کارگزاران دولت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
[[امیرالمؤمنین]] به عملکرد کارگزارانش بسیار سختگیر بود و هیچ گونه [[تخلف]] از روش خود را در [[آیین]] [[حکومت]] داری نمیپذیرفت. هنگام [[جنگ صفّین]] [[ابومسعود بدری]] [[انصاری]] را که دارای سابقه قابل قبولی بود، استان دار جدید [[کوفه]] ساخت. به نظر میرسد طولانی شدن جنگ صفّین باعث شده بود [[مردم]] اطراف کوفه که بیشتر [[ایرانی]] بودند برابرِ [[عادت]] دیرینه خود و یا شاید هنگام [[سرکشی]] به مناطق مختلف و دریافت [[خراج]]، هدایایی به او داده بودند. [[امام علی]]{{ع}} وقتی سری به [[خانه]] [[ابومسعود]] زد، با انبوهی از هدایا روبه رو شد و او را برای دریافتِ آنها [[سرزنش]] کرد. وی نیز از کار و [[همراهی]] با علی کناره گرفت. | [[امیرالمؤمنین]] به عملکرد کارگزارانش بسیار سختگیر بود و هیچ گونه [[تخلف]] از روش خود را در [[آیین]] [[حکومت]] داری نمیپذیرفت. هنگام [[جنگ صفّین]] [[ابومسعود بدری]] [[انصاری]] را که دارای سابقه قابل قبولی بود، استان دار جدید [[کوفه]] ساخت. به نظر میرسد طولانی شدن جنگ صفّین باعث شده بود [[مردم]] اطراف کوفه که بیشتر [[ایرانی]] بودند برابرِ [[عادت]] دیرینه خود و یا شاید هنگام [[سرکشی]] به مناطق مختلف و دریافت [[خراج]]، هدایایی به او داده بودند. [[امام علی]]{{ع}} وقتی سری به [[خانه]] [[ابومسعود]] زد، با انبوهی از هدایا روبه رو شد و او را برای دریافتِ آنها [[سرزنش]] کرد. وی نیز از کار و [[همراهی]] با علی کناره گرفت. | ||
این نکته را طرطوشی در بیانِ علت [[کنارهگیری]] [[ابومسعود انصاری]] آورده، مینویسد: [[علی بن ابی طالب]]، ابومسعود انصاری را بر سواد (اطراف کوفه) گمارد؛ او بازنگشت، و حال آنکه خانهاش انباشته از هدایایی بود که به او داده بودند. علی{{ع}} فرمود: ما هَوُلاءِ؟؛ اینها چیست؟ پاسخ داد: این گونه [[رفتار]] میکنند با مردی که [[مسئول]] [[انتخاب]] میشود؟ فرمود: همه اینها میخواهند در دوران [[امانت داری]] برای من | این نکته را طرطوشی در بیانِ علت [[کنارهگیری]] [[ابومسعود انصاری]] آورده، مینویسد: [[علی بن ابی طالب]]، ابومسعود انصاری را بر سواد (اطراف کوفه) گمارد؛ او بازنگشت، و حال آنکه خانهاش انباشته از هدایایی بود که به او داده بودند. علی{{ع}} فرمود: ما هَوُلاءِ؟؛ اینها چیست؟ پاسخ داد: این گونه [[رفتار]] میکنند با مردی که [[مسئول]] [[انتخاب]] میشود؟ فرمود: همه اینها میخواهند در دوران [[امانت داری]] برای من یا [[امارت]] من بخورند و سوءاستفاده کنند؟<ref>{{متن حدیث|کُلُّ هؤلاءِ یُریدُونَ أنْ یأکُلوا فِی أمانَتی [أمارَتِی]}}</ref> ابومسعود گفت: ما نیازی به کار در حکومت شما نداریم<ref>طرطوشی، سراج الملوک، ص۴۰۰.</ref>. | ||
این کنارهگیری به علت اعتراض حضرت به عملکرد وی بود. انبوه هدایا نشان از طولانی بودن [[مسئولیت]] وی داشت. البته از این گزارش برمی آید که حضرت او را برای دریافت [[مالیات]] به روستاهای کوفه فرستاده است، اما شاید بخشی از هدایا مربوط به حکومت ابومسعود بر کوفه بود. این گزارش نشانهای آشکار از دقت و توجه [[امام]]، بر عملکرد [[کارگزاران]] دارد. | این کنارهگیری به علت اعتراض حضرت به عملکرد وی بود. انبوه هدایا نشان از طولانی بودن [[مسئولیت]] وی داشت. البته از این گزارش برمی آید که حضرت او را برای دریافت [[مالیات]] به روستاهای کوفه فرستاده است، اما شاید بخشی از هدایا مربوط به حکومت ابومسعود بر کوفه بود. این گزارش نشانهای آشکار از دقت و توجه [[امام]]، بر عملکرد [[کارگزاران]] دارد. | ||
| خط ۱۱۳: | خط ۱۱۳: | ||
[[کارگزاران]]، [[اموال]] را به مرکز میآوردند و [[کاتبان]] [[محاسبه]] میکردند. روزی که آنان در حساب سر درگم شده بودند، علی به آنها فرمود: آیا به طور کامل اموال را محاسبه کردید؟ گفتند: نه! حضرت دستور داد تاریخِ اموالی را که وارد دفاتر میکنند بنویسند تا بتوانند مقدار اموالی را که یک [[کارگزار]] در زمانهای مختلف آورده، محاسبه و جمع نمایند و اینگونه [[دیوان]] استیفا را بنیان نهاد و محاسبه اموال برای کاتبان آسان گردید<ref>سیمای کارگزاران، ج۳، ص۶۰.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۴، ص 608 - 609.</ref> | [[کارگزاران]]، [[اموال]] را به مرکز میآوردند و [[کاتبان]] [[محاسبه]] میکردند. روزی که آنان در حساب سر درگم شده بودند، علی به آنها فرمود: آیا به طور کامل اموال را محاسبه کردید؟ گفتند: نه! حضرت دستور داد تاریخِ اموالی را که وارد دفاتر میکنند بنویسند تا بتوانند مقدار اموالی را که یک [[کارگزار]] در زمانهای مختلف آورده، محاسبه و جمع نمایند و اینگونه [[دیوان]] استیفا را بنیان نهاد و محاسبه اموال برای کاتبان آسان گردید<ref>سیمای کارگزاران، ج۳، ص۶۰.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۴، ص 608 - 609.</ref> | ||
==اعزام [[بازرس]]، پیگیری و [[مجازات متخلفان]]== | |||
[[امیرالمؤمنین]] برای اطلاع از عملکرد [[کارگزاران]] خود بازرسانی میفرستاد و چنانچه خبر از تخلفی مییافت پی میگرفت و متخلفان را [[مجازات]] میکرد. | |||
===اعزام بازرس برای [[نظارت بر عملکرد کارگزاران]]=== | |||
از [[سیره امیرالمؤمنین]] استفاده میشود آن حضرت برای [[نظارت]] بر کار کارگزاران نیروهایی را به مناطق مختلف اعزام، یا افرادی را برای [[بازرسی]] [[مأمور]] میکرد که همه حکایت از دقت در نظارت حضرت دارد. دو نمونه چنین است. | |||
#[[مالک بن کعب ارحبی]] را که [[مسئول]] منطقه عین التّمر و بِهقُباذات بود برای بازرسی از [[سواد عراق]] [[مأموریت]] داد. دستور حضرت به وی در [[تاریخ یعقوبی]] و دیگر آثار آمده، منتها بیان شد که [[نامه]] را حضرت به [[کعب بن مالک]] نوشته<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۰۴؛ محمدباقر محمودی، نهج السّعاده، ج۵، ص۲۵.</ref> که درستِ آن [[مالک بن کعب]] است<ref>ر.ک: سیمای کارگزاران...، ج۱، ص۲۷۷.</ref>. حضرت برابر نقل ابویوسف، به وی نوشت:بر حوزه [[خدمت]] خود کسی را [[جانشین]] گذار و با گروهی از کسانت بیرون رو تا به منطقه سواد عراق روستا به روستا بگذری، از [[کارمندان]] آنان و کارگزارانشان [[پرسش]] و جست وجو کن و در روش و [[سیره]] آنها بنگر تا برسی به کسانی از آنان که در میان دجله و [[فرات]] هستند. سپس به بِهقُباذات بازگرد و [[مسئولیت]] آن را در عهدهگیر، پس برابر دستور و [[طاعت الهی]] عمل کن به آنچه گمارده شدهای.<ref>{{عربی|أمّا بَعْدُ، فَاسْتَخْلِفْ عَلی عَمَلِکَ وَ اخْرُجْ فی طائِفَةٍ مِنْ أَصْحابِکَ، حَتّی تَمُرَّ بِأَرْضِ السَّوادِ کُورَةً کُورَةً فَتَسْأَلَهم عَنْ عُمّالِهم وَ تَنْظُرَ فی سیرَتِهِمْ حَتَّی تمُرّ بمَن کان مِنهُم - فیما بَینَ دِجْلَةَ وَ الْفُراتَ - ثُمَّ ارْجِعْ إِلَی الْبِهْقُباذاتِ فَتَوَلَّ مَعُونَتَها، وَ اعْمَل بِطاعَةِ اللهِ فیما وَلّاکَ مِنْها}}؛ ابویوسف، الخراج، ص۱۱۸.</ref>؛ از این نامه به خوبی مأموریت مالک برای بازرسی از عملکرد کارگزاران منطقهای خاص استفاده میشود و در واقع بازرسی گروهی بوده که مسئول گروه، مالک بن کعب بوده است. او باید [[شهر]] به [[شهر]] و منطقه به منطقه [[بازرسی]] و گزارش آن را برای حضرت ارسال میکرد. | |||
#از نامههایی که بین [[امام علی]]{{ع}} و [[زیاد بن ابیه]] رد و بدل شده استفاده میشود که حضرت فردی «سعد» نام را برای بازرسی به منطقه فارس فرستاده است. برابر نقل [[یعقوبی]] در نامهاش به زیاد نوشت: «فرستادهام مرا از مسئله عجیبی خبر داد. او تصور میکند در مذاکرات به وی گفتهای کُرْدها<ref>زیاد در بیان علت کسری خراج خود مدعی شد که کُردها خراجشان را ندادهاند! درباره کردها که در منطقه فارس بودهاند بحثهای گوناگونی است که این جمع چه افرادی هستند. برخی معتقدند منظور عشایر و چادرنشینان هستند. زرینکوب در معنی کرد در زمان ساسانیان و صدر اسلام مینویسد: آنچه به نام کُرد خوانده میشد هرچند در معنای عام تمام اقوام شبانکاره را که به صورت چادرنشینی و شبانی سر میکردند و با سکونت در شهر سروکار نداشتند شامل میگشت و در همین مفهوم حتی اقوام دیلم به مثابه کردهای طوایف گیل و طبرستان تلقی میشدند و نیز طوایف اطراف خراسان و آنچه در فارس شبانکاره به زموم ولایت منسوب میگشتند و همچنین طوایف لُر هم بعدها در همین معنا از جمله کردها به شمار میآمدند. بنابراین، عشایر صحرانشین فارس را میتوان کردهای منطقهای دانست که زیاد بر آن حکومت میکرد، ر.ک: عبدالحسین زرینکوب، تاریخ مردم ایران، ج۲، ص۳۳۲.</ref> بر ضدّ تو [[آتش فتنه]] به پا کردهاند و مقدار زیادی از [[خراج]] کم شده است»<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۰۴؛ سیمای کارگزاران...، ج۱، ص۴۴۷.</ref>. | |||
[[ابن ابی الحدید]] مینویسد: [[حضرت علی]]{{ع}} یکی از غلامانش را به نام سعد، نزد زیاد فرستاد که [[اموال]] [[بصره]] را به [[کوفه]] بیاورد. ولی بین او و زیاد درگیری و [[نزاع]] پدید آمد. سعد پس از بازگشت، از زیاد [[شکایت]] کرده، وی را [[سرزنش]] و [[عیب جویی]] مینماید. حضرت در نامهای به زیاد مینویسد: اما بعد، سعد به من خبر داد که او را بیجهت [[شماتت]] و [[تهدید]] کرده ای و از سرِ [[خودخواهی]] و [[تکبر]]، مانع انجام وظیفهاش شدهای. پس چه چیز تو را به تکبر واداشته است و حال آنکه [[رسول خدا]]{{ع}} فرمود: «[[کبر]] و بزرگی از آنِ خداست و هرکس با [[خدا]] در این باره [[منازعه]] کند، [[خداوند]] او را درهم میشکند».<ref>{{متن حدیث|أمّا بَعْدُ، فَإِنَّ سَعْداً ذَکَرَ أَنَّکَ شَتَمْتَهُ ظُلْماً، وَ هَدَّدْتَهُ وَ جَبَهْتَهُ تَجَبُّراً وَ تَکَبُّراً، فَما دَعاکَ إلَی التَّکَبُّرِ، وَ قَدْ قالَ رَسُولُ اللّهِ{{صل}}: «اَلْکِبْرُ رِداءُ اللّهِ، فَمَنْ نازَعَ اللّهَ رِداءَهُ قَصَمَهُ}}؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۱۹۶؛ محمدباقر محمودی، نهج السّعاده، ج۵، ص۱۶۹؛ کاشانی، معادن الحکمه، ج۱، ص۳۱۳.</ref> | |||
از این گزارش برمیآید که [[بازرسی]] برای دریافت [[خراج]] بوده و علی{{ع}} از اَشرافیگریِ زیاد گلهمند است و با توجه به این نکته استفاده میشود وی در آن [[زمان]] در فارس بوده که [[شیوه زندگی]] مستقلی داشته است؛ زیرا دوران حضورش در [[بصره]] همراهِ [[مشکلات]] بوده و زمینه این گونه [[زندگی]] را نیافته است. حضرت او را توصیه به [[ساده زیستی]] میکند. | |||
بر پایه گزارشهای مربوط وقتی حضرت نامههایی برای [[کارگزاران]] ارسال میکرد، مأموریتی برای بازرسی و کسب [[آگاهی]] از [[روش زندگی]] آنان نیز مورد نظر بود و چنانچه عملکردشان خلاف [[شئون]] [[اسلامی]] بود و یا گزارشهایی برخلاف مبانی، وجود داشت و یا [[سوءاستفاده]] [[مالی]] کرده بودند، بازخواست میشدند. از این روی، [[نظارت]] بدین شیوه به شکلی گسترده قابل پیگیری است.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۴، ص 610 - 612.</ref> | |||
===پیگیری سوءاستفاده کنندگان از [[بیتالمال]]=== | |||
[[امیرالمؤمنین]] چون به [[مسائل مالی]] بسیار حساس بود، چنانچه [[احساس]] میکرد [[کارگزاری]] شاید از موقعیت خود سوءاستفاده مالی نماید به وی [[اخطار]] میداد. حضرت در بخش [[نامه]] ای رسمی به کارگزارانش دستور داد اگر کسی بیش از [[حقّ]] تعیین شدهاش چیزی بخواهد به او ندهند، که تعدّی از [[حق]] است<ref>الکافی، ج۵، ص۲۸۴: {{متن حدیث|وَ مَنْ سَأَلَكُمْ غَيْرَ الْفَرِيضَةِ فَقَدِ اعْتَدَى فَلَا تُعْطُوهُ}}.</ref>. حال اگر خودِ [[کارگزار]] برخلاف دستورالعمل، به دیگران مالی را میبخشید، بازخواست میشد. | |||
در نامهای به [[اشعث بن قیس]] [[کارگزار آذربایجان]] به او یادآوری میکند: [[حکومت]]، امانتی است در دست تو، نه طعمهای برای ذخیره مالیات<ref>سیمای کارگزاران...، ج۱، ص۵۵۰.</ref>. | |||
در [[نامه]] به [[زیاد بن ابیه]] نیز او را از [[سوءاستفاده]] [[مالی]] برحذر میدارد<ref>سیمای کارگزاران...، ج۱، ص۴۴۶.</ref>. در این میان [[کارگزاران]] متهم به سوءاستفاده را تعقیب و بازجویی کرد. | |||
#[[قعقاع]] بن شَور، [[کارگزار کسکر]] از متهمان به استفاده نادرست از [[بیت المال]] بود که [[امام علی]]{{ع}} از او بازخواست کرد ولی قعقاع گریخت و به [[معاویه]] پیوست<ref>سیمای کارگزاران...، ج۱، ص۳۹۵.</ref>. | |||
#[[منذر بن جارود عبدی]]، [[کارگزار استخر]] فارس، متهم به [[سوءاستفاده از بیت المال]] شد. [[امیرالمؤمنین]] وی را به [[کوفه]] فرا خواند و مدتی [[زندانی]] و از او بازجویی نمود اما وی منکر گردید و [[عفو]] شد<ref>سیمای کارگزاران...، ج۱، ص۴۱۷.</ref>. | |||
#[[نعمان بن عَجْلان انصاری]] متهم بود از بیت المال به [[خویشان]] خود میبخشد و آن را مانند [[مال]] شخصی خود میداند. وقتی نعمان متوجه شد امیرالمؤمنین، پیگیر سوءاستفاده اوست، به معاویه پیوست<ref>سیمای کارگزاران...، ج۱، ص۴۰۹.</ref>. | |||
#[[مصقلة بن هبیره شیبانی]]، [[کارگزار]] اردشیره خُرّه، از امام علی{{ع}} به جهت احتمال سوءاستفاده [[اخطار]] گرفت<ref>سیمای کارگزاران...، ج۱، ص۴۳۲.</ref>. و از آنجا که [[فدیه]] [[آزادی]] [[اسیران]] [[بنیناجیه]] را تقبّل کرده بود ولی نپرداخت، به کوفه فرا خوانده شد تا در [[فرصت]] مناسب [[قرض]] خود را به بیت المال بپردازد. [[مصقله]] تعلّل کرد و بعد شبانه به معاویه پیوست و خانهاش را به [[فرمان]] [[حضرت علی]] ویران کردند<ref>سیمای کارگزاران...، ج۱، ص۴۳۸.</ref>. | |||
#[[کارگزار ری]]، [[یزید بن حجیه]] متهم به [[اختلاس]] بود. امام علی{{ع}} او را به مرکز [[خلافت]] فراخواند و بعد زندانی کرد. او از [[غفلت]] [[زندان]] بان خود، [[سوء استفاده]] کرد و گریخت<ref>سیمای کارگزاران...، ج۱، ص۴۹۷.</ref>. | |||
#[[عبدالله بن عباس]] از کارگزاران مورد [[اطمینان]] حضرت بود که او نیز متهم به سوءاستفاده از بیت المال گردید. نامه چهلم [[نهج البلاغه]] خطاب به وی صادر شده است<ref>در نسخه علامه مجلسی از نهج البلاغه (بحارالانوار، ج۳۳، ص۴۹۹) و در نسخه تدوین شده در تاریخ ۴۸۲ تصریح شده: حضرت نامه چهلم را به عبدالله بن عباس نوشته است: {{عربی|و مِن کتاب لَه الی بعضِ عُمّاله و هو عبدالله بن عباس}} نسخه شماره ۵۰۸ کتابخانه مرکز احیای میراث اسلامی قم، ص۳۱۱.</ref>. | |||
وی بخشی از [[اموال]] [[بصره]] را با خود به [[مکه]] برد. [[امیرالمؤمنین]] پیگیر عملکرد وی شد و در این باره چندین [[نامه]] به ابن عباس نوشت و پاسخهایی دریافت تا برابرِ [[نقلی]]: وی بخشی از اموال بصره را به [[بیت المال]] برگرداند<ref>سیمای کارگزاران...، ج۲، ص۵۳۵ – ۵۷۳، کارگزاران بصره.</ref>. | |||
این گونه امیرالمؤمنین در [[نظارت بر عملکرد کارگزاران]] خود حسّاس بود و از هر جهت آنان را زیر نظر داشت. حضرت هرگونه [[سوءاستفاده]] احتمالی [[مالی]] را پی میگرفت و مسببانش را تعقیب کرد.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۴، ص 612 - 614.</ref> | |||
===[[مجازات]] [[کارگزاران]] [[متجاوز]] به اموال [[مردم]]=== | |||
در میان [[کارگزاران امام علی]]{{ع}}، دو تن [[مسئول]] [[بازار]] بودند که از موقعیت خود سوءاستفاد کردند و هر دو مجازات شدند: | |||
#[[علی بن اصمع]]، [[کارگزار]] بازاری در بصره، که متهم به [[دزدی]] شد؛ به همین [[سبب امیرالمؤمنین]] [[دست]] او را قطع کرد<ref>سید مرتضی، تنزیه الأنبیاء{{عم}}، ص۱۶۳؛ بیاضی، الصّراط المستقیم، ج۳، ص۱۹۴.</ref>. | |||
#[[ابن هرمه]] نیز کارگزار «[[سوق الاهواز]]» بود که به دلیل [[سوء استفاده]]، به دست [[رفاعة]] بن شدّاد بَجَلی دستگیر و [[زندانی]] شد. سپس [[امام علی]]{{ع}} دستورهایی ویژه دربارهاش صادر فرمود<ref>دعائم الإسلام، ج۲، ص۵۳۲.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۴، ص 614 - 615.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۱۲۲: | خط ۱۵۷: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||