[شیعیان]] ما را شنوا و بینا کند که بین حضرت و پیروانش هیچ [[حجاب]] و پرده‌ای نخواهد بود. ایشان با [[پیروان]] خود سخن می‌گوید و آنها هم سخنش را می‌شنوند و هم او را می‌بینند در حالی که حضرت در جایگاه خویش است»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ مَدَّ اللَّهُ لِشِيعَتِنَا فِي أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ حَتَّى لَا يَكُونَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقَائِمِ بَرِيدٌ- يُكَلِّمُهُمْ فَيَسْمَعُونَ وَ يَنْظُرُونَ إِلَيْهِ وَ هُوَ فِي مَكَانِهِ}}، بحارالانوار، ۵۲، ۳۳۶.</ref>.


و درباره [[مؤمنان]] نیز گفته‌اند که: «[[مؤمن]] در زمان [[حضرت قائم]] اگر در [[مشرق]] [[زمین]] باشد برادر خود را که در [[مغرب]] [[زمین]] است می‌بیند و همچنین آن مؤمنی که در مشرق زمین است برادرش را که در مغرب زمین است از دور خواهد دید»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الْمُؤْمِنَ فِي زَمَانِ الْقَائِمِ وَ هُوَ بِالْمَشْرِقِ لَيَرَى أَخَاهُ الَّذِي فِي الْمَغْرِبِ وَ كَذَا الَّذِي فِي الْمَغْرِبِ يَرَى أَخَاهُ الَّذِي فِي الْمَشْرِقِ}}، بحارالانوار، ۵۲، ۳۹۱.</ref>.
و درباره [[مؤمنان]] نیز گفته‌اند که: «[[مؤمن]] در زمان [[حضرت قائم]] اگر در [[مشرق]] [[زمین]] باشد برادر خود را که در [[مغرب]] [[زمین]] است می‌بیند و همچنین آن مؤمنی که در مشرق زمین است برادرش را که در مغرب زمین است از دور خواهد دید»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الْمُؤْمِنَ فِي زَمَانِ الْقَائِمِ وَ هُوَ بِالْمَشْرِقِ لَيَرَى أَخَاهُ الَّذِي فِي الْمَغْرِبِ وَ كَذَا الَّذِي فِي الْمَغْرِبِ يَرَى أَخَاهُ الَّذِي فِي الْمَشْرِقِ}}، بحارالانوار، ۵۲، ۳۹۱.</ref>.
خط ۴۱: خط ۴۱:


==== آسایش و رفاه ====
==== آسایش و رفاه ====
[[مفضل بن عمر]] از [[امام صادق]] {{ع}} چنین [[نقل]] کرده است: زمانی که [[حضرت قائم]] {{ع}} ظهور می‌کند، [[مؤمن]]، پرنده را از هوا فرا می‌خواند و ذبحش کرده، بریان می‌کند گوشتش را می‌خورد، اما استخوانش را [[خرد]] نمی‌کند. سپس به آن پرنده می‌گوید: به [[اذن خداوند]] زنده شو. آن پرنده زنده می‌شود و پرواز می‌کند و با آهوان صحرا نیز چنین می‌کند. [[مؤمنان]] با وجود [[امام مهدی]] {{ع}} دیگر نیازی به [[خورشید و ماه]] ندارند؛ چرا که آن حضرت روشنایی و [[نور]] [[عالم]] هستی است. روی کرۀ [[زمین]] هیچ‌گونه شر و [[فساد]] و جنبندۀ موذی پیدا نخواهد شد؛ چرا که [[دعوت]]، آسمانی است نه [[زمینی]]. در آن زمان [[شیطان]] هیچ وسوسه، حسد و فسادگری نخواهد داشت. [[زمین]] و درخت دیگر خار نداشته و همواره سرسبز خواهد بود. هر چه از آن گرفته شود، همان لحظه به جایش می‌روید و به حال خود بر می‌گردد. اگر مردی برای فرزندش لباسی بپوشاند، بدون دخالت دیگری، لباس طبق دلخواه، کوتاه و بلند می‌شود و به هر رنگی که [[دوست]] داشته باشند، در می‌آید. [[فرشتگان]] با [[مؤمنان]] دست می‌دهند و برای آنها [[پیام]] می‌آورند و مردگان را به [[اذن]] خدای عزوجل زنده می‌کنند<ref>دلائل الامامه، ۲۴۶.</ref>.
[[مفضل بن عمر]] از [[امام صادق]] {{ع}} چنین [[نقل]] کرده است: زمانی که [[حضرت قائم]] {{ع}} ظهور می‌کند، [[مؤمن]]، پرنده را از هوا فرا می‌خواند و ذبحش کرده، بریان می‌کند گوشتش را می‌خورد، اما استخوانش را [[خرد]] نمی‌کند. سپس به آن پرنده می‌گوید: به [[اذن خداوند]] زنده شو. آن پرنده زنده می‌شود و پرواز می‌کند و با آهوان صحرا نیز چنین می‌کند. [[مؤمنان]] با وجود [[امام مهدی]] {{ع}} دیگر نیازی به [[خورشید و ماه]] ندارند؛ چرا که آن حضرت روشنایی و [[نور]] [[عالم]] هستی است. روی کرۀ [[زمین]] هیچ‌گونه شر و [[فساد]] و جنبندۀ موذی پیدا نخواهد شد؛ چرا که [[دعوت]]، آسمانی است نه زمینی. در آن زمان [[شیطان]] هیچ وسوسه، حسد و فسادگری نخواهد داشت. [[زمین]] و درخت دیگر خار نداشته و همواره سرسبز خواهد بود. هر چه از آن گرفته شود، همان لحظه به جایش می‌روید و به حال خود بر می‌گردد. اگر مردی برای فرزندش لباسی بپوشاند، بدون دخالت دیگری، لباس طبق دلخواه، کوتاه و بلند می‌شود و به هر رنگی که [[دوست]] داشته باشند، در می‌آید. [[فرشتگان]] با [[مؤمنان]] دست می‌دهند و برای آنها [[پیام]] می‌آورند و مردگان را به [[اذن]] خدای عزوجل زنده می‌کنند<ref>دلائل الامامه، ۲۴۶.</ref>.


[[امام باقر]] {{ع}} می‌فرماید: "در زمان [[حکومت امام مهدی]] {{ع}} در روی [[زمین]] ویرانه‌ای نماند مگر آنکه آباد گردد". "[[امام زمان]] {{ع}} بین [[مردم]] [[مساوات]] برقرار می‌کند و عطایای او فراوان شود به‌گونه‌ای که [[نیازمند]] و فقیری پیدا نمی‌شود...<ref>کمال الدین، ج ۱، ص ۳۳۱؛ نور الثقلین، ج ۲، ص ۲۱۲.</ref> و [[زمین]] گنج‌ها و [[برکات]] خود را نمایان می‌کند"»<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۹۰؛ عقد الدرر، ص ۶۷؛ امالی طوسی، باب ۱۸، ص ۵۱۳.</ref>.<ref>[[حسین ایرانی|ایرانی، حسین]]، [[منجی موعود از منظر نهج البلاغه (کتاب)|منجی موعود از منظر نهج البلاغه]]، ص۷۰.</ref>
[[امام باقر]] {{ع}} می‌فرماید: "در زمان [[حکومت امام مهدی]] {{ع}} در روی [[زمین]] ویرانه‌ای نماند مگر آنکه آباد گردد". "[[امام زمان]] {{ع}} بین [[مردم]] [[مساوات]] برقرار می‌کند و عطایای او فراوان شود به‌گونه‌ای که [[نیازمند]] و فقیری پیدا نمی‌شود...<ref>کمال الدین، ج ۱، ص ۳۳۱؛ نور الثقلین، ج ۲، ص ۲۱۲.</ref> و [[زمین]] گنج‌ها و [[برکات]] خود را نمایان می‌کند"»<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۹۰؛ عقد الدرر، ص ۶۷؛ امالی طوسی، باب ۱۸، ص ۵۱۳.</ref>.<ref>[[حسین ایرانی|ایرانی، حسین]]، [[منجی موعود از منظر نهج البلاغه (کتاب)|منجی موعود از منظر نهج البلاغه]]، ص۷۰.</ref>


==== آشکار و فراگیر شدن عدل ====
==== آشکار و فراگیر شدن عدل ====
فضیل گوید: از [[امام جعفر صادق]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: وقتی که [[قائم]] ما [[قیام]] کند از [[مردم]] نادان زمان خویش بیش از جاهلیت زمان [[رسول خدا]] {{صل}} رنج می‌برد. گوید: عرض کردم: چگونه؟ [[امام]] فرمود: هنگامی که [[پیامبر]] {{صل}} [[مبعوث]] شد، به سوی مردمی آمد که سنگ و چوب تراشیده (بت) را [[پرستش]] می‌کردند. اما وقتی [[قائم]] ما می‌آید، به سوی مردمی می‌رود که کتاب [[خدا]] را طبق [[رأی]] خویش [[تأویل]] نموده و با کتاب [[خدا]] برای [[مخالفت]] با حضرتش [[احتجاج]] می‌کنند. سپس فرمود: به [[خدا]] سوگند که [[عدل]] [[امام مهدی]] {{ع}} به درون خانه‌هایشان می‌رود، همان‌گونه که گرما و سرما به خانه‌هایشان وارد می‌شود<ref>بحارالانوار، ۵۲، ۳۶۲.</ref>.<ref>[[محمد جواد مروجی طبسی|مروجی طبسی، محمد جواد]] [[همراه با مهدی از مکه تا قدس (کتاب)|همراه با مهدی از مکه تا قدس]] ص ۶۹-۷۳.</ref>
فضیل گوید: از [[امام جعفر صادق]] {{ع}} شنیدم که می‌فرمود: وقتی که [[قائم]] ما [[قیام]] کند از [[مردم]] نادان زمان خویش بیش از جاهلیت زمان [[رسول خدا]] {{صل}} رنج می‌برد. گوید: عرض کردم: چگونه؟ [[امام]] فرمود: هنگامی که [[پیامبر]] {{صل}} [[مبعوث]] شد، به سوی مردمی آمد که سنگ و چوب تراشیده (بت) را [[پرستش]] می‌کردند. اما وقتی [[قائم]] ما می‌آید، به سوی مردمی می‌رود که کتاب [[خدا]] را طبق رأی خویش [[تأویل]] نموده و با کتاب [[خدا]] برای [[مخالفت]] با حضرتش [[احتجاج]] می‌کنند. سپس فرمود: به [[خدا]] سوگند که [[عدل]] [[امام مهدی]] {{ع}} به درون خانه‌هایشان می‌رود، همان‌گونه که گرما و سرما به خانه‌هایشان وارد می‌شود<ref>بحارالانوار، ۵۲، ۳۶۲.</ref>.<ref>[[محمد جواد مروجی طبسی|مروجی طبسی، محمد جواد]] [[همراه با مهدی از مکه تا قدس (کتاب)|همراه با مهدی از مکه تا قدس]] ص ۶۹-۷۳.</ref>


[[امام صادق]] {{ع}} می‌فرماید: آن‌گاه که قائم ما به پاخیزد، به [[عدالت]] رفتار می‌کند. در آن ایام، ستم رفع می‌شود و راه‌ها ایمن و بی‌خطر می‌گردد. زمین برکاتش را از دل خود برون می‌فرستد. هر حقی به صاحبش برگردانده می‌شود و همگان اظهار اسلام می‌کنند و به [[ایمان]] خویش اعتراف می‌کنند... او میان مردم چون [[حضرت داوود|داوود]] {{ع}} و [[پیامبر خاتم|محمد]] {{صل}} از حکم می‌کند. در آن هنگام، زمین گنج‌ها و برکاتش را آشکار می‌سازد و دیگر برای صدقه دادن محل و افردی یافت نمی‌شود، زیرا همه مؤمنان به ثروت و بی‌نیازی می‌رسند. همانا حکومت ما واپسین حکومت‌هاست... و خداوند فرموده است: "فرجام نیک برای پرهیزگاران است"<ref> شیخ مفید، الارشاد، ص ۳۸۴ و علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج ۳، ص ۲۶۵.</ref>.<ref>[[مهدی علی‌پور|علی‌پور، مهدی]]، [[ظهور (مقاله)|ظهور]]، ص ۲۵۱-۲۵۲.</ref>
[[امام صادق]] {{ع}} می‌فرماید: آن‌گاه که قائم ما به پاخیزد، به [[عدالت]] رفتار می‌کند. در آن ایام، ستم رفع می‌شود و راه‌ها ایمن و بی‌خطر می‌گردد. زمین برکاتش را از دل خود برون می‌فرستد. هر حقی به صاحبش برگردانده می‌شود و همگان اظهار اسلام می‌کنند و به [[ایمان]] خویش اعتراف می‌کنند... او میان مردم چون [[حضرت داوود|داوود]] {{ع}} و [[پیامبر خاتم|محمد]] {{صل}} از حکم می‌کند. در آن هنگام، زمین گنج‌ها و برکاتش را آشکار می‌سازد و دیگر برای صدقه دادن محل و افردی یافت نمی‌شود، زیرا همه مؤمنان به ثروت و بی‌نیازی می‌رسند. همانا حکومت ما واپسین حکومت‌هاست... و خداوند فرموده است: "فرجام نیک برای پرهیزگاران است"<ref> شیخ مفید، الارشاد، ص ۳۸۴ و علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج ۳، ص ۲۶۵.</ref>.<ref>[[مهدی علی‌پور|علی‌پور، مهدی]]، [[ظهور (مقاله)|ظهور]]، ص ۲۵۱-۲۵۲.</ref>
خط ۵۷: خط ۵۷:


==== شیوه زندگی در عصر ظهور ====
==== شیوه زندگی در عصر ظهور ====
وقتی [[مهدی موعود]] {{ع}} ظهور کرد و در [[جنگ]] با [[دشمنان دین]] پیروز شد و بر شرق و غرب [[جهان]] تسلط یافت، تمام [[زمین]] را به وسیله یک [[حکومت جهانی]] [[اسلامی]] [[اداره]] می‌کند، [[استانداران]] لایقی با برنامه کار و [[دستورات]] لازم به تمام استان‌ها گسیل می‌دارد‌<ref>دلایل الإمامة، محمد بن جرید طبری، ص ۲۴۹، چاپ نجف، ۱۳۶۹.</ref>. بر اثر کوشش و [[جدیت]] چنین استاندارانی تمام [[زمین]] آباد می‌گردد. [[حضرت مهدی]] {{ع}} نیز خود از دور، تمام حوادث و جریانات [[کشور]] پهناور [[اسلامی]] را زیر نظر دارد و تمام نقاط [[زمین]] برایش مانند [[کف دست]] نمایان است، [[اصحاب]] و یارانش نیز از فاصله‌های دور، ایشان را مشاهده کرده، با حضرتش صحبت می‌کنند. [[عدل و داد]]، تمام [[زمین]] را فرا می‌گیرد، [[مردم]] با هم [[مهربان]] شده، با [[صدق]] و [[صفا]] در کنار یکدیگر [[زندگی]] می‌کنند، [[امنیت عمومی]] همه جا را فرا می‌گیرد و کسی درصدد [[آزار]] دیگری نیست، [[وضع اقتصادی]] [[مردم]] بسیار خوب می‌شود، به طوری که مستحق [[زکات]] پیدا نمی‌شود، باران‌های سودمند پی در پی می‌بارد، تمام [[زمین]] سبز و خرم گشته، [[برکات]] و محصولات [[زمین]] زیاد می‌شود، [[اصلاحات]] لازم در امور [[کشاورزی]] به عمل می‌آید، توجه [[مردم]] به [[خدا]] زیاد شده، گرد [[گناه]] نمی‌‌گردند، [[اسلام]] [[دین]] رسمی [[جهان]] شده، بانگ [[توحید]] از همه جا بلند می‌شود.
وقتی [[مهدی موعود]] {{ع}} ظهور کرد و در [[جنگ]] با دشمنان دین پیروز شد و بر شرق و غرب [[جهان]] تسلط یافت، تمام [[زمین]] را به وسیله یک [[حکومت جهانی]] [[اسلامی]] [[اداره]] می‌کند، استانداران لایقی با برنامه کار و [[دستورات]] لازم به تمام استان‌ها گسیل می‌دارد‌<ref>دلایل الإمامة، محمد بن جرید طبری، ص ۲۴۹، چاپ نجف، ۱۳۶۹.</ref>. بر اثر کوشش و جدیت چنین استاندارانی تمام [[زمین]] آباد می‌گردد. [[حضرت مهدی]] {{ع}} نیز خود از دور، تمام حوادث و جریانات [[کشور]] پهناور [[اسلامی]] را زیر نظر دارد و تمام نقاط [[زمین]] برایش مانند [[کف دست]] نمایان است، [[اصحاب]] و یارانش نیز از فاصله‌های دور، ایشان را مشاهده کرده، با حضرتش صحبت می‌کنند. [[عدل و داد]]، تمام [[زمین]] را فرا می‌گیرد، [[مردم]] با هم [[مهربان]] شده، با [[صدق]] و صفا در کنار یکدیگر [[زندگی]] می‌کنند، [[امنیت عمومی]] همه جا را فرا می‌گیرد و کسی درصدد [[آزار]] دیگری نیست، وضع اقتصادی [[مردم]] بسیار خوب می‌شود، به طوری که مستحق [[زکات]] پیدا نمی‌شود، باران‌های سودمند پی در پی می‌بارد، تمام [[زمین]] سبز و خرم گشته، [[برکات]] و محصولات [[زمین]] زیاد می‌شود، [[اصلاحات]] لازم در امور [[کشاورزی]] به عمل می‌آید، توجه [[مردم]] به [[خدا]] زیاد شده، گرد [[گناه]] نمی‌‌گردند، [[اسلام]] [[دین]] رسمی [[جهان]] شده، بانگ [[توحید]] از همه جا بلند می‌شود.


در امور راه‌سازی برنامه‌های جالبی را به مرحله [[اجرا]] می‌گذارند، به قدری [[جدیت]] می‌کنند که حتی مساجدی را که سر راه ساخته شده خراب می‌کنند، برای خیابان‌ها پیاده‌رو درست می‌کنند، به پیاده‌ها [[دستور]] می‌دهند که از پیاده‌رو عبور کنند و به سواره‌ها امر می‌کنند که در وسط خیابان حرکت نمایند، تمام پنجره‌هایی را که به کوچه باز شده، مسدود می‌سازند، از ایجاد ناودان در کوچه جلوگیری می‌کنند، حتی مساجد مشرف و عالی را خراب می‌نمایند و پیش آمدگی‌های ساختمان را خراب می‌کنند. در [[عصر حضرت مهدی]] {{ع}} [[عقل]] [[مردم]] کامل می‌شود و سطح معلومات عمومی بالا می‌رود، بطوری که زن‌ها در خانه خویش از عهده [[قضاوت]] بر می‌آیند. [[حضرت صادق]] {{ع}} در این زمینه فرمود: [[علم]] و [[دانش]] به ۲۷ قسم تقسیم شده که بیش از دو قسمت آن در دسترس [[بشر]] قرار نگرفته است. وقتی که [[قائم]] ما [[قیام]] کرد، آن حضرت ۲۵ قسمت دیگر را آشکار [[جامعه بشری]] پخش می‌کند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶.</ref>. در آن زمان، [[ایمان]] [[مردم]] کامل می‌شود و [[کینه]] از دلشان بیرون می‌رود. ناگفته نماند که هر بخشی از مطالب بالا از روایتی گرفته شده و مدرک بیشتر آنها خبر واحدی بیش نیست<ref>[[عبدالرحمن انصاری|ان‍ص‍اری‌؛ع‍ب‍دال‍رح‍م‍ن‌]]، [[در انتظار خورشید ولایت (کتاب)|در انتظار خورشید ولایت]]، ص ۱۳۸.</ref>.
در امور راه‌سازی برنامه‌های جالبی را به مرحله اجرا می‌گذارند، به قدری جدیت می‌کنند که حتی مساجدی را که سر راه ساخته شده خراب می‌کنند، برای خیابان‌ها پیاده‌رو درست می‌کنند، به پیاده‌ها [[دستور]] می‌دهند که از پیاده‌رو عبور کنند و به سواره‌ها امر می‌کنند که در وسط خیابان حرکت نمایند، تمام پنجره‌هایی را که به کوچه باز شده، مسدود می‌سازند، از ایجاد ناودان در کوچه جلوگیری می‌کنند، حتی مساجد مشرف و عالی را خراب می‌نمایند و پیش آمدگی‌های ساختمان را خراب می‌کنند. در عصر [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[عقل]] [[مردم]] کامل می‌شود و سطح معلومات عمومی بالا می‌رود، بطوری که زن‌ها در خانه خویش از عهده [[قضاوت]] بر می‌آیند. [[حضرت صادق]] {{ع}} در این زمینه فرمود: [[علم]] و [[دانش]] به ۲۷ قسم تقسیم شده که بیش از دو قسمت آن در دسترس [[بشر]] قرار نگرفته است. وقتی که [[قائم]] ما [[قیام]] کرد، آن حضرت ۲۵ قسمت دیگر را آشکار [[جامعه بشری]] پخش می‌کند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶.</ref>. در آن زمان، [[ایمان]] [[مردم]] کامل می‌شود و [[کینه]] از دلشان بیرون می‌رود. ناگفته نماند که هر بخشی از مطالب بالا از روایتی گرفته شده و مدرک بیشتر آنها خبر واحدی بیش نیست<ref>[[عبدالرحمن انصاری|ان‍ص‍اری‌؛ع‍ب‍دال‍رح‍م‍ن‌]]، [[در انتظار خورشید ولایت (کتاب)|در انتظار خورشید ولایت]]، ص ۱۳۸.</ref>.


==== بیشتر شدن برکت ====
==== بیشتر شدن برکت ====
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش