←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
==مناسبات [[بنیناجیه]] و [[بنیامیه]]== | ==مناسبات [[بنیناجیه]] و [[بنیامیه]]== | ||
پس از آنکه بنیامیه [[قدرت]] را در سرتاسر [[بلاد اسلامی]] در دست گرفت بسیاری از [[رجال]] مرادی در دورههای مختلف [[حکومت اموی]] به کمک این [[خاندان]] شتافتند و دست گیر آنان در حوادث سخت شدند. بنیامیه از رجال مرادی و [[طوایف]] آن - از جمله بنیناجیه - برای [[مدیریت]] اجرایی و نظامی و [[اداری]] قلمرو [[خلافت]] بهره فراوانی برد. از جمله این جنگآوران و مشاهیر [[قبیله]] ای [[بنیمراد]] که در زمره [[کارگزاران اموی]] قرار گرفتند، میتوان به نام علقمة بن یزید مرادی غطیفی اشاره کرد. وی در [[زمان]] [[حکومت معاویه]]، از سوی [[عتبة بن ابوسفیان]] به امارت اسکندریه برگزیده شد.<ref>ابن عبد الحکم، فتوح مر و اخبارها، ص۲۸۱ - ۲۸۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۱، ص۲۰۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۵۸۶.</ref> [[عتبه]] ۱۲ هزار نیرو در [[اختیار]] او گذاشت و ضمن پیامی، [[معاویه]] را از این امر با خبر ساخت.<ref>ابن عبد الحکم، فتوح مر و اخبارها، ص۲۸۱.</ref> اگرچه بیشترین عرصه فعالیت مرادیها در جهتگیری علیه [[اهل بیت]]{{ع}} و مشارکت در تحولات [[سیاسی]] این دوره به نفع [[حاکمیت]] [[امویان]] بود، اما [[اخبار]] و گزارشاتی هم وجود دارد که حکایت از حضور برخی رجال [[آگاه]] و [[بصیر]] مرادی - همچون [[هانی بن عروه]] - به هواداری از اهل بیت{{ع}} داردکه برای تشریح و تعریف جایگاه آنان و ایجاد زمینههای لازم برای استقرار [[حکومت دینی]] مبتنی بر آموزههای [[مکتب تشیع]] تلاش میکردند. در خبرها آمده، زمانی که معاویه برای تعیین [[جانشینی یزید]] برای خود، بزرگان شهرهای مختلف را به [[شام]] فرا خواند، [[هانی]] پس از اطلاع از قصد معاویه به [[مسجد]] رفت و [[مردم]] را از [[شخصیت]] یزید آگاه کرد. معاویه در واکنش به عمل او، هانی و دیگر بزرگان [[عرب]] را فرا خواند و آنچه درخواست کردند [[اجابت]] نمود. سپس هانی را [[مأمور]] اخذ [[بیعت]] برای پسرش یزید از [[مردم عراق]] نمود.<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ص۴۰۸ - ۴۰۹.</ref> البته خبر [[قطعی]] مبنیبر اقدام هانی در انجام خواسته [[معاویه]] در دست نیست.<ref>احمدی میانجی، مواقف الشیعه، ج۲، ۴۸۵ - ۴۸۶.</ref> - <ref>فصلنامه علمی - پژوهشی شیعهشناسی، سید اصغر محمودآبادی و مریم سعیدیان جزی؛ مقاله «بررسی نقش قبیله مراد در تاریخ اسلام و تشیع تا سقوط امویان، ص۹۵ - ۱۰۱.</ref> هانی را همچنین از همراهان [[حجر بن عدی]] در قیامش علیه [[بنیامیه]] گفتهاند و او را از ارکان این حرکت برشمردند.<ref>شمس الدین، انصار الحسین، ص۱۲۵.</ref> این در حالی است که برخی از عروه - پدر هانی - به عنوان یکی از همراهان [[قیام]] [[حجر]] یاد کردهاند و آورده اند: بواسطه این عمل، معاویه قصد [[قتل]] او را کرد که با وساطت [[زیاد بن ابیه]] از این امر منصرف شد.<ref>السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین، ص۱۳۹.</ref> از کعب (أسلع) بن عمرو بن سلمة بن کعب بن وائل بن کعب بن جمل هم، در شمار همراهان حجر بن عدی و از شهدای [[یوم]] [[مرج]] [[عذراء]] یاد شده است.<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | پس از آنکه بنیامیه [[قدرت]] را در سرتاسر [[بلاد اسلامی]] در دست گرفت بسیاری از [[رجال]] مرادی در دورههای مختلف [[حکومت اموی]] به کمک این [[خاندان]] شتافتند و دست گیر آنان در حوادث سخت شدند. بنیامیه از رجال مرادی و [[طوایف]] آن - از جمله بنیناجیه - برای [[مدیریت]] اجرایی و نظامی و [[اداری]] قلمرو [[خلافت]] بهره فراوانی برد. از جمله این جنگآوران و مشاهیر [[قبیله]] ای [[بنیمراد]] که در زمره [[کارگزاران اموی]] قرار گرفتند، میتوان به نام علقمة بن یزید مرادی غطیفی اشاره کرد. وی در [[زمان]] [[حکومت معاویه]]، از سوی [[عتبة بن ابوسفیان]] به امارت اسکندریه برگزیده شد.<ref>ابن عبد الحکم، فتوح مر و اخبارها، ص۲۸۱ - ۲۸۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۱، ص۲۰۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۵۸۶.</ref> [[عتبه]] ۱۲ هزار نیرو در [[اختیار]] او گذاشت و ضمن پیامی، [[معاویه]] را از این امر با خبر ساخت.<ref>ابن عبد الحکم، فتوح مر و اخبارها، ص۲۸۱.</ref> اگرچه بیشترین عرصه فعالیت مرادیها در جهتگیری علیه [[اهل بیت]]{{ع}} و مشارکت در تحولات [[سیاسی]] این دوره به نفع [[حاکمیت]] [[امویان]] بود، اما [[اخبار]] و گزارشاتی هم وجود دارد که حکایت از حضور برخی رجال [[آگاه]] و [[بصیر]] مرادی - همچون [[هانی بن عروه]] - به هواداری از اهل بیت{{ع}} داردکه برای تشریح و تعریف جایگاه آنان و ایجاد زمینههای لازم برای استقرار [[حکومت دینی]] مبتنی بر آموزههای [[مکتب تشیع]] تلاش میکردند. در خبرها آمده، زمانی که معاویه برای تعیین [[جانشینی یزید]] برای خود، بزرگان شهرهای مختلف را به [[شام]] فرا خواند، [[هانی]] پس از اطلاع از قصد معاویه به [[مسجد]] رفت و [[مردم]] را از [[شخصیت]] یزید آگاه کرد. معاویه در واکنش به عمل او، هانی و دیگر بزرگان [[عرب]] را فرا خواند و آنچه درخواست کردند [[اجابت]] نمود. سپس هانی را [[مأمور]] اخذ [[بیعت]] برای پسرش یزید از [[مردم عراق]] نمود.<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ص۴۰۸ - ۴۰۹.</ref> البته خبر [[قطعی]] مبنیبر اقدام هانی در انجام خواسته [[معاویه]] در دست نیست.<ref>احمدی میانجی، مواقف الشیعه، ج۲، ۴۸۵ - ۴۸۶.</ref> - <ref>فصلنامه علمی - پژوهشی شیعهشناسی، سید اصغر محمودآبادی و مریم سعیدیان جزی؛ مقاله «بررسی نقش قبیله مراد در تاریخ اسلام و تشیع تا سقوط امویان، ص۹۵ - ۱۰۱.</ref> هانی را همچنین از همراهان [[حجر بن عدی]] در قیامش علیه [[بنیامیه]] گفتهاند و او را از ارکان این حرکت برشمردند.<ref>شمس الدین، انصار الحسین، ص۱۲۵.</ref> این در حالی است که برخی از عروه - پدر هانی - به عنوان یکی از همراهان [[قیام]] [[حجر]] یاد کردهاند و آورده اند: بواسطه این عمل، معاویه قصد [[قتل]] او را کرد که با وساطت [[زیاد بن ابیه]] از این امر منصرف شد.<ref>السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین، ص۱۳۹.</ref> از کعب (أسلع) بن عمرو بن سلمة بن کعب بن وائل بن کعب بن جمل هم، در شمار همراهان حجر بن عدی و از شهدای [[یوم]] [[مرج]] [[عذراء]] یاد شده است.<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==[[بنیناجیه]] و [[قیام عظیم عاشورا]]== | |||
از حوادث مهمی که [[رجال]] مرادی صراحتاً در آن از [[اهل بیت]]{{ع}} [[دفاع]] کردند، [[قیام مسلم بن عقیل]] بر محور [[شخصیت]] [[هانی بن عروه]] بود. پس از آمدن عبیداللّه به [[کوفه]] و آغاز سختگیریهای وی بر [[مردم]] و سران [[قبایل]]، مسلم از [[خانه]] مختار به [[منزل]] [[هانی بن عروه مرادی]] نقل مکان کرد.<ref>دینوری، اخبار الطوال، ص۲۳۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۷۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۳۶۰.</ref> حضور مسلم در خانه هانی، آثار و پیامدهای بسیار به دنبال داشت. در طی این مدت، مسلم از [[مردم کوفه]] برای [[امام حسین]]{{ع}} [[بیعت]] گرفت و شرح [[اخبار]] آن را به حضرت گزارش داد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۳۴۸؛ ابن شهر آشوب، مناقب آلابیطالب، ج۳، ص۲۴۰ - ۲۴۵.</ref> به علاوه در فراهم آوردن [[سلاح]] و نیرو هم اهتمام ورزید.<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۴۱.</ref> تا این که [[ابن زیاد]]، هانی را به [[دارالاماره]] فرا خواند و در آنجا [[محبوس]] نمود. [[اسارت]] هانی، موجب علنی شدن قیام مسلم بن عقیل شد. پس مسلم به همراه چهار هزار نفر، قیامش را در کوفه علنی کرد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۳۶۸ - ۳۶۹.</ref> [[سپاه]] مسلم به روش معمول نبردهای آن [[زمان]]، از [[قبایل عدنانی]] و [[یمنی]] کوفه<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۷۳ - ۷۴.</ref> از جمله [[طوایف]] [[بنیمراد]] ترکیب یافته بود. مسلم، همراه با آنها در میانه سپاه قرار گرفت و به سوی [[دار الاماره]] حرکت کرد.<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۵، ص۲۱۹ - ۲۲۰.</ref> عبیدالله با ایجاد [[هراس]] و بهرهبرداری از [[تشتت]] [[فکری]] و ناهمگونی [[رفتاری]] [[کوفیان]] و عدم [[ثبات]] [[عقیده]] و فشار عمومی [[جامعه]] کوفه و البته سخنان افراد ذی [[نفوذ]] قبایل، جریان را به نفع [[امویان]] به پایان رساند و مردم را به سرعت از مسلم جدا کرد. چندان که [[همراهی]] مراد با مسلم چندان نپایید و با این بهانه که «ما به [[خانه]] میرویم ببینیم [[عاقبت]] کار چه میشود، ما را با [[فتنه]] چه کار!!» مسلم را با نیروهای [[اموی]] تنها گذاشتند.<ref>ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۵۰ - ۵۱.</ref> تا این که سرانجام، مسلم در اوج [[غربت]] در [[نهم ذی الحجه]] [[سال شصت هجری]] توسط عمال اموی دستگیر و به [[شهادت]] رسید. | |||
با ورود [[اباعبدالله الحسین]]{{ع}} و کاروانش به [[کربلا]] و آغاز [[قیام خونین عاشورا]]، بنو مراد [[کوفه]] که عمدتاً از [[طایفه]] [[بنیناجیه]] بودند، حضور بسیار کمرنگی - چونان [[قبایل]] دیگر کوفه - در هر دو سوی میدان داشتند؛ چندان که نه در ترکیب [[قبیله]] ای [[سپاه کوفه]] نامی از [[قبیله مراد]] و [[رجال]] و جنگآوران این قبیله [[مشاهده]] میشود و نه در بین [[سپاه امام حسین]]{{ع}}. از این عدم حضور در کنار توجه به قراین دیگر میتوان چنین احتمال داد که پس از شهادت [[حضرت مسلم]]، مرادیها هم در این واقعه - چونان شاخه دیگر [[مذحج]] یعنی [[نخع]]، - موضع [[بیطرفی]] اتخاذ کرده بودند.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۴، ص۳۳۶</ref> از رجال شناخته شده کوفه در [[سپاه]] [[حسینی]]،» [[نافع بن هلال]] مرادی جملی«است که در [[زیارت ناحیه مقدسه]] و [[زیارت رجبیه]] بر وی [[سلام]] فرستاده شده است. نافع از سلحشوران سپاه امام حسین{{ع}} بود که علاوه بر [[همراهی]] با [[قمر بنیهاشم]]{{ع}} و جمعی دیگر از [[یاران]] اباعبدالله الحسین{{ع}} جهت آوردن آب در شب [[تاسوعا]]،<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۱۲ - ۴۱۳، ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۱۱۷.</ref> در [[روز عاشورا]] با تیرهای زهر آگینش [[دشمن]] را [[هدف]] قرار میداد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۴۱ - ۴۴۲؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۱ - ۷۲؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۸۴.</ref> او پس از پرتاب تیرهایش، [[شمشیر]] کشید و به صفوف [[لشکر]] دشمن حملهور شد و توانست [[دوازده تن]] از [[سپاهیان عمر بن سعد]] را کشته و بسیاری دیگر را مجروح سازد. [[لشکر]] [[دشمن]] که در مقابله با او، چاره کار را [[حمله]] دسته جمعی میدید، نافع را محاصره کرده، [[هدف]] تیرها و سنگهای خود قرار دادند تا این که بازوان او را شکستند و سپس به [[اسارت]] گرفتند. [[شمر]] و گروهی از یارانش، او را نزد [[عمر بن سعد]] آوردند و پس از گفتگویی کوتاه، سرانجام نافع به دستور عمر بن سعد و به دست شمر به [[شهادت]] رسید.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۴۱ - ۴۴۲؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۱ - ۷۲.</ref> | |||
از دیگر [[رجال]] [[بنیناجیه]] حاضر در [[دشت کربلا]]، [[حیان بن حارث سلمانی]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۴.</ref> بود که در منابع از او به نامهای متعددی نظیر [[جنادة بن حارث]]،<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۹۹؛ المحلی، الحدائق الوردیه فی مناقب الائمة الزیدیه، ج۱، ص۲۱۱.</ref> [[جنادة بن حرث]]،<ref>خوارزمی، مقتل الحسین{{ع}}، ج۲، ص۲۱.</ref> [[جبار بن حرث]]<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۴.</ref> [[جابر بن حارث]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۴۶.</ref> و جیاد بن حرث سلمانی<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۹۸.</ref> یاد شده است، وی که از [[شیعیان]] معروف [[کوفه]] و از [[شیعیان مخلص امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود،<ref>محمد السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین{{ع}}، ص۱۴۴.</ref> در [[زمان قیام]] مسلم در کوفه با او همراه شد؛ اما با [[شکست]] [[قیام]] از کوفه خارج شد و خود را به [[کاروان امام حسین]]{{ع}} رساند.<ref>محمد السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین{{ع}}، ص۱۴۴.</ref> بر اساس برخی [[روایات]] او به همراه [[عمرو بن خالد صیداوی]] و سعد- [[غلام]] عمرو - و نیز [[مجمع بن عبدالله عائذی همدانی]] به میدان رفتند و پس از نبردی سخت، همگی به شهادت رسیدند.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۴۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۷۴؛ محمد السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین{{ع}}، صص۱۱۶و۱۴۴. اما ابن شهر آشوب بر این اعتقاد است که وی پس از اجازه از امام حسین{{ع}}، به میدان رفت و پس از به هلاکت رساندن نوزده نفر سرانجام به دست دشمنان به شهادت رسید. (ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۱۰۴.)</ref> به گزارش برخی دیگر از منابع، او پس از کسب [[اجازه]] از [[امام حسین]]{{ع}}، به میدان رفت و پس از به [[هلاکت]] رساندن نوزده نفر، به [[شهادت]] رسید.<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۱۰۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
==اعلام و [[رجال]] [[بنیناجیه]]== | |||
از شخصیتهای بنام و مشهور بسیاری که از بنیناجیة بن مراد برخاستند میتوان از اصحابی نظیر: [[فروة بن مُسَیک بن حارث]]،<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۲۶۱ - ۱۲۶۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۵۸ - ۵۹؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب ص۴۰۶.</ref> [[نعمان بن جزء بن نعمان]]،<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۳۲۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۳۴۷ - ۳۴۸.</ref> بن ربیعة بن عامر غطیفی،<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۰، ۶۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۵.</ref> [[علقمة بن یزید بن عمرو]] از [[اصحاب]] و از وفود کنندگان<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۳۰؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۰.</ref> و [[شریک بن سمی]] از وفود کنندگان و از فاتحان [[مصر]]<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۳، ص۲۷۹. سمعانی از او با نام «شریک بن تیمی» نام برده است. (سمعانی، الانساب، ج۱۰، ص۶۲.)</ref> یاد کرد. [[عروة بن نمران بن عمر غطیفی]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۵، ص۹۶.</ref> و پسرش [[هانی بن عروه]]،<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۲۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۰۶؛ ابن حجر، الاصابه، ج۵، ص۹۶.</ref> هم، از دیگر رجال بزرگ این [[طایفه]] بودند که در برخی منابع از آنها به عنوان» [[صحابی پیامبر]]{{صل}}«<ref>محمد بن جعفر المشهدی، فضل الکوفه و مساجدها، ص۸۶؛ السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین، ص۱۳۹.</ref> نام برده شده است. از معدان بن متوّج بن نمران بن خلیفة بن معاویة بن مخدّش<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۴؛ ابن حزم؛ جمهرة انساب العرب، ص۴۰۶.</ref>و [[عبداللّه بن حارث بن دریج]] - از سران [[بنیناجیه]] در [[جاهلیت]] - <ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۰.</ref> [[ازهر بن یزید بن عبدیغوث]] - از [[محدثین]] و از فاتحین [[مصر]] - <ref>العجلی، معرفة الثقات، ج۱، ص۲۱۴؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۰.</ref> [[عمرو بن یزید بن عمرو]] - از فاتحین مصر - <ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۱، ص۲۰۲.</ref> [[ابوشریک یحیی بن ضماد]]،<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۰، ص۶۲.</ref> [[یحیی بن هانی بن عروه]]،<ref>ر.ک:محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۴۳۵؛ السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین، ص۱۳۹.</ref> [[ابوالاصبغ عبدالعزیز بن سهل بن سعد غطیفی]] از محدثین،<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۱؛ سمعانی، الانساب، ج۱۰، ص۶۲.</ref> [[یحیی بن یزید غطیفی]] از [[راویان حدیث]]،<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۱.</ref> [[عابس بن محمد بن اسماعیل غطیفی]]،<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۱.</ref> [[ابوالازهر سهل بن سعد غطیفی]] از محدثین<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۱.</ref> و... هم میتوان در شمار دیگر بزرگان و [[رجال]] معروف این [[قوم]] نام برد. ضمن این که از [[قضات]] و [[صاحب منصبان]] بنام بنیناجیه میتوان به نام [[عابس بن سعید]] - از قضات مصر - <ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۵۰؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۶، ص۳۱۵؛ سمعانی، الانساب، ج۱۰، ص۶۲.</ref> [[عبیدة بن عمرو سلمانی]] - عهده دار [[منصب قضاوت]] در [[کوفه]] در ایام [[خلافت عمر بن خطاب]] - <ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۸۸.</ref> و علقمة بن یزید مرادی غطیفی - [[فرماندار]] [[معاویه]] در اسکندریه- <ref>ابن عبد الحکم، فتوح مر و اخبارها، ص۲۸۱ - ۲۸۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۱، ص۲۰۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۵۸۶.</ref> و از شعرای معروف آنها میتوان به اسامی [[فروة بن مسیک بن حارث]]،<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۲۶۱ - ۱۲۶۲؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۰۶.</ref> [[ابودویله حارث بن عبدالله]]،<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۴.</ref> عمرو بن قعاس بن عبد یغوث بن مخدّش بن عصم،<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۲۹.</ref>[[حجّاج]] بن زیاد جملی،<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۳.</ref> یزید بن شریح بن حارث بن شراحیل بن عبداللّه بن عامر - از شعرای معروف [[بنیعامر]] - <ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۲.</ref> بکیر (فضّة) بن عبداللّه بن سلمة بن أفعل بن کعب بن عوف بن منبّه بن غطیف،<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۰.</ref> [[ازهر بن یزید مرادی]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۸، ص۴۲.</ref> و کعب بن حارث غطفی [[شاعر]] و تک سوار [[جاهلی]]<ref>زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۲۲۶.</ref> اشاره کرد. از دیگر [[رجال]] و شخصیتهای شهیر این [[قوم]] میتوان به نام»ذو [[مناقب]] الشهیره» و «[[سید]] الزهاد زمانه»<ref>ابن عماد حنبلی، شذرات الذهب، ج۱، ص۲۱۴.</ref> أویس بن عمرو (عامر) بن جزء بن مالک بن عمرو بن سعد بن عصوان بن قرن بن ردمان معروف به اویس قرنی<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۴؛ ابن حزم؛ جمهرة انساب العرب، ص۴۰۷.</ref> - از [[افضل]] [[اصحاب]] و [[حواریان علی]]{{ع}}<ref>ابن داود، رجال ابن داود، ص۵۳</ref> و از زهاد هشتگانه - <ref>شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال، ج۱، ص۳۱۵؛ علامه حلی، خلاصة الاقوال، ص۷۷.</ref> [[ابوبکر ابراهیم بن نشیط بن یوسف وعلانی]] - از [[محدثین]] و [[فقها]] و عباد بنام [[مصر]] - <ref>صفدی، الوافی بالوفیات، ج۶، ص۱۵۳.</ref> مالک بن قدامة بن مالک بن خارجه سهلمی و پدرش قدامة بن مالک بن خارجه سهلمی - از فاتحین مصر - <ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس، ج۱، ص۴۲۶؛ ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۲۱۶.</ref> [[ابوثور حبیب بن ابی ملیکه حدئی]]،<ref>سمعانی، الانساب، ج۴، ص۸۶.</ref> [[عمار بن سعد سلهمی]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۷، ص۲۷؛ ابن حبان، الثقات، ج۷، ص۲۸۴ - ۲۸۵؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۲۱، ص۱۹۲.</ref> و پسرش عبدالکریم بن عمار بن سعد سلهمی،<ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس، ج۱، ص۳۲۳؛ سمعانی، الانساب، ج۷، ص۱۹۱.</ref> [[حجاج بن زبان]]<ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس، ج۱، ص۱۱؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۴، ص۱۱۹؛ سمعانی، الانساب، ج۷، ص۱۹۱.</ref> و [[احمد بن زبان]]<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۴، ص۱۱۹؛ ابن یونس، تاریخ ابن یونس، ج۱، ص۱۱.</ref> - از [[موالیان]] بنیسهلم - جملگی از [[محدثین]] و [[راویان]] [[اهل سنت]] یاد کرد. [[مرثد بن حارث بن قیس جملی]]،<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۲.</ref> [[هند بن عمرو بن جدلة جملی]]، - از شهدای [[جنگ جمل]] - <ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۳؛ ابن حزم؛ جمهرة انساب العرب، ص۴۰۶.</ref> [[عمرو بن مرة بن عبداللّه]] - از [[فقهای اهل سنت]] - <ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۳؛ ابن حزم؛ جمهرة انساب العرب، ص۴۰۷.</ref> [[عبیدة بن عمرو سلمانی]] - از کبار [[تابعین]]<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۴۴۸.</ref> و از بزرگترین [[فقهای کوفه]] - <ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۴۸۲.</ref> [[زائدة بن سمیر بن عبداللّه بن عامر بن نهار]] - از حاضران در [[جنگ نهروان]] و از شهدای این [[جنگ]] - <ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۷۴؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الانساب، ج۳، ص۳۳۵.</ref> عمرو بن عبد اللّه بن عامر بن نهار<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۲.</ref> و [[زائدة بن سمیر بن عبداللّه بن عامر بن نهار]]،<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۲؛ زرکلی، الاعلام، ج۸، ص۴۹.</ref>[[محمد بن عمر بن موسی نهاری]] ملقب به «قمر الصالحین»،<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۷، ص۵۷۲.</ref> [[عبداللّه بن سمیر]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۲.</ref> و [[سمیر بن عبدالله بن عامر بن نهار]]، از اشراف بنینهار<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۲.</ref>و پدر زائدة بن سمیر - از شهدای [[نهروان]] - و [[برادر]] [[عمرو بن عبدالله]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۳، ص۲۱۷ - ۲۱۸.</ref> و حیّان (جنادة) بن حارث از اصحاب و [[یاران امام حسین]]{{ع}} و از شهدای واقعه عظیم و دلخراش [[کربلا]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۴.</ref> هم، به عنوان دیگر [[رجال]] و مشاهیر بنام بنیناجیة بن مراد نام برده شده است.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||