بحث:امام علی علیه‌السلام: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۲۵: خط ۵۲۵:
این‌گونه فتوحات تنها به [[قلمرو حکومت]] می‌افزود، ولی به‌معنای انتشار اسلام و افزوده شدن [[مسلمانان]] نبود. در [[عهد]] [[عثمان]] تقریباً همۀ [[ایران]] عصر [[ساسانی]] به قلمروی [[مسلمان‌ها]] اضافه شده بود، ولی بخش اندکی از آنان اسلام آورده بودند و بقیه بر [[آیین]] [[زرتشتی]] یا مزدکی باقی بودند. [[دستگاه خلافت]] هم تلاش چندانی برای [[مسلمان]] شدن آنها نمی‌کرد؛ زیرا تا زمانی که مسلمان نبودند، باید [[جزیه]] می‌دادند و این به [[سود]] [[حکومت]] بود.
این‌گونه فتوحات تنها به [[قلمرو حکومت]] می‌افزود، ولی به‌معنای انتشار اسلام و افزوده شدن [[مسلمانان]] نبود. در [[عهد]] [[عثمان]] تقریباً همۀ [[ایران]] عصر [[ساسانی]] به قلمروی [[مسلمان‌ها]] اضافه شده بود، ولی بخش اندکی از آنان اسلام آورده بودند و بقیه بر [[آیین]] [[زرتشتی]] یا مزدکی باقی بودند. [[دستگاه خلافت]] هم تلاش چندانی برای [[مسلمان]] شدن آنها نمی‌کرد؛ زیرا تا زمانی که مسلمان نبودند، باید [[جزیه]] می‌دادند و این به [[سود]] [[حکومت]] بود.
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} مرزها را [[حفظ]] کرد، اما فتوحات ماورای مرزها را متوقف نمود. حقوق نظامیان را هم دو برابر کرد. این کار موجب می‌شد که اولاً [[حکومت اسلامی]] ارتشی نیرومند و آماده داشته باشد و ثانیاً [[سپاهیان]] [[احساس]] نمی‌کردند که با قطع این [[فتوحات]]، موقعیت مادی خود را از دست داده‌اند. طبیعتاً بودجۀ بسیار زیادی صرف این افزایش می‌شد؛ چراکه در آن [[زمان]]، [[حکومت اسلامی]]، چندین هزار [[نیروی نظامی]] داشت. اما این کار [[مصالح]] بزرگی برای [[اسلام]] و [[مسلمین]] به ارمغان می‌آورد.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[تاریخ امیرالمؤمنین امام علی (مقاله)| مقاله «تاریخ امیرالمؤمنین امام علی»]].</ref>
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} مرزها را [[حفظ]] کرد، اما فتوحات ماورای مرزها را متوقف نمود. حقوق نظامیان را هم دو برابر کرد. این کار موجب می‌شد که اولاً [[حکومت اسلامی]] ارتشی نیرومند و آماده داشته باشد و ثانیاً [[سپاهیان]] [[احساس]] نمی‌کردند که با قطع این [[فتوحات]]، موقعیت مادی خود را از دست داده‌اند. طبیعتاً بودجۀ بسیار زیادی صرف این افزایش می‌شد؛ چراکه در آن [[زمان]]، [[حکومت اسلامی]]، چندین هزار [[نیروی نظامی]] داشت. اما این کار [[مصالح]] بزرگی برای [[اسلام]] و [[مسلمین]] به ارمغان می‌آورد.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[تاریخ امیرالمؤمنین امام علی (مقاله)| مقاله «تاریخ امیرالمؤمنین امام علی»]].</ref>
==[[جنگ جمل]]==
عده‌ای از کسانی که در [[بیعت با امام علی]]{{ع}} پیش‌قدم شده بودند، در همان سال اول متوجه شدند که ادامۀ [[حکومت]] آن حضرت، با [[منافع مادی]] آنان سازگاری ندارد؛ ازاین‌رو [[بیعت]] خود را شکستند و [[پرچم]] [[مخالفت با امام]]{{ع}} را برافراشتند. این گروه را [[ناکثین]] (یعنی [[پیمان‌شکنان]]) می‌گویند.
بدین‌ترتیب اولین بخش از [[روایت رسول خدا]]{{صل}} تحقق پیدا کرد؛ زیرا بنا بر نقل [[شیعه]] و [[سنّی]] آن حضرت به [[امام علی]]{{ع}} فرموده بود که «[[یا علی]]، پس از من، با سه گروه ناکثین و [[مارقین]] و [[قاسطین]] [[قتال]] خواهی کرد».<ref>بحارالانوار، ج٣٠، ص۵٨٨</ref>
اگر این [[روایت نبوی]] نبود، [[اکثریت]] عالم اسلام باتوجه به دیدگاه‌های خودشان، آن حضرت را در طول [[تاریخ]] به‌خاطر این [[جنگ‌ها]] مذمّت می‌کردند، اما در مواجهه با این [[روایت]]، چاره‌ای جز [[تأیید]] اقدام [[امام]]{{ع}} نداشته‌اند.
فتنۀ ناکثین به‌دست برخی از [[اصحاب]] با سابقۀ [[رسول خدا]]{{صل}} پدید آمد. در رأس این گروه، دو [[شخصیت]] برجسته، یعنی [[طلحة ‌بن‌ عبیدالله تیمی]] و [[زبیر‌ بن‌ عوام اسدی]] قرار داشتند. آنان با [[حمایت]] همه‌جانبۀ بخشی از [[بیت]] [[پیامبر]]{{صل}} فتنه‌ای عظیم علیه امام علی{{ع}} برپا کردند و [[جنگی]] به راه انداختند که در تاریخ به جنگ جمل معروف شد.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[تاریخ امیرالمؤمنین امام علی (مقاله)| مقاله «تاریخ امیرالمؤمنین امام علی»]].</ref>
==عوامل [[فتنه‌انگیزی]] [[طلحه]] و [[زبیر]]==
فتنه‌انگیزی این دو، چهار عامل اصلی داشت که به‌طور مختصر دربارۀ آن سخن می‌گوییم:
# طلحه و زبیر و امثال آنها نمی‌توانستند [[عدالت]] [[علوی]] را به‌خصوص در عرصۀ [[اقتصادی]] [[تحمل]] کنند. این دو به‌خاطر سیاست‌های [[عثمان]]، ثروت‌های هنگفتی از [[بیت‌المال]] به‌دست آورده بودند. امام علی{{ع}} نه‌تنها آنها را از این [[منافع]] [[نامشروع]] [[محروم]] کرده بود، بلکه درصدد بازگرداندن این [[اموال]] بود.
# طلحه و زبیر تصور می‌کردند که اگر در [[بیعت با امام]]{{ع}} پیش‌دستی کنند، آن حضرت پست‌های درجه یک [[حکومت]] را به آنها می‌دهد، اما وقتی [[مناصب]] تعیین شد، دیدند که [[امام]]{{ع}} هیچ جایگاهی برای آنان در نظر نگرفته.
# [[طلحه]] و [[زبیر]] می‌دیدند که بسیاری از سرشناسان، مانند خودشان از سیاست‌های [[امام علی]]{{ع}} ناراضی هستند. به‌خصوص [[بنی‌امیه]] که [[خویشاوندان]] [[عثمان]] بودند، [[مخالفت]] شدیدی با آن حضرت داشتند. آنان [[گمان]] کردند که می‌توانند از این موج [[نارضایتی]] استفاده کنند و [[شورشی]] علیه امام علی{{ع}} به راه اندازند. و [[فکر]] می‌کردند که اگر امام{{ع}} از [[خلافت]] برکنار شود، دیگر نوبت آنها است و کسی با سوابق آنها وجود ندارد. [[طمع]] خلافت موجب شد که آنان بر موج مخالفت‌های [[خواص]] سوار شوند تا [[حکومت امیرالمؤمنین]]{{ع}} را براندازند.
# طلحه و زبیر در [[انقلاب]] علیه عثمان حضور داشتند و حتی [[مردم مدینه]] را بر ضدّ عثمان شوراندند و راه [[نفوذ]] به خانۀ عثمان و [[قتل]] او را به [[انقلابیون]] نشان دادند. اما وقتی به اهداف خود نرسیدند، از بنی‌امیه [[احساس]] خطر ‌کردند و ترسیدند که خویشاوندان عثمان آنان را به‌خاطر نقشی که در [[شورش]] و قتل [[خلیفه]] داشتند، از بین ببرند؛ بنابراین در [[پوشش]] [[خون‌خواهی عثمان]] این [[فتنه]] را برپا کردند.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[تاریخ امیرالمؤمنین امام علی (مقاله)| مقاله «تاریخ امیرالمؤمنین امام علی»]].</ref>
==خروج طلحه و زبیر از [[مدینه]]==
طلحه و زبیر [[بیعت]] خود را با امام علی{{ع}} شکستند و تصمیم گرفتند که با از بین بردن حکومت آن حضرت، خودشان بر این [[مسند]] قرار گیرند. این دو برای عملی کردن اهداف خود، باید از مدینه خارج می‌شدند؛ ازاین‌رو نزد امام{{ع}} آمدند و از آن حضرت [[اجازه]] خواستند که برای [[عمره]] به [[مکه]] بروند. امام{{ع}} به آنان فرمود: «شما قصد عمره ندارید، بلکه قصد [[خیانت]] دارید». آنها قسم خوردند که ما می‌خواهیم عمره بگزاریم و بازگردیم. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: «پس بار دیگر با من بیعت کنید». این دو نیز دوباره با [[امیر مؤمنان]]{{ع}}‌ بیعت کردند و رفتند.<ref>شرح نهج البلاغه، ابن‌ابی‌الحدید، ج١، ص٢٣٢</ref>
آنان همین‌که از نزد آن حضرت خارج شدند، در جمع افرادی که گردشان جمع شده بودند گفتند: «این ما بودیم که [[مردم]] را علیه [[عثمان]] شوراندیم و علی{{ع}} در خانۀ خود نشسته بود، اما همین که به [[خلافت]] رسید، ما را فراموش کرد؛ لذا ما را با او کاری نیست».
آنان به [[مکه]] رفتند و چون به‌تنهایی نمی‌توانستند کاری از پیش ببرند، به [[عایشه]] پیوستند که در مکه مردم را علیه [[حکومت امام علی]]{{ع}} تحریک می‌کرد. اینان برای [[قیام]] خود، [[خون‌خواهی عثمان]] را بهانه کردند تا بدین‌وسیله بتوانند [[دوستان]] عثمان را گرد خود جمع کنند و [[عوام]] [[مسلمین]] را هم بفریبند. آنان گفتند: «عثمان [[مظلوم]] کشته شده و باید [[خون]] او [[قصاص]] شود و علی{{ع}} و [[پیروان]] او باید تقاص [[قتل عثمان]] را بدهند». این یکی از طنزهای بسیار تلخ [[تاریخ اسلام]] است که عوامل اصلی قتل عثمان، با ادعای [[خون‌خواهی]] او علیه کسی [[شورش]] کنند که هیچ نقشی در این زمینه نداشته است.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[تاریخ امیرالمؤمنین امام علی (مقاله)| مقاله «تاریخ امیرالمؤمنین امام علی»]].</ref>
==بررسی عملکرد عایشه==
برای اینکه بدانیم چرا عایشه به [[مخالفت با امام]]{{ع}} پرداخت و از آتش‌افروزان [[جنگ]] شد، باید برخی از [[حقایق]] [[تاریخ]] را بیان کنیم.
[[منابع تاریخی]] آورده‌اند که عایشه نسبت به عثمان [[نفرت]] و [[کینه]] داشت. دلیل نفرت عایشه این بود که او در [[زمان]] عمر‌ بن ‌خطاب بیشترین درآمد را از [[بیت‌المال]] داشت. او [[دوازده]] هزار درهم یا دینار از [[عمر]] دریافت می‌کرد که بالاترین [[حقوقی]] بود که در زمان [[خلیفۀ دوم]] پرداخت می‌شد. عثمان پس از رسیدن به خلافت، این [[میزان]] را برای عایشه زیاد دید و [[حقوق]] او را پایین آورد؛ درحالی‌که مبالغ بسیار بیشتری را به [[خویشان]] خود می‌بخشید.
دلیل [[حمایت]] عایشه از [[طلحه]] و [[زبیر]] این بود که طلحه پسر عموی او و زبیر هم شوهرِ خواهرش [[اسماء]] بود. این [[خویشاوندی]] موجب می‌شد که عایشه از این دو حمایت کند؛ زیرا می‌دانست با روی کار آمدن آنها جایگاه خودش هم ارتقا می‌یابد.
در این گیرودار، روزی عایشه تصمیم گرفت به [[مدینه]] بیاید و خود [[شاهد]] سرنگونی [[عثمان]] باشد. به این قصد حرکت کرد و در بین راه به کاروانی برخورد که از مدینه می‌آمد و یکی از بستگان او در آن کاروان حضور داشت. از او دربارۀ اوضاع مدینه پرسید. آن شخص گفت: «[[مردم]] عثمان را کشتند». [[عایشه]] از شنیدن این خبر چنان به وجد آمد که از شتر خود پیاده شد و به [[زمین]] افتاد و [[سجدۀ شکر]] به‌جا آورد و گفت: «[[خدا]] عثمان را از [[رحمت]] خود دور کند. در آخر کار، او را به [[سزای اعمال]] خود رسانید».
همین‌ که نفس [[راحتی]] از شنیدن خبر [[مرگ عثمان]] کشید، به آن فرد گفت: «چه کسی [[خلافت]] را در دست گرفت؟». او که [[انتظار]] داشت [[طلحه]] یا [[زبیر]] به خلافت رسیده باشند، خبری شنید که برای او بسیار سنگین بود. آن شخص گفت: «محور قضایا به‌درستی چرخید و خلافت به‌دست [[اهل]] آن افتاد». عایشه پرسید: «چه کسی؟». گفت: «[[امام علی]]، علی بن ‌ابی‌طالب{{ع}}». عایشه از شنیدن این خبر چنان ناراحت شد که گفت: «روی مرکب من را از شهری که علی در آن به خلافت رسیده بازگردانید» و از همان‌جا به [[مکه]] برگشت.
آن شخص در کنار عایشه به‌سوی مکه حرکت می‌کرد. همو نقل می‌کند که دیدم عایشه دارد با خود سخنانی را زمزمه می‌کند. به سخنان او توجه کردم، دیدم می‌گوید: «به خدا [[سوگند]]، عثمان [[مظلوم]] کشته شد و [[پیروان علی]] در [[قتل]] او سهیم بودند».
آن شخص گفت: «[[سبحان الله]]! چه کسی بود که الآن با شنیدن خبر [[قتل عثمان]] سجدۀ شکر به‌جا آورد و گفت: خدا عثمان را به سزای اعمال خود رسانید؟».
عایشه که تا چندی پیش در مکه مردم را علیه عثمان می‌شورانید، اکنون بر ضد [[حکومت امیرالمؤمنین]]{{ع}} سخن می‌گفت و [[خون‌خواهی عثمان]] را بهانۀ [[مخالفت با امام]]{{ع}} قرار داده بود.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[تاریخ امیرالمؤمنین امام علی (مقاله)| مقاله «تاریخ امیرالمؤمنین امام علی»]].</ref>
==نقش [[معاویه]] در فتنۀ [[ناکثین]]==
معاویه که در [[شام]] مستقر بود، وقتی شنید که طلحه و زبیر با [[حمایت]] [[عایشه]] قصد دارند علیه [[امام علی]]{{ع}} [[قیام]] کنند،‌ دو [[نامه]] نوشت؛ یکی برای [[طلحه]] و دیگری برای [[زبیر]] و در ضمن این [[نامه‌ها]]، از آنان حمایت کرد و گفت: «من از همه طریق در [[خدمت]] شما هستم و کمک می‌کنم که علی را از [[حکومت]] پایین آورید. پس از آن با تو [[بیعت]] می‌کنم و بعد از تو با دیگری».
او برای زبیر نوشته بود که اول با تو بیعت می‌کنم و سپس با طلحه و برای طلحه عکس این را گفته بود. طلحه و زبیر از حمایت [[معاویه]] استقبال کردند. معاویه آنان را به [[شام]] [[دعوت]] کرده و گفته بود: «شام را پایگاه خود قرار دهید». آنها می‌دانستند که جایگاه محکم معاویه، بسیار به آنان کمک خواهد کرد.
پس از این، طلحه و زبیر، خروج خود را علنی و اعلام کردند که می‌خواهند [[حکومت امام]]{{ع}} را ساقط نمایند. آنان می‌خواستند به شام بروند، ولی معاویه همین‌که متوجه موضوع شد، نامه‌هایی با امضاهای مجهول نوشت و طلحه و زبیر را به خود بدبین کرد و آنان هم از رفتن به شام منصرف شدند.
معاویه نمی‌خواست طلحه و زبیر وارد شام شوند؛ زیرا آنان اگر با حمایت عایشه به شام می‌آمدند، معاویه چاره‌ای جز [[کناره‌گیری]] از [[قدرت]] نداشت و باید کار را به آنان می‌سپرد، و او هرگز نمی‌خواست چنین کاری کند؛ زیرا درپی گسترش قدرت خود بود. بنابراین کاری کرد که [[شورش]] برپا شود، ولی دردسری برای او به‌وجود نیاید.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[تاریخ امیرالمؤمنین امام علی (مقاله)| مقاله «تاریخ امیرالمؤمنین امام علی»]].</ref>
==عوامل [[موفقیت]] در برپایی [[فتنه]]==
چگونه طلحه و زبیر و عایشه موفق شدند، بیست هزار نفر را از [[مکه]] زیر [[پرچم]] خود در آوردند و پس از [[هجوم]] به [[بصره]] نیز ده هزار نفر را با خود همراه کنند و لشکری عظیم را برای مبارزۀ مسلحانه علیه [[رهبر]] [[جهان اسلام]] فراهم آورند؟ این در حالی است که امام علی{{ع}} در [[زمان]] [[خلافت]] خود ـ بنا بر بالاترین تعدادی که در [[تاریخ]] نقل شده ـ نتوانست [[دوازده]] هزار نفر را [[بسیج]] کند.
علت این امر [[تبلیغات]] گسترده‌ای است که [[پیمان‌شکنان]] علیه [[امام]]{{ع}} برپا کردند؛ همان چیزی که در اصطلاح [[سیاسی]] امروز، به «[[جنگ نرم]]» یا «[[عملیات روانی]]» معروف شده است.
[[عثمان]] به‌سبب عملکردهای نادرست خود چنان منفور بود که بنا بر [[نقلی]]، هیچ کس حاضر نشد بر جنازۀ او [[نماز]] بخواند و جنازه‌اش را بدون نماز خاک کردند. بنا بر نقلی دیگر فقط یکی از [[فرزندان]] او و دو یا سه نفر از [[بنی‌امیه]] بر او نماز خواندند. این [[نفرت]] و مطرود بودن به جایی رسید که [[اجازه]] ندادند جسد عثمان در [[بقیع]] [[دفن]] شود و مجبور شدند او را در [[قبرستان]] یهودی‌ها خاک کنند.
البته وقتی که [[معاویه]] به [[قدرت]] رسید، نتوانست این مطلب را [[تحمل]] کند؛ ازاین‌رو بقیع را به‌قدری گسترش داد که به قبرستان یهودی‌ها رسید تا بدین‌صورت بگویند [[قبر]] عثمان هم در بقیع است.
اما عملیات روانی [[دشمنان امام علی]]{{ع}} چنین فرد منفوری را به خلیفه‌ای [[مظلوم]] تبدیل می‌کند که باید انتقامش گرفته شود؛ آن‌هم از کسی که نقشی در [[قتل]] او نداشته و به‌عکس در مقاطعی عثمان را [[یاری]] کرده و [[انقلابیون]] را به [[آرامش]] فراخوانده. جنگ نرم [[دشمن]] موجب شد که [[جماعت]] انبوهی [[فریب]] بخورند و بدون تحقیق، [[امام علی]]{{ع}} را [[مسئول]] [[قتل عثمان]] بدانند.
در جنگ نرم، [[دروغ]]، [[خیانت]] و جوسازی، حرف اول را می‌زند و [[دشمنان امام]]{{ع}} برای رسیدن به اهداف خود، از هیچ‌ یک از این اقدامات و کارهایی فراتر از آن هم، ابایی نداشتند. آنان همۀ [[اصول اخلاقی]] را زیر پا گذاشتند تا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را کنار بگذارند.
متأسفانه [[جهل و نادانی]] [[جامعۀ مسلمین]] به کمک آنان آمد و موجب شد امام علی{{ع}} که در نبردهای دشوار، هرگز هماوردی نداشت و همیشه [[پیروز]] میدان بود، در عرصۀ جنگ نرم [[چیرگی]] نیابد؛ زیرا ساحت قدسی آن حضرت، پاک‌تر از آن بود که بخواهد مانند [[دشمنان]] خود، به دروغ و [[حیله]] و فریب روی آورد؛ درحالی‌که جامعۀ آن [[زمان]]، بیش از آنکه تابع [[حقیقت]] باشد، درپی همین هیاهوها بود.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[تاریخ امیرالمؤمنین امام علی (مقاله)| مقاله «تاریخ امیرالمؤمنین امام علی»]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۲٬۱۶۱

ویرایش