پرش به محتوا

علم حضوری در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: برگردانده‌شده
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۱: خط ۱۱:
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقل‌قول ={{وسط‌چین}}'''[[آیا علم معصوم حضوری است یا غیر حضوری؟ (پرسش)|آیا علم معصوم حضوری است یا غیر حضوری؟]]'''{{پایان}}
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقل‌قول ={{وسط‌چین}}'''[[آیا علم معصوم حضوری است یا غیر حضوری؟ (پرسش)|آیا علم معصوم حضوری است یا غیر حضوری؟]]'''{{پایان}}
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[علم معصوم (پرسش)|(پرسمان علم معصوم)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F۸FBF۹| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[علم معصوم (پرسش)|(پرسمان علم معصوم)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F۸FBF۹| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
در برخی از کلمات [[فقها]] در مورد [[علم امامان]] {{ع}} از تعبیر [[علم حضوری]] و فعلی استفاده شده است، مراد از حضوری و یا فعلی بودن [[علم امام]]، آن است که [[علم]]، نزد ایشان حاضر (بالفعل) باشد، یعنی علم به اشیاء یا به تعبیر صحیح‌تر اشیاء و [[حقایق]] در پیش [[امام]] حاضر هستند. بالفعل بودن در اینجا به معنی حاضر بودن است و این حاضر بودن در قبال حصولی بودن نیست، بلکه در قبال شأنی بودن علم امام است و امام به همه اشیا به حسب [[مقام]] [[نورانیت]] خود [[آگاه]] است. از این علم به [[علم احاطی]] یا دائمی نیز تعبیر شده است. در این صورت تفاوت علم امام با [[علم خداوند]] در این است که علم آنها غیرذاتی و علم خداوند ذاتی است<ref>ر. ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سیدعلی]]، [[ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه (کتاب)|ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]]؛ [[علی کرباسی‌زاده|کرباسی‌زاده، علی]]، [[محمد جعفر رضایی|رضایی، محمد جعفر]]، [[علم امام در اندیشه علمای معاصر حوزه اصفهان (مقاله)|علم امام در اندیشه علمای معاصر حوزه اصفهان]]، ش ۶۹، ص۱۳۲ و ۱۳۳؛ [[عین‌الله زرین‌جویی|زرین‌جویی، عین‌الله]]، [[مسئله علم امام در آثار دانشمندان معاصر شیعی (پایان‌نامه)|مسئله علم امام در آثار دانشمندان معاصر شیعی]]، ص۶۲ ـ ۶۵؛ [[حسین واعظی|واعظی، حسین]]، [[گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل (مقاله)|گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل]]، ص۱۹۰ ـ ۱۹۱.</ref>.
در برخی از کلمات [[فقها]] در مورد [[علم امامان]] {{ع}} از تعبیر [[علم حضوری]] و فعلی استفاده شده است، مراد از حضوری و یا فعلی بودن [[علم امام]]، آن است که [[علم]]، نزد ایشان حاضر (بالفعل) باشد، یعنی علم به اشیاء یا به تعبیر صحیح‌تر اشیاء و [[حقایق]] در پیش [[امام]] حاضر هستند. بالفعل بودن در اینجا به معنی حاضر بودن است و این حاضر بودن در قبال حصولی بودن نیست، بلکه در قبال شأنی بودن علم امام است و امام به همه اشیا به حسب مقام [[نورانیت]] خود [[آگاه]] است. از این علم به [[علم احاطی]] یا دائمی نیز تعبیر شده است. در این صورت تفاوت علم امام با [[علم خداوند]] در این است که علم آنها غیرذاتی و علم خداوند ذاتی است<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سیدعلی]]، [[ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه (کتاب)|ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]]؛ [[علی کرباسی‌زاده|کرباسی‌زاده، علی]]، [[محمد جعفر رضایی|رضایی، محمد جعفر]]، [[علم امام در اندیشه علمای معاصر حوزه اصفهان (مقاله)|علم امام در اندیشه علمای معاصر حوزه اصفهان]]، ش ۶۹، ص۱۳۲ و ۱۳۳؛ [[عین‌الله زرین‌جویی|زرین‌جویی، عین‌الله]]، [[مسئله علم امام در آثار دانشمندان معاصر شیعی (پایان‌نامه)|مسئله علم امام در آثار دانشمندان معاصر شیعی]]، ص۶۲ ـ ۶۵؛ [[حسین واعظی|واعظی، حسین]]، [[گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل (مقاله)|گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل]]، ص۱۹۰ ـ ۱۹۱.</ref>.


مراد از علم در این مقام، [[آگاهی]] از موضوعات [[خارجی]] جزئی محض است، نه آگاهی از موضوعات [[احکام کلی]] و مقصود از کیفیت علم حضوری امام، احاطه علم او به معلومات به نحو علیت و معلولیت نیست، به خاطر اینکه چنین [[علمی]] ‌ضرورتاً از خصائص [[خدای تعالی]] و ذات [[واجب]] الوجود است که هیچ ممکن الوجودی در آن [[شریک]] نیست؛ بلکه مقصود از [[علم حضوری]] [[امام]]، انکشاف معلومات برای او به صورت فعلی است؛ به عبارت دیگر مراد از علم حضوری [[انبیا]] و [[امامان]] {{ع}} [[علم باطنی]] [[فطری]] [[لدنی]] [[موهوبی]] از جانب [[خداوند]] [[عالم]] است، با [[وحی]] مع‌الواسطه یا بلاواسطه یا [[الهام]] و یا هر اسبابی که اختصاص به انبیا و [[اوصیا]] آنها دارد<ref>ر. ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ ـ ۵۷؛ [[سید عبدالحسین نجفی لاری|نجفی لاری، سید عبدالحسین]]، [[آگاهی‌های آسمانی (کتاب)|آگاهی‌های آسمانی]]، ص۳۵؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۴۸.</ref>.
مراد از علم در این مقام، [[آگاهی]] از موضوعات [[خارجی]] جزئی محض است، نه آگاهی از موضوعات [[احکام کلی]] و مقصود از کیفیت علم حضوری امام، احاطه علم او به معلومات به نحو علیت و معلولیت نیست، به خاطر اینکه چنین [[علمی]] ‌ضرورتاً از خصائص [[خدای تعالی]] و ذات [[واجب]] الوجود است که هیچ ممکن الوجودی در آن [[شریک]] نیست؛ بلکه مقصود از [[علم حضوری]] [[امام]]، انکشاف معلومات برای او به صورت فعلی است؛ به عبارت دیگر مراد از علم حضوری [[انبیا]] و [[امامان]] {{ع}} [[علم باطنی]] [[فطری]] [[لدنی]] [[موهوبی]] از جانب [[خداوند]] [[عالم]] است، با [[وحی]] مع‌الواسطه یا بلاواسطه یا [[الهام]] و یا هر اسبابی که اختصاص به انبیا و [[اوصیا]] آنها دارد<ref>ر.ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ ـ ۵۷؛ [[سید عبدالحسین نجفی لاری|نجفی لاری، سید عبدالحسین]]، [[آگاهی‌های آسمانی (کتاب)|آگاهی‌های آسمانی]]، ص۳۵؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۴۸.</ref>.


در مقابلِ علم حضوری و یا فعلی، [[علم شأنی]] قرار دارد؛ شأنی دانستن [[علم امام]] بدین معناست که امام به برخی موضوعات، [[علم]] ندارد؛ اما [[توان]] دریافت آنها را به شیوه‌های خاص خود دارد. یعنی آنان هر وقت بخواهند و [[اراده]] کنند می‌دانند و خداوند آنان را [[آگاه]] می‌کند و اگر نخواهند نمی‌دانند؟<ref>ر. ک. [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۱۸.</ref>.
در مقابلِ علم حضوری و یا فعلی، [[علم شأنی]] قرار دارد؛ شأنی دانستن [[علم امام]] بدین معناست که امام به برخی موضوعات، [[علم]] ندارد؛ اما [[توان]] دریافت آنها را به شیوه‌های خاص خود دارد. یعنی آنان هر وقت بخواهند و [[اراده]] کنند می‌دانند و خداوند آنان را [[آگاه]] می‌کند و اگر نخواهند نمی‌دانند؟<ref>ر.ک. [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۱۸.</ref>.


بسیاری از [[اندیشمندان]] و محققین، از [[علم غیب]] فعلی و مطلق [[پیامبران]] و امامان {{ع}} [[جانب‌داری]] می‌کنند و بر این باورند که [[بندگان]] [[برگزیدۀ الهی]] همواره از همۀ امور مربوط به حال و گذشته و [[آینده]] آگاهند و چیزی از رویدادهای [[جهان]] بر آنان پوشیده نمی‌ماند<ref>ر. ک: [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۴۸.</ref>.
بسیاری از [[اندیشمندان]] و محققین، از [[علم غیب]] فعلی و مطلق [[پیامبران]] و امامان {{ع}} [[جانب‌داری]] می‌کنند و بر این باورند که [[بندگان]] [[برگزیدۀ الهی]] همواره از همۀ امور مربوط به حال و گذشته و [[آینده]] آگاهند و چیزی از رویدادهای [[جهان]] بر آنان پوشیده نمی‌ماند<ref>ر.ک: [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۴۸.</ref>.


== دو دیدگاه دربارۀ علم امام ==
== دو دیدگاه دربارۀ علم امام ==
خط ۲۳: خط ۲۳:
در مورد علم امام، دو دیدگاه کلی وجود دارد، برخی قائل به فعلی بودن علم امام هستند و عده‌ایی دیگر علم امام را شأنی می‌دانند.
در مورد علم امام، دو دیدگاه کلی وجود دارد، برخی قائل به فعلی بودن علم امام هستند و عده‌ایی دیگر علم امام را شأنی می‌دانند.
=== امام و [[علم حضوری]] ===
=== امام و [[علم حضوری]] ===
[[شیعه]] بر پایۀ اصولی که از [[قرآن]] و [[روایات اهل بیت]] {{ع}} فراگرفته، [[اعتقاد]] دارد اصل و فرع [[دین]] از [[راه وحی]] و [[شهود]] و علم حضوری به صورت قرآن و [[حدیث قدسی]] با واسطه یا بی‌‏واسطۀ [[فرشتگان]] به [[پیامبر]] و [[امام]] می‌‌‏رسد. البته [[امامان]] {{ع}} از پیامبر {{صل}} این [[معارف]] را از راه [[شهودی]]، با واسطۀ [[فرشته]] یا بدون واسطه آن می‌‌‏یابند و به [[مردم]] [[ابلاغ]] می‌‌‏کنند. اگر [[انسان]] کاملِ [[معصوم]]، مخزن [[علم خداوند]] شود، [[علم]] وی، حضوری است نه حصولی. امام به [[حقایق]] [[جهان هستی]] و حقایق امور و [[اسرار]] [[ملکوتی]] و آنچه مورد [[تصور]] و [[تعقل]] و [[حس]] درآید، در هرگونه شرایطی که وجود داشته باشند، به [[اذن خداوند]] واقف است، اعم از اینکه تحت حس قرار دارند و یا بیرون از دایرۀ حس هستند، مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع [[آینده]] و مراد از علم در این [[مقام]]، [[آگاهی]] از موضوعات خارجیِ جزئی محض است، نه آگاهی از موضوعات [[احکام کلی]] زیرا [[جهل]] امام به آنها موجب کمبود در رتبۀ [[امامت]] و تنزّل از آن مقام است. از احاطۀ [[علمی]] امام بر [[ملکوت]] موجودات نیز [[سخن]] گفته شده است که نتیجه آن، [[حضوری بودن علم امام]] است<ref>ر. ک: [[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، [[بررسی‌های اسلامی (کتاب)|بررسی‌های اسلامی]]، ج ۱، ص۱۹۵؛ [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص۱۴۷ ـ ۱۵۰؛ [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ ـ ۵۷؛ [[سید محمد حسینی همدانی نجفی|حسینی همدانی نجفی، سید محمد]]، [[درخشان پرتوی از اصول کافی (کتاب)|درخشان پرتوی از اصول کافی]]، ج ۴، ص۳۹؛ [[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج ۱۸، ص۳۴۷؛ [[سید علی هاشمی| هاشمی، سیدعلی]]، [[ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه (کتاب)|ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]].</ref>.
[[شیعه]] بر پایۀ اصولی که از [[قرآن]] و [[روایات اهل بیت]] {{ع}} فراگرفته، [[اعتقاد]] دارد اصل و فرع [[دین]] از [[راه وحی]] و [[شهود]] و علم حضوری به صورت قرآن و [[حدیث قدسی]] با واسطه یا بی‌‏واسطۀ [[فرشتگان]] به [[پیامبر]] و [[امام]] می‌‌‏رسد. البته [[امامان]] {{ع}} از پیامبر {{صل}} این [[معارف]] را از راه [[شهودی]]، با واسطۀ [[فرشته]] یا بدون واسطه آن می‌‌‏یابند و به [[مردم]] [[ابلاغ]] می‌‌‏کنند. اگر [[انسان]] کاملِ [[معصوم]]، مخزن [[علم خداوند]] شود، [[علم]] وی، حضوری است نه حصولی. امام به [[حقایق]] [[جهان هستی]] و حقایق امور و [[اسرار]] [[ملکوتی]] و آنچه مورد [[تصور]] و [[تعقل]] و [[حس]] درآید، در هرگونه شرایطی که وجود داشته باشند، به [[اذن خداوند]] واقف است، اعم از اینکه تحت حس قرار دارند و یا بیرون از دایرۀ حس هستند، مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع [[آینده]] و مراد از علم در این مقام، [[آگاهی]] از موضوعات خارجیِ جزئی محض است، نه آگاهی از موضوعات [[احکام کلی]] زیرا [[جهل]] امام به آنها موجب کمبود در رتبۀ [[امامت]] و تنزّل از آن مقام است. از احاطۀ [[علمی]] امام بر [[ملکوت]] موجودات نیز [[سخن]] گفته شده است که نتیجه آن، [[حضوری بودن علم امام]] است<ref>ر.ک: [[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، [[بررسی‌های اسلامی (کتاب)|بررسی‌های اسلامی]]، ج ۱، ص۱۹۵؛ [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص۱۴۷ ـ ۱۵۰؛ [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ ـ ۵۷؛ [[سید محمد حسینی همدانی نجفی|حسینی همدانی نجفی، سید محمد]]، [[درخشان پرتوی از اصول کافی (کتاب)|درخشان پرتوی از اصول کافی]]، ج ۴، ص۳۹؛ [[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج ۱۸، ص۳۴۷؛ [[سید علی هاشمی| هاشمی، سیدعلی]]، [[ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه (کتاب)|ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]].</ref>.


=== امام و [[علم شأنی]] ===
=== امام و [[علم شأنی]] ===
باید توجه داشت برخی هم [[علم امام]] را حصولی (شأنی) می‌‌دانند به [[دلیل]] آنکه می‌‌گویند: "[[علوم پیامبر]] {{صل}} به [[تعلیم]] خداست که به او آموخته و [[علوم]] [[امامان]] {{ع}} به تعلیم [[پیغمبر]] است به ایشان و این بیان با [[حضوری بودن علم]] ایشان منافات دارد بلکه از صریح برخی [[اخبار]] چنین مستفاد می‌شود که [[علم]] ایشان حصولی (شأنی) است. علاوه بر اینکه اخبارِ صحیفه‌های مختومه‌ای که برای هر یک از ایشان رسیده از جمله شواهد حصولی بودن علم ایشان است، همچنین اخبار صریحۀ صحیحه و معتبره که [[دلالت]] دارد بر اینکه اگر بخواهند بدانند و اخبار واردۀ دیگری که حاکی از آن است، وقتی هر امامی که [[امامت]] به او منتقل می‌شود از [[امام]] قبل از او، [[خدا]] بلند می‌کند از برای او عمودی از [[نور]] که در آن می‌بیند [[دنیا]] را و آنچه را که در آن است و بر او پوشیده نیست از آنها چیزی. از این بیان [[ظاهر]] می‌شود [[علم امام]] مستفاد از آن نور و به واسطۀ آن نور است و این نیز [[دلیل]] حصولی(شأنی) بودن علم امام است"<ref>ر. ک: [[سید محمد حسن میرجهانی طباطبائی|میرجهانی طباطبائی، سید محمد حسن]]، [[ولایت کلیه (کتاب)|ولایت کلیه]]، ص۱۷۷.</ref>.
باید توجه داشت برخی هم [[علم امام]] را حصولی (شأنی) می‌‌دانند به [[دلیل]] آنکه می‌‌گویند: "[[علوم پیامبر]] {{صل}} به [[تعلیم]] خداست که به او آموخته و [[علوم]] [[امامان]] {{ع}} به تعلیم [[پیغمبر]] است به ایشان و این بیان با [[حضوری بودن علم]] ایشان منافات دارد بلکه از صریح برخی [[اخبار]] چنین مستفاد می‌شود که [[علم]] ایشان حصولی (شأنی) است. علاوه بر اینکه اخبارِ صحیفه‌های مختومه‌ای که برای هر یک از ایشان رسیده از جمله شواهد حصولی بودن علم ایشان است، همچنین اخبار صریحۀ صحیحه و معتبره که [[دلالت]] دارد بر اینکه اگر بخواهند بدانند و اخبار واردۀ دیگری که حاکی از آن است، وقتی هر امامی که [[امامت]] به او منتقل می‌شود از [[امام]] قبل از او، [[خدا]] بلند می‌کند از برای او عمودی از [[نور]] که در آن می‌بیند [[دنیا]] را و آنچه را که در آن است و بر او پوشیده نیست از آنها چیزی. از این بیان [[ظاهر]] می‌شود [[علم امام]] مستفاد از آن نور و به واسطۀ آن نور است و این نیز [[دلیل]] حصولی(شأنی) بودن علم امام است"<ref>ر.ک: [[سید محمد حسن میرجهانی طباطبائی|میرجهانی طباطبائی، سید محمد حسن]]، [[ولایت کلیه (کتاب)|ولایت کلیه]]، ص۱۷۷.</ref>.


== دیدگاه [[علما]] دربارۀ [[علم فعلی]] ==
== دیدگاه [[علما]] دربارۀ [[علم فعلی]] ==
خط ۳۶: خط ۳۶:
# [[سید]] [[زین العابدین]] طباطبایی ابرقویی با [[تکیه]] به قاعدۀ {{متن حدیث|قُولُوا فِینَا مَا شِئْتُم}}<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا، ج ۲، ص۶۱۴.</ref> [[اعتقاد]] دارد که [[ائمه]]: به جمیع امور از گذشته و [[آینده]] آگاهند. به اعتقاد او، تمام ما سوی در نزد امام مشهود است و نزد او چیزی غایب نیست<ref>ولایة المتقین، ص۱۴۳.</ref>.
# [[سید]] [[زین العابدین]] طباطبایی ابرقویی با [[تکیه]] به قاعدۀ {{متن حدیث|قُولُوا فِینَا مَا شِئْتُم}}<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا، ج ۲، ص۶۱۴.</ref> [[اعتقاد]] دارد که [[ائمه]]: به جمیع امور از گذشته و [[آینده]] آگاهند. به اعتقاد او، تمام ما سوی در نزد امام مشهود است و نزد او چیزی غایب نیست<ref>ولایة المتقین، ص۱۴۳.</ref>.
# [[شهید]] [[قاضی]] طباطبایی در مقدمه ایی بر رسالۀ علم امام از علامۀ طباطبایی چنین نوشته است: مراد (...) فعلیت علم امام است نه به نحو شأنی؛ زیرا شأنیت نسبت به تمامی موجودات یکسان است و اختصاص به امام ندارد<ref>قاضی طباطبایی، سید محمد علی، رساله علم امام، ص۸.</ref>.
# [[شهید]] [[قاضی]] طباطبایی در مقدمه ایی بر رسالۀ علم امام از علامۀ طباطبایی چنین نوشته است: مراد (...) فعلیت علم امام است نه به نحو شأنی؛ زیرا شأنیت نسبت به تمامی موجودات یکسان است و اختصاص به امام ندارد<ref>قاضی طباطبایی، سید محمد علی، رساله علم امام، ص۸.</ref>.
# مؤلف کتاب نخبة الکلام می‌‌نویسد: "علم امام حضوری است به این معنی که همه چیز را می‌داند و پیش او حاضر است و محیط است به تمام [[عوالم]] وجود"<ref>نخبة الاکلام فی معرفه الامام، ص۳۶.</ref>.<ref>ر. ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سیدعلی]]، [[ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه (کتاب)|ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]]؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۴۸؛ [[جواد رنجبر|رنجبر، جواد]]، [[کنکاشی در کیفیت و سرچشمه‌های علم امام (مقاله)|کنکاشی در کیفیت و سرچشمه‌های علم امام]]؛ [[مصطفی سلطانی|سلطانی، مصطفی]]، [[امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه (کتاب)|امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه]]، ص۶۹؛ [[علی کرباسی‌زاده|کرباسی‌زاده، علی]]، [[محمد جعفر رضایی|رضایی، محمد جعفر]]، [[علم امام در اندیشه علمای معاصر حوزه اصفهان (مقاله)|علم امام در اندیشه علمای معاصر حوزه اصفهان]]، فصلنامه نقد و نظر، ش ۶۹، ص۱۳۲ و ۱۳۳؛ [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۱۸.</ref>
# مؤلف کتاب نخبة الکلام می‌‌نویسد: "علم امام حضوری است به این معنی که همه چیز را می‌داند و پیش او حاضر است و محیط است به تمام [[عوالم]] وجود"<ref>نخبة الاکلام فی معرفه الامام، ص۳۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سیدعلی]]، [[ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه (کتاب)|ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]]؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۴۸؛ [[جواد رنجبر|رنجبر، جواد]]، [[کنکاشی در کیفیت و سرچشمه‌های علم امام (مقاله)|کنکاشی در کیفیت و سرچشمه‌های علم امام]]؛ [[مصطفی سلطانی|سلطانی، مصطفی]]، [[امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه (کتاب)|امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه]]، ص۶۹؛ [[علی کرباسی‌زاده|کرباسی‌زاده، علی]]، [[محمد جعفر رضایی|رضایی، محمد جعفر]]، [[علم امام در اندیشه علمای معاصر حوزه اصفهان (مقاله)|علم امام در اندیشه علمای معاصر حوزه اصفهان]]، فصلنامه نقد و نظر، ش ۶۹، ص۱۳۲ و ۱۳۳؛ [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۱۸.</ref>


== ادلۀ فعلی بودن [[علم امام]] ==
== ادلۀ فعلی بودن [[علم امام]] ==
چندین [[دلیل]] برای اینکه علم امام {{ع}} حضوری است نه شأنی بیان شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
چندین [[دلیل]] برای اینکه علم امام {{ع}} حضوری است نه شأنی بیان شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
# [[امام]] به حسب [[مقام]] نورانیتی که دارد [[کامل‏ترین]] [[انسان]] [[زمان]] خود و [[مظهر تام]] [[اسماء و صفات]] خدایی است و بالفعل به همه چیز [[عالم]] و به هر واقعۀ شخصی آشناست و به حسب وجود عنصریِ خود به هر طرف توجه کند، [[حقایق]] برای وی روشن می‏‌شود یعنی بودن در این مقام خود موجب [[علم حضوری]] می‌‌گردد<ref>ر. ک: [[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، [[بررسی‌های اسلامی (کتاب)|بررسی‌های اسلامی]]، ج۱، ص۱۹۵؛ [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص۱۴۷ ـ ۱۵۰.</ref>.
# [[امام]] به حسب مقام نورانیتی که دارد [[کامل‏ترین]] [[انسان]] [[زمان]] خود و [[مظهر تام]] [[اسماء و صفات]] خدایی است و بالفعل به همه چیز [[عالم]] و به هر واقعۀ شخصی آشناست و به حسب وجود عنصریِ خود به هر طرف توجه کند، [[حقایق]] برای وی روشن می‏‌شود یعنی بودن در این مقام خود موجب [[علم حضوری]] می‌‌گردد<ref>ر.ک: [[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، [[بررسی‌های اسلامی (کتاب)|بررسی‌های اسلامی]]، ج۱، ص۱۹۵؛ [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص۱۴۷ ـ ۱۵۰.</ref>.
# نافع‌تر بودن علم حضوری برای [[امت]]: [[جانشین پیامبر]] باید کسی باشد که صفات ایشان را داشته باشد. امام باید [[علم]] سرشار و جوشیدۀ از [[علم الهی]] داشته باشد تا بتواند [[مردم]] را از [[انحراف]] نگه دارد. متصف بودن به علم حضوری برای امام لازم است تا اگر کسی سؤالی داشت بتواند به آن [[پاسخ]] دهد<ref>ر. ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ ـ ۵۷؛ [[گل‌افشان پارسانسب|پارسانسب، گل‌افشان]]، [[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]، ص۴۴ ـ ۴۶.</ref>.
# نافع‌تر بودن علم حضوری برای [[امت]]: [[جانشین پیامبر]] باید کسی باشد که صفات ایشان را داشته باشد. امام باید [[علم]] سرشار و جوشیدۀ از [[علم الهی]] داشته باشد تا بتواند [[مردم]] را از [[انحراف]] نگه دارد. متصف بودن به علم حضوری برای امام لازم است تا اگر کسی سؤالی داشت بتواند به آن [[پاسخ]] دهد<ref>ر.ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ ـ ۵۷؛ [[گل‌افشان پارسانسب|پارسانسب، گل‌افشان]]، [[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]، ص۴۴ ـ ۴۶.</ref>.
# کامل‌تر بودن [[لطف]] در علم حضوری: [[فرستادن پیامبران]] و قرار دادن [[حجت‌ها]] و اقامۀ [[معجزات]]، همگی لطفی است از جانب [[خداوند سبحان]]. حال آیا کامل‌تر بودن لطف به آن نیست که این امور بر [[زیباترین]] شکل و [[برترین]] نحوه و [[کامل‌ترین]] ترکیب صورت گیرد؟ یا آنکه اگر بر این [[وجه]] اعلی و [[برتر]] هم نباشد محذوری ندارد؟ [[عقل]] تردیدی ندارد در اینکه [[خداوند]] که لطفش بر [[بندگان]] فراوان است، [[نعمت‌ها]] و [[الطاف]] و [[حجت‌ها]] و آیاتش را بر تمام‌ترین و بالاترین و [[زیباترین]] [[وجه]] جاری می‌گرداند و [[علم حضوری]] از همین باب است.
# کامل‌تر بودن [[لطف]] در علم حضوری: [[فرستادن پیامبران]] و قرار دادن [[حجت‌ها]] و اقامۀ [[معجزات]]، همگی لطفی است از جانب [[خداوند سبحان]]. حال آیا کامل‌تر بودن لطف به آن نیست که این امور بر [[زیباترین]] شکل و [[برترین]] نحوه و [[کامل‌ترین]] ترکیب صورت گیرد؟ یا آنکه اگر بر این [[وجه]] اعلی و [[برتر]] هم نباشد محذوری ندارد؟ [[عقل]] تردیدی ندارد در اینکه [[خداوند]] که لطفش بر [[بندگان]] فراوان است، [[نعمت‌ها]] و [[الطاف]] و [[حجت‌ها]] و آیاتش را بر تمام‌ترین و بالاترین و [[زیباترین]] [[وجه]] جاری می‌گرداند و [[علم حضوری]] از همین باب است.
# سزاوارتر بودن [[انتخاب]] [[افضل]] برای [[امام]]: [[انسان‌ها]] دنبال انتخاب [[برترین]] فضلیت‌ها هستند و شکی نیست که علم حضوری [[برتر]] از [[علم ارادی]] است و چون انتخاب علم حضوری با خود [[رسول]] یا امام است، چرا آن را انتخاب نکند و کامل‌تر را برنگزیند.
# سزاوارتر بودن [[انتخاب]] [[افضل]] برای [[امام]]: [[انسان‌ها]] دنبال انتخاب [[برترین]] فضلیت‌ها هستند و شکی نیست که علم حضوری [[برتر]] از [[علم ارادی]] است و چون انتخاب علم حضوری با خود [[رسول]] یا امام است، چرا آن را انتخاب نکند و کامل‌تر را برنگزیند.
# تمام‌تر بودن [[نعمت]] با علم حضوری: [[فرستادن رسولان]] و [[انبیاء]] و [[امامان]] از نعمت‌هایی است که [[خداوند متعال]] بر بندگان خویش تمام کرده است، حال آیا بهتر نیست این نعمت که [[خداوند سبحان]] با آن، بر بندگان خویش [[منّت]] نهاده است بر تمام‌ترین وجه و [[کامل‌ترین]] شکل نحوۀ ممکن باشد؟ یا آنکه می‌تواند به صورت تمام و [[کمال]] باشد نه اتم و اکمل؟ [[عقل]] تردیدی ندارد در اینکه کمال [[احسان]] در آن است که نعمت، تمام‌تر و صفات، برتر باشد، همان‌طور که بی‌شک نعمت علم حضوری را تمام‌تر، کامل‌تر و برتر می‌داند و از طرفی محل نیز برای آن صلاحیت دارد و [[مردم]] هم بدان نیاز دارند<ref>ر. ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ ـ ۵۷.</ref>.
# تمام‌تر بودن [[نعمت]] با علم حضوری: [[فرستادن رسولان]] و [[انبیاء]] و [[امامان]] از نعمت‌هایی است که [[خداوند متعال]] بر بندگان خویش تمام کرده است، حال آیا بهتر نیست این نعمت که [[خداوند سبحان]] با آن، بر بندگان خویش [[منّت]] نهاده است بر تمام‌ترین وجه و [[کامل‌ترین]] شکل نحوۀ ممکن باشد؟ یا آنکه می‌تواند به صورت تمام و [[کمال]] باشد نه اتم و اکمل؟ [[عقل]] تردیدی ندارد در اینکه کمال [[احسان]] در آن است که نعمت، تمام‌تر و صفات، برتر باشد، همان‌طور که بی‌شک نعمت علم حضوری را تمام‌تر، کامل‌تر و برتر می‌داند و از طرفی محل نیز برای آن صلاحیت دارد و [[مردم]] هم بدان نیاز دارند<ref>ر.ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ ـ ۵۷.</ref>.
# محفوظ‌‌تر بودن علم حضوری از [[فریب خوردن]] به خاطر [[حسن]] [[ظاهر]] برخی افراد، و همچنین تشخیص افراد [[مؤمن]]، سالم از [[نفاق]] و [[بیمار]]، توسط صاحب [[علم]]<ref>ر. ک: [[گل‌افشان پارسانسب|پارسانسب، گل‌افشان]]، [[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]، ص۴۴ ـ ۴۶.</ref>.
# محفوظ‌‌تر بودن علم حضوری از [[فریب خوردن]] به خاطر [[حسن]] [[ظاهر]] برخی افراد، و همچنین تشخیص افراد [[مؤمن]]، سالم از [[نفاق]] و [[بیمار]]، توسط صاحب [[علم]]<ref>ر.ک: [[گل‌افشان پارسانسب|پارسانسب، گل‌افشان]]، [[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]، ص۴۴ ـ ۴۶.</ref>.
# امام باید افضل [[اهل]] زمانش باشد؛ در صورتی که اگر از همه اشیا در تمام زمان‌ها باخبر نباشد، لازم می‌آید که مساوی یا [[پایین‌تر]] از برخی افرادی باشد که چیزی را بالفعل می‌داند، ولی امام از آن بی‌خبر است و این خلاف فرض و [[نقض غرض]] است و [[دلایل]] دیگر<ref>ر. ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ ـ ۵۷؛ [[حسین واعظی|واعظی، حسین]]، [[گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل (مقاله)|گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل]]، ص۱۹۰ ـ ۱۹۱؛ [[گل‌افشان پارسانسب|پارسانسب، گل‌افشان]]، [[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]، ص۴۴ ـ ۴۶.</ref>.
# امام باید افضل [[اهل]] زمانش باشد؛ در صورتی که اگر از همه اشیا در تمام زمان‌ها باخبر نباشد، لازم می‌آید که مساوی یا [[پایین‌تر]] از برخی افرادی باشد که چیزی را بالفعل می‌داند، ولی امام از آن بی‌خبر است و این خلاف فرض و [[نقض غرض]] است و [[دلایل]] دیگر<ref>ر.ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ ـ ۵۷؛ [[حسین واعظی|واعظی، حسین]]، [[گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل (مقاله)|گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل]]، ص۱۹۰ ـ ۱۹۱؛ [[گل‌افشان پارسانسب|پارسانسب، گل‌افشان]]، [[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]، ص۴۴ ـ ۴۶.</ref>.
# دورتر بودن [[علم حضوری]] از [[نافرمانی]] [[مردم]]: اگر مردم بدانند که [[امام]]، [[نهان]] و آشکار آنان و گناهانی که مرتکب می‌شوند و طاعاتی که انجام می‌دهند را می‌داند و چون می‌داند به آنان گزارش می‌دهد و هنگام انجام [[گناه]] آنان را منع و [[نهی]] می‌کند و گاهِ [[طاعات]] تشویق‌شان می‌نماید، این موجب می‌گردد مردم از [[مصیبت]] دورتر و به طاعات نزدیک‌تر شوند.
# دورتر بودن [[علم حضوری]] از [[نافرمانی]] [[مردم]]: اگر مردم بدانند که [[امام]]، [[نهان]] و آشکار آنان و گناهانی که مرتکب می‌شوند و طاعاتی که انجام می‌دهند را می‌داند و چون می‌داند به آنان گزارش می‌دهد و هنگام انجام [[گناه]] آنان را منع و [[نهی]] می‌کند و گاهِ [[طاعات]] تشویق‌شان می‌نماید، این موجب می‌گردد مردم از [[مصیبت]] دورتر و به طاعات نزدیک‌تر شوند.
# نیاز مردم به کسی که چنین [[علمی]] دارد: مردم [[نیازمند]] [[انسان]] [[آگاهی]] هستند که پرده از اعمال‌شان بردارد تا به [[فرمان‌برداری]] [[حق]] نزدیک و از نافرمانی او دورشان سازد و چون [[پیامبر]] {{صل}} و اوصیای او برای دریافت چنین کرامتی [[شایسته]] بودند و مردم هم نیاز به آن داشتند، به خاطر چه چیزی [[خداوند]] آن دریای [[علم]] را به آنان [[افاضه]] نکند با آنکه فسادی در آن [[فیض]] نیست بلکه [[مصلحت]] هم دارد.
# نیاز مردم به کسی که چنین [[علمی]] دارد: مردم [[نیازمند]] [[انسان]] [[آگاهی]] هستند که پرده از اعمال‌شان بردارد تا به [[فرمان‌برداری]] [[حق]] نزدیک و از نافرمانی او دورشان سازد و چون [[پیامبر]] {{صل}} و اوصیای او برای دریافت چنین کرامتی [[شایسته]] بودند و مردم هم نیاز به آن داشتند، به خاطر چه چیزی [[خداوند]] آن دریای [[علم]] را به آنان [[افاضه]] نکند با آنکه فسادی در آن [[فیض]] نیست بلکه [[مصلحت]] هم دارد.
# اصل در [[علم فعلی]] بودن است و [[آیات]] و روایاتی که علم را برای [[اهل بیت]] {{ع}} [[اثبات]] می‌‌کنند مطلق هستند و قید ارادی بودن را ندارند، همچنین روایاتی داریم که حضوری و فعلی بودن علم ایشان را اثبات می‌‌کند مانند: [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "[[دنیا]] برای امام [[تمثل]] پیدا می‌کند مثل نصف یک گردو (گردوی شکافته) که چیزی از آن، از او پنهان نیست"<ref>مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۱۷</ref>. یعنی امام به کل دنیا احاطه دارد و [[دلایل]] دیگر. البته برخی از این دلایل مورد مناقشه قرار گرفته که در جای خود به آن اشاره شده است<ref>ر. ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ ـ ۵۷؛ [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۱۸</ref>.
# اصل در [[علم فعلی]] بودن است و [[آیات]] و روایاتی که علم را برای [[اهل بیت]] {{ع}} [[اثبات]] می‌‌کنند مطلق هستند و قید ارادی بودن را ندارند، همچنین روایاتی داریم که حضوری و فعلی بودن علم ایشان را اثبات می‌‌کند مانند: [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "[[دنیا]] برای امام [[تمثل]] پیدا می‌کند مثل نصف یک گردو (گردوی شکافته) که چیزی از آن، از او پنهان نیست"<ref>مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۱۷</ref>. یعنی امام به کل دنیا احاطه دارد و [[دلایل]] دیگر. البته برخی از این دلایل مورد مناقشه قرار گرفته که در جای خود به آن اشاره شده است<ref>ر.ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ ـ ۵۷؛ [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۱۸</ref>.
# روایاتی وجود دارد که بیانگر احاطۀ [[امام]] بر دنیاست و این با فعلی بودن [[علم]] آنان [[سازگاری]] دارد، مانند [[روایت]] سماعة بن مهران از [[امام صادق]] {{ع}} که فرمودند: "[[دنیا]] برای امام [[تمثل]] پیدا می‌کند مثل نصف یک گردو (گردوی شکافته) که چیزی از آن، از او پنهان نیست"<ref>مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۱۷</ref>. یعنی امام به کل دنیا احاطه دارد و یا اینکه از امام صادق {{ع}} روایت شده است: "[[رسول خدا]] {{صل}} مرا متولد کرد (من [[فرزند]] او هستم) در حالی که به [[کتاب خدا]] [[عالم]] هستم که در آن ابتداء [[آفرینش]] و آنچه موجود می‌شود تا [[روز قیامت]]، در آن هست، و [[خبر آسمان]] و [[خبر زمین]] و [[خبر بهشت]] و [[خبر]] [[جهنم]] و خبر آنچه بود و هست، در آن می‌باشد، این امور را آن چنان که به کف دستم نگاه می‌کنم، می‌دانم؛ زیرا [[خداوند]] می‌فرماید: در [[قرآن]] بیان هر چیزی وجود دارد<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص۶۱، ح ۸.</ref>.<ref>ر. ک: [[محمد باقر تحریری|تحریری، محمد باقر]]، [[جلوه‌های لاهوتی (کتاب)|جلوه‌های لاهوتی]]، ج ۱، ص۲۵۶؛ [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۱۸.</ref>
# روایاتی وجود دارد که بیانگر احاطۀ [[امام]] بر دنیاست و این با فعلی بودن [[علم]] آنان [[سازگاری]] دارد، مانند [[روایت]] سماعة بن مهران از [[امام صادق]] {{ع}} که فرمودند: "[[دنیا]] برای امام [[تمثل]] پیدا می‌کند مثل نصف یک گردو (گردوی شکافته) که چیزی از آن، از او پنهان نیست"<ref>مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۱۷</ref>. یعنی امام به کل دنیا احاطه دارد و یا اینکه از امام صادق {{ع}} روایت شده است: "[[رسول خدا]] {{صل}} مرا متولد کرد (من [[فرزند]] او هستم) در حالی که به [[کتاب خدا]] [[عالم]] هستم که در آن ابتداء [[آفرینش]] و آنچه موجود می‌شود تا [[روز قیامت]]، در آن هست، و [[خبر آسمان]] و [[خبر زمین]] و [[خبر بهشت]] و [[خبر]] [[جهنم]] و خبر آنچه بود و هست، در آن می‌باشد، این امور را آن چنان که به کف دستم نگاه می‌کنم، می‌دانم؛ زیرا [[خداوند]] می‌فرماید: در [[قرآن]] بیان هر چیزی وجود دارد<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص۶۱، ح ۸.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد باقر تحریری|تحریری، محمد باقر]]، [[جلوه‌های لاهوتی (کتاب)|جلوه‌های لاهوتی]]، ج ۱، ص۲۵۶؛ [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۱۸.</ref>


البته این [[ادله]] مورد [[نقد]] و بررسی قرار گرفته است، مانند اینکه اصل فعلی بودن علم است مورد پذیرش نیست؛ زیرا چه بسا کسی به مسأله‌ایی عالم باشد اما [[حضور]] [[ذهن]] نداشته باشد. همچنین درست است که ادلۀ نقلیِ [[اثبات علم غیب]] برای [[اهل بیت]] {{ع}}، مطلق هستند اما در مقابل آنها روایاتی نیز وجود دارد که مدلول آنها، اطلاق این ادله را [[مقید]] می‌سازد. که در جای خود<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص۲۵۸</ref> به آن [[روایات]] اشاره شده است. روایاتی هم که بیانگر احاطۀ امام به [[جهان هستی]] است، این [[روایات]] بیانگر گسترۀ [[علم امام]] به جزئیات و تفاصیل است و منافاتی با ارادی بودن [[علم]] آنان ندارد به این صورت که اگر [[امام]] [[اراده]] کند یعنی توجه و التفات پیدا کند می‌تواند به کل [[زمین]] احاطه پیدا کند و چیزی از او پنهان نباشد. همان‌طور که [[انسان]] اگر به [[کف دست]] خود توجه کند تمام کف دست خود را می‌بیند<ref>ر. ک: [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۱۸.</ref>.
البته این [[ادله]] مورد [[نقد]] و بررسی قرار گرفته است، مانند اینکه اصل فعلی بودن علم است مورد پذیرش نیست؛ زیرا چه بسا کسی به مسأله‌ایی عالم باشد اما [[حضور]] [[ذهن]] نداشته باشد. همچنین درست است که ادلۀ نقلیِ [[اثبات علم غیب]] برای [[اهل بیت]] {{ع}}، مطلق هستند اما در مقابل آنها روایاتی نیز وجود دارد که مدلول آنها، اطلاق این ادله را [[مقید]] می‌سازد. که در جای خود<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص۲۵۸</ref> به آن [[روایات]] اشاره شده است. روایاتی هم که بیانگر احاطۀ امام به [[جهان هستی]] است، این [[روایات]] بیانگر گسترۀ [[علم امام]] به جزئیات و تفاصیل است و منافاتی با ارادی بودن [[علم]] آنان ندارد به این صورت که اگر [[امام]] [[اراده]] کند یعنی توجه و التفات پیدا کند می‌تواند به کل [[زمین]] احاطه پیدا کند و چیزی از او پنهان نباشد. همان‌طور که [[انسان]] اگر به [[کف دست]] خود توجه کند تمام کف دست خود را می‌بیند<ref>ر.ک: [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۱۸.</ref>.


== حصولی یا [[حضوری بودن علم]] [[معصوم]] ==
== حصولی یا [[حضوری بودن علم]] [[معصوم]] ==
آیا علوم [[معصومین]] {{ع}} حضوری است یا حصولی؟ در [[پاسخ]] باید گفت، [[معصوم]] هم مانند همۀ انسان‌های دیگر علومی دارد که از طریق به‌کارگیری [[حواس ظاهری]] به دست می‌آید<ref>ر. ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص۵ و ۶.</ref>، منتها راه‌های کسب علوم معصومین را می‌توان در چند طریق بیان کرد:
آیا علوم [[معصومین]] {{ع}} حضوری است یا حصولی؟ در [[پاسخ]] باید گفت، [[معصوم]] هم مانند همۀ انسان‌های دیگر علومی دارد که از طریق به‌کارگیری [[حواس ظاهری]] به دست می‌آید<ref>ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص۵ و ۶.</ref>، منتها راه‌های کسب علوم معصومین را می‌توان در چند طریق بیان کرد:
# [[نزول]] بی‌واسطه [[وحی]] بر قلب؛ مانند برخی موارد که [[حقایق]]، بدون واسطه [[حضرت جبرئیل]] {{ع}} بر قلب [[پیامبر اعظم]] {{صل}} نازل می‌شد. در روایات آمده است که این روش، سنگین‌ترین حالت برای آن حضرت بود و [[بدن]] مبارکشان عرق می‌کرد و از حال می‌رفت<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۸، ص۲۶۰: {{متن حدیث|إِنَّ جَبْرَئِيلَ {{ع}} إِذَا أَتَى النَّبِيَّ {{صل}} لَمْ يَدْخُلْ عَلَيْهِ حَتَّى يَسْتَأْذِنَهُ فَإِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ قَعَدَ بَيْنَ يَدَيْهِ قِعْدَةَ الْعَبْدِ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ عِنْدَ مُخَاطَبَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِيَّاهُ بِغَيْرِ تَرْجُمَانٍ وَ وَاسِطَةٍ}}. همچنین ر. ک: همان، ص۲۵۹ و ۲۷۱.</ref>. [[الهام]] نیز در همین دسته جای می‌گیرد؛ زیرا الهام، افکندن مطالب بر قلب است. [[امداد]] [[روح القدس]] نیز احتمالا به همین شیوه باشد؛ در برخی [[روایات]] بیان شده است که [[روح القدس]] مطالب را به [[قلب]] فرد [[برگزیده]] [[الهام]] می‌کند<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۵۲: {{متن حدیث|تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ وَ أَلْهَمَنَا اللَّهُ إِلْهَاماً}}. در بحث روح القدس در روایات، این موضوع بیشتر بررسی خواهد شد.</ref>؛
# [[نزول]] بی‌واسطه [[وحی]] بر قلب؛ مانند برخی موارد که [[حقایق]]، بدون واسطه [[حضرت جبرئیل]] {{ع}} بر قلب [[پیامبر اعظم]] {{صل}} نازل می‌شد. در روایات آمده است که این روش، سنگین‌ترین حالت برای آن حضرت بود و [[بدن]] مبارکشان عرق می‌کرد و از حال می‌رفت<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۸، ص۲۶۰: {{متن حدیث|إِنَّ جَبْرَئِيلَ {{ع}} إِذَا أَتَى النَّبِيَّ {{صل}} لَمْ يَدْخُلْ عَلَيْهِ حَتَّى يَسْتَأْذِنَهُ فَإِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ قَعَدَ بَيْنَ يَدَيْهِ قِعْدَةَ الْعَبْدِ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ عِنْدَ مُخَاطَبَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِيَّاهُ بِغَيْرِ تَرْجُمَانٍ وَ وَاسِطَةٍ}}. همچنین ر.ک: همان، ص۲۵۹ و ۲۷۱.</ref>. [[الهام]] نیز در همین دسته جای می‌گیرد؛ زیرا الهام، افکندن مطالب بر قلب است. [[امداد]] [[روح القدس]] نیز احتمالا به همین شیوه باشد؛ در برخی [[روایات]] بیان شده است که [[روح القدس]] مطالب را به [[قلب]] فرد [[برگزیده]] [[الهام]] می‌کند<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۵۲: {{متن حدیث|تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ وَ أَلْهَمَنَا اللَّهُ إِلْهَاماً}}. در بحث روح القدس در روایات، این موضوع بیشتر بررسی خواهد شد.</ref>؛
# الهام؛
# الهام؛
# دریافت [[علوم]] از [[فرشتگان]]؛ مانند [[نزول]] [[حضرت جبرئیل]] {{ع}} بر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و آوردن [[آیات قرآن]]<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}} «بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>.
# دریافت [[علوم]] از [[فرشتگان]]؛ مانند [[نزول]] [[حضرت جبرئیل]] {{ع}} بر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و آوردن [[آیات قرآن]]<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}} «بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>.
خط ۶۸: خط ۶۸:
[[علوم]] دریافتی به شیوه نخست، یعنی دریافت مستقیم [[وحی]]، به طور مسلم دانشی حضوری به [[پیامبر]] می‌دهد؛ زیرا این علوم بدون هر واسطه‌ای، از جانب [[خدا]] بر [[قلب]] پیامبر نازل می‌شود. [[الهام]] نیز دانشی حضوری است؛ زیرا به طور مستقیم به قلب [[انسان]] افکنده می‌شود.
[[علوم]] دریافتی به شیوه نخست، یعنی دریافت مستقیم [[وحی]]، به طور مسلم دانشی حضوری به [[پیامبر]] می‌دهد؛ زیرا این علوم بدون هر واسطه‌ای، از جانب [[خدا]] بر [[قلب]] پیامبر نازل می‌شود. [[الهام]] نیز دانشی حضوری است؛ زیرا به طور مستقیم به قلب [[انسان]] افکنده می‌شود.


[[ارتباط با فرشتگان]] نیز دو گونه است: گاهی [[ارتباط]] با [[حقیقت]] [[ملکوتی]] آنان است که در این صورت، علوم دریافتی حضوری خواهد بود. برخی از [[آیات قرآن]] بر همین مطلب دلالت دارند: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>. در آیه‌ای دیگر نیز از [[نزول قرآن]] توسط [[روح]] الأمین ([[حضرت جبرئیل]] {{ع}}) بر قلب پیامبر {{صل}} سخن به میان آمده است<ref>{{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ}} «که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیم‌دهندگان باشی» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>. [[نزول]] این علوم بر قلب، حضوری بودن آنها را [[تأیید]] می‌کند. گونه دیگر، [[ارتباط با فرشته]]، همراه با تجسد مادی اوست. در این صورت، [[دانش]] حاصل از این ارتباط، حصولی خواهد بود؛ مانند [[ظهور]] مادی فرشتگانی که [[مأمور]] [[هلاکت]] [[قوم لوط]] بودند، بر [[حضرت ابراهیم]] و [[لوط]] {{ع}} که در قالب انسان‌هایی ظهور یافتند و با آنان سخن گفتند و حتی [[قوم]] آنان نیز ایشان را می‌دیدند<ref>ر. ک: هود، ۶۹-۸۱.</ref>.
[[ارتباط با فرشتگان]] نیز دو گونه است: گاهی [[ارتباط]] با [[حقیقت]] [[ملکوتی]] آنان است که در این صورت، علوم دریافتی حضوری خواهد بود. برخی از [[آیات قرآن]] بر همین مطلب دلالت دارند: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>. در آیه‌ای دیگر نیز از [[نزول قرآن]] توسط [[روح]] الأمین ([[حضرت جبرئیل]] {{ع}}) بر قلب پیامبر {{صل}} سخن به میان آمده است<ref>{{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ}} «که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیم‌دهندگان باشی» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>. [[نزول]] این علوم بر قلب، حضوری بودن آنها را [[تأیید]] می‌کند. گونه دیگر، [[ارتباط با فرشته]]، همراه با تجسد مادی اوست. در این صورت، [[دانش]] حاصل از این ارتباط، حصولی خواهد بود؛ مانند [[ظهور]] مادی فرشتگانی که [[مأمور]] [[هلاکت]] [[قوم لوط]] بودند، بر [[حضرت ابراهیم]] و [[لوط]] {{ع}} که در قالب انسان‌هایی ظهور یافتند و با آنان سخن گفتند و حتی [[قوم]] آنان نیز ایشان را می‌دیدند<ref>ر.ک: هود، ۶۹-۸۱.</ref>.


در شیوه دیگر، [[پیامبران]] یا دیگر [[برگزیدگان خداوند]] علوم یا پیام‌هایی [[الهی]] را با واسطه [[امور مادی]] دریافت می‌کنند؛ مانند شنیدن از طریق یک درخت در ماجرای [[بعثت]] [[حضرت موسی]] {{ع}}<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} «چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref>. اگر دیدن و شنیدن در چنین مواردی [[حسی]] و مادی باشد، [[دانش]] به دست آمده از آن، حصولی خواهد بود و این گفت و گو با دریافت، مانند [[دانش‌های عادی]]، از طریق [[حواس]] [[پیامبر]] انجام شده است؛ اما اگر [[حقیقت]] این نوع [[دیدارها]] و گفت و گوها، [[شهودی]] و غیر حسی باشد، دانش به دست آمده از آنها حضوری خواهد بود. [[اطمینان]] به اینکه این گونه [[دیدار]] و شنیدارها حسی یا شهودی بوده‌اند، به قراین نیازمند است و بدون آن [[داوری]] درباره آنها دشوار است؛ زیرا دیدن و شنیدن، افزون بر امور حسی<ref>مانند آنکه قوم لوط فرشتگانی را که در قالب انسان تمثل یافته بودند، می‌دیدند.</ref>، در [[امور معنوی]] نیز به کار می‌رود<ref>مانند جریان معراج رسول خدا {{صل}} و مشاهده حقایق ملکوتی: نجم، ۱۱-۱۴: {{متن قرآن|مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى * أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى * وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}} «دل، آنچه می‌دید، دروغ نگفت * پس آیا شما با او در آنچه می‌بیند، بگو- مگو می‌کنید؟ * و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود * کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۱-۱۴.</ref>. بنابراین [[علوم]] با واسطه، ممکن است به شکل حصولی یا حضوری باشند.
در شیوه دیگر، [[پیامبران]] یا دیگر [[برگزیدگان خداوند]] علوم یا پیام‌هایی [[الهی]] را با واسطه [[امور مادی]] دریافت می‌کنند؛ مانند شنیدن از طریق یک درخت در ماجرای [[بعثت]] [[حضرت موسی]] {{ع}}<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} «چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref>. اگر دیدن و شنیدن در چنین مواردی [[حسی]] و مادی باشد، [[دانش]] به دست آمده از آن، حصولی خواهد بود و این گفت و گو با دریافت، مانند [[دانش‌های عادی]]، از طریق [[حواس]] [[پیامبر]] انجام شده است؛ اما اگر [[حقیقت]] این نوع [[دیدارها]] و گفت و گوها، [[شهودی]] و غیر حسی باشد، دانش به دست آمده از آنها حضوری خواهد بود. [[اطمینان]] به اینکه این گونه [[دیدار]] و شنیدارها حسی یا شهودی بوده‌اند، به قراین نیازمند است و بدون آن [[داوری]] درباره آنها دشوار است؛ زیرا دیدن و شنیدن، افزون بر امور حسی<ref>مانند آنکه قوم لوط فرشتگانی را که در قالب انسان تمثل یافته بودند، می‌دیدند.</ref>، در [[امور معنوی]] نیز به کار می‌رود<ref>مانند جریان معراج رسول خدا {{صل}} و مشاهده حقایق ملکوتی: نجم، ۱۱-۱۴: {{متن قرآن|مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى * أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى * وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}} «دل، آنچه می‌دید، دروغ نگفت * پس آیا شما با او در آنچه می‌بیند، بگو- مگو می‌کنید؟ * و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود * کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۱-۱۴.</ref>. بنابراین [[علوم]] با واسطه، ممکن است به شکل حصولی یا حضوری باشند.


هنگام دریافت علوم در [[عالم رؤیا]]، [[روح انسان]] با عالمی [[ارتباط]] می‌یابد که از آن به [[عالم مثال]] یاد می‌شود<ref>ر. ک: محمد بن ابراهیم صدر الدین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۹، ص۳۰۲؛ محمدنعیم طالقانی، منهج الرشاد فی معرفة المعاد، ج۳، ص۱۸۶؛ حسن حسن زاده آملی، عیون مسائل النفس، سرح العیون فی شرح العیون، ص۴۲۴؛ همو، هزار و یک نکته، ص۴۸۷.</ref>. در این حالت، [[چشم]] و حواس مادی [[انسان]] در حالت خواب‌اند و انسان با [[روح]] خود به [[مشاهده]] برخی [[حقایق]] می‌پردازد. البته [[نفس انسان]] در این حالت، کاملا [[بریده]] از [[عالم طبیعت]] نبوده، رؤیاهای او نیز مربوط به فضای کاملا مجرد نیست<ref>در روایات نیز تأکید شده است که در خواب، بر خلاف حالت مرگ، ارتباط روح با بدن کاملا قطع نمی‌شود. برای نمونه، ر. ک: محمد بن علی صدوق، الأمالی، ص۱۴۵: {{متن حدیث|فَقُلْتُ لَهُ وَ تَصْعَدُ رُوحُ الْمُؤْمِنِ إِلَى السَّمَاءِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْ‌ءٌ فِي بَدَنِهِ فَقَالَ لَا لَوْ خَرَجَتْ كُلُّهَا حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْ‌ءٌ إِذاً لَمَاتَ قُلْتُ فَكَيْفَ يَخْرُجُ فَقَالَ أَ مَا تَرَى الشَّمْسَ فِي السَّمَاءِ فِي مَوْضِعِهَا وَ ضَوْؤُهَا وَ شُعَاعُهَا فِي الْأَرْضِ فَكَذَلِكَ الرُّوحُ أَصْلُهَا فِي الْبَدَنِ وَ حَرَكَتُهَا مَمْدُودَةٌ}}. همچنین ر. ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵۸، ص۲۶.</ref>. به همین دلیل، بین رؤیاهای انسان با حوادث مادی، تفاوت‌ها و شباهت‌هایی وجود دارد. مثلا انسان در [[رؤیا]] نیز راه می‌رود، می‌بیند، سخن می‌گوید و... ؛ اما در عین حال، او در حالت رؤیا [[واقعیت]] یا تصویری از واقعیت را می‌بیند که برای تطبیق آن بر عالم ماده، نیاز به تعبیر دارد. علومی که از طریق رویا به انسان می‌رسد، جزء [[علوم حصولی]] به شمار می‌آیند؛ زیرا در این حالت، انسان خود واقعیت را [[درک]] نمی‌کند؛ بلکه صورت‌های مثالی واسطه بین روح و واقعیت خارجی‌اند. البته رؤیاهای [[پیامبران]] با رؤیاهای دیگران، در برخی از ویژگی‌ها متفاوت‌اند؛ مانند اینکه گاهی [[وحی پیامبرانه]] در قالب رؤیا به آنان می‌رسیده است؛ مانند رؤیای [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} که دستور [[ذبح]] فرزندش را در آن دریافت کرد؛ اما رؤیاهای غیر آنان، دربردارنده [[وحی نبوی]] نیست. همچنین رؤیاهای [[برگزیدگان خداوند]]، [[معصومانه]] و همواره صادقه است.
هنگام دریافت علوم در [[عالم رؤیا]]، [[روح انسان]] با عالمی [[ارتباط]] می‌یابد که از آن به [[عالم مثال]] یاد می‌شود<ref>ر.ک: محمد بن ابراهیم صدر الدین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۹، ص۳۰۲؛ محمدنعیم طالقانی، منهج الرشاد فی معرفة المعاد، ج۳، ص۱۸۶؛ حسن حسن زاده آملی، عیون مسائل النفس، سرح العیون فی شرح العیون، ص۴۲۴؛ همو، هزار و یک نکته، ص۴۸۷.</ref>. در این حالت، [[چشم]] و حواس مادی [[انسان]] در حالت خواب‌اند و انسان با [[روح]] خود به [[مشاهده]] برخی [[حقایق]] می‌پردازد. البته [[نفس انسان]] در این حالت، کاملا [[بریده]] از [[عالم طبیعت]] نبوده، رؤیاهای او نیز مربوط به فضای کاملا مجرد نیست<ref>در روایات نیز تأکید شده است که در خواب، بر خلاف حالت مرگ، ارتباط روح با بدن کاملا قطع نمی‌شود. برای نمونه، ر.ک: محمد بن علی صدوق، الأمالی، ص۱۴۵: {{متن حدیث|فَقُلْتُ لَهُ وَ تَصْعَدُ رُوحُ الْمُؤْمِنِ إِلَى السَّمَاءِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْ‌ءٌ فِي بَدَنِهِ فَقَالَ لَا لَوْ خَرَجَتْ كُلُّهَا حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْ‌ءٌ إِذاً لَمَاتَ قُلْتُ فَكَيْفَ يَخْرُجُ فَقَالَ أَ مَا تَرَى الشَّمْسَ فِي السَّمَاءِ فِي مَوْضِعِهَا وَ ضَوْؤُهَا وَ شُعَاعُهَا فِي الْأَرْضِ فَكَذَلِكَ الرُّوحُ أَصْلُهَا فِي الْبَدَنِ وَ حَرَكَتُهَا مَمْدُودَةٌ}}. همچنین ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵۸، ص۲۶.</ref>. به همین دلیل، بین رؤیاهای انسان با حوادث مادی، تفاوت‌ها و شباهت‌هایی وجود دارد. مثلا انسان در [[رؤیا]] نیز راه می‌رود، می‌بیند، سخن می‌گوید و... ؛ اما در عین حال، او در حالت رؤیا [[واقعیت]] یا تصویری از واقعیت را می‌بیند که برای تطبیق آن بر عالم ماده، نیاز به تعبیر دارد. علومی که از طریق رویا به انسان می‌رسد، جزء [[علوم حصولی]] به شمار می‌آیند؛ زیرا در این حالت، انسان خود واقعیت را [[درک]] نمی‌کند؛ بلکه صورت‌های مثالی واسطه بین روح و واقعیت خارجی‌اند. البته رؤیاهای [[پیامبران]] با رؤیاهای دیگران، در برخی از ویژگی‌ها متفاوت‌اند؛ مانند اینکه گاهی [[وحی پیامبرانه]] در قالب رؤیا به آنان می‌رسیده است؛ مانند رؤیای [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} که دستور [[ذبح]] فرزندش را در آن دریافت کرد؛ اما رؤیاهای غیر آنان، دربردارنده [[وحی نبوی]] نیست. همچنین رؤیاهای [[برگزیدگان خداوند]]، [[معصومانه]] و همواره صادقه است.


اگر [[اثبات]] شود که معارفی به شیوه [[شهودی]] در [[اختیار]] برگزیدگان خداوند قرار می‌گیرد، جای تردید نمی‌ماند که [[علم]] آن حضوری خواهد بود؛ زیرا در حال [[شهود]]، علومی بر [[قلب]] [[پیامبر]] یا فرد [[برگزیده]] افکنده می‌شود.
اگر [[اثبات]] شود که معارفی به شیوه [[شهودی]] در [[اختیار]] برگزیدگان خداوند قرار می‌گیرد، جای تردید نمی‌ماند که [[علم]] آن حضوری خواهد بود؛ زیرا در حال [[شهود]]، علومی بر [[قلب]] [[پیامبر]] یا فرد [[برگزیده]] افکنده می‌شود.
خط ۸۸: خط ۸۸:


=== امام، کون جامع و [[انسان کامل]] ===
=== امام، کون جامع و [[انسان کامل]] ===
از نظر ایشان، انسان کامل معصوم نزد خداوند، [[مقام]] و جایگاه والایی دارد و این امر موجب احاطه حضوری و شهودی امام بر تمام هستی امکانی می‌گردد. از این رو انسان کامل که همان مقام رفیع آدمیت تام است، نه شخص خاص [[حضرت آدم]] {{ع}} همه [[اسماء]] [[تکوینی]] [[الهی]] را به [[علم]] شهودی داراست<ref>عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۲، ص۱۲.</ref>.<ref>[[زهرا یوسفی|یوسفی، زهرا]]، [[علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیت‌الله جوادی آملی (کتاب)|علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیت‌الله جوادی آملی]]، ص ۱۲۷.</ref>
از نظر ایشان، انسان کامل معصوم نزد خداوند، مقام و جایگاه والایی دارد و این امر موجب احاطه حضوری و شهودی امام بر تمام هستی امکانی می‌گردد. از این رو انسان کامل که همان مقام رفیع آدمیت تام است، نه شخص خاص [[حضرت آدم]] {{ع}} همه [[اسماء]] [[تکوینی]] [[الهی]] را به [[علم]] شهودی داراست<ref>عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۲، ص۱۲.</ref>.<ref>[[زهرا یوسفی|یوسفی، زهرا]]، [[علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیت‌الله جوادی آملی (کتاب)|علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیت‌الله جوادی آملی]]، ص ۱۲۷.</ref>


=== امام، [[مخزن علم الهی]] ===
=== امام، [[مخزن علم الهی]] ===
خط ۹۹: خط ۹۹:


== نتیجه ==
== نتیجه ==
خلاصۀ [[سخن]] آنکه، حتی اگر از [[امامان]] {{ع}} بیانات و شواهدی بر حضوری بودن علمشان به دست ما نرسیده بود، [[دلالت]] [[عقل]] بر آن [[کافی]] و واضح بود؛ زیرا عقل چنین می‌یابد که بر [[خداوند سبحان]] لازم است حجتی بین خود و بندگانش قرار دهد که [[مبلّغ احکام]] او و بیان‌گر [[نظام الهی]] باشد و آن [[حجت]] باید دارای تمام اوصاف [[کمال]] و مبرّا از همه خصلت‌های موجب نقصان باشد و نباید به گونه‌ای باشد که در معرض توهین و [[انتقاد]] و خرده‌گیری قرار گیرد، بلکه باید صورت و سیرتش از همه نقص‌ها به دور باشد تا صلاحیت حجت بودن را داشته باشد و کسی را یارای [[احتجاج]] بر او و [[برتری]] در [[فضل]] و علم نسبت به او نباشد<ref>ر. ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۱۰۸ ـ ۱۱۳.</ref>.
خلاصۀ [[سخن]] آنکه، حتی اگر از [[امامان]] {{ع}} بیانات و شواهدی بر حضوری بودن علمشان به دست ما نرسیده بود، [[دلالت]] [[عقل]] بر آن [[کافی]] و واضح بود؛ زیرا عقل چنین می‌یابد که بر [[خداوند سبحان]] لازم است حجتی بین خود و بندگانش قرار دهد که [[مبلّغ احکام]] او و بیان‌گر [[نظام الهی]] باشد و آن [[حجت]] باید دارای تمام اوصاف [[کمال]] و مبرّا از همه خصلت‌های موجب نقصان باشد و نباید به گونه‌ای باشد که در معرض توهین و [[انتقاد]] و خرده‌گیری قرار گیرد، بلکه باید صورت و سیرتش از همه نقص‌ها به دور باشد تا صلاحیت حجت بودن را داشته باشد و کسی را یارای [[احتجاج]] بر او و [[برتری]] در [[فضل]] و علم نسبت به او نباشد<ref>ر.ک: [[محمد حسین مظفر|مظفر، محمد حسین]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۱۰۸ ـ ۱۱۳.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
خط ۱۳۵: خط ۱۳۵:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:علم معصوم]]
[[رده:علم حضوری]]
[[رده:مدخل برگرفته از پرسمان]]
[[رده:مدخل برگرفته از پرسمان]]
[[رده:مدخل برگرفته از پرسمان علم معصوم]]
[[رده:مدخل برگرفته از پرسمان علم معصوم]]
[[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]]
[[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]]
۱۳۳٬۹۱۵

ویرایش