اصحاب الجنه: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۶ ژانویهٔ ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[اصحاب الجنه در قرآن]] | پرسش مرتبط  = اصحاب الجنه (پرسش)}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[اصحاب الجنه در قرآن]] | پرسش مرتبط  = }}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
خط ۶: خط ۶:
مفسران {{متن قرآن| كَالصَّرِيمِ}} را به معنای "شب سیاه و قیرگون"، "خاکستر" و "سنگ سیاه" گرفته‌اند که باغ پس از [[نزول]] عذاب، در سیاه شدن به آنها [[تشبیه]] شده است. برخی نیز آن را منطقه بی آب و علف معروفی نزدیک [[شهر]] صنعای [[یمن]] دانسته‌اند که باغ بلازده همانند آن شده بود. <ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۳۸؛ التبیان، ج ۱۰، ص ۸۰. </ref> بالاخره [[زمخشری]] آن را برگرفته از "صَرْم" (= قطع) و صریم را درختی می‌داند که میوه‌هایش چیده شده است. به نظر وی باغ پس از [[نزول]] [[عذاب]] به بوستانی می‌ماند که همه میوه‌هایش را چیده‌اند <ref>الکشاف، ج ۴، ص ۵۹۰. </ref>. صاحبان باغ، بی‌خبر از آمدن [[بلا]]،<ref>کشف‌الاسرار، ج ۱۰، ص ۱۹۳. </ref> صبح زود از [[خواب]] برخاسته، یکدیگر را صدا زدند که اگر قصد چیدن میوه‌ها را دارید، تا دیر نشده به سوی باغ و کشتزار خویش بشتابید: {{متن قرآن|فَتَنَادَوْا مُصْبِحِينَ}}<ref>«و بامدادان یکدیگر را فرا خواندند،» سوره قلم، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَارِمِينَ}}<ref>«که اگر میوه‌چین هستید، سپیده‌دمان به کشتزارتان درآیید!» سوره قلم، آیه ۲۲.</ref> آنان برای جلوگیری از [[آگاهی]] و ورود [[نیازمندان]] به باغ، شتابان و دور از چشم دیگران، حرکت کرده،<ref>تفسیر قرطبی، مج ۹، ج ۱۸، ص ۱۵۸؛ قصص الرحمن، ج ۴، ص ۶۵۱. </ref> در بین [[راه]] نیز آهسته <ref>روض‌الجنان، ج ۱۹، ص ۳۵۷ ـ ۳۵۸. </ref> به یکدیگر تأکید می‌کردند که مراقب با خبر شدن فقیران و ورود آنان به باغ بوده، آن روز به هیچ وجه احدی از آنها را به باغ راه ندهند: {{متن قرآن|فَانْطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ}}<ref>«و به راه افتادند در حالی که با هم پوشیده سخن می‌گفتند؛» سوره قلم، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|أَنْ لَا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ}}<ref>«که: نباید امروز بینوایی در آن، بر شما وارد گردد» سوره قلم، آیه ۲۴.</ref><ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۳۷۴. </ref> آنان با [[تصمیم]] جدی مبنی بر ممانعت از ورود [[مستمندان]]،<ref> جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۳۹. </ref> چیدن همه میوه‌ها <ref>الکشاف، ج ۴، ص ۵۹۰؛ المیزان، ج ۱۹، ص ۳۷۴. </ref> و با [[تصور]] اینکه می‌توانند چنین کاری را انجام دهند به طرف باغ رفتند: {{متن قرآن|وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ}}<ref>«و سپیده‌دمان با توان بازداشتن (بینوایان از ورود به باغ) رفتند» سوره قلم، آیه ۲۵.</ref>؛ اما آنجا که رسیدند، دیدند همه درختان و میوه‌ها سوخته و هیچ اثری از آن همه سرسبزی بر جای نمانده است: {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ}}<ref>«و چون آن (باغ سوخته) را دیدند گفتند: ما بی‌گمان بیراه آمده‌ایم» سوره قلم، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ}}<ref>«بلکه سخت بی‌بهره‌ایم» سوره واقعه، آیه ۶۷.</ref><ref>تفسیر ابن‌کثیر، ج ۴، ص ۴۳۳. </ref> براساس [[تفسیر]] [[ابن‌عباس]] و [[قتاده]] که مورد پذیرش بیشتر [[مفسران]] نیز هست، {{متن قرآن|لَضَالُّونَ}} به این معناست که آنان ابتدا باغ خود را نشناخته و [[گمان]] کردند که [[راه]] را گم کرده‌اند؛<ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۴۱؛ الکشاف، ج ۴، ص ۵۹۱؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۵۰۶. </ref> اما پس از [[تأمل]]، دریافتند که آنجا همان باغ آنهاست،<ref>روض‌الجنان، ج ۱۹، ص ۳۵۹. </ref> ازاین‌رو گفتند: {{متن قرآن|بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ}}؛ راه را گم نکرده‌ایم، بلکه به سبب [[نیت]] و [[تصمیم]] [[ناپسند]] خویش گرفتار [[بلا]] شده <ref>تفسیرقرطبی، مج ۹، ج ۱۸، ص ۱۵۹. </ref> و خود به جای [[مستمندان]] از همه چیز (اصل باغ، عایدات و [[پاداش]] [[صدقات]]) [[محروم]] گشته‌ایم؛<ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۴۱؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج ۴، ص ۴۳۳؛ تفسیر ابی‌السعود، ج ۹، ص ۱۶. </ref> اما برخی [[مفسران]] در معنای {{متن قرآن|لَضَالُّونَ}} گفته‌اند که آنها با دیدن باغ از [[خواب غفلت]] بیدار شده و دریافتند که به سبب نیت و [[اقدام]] [[نادرست]] خویش افزون بر گم کردن [[راه هدایت]]: {{متن قرآن|إِنَّا لَضَالُّونَ}} از [[نعمت]] باغ نیز محروم گشته‌اند؛<ref>التبیان، ج ۱۰، ص ۸۲؛ المیزان، ج ۱۹، ص ۳۷۴. </ref> ولی معنای نخست با [[سیاق]] داستان سازگارتر است، زیرا دست کم با توجه به [[مخالفت]] و [[نصایح]] یکی از [[برادران]]، و نیز موّحد بودن آنان ـ که از [[آیات]] بعدی و قراین دیگر بر می‌آید ـ آنان از [[نادرستی]] کار خویش [[آگاه]] بوده‌اند، ازاین‌رو اعتراف به آن، وجه چندانی ندارد، افزون بر آن، جمله {{متن قرآن|بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ}}<ref>«بلکه سخت بی‌بهره‌ایم» سوره واقعه، آیه ۶۷.</ref> برای اضراب از جمله {{متن قرآن|إِنَّا لَضَالُّونَ}} است و این با معنای نخست، تناسب کاملی دارد.
مفسران {{متن قرآن| كَالصَّرِيمِ}} را به معنای "شب سیاه و قیرگون"، "خاکستر" و "سنگ سیاه" گرفته‌اند که باغ پس از [[نزول]] عذاب، در سیاه شدن به آنها [[تشبیه]] شده است. برخی نیز آن را منطقه بی آب و علف معروفی نزدیک [[شهر]] صنعای [[یمن]] دانسته‌اند که باغ بلازده همانند آن شده بود. <ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۳۸؛ التبیان، ج ۱۰، ص ۸۰. </ref> بالاخره [[زمخشری]] آن را برگرفته از "صَرْم" (= قطع) و صریم را درختی می‌داند که میوه‌هایش چیده شده است. به نظر وی باغ پس از [[نزول]] [[عذاب]] به بوستانی می‌ماند که همه میوه‌هایش را چیده‌اند <ref>الکشاف، ج ۴، ص ۵۹۰. </ref>. صاحبان باغ، بی‌خبر از آمدن [[بلا]]،<ref>کشف‌الاسرار، ج ۱۰، ص ۱۹۳. </ref> صبح زود از [[خواب]] برخاسته، یکدیگر را صدا زدند که اگر قصد چیدن میوه‌ها را دارید، تا دیر نشده به سوی باغ و کشتزار خویش بشتابید: {{متن قرآن|فَتَنَادَوْا مُصْبِحِينَ}}<ref>«و بامدادان یکدیگر را فرا خواندند،» سوره قلم، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَارِمِينَ}}<ref>«که اگر میوه‌چین هستید، سپیده‌دمان به کشتزارتان درآیید!» سوره قلم، آیه ۲۲.</ref> آنان برای جلوگیری از [[آگاهی]] و ورود [[نیازمندان]] به باغ، شتابان و دور از چشم دیگران، حرکت کرده،<ref>تفسیر قرطبی، مج ۹، ج ۱۸، ص ۱۵۸؛ قصص الرحمن، ج ۴، ص ۶۵۱. </ref> در بین [[راه]] نیز آهسته <ref>روض‌الجنان، ج ۱۹، ص ۳۵۷ ـ ۳۵۸. </ref> به یکدیگر تأکید می‌کردند که مراقب با خبر شدن فقیران و ورود آنان به باغ بوده، آن روز به هیچ وجه احدی از آنها را به باغ راه ندهند: {{متن قرآن|فَانْطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ}}<ref>«و به راه افتادند در حالی که با هم پوشیده سخن می‌گفتند؛» سوره قلم، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|أَنْ لَا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ}}<ref>«که: نباید امروز بینوایی در آن، بر شما وارد گردد» سوره قلم، آیه ۲۴.</ref><ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۳۷۴. </ref> آنان با [[تصمیم]] جدی مبنی بر ممانعت از ورود [[مستمندان]]،<ref> جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۳۹. </ref> چیدن همه میوه‌ها <ref>الکشاف، ج ۴، ص ۵۹۰؛ المیزان، ج ۱۹، ص ۳۷۴. </ref> و با [[تصور]] اینکه می‌توانند چنین کاری را انجام دهند به طرف باغ رفتند: {{متن قرآن|وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ}}<ref>«و سپیده‌دمان با توان بازداشتن (بینوایان از ورود به باغ) رفتند» سوره قلم، آیه ۲۵.</ref>؛ اما آنجا که رسیدند، دیدند همه درختان و میوه‌ها سوخته و هیچ اثری از آن همه سرسبزی بر جای نمانده است: {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ}}<ref>«و چون آن (باغ سوخته) را دیدند گفتند: ما بی‌گمان بیراه آمده‌ایم» سوره قلم، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ}}<ref>«بلکه سخت بی‌بهره‌ایم» سوره واقعه، آیه ۶۷.</ref><ref>تفسیر ابن‌کثیر، ج ۴، ص ۴۳۳. </ref> براساس [[تفسیر]] [[ابن‌عباس]] و [[قتاده]] که مورد پذیرش بیشتر [[مفسران]] نیز هست، {{متن قرآن|لَضَالُّونَ}} به این معناست که آنان ابتدا باغ خود را نشناخته و [[گمان]] کردند که [[راه]] را گم کرده‌اند؛<ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۴۱؛ الکشاف، ج ۴، ص ۵۹۱؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۵۰۶. </ref> اما پس از [[تأمل]]، دریافتند که آنجا همان باغ آنهاست،<ref>روض‌الجنان، ج ۱۹، ص ۳۵۹. </ref> ازاین‌رو گفتند: {{متن قرآن|بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ}}؛ راه را گم نکرده‌ایم، بلکه به سبب [[نیت]] و [[تصمیم]] [[ناپسند]] خویش گرفتار [[بلا]] شده <ref>تفسیرقرطبی، مج ۹، ج ۱۸، ص ۱۵۹. </ref> و خود به جای [[مستمندان]] از همه چیز (اصل باغ، عایدات و [[پاداش]] [[صدقات]]) [[محروم]] گشته‌ایم؛<ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۴۱؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج ۴، ص ۴۳۳؛ تفسیر ابی‌السعود، ج ۹، ص ۱۶. </ref> اما برخی [[مفسران]] در معنای {{متن قرآن|لَضَالُّونَ}} گفته‌اند که آنها با دیدن باغ از [[خواب غفلت]] بیدار شده و دریافتند که به سبب نیت و [[اقدام]] [[نادرست]] خویش افزون بر گم کردن [[راه هدایت]]: {{متن قرآن|إِنَّا لَضَالُّونَ}} از [[نعمت]] باغ نیز محروم گشته‌اند؛<ref>التبیان، ج ۱۰، ص ۸۲؛ المیزان، ج ۱۹، ص ۳۷۴. </ref> ولی معنای نخست با [[سیاق]] داستان سازگارتر است، زیرا دست کم با توجه به [[مخالفت]] و [[نصایح]] یکی از [[برادران]]، و نیز موّحد بودن آنان ـ که از [[آیات]] بعدی و قراین دیگر بر می‌آید ـ آنان از [[نادرستی]] کار خویش [[آگاه]] بوده‌اند، ازاین‌رو اعتراف به آن، وجه چندانی ندارد، افزون بر آن، جمله {{متن قرآن|بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ}}<ref>«بلکه سخت بی‌بهره‌ایم» سوره واقعه، آیه ۶۷.</ref> برای اضراب از جمله {{متن قرآن|إِنَّا لَضَالُّونَ}} است و این با معنای نخست، تناسب کاملی دارد.


با دریافت [[حقیقت]]، [[برادری]] که عاقل‌تر <ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۴۰۰؛ کشف‌الاسرار، ج ۱۰، ص ۱۹۴. </ref> و بهتر <ref> المیزان، ج ۱۹، ص ۳۷۸. </ref> از همه بود به آنان گفت: آیا به شما نگفتم که به [[یاد خدا]] بوده، [[طلب آمرزش]] کنید و با محروم ساختن مستمندان، [[کفران نعمت]] نکنید؟<ref>مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۵۰۶؛ تفسیر مراغی، ج ۲۹، ص ۳۷. </ref> امّا شما گوش نداده، بر [[تصمیم]] ناروای خویش پای فشردید: {{متن قرآن|قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ}}<ref>«برترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا (خداوند را) به پاکی نمی‌ستایید (- انشاء الله نمی‌گویید)؟» سوره قلم، آیه ۲۸.</ref> گروهی که استثنا را به معنای گفتن "إن شاءاللّه" گرفته‌اند، در اینجا نیز مراد از [[تسبیح]] را گفتن "إن‌شاءاللّه" و استثنا دانسته‌اند. <ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۴۳؛ التبیان، ج ۱۰، ص ۸۳؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۵۰۶. </ref> آنها با [[تأیید]] سخنان [[برادر]] خویش، پذیرفتند که منع [[حقوق]] [[مستمندان]]، و [[غفلت]] از [[یاد خدا]]، باعث نابودی باغ شده و بر خود و دیگران [[ستم]] کرده‌اند و گرنه [[خداوند]] منزه از آن است که با این کار بر آنان ستم روا دارد: {{متن قرآن|قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ}}<ref>«گفتند: پاکا که پروردگار ماست! بی‌گمان ما ستمکاره بوده‌ایم» سوره قلم، آیه ۲۹.</ref><ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۴۲؛ التبیان، ج ۱۰، ص ۸۳. </ref> آنان ضمن [[استغفار]] <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۱۵۹. </ref> همدیگر را [[سرزنش]] کرده و [[گناه]] را به گردن یکدیگر می‌انداختند: {{متن قرآن|فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ}}<ref>«آنگاه سرزنش‌کنان به یکدیگر روی آوردند؛» سوره قلم، آیه ۳۰.</ref>، زیرا هر یک، حتی برادر عاقل‌تر که سرانجام از موضع بر [[حق]] خویش دست برداشته، با آنان همراه شد، به نوعی مقصر بودند. <ref>حاشیه شیخ زاده، ج ۸، ص ۲۹۹؛ تفسیر ابی‌السعود، ج ۹، ص ۱۶؛ قصص الرحمن، ج ۴، ص ۶۵۴. </ref> آنان با [[حسرت]] و [[تأسف]] شدید، پذیرفتند که بر خلاف [[پدر]] خویش، [[شکر]] [[نعمت‌های خدا]] را به جا نیاورده و او رانافرمانی کرده‌اند: {{متن قرآن|قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ}}<ref>«گفتند: وای بر ما! بی‌گمان ما سرکش بوده‌ایم» سوره قلم، آیه ۳۱.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۱۵۹. </ref> مفسرانی که استثنا را به معنای گفتن "إن شاءاللّه" گرفته‌اند، در اینجا هم "[[طغیان]]" را به معنای نگفتن "إن شاءاللّه" و منع حقوق مستمندان دانسته‌اند. <ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۴۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۱۵۹. </ref> [[برادران]] پس از [[بیداری]] و [[اعتراف به گناه]] رو به درگاه [[خدا]] کرده و گفتند: امیدواریم که پروردگارمان [[گناهان]] ما را آمرزیده و به جای این باغ، بوستانی بهتر از آن را بر ما ارزانی کند، چرا که ما به سوی او روی آورده و حل این مشکل را از او می‌خواهیم: {{متن قرآن|عَسَى رَبُّنَا أَنْ يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ}}<ref>«امید است پروردگارمان بهتر از آن را برای ما جایگزین کند که ما به سوی پروردگارمان گراینده‌ایم» سوره قلم، آیه ۳۲.</ref>؛ اما آیا به [[راستی]] نادم از [[کردار]] خویش بر آن شدند که اگر دوباره مشمول [[نعمت الهی]] شدند، [[شکر]] آن را به جای آورند یا اینکه همانند بسیاری از [[مردمان]] به هنگام گرفتار آمدن در [[عذاب]]، موقتاً بیدار شده، و پس از [[رهایی]]، دیگر بار [[راه]] و کار ناصواب خود را پیشه کردند؟ {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الْإِنْسَانُ كَفُورًا}}<ref>«و چون در دریا گزند به شما رسد آنان که (اکنون به پرستش) می‌خوانید ناپدید می‌شوند جز خداوند اما چون شما را تا خشکی رساند رو می‌گردانید و آدمی، ناسپاس است» سوره اسراء، آیه ۶۷.</ref> [[سخن]] [[مفسران]] در این باره یکسان نیست؛ برخی بر اساس لحن [[آیه]] بعد احتمال می‌دهند که [[توبه]] آنان به سبب فقدان شرایط پذیرفته نشد؛<ref>نمونه، ج ۲۴، ص ۴۰۳. </ref> اما بیشتر آنها بر این باورند که آنان این سخنان را از سر [[اخلاص]] و توبه گفتند. <ref>حاشیه شیخ زاده، ج ۸، ص ۲۹۸؛ تفسیر ابی‌السعود، ج ۹، ص ۱۶. </ref> بنا به روایتی از [[عبدالله بن مسعود]] نیز [[خداوند]] [[توبه]] آنان را پذیرفت و [[باغی]] بهتر از آن بوستان سوخته به آنان داد. برخی ادعا کرده‌اند که آن باغ و خوشه‌های بسیار درشت انگور آن را دیده‌اند. <ref>روض‌الجنان، ج ۱۹، ص ۳۶۰؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۵۰۷. </ref> خداوند در پایان، برای به دست دادن ضابطه‌ای کلی و [[تهدید]] [[مشرکان]] [[مکه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«آن عذاب بدین‌گونه بود و اگر می‌دانستند عذاب جهان واپسین به راستی بزرگ‌تر است» سوره قلم، آیه ۳۳.</ref>؛ کسانی که از [[ثروت]] انبوه، فرزند زیاد و دیگر [[بهره‌های دنیوی]]، برخوردارند و دچار [[استغنا]] و [[استکبار]] شده، [[طغیان]] و [[تعدی]] می‌کنند، به عذابی همانند عذاب {{متن قرآن|أَصْحَابُ الْجَنَّةِ}} گرفتار می‌شوند و همه [[دارایی]] خود را از دست می‌دهند. اما [[عذاب اخروی]] که در [[انتظار]] چنین کسانی است، بزرگ‌تر و سخت‌تر است، زیرا بازتاب [[قهر]] [[الهی]] است و هیچ چیزی تاب [[تحمل]] آن را ندارد و بر خلاف [[عذاب دنیوی]]، [[جاودانی]] است و با [[مرگ]] نیز نمی‌توان از آن [[رهایی]] جست؛ همچنین [[عذاب اخروی]] بگونه‌ای است که [[پشیمانی]] پس از آن سودی ندارد و به جای [[اموال]] و [[اولاد]]، سراسر وجود خود [[آدمی]] را فرا می‌گیرد و اگر [[مشرکان]] از این [[آگاه]] بودند، هرگز از سر [[استغنا]] و [[استکبار]]، [[تعدی]] و [[طغیان]] نمی‌کردند<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۹۰؛ تفسیرابی السعود، ج ۱۷، ص ۷۵۶؛ المیزان، ج ۱۹، ص ۳۷۶. </ref>.<ref>[[علی اسدی |اسدی، علی]]، [[اصحاب‌ الجنه (مقاله)|مقاله «اصحاب‌ الجنه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>
با دریافت [[حقیقت]]، [[برادری]] که عاقل‌تر <ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۴۰۰؛ کشف‌الاسرار، ج ۱۰، ص ۱۹۴. </ref> و بهتر <ref> المیزان، ج ۱۹، ص ۳۷۸. </ref> از همه بود به آنان گفت: آیا به شما نگفتم که به [[یاد خدا]] بوده، [[طلب آمرزش]] کنید و با محروم ساختن مستمندان، [[کفران نعمت]] نکنید؟<ref>مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۵۰۶؛ تفسیر مراغی، ج ۲۹، ص ۳۷. </ref> امّا شما گوش نداده، بر [[تصمیم]] ناروای خویش پای فشردید: {{متن قرآن|قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ}}<ref>«برترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا (خداوند را) به پاکی نمی‌ستایید (- انشاء الله نمی‌گویید)؟» سوره قلم، آیه ۲۸.</ref> گروهی که استثنا را به معنای گفتن "إن شاءاللّه" گرفته‌اند، در اینجا نیز مراد از [[تسبیح]] را گفتن "إن‌شاءاللّه" و استثنا دانسته‌اند. <ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۴۳؛ التبیان، ج ۱۰، ص ۸۳؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۵۰۶. </ref> آنها با [[تأیید]] سخنان [[برادر]] خویش، پذیرفتند که منع [[حقوق]] [[مستمندان]]، و [[غفلت]] از [[یاد خدا]]، باعث نابودی باغ شده و بر خود و دیگران [[ستم]] کرده‌اند و گرنه [[خداوند]] منزه از آن است که با این کار بر آنان ستم روا دارد: {{متن قرآن|قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ}}<ref>«گفتند: پاکا که پروردگار ماست! بی‌گمان ما ستمکاره بوده‌ایم» سوره قلم، آیه ۲۹.</ref><ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۴۲؛ التبیان، ج ۱۰، ص ۸۳. </ref> آنان ضمن [[استغفار]] <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۱۵۹. </ref> همدیگر را [[سرزنش]] کرده و [[گناه]] را به گردن یکدیگر می‌انداختند: {{متن قرآن|فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ}}<ref>«آنگاه سرزنش‌کنان به یکدیگر روی آوردند؛» سوره قلم، آیه ۳۰.</ref>، زیرا هر یک، حتی برادر عاقل‌تر که سرانجام از موضع بر [[حق]] خویش دست برداشته، با آنان همراه شد، به نوعی مقصر بودند. <ref>حاشیه شیخ زاده، ج ۸، ص ۲۹۹؛ تفسیر ابی‌السعود، ج ۹، ص ۱۶؛ قصص الرحمن، ج ۴، ص ۶۵۴. </ref> آنان با [[حسرت]] و [[تأسف]] شدید، پذیرفتند که بر خلاف [[پدر]] خویش، [[شکر]] [[نعمت‌های خدا]] را به جا نیاورده و او رانافرمانی کرده‌اند: {{متن قرآن|قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ}}<ref>«گفتند: وای بر ما! بی‌گمان ما سرکش بوده‌ایم» سوره قلم، آیه ۳۱.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۱۵۹. </ref> مفسرانی که استثنا را به معنای گفتن "إن شاءاللّه" گرفته‌اند، در اینجا هم "[[طغیان]]" را به معنای نگفتن "إن شاءاللّه" و منع حقوق مستمندان دانسته‌اند. <ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۴۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۱۵۹. </ref> [[برادران]] پس از [[بیداری]] و [[اعتراف به گناه]] رو به درگاه [[خدا]] کرده و گفتند: امیدواریم که پروردگارمان [[گناهان]] ما را آمرزیده و به جای این باغ، بوستانی بهتر از آن را بر ما ارزانی کند، چرا که ما به سوی او روی آورده و حل این مشکل را از او می‌خواهیم: {{متن قرآن|عَسَى رَبُّنَا أَنْ يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ}}<ref>«امید است پروردگارمان بهتر از آن را برای ما جایگزین کند که ما به سوی پروردگارمان گراینده‌ایم» سوره قلم، آیه ۳۲.</ref>؛ اما آیا به [[راستی]] نادم از [[کردار]] خویش بر آن شدند که اگر دوباره مشمول [[نعمت الهی]] شدند، [[شکر]] آن را به جای آورند یا اینکه همانند بسیاری از [[مردمان]] به هنگام گرفتار آمدن در [[عذاب]]، موقتاً بیدار شده، و پس از [[رهایی]]، دیگر بار [[راه]] و کار ناصواب خود را پیشه کردند؟ {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الْإِنْسَانُ كَفُورًا}}<ref>«و چون در دریا گزند به شما رسد آنان که (اکنون به پرستش) می‌خوانید ناپدید می‌شوند جز خداوند اما چون شما را تا خشکی رساند رو می‌گردانید و آدمی، ناسپاس است» سوره اسراء، آیه ۶۷.</ref> [[سخن]] [[مفسران]] در این باره یکسان نیست؛ برخی بر اساس لحن [[آیه]] بعد احتمال می‌دهند که [[توبه]] آنان به سبب فقدان شرایط پذیرفته نشد؛<ref>نمونه، ج ۲۴، ص ۴۰۳. </ref> اما بیشتر آنها بر این باورند که آنان این سخنان را از سر [[اخلاص]] و توبه گفتند. <ref>حاشیه شیخ زاده، ج ۸، ص ۲۹۸؛ تفسیر ابی‌السعود، ج ۹، ص ۱۶. </ref> بنا به روایتی از [[عبدالله بن مسعود]] نیز [[خداوند]] [[توبه]] آنان را پذیرفت و [[باغی]] بهتر از آن بوستان سوخته به آنان داد. برخی ادعا کرده‌اند که آن باغ و خوشه‌های بسیار درشت انگور آن را دیده‌اند. <ref>روض‌الجنان، ج ۱۹، ص ۳۶۰؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۵۰۷. </ref> خداوند در پایان، برای به دست دادن ضابطه‌ای کلی و [[تهدید]] [[مشرکان]] [[مکه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«آن عذاب بدین‌گونه بود و اگر می‌دانستند عذاب جهان واپسین به راستی بزرگ‌تر است» سوره قلم، آیه ۳۳.</ref>؛ کسانی که از [[ثروت]] انبوه، فرزند زیاد و دیگر [[بهره‌های دنیوی]]، برخوردارند و دچار [[استغنا]] و [[استکبار]] شده، [[طغیان]] و [[تعدی]] می‌کنند، به عذابی همانند عذاب {{متن قرآن|أَصْحَابُ الْجَنَّةِ}} گرفتار می‌شوند و همه [[دارایی]] خود را از دست می‌دهند. اما [[عذاب اخروی]] که در [[انتظار]] چنین کسانی است، بزرگ‌تر و سخت‌تر است، زیرا بازتاب [[قهر]] [[الهی]] است و هیچ چیزی تاب [[تحمل]] آن را ندارد و بر خلاف [[عذاب دنیوی]]، [[جاودانی]] است و با [[مرگ]] نیز نمی‌توان از آن [[رهایی]] جست؛ همچنین [[عذاب اخروی]] بگونه‌ای است که [[پشیمانی]] پس از آن سودی ندارد و به جای [[اموال]] و [[اولاد]]، سراسر وجود خود [[آدمی]] را فرا می‌گیرد و اگر [[مشرکان]] از این [[آگاه]] بودند، هرگز از سر [[استغنا]] و [[استکبار]]، [[تعدی]] و [[طغیان]] نمی‌کردند<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۹۰؛ تفسیرابی السعود، ج ۱۷، ص ۷۵۶؛ المیزان، ج ۱۹، ص ۳۷۶. </ref>.<ref>[[علی اسدی |اسدی، علی]]، [[اصحاب‌ الجنه (مقاله)|مقاله «اصحاب‌ الجنه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص 391.</ref>


==[[اصحاب الجنة]]==
==[[اصحاب الجنة]]==
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش