پرش به محتوا

اصحاب الجنه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۸۳۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۱ نوامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۳: خط ۱۳:
نکته پایانی آنکه این داستان را با توجه به آیه {{متن قرآن|قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ}}<ref>«گفتند: وای بر ما! بی‌گمان ما سرکش بوده‌ایم» سوره قلم، آیه ۳۱.</ref> می‌توان تصویر مجسمی از آیاتی چون {{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ لَيَطْغَى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى}}<ref>«چون خود را بی‌نیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref> دانست که یکی از ویژگی‌های [[روانی]] نوع [[بشر]] را بیان کرده و به آن [[صبغه]] فراتاریخی می‌دهد، بر این اساس، هنگامی که [[آدمی]] خود را [[غرق]] در ناز و [[نعمت]] می‌بیند، شدت تعلقات مادی و اشتغال به آن، وی را از [[یاد خدا]] [[غافل]] می‌کند؛ اما هنگامی که در پی حادثه‌ای، همه درها بر روی او بسته شده، هیچ کس و هیچ چیزی به حال وی سودی نمی‌بخشد، از [[خواب غفلت]] بیدار شده، به [[خدا]] رو می‌کند، بنابراین، [[ابتلا]] و [[امتحان]] به وسیله [[بهره‌های دنیوی]] و گرفتار آمدن در [[عذاب الهی]]، در صورت [[کفران نعمت]]، به [[اصحاب]] الجنّة و [[مشرکان قریش]] منحصر نیست، بلکه به عنوان یکی از [[سنت‌های الهی]]، شامل همه [[انسان‌ها]] در همیشه [[تاریخ]] می‌شود.<ref>[[علی اسدی |اسدی، علی]]، [[اصحاب‌ الجنه (مقاله)|مقاله «اصحاب‌ الجنه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>
نکته پایانی آنکه این داستان را با توجه به آیه {{متن قرآن|قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ}}<ref>«گفتند: وای بر ما! بی‌گمان ما سرکش بوده‌ایم» سوره قلم، آیه ۳۱.</ref> می‌توان تصویر مجسمی از آیاتی چون {{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ لَيَطْغَى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى}}<ref>«چون خود را بی‌نیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref> دانست که یکی از ویژگی‌های [[روانی]] نوع [[بشر]] را بیان کرده و به آن [[صبغه]] فراتاریخی می‌دهد، بر این اساس، هنگامی که [[آدمی]] خود را [[غرق]] در ناز و [[نعمت]] می‌بیند، شدت تعلقات مادی و اشتغال به آن، وی را از [[یاد خدا]] [[غافل]] می‌کند؛ اما هنگامی که در پی حادثه‌ای، همه درها بر روی او بسته شده، هیچ کس و هیچ چیزی به حال وی سودی نمی‌بخشد، از [[خواب غفلت]] بیدار شده، به [[خدا]] رو می‌کند، بنابراین، [[ابتلا]] و [[امتحان]] به وسیله [[بهره‌های دنیوی]] و گرفتار آمدن در [[عذاب الهی]]، در صورت [[کفران نعمت]]، به [[اصحاب]] الجنّة و [[مشرکان قریش]] منحصر نیست، بلکه به عنوان یکی از [[سنت‌های الهی]]، شامل همه [[انسان‌ها]] در همیشه [[تاریخ]] می‌شود.<ref>[[علی اسدی |اسدی، علی]]، [[اصحاب‌ الجنه (مقاله)|مقاله «اصحاب‌ الجنه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>


==اصحاب الجنه در دانشنامه معاصر قرآن کریم==
مراد از اصحاب الجنّه یا صاحبان باغ سوخته، اشاره به داستان صاحبان [[باغی]] در [[یمن]] است که بر اثر غفلت از یاد خدا و ادا نکردن [[حق]] بینوایان و نیازمندان و حالت [[انحصارطلبی]] در [[مال]] و [[قدرت]] به بلای آفت شدید باغ [[مبتلا]] شدند و سرانجام تمام آن باغ سرسبز و گرانمایه را به صورت تلی از خاکستر سیاه با چشم خویش [[مشاهده]] کردند. این داستان عبرت‌انگیز به صورت کوتاه با نتیجه‌گیری جالب توجه در [[سوره قلم]] [[آیه]] ۱۷ تا ۳۳ ذکر گردیده است: {{متن قرآن|إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ}}<ref>«ما آنان را آزمودیم چنان که آن باغداران را آزمودیم» سوره قلم، آیه ۱۷.</ref>، این فراز از آیه، گویای [[آزمایش]] [[انسان‌ها]] است که در [[قرآن کریم]] بارها به آن اشاره شده که همه انسان‌ها بدون استثنا در بوته آزمایش قرار می‌گیرند. در اینجا اشاره به آزمایش‌های [[مشرکان قریش]] با انواع [[ثروت‌ها]] و [[نعمت‌ها]] است که به جای [[یکتاپرستی]] به دام [[شرک]] و [[بت‌پرستی]] افتادند و [[خدا]] را فراموش نموده و به سوی [[هوی و هوس]] رفتند، چنان‌که [[اصحاب الجنه]] یعنی صاحبان آن باغ معروف و مشهور در یمن که به وسیله درآمد فراوان و سرشار از باغشان که به [[ثروت]] و قدرتی رسیده بودند به جای [[ادای حقوق]] نیازمندان و [[مستمندان]]، راه انحصارطلبی را پیمودند و دچار آن آفت بزرگ شدند. {{متن قرآن|إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ}}<ref>«هنگامی که سوگند خوردند پگاهان (میوه‌های) آن را خواهند چید» سوره قلم، آیه ۱۷.</ref>، آن گاه که [[سوگند]] خوردند که صبح‌گاه میوه آن را دور از چشم [[تهی‌دستان]] خواهند چید، {{متن قرآن|وَلَا يَسْتَثْنُونَ}}<ref>«و نگفتند: اگر خداوند بخواهد» سوره قلم، آیه ۱۸.</ref> و هیچ از آن استثنا نکنند یعنی سهمی برای [[فقرا]] و [[مسکینان]] نگذارند. [[انتخاب]] وقت صبح‌گاه یا اول وقت برای چیدن میوه‌ها و محصولات آن باغ عظیم برای آن بوده که در آن وقت، افراد [[فقیر]] کمتر در انظار دیده می‌شوند و آنان با چنین طرحی، میخواستند هیچ [[فقیری]] [[شاهد]] دستاورد آنها نباشد و در واقع برای این پنهان کاری و عدم جداسازی سهم بینوایان، [[سوگند]] خوردند که این کار نشانه [[بُخل]] شدید آنها و همچنین انحصارطلبی‌شان در جمع [[ثروت]] و اندوخته دنیاست.
شماری از [[مفسران]] گفته‌اند که منظور از {{متن قرآن|وَلَا يَسْتَثْنُونَ}}<ref>«و نگفتند: اگر خداوند بخواهد» سوره قلم، آیه ۱۸.</ref> این است که آنان {{متن قرآن|إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}}<ref>«مگر آنکه خداوند بخواهد» سوره انعام، آیه ۱۱۱.</ref> نگفتند. ولی اگر مراد [[آیه]] چنین می‌بود میبایست به جای {{متن قرآن|وَلَا يَسْتَثْنُونَ}} تعبیر {{عربی|و لم يستثوا}} گفته می‌‌شد، آن گاه در دنباله آیه می‌فرماید: {{متن قرآن|فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ}}<ref>«آنگاه، بلایی از سوی پروردگارت بدان رسید و آنان در خواب بودند» سوره قلم، آیه ۱۹.</ref>. این آفت بزرگ، آتشی سوزان در قالب صاعقه‌ای مرگبار بود که ناگهان تمام باغ را به سیاهی مبدّل گردانید: {{متن قرآن|فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ}}<ref>«و چون (باغی) سوخته، سیاه گردید» سوره قلم، آیه ۲۰.</ref>.
[[صریم]] در سه معنی استعمال شده است:
#[[زمین]] موات و بی‌علف؛
#[[شب]] تیره؛
#تپه خاکی کوچک.
در اینجا هر سه معنی قابل جمع‌اند. یعنی آن باغ به صورت تپه خاکی بی‌علف و تیره و تار از شدت سوختگی در آمد: {{متن قرآن|فَتَنَادَوْا مُصْبِحِينَ}}<ref>«و بامدادان یکدیگر را فرا خواندند» سوره قلم، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَارِمِينَ}}<ref>«که اگر میوه‌چین هستید، سپیده‌دمان به کشتزارتان درآیید!» سوره قلم، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|فَانْطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ}}<ref>«و به راه افتادند در حالی که با هم پوشیده سخن می‌گفتند» سوره قلم، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|أَنْ لَا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ}}<ref>«که: نباید امروز بینوایی در آن، بر شما وارد گردد» سوره قلم، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ}}<ref>«و سپیده‌دمان با توان بازداشتن (بینوایان از ورود به باغ) رفتند» سوره قلم، آیه ۲۵.</ref>. {{متن قرآن|حَرْدٍ}} به معنی ممانعت همراه با شدت و [[غضب]] است. بی‌خبر از اینکه [[صاعقه]] مرگبار، باغ آنان را تبدیل به خاکستر سیاه نموده است! {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ}}<ref>«و چون آن (باغ سوخته) را دیدند گفتند: ما بی‌گمان بیراه آمده‌ایم» سوره قلم، آیه ۲۶.</ref> چون آن صحنه را دیدند باورشان نیامد که آنجا باغ آنان باشد؛ لذا گفتند بی‌گمان، ما راه گم کرده‌ایم. یعنی به جای دیگری آمده‌ایم. ممکن است مراد از آن، [[گمراهی]] از راه [[حق]] باشد. سپس گفتند: {{متن قرآن|بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ}}<ref>«بلکه سخت بی‌بهره‌ایم» سوره واقعه، آیه ۶۷.</ref> یعنی نه، ما [[اشتباه]] نیامده‌ایم، بلکه ما [[محروم]] گشته‌ایم و باغ ما از بین رفته است! {{متن قرآن|قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ}}<ref>«برترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا (خداوند را) به پاکی نمی‌ستأیید (- انشاء الله نمی‌گویید)؟» سوره قلم، آیه ۲۸.</ref> یعنی چرا [[اراده خدا]] را در کارتان دخالت نمی‌دهید؟ چرا [[خدا]] را فراموش نموده، قصد منع [[فقیران]] را دارید؟ یعنی آیا به شما نگفتم که خدا را به [[عظمت]] یاد کنید و [[شکر نعمت]] او را به جا آورید و [[نیازمندان]] را از اموالتان بهره‌مند سازید؟ حال به این [[روز]] سیاه افتاده‌اید! از این [[آیه]] معلوم می‌شود که در میان آنها شخص [[مؤمن]] و سالمی وجود داشته که [[بخیل]] نبوده ولی چون در [[اقلیت]] بوده کسی حرف او را گوش نمی‌داده است. به هر حال، او پس از این داستان، زمینه را برای اظهاراتش مناسب دیده و به [[سرزنش]] آنان به صورت استفهام توبیخی پرداخته است. وصف چنین شخصی به اوسط، نشان از [[متعادل]] و میانه بودن او و [[دوری از افراط و تفریط]] دارد. یعنی کسی که در سرحد [[اعتدال]] از جهت [[عقل]] و [[دانش]] است و راه میانه و مستقیم را پی میگیرد و از افتادن به راست و چپ در [[امان]] میماند. آنان، پس از دیدن این منظره و شنیدن سخن حق همراهشان، به [[ستمکاری]] خویش اعتراف کردند و گفتند: {{متن قرآن|قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ * فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ}}<ref>«گفتند: پاکا که پروردگار ماست! بی‌گمان ما ستمکاره بوده‌ایم * آنگاه سرزنش‌کنان به یکدیگر روی آوردند» سوره قلم، آیه ۲۹-۳۰.</ref>. لابد [[گناه]] را به گردن همدیگر میانداخته‌اند و هر کسی دیگری را [[مسئول]] چنین حادثه‌ای می‌دانسته است! در پایان به این نتیجه رسیدند که همگی [[سرکش]] و [[طغیانگر]] بوده‌اند و بالاخره هر کدام سهمی از [[قصور]] و تقصیر داشته‌اند: {{متن قرآن|قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ}}<ref>«گفتند: وای بر ما! بی‌گمان ما سرکش بوده‌ایم» سوره قلم، آیه ۳۱.</ref>. آنان نخست اعتراف به «[[ظلم]]» کردند و سپس [[اقرار]] به «ظغیان» نمودند که ممکن است مراد از «ظلم» اشاره به «[[ستم]] بر خویشتن» و «[[طغیان]]» اشاره به [[تجاوز به حقوق دیگران]] باشد که همان منع محصولات باغ از [[فقیران]] است. ولی سرانجام بیدار و هشیار شدند و [[امیدوار]] به [[آمرزش پروردگار]] گشتند و گفتند: {{متن قرآن|عَسَى رَبُّنَا أَنْ يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ}}<ref>«امید است پروردگارمان بهتر از آن را برای ما جایگزین کند که ما به سوی پروردگارمان گراینده‌ایم» سوره قلم، آیه ۳۲.</ref>. در این که آیا [[توبه]] آنها پذیرفته شد یا نه؟ میان [[مفسران]] [[اختلاف]] نظر وجود دارد. برخی گفته‌اند: توبه‌شان پذیرفته شد و [[خداوند]] [[باغی]] دیگر به آنها [[عنایت]] فرمود. لحن [[آیه]] پایانی این داستان، لحن [[عذاب]] و [[مکافات]] عملی است چنان که می‌فرماید: {{متن قرآن|كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«آن عذاب بدین‌گونه بود و اگر می‌دانستند عذاب جهان واپسین به راستی بزرگ‌تر است» سوره قلم، آیه ۳۳.</ref>.
نتیجه کلی از داستان [[اصحاب الجنه]] این است که [[انحصارطلبی]] در هر کاری و هر موضوعی که دیگران نیز در آن ذی‌سهم هستند. امری [[قبیح]] و [[ناپسند]] و مبغوض [[پروردگار]] است و سرانجام آن جز [[تباهی]] و نابودی نخواهد بود، چنان که صاحبان آن باغ به چنین سرنوشتی دچار گشتند.
[[ابن‌عباس]] با اشاره به این [[آیات]] گفته است: رابطه [[گناه]] با قطع روزی از [[آفتاب]] هم روشن‌تر است<ref>المیزان، ج۲، ص۳۷.</ref>. از [[امام باقر]]{{ع}} نیز نقل شده که: {{متن حدیث|إِنَّ الرَّجُلَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُدْرَأُ عَنْهُ الرِّزْقُ}}؛ «فردی [[مرتکب گناه]] می‌شود پس [[رزق و روزی]] از او گرفته می‌شود؛ آنگاه به همین آیات [[استشهاد]] فرمود»<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۳۹۵؛ تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۴۱۱.</ref>.<ref>[[محمد علی کوشا |کوشا، محمد علی]]، [[اصحاب الجنه (مقاله)|مقاله «اصحاب الجنه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص249-251.</ref>
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:000054.jpg|22px]] [[علی اسدی |اسدی، علی]]، [[اصحاب‌ الجنه (مقاله)|مقاله «اصحاب‌ الجنه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۳''']]
#[[پرونده:000054.jpg|22px]] [[علی اسدی |اسدی، علی]]، [[اصحاب‌ الجنه (مقاله)|مقاله «اصحاب‌ الجنه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۳''']]
#[[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد علی کوشا |کوشا، محمد علی]]، [[اصحاب الجنه (مقاله)|مقاله «اصحاب الجنه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش