بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
[[روایات]] متعددی از [[اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده که خلفای پس از [[پیامبر]] و [[حکومتهای اموی]] و عباسی را [[غاصب]] [[حق]] [[جانشینان معصوم پیامبر]] شمرده و در فرصتهای مناسب به تخطئه آنان میپرداختند. از اینرو، بسیاری از [[شیعیان]] که در طول [[تاریخ]] در [[اقلیت]] و غالباً تحت فشار [[حکومتها]] بودند، به [[فکر]] [[قیام]] و [[مبارزه با حکومتها]] بودهاند. قیام و مبارزه با حکومتهای [[جائر]] با [[هدف]] براندازی و جایگزین کردن [[حکومت مشروع]]، رویکرد گروههایی از شیعیان در مصاف با حکومتها بود؛ هر چند در مقام عمل امکان آن بسیار [[ضعیف]] بود. به همین جهت، بهرغم شیفتگی گروههایی از شیعیان به قیام و مبارزه و دستیابی به قدرت و گاه [[اعتراض]] به [[ائمه]] که چرا دست روی دست نهادهاید؟ ایشان حاضر به [[رهبری]] این [[قیامها]] نبودند و کمتر به [[تأیید]] آنان میپرداختند. | [[روایات]] متعددی از [[اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده که خلفای پس از [[پیامبر]] و [[حکومتهای اموی]] و عباسی را [[غاصب]] [[حق]] [[جانشینان معصوم پیامبر]] شمرده و در فرصتهای مناسب به تخطئه آنان میپرداختند. از اینرو، بسیاری از [[شیعیان]] که در طول [[تاریخ]] در [[اقلیت]] و غالباً تحت فشار [[حکومتها]] بودند، به [[فکر]] [[قیام]] و [[مبارزه با حکومتها]] بودهاند. قیام و مبارزه با حکومتهای [[جائر]] با [[هدف]] براندازی و جایگزین کردن [[حکومت مشروع]]، رویکرد گروههایی از شیعیان در مصاف با حکومتها بود؛ هر چند در مقام عمل امکان آن بسیار [[ضعیف]] بود. به همین جهت، بهرغم شیفتگی گروههایی از شیعیان به قیام و مبارزه و دستیابی به قدرت و گاه [[اعتراض]] به [[ائمه]] که چرا دست روی دست نهادهاید؟ ایشان حاضر به [[رهبری]] این [[قیامها]] نبودند و کمتر به [[تأیید]] آنان میپرداختند. | ||
[[تجربه]] [[حکومت علوی]] که با [[زیادهخواهی]] برخی از [[اصحاب]]، [[دشمنی]] [[بنیامیه]]، و عدم [[همراهی]] در حد [[انتظار]] [[مردم]] با [[امام]] و در نهایت به [[شهادت]] آن حضرت منتهی شد و تجربه تلخ حکومت [[امام مجتبی]]{{ع}} که با [[خیانت]] [[یاران]] آن حضرت در مصاف با [[امویان]] همراه بود و در نهایت به واگذاری [[حکومت]] به [[معاویة بن ابیسفیان]] منجر شد، و سرانجام قیام سیدالشهدا{{ع}} و همراهی نکردن مردم، آن هم در زمانی که [[مردمان]] بسیاری از [[اصحاب پیغمبر]] حضور داشتند، [[امامان]] دیگر را نسبت به آمادگی مردم برای قیام و مبارزه و [[ایثار]] [[جان]] و [[مال]] نه تنها دچار تردید کرد، بلکه به دلیل آشنایی کامل از وضعیت [[جامعه]]، نسبت به عدم آمادگی مردم برای این منظور [[اطمینان]] یافتند. از اینرو، خودشان به خاطر موقعیتی که داشتند، ورود به عرصه قیام و مبارزه را به [[مصلحت]] ندانستند و به علاقهمندان به قیام به رهبری امام [[روی خوش]] نشان نمیدادند، البته قیامکنندگان از شیعیان را هم تخطئه نمیکردند و در برخی از موارد به صورت غیر آشکار تأیید هم میکردند. آنان چون [[قیام]] و [[انقلاب]] را برای [[تشیع]] و [[پیروان]] خویش مفید نمیدانستند، برای حفظ کیان تشیع و [[هویت]] [[شیعیان]] راهکار دیگری را در پیش گرفته و به پیروان خود آموختند، راهکاری که دوران آن بس طولانی شد. بسا به صورت یک اصل ثابتی جلوه کرد، به گونهای که حتی در دوران طولانی [[غیبت]]، [[عالمان]] [[امت]] که [[مردم]] از آنان [[انتظار]] قیام و | [[تجربه]] [[حکومت علوی]] که با [[زیادهخواهی]] برخی از [[اصحاب]]، [[دشمنی]] [[بنیامیه]]، و عدم [[همراهی]] در حد [[انتظار]] [[مردم]] با [[امام]] و در نهایت به [[شهادت]] آن حضرت منتهی شد و تجربه تلخ حکومت [[امام مجتبی]]{{ع}} که با [[خیانت]] [[یاران]] آن حضرت در مصاف با [[امویان]] همراه بود و در نهایت به واگذاری [[حکومت]] به [[معاویة بن ابیسفیان]] منجر شد، و سرانجام قیام سیدالشهدا{{ع}} و همراهی نکردن مردم، آن هم در زمانی که [[مردمان]] بسیاری از [[اصحاب پیغمبر]] حضور داشتند، [[امامان]] دیگر را نسبت به آمادگی مردم برای قیام و مبارزه و [[ایثار]] [[جان]] و [[مال]] نه تنها دچار تردید کرد، بلکه به دلیل آشنایی کامل از وضعیت [[جامعه]]، نسبت به عدم آمادگی مردم برای این منظور [[اطمینان]] یافتند. از اینرو، خودشان به خاطر موقعیتی که داشتند، ورود به عرصه قیام و مبارزه را به [[مصلحت]] ندانستند و به علاقهمندان به قیام به رهبری امام [[روی خوش]] نشان نمیدادند، البته قیامکنندگان از شیعیان را هم تخطئه نمیکردند و در برخی از موارد به صورت غیر آشکار تأیید هم میکردند. آنان چون [[قیام]] و [[انقلاب]] را برای [[تشیع]] و [[پیروان]] خویش مفید نمیدانستند، برای حفظ کیان تشیع و [[هویت]] [[شیعیان]] راهکار دیگری را در پیش گرفته و به پیروان خود آموختند، راهکاری که دوران آن بس طولانی شد. بسا به صورت یک اصل ثابتی جلوه کرد، به گونهای که حتی در دوران طولانی [[غیبت]]، [[عالمان]] [[امت]] که [[مردم]] از آنان [[انتظار]] قیام و مبارزه علیه دولتهای [[جائر]] را داشتند، با وجود فراهم بودن شرایط، با این [[استدلال]] که قبل از [[قیام حضرت حجت]]، شیعیان [[وظیفه]] قیام و انقلاب ندارند یا عصر [[غیبت امام]] [[معصوم]] دورانِ [[تقیه]]، [[سکوت]] و انتظار است، از ورود به عرصه قیام و مبارزه پرهیز داشتند. | ||
== [[دلایل]] جواز یا وجوب قیام == | == [[دلایل]] جواز یا وجوب قیام == | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
یکی از راهکارهای اساسی در سیره سیاسی پیشوایان معصوم در راستای اجرای [[اصلاحات]] و ارتقای بینش دینی و [[سیاسی]] [[جامعه اسلامی]]، پایهگذاری نهضت عظیم علمی، [[تربیتی]] و [[فرهنگی]] است. نهضت علمی ـ تربیتی [[ائمه اطهار]] {{عم}} در [[حقیقت]] مبارزهای سیاسی و فرهنگی با [[حاکمان جور]] بود که با [[هدف]] [[اصلاح]] و ارتقای [[بینش]] [[علمی]] ـ سیاسی [[امت اسلامی]] و در راستای زمینهسازی برای تأسیس حکومت [[حق]] انجام میگرفت. برخی از مهمترین ابعاد این مبارزه عبارتاند از: | یکی از راهکارهای اساسی در سیره سیاسی پیشوایان معصوم در راستای اجرای [[اصلاحات]] و ارتقای بینش دینی و [[سیاسی]] [[جامعه اسلامی]]، پایهگذاری نهضت عظیم علمی، [[تربیتی]] و [[فرهنگی]] است. نهضت علمی ـ تربیتی [[ائمه اطهار]] {{عم}} در [[حقیقت]] مبارزهای سیاسی و فرهنگی با [[حاکمان جور]] بود که با [[هدف]] [[اصلاح]] و ارتقای [[بینش]] [[علمی]] ـ سیاسی [[امت اسلامی]] و در راستای زمینهسازی برای تأسیس حکومت [[حق]] انجام میگرفت. برخی از مهمترین ابعاد این مبارزه عبارتاند از: | ||
# '''مبارزه در قالب تبیین مسئله امامت:''' [[امامت]] در فرهنگ شیعه دارای مفهوم وسیعی است که [[رهبری سیاسی]]، [[فکری]] و [[تهذیب]] [[روحی]] افراد را در برمی گیرد. [[پیشوایان معصوم]] در مقاطع مختلف با تبیین مسئله امامت، مبارزهای آشکار و اساسی با [[حکام جور]] در پیش میگرفتند و از این طریق با صراحت، [[حکام]] [[زمان]] را [[نفی]] و خویشتن را به عنوان صاحب [[واقعی]] این مقام، به [[مردم]] معرفی میکردند. | # '''مبارزه در قالب تبیین مسئله امامت:''' [[امامت]] در فرهنگ شیعه دارای مفهوم وسیعی است که [[رهبری سیاسی]]، [[فکری]] و [[تهذیب]] [[روحی]] افراد را در برمی گیرد. [[پیشوایان معصوم]] در مقاطع مختلف با تبیین مسئله امامت، مبارزهای آشکار و اساسی با [[حکام جور]] در پیش میگرفتند و از این طریق با صراحت، [[حکام]] [[زمان]] را [[نفی]] و خویشتن را به عنوان صاحب [[واقعی]] این مقام، به [[مردم]] معرفی میکردند. | ||
# ''' | # '''مبارزه در قالب ادبیات و زبان شعر:''' [[شاعران]] مکتبی و انقلابی که با زبان شعر برضد [[حاکمان ظالم]] و دستگاه [[طاغوت]] مبارزه میکردند، همواره مورد [[تکریم]] و [[احترام]] پیشوایان معصوم قرار داشتند، زیرا با توجه به تأثیر ادبیات و زبان شعر بر [[قلوب]] و [[احساسات]] [[انسان]]، شاعران و سخنوران همچون رسانه مؤثری بودند که قلبهای [[مسلمانان]] را برضد [[ظالمان]] و [[طاغوتیان]] به حرکت در میآوردند. | ||
# '''مبارزه در قالب [[بیان احکام]] و [[تفسیر قرآن]]:''' نکته دارای اهمیت در زندگانی [[علمی]] پیشوایان معصوم بهویژه حوزه وسیع علمی و [[فقهی]] [[صادقین]] {{عم}}، جنبه [[سیاسی]] و معترضانهای است که در پایهگذاری نهضت عظیم علمی، [[تربیتی]] و [[فرهنگی]] آن بزرگواران مشاهده میشود، زیرا از دیدگاه [[مکتب تشیع]]، [[خلیفه]] به عنوان [[جانشین پیامبر]] {{صل}} بوده و کسی است که افزون بر تصدی [[شئون]] سیاسی و [[حکومتی]]، [[امور دینی]]، [[اخلاقی]] و تربیتی [[مردم]] را نیز به عهده دارد. | # '''مبارزه در قالب [[بیان احکام]] و [[تفسیر قرآن]]:''' نکته دارای اهمیت در زندگانی [[علمی]] پیشوایان معصوم بهویژه حوزه وسیع علمی و [[فقهی]] [[صادقین]] {{عم}}، جنبه [[سیاسی]] و معترضانهای است که در پایهگذاری نهضت عظیم علمی، [[تربیتی]] و [[فرهنگی]] آن بزرگواران مشاهده میشود، زیرا از دیدگاه [[مکتب تشیع]]، [[خلیفه]] به عنوان [[جانشین پیامبر]] {{صل}} بوده و کسی است که افزون بر تصدی [[شئون]] سیاسی و [[حکومتی]]، [[امور دینی]]، [[اخلاقی]] و تربیتی [[مردم]] را نیز به عهده دارد. | ||
# '''سازماندهی احادیث و [[دستور]] به کتابت آن:''' پس از [[رحلت رسول خدا]] {{صل}} نگارش [[حدیث]] به دستور [[خلفا]] ممنوع شد. در اذهان عمومی اینگونه جا انداختند که نگارش [[حدیث]] به معنای کنار نهادن [[قرآن]] و [[کلام الهی]] است و این درحالی بود که [[اهلبیت]] {{عم}} از ابتدا [[اصحاب]] خود را به نگارش حدیث و [[حفظ]] آن [[تشویق]] میکردند<ref>ابوعبدالله محمد ابنسعد، الطبقاتالکبری، ج۶، ص۱۶۸؛ مقاله تاریخ تدوین حدیث، مجله نور علم، دوره دوم، ش۹، ۱۱ و ۱۲.</ref>. | # '''سازماندهی احادیث و [[دستور]] به کتابت آن:''' پس از [[رحلت رسول خدا]] {{صل}} نگارش [[حدیث]] به دستور [[خلفا]] ممنوع شد. در اذهان عمومی اینگونه جا انداختند که نگارش [[حدیث]] به معنای کنار نهادن [[قرآن]] و [[کلام الهی]] است و این درحالی بود که [[اهلبیت]] {{عم}} از ابتدا [[اصحاب]] خود را به نگارش حدیث و [[حفظ]] آن [[تشویق]] میکردند<ref>ابوعبدالله محمد ابنسعد، الطبقاتالکبری، ج۶، ص۱۶۸؛ مقاله تاریخ تدوین حدیث، مجله نور علم، دوره دوم، ش۹، ۱۱ و ۱۲.</ref>. | ||