نجف: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۷۳۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۵ مارس ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = عراق
| موضوع مرتبط = عراق
| عنوان مدخل  =  
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[نجف در معارف مهدویت]] - [[نجف در تاریخ اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[نجف در معارف و سیره علوی]] - [[نجف در معارف مهدویت]] - [[نجف در تاریخ اسلامی]]
| پرسش مرتبط =
| پرسش مرتبط =
}}
}}


'''نجف:''' از شهرهای مذهبی [[عراق]]، که [[قبر مطهر]] [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} در آنجاست و با [[کربلا]] حدود ۷۵ کیلومتر فاصله دارد. [[علی]] {{ع}} که در [[کوفه]] [[زندگی]] می‌‌کرد، پس از شهادتش در سال ۴۰ [[هجری]] در محل فعلی در نجف به [[خاک]] سپرده شد. [[مدفن]] او که از [[کوفه]] فاصله زیادی داشت، تا سال‌ها مخفی بود. از زمان [[هارون الرشید]] به بعد از خفا در آمد سال‌ها بعد بقعه‌ای بر روی [[قبر]] [[علی]] {{ع}} ساخته شد و به تدریج به شهری تبدیل گشت که از همه سوی به زیارتش می‌‌رفتند. [[شیخ طوسی]] که از علمای برجسته [[شیعه]] بود، در [[قرن پنجم]] [[حوزه علمیه]] [[نجف اشرف]] را تأسیس کرد و در طول هزار سال، هزاران عالم [[شیعی]] در این حوزه پرورش یافتند و [[مراجع تقلید]]، در این حوزه به [[تربیت شاگردان]] بسیار پرداختند. [[قبر]] علمای بسیاری در این [[شهر]] است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۳۱.</ref>.
'''نجف''' از شهرهای تاریخی و مذهبی [[عراق]] است که قدمتی طولانی داشته و قبر مطهر [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در آنجا قرار دارد. نجف به واسطه قرار گرفتن در کنار شهر کوفه، شهری که خانه و محل [[حکومت]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} در آن خواهد بود، شهری قابل توجه در [[آخرالزمان]] و دوران پس از ظهور. [[شیخ طوسی]] که از علمای برجسته [[شیعه]] بود، در قرن پنجم [[حوزه علمیه]] [[نجف اشرف]] را تأسیس کرد و در طول هزار سال، هزاران عالم [[شیعی]] در این حوزه پرورش یافتند و [[مراجع تقلید]]، در این حوزه به تربیت شاگردان بسیار پرداختند. قبر علمای بسیاری در این [[شهر]] است.


== شناسنامه نجف ==
== مقدمه ==
* در کناره [[کوفه]]، در قدیم دریایی بوده که خشکیده است. بر کرانه آن دریا، سرزمین بلندی بوده که می‌گویند در [[طوفان نوح]]، [[کشتی نوح]] بر آن منطقه استقرار یافته است. آن سرزمین بلند را که [[آب]] آن را فرا نمی‌گرفت و به [[کوفه]] وصل بود، نجف می‌گفته‌اند. نجف، در کنار آن سراشیبی ژرف، واقع بوده که قبلًا دریا بوده و بعداً خشک شده است و باغاتی را پدید آورده است. به این منطقه، در زبان [[روایات]] و [[فرهنگ]] [[اهل بیت]] {{عم}}، نجف، غَریّ، [[مشهد]] و ظهرالکوفه گفته شده است. طبق [[روایات]]، نجف مهبط [[اولیای خدا]] و [[خانه]] [[هجرت]] [[انبیا]] و محلّ قرار [[کشتی نوح]] بوده، و [[اولاد]] [[نوح]] از اینجا پراکنده شده‌اند و [[ابراهیم خلیل]] در این سرزمین زیسته است. [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} نگاهی به آن وادی مرتفع [[پشت کوفه]] (ظهرالکوفه) افکند و فرمود: "چقدر منظره‌ات [[زیبا]] و ژرفای درونت [[پاکیزه]] و معطّر است، خدایا [[قبر]] مرا در این [[زمین]] قرار بده"<ref>بحار الأنوار، چاپ بیروت، جلد ۹۷، ص ۲۳۷.</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۷۹-۱۸۴</ref>.
نجف از شهرهای مذهبی [[عراق]] است که قبر مطهر [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} در آنجا قرار داشته و با [[کربلا]] حدود ۷۵ کیلومتر فاصله دارد. [[علی]] {{ع}} که در [[کوفه]] [[زندگی]] می‌‌کرد، پس از شهادتش در سال ۴۰ هجری در محل فعلی در نجف به خاک سپرده شد. مدفن او که از کوفه فاصله زیادی داشت، تا سال‌ها مخفی بود. از زمان [[هارون الرشید]] به بعد، از خفا در آمد. سال‌ها بعد بقعه‌ای بر روی [[قبر]] علی {{ع}} ساخته شد و به تدریج به شهری تبدیل گشت که از همه سوی به زیارتش می‌‌رفتند. [[شیخ طوسی]] که از علمای برجسته [[شیعه]] بود، در قرن پنجم [[حوزه علمیه]] [[نجف اشرف]] را تأسیس کرد و در طول هزار سال، هزاران عالم [[شیعی]] در این حوزه پرورش یافتند و [[مراجع تقلید]]، در این حوزه به تربیت شاگردان بسیار پرداختند. قبر علمای بسیاری در این [[شهر]] است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۳۱.</ref>.
* نخستین [[شهید محراب]] و کشته [[عدالت]]، [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} در ۲۱رمضان سال ۴۰ [[هجری]]، در پی ضربت ناجوانمردانه [[ابن ملجم]] به [[شهادت]] رسید. نسبت به محلّ [[دفن]]، خود آن [[امام]] [[شهید]]، [[دستور]] لازم را داده بود. [[فرزندان]] [[امام علی|علی]] {{ع}} آن [[حضرت]] را شبانه [[تشییع]] کردند و در بقعه و [[مرقد]] پاکش در نجف، به [[خاک]] سپردند. جایی که کیلومترها بیرون از [[شهر کوفه]] بود. علت [[دفن]] [[امام]] در نجف، برای آن بود که قبرش مخفی باشد. [[حضرت]]، [[دشمنان]] بسیاری داشت. بستگانِ کسانی که در میدان‌های [[جنگ]]- چه در زمان و در رکاب [[پیامبر]] و چه در زمان [[خلافت]] خودِ آن [[حضرت]]- به تیغ ذوالفقارش به [[هلاکت]] رسیده بودند، نسبت به او [[کینه]] داشتند. باند [[تبهکار]] [[بنی امیه]]، [[منافقان]] کافردل، [[خوارج نهروان]] و بازماندگان آنان، [[دشمنی]] آن [[حضرت]] را به صورت شدیدی در [[دل]] داشتند و [[بیم]] آن می‌رفت که [[عداوت]] خود [[راحتی]] نسبت به [[قبر]] مطهرش هم نشان بدهند. بنابر [[روایات]]، [[خوف]] آن بو د که [[خوارج]] و دیگران، [[قبر]] آن [[حضرت]] را نبش کنند<ref> بحار الانوار، ج ۹۷، ص ۲۳۹.</ref>. چاره‌ای نبود جز اینکه برای ردّ گم کردن، به شیوه ای عمل کنند که [[کینه]] ورزان و [[دشمنان]] نتوانند [[اهانت]] و جسارتی کنند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۷۹-۱۸۴</ref>.
* [[اولاد]] [[امام علی|علی]] {{ع}} پس از شهادتش [[تصمیم]] بر پنهان نگهداشتن قبرش گرفتند، از [[ترس]] اینکه مبادا [[بنی امیه]] نسبت به [[قبر]] حادثه‌ای پیش آورند. از این رو محلّ [[قبر]] را برای [[مردم]] مبهم ساختند و [[مردم]] را به [[وهم]] انداختند. به این صورت که در [[شب]] [[دفن]]، تابوتی را با ریسمان به شتری بستند. در حالی که از [[تابوت]]، بوی [[کافور]] به مشام می‌رسید، آن را در [[تاریکی]] [[شب]] همراه جمعی از افراد موثّق، از [[کوفه]] بیرون بردند، تا چنین وانمود کنند که به [[مدینه]] می‌برند تا در کنار [[فاطمه زهرا|فاطمه]] {{س}} به [[خاک]] بسپارند. استری دیگر را همراه با جنازه‌ای پوشانده بیرون بردند و وانمود کردند که می‌خواهند در "[[حیره]]" [[دفن]] کنند. در [[مسجد]]، در "دارالأماره"، در منزل یکی از [[اصحاب]]، در "[[کناسه]]" و در "[[ثویه]]" چند [[قبر]] کندند و به این صورت، [[مردم]] نسبت به موضع دقیق [[دفن]] آن [[حضرت]] در ابهام ماندند و محلّ واقعی [[دفن]] را جز [[فرزندان]] آن [[حضرت]] و [[اصحاب خاص]] کسی نمی‌دانست. آنان [[حضرت]] را هنگام [[سحر]] ۲۱رمضان در نجف (در موضع فعلی [[مرقد مطهر]]) به توصیه خود [[امام]]، [[دفن]] کردند در حالی که [[مردم]] با دیدن [[تابوت]] و جنازه و برنامه‌های [[شب]]، در [[حیرت]] و ابهام بودند که [[امام علی|علی]] {{ع}} در کجا [[دفن]] شد...<ref>معجم القبور، سید محمدمهدی الموسوی الاصفهانی، ج۱، ص۳۶۷.</ref>. این [[تدبیر]] و [[دوراندیشی]]، بسیار به جا بود و [[گذشت]] زمان هم صحت آن را نشان داد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۷۹-۱۸۴</ref>.
* در دوران خفقانباری که [[شیعیان]] [[خالص]] و افراد مطمئن از محلّ [[دفن]] [[حضرت]] مطّلع بوده و به [[زیارت]] آن می‌رفتند، حساسیّت و [[حسد]] [[مخالفان]] را بر می‌انگیخت. در زمان [[منصور]] دوانقی، زوّار [[قبر مطهر]] خصوصاً از [[کوفه]] زیادتر شد و [[داود]] [[ابن عباس]]- [[والی کوفه]]- بر آن مطّلع شد و خواست [[قبر مطهر]] را از اساس بردارد یا [[حقیقت]] [[امر]] را درباره قبرِ [[مبارک]] به دست آورد و کرامتی که در موقع کندن اطراف [[قبر]] [[مبارک]] ظاهر گشت و خبر به [[داود]] رسید و امر به توقّف [[کارگران]] کرد و صندوق و سایه [[بانی]] بر بالای [[قبر مطهر]] بنا نمود که موقع [[تشرّف]] [[هارون]] بر کنار [[قبر]] [[مبارک]] موجود بوده است و [[هارون]] [[قبه]] ای بر بالای قبرِ [[مبارک]] [[امر]] به ساختن آن کرد...<ref>تحقیق درباره اولین اربعین، سید محمد علی قاضی طباطبایی، ص ۲۲۷به نقل از: فرحهالغری سید بن طاووس.</ref>. آنچه که به [[هارون الرشید]] نسبت داده می‌شود ساختن بقعه است. لابد آن هم به خاطر جلب نظر و [[دوستی]] [[علویون]] نه به خاطر [[عقیده]] به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}}. [[قبر]] [[شریف]] [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} تا زمان [[هارون الرشید]] از [[بیگانگان]] پنهان بود. در سال ۱۵۵ [[هجری]] نخستین بقعه آن [[حضرت]] را [[هارون]] بنا نمود و صندوقی از سنگ سفید با ضریحی روی [[قبر]] قرار داد. پس از آن [[محمد]] بن [[زید]]، [[داعی]] صغیر [[ملک]] [[طبرستان]] از احفاد [[زید]] بن [[امام حسن]] {{ع}} در سال ۲۸۷ به بنای [[قبّه]] و [[صحن]] و هفتاد طاق پرداخت<ref>تاریخچه و احکام مساجد و مشاهد، حسن مظفّری، ص ۲۶.</ref>. [[هدف]] بیان این نکته بود که پنهان ماندن [[مدفن]] آن [[امام]] [[مظلوم]]، ریشه‌های [[سیاسی]] داشته و به خاطر [[مصونیت]] از بروز [[عداوت]] [[امویان]] بوده است. به فرموده [[امام صادق]] {{ع}} [[حضرت]] [[امام علی|امیر]] {{ع}}، به پسرش [[امام حسن|امام مجتبی]] {{ع}} [[دستور]] داده بود که برای وی چهار [[قبر]] در چهار مکان حفر کنند، یکی در [[مسجد]]، یکی در [[رحبه]]، یکی در [[غری]] و دیگری در [[خانه]] [[جعده]] بن هیبره، و [[هدف]] [[حضرت]] این بود که هیچکس از دشمنانش، از موضع [[قبر]] او، [[آگاه]] نشوند<ref>بحار الانوار چاپ بیروت، ج ۹۷، ص ۲۵۰.</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۷۹-۱۸۴</ref>.
* مخفی بودن جای [[قبر]] آن [[حضرت]]، بسیاری از حقایق را روشن می‌کند. [[علامه مجلسی]] بعد از [[نقل]] این [[احادیث]] و [[روایات]] متعدد دیگر، می‌گوید: "علت پنهان بودن قبرش، [[ترس]] از [[خوارج]] و [[منافقین]] بوده است و کسی جز [[خواص]] [[شیعه]]، از جای مخفیِ آن اطلاع نداشت. تا اینکه در زمانِ سفّاح- [[خلیفه عباسی]]- [[امام صادق]] {{ع}} به [[حیره]] برآمد و موضع [[قبر]] را نمایاند و از آن پس تاکنون [[شیعه]] [[قبر]] [[امام]] را در همان موضع [[زیارت]] می‌‌کند"<ref> بحارالانوار، جلد ۴۲، ص ۳۳۸.</ref> محلّ [[قبر]]، از چشم و [[آگاهی]] [[دشمنان]] و افراد غیر مطمئن پنهان بود.... ولی [[اولاد]] [[امام علی|علی]] {{ع}} جای آن را می‌دانستند. [[امام سجاد]] {{ع}} به طور مخفیانه آن را [[زیارت]] می‌کرد. همچنین [[امام باقر]] {{ع}} در [[عهد]] [[بنی‌مروان]] از آن خبر داشت و گاهی به [[زیارت]] می‌رفت، چون [[حکومت]] به [[عباسیان]] رسید و [[امام صادق]] {{ع}} را چندین بار به [[عراق]]، جلب و احضار کردند، در مسیر [[عراق]]، [[امام]] به [[یاران مخصوص]] و [[برگزیده]] خویش، موضع [[قبر]] [[شریف]] [[امام علی|علی بن ابی طالب]] {{ع}} را نشان می‌داد و در هر بار جمعی به همراه او ### [[313]]### [[امام]] را [[زیارت]] می‌‌کردند. بر روی [[قبر]]، دکّه ای بود که در اثر جریان سیل، ویران شده بود و [[صفوان جمّال]] به امر [[امام صادق]] {{ع}} آن را بازسازی کرد. [[شیعه]] از آن پس با راهنمایی‌های [[امام صادق]] {{ع}}، جای [[قبر]] را می‌دانستند و به [[زیارت]] می‌رفتند تا اینکه در زمانِ [[خلافت]] [[هارون الرشید]]، مسأله کاملًا روشن گشت و [[قبه]] ای بر آن افراشته شد...<ref>تاریخ الشیعه، محمدحسین المظفّری، ص ۹۴.</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۷۹-۱۸۴</ref>.
* در دوره‌های بعد، به تدریج استقبال [[مردم]] از [[زیارت]] [[مزار]] [[امام علی]] {{ع}} رو به افزایش می‌رود و طبق روایتی از قول [[زائر]] [[قبر]] [[امام]] در سال ۲۶۰ [[قبر]] [[امام علی|علی]] {{ع}} به صورتی بوده که سنگ‌های سیاهی دورش چیده شده بود و غیر از همان سنگچینی، بنا و بارگاهی نداشته است<ref>بحار الأنوار، ج ۴۲، ص ۳۱۵.</ref>. بعد از آشکار شدن [[قبر]] [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} در نجف، [[آبادانی]] و عمارت‌ها در اطراف [[مرقد]] [[مقدس]] از سال ۱۷۰ شروع شد و علویّون به خصوص [[شیعیان]]، آنجا ساکن شدند و با [[گذشت]] زمان آبادتر و پرجمعیت‌تر شد و یک قرن نگذشته بود که در نجف، غیر از [[شیعیان]] بیش از ۱۹۰۰نفر از [[سادات علوی]] می‌زیستند و به تدریج رونق بیشتری یافت و در [[قرن هفتم]] و هشتم، در عصر حکومت‌های [[شیعی]] جلایری و ایلخوانی در [[عراق]]، رونق درخشانی یافت و با صرف مبالغ هنگفت، در آنجا مدرسه‌ها، [[مساجد]]، تکیه‌ها و... احداث شد...<ref>ماضی النجف و حاضرها، شیخ جعفر آل محبوبه نجفی، ج۱، ص۱۸.</ref> رفت و آمد [[مردم]] بر سر مزاری که به عنوان [[مرقد]] [[امام علی|علی بن ابی طالب]] {{ع}} [[شهرت]] یافته بود، بر عده ای از [[حسودان]] تنگ نظر دشوار آمد و به بهانه‌های مختلف می‌خواستند باعث تفرّق [[مردم]] از تجمع بر این [[کعبه]] [[ولایت]] شوند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۷۹-۱۸۴</ref>.  
* مرحوم [[علامه مجلسی]] داستان مفصلی [[نقل]] می‌کند از کسانی که در سال ۲۷۳هجری، با [[تصور]] اینکه موضع [[قبر]] [[امام علی|علی]] {{ع}} [[دروغ]] است و [[مدفن]] [[امام]] در آنجا نیست و این [[شهرت]]، باعث [[فتنه]] و [[گمراهی]] [[مردم]] می‌شود، [[تصمیم]] بر نبش [[قبر]] می‌گیرند. ولی وقتی عمله‌ها دست به کار حفّاری و نبش [[قبر]] می‌شوند حوادث شگفتی بروز می‌‌کند که آنان را مبهوت ساخته و از ادامه عمل منصرف می‌کند<ref>بحار الأنوار، ج ۴۲، ص ۳۱۲.</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۷۹-۱۸۴</ref>.
* با [[گذشت]] زمان، نجف، به شهری آباد تبدیل می‌شود که [[عاشقان]] [[حق]] و شیفتگان [[اهل بیت]] {{عم}} به آنجا روی می‌آورند. عالم بزرگ [[شیعی]]، [[شیخ طوسی]] در [[قرن پنجم]]، [[حوزه علمیه]] نجف، این [[کوثر]] پربرکت را تأسیس می‌کند و نجف، چشمه‌ای جوشان و زمزمی پرخیر می‌گردد که [[مکتب]] [[مولا]] [[امام علی|علی]] {{ع}} را [[احیا]] می‌‌کند. با آنکه نجف، [[آب]] و هوای مساعدی ندارد و برای [[زندگی]] مساعد نیست، ولی [[جاذبه]] نجف، از [[آب]] [[حیات]] و هوای [[معنویت]] آن است، نه [[آب]] و هوای طبیعی‌اش. همچنان که [[قم]] هم، این [[شهر]] کویری و شورآباد کم [[آب]] و سوزان و [[تشنه]]، خود، [[کوثر]] [[ولایت]] است که تشنگان [[معنویت]] و [[عرفان]] را از هر سو به طرف خود می‌کشد و بانوی بزرگوار، [[حضرت]] معصومه {{س}} است که [[قم]] را آباد کرده است. آری... نجف مهد [[علم]] و کانون [[معارف]] [[اهل بیت]] {{عم}} گشت و خاستگاه [[خورشید]] [[دین]]، از حوزه هزار ساله‌ای که [[شیخ طوسی]] سنگ بنایش را نهاد. هزاران عالم [[شیعی]] در این حوزه پرورش یافتند و افقها را روشن ساختند. [[قبر]] بسیاری از علمای [[اسلام]] هم در همین نجف است، فرزانگانی همچون: [[شیخ طوسی]]، [[علامه حلّی]]، [[مقدّس اردبیلی]]، [[بحر العلوم]]، [[نراقی]]، [[صاحب جواهر]]، شیخ [[مرتضی انصاری]]، [[میرزای شیرازی]]، [[محقق ثانی]]، [[میرداماد]]، [[استرآبادی]]، شیخ [[جعفر شوشتری]]، [[محمد کاظم خراسانی]]، [[محمد کاظم یزدی]]، میرزا [[حسین نوری]]<ref>منتخب التواریخ، ص۱۷۳.</ref>، [[علامه امینی]]، آیۀ [[الله]] [[حکیم]]، حاج آقا [[مصطفی خمینی]] و ده‌ها چهره برجسته و معروف دیگر...<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۷۹-۱۸۴</ref>.


==جغرافیای [[تاریخی]] نجف==
به این منطقه، در زبان [[روایات]] و [[فرهنگ]] [[اهل بیت]] {{عم}}، نجف، غَریّ، [[مشهد]] و ظهرالکوفه گفته شده است. طبق [[روایات]]، نجف مهبط [[اولیای خدا]] و [[خانه]] [[هجرت]] [[انبیا]] و محلّ قرار [[کشتی نوح]] بوده، و [[اولاد]] [[نوح]] از اینجا پراکنده شده‌اند و [[ابراهیم خلیل]] در این سرزمین زیسته است. [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} نگاهی به آن وادی مرتفع پشت کوفه (ظهرالکوفه) افکند و فرمود: "چقدر منظره‌ات [[زیبا]] و ژرفای درونت [[پاکیزه]] و معطّر است، خدایا قبر مرا در این [[زمین]] قرار بده"<ref>بحارالأنوار، چاپ بیروت، جلد ۹۷، ص ۲۳۷.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۷۹-۱۸۴.</ref>
===موقعیت===
نجف مرکز استانی است به همین نام که در جنوب [[غربی]] [[عراق]] واقع شده است. این [[شهر]]، از نظر [[جمعیت]] هفتمین شهر مهم عراق و از منظر [[دینی]] و [[تقدس]] مذهبی، چهارمین شهر، پس از [[مکه]]، [[مدینه]] و [[بیت المقدس]]، در [[جهان اسلام]] و به ویژه از دیدگان [[شیعیان]]، به شمار می‌رود<ref>آل محبوبه، جعفر، ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص۸؛ مرکز اسلامی در انگلستان، النجف الاشرف اسهامات فی الحضارة الانسانیه، ج۱، ص۲۴۲.</ref>. نجف از بعد [[فقاهت]] و [[اجتهاد]] و [[علم]] و [[فرهنگ]] دیرینه‌ای فراتر از هزار سال دارد و این همه از [[برکت]] وجود نازنین [[رادمردی]] است که [[اسلام]] و [[انسان]]، وامدارِ [[ایثار]]، [[جوانمردی]]، [[پارسایی]]، [[دانش]]، [[سخاوت]]، [[شجاعت]] و [[عظمت]] او است و [[پیامبر گرامی اسلام]]، وی را دروازه علم و [[آگاهی]] دانسته و به [[راستی]] که چنین بود؛ زیرا پس از گذشت قرن‌ها هنوز [[جامعه انسانی]] از آبشخور زلال دانش وی بهره‌مند است و در [[آینده]] نیز، چنین خواهد بود. چه بسیار [[علوم]] و فنونی که از برکت وجود حضرت پدید آمده و چه بی‌شمار [[عالمان]] و فرزانگانی که از [[تربت]] [[پاک]] وی سر برآورده و به اقصا نقاط [[گیتی]] رفته‌اند و تشنگان دانش و فرهنگ را [[سیراب]] و [[عامه]] [[مردم]] را [[ارشاد]] و [[هدایت]] کرده‌اند.<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[نجف (مقاله)| مقاله «نجف»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]] ص ۴۴۱.</ref>


===وجه [[تسمیه]]===
== پیشینه [[تاریخ]] نجف ==
این شهر بزرگ و نواحی اطراف آن از بدو پیدایی تاکنون، برای همگان شناخته شده است، و نام‌های متعددی داشته که هر یک حاکی از نوعی ویژگی خاص یا حالتی طبیعی، جغرافیایی و یا مذهبی است، و عبارتند از: طور، [[ظهر]] (یا ظهر [[الکوفه]])، [[جودی]]، [[ربوه]]، [[وادی السلام]]، بانقیا، لسان، ذکوات البیض، [[غری]]، [[مشهد]]، نجف، [[حیره]] و [[براثا]]. اما مشهورترینِ اسامی آن در [[منابع اسلامی]] نام‌های غری، مشهد و نجف است<ref>آل محبوبه، جعفر ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص۸ – ۹؛ النجف الاشرف اسهامات، ج۱، ص۱۸۱ - ۱۸۳.</ref>. در [[منابع تاریخی]] و جغرافیایی و حتی [[حدیثی]] و لغوی، برای هر یک از این نام‌ها که مدلول‌های جغرافیایی، طبیعی و مذهبی دارند، وجه تسمیه‌هایی به این شرح ذکر شده است:
[[تکوین]] و گسترش و پیشینه [[تاریخی]] [[نجف اشرف]] را بر اساس داده‌های تاریخی و جغرافیایی، می‌توان به دو مرحله اصلی پیش از [[اسلام]] و پس از آن تقسیم کرد:
# این [[شهر]] را به دلیل اینکه کوه‌های «طور» و «[[جودی]]» در آن قرار دارد، از باب [[تسمیه]] کل به جزء، به این نام‌ها خوانده‌اند.
# وجه تسمیه آن به «ظهر» یا «ظهرالکوفه» که در بسیاری از منابع کهن آمده، از آن‌رو است که این شهر در بالا و بلندای [[کوفه]] و اطراف آن قرار گرفته است<ref>شیخ مفید، الارشاد مفید، ج۱، ص۲۵؛ حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۵، ص۲۷۱.</ref>.
# علت نامگذاری شهر به «[[ربوه]]» آن است که این شهر بالای [[زمین]] مرتفعی قرار گرفته است و در لغت، زمین مرتفع را «ربوه» گویند<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۱۴، ص۳۰۶؛ حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۳، ص۲۶.</ref>. در [[قرآن]] نیز آمده است: {{متن قرآن|وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ}}<ref>«و آن دو را در پناه پشته‌ای هموار و دارای آبی روان جای دادیم» سوره مؤمنون، آیه ۵۰.</ref>. برخی از [[مفسران]] نوشته‌اند مراد از ربوه در این [[آیه]]، نجف است؛ چنان‌که برخی نیز آن را [[بیت المقدس]]، [[رمله]]، [[دمشق]] یا [[مصر]] دانسته‌اند<ref>شرقی، النجف الاشرف، ص۱۰؛ شبر، عبدالله، تفسیر الشبر، ص۳۳۳.</ref>. ربوه‌ای را که شهر نجف بر آن قرار دارد، یا ارتفاعاتی که شهر نجف را بر آن ساخته‌اند، «ربوات ثلاثه» نیز خوانده‌اند<ref>حسنی، سید عبد الرزاق، العراق قدیماً وحدیثاً، ص۱۳۵.</ref>.
# وجه تسمیه نجف به «[[وادی السلام]]» نیز، از باب تسمیه کل به جزء است و مراد از آن، گورستان بزرگ این شهر است که به [[اعتقاد شیعه]] اجساد و [[نفوس]] در آن از [[نعمت]] [[سلامت]] و [[امان]] از [[وحشت]] [[عذاب]] برخوردارند؛ زیرا به [[مرقد مطهر]] [[مولای متقیان]]{{ع}} نزدیکند<ref>شرقی، علی، دیوان، ص۹.</ref>. همچنین وجه تسمیه آن به وادی السلام در معنایی گسترده‌تر، به مفهوم [[سرزمین]] [[سلام]] و [[امن]] است<ref>عبد الصاحب المظفر، محسن، مدینة النجف الکبری، ص۴۳.</ref>.
# نام‌گذاری آن به «بانقیا»، ناظر به [[زمان]] [[حضرت ابراهیم]] [[خلیل]]{{ع}} است. گفته‌اند وی با برادرزاده‌اش، [[لوط]] [[نبی]]{{ع}} به قصد [[هجرت]] الی [[الله]]، گوسفندان خویش را از این [[سرزمین]] عبور دادند. طول این ناحیه [[دوازده]] فرسنگ بود و هر شب در آن [[زلزله]] می‌آمد؛ اما چون [[ابراهیم خلیل]] در آنجا فرود آمد، زلزله فروکش کرد. ساکنان آن سرزمین وقتی متوجه این امر شدند، از او خواستند تا در آنجا اقامت کند و حضرت نیز در مقابل گوسفندانی که به همراه داشت، این [[ملک]] را خریداری کرد در آنجا رحل اقامت گزید و چون کلمه «نقیا» در لغت نبطی به معنای گوسفند و کلمه «با» به معنای عدد صد بود، این سرزمین (نجف) را «بانقیا» نامیدند<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۱، ص۴۸۳ – ۴۸۴؛ النجف الاشرف اسهامات، ج۱، ص۲۴۶.</ref>.
# وجه [[تسمیه]] آن به «لسان» به مناسبت [[تشبیه]] است. در برخی منابع آمده که [[ظهر]] [[الکوفه]]، همان لسان است و به ناحیه نجف اطلاق شده است؛ چراکه نجف همچون زبان بیابان و خشکی نمودار است؛ چنان‌که گویی صحرای خشک و سوزان، زبان خود را در دشت پر از سبزه‌زار فرو برده است<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۳۵۵؛ زبیدی، مرتضی، تاج العروس، ج۹، ص۳۳۴؛ خلیلی، جعفر، موسوعة العتبات المقدسه، قسم النجف، ج۱، ص۱۲.</ref>.
# از آن [[روزگار]] که [[جسم]] [[شریف]] [[امام]] در این مکان، به خاک سپرده شد، در زبان [[روایات]] و [[اهل دین]] آن را «ذکوات البیض» نامیدند؛ زیرا سه [[تل]] یا سه [[کوه]] که با سنگ‌ریزه‌هایی سفید پوشیده شده‌اند [[مرقد]] [[امام علی]]{{ع}} را احاطه کرده‌اند، و چون [[آفتاب]] بر آنها می‌تابد، گویی شراره‌هایی ملتهب از آن ناحیه برمی‌خیزد، و ذکوه در لغت به معنای شراره [[آتش]] از سنگ‌ریزه است. در روایاتی از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[قبر]] جدش [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} پرسیده‌اند. حضرت می‌فرماید که [[مزار]] جدش در میان ذکوات [[بیض]] (تل‌های سفید) است<ref>مجلسی، محمدباقر، ترجمه فرحة الغری، ص۸۳؛ آل محبوبه، جعفر؛ ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص۲۱؛ عارف، عبدالغنی، تاریخ الحیره، ص۳۲.</ref>.
# «[[غری]]» یا «[[غریین]]» در لغت به معنای زیباروی یا بنای [[زیبا]] است، و برخی نیز نوشته‌اند که [[غری]] به معنای [[آلوده]] کردن چیزی به [[خون]] است<ref>زبیدی، مرتضی، تاج العروس، ج۱۰، ص۲۶۴.</ref>. [[مورخان]] و [[جغرافی‌دانان]] وجه [[تسمیه]] این [[شهر]] را به غری یا [[غریین]] چنین ثبت کرده‌اند: غریین، دوگنبدْ در [[پشت کوفه]] است. منذر بن امرئ القیس بن ماء السماء، دو ندیم خود را در حال مستی، کشت و پس از اینکه از مستی بیرون آمد و آنان را کشته یافت، بر سر [[قبر]] آنان دو گنبد بنا نهاد؛ سپس برای خویش سنتی مقرر کرد و دو روزِ سال را به نام [[روز]] نقمت و روز [[نعمت]] نام گذاشت، و هر کس را که در روز نقمت نزد او می‌آمد محکوم به [[مرگ]] می‌کرد و دستور می‌داد تا خون وی را به آن دو گنبد بمالند؛ از این‌رو آن [[سرزمین]] به «غریان»، یعنی آلوده به خون، معروف شد<ref>ر.ک: حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۳، ص۷۹۱ – ۷۹۵؛ آل محبوبه، جعفر، ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص١۰.</ref>. [[مسعودی]] بدون اینکه نامی از منذر بن امرئ القیس، یا شخصی دیگر ببرد، این داستان را به یکی از [[پادشاهان]] [[حیره]] نسبت داده و نقل کرده است؛ اما به این صورت که او دستور داد هر کسی بر این دو گنبد بگذرد باید بر آنان [[سجده]] کند و در غیر این صورت، می‌باید پس از برآورده شدن دو [[حاجت]]<ref>مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۳، ص۳۲۰ – ۳۲۱؛ ر.ک: بکری، عبدالله، معجم ما استعجم، ج۳، ص۹۹۵ – ۹۹۶؛ ابن حاجب، خزانة الادب، ج۱۱، ص۲۷۲ – ۲۷۳.</ref>وی، او را بکشند و خون وی را به این دو گنبد بمالند. او سپس اضافه می‌کند که در اثر حادثه‌ای بالاخره [[پادشاه]] مجبور شد، این رسم را براندازد. [[ابن طاووس]] این داستان را به جذیمة بن ابرش نخستین پادشاه [[قضاعه]] نسبت داده است که او دو ندیم، خود مالک و، [[عقیل]] [[فرزندان]] فالح را کشت و بر سر قبر آنان دو گنبد بنا نهاد؛ اما داستان کشتن افرادی را که با دستور او [[مخالفت]] می‌کردند به نعمان منذر بن امرئ القیس بن ماء السماء نسبت داده است<ref>سید ابن طاووس، ترجمة فرحة الغری، ص۵۴.</ref>. به هر حال این دو بنا و گنبد تا پس از [[اسلام]] وجود داشته است و [[منصور دوانیقی]] یکی از آنها را ویران کرد؛ ولی یکی دیگر از آن دو تا مدت‌ها پس از آن پا بر جا بوده است<ref>نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایة الارب، ج۱، ص۳۷۴؛ آل محبوبه، جعفر، ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص۱۰ - ۱۱.</ref>، و اینکه برخی [[گمان]] کرده‌اند این دو گنبد در [[وادی السلام]] پشت [[مقام امام]] عصر{{ع}} بوده و تا این اواخر پا بر جا بوده، صحیح نیست<ref>ر.ک: آل محبوبه، جعفر، ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص۱۰.</ref>. همچنین این مطلب را که غریان با [[بت‌پرستی]] ارتباط داشته‌اند<ref>قزوینی، زکریا بن محمد، آثار البلاد و اخبار العباد، ص۴۲۸.</ref>، نمی‌توان صحیح دانست؛ چون پس از [[مرگ]] منذر، چیزی درباره سنتی که منذر بنا نهاده بود، شنیده نشده است<ref>عارف، عبدالغنی، تاریخ الحیره، ص۳۳.</ref>.
# اما علت اشتهار آن به «[[مشهد]]» روشن است؛ زیرا هر [[روز]] گروه فراوانی از [[زوار]] در آنجا گرد می‌آیند و به [[زیارت]] [[مرقد مطهر امام علی]]{{ع}} می‌پردازند<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۳، ص۲۴۱؛ زبیدی، مرتضی، تاج العروس، ج۳، ص۳۷۳.</ref>. این کلمه از دیرباز در [[عراق]] و [[ایران]] درباره [[عتبات عالیات]] رایج و جاری بوده است؛ چنان‌که گویند: مشهد الحایری، مشهد الکاظمینی، مشهد العلوی، [[مشهد الرضا]]<ref>آل محبوبه، جعفر، ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص۱۲؛ النجف الاشرف اسهامات، ج۱، ص۱۸۲ - ۱۸۳.</ref>.
# وجه [[تسمیه]] این [[شهر]] به نجف را بر چند گونه [[روایت]] کرده‌اند:
## [[شیخ صدوق]] نوشته است که دلیل نام‌گذاری این بقعه، به نجف را [[امام صادق]]{{ع}} این‌گونه بیان کرده است که نجف [[کوه]] بزرگی بود؛ همان کوهی که [[پسر نوح]] در هنگام [[سرپیچی]] از امر پدرش گفت: {{متن قرآن|سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ}}<ref>«او گفت: آنک به کوهی پناه می‌جویم که مرا از آب نگاه می‌دارد» سوره هود، آیه ۴۳.</ref>. در روی [[زمین]] کوهی بزرگ‌تر از آن وجود نداشت. پس [[خداوند]] به آن [[کوه]] [[وحی]] کرده که «ای کوه! آیا از دست من به تو [[پناهنده]] می‌شوند؟» و آن کوه قطعه‌قطعه شد و در [[بلاد شام]] پراکنده گشت و به صورت شن‌زار در آمد، و پس از آن مبدل به دریایی بزرگ گردید و آن دریا را «[[نی]]» می‌نامیدند، و چون خشک شد، بدان «نی‌جف» گفتند، و به مرور [[زمان]] برای آسان شدن تلفظ آن حرف «ی» را حذف کردند و «نجف» نامیده شد<ref>شیخ صدوق، علل الشرایع، ص۲۲ (باب ۲۶)؛ آل محبوبه، جعفر، ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص۹.</ref>. برخی نوشته‌اند این خبر و [[روایت]] و آن‌چه در افواه [[مردم]] شایع است، نیازمند تحقیق، دلیل و مدرکی محکم است، تا بتوان آن را با [[اطمینان]] خاطر پذیرفت<ref>خلیلی، جعفر، موسوعة العتبات المقدسه، قسم نجف، ج۱، ص۱۲؛ ماهر، سعاد، مشهد الامام علی فی النجف، ص۸۸.</ref>.
## [[اهل لغت]] گفته‌اند نجف [[سرزمین]] مرتفع و بلندی است که چون سدی مانع از جاری شدن سیل بر خود می‌شود، یا چنان‌که برخی گفته‌اند نجف زمین مرتفع، گسترده و دایره‌ای یا مستطیل شکلی است که مانع عبور سیلاب می‌گردد و هر آبی را که به سوی آن جاری شود، مانع می‌گردد و پس می‌زند<ref>ابن درید، محمد، جمهرة اللغه، ج۲، ص۱۰۸؛ فیروزآبادی، محمد، قاموس المحیط، ص۱۱۰۴ - ۱۱۰۵؛ زبیدی، مرتضی، تاج العروس، ج۶، ص۲۵۱.</ref>.
با توجه به اینکه قول اول، نجف را کوهی بزرگ و عظیم دانسته که مانع از سیل‌گرفتگی می‌شود، و با در نظر آوردن مفهوم لغوی آن در گفته‌های اهل لغت، می‌توان [[یقین]] کرد که چون منطقه نجف سرزمین مرتفع و بلندی بوده است، آن را به این نام خوانده‌اند.


غیر از اسامی یادشده، در منابع و مآخذ به اسامی دیگری نیز برمی‌خوریم که عبارتند از:
=== موقعیت نجف پیش از اسلام ===
#«خدالعذراء» که نوشته‌اند آن [[ظهر]] [[الکوفه]] است و [[اعراب]] این منطقه را از [[عهد]] [[پادشاهان]] «[[حمید]]» و «بنومنذر» به این نام می‌خوانده‌اند؛ زیرا زمینی پر از گیاهان بابونه، قیصوم، زعفران و دِرمنه بوده است و گل‌های شب‌بوی صحرایی و شقایق<ref>ابن جوزی، الاذکیاء، ص۱۳۰؛ آل محبوبه، جعفر، ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص۴؛ قلقشندی، احمد، صبح الاعشی، ج۴، ص۳۳۳.</ref> که نزد اعراب به شقایق نعمان معروف است، چهره آن [[سرزمین]] را [[نیکو]] و [[بدیع]] ساخته بود. نوشته‌اند [[نعمان بن منذر]] دلباخته [[طبیعت]] و مناظر زیبای آن بود؛ چنان‌که نوشته‌اند روزی به ناحیه نجف یا «[[ظهر]] [[الحیره]]» رفت و گل‌های شقایق آن ناحیه وی را به [[شگفتی]] واداشت و گفت: هر کس گلی از گل‌های شقایق را بچیند، باید بازویش را قطع کرد و از آن پس، [[مردم]] گل‌های شقایق را «شقایق النعمان» نامیدند<ref>النجف الاشرف اسهامات، ج۱، ص۱۴.</ref>. به هر حال چون [[وادی]] نجف در امتداد باغ‌ها و بوستان‌های [[حیره]] قرار داشت و گل‌های [[زیبا]] و گیاهان فراوان به آن جلوه‌ای بدیع داده بود «خدالعذراء» نام گرفت.
جدیدترین یافته‌های تاریخی در [[عراق]] نشان می‌دهد منطقه و اقلیمی که نجف اشرف در آن قرار دارد، به دوره دیرینه‌سنگی، نخستین قسمت از عصر [[حجر]] و قدیمی‌ترین دوره تکامل انسان و طولانی‌ترین مرحله تاریخ نوع [[بشر]] بازمی‌گردد که تقریباً مقارن با دوران زمین‌شناختی پلیستوسن است. این دوره از حدود یک میلیون سال پیش آغاز شده است<ref>النجف الاشرف اسهامات، ص۲۳۰.</ref>؛ اما تاریخ تکوین [[شهر]] نجف در مقام یک منطقه مسکونی به روشنی معلوم نیست و در منابع و مآخذ هم کمتر مطلبی در این باره یافت می‌شود<ref>شیخ صدوق، علل الشرایع، ص۲۲؛ حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۱، ص۴۸۳ – ۴۸۴؛ آل محبوبه، جعفر، ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص۱۳.</ref>.
# نجف را در برخی منابع «حیره» نیز نامیده‌اند؛ زیرا به تصریح منابع کهن، حیره در این منطقه و ناحیه بوده است. از جمله [[یعقوبی]] گوید: حیره در سه میلی [[کوفه]] است و حیره در نجف است<ref>یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، البلدان، ص۷۳ - ۷۴؛ ابو الفداء، تقویم البلدان، ص۲۹۹.</ref> و شایسته است که به آن اضافه شده، گفته شود: {{عربی|حيرة النجف}} ولی [[عادت]] [[عامه]] بر این قرار گرفته است که سرزمین ویران و زیرِ آب مانده را به سرزمین آباد تعریف کنند و بگویند: {{عربی|النجف الحاري}} یا {{عربی|النجف الحيرى}}؛ زیرا حیره در سرزمین نجف ساخته شد، اما دیری نپایید که پس از [[فتوحات اسلام]] و از میان رفتن حیره و پیدایی [[مرقد مطهر امام علی]]{{ع}} در این سرزمین، نام اصلی نجف بر آن اطلاق شد<ref>ماهر، سعاد، مشهد الامام علی فی النجف، ص۹۲ – ۹۳.</ref>.
 
درباره نسبت نجف به حیره، در [[بیت]] اول اشعاری که یاقوت نقل کرده، آمده است:
در اطراف [[نجف اشرف]]، بقایای آثار [[تاریخی]] و باستانی زیادی وجود دارد که به [[زمان]] اسکندر مقدونی و حتی به [[روزگار]] [[بخت النصر]] بازمی‌گردد، مانند عریسات و ضیزن آباد که اکنون به طعیریزات معروف است و گویا [[زندان]] [[اسیران]] و سربازان و سپاهیان بوده است و تاریخِ برخی از این آثار به ۳۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد<ref>بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ذیل کلمه (طیر ناباذ)؛ مجله لغة العرب، ج۲، ص۳۲۱ – ۳۲۶.</ref> و اینها نشان می‌دهد که در آن روزگاران منطقه نجف مسکونی بوده است؛ به ویژه که گورستان «طارات» در نزدیکی‌های نجف، این مطلب را [[تأیید]] می‌کند.
{{عربی|و بالنجف الحاري إن زرت أهله *** مها مهملات ما عليهن سائس}}<ref>حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۷۶۱.</ref><ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[نجف (مقاله)| مقاله «نجف»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]] ص ۴۴۱.</ref>
 
به هر حال در این منطقه برخی از [[قبایل عرب]] از جمله آل بقیله می‌زیسته‌اند و به هنگام فتوحات اسلامی در [[عراق]] و در این منطقه، [[قبیله]] آل بقیله وجود داشته‌اند؛ اما همگی حکایت از آن دارند که این منازل در محل فعلی [[شهر]] نجف نبوده، بلکه در اطراف و حواشی آن قرار داشته است.
 
تنها [[مسیحیان]] نبوده‌اند که در این منطقه و در سرزمین [[حیره]] و نجف می‌زیسته‌اند، بلکه پادشاه‌های [[ایرانی]] نیز آنجا پایگاه داشته‌اند و گروه‌هایی از [[ایرانیان]] در این منطقه [[زندگی]] می‌کرده‌اند. همین‌طور گروه‌هایی از [[مردم]] سریانی و بابلی و [[اعراب]] نیز، در آنجا سکونت داشته‌اند و در منابع تاریخی به آنان اشاره شده است<ref>علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۳، ص۲۳۶ به بعد؛ النجف الاشرف اسهامات، ج۱، ص۲۴۹.</ref>.<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[نجف (مقاله)| مقاله «نجف»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]]، ص ۴۴۷.</ref>
 
=== موقعیت نجف در فتوحات اسلامی ===
منابعی که به شرح فتوحات اسلام در عراق پرداخته‌اند، درباره موقعیت نجف در آن [[روزگار]] به صورت پراکنده مطالبی عنوان کرده‌اند و با جمع‌بندی آنها استفاده می‌شود که منطقه نجف و حیره، دوبار فتح شده است؛ یک‌بار در [[زمان]] [[خلافت ابوبکر]] و در سال دوازدهم [[هجرت]] که [[خالد بن ولید]] همراه با سپاهیان اسلام، به حیره رسید و پس از مذاکرات مفصل، عاقبت با مردم حیره به سرکردگی عبدالمسیح بن عمرو بن حیان بن بقیله غسانی، [[مصالحه]] کرد و قرار شد مردم حیره به [[حکومت اسلامی]] [[جزیه]] پرداخت کنند. سپس خالد بن ولید، شخصی به نام [[جریر بن عبدالله بجلی]] را همراه با گروهی از سپاهیان اسلام به «بانقیا» (نجف) اعزام کرد و مردم آنجا با وی مصالحه کردند و آنان نیز، ملزم به پرداخت جزیه شدند<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج ۱، ص۹۵ - ۹۶؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۳، ص۳۴۶، ۳۶۱، ۳۶۳، ۳۶۴، ۳۶۷، ۳۶۸.</ref>. بار دوم در زمان خلافت [[عمر بن الخطاب]] بود که مردم عراق و ایرانیانی که در آنجا می‌زیستند، پس از مرگ ابوبکر، سر به [[شورش]] برداشتند و این بار [[خلیفه دوم]] در سال ۱۳ یا ۱۵ قمری، [[سعد بن ابی‌وقاص]] را برای فرونشاندن شورش‌هایی که در [[عراق]] ایجاد شده بود و همچنین برای فتح ایران به آن سامان اعزام کرد. از آن سو، رستم فرمانده سپاهیان [[ایران]]، به [[حیره]] رسید و از جانب خود جالینوس یکی از فرماندهانش را همراه با گروهی از سپاهیان به نجف فرستاد. جالینوس در نجف اردو زد. از طرف [[سعد بن ابی‌وقاص]] نیز گروهی از سپاهیان اسلام برای مقابله با آنان به این منطقه اعزام شدند، و در نهایت پس از درگیری مختصری سپاهیان [[شکست]] خوردند و عقب‌نشینی کردند و ساکنان منطقه [[مصالحه]] کردند و [[متعهد]] پرداخت [[جزیه]] شدند. در این [[روایات]] [[تاریخی]] آمده که خود رستم نیز، به نجف آمد و در آنجا خوابی دید که حکایت از [[پیروزی]] [[مسلمانان]] داشت<ref>یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۴۴ - ۱۴۵؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری،ج ۳، ص۵۰۷ - ۵۱۲؛ ذهبی، تاریخ الاسلام (عهد الخلفاء الراشدین)، ص۱۴۳؛ بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص۲۶۴؛ ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۳۵۵.</ref>.<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[نجف (مقاله)| مقاله «نجف»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]]، ص ۴۵۰.</ref>
 
== مراحل گسترش نجف ==
[[رشد]] و گسترش [[شهر]] نجف را از نظر [[تاریخی]] می‌توان به پنج مرحله اصلی تقسیم کرد<ref>عبدالصاحب المظفر، محسن، مدینة النجف الکبری، ص۶۲ - ۶۹.</ref>:
# نخستین مرحله رشد و گسترش شهر نجف را می‌توان از آغاز پیدایی آن تا سال ۱۱۷۹ قمری/ ۱۷۶۵ میلادی دانست. نخستین خانه‌هایی که در سال ۱۷۱ قمری/ ۷۸۷ میلادی در اطراف مرقد مطهر ساخته شد، در قسمت شمال [[قبر]] [[مولا علی]]{{ع}} بوده است. این ناحیه اکنون به محله مشراق [[شهرت]] دارد. این بخش تا غرب مرقد امتداد یافته و به سوی جنوب مرقد پیش رفته است و محلات مسکونی «رباط» و «جیه» را به وجود آورده است که نزدیک جامعِ هندیِ فعلی قرار دارد. محله زنجبیل نیز که امروز «عقدالحمیر» خوانده می‌شود، در آن واقع شده است؛ اما [[تاریخ]] معین و دقیقی را نمی‌توان برای ایجاد این محله‌ها یافت<ref>آل محبوبه، جعفر، ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص۲۳ – ۲۶.</ref>. از آن تاریخ تا آمدن [[شیخ طوسی]] در سال ۴۴۸ قمری/ ۱۰۵۷ میلادی به این شهر، چهار بارو (سور) یا حصار و دیوار، به دور مرقد مطهر و شهر نجف کشیده شد. تاریخ ایجاد این دیوارها و حصارها بیش از هزار سال است که از سده سوم آغاز و در سده چهاردهم قمری، پایان یافته است.
# مرحله دوم گسترش شهر نجف از سال ۱۱۷۹ قمری/ ۱۷۶۵ میلادی آغاز می‌شود و تا سال ۱۳۴۴ قمری/ ۱۹۲۵ میلادی ادامه می‌یابد. در فاصله این سال‌ها، شهر نجف به دلیل ازدحام بیش از حد جمعیت و [[مهاجرت]] بسیار، وسعت زیادی می‌یابد؛ از این‌رو چنان‌که اشاره شد نظام الدوله محمدحسین علاف ـ وزیر فتح‌علی شاه قاجار ـ در اطراف شهر سوری با چهار دروازه احداث کرد که با سور سابق بیش از ۸۵ متر فاصله داشت. در سال‌های بعد به دلیل ازدیاد جمعیت و عدم امکان خانه‌سازی در داخل این سور جدید، مقداری از سور را تخریب کردند و در بیرون آن اقدام به ساخت منازل مسکونی نمودند و در پی آن مؤسسات و [[مدارس]] جدید و مرکز شهربانی نجف و دیگر دوایر دولتی در بیرون سور ساخته شدند<ref>عبد الصاحب المظفر، محسن، مدینة النجف الکبری، ص۶۲ ـ ۶۹.</ref>.
# مرحله سوم گسترش این [[شهر]]، در فاصله سال‌های ۱۳۴۴ - ۱۳۷۸ قمری / ۱۹۲۵ - ۱۹۵۸ میلادی بوده است که به تدریج در اثر نیاز به گسترش شهر، در قسمت‌های دیگر سور ششم نیز، رخنه‌هایی ایجاد شد و [[مردم]] در خارج سور ساخت‌وساز منازل مسکونی را شروع کردند و محله‌های جدیدی مانند محله غازیه (یا محله جدیده) و [[صالحیه]] به وجود آمدند<ref>عبد الصاحب المظفر، محسن، مدینة النجف الکبری، ص۷۱؛ آل محبوبه، جعفر، ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص۲۱۳ – ۲۱۴.</ref>. در واقع آغاز تخریب سور را برخی سال ۱۳۵۰ قمری/ ۱۹۳۱ میلادی نوشته‌اند<ref>حسنی، عبدالرزاق، ثورة النجف، ص۶۴.</ref>.
# مرحله چهارم از سال ۱۳۷۸ قمری/ ۱۹۵۸ میلادی آغاز شده و تا سال ۱۳۹۳ قمری/ ۱۹۷۳ میلادی ادامه یافته است. این مرحله در واقع دوره‌ای است که شهر نجف از نظر [[عمران]] و [[آبادانی]] و [[فرهنگی]] و حتی [[سیاسی]]، گسترش و [[رشد]] فوق‌العاده‌ای یافته و در مسیر [[ترقی]] و [[پیشرفت]] و تجدید [[حیات]] گام برداشته است<ref>عبدالصاحب المظفر، محسن، مدینة النجف الکبری، ص۵۷.</ref>. شهر در تمام ابعاد، گسترش یافته و تغییرات اساسی در خیابان‌ها به وجود آمده است؛ چنان‌که همه مراکز و منازل مسکونی میان [[شارع]] الصادق{{ع}} و شارع [[زین العابدین]]{{ع}} ویران شد تا به جای آنها بزرگراهی ایجاد شود که مرقد [[امام علی]]{{ع}} را به مرقد امام حسین{{ع}} در [[کربلا]] مرتبط سازد و برنامه‌هایی برای گسترش اطراف صحن حیدری و [[توسعه]] شارع زین العابدین{{ع}} از سال ۱۴۰۲قمری/ ۱۹۸۱ میلادی آغاز شده است<ref>عبدالصاحب المظفر، محسن، مدینة النجف الکبری، ص۷۵ - ۷۶.</ref>.<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[نجف (مقاله)| مقاله «نجف»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]]، ص ۴۶۳.</ref>
 
== مرقد [[امام علی]] {{ع}} ==
{{اصلی|قبر امام علی}}
نخستین [[شهید محراب]] و کشته [[عدالت]]، [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} در ۲۱رمضان سال ۴۰ هجری، در پی ضربت ناجوانمردانه [[ابن ملجم]] به [[شهادت]] رسید. نسبت به محلّ دفن، خود آن [[امام]] [[شهید]]، [[دستور]] لازم را داده بود. [[فرزندان]] [[امام علی|علی]] {{ع}}، آن حضرت را شبانه [[تشییع]] کردند و در بقعه و مرقد پاکش در نجف، به خاک سپردند. جایی که کیلومترها بیرون از [[شهر کوفه]] بود. علت دفن [[امام]] در نجف، برای آن بود که قبرش مخفی باشد.
 
در دوران خفقان‌باری که [[شیعیان]] [[خالص]] و افراد مطمئن از محلّ دفن حضرت مطّلع بوده و به [[زیارت]] آن می‌رفتند، حساسیّت و [[حسد]] مخالفان را بر می‌انگیخت. در زمان [[منصور]] دوانقی، زوّار قبر مطهر خصوصاً از [[کوفه]] زیادتر شد و داود ابن عباس ـ والی کوفه ـ بر آن مطّلع شد و خواست قبر مطهر را از اساس بردارد یا [[حقیقت]] [[امر]] را درباره قبرِ مبارک به دست آورد و کرامتی که در موقع کندن اطراف قبر مبارک ظاهر گشت و خبر به داود رسید و امر به توقّف کارگران کرد و صندوق و سایه [[بانی]] بر بالای قبر مطهر بنا نمود که موقع تشرّف هارون بر کنار قبر مبارک موجود بوده است و هارون قبه‌ای بر بالای قبرِ مبارک [[امر]] به ساختن آن کرد...<ref>تحقیق درباره اولین اربعین، سید محمد علی قاضی طباطبایی، ص ۲۲۷به نقل از: فرحهالغری سید بن طاووس.</ref>. آنچه که به [[هارون الرشید]] نسبت داده می‌شود ساختن بقعه است. در سال ۱۵۵ هجری نخستین بقعه آن حضرت را هارون بنا نمود و صندوقی از سنگ سفید با ضریحی روی قبر قرار داد. پس از آن محمد بن زید، داعی صغیر ملک طبرستان از احفاد زید بن حسن {{ع}} در سال ۲۸۷ به بنای قبّه و صحن و هفتاد طاق پرداخت<ref>تاریخچه و احکام مساجد و مشاهد، حسن مظفّری، ص ۲۶.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۷۹-۱۸۴</ref>
 
امام علی{{ع}} درباره [[شهر]] [[محل دفن]] خویش چنین می‌فرماید: {{متن حدیث|أَوَّلُ بُقْعَةٍ عُبِدَ اللَّهُ عَلَيْهَا ظَهْرُ الْكُوفَةِ لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ الْمَلَائِكَةَ أَنْ يَسْجُدُوا لآِدَمَ سَجَدُوا عَلَى ظَهْرِ الْكُوفَةِ}}؛ «نخستین بقعه و سرزمینی که [[خداوند]] در آن مورد [[پرستش]] قرار گرفت، پشت کوفه (نجف) بود، هنگامی که خداوند [[فرشتگان]] را امر کرد که بر [[آدم]] [[سجده]] کنند، پس آنان در پشت کوفه (نجف) سجده کردند»<ref>عیاشی سمرقندی، تفسیرالعیاشی، ج۱، ص۳۴؛ خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، ص۲۸۴؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۱، ص۱۴۹.</ref>.<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[نجف (مقاله)| مقاله «نجف»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]]، ص ۴۷۵.</ref>
 
== نجف در دوران ظهور ==
منطقه نجف را در [[روایات]] به "ظهر کوفه" یعنی منطقه‌ای که پش کوفه قرار دارد، یاد نموده‌اند. نجف به واسطه قرار گرفتن در کنار شهر کوفه، شهری که خانه و محل [[حکومت]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} در آن خواهد بود، شهری قابل توجه در [[آخرالزمان]] و دوران پس از ظهور. در روایتی [[امام باقر]] {{ع}} می‌‌فرماید: «[[حضرت قائم]] {{ع}} پس از ظهور در [[مکه]] از آنجا به سوی نجف ـ که منطقه ای از کوفه است ـ حرکت می‌‌کند در حالی که پنج هزار [[ملائکه]] و [[جبرئیل]] از راست و [[میکائیل]] از چپ و [[مؤمنین]] از پیش روی او را [[همراهی]] می‌‌کنند و آن حضرت لشکریانش را از آنجا به اطراف و اکناف عالم گسیل می‌‌دارد»<ref>وافی: ج ۳، ص ۱۱۲.</ref>.
 
[[امام حسن عسکری]] درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}} فرمود: «گویا می‌‌بینم که [[مهدی]] {{ع}} در نجف است و پرچم‌های سفیدی بر فراز سر او در اهتزاز است»<ref>موعود نامه، ص ۱۹۴.</ref>.<ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص ۵۸۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:81.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|'''فرهنگ زیارت''']].
# [[پرونده:81.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|'''فرهنگ زیارت''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:1368107.jpg|22px]] [[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[نجف (مقاله)| مقاله «نجف»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۹''']]
# [[پرونده:1368107.jpg|22px]] [[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[نجف (مقاله)| مقاله «نجف»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۹''']]
# [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۵۴: خط ۵۹:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:شهرها]]
[[رده:شهرهای عراق]]
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش