←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
وطن در لغت، زادگاه و محل اقامت دائمی را گویند<ref>لغتنامه دهخدا، ج۱۵، ص۲۳۲۰۹.</ref>. وطن از نظر | وطن در لغت، زادگاه و محل اقامت دائمی را گویند<ref>لغتنامه دهخدا، ج۱۵، ص۲۳۲۰۹.</ref>. وطن از نظر فقهاء دارای آثار [[فقهی]] و بر سه گونه است: | ||
# وطن اصلی - محل | # وطن اصلی - محل تولد - که علاقۀ [[مالکیت]] در آن تأثیری ندارد؛ | ||
# وطن عرفی یا مستجد: شخص در خارج از وطن اصلی، جایی را برای سکونت [[انتخاب]] کند. در این نوع از وطن، [[صدق]] وطن عرفی کافی است؛ | # وطن عرفی یا مستجد: شخص در خارج از وطن اصلی، جایی را برای سکونت [[انتخاب]] کند. در این نوع از وطن، [[صدق]] وطن عرفی کافی است؛ | ||
# وطن [[شرعی]] که از آن به "استیطان" تعبیر شده است<ref>تحریر الوسیله، ج۱، ص۲۵۷؛ وسایل الشیعه، ج۵، ص۵۲۲.</ref>. بعضی از [[فقها]]، در صدق وطن دو شرط ذکر کردند: ۱. اقامت حداقل شش ماه؛ ۲. داشتن [[ملک]] و مستغلات<ref>تحریر الوسیله، ج۱، ص۲۵۷.</ref><ref>اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت، علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی، ص ۱۸۲.</ref> | # وطن [[شرعی]] که از آن به "استیطان" تعبیر شده است<ref>تحریر الوسیله، ج۱، ص۲۵۷؛ وسایل الشیعه، ج۵، ص۵۲۲.</ref>. بعضی از [[فقها]]، در صدق وطن دو شرط ذکر کردند: ۱. اقامت حداقل شش ماه؛ ۲. داشتن [[ملک]] و مستغلات<ref>تحریر الوسیله، ج۱، ص۲۵۷.</ref>.<ref>اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت، علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی، ص ۱۸۲.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||