←تأویل قرآن
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
== [[تأویل قرآن]] == | == [[تأویل قرآن]] == | ||
{{همچنین ببینید|تأویل قرآن}} | {{همچنین ببینید|تأویل قرآن}} | ||
بحثهای فراوانی | بحثهای فراوانی در مورد «تأویلِ [[قرآن]]» و چند و چون آن صورت گرفته است. مجموع نظریات مطرح در اینباره را میتوان به طور کلی به دو محور قابل تقسیم دانست: ۱. تأویل قرآن از مقوله معناست. ۲. تأویل قرآن از مقوله [[واقعیت]] خارجی است. '''نظریه نخست'''، خود به سه نظریه تقسیم میشود: (۱): تأویل قرآن، معنا و مقصود [[خداوند]] از الفاظ و [[آیات قرآن]] است. (۲): تأویل قرآن، معنای خلاف [[ظاهر آیات]] قرآن است. (۳): تأویل قرآن، معانی [[باطنی]] قرآن است که در ورای معانی ظاهری قصد شده است. '''نظریه دوم''' نیز به دو نظریه قابل تقسیم است: (۱): مراد از تأویل قرآن، مصادیق عینی [[مفاهیم قرآنی]] است. (۲): تأویل قرآن، [[حقایق]] عینی عرشی است که مستندِ همه محتویات قرآن است. بنابراین، عمدهترین نظریات در مورد تأویل قرآن، ۵ نظریه است: | ||
# '''مقصود خداوند از آیات قرآن:''' به نظر میرسد در برخی منابع کهن و [[روایات]]، [[تأویل]] مرادف با [[تفسیر]] به کار میرفته و به [[آیات متشابه]] نیز اختصاص نداشته است، چنان که در سدههای نخستِ [[اسلامی]]، اصطلاح تأویل بیش از اصطلاح تفسیر به کار میرفته است؛ برای مثال، وقتی [[ابن عباس]] میگوید: من از زمره [[راسخان در علم]] هستم و تأویل قرآن را میدانم<ref>جامعالبیان، ج۳، ص۲۴۹.</ref>. یا [[مجاهد]] میگوید: [[علما]] به تأویل قرآن آگاهاند<ref>التفسیر والمفسرون، ج۱، ص۲۰.</ref>. مرادشان از تأویل، تفسیر قرآناست. روایات ذیل حاکی از آن است که در متون اولیه اسلامی تأویلِ [[کلام]] معادلِ معنا و مقصود گوینده به کار میرفته و گاهی به مفهوم و مدلول لفظ، اعم از مطابقی و التزامی، و گاهی نیز به مصادیق مورد نظر اطلاق میشده است. | # '''مقصود خداوند از آیات قرآن:''' به نظر میرسد در برخی منابع کهن و [[روایات]]، [[تأویل]] مرادف با [[تفسیر]] به کار میرفته و به [[آیات متشابه]] نیز اختصاص نداشته است، چنان که در سدههای نخستِ [[اسلامی]]، اصطلاح تأویل بیش از اصطلاح تفسیر به کار میرفته است؛ برای مثال، وقتی [[ابن عباس]] میگوید: من از زمره [[راسخان در علم]] هستم و تأویل قرآن را میدانم<ref>جامعالبیان، ج۳، ص۲۴۹.</ref>. یا [[مجاهد]] میگوید: [[علما]] به تأویل قرآن آگاهاند<ref>التفسیر والمفسرون، ج۱، ص۲۰.</ref>. مرادشان از تأویل، تفسیر قرآناست. روایات ذیل حاکی از آن است که در متون اولیه اسلامی تأویلِ [[کلام]] معادلِ معنا و مقصود گوینده به کار میرفته و گاهی به مفهوم و مدلول لفظ، اعم از مطابقی و التزامی، و گاهی نیز به مصادیق مورد نظر اطلاق میشده است. | ||
# '''معنای خلاف ظاهر:''' کاربرد تأویل در [[سوره آل عمران]] در مورد آیات متشابه سبب شده است که [[مفسران]] و [[متکلمان]] [[مسلمان]] [[تأویل]] را تنها در حوزه [[آیات متشابه]] در نظر گرفته، تعریفی خاص از آن عرضه کنند. بعدها اصولیان، به ویژه اصولیان [[اهل سنت]] آن را تعمیم داده، آن را در مورد هر واژهای که به دلیلی معنای ظاهرش مراد نباشد، به کار بردند، بر همین اساس، متکلمان در هر [[آیه]] [[اعتقادی]] و اصولیان در هر آیه [[فقهی]] که به نظر آنها معنای ظاهری آنها مورد نظر [[خداوند]] نیست گفتهاند که این [[آیات]] نیاز به تأویل دارد؛ یعنی باید لفظ را از معنایش [[اعراض]] داد و بر معنای خلافِ ظاهرش حمل کرد. به گفته برخی مفسران این معنا از سایر معانی واژه تأویل شایعتر است، به طوری که نزد متأخران گویی لفظ مذکور حقیقتِ در همین معناست<ref>المیزان، ج۳، ص۴۴.</ref>؛ گویا در میان منابع لغوی برای نخستین بار در [[قرن ششم]] [[ابن اثیر]] در کتاب نهایه مینویسد: مراد از تأویل، بازگرداندن ظاهر لفظ از معنای اصلی است به معنایی که دلیل بر آن [[قائم]] است که اگر دلیل نباشد نباید از معنای ظاهری لفظ دست کشید<ref>النهایه، ج۱، ص۸۰، «اول».</ref>. او این معنا را از قول افرادی چون سُبکی، ابن کمال و ابن جوزی میآورد که همگی در دانشهایی چون [[فقه]]، [[کلام]] و [[حدیث]] [[شهرت]] دارند. | # '''معنای خلاف ظاهر:''' کاربرد تأویل در [[سوره آل عمران]] در مورد آیات متشابه سبب شده است که [[مفسران]] و [[متکلمان]] [[مسلمان]] [[تأویل]] را تنها در حوزه [[آیات متشابه]] در نظر گرفته، تعریفی خاص از آن عرضه کنند. بعدها اصولیان، به ویژه اصولیان [[اهل سنت]] آن را تعمیم داده، آن را در مورد هر واژهای که به دلیلی معنای ظاهرش مراد نباشد، به کار بردند، بر همین اساس، متکلمان در هر [[آیه]] [[اعتقادی]] و اصولیان در هر آیه [[فقهی]] که به نظر آنها معنای ظاهری آنها مورد نظر [[خداوند]] نیست گفتهاند که این [[آیات]] نیاز به تأویل دارد؛ یعنی باید لفظ را از معنایش [[اعراض]] داد و بر معنای خلافِ ظاهرش حمل کرد. به گفته برخی مفسران این معنا از سایر معانی واژه تأویل شایعتر است، به طوری که نزد متأخران گویی لفظ مذکور حقیقتِ در همین معناست<ref>المیزان، ج۳، ص۴۴.</ref>؛ گویا در میان منابع لغوی برای نخستین بار در [[قرن ششم]] [[ابن اثیر]] در کتاب نهایه مینویسد: مراد از تأویل، بازگرداندن ظاهر لفظ از معنای اصلی است به معنایی که دلیل بر آن [[قائم]] است که اگر دلیل نباشد نباید از معنای ظاهری لفظ دست کشید<ref>النهایه، ج۱، ص۸۰، «اول».</ref>. او این معنا را از قول افرادی چون سُبکی، ابن کمال و ابن جوزی میآورد که همگی در دانشهایی چون [[فقه]]، [[کلام]] و [[حدیث]] [[شهرت]] دارند. | ||