ولایت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳۲: خط ۳۲:


== ولایت در احادیث ==
== ولایت در احادیث ==
پیش از طرح و بررسی [[شبهات]] [[وهابیت]] درباره ولایت و شرط [[قبولی اعمال]]، مناسب است که اصل موضوع از نگاه [[مکتب شیعه]] طرح و تبیین شود.
پیش از طرح و بررسی [[شبهات]] [[وهابیت]] درباره ولایت و شرط قبولی اعمال، مناسب است که اصل موضوع از نگاه مکتب شیعه طرح و تبیین شود.
به طور کلی، شرط قبولی اعمال، [[ایمان]] و [[اعتقادات]] صحیح است و [[اعمال]] بدون ایمان و [[اعتقاد صحیح]]، مقبول نخواهد بود. در رأس اعتقادات، [[اعتقاد به توحید]] و [[نبوت]] است و سپس [[باور]] به امامت و [[ولایت ائمه]]{{عم}}.
به طور کلی، شرط قبولی اعمال، [[ایمان]] و [[اعتقادات]] صحیح است و [[اعمال]] بدون ایمان و [[اعتقاد صحیح]]، مقبول نخواهد بود. در رأس اعتقادات، اعتقاد به توحید و [[نبوت]] است و سپس [[باور]] به امامت و [[ولایت ائمه]]{{عم}}.


[[اعتقاد]] به ولایت و [[معرفت]] به آن، در [[احادیث]] فراوانی، شرط قبولی اعمال دانسته شده است. برخی این مطلب را از مسلمات و بلکه از [[ضروریات مذهب شیعه]]، و [[اخبار]] در این باب را فوق حد [[تواتر]] دانسته‌اند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۷۷.</ref>. ازاین‌رو به جهت فراوانی [[روایات]]، از باب نمونه و [[تبرک]]، تنها به چند نمونه اشاره می‌شود:
[[اعتقاد]] به ولایت و [[معرفت]] به آن، در [[احادیث]] فراوانی، شرط قبولی اعمال دانسته شده است. برخی این مطلب را از مسلمات و بلکه از [[ضروریات مذهب شیعه]]، و [[اخبار]] در این باب را فوق حد [[تواتر]] دانسته‌اند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۷۷.</ref>. ازاین‌رو به جهت فراوانی [[روایات]]، از باب نمونه و [[تبرک]]، تنها به چند نمونه اشاره می‌شود:
# {{متن حدیث|عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَال: ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَشْيَاءِ وَ رِضَا الرَّحْمنِ الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ‌، إِنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- يَقُولُ: {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستاده‌ایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref> أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَيْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِيعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِيعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِيِّ اللَّهِ فَيُوَالِيَهُ وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ إِلَيْهِ‌، مَا كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ حَقٌّ فِي ثَوَابِهِ‌، وَ لَا كَانَ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ}}<ref>کلینی، کافی، ج۳، ص۵۶؛ ج۱، ص۴۵۵.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود بالاترین مرتبه امر [[دین]] و کلیدش و در همه چیز و مایه [[خرسندی]] [[خدای رحمان]]، پس از [[معرفت امام]]، [[اطاعت]] اوست. همانا [[خدای عزوجل]] می‌فرماید: «هر کس از [[پیامبر]] [[فرمان]] بَرَد، در [[حقیقت]] [[خدا]] را فرمان برده و هر کس رویگردان شود، ما تو را بر ایشان [[نگهبان]] نفرستاده‌ایم». همانا اگر مردی شب‌ها را به [[عبادت]] به‌پا خیزد و روزها را روزه‌دارد و تمام اموالش را [[صدقه]] دهد و تمام دوران عمرش را [[حج]] گذارد، اما [[ولایت ولی]] خدا را نشناسد تا از او [[پیروی]] کند و تمام اعمالش با [[راهنمایی]] او باشد، برای او [[حق]] و ثوابی از سوی [[خدای متعال]] نبوده و او از [[اهل]] [[ایمان]] نیست.
# {{متن حدیث|عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَال: ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَشْيَاءِ وَ رِضَا الرَّحْمنِ الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ‌، إِنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- يَقُولُ: {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستاده‌ایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref> أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَيْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِيعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِيعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِيِّ اللَّهِ فَيُوَالِيَهُ وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ إِلَيْهِ‌، مَا كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ حَقٌّ فِي ثَوَابِهِ‌، وَ لَا كَانَ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ}}<ref>کلینی، کافی، ج۳، ص۵۶؛ ج۱، ص۴۵۵.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود بالاترین مرتبه امر [[دین]] و کلیدش و در همه چیز و مایه خرسندی [[خدای رحمان]]، پس از [[معرفت امام]]، [[اطاعت]] اوست. همانا [[خدای عزوجل]] می‌فرماید: «هر کس از [[پیامبر]] [[فرمان]] بَرَد، در [[حقیقت]] [[خدا]] را فرمان برده و هر کس رویگردان شود، ما تو را بر ایشان [[نگهبان]] نفرستاده‌ایم». همانا اگر مردی شب‌ها را به [[عبادت]] به‌پا خیزد و روزها را روزه‌دارد و تمام اموالش را [[صدقه]] دهد و تمام دوران عمرش را [[حج]] گذارد، اما [[ولایت ولی]] خدا را نشناسد تا از او [[پیروی]] کند و تمام اعمالش با [[راهنمایی]] او باشد، برای او [[حق]] و ثوابی از سوی [[خدای متعال]] نبوده و او از [[اهل]] [[ایمان]] نیست.
# {{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فِي حَدِيثٍ قَالَ: مَنْ لَمْ يَأْتِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِمَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ حَسَنَةٌ وَ لَمْ يُتَجَاوَزْ لَهُ عَنْ سَيِّئَةٍ}}<ref>حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱، ص۱۱۹.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: کسی که [[روز قیامت]] بدون [[اعتقاد]] به شما [خطاب به [[ابوبصیر]]] در پیشگاه [[خداوند]] حاضر شود، نه حسنه‌ای از او پذیرفته شود و نه سیئه‌ای از او بخشیده شود.
# {{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فِي حَدِيثٍ قَالَ: مَنْ لَمْ يَأْتِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِمَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ حَسَنَةٌ وَ لَمْ يُتَجَاوَزْ لَهُ عَنْ سَيِّئَةٍ}}<ref>حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱، ص۱۱۹.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: کسی که [[روز قیامت]] بدون [[اعتقاد]] به شما [خطاب به [[ابوبصیر]]] در پیشگاه [[خداوند]] حاضر شود، نه حسنه‌ای از او پذیرفته شود و نه سیئه‌ای از او بخشیده شود.
# {{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} يَقُولُ: «كُلُّ مَنْ دَانَ اللَّه‌- عَزَّ وَ جَلَّ- بِعِبَادَةٍ يُجْهِدُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ لَاإِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ، فَسَعْيُهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ‌، وَ هُوَ ضَالٌ مُتَحَيِّرٌ، وَ اللَّهُ شَانِئٌ لِأَعْمَالِهِ إِلَی أَنْ قَالَ: وَ إِنْ مَاتَ عَلى هذِهِ الْحَالَةِ، مَاتَ مِيتَةَ كُفْرٍ وَ نِفَاقٍ. وَ اعْلَمْ يَا مُحَمَّدُ، إِنَّ أَئِمَّةَ الْجَوْرِ وَ أَتْبَاعَهُمْ لَمَعْزُولُونَ عَنْ دِينِ اللَّهِ، قَدْ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا؛ فَأَعْمَالُهُمُ الَّتِي يَعْمَلُونَهَا {{متن قرآن|كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لَا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيدُ}}<ref>«حکایت کردار آنان که به پروردگارشان کفر ورزیدند چون (توده) خاکستری است که در روزی بادخیز باد بر آن بوزد؛ از آنچه به چنگ آورده‌اند چیزی در کف ندارند؛ این همان گمراهی ژرف است» سوره ابراهیم، آیه ۱۸.</ref>}}<ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۴۴۸-۴۵۰.</ref>. [[محمد بن مسلم]] گوید شنیدم که [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرمود: هر که [[دینداری]] [[خدای عزوجل]] کند به وسیله عبادتی که خود را در آن به [[زحمت]] افکند، اما [[امام]] و [[پیشوایی]] که [[خدا]] معین کرده، نداشته باشد، زحمتش ناپذیرفته و خود او [[گمراه]] و [[سرگردان]] است و خدا [[اعمال]] او را مبغوض و [[دشمن]] دارد. اگر با این حال بمیرد با [[کفر]] و [[نفاق]] مرده است. بدان ای محمد که [[پیشوایان]] [[جور]] و [[پیروان]] ایشان از [[دین خدا]] برکنارند، خود گمراهند و [[مردم]] را گمراه کنند. اعمالی که انجام می‌دهند، چون خاکستری است که تندبادی در [[روز]] طوفانی به آن تازد، از کردارشان چیزی دست‌گیرشان نشود. این است [[گمراهی]] دور.
# {{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} يَقُولُ: «كُلُّ مَنْ دَانَ اللَّه‌- عَزَّ وَ جَلَّ- بِعِبَادَةٍ يُجْهِدُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ لَاإِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ، فَسَعْيُهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ‌، وَ هُوَ ضَالٌ مُتَحَيِّرٌ، وَ اللَّهُ شَانِئٌ لِأَعْمَالِهِ إِلَی أَنْ قَالَ: وَ إِنْ مَاتَ عَلى هذِهِ الْحَالَةِ، مَاتَ مِيتَةَ كُفْرٍ وَ نِفَاقٍ. وَ اعْلَمْ يَا مُحَمَّدُ، إِنَّ أَئِمَّةَ الْجَوْرِ وَ أَتْبَاعَهُمْ لَمَعْزُولُونَ عَنْ دِينِ اللَّهِ، قَدْ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا؛ فَأَعْمَالُهُمُ الَّتِي يَعْمَلُونَهَا {{متن قرآن|كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لَا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيدُ}}<ref>«حکایت کردار آنان که به پروردگارشان کفر ورزیدند چون (توده) خاکستری است که در روزی بادخیز باد بر آن بوزد؛ از آنچه به چنگ آورده‌اند چیزی در کف ندارند؛ این همان گمراهی ژرف است» سوره ابراهیم، آیه ۱۸.</ref>}}<ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۴۴۸-۴۵۰.</ref>. [[محمد بن مسلم]] گوید شنیدم که [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرمود: هر که [[دینداری]] [[خدای عزوجل]] کند به وسیله عبادتی که خود را در آن به [[زحمت]] افکند، اما [[امام]] و [[پیشوایی]] که [[خدا]] معین کرده، نداشته باشد، زحمتش ناپذیرفته و خود او [[گمراه]] و [[سرگردان]] است و خدا [[اعمال]] او را مبغوض و [[دشمن]] دارد. اگر با این حال بمیرد با [[کفر]] و [[نفاق]] مرده است. بدان ای محمد که [[پیشوایان]] [[جور]] و [[پیروان]] ایشان از [[دین خدا]] برکنارند، خود گمراهند و [[مردم]] را گمراه کنند. اعمالی که انجام می‌دهند، چون خاکستری است که تندبادی در [[روز]] طوفانی به آن تازد، از کردارشان چیزی دست‌گیرشان نشود. این است [[گمراهی]] دور.
خط ۶۸: خط ۶۸:
[[دین]] دامنه وسیعی دارد و آن طور که [[مردم]] پنداشته‌اند، دشوار نیست؛ لیکن [[خوارج]]، خودشان از [[نادانی]] و [[جهل]] بر خود تنگ گرفتند. عرضه داشتم: «فدایت شوم، [[اجازه]] می‌دهی من آن [[دینی]] که به آن معتقدم را بر شما عرضه کنم؟» فرمود: «بله». عرض کردم: [[شهادت]] می‌دهم به اینکه معبودی جز [[الله تعالی]] نیست و اینکه محمد{{صل}} [[بنده]] او و [[رسول]] اوست و بدان‌چه آن حضرت از نزد [[خدای تعالی]] آورده، [[اقرار]] دارم و شما [[اهل بیت]] را [[دوست]] می‌دارم و به [[ولایت]] شما معتقدم؛ از [[دشمنان]] شما و هر کس که بر شما مسلط شد و بر شما تفوق و [[امارت]] کرد و هر کس که به شما در حقتان [[ظلم]] روا داشت، بیزارم». [[امام]]{{ع}} فرمود: «به [[خدا]] [[سوگند]] تو هیچ چیز از امر [[دین]] را [[جاهل]] نیستی و این دینی که تو بر من عرضه کردی، به خدا سوگند همان دینی است که ما به آن معتقدیم». پرسیدم: «آیا کسی که به این امر و این [[معتقدات]] [[معرفت]] ندارد، از [[مؤاخذه]] و [[عقاب]] خدا [[جان]] سالم به‌در می‌برد؟» فرمود: «احدی از آنها سالم نمی‌ماند، مگر [[مستضعفین]].»..<ref>کلینی، کافی، ج۴، ص۱۸۱، ۱۸۲ و ۱۷۸-۱۸۵.</ref>.
[[دین]] دامنه وسیعی دارد و آن طور که [[مردم]] پنداشته‌اند، دشوار نیست؛ لیکن [[خوارج]]، خودشان از [[نادانی]] و [[جهل]] بر خود تنگ گرفتند. عرضه داشتم: «فدایت شوم، [[اجازه]] می‌دهی من آن [[دینی]] که به آن معتقدم را بر شما عرضه کنم؟» فرمود: «بله». عرض کردم: [[شهادت]] می‌دهم به اینکه معبودی جز [[الله تعالی]] نیست و اینکه محمد{{صل}} [[بنده]] او و [[رسول]] اوست و بدان‌چه آن حضرت از نزد [[خدای تعالی]] آورده، [[اقرار]] دارم و شما [[اهل بیت]] را [[دوست]] می‌دارم و به [[ولایت]] شما معتقدم؛ از [[دشمنان]] شما و هر کس که بر شما مسلط شد و بر شما تفوق و [[امارت]] کرد و هر کس که به شما در حقتان [[ظلم]] روا داشت، بیزارم». [[امام]]{{ع}} فرمود: «به [[خدا]] [[سوگند]] تو هیچ چیز از امر [[دین]] را [[جاهل]] نیستی و این دینی که تو بر من عرضه کردی، به خدا سوگند همان دینی است که ما به آن معتقدیم». پرسیدم: «آیا کسی که به این امر و این [[معتقدات]] [[معرفت]] ندارد، از [[مؤاخذه]] و [[عقاب]] خدا [[جان]] سالم به‌در می‌برد؟» فرمود: «احدی از آنها سالم نمی‌ماند، مگر [[مستضعفین]].»..<ref>کلینی، کافی، ج۴، ص۱۸۱، ۱۸۲ و ۱۷۸-۱۸۵.</ref>.


با توجه به آنچه گذشت، معلوم می‌شود وقتی [[خداوند]] به [[ولایت اهل بیت]]{{عم}} امر کرده و آنان را معرفی نموده است که [[مسلمانان]] [[احکام]] خود را از آنان بگیرند، اگر کسی آنان را رها کند و [[اعمال]] خود را طبق [[قیاس]] و [[استحسان]] و... به دست آورده و عمل کند، ممکن است عمل او صحیح باشد (بنابر اینکه ولایت را شرط قبول بدانیم نه [[صحت]])، اما مقبول نبوده و [[اجر]] و ثوابی نخواهد داشت؛ زیرا از راهی که خداوند به آن امر کرده، نرفته است. البته در این مسئله میان [[جاهل قاصر و مقصر]] تفاوت است. مقصود از کسانی که اعمالشان اجر و ثوابی ندارد، [[جاهلان]] مقصرند؛ نه قاصر. بنابراین شامل کسانی که [[حق]] را نشناخته‌اند و به همان [[اعتقادات]] خود [[معتقد]] و پایبندند و [[یقین]] به [[صحت]] [[مذهب]] خود دارند - گرچه این یقین [[مطابق با واقع]] نباشد - نمی‌شود؛ زیرا این یقین برای آنان [[حجت]] است و نزد [[خداوند]] معذورند.<ref>[[رضا باذلی|باذلی، رضا]]، [[پذیرش ولایت ائمه شرط قبولی اعمال (مقاله)| مقاله «پذیرش ولایت ائمه شرط قبولی اعمال»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۶ (کتاب)|موسوعه رد شبهات ج۱۶]]، ص۱۰۴-۱۱۴.</ref>
با توجه به آنچه گذشت، معلوم می‌شود وقتی [[خداوند]] به [[ولایت اهل بیت]]{{عم}} امر کرده و آنان را معرفی نموده است که [[مسلمانان]] [[احکام]] خود را از آنان بگیرند، اگر کسی آنان را رها کند و [[اعمال]] خود را طبق [[قیاس]] و [[استحسان]] و... به دست آورده و عمل کند، ممکن است عمل او صحیح باشد (بنابر اینکه ولایت را شرط قبول بدانیم نه [[صحت]])، اما مقبول نبوده و [[اجر]] و ثوابی نخواهد داشت؛ زیرا از راهی که خداوند به آن امر کرده، نرفته است. البته در این مسئله میان [[جاهل قاصر و مقصر]] تفاوت است. مقصود از کسانی که اعمالشان اجر و ثوابی ندارد، [[جاهلان]] مقصرند؛ نه قاصر. بنابراین شامل کسانی که [[حق]] را نشناخته‌اند و به همان [[اعتقادات]] خود [[معتقد]] و پایبندند و [[یقین]] به [[صحت]] [[مذهب]] خود دارند - گرچه این یقین [[مطابق با واقع]] نباشد - نمی‌شود؛ زیرا این یقین برای آنان [[حجت]] است و نزد [[خداوند]] معذورند<ref>[[رضا باذلی|باذلی، رضا]]، [[پذیرش ولایت ائمه شرط قبولی اعمال (مقاله)| مقاله «پذیرش ولایت ائمه شرط قبولی اعمال»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۶ (کتاب)|موسوعه رد شبهات ج۱۶]]، ص۱۰۴-۱۱۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش