پرش به محتوا

ابراهیم بن هاشم قمی در معارف و سیره رضوی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '“' به '«'
جز (جایگزینی متن - 'جلیل القدر' به 'جلیل‌القدر')
جز (جایگزینی متن - '“' به '«')
خط ۲۱: خط ۲۱:


ابن‌هاشم در متون رجالی ذکر شده، کم و بیش توثیق شده است<ref>الرواشح السماویة، ص۴۸؛ سفینة البحار، ج۱، ص۳۰۰؛ الحاشیة علی کتاب من لا یحضره الفقیه، ص۷۵.</ref>، گرچه بیشتر آنها به صورت ضمنی است، چنان که [[علامه حلی]] در کتاب خود ذکر می‌کند که هیچ یک از [[یاران]] درباره [[نفی]] یا تعدیل روایات وی مطلبی نگفته‌اند، ولی با توجه به حجم روایات از ابن‌هاشم، ارجحیت قبول روایات وی مورد [[اذعان]] است<ref>خلاصة الأقوال، ص۵.</ref>. از دیگر دلایلی که می‌تواند در [[وثاقت]] ابن‌هاشم مورد استناد قرار گیرد، [[اعتماد]] علمای [[حدیث]] [[قم]] به اوست<ref>الغارات، ج۱، ص۲۳.</ref>. چنان که گفته شد، علمای قم که در [[جرح و تعدیل]] روایات به [[سختی]] عمل می‌کردند، به [[راحتی]] نمی‌توانستند [[احادیث]] او را بپذیرند، مگر آنکه وثاقتش را پذیرفته باشند. از دیگر ادله‌ای که برای [[وثاقت]] وی می‌توان به آن استناد کرد، نظر ابن‌قولویه است. وی در کتابش بر وثاقت تمامی افرادی که از آنها [[روایت]] کرده، [[شهادت]] داده که یکی از آنها ابن‌هاشم است<ref>کامل الزیارات، ص۴.</ref>. ابن‌طاووس و [[علی]] پسر ابراهیم بن هاشم، که خود از علمای [[موثق]] و بزرگ [[شیعه]] بودند، در وثاقت ابن‌هاشم [[اتفاق نظر]] دارند<ref>معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۲۹۱.</ref>.
ابن‌هاشم در متون رجالی ذکر شده، کم و بیش توثیق شده است<ref>الرواشح السماویة، ص۴۸؛ سفینة البحار، ج۱، ص۳۰۰؛ الحاشیة علی کتاب من لا یحضره الفقیه، ص۷۵.</ref>، گرچه بیشتر آنها به صورت ضمنی است، چنان که [[علامه حلی]] در کتاب خود ذکر می‌کند که هیچ یک از [[یاران]] درباره [[نفی]] یا تعدیل روایات وی مطلبی نگفته‌اند، ولی با توجه به حجم روایات از ابن‌هاشم، ارجحیت قبول روایات وی مورد [[اذعان]] است<ref>خلاصة الأقوال، ص۵.</ref>. از دیگر دلایلی که می‌تواند در [[وثاقت]] ابن‌هاشم مورد استناد قرار گیرد، [[اعتماد]] علمای [[حدیث]] [[قم]] به اوست<ref>الغارات، ج۱، ص۲۳.</ref>. چنان که گفته شد، علمای قم که در [[جرح و تعدیل]] روایات به [[سختی]] عمل می‌کردند، به [[راحتی]] نمی‌توانستند [[احادیث]] او را بپذیرند، مگر آنکه وثاقتش را پذیرفته باشند. از دیگر ادله‌ای که برای [[وثاقت]] وی می‌توان به آن استناد کرد، نظر ابن‌قولویه است. وی در کتابش بر وثاقت تمامی افرادی که از آنها [[روایت]] کرده، [[شهادت]] داده که یکی از آنها ابن‌هاشم است<ref>کامل الزیارات، ص۴.</ref>. ابن‌طاووس و [[علی]] پسر ابراهیم بن هاشم، که خود از علمای [[موثق]] و بزرگ [[شیعه]] بودند، در وثاقت ابن‌هاشم [[اتفاق نظر]] دارند<ref>معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۲۹۱.</ref>.
به هر حال، روایت وی در نظر علمای [[حدیث]] در حد “حسن” یعنی [[پایین‌تر]] از حد صحیح است. با این همه دسته بزرگی از [[عالمان]] به پذیرش و ترجیح [[روایات]] وی نظر دارند<ref>غایة المراد و حاشیة الارشاد، ج۱، ص۲۷۲؛ نقد الرجال، ج۱، ص۹۴- ۹۵؛ مناهج الأخیار، ج۱، ص۵۱۷؛ أعیان الشیعة، ج۲، ص۲۳۵.</ref>.
به هر حال، روایت وی در نظر علمای [[حدیث]] در حد «حسن” یعنی [[پایین‌تر]] از حد صحیح است. با این همه دسته بزرگی از [[عالمان]] به پذیرش و ترجیح [[روایات]] وی نظر دارند<ref>غایة المراد و حاشیة الارشاد، ج۱، ص۲۷۲؛ نقد الرجال، ج۱، ص۹۴- ۹۵؛ مناهج الأخیار، ج۱، ص۵۱۷؛ أعیان الشیعة، ج۲، ص۲۳۵.</ref>.


ابن‌هاشم دو کتاب با نام‌های النوادر و قضایای [[امیرمؤمنان]] {{ع}}<ref>رجال النجاشی، ص۱۶.</ref> نوشته که دومی با عنوان عجائب [[احکام]] [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]] {{ع}} توسط [[سیدمحسن امین]] انتشار یافته است<ref>الذریعة إلی تصانیف الشیعة، ج۱۷، ص۱۵۲.</ref>. او خود می‌گوید این کتاب به روایت [[محمد بن علی بن ابراهیم بن هاشم]] از پدرش از جدش نزد ماست که در آن شمار زیادی از قضایای آن [[حضرت]] با اسناد واحد و همگون آمده است. [[تاریخ]] [[نوشتن]] نسخه سال ۴۱۰ یا ۴۲۰ق است که [[ابونجیب عبدالرحمن بن محمد بن عبد الکریم]] به سال ۵۲۸ق استنساخی از آن انجام داده است. او سپس می‌نویسد: ما [[کتابی]] در قضایا، احکام و مسائل شگفت‌انگیز [[امام علی]] {{ع}} جمع‌آوری کردیم و این کتاب را در ضمن آن مندرج ساختیم که به چاپ رسیده است<ref>أعیان الشیعة، ج۱، ص۳۴۴.</ref>. [[امین]] در جای دیگر می‌نویسد: ما بخشی از آن را در کتاب [[معادن]] الجواهر خود آورده‌ایم و در برخی از روایاتش چیزهایی بود که ظاهرش با [[اصول مذهب]] ما ناسازگار بود<ref>أعیان الشیعة، ج۲، ص۲۳۴.</ref>.
ابن‌هاشم دو کتاب با نام‌های النوادر و قضایای [[امیرمؤمنان]] {{ع}}<ref>رجال النجاشی، ص۱۶.</ref> نوشته که دومی با عنوان عجائب [[احکام]] [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]] {{ع}} توسط [[سیدمحسن امین]] انتشار یافته است<ref>الذریعة إلی تصانیف الشیعة، ج۱۷، ص۱۵۲.</ref>. او خود می‌گوید این کتاب به روایت [[محمد بن علی بن ابراهیم بن هاشم]] از پدرش از جدش نزد ماست که در آن شمار زیادی از قضایای آن [[حضرت]] با اسناد واحد و همگون آمده است. [[تاریخ]] [[نوشتن]] نسخه سال ۴۱۰ یا ۴۲۰ق است که [[ابونجیب عبدالرحمن بن محمد بن عبد الکریم]] به سال ۵۲۸ق استنساخی از آن انجام داده است. او سپس می‌نویسد: ما [[کتابی]] در قضایا، احکام و مسائل شگفت‌انگیز [[امام علی]] {{ع}} جمع‌آوری کردیم و این کتاب را در ضمن آن مندرج ساختیم که به چاپ رسیده است<ref>أعیان الشیعة، ج۱، ص۳۴۴.</ref>. [[امین]] در جای دیگر می‌نویسد: ما بخشی از آن را در کتاب [[معادن]] الجواهر خود آورده‌ایم و در برخی از روایاتش چیزهایی بود که ظاهرش با [[اصول مذهب]] ما ناسازگار بود<ref>أعیان الشیعة، ج۲، ص۲۳۴.</ref>.
۲۲۷٬۳۹۴

ویرایش