←مفهوم شورش و شورشی
(←مقدمه) |
|||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
==مفهوم [[شورش]] و شورشی== | ==مفهوم [[شورش]] و شورشی== | ||
واژۀ «شورش» در [[زبان فارسی]]، به معانی متعدد؛ مانند [[آشفتگی]]، [[پریشانی]]، [[هیجان]]، درهمآمیختگی، [[آشوب]] و [[انقلاب]] بکار میرود<ref>معین، محمد، فرهنگ معین، ج۳، ص۱۷۱۴.</ref> و مقصود از آن در اصطلاح [[علوم سیاسی]]، عبارت است از [[اقدام]] همراه با [[خشونت]] دستهای از افراد که در مقابله با [[نظام حاکم]] بر هر مجموعهای اتفاق میافتد و همواره [[بینظمی]] و نا امنی به همراه دارد<ref>فرهنگستان زبان و ادب فارسی، فرهنگ واژههای مصوّب فرهنگستان، ج۵، ص۱۰۵.</ref> و در میان عربزبانان، برای رساندن این مفهوم، از واژههایی؛ مانند تغیّر، [[تمرّد]]، انتفاضه و [[عصیان]] استفاده میشود. | واژۀ «شورش» در [[زبان فارسی]]، به معانی متعدد؛ مانند [[آشفتگی]]، [[پریشانی]]، [[هیجان]]، درهمآمیختگی، [[آشوب]] و [[انقلاب]] بکار میرود<ref>معین، محمد، فرهنگ معین، ج۳، ص۱۷۱۴.</ref> و مقصود از آن در اصطلاح [[علوم سیاسی]]، عبارت است از [[اقدام]] همراه با [[خشونت]] دستهای از افراد که در مقابله با [[نظام حاکم]] بر هر مجموعهای اتفاق میافتد و همواره [[بینظمی]] و نا امنی به همراه دارد<ref>فرهنگستان زبان و ادب فارسی، فرهنگ واژههای مصوّب فرهنگستان، ج۵، ص۱۰۵.</ref> و در میان عربزبانان، برای رساندن این مفهوم، از واژههایی؛ مانند تغیّر، [[تمرّد]]، انتفاضه و [[عصیان]] استفاده میشود. | ||
ولی نکته درخور توجه آن است که فقها، هنگام بحث از عصیان و شورش و در [[مقام]] توضیح [[احکام]] شورشیان بر [[حاکم]] [[مسلمان]]، از هیچیک از این واژهها استفاده نکردهاند، بلکه در این باب، با [[تأسی]] به برخی از تعبیرات [[قرآنی]]<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}} «و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref> و با تکیه بر [[نصوص]] [[روایی]] - که به پارهای از آنها اشاره خواهیم نمود - از تعبیراتی؛ مانند «[[بغی]]» «[[باغی]]» و «[[بغاة]]» یاد نمودهاند؛ چنانکه خواهیم دید، [[فقها]] این بحث را در خصوص [[شورش]] و [[خروج بر امام عادل]] مطرح نموده متناسب با این فضا، به تبیین شرایط و [[احکام]] آن پرداختهاند. به بیان دیگر، ایشان تنها به یکی از مصادیق شورش پرداختهاند. بنابراین، طبیعی است که نمیتوان اصطلاحات [[فقهی]] «بغی» و «بغاة» را مساوی و معادل دقیق «شورش» و «[[شورشیان]]» که در معنایی گسترده بکار میروند، دانست. به هر حال، ضروری است جهت تبیین مفهومی موضوع مورد بحث، به بررسی عبارات فقها در این زمینه بپردازیم. | ولی نکته درخور توجه آن است که فقها، هنگام بحث از عصیان و شورش و در [[مقام]] توضیح [[احکام]] شورشیان بر [[حاکم]] [[مسلمان]]، از هیچیک از این واژهها استفاده نکردهاند، بلکه در این باب، با [[تأسی]] به برخی از تعبیرات [[قرآنی]]<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}} «و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref> و با تکیه بر [[نصوص]] [[روایی]] - که به پارهای از آنها اشاره خواهیم نمود - از تعبیراتی؛ مانند «[[بغی]]» «[[باغی]]» و «[[بغاة]]» یاد نمودهاند؛ چنانکه خواهیم دید، [[فقها]] این بحث را در خصوص [[شورش]] و [[خروج بر امام عادل]] مطرح نموده متناسب با این فضا، به تبیین شرایط و [[احکام]] آن پرداختهاند. به بیان دیگر، ایشان تنها به یکی از مصادیق شورش پرداختهاند. بنابراین، طبیعی است که نمیتوان اصطلاحات [[فقهی]] «بغی» و «بغاة» را مساوی و معادل دقیق «شورش» و «[[شورشیان]]» که در معنایی گسترده بکار میروند، دانست. به هر حال، ضروری است جهت تبیین مفهومی موضوع مورد بحث، به بررسی عبارات فقها در این زمینه بپردازیم. | ||
تعبیرات ایشان در این زمینه بسیار به هم نزدیک است. | تعبیرات ایشان در این زمینه بسیار به هم نزدیک است. | ||
«[[شیخ طوسی]]» مینویسد: {{عربی|الباغي: | |||
«[[شیخ طوسی]]» مینویسد: {{عربی|الباغي: من خرج على إمام عادل، وقاتله، ومنع تسليم الحق اليه}}<ref>طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۵، ص۳۳۵.</ref>؛ باغی کسی است که بر [[امام عادل]] خروج کند و با او وارد [[جنگ]] شود و از دادن [[حق]] به او خودداری نماید. | |||
بنظر میرسد بیشترین تأکید در این تعریف، بر بخش نخست [[کلام]]؛ یعنی همان «[[خروج بر امام]]» است؛ زیرا دو تعبیر بعد، بیانگر تحقق و نمود خارجی این امر و مشابه عطف [[تفسیری]] است. | بنظر میرسد بیشترین تأکید در این تعریف، بر بخش نخست [[کلام]]؛ یعنی همان «[[خروج بر امام]]» است؛ زیرا دو تعبیر بعد، بیانگر تحقق و نمود خارجی این امر و مشابه عطف [[تفسیری]] است. | ||
وی در کتاب دیگر خود مینویسد: {{عربی|وأما البغاة: فهم الذين يخرجون على الامام العادل ويعصونه ويفسدون في الأرض}}<ref>طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، ص۸۵۴.</ref>؛ [[باغیان]] کسانیاند که بر امام عادل خروج نموده با او [[مخالفت]] میکنند و در [[زمین]] مرتکب [[فساد]] میشوند. | وی در کتاب دیگر خود مینویسد: {{عربی|وأما البغاة: فهم الذين يخرجون على الامام العادل ويعصونه ويفسدون في الأرض}}<ref>طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، ص۸۵۴.</ref>؛ [[باغیان]] کسانیاند که بر امام عادل خروج نموده با او [[مخالفت]] میکنند و در [[زمین]] مرتکب [[فساد]] میشوند. | ||
در عبارت «ابن حمزۀ [[طوسی]]» نیز آمده است: {{عربی|الباغي: كل من خرج على إمام عادل}}<ref>ابن حمزه، محمد، الوسیلة الی نیل الفضیلة، ص۲۰۵.</ref> و در مبحث [[جهاد]] «[[ابن ادریس]]» میخوانیم: {{عربی|كل من خرج على إمام عادل، و نكث بيعته، و خالفه في أحكامه، فهو باغ}}<ref>ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر، ج۲، ص۱۵.</ref>؛ هر کس بر [[امام عادل]] خروج نموده [[بیعت]] او را بشکند و با [[احکام]] (و [[دستورات]]) او [[مخالفت]] نماید، [[باغی]] است. | در عبارت «ابن حمزۀ [[طوسی]]» نیز آمده است: {{عربی|الباغي: كل من خرج على إمام عادل}}<ref>ابن حمزه، محمد، الوسیلة الی نیل الفضیلة، ص۲۰۵.</ref> و در مبحث [[جهاد]] «[[ابن ادریس]]» میخوانیم: {{عربی|كل من خرج على إمام عادل، و نكث بيعته، و خالفه في أحكامه، فهو باغ}}<ref>ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر، ج۲، ص۱۵.</ref>؛ هر کس بر [[امام عادل]] خروج نموده [[بیعت]] او را بشکند و با [[احکام]] (و [[دستورات]]) او [[مخالفت]] نماید، [[باغی]] است. | ||
در عبارات شمار دیگری از [[فقها]] نیز به همین عبارتها یا مشابه آنها بر میخوریم<ref>محقق حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام، ج۱، ص۲۵۶؛ شهید اول، محمد بن مکی، اللمعة الدمشقیة، ص۷۴؛ علامه حلی، حسن بن یوسف، ارشاد الاذهان، ج۱، ص۳۵۱؛ همو، قواعد الاحکام، ج۱، ص۵۲۲؛ شهید ثانی، زین الدین، الروضة البهیة، ج۲، ص۴۰۷؛ انصاری، محمدعلی، الموسوعة الفقهیة المیسرة، ج۲، ص۱۶۴؛ روحانی، سید محمدصادق، فقه الصادق{{ع}}، ج۱۳، ص۱۰۸.</ref>. | در عبارات شمار دیگری از [[فقها]] نیز به همین عبارتها یا مشابه آنها بر میخوریم<ref>محقق حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام، ج۱، ص۲۵۶؛ شهید اول، محمد بن مکی، اللمعة الدمشقیة، ص۷۴؛ علامه حلی، حسن بن یوسف، ارشاد الاذهان، ج۱، ص۳۵۱؛ همو، قواعد الاحکام، ج۱، ص۵۲۲؛ شهید ثانی، زین الدین، الروضة البهیة، ج۲، ص۴۰۷؛ انصاری، محمدعلی، الموسوعة الفقهیة المیسرة، ج۲، ص۱۶۴؛ روحانی، سید محمدصادق، فقه الصادق{{ع}}، ج۱۳، ص۱۰۸.</ref>. | ||
چنانکه پیدا است، بر اساس تعریف این گروه، باغی و [[شورشی]]، به کسی گفته میشود که با [[حاکم عادل]] [[اسلامی]] وارد [[مبارزه]] عملی شود و به [[انتقاد]] و مناقشه زبانی بسنده نکند. به بیان دیگر، بر طبق موضع این گروه، [[شورشیان]] تنها بر کسانی اطلاق میشود که بر ضد [[پیشوای عادل]] [[مسلمان]]، [[قیام]] نمایند و وارد [[جنگ]] با [[دولت اسلامی]] شوند و با [[قیام براندازانه]] و تحرکات [[خشونتآمیز]]، به مقابله و معارضه با آن برخیزند. نکته مهم اینکه بر اساس این تعریف، به صِرف خروج از [[حاکمیت]] و [[قهر]] [[سیاسی]] و عدم حضور در عرصههای [[حکومتی]]، [[بغی]] و [[شورش]] گفته نمیشود. | چنانکه پیدا است، بر اساس تعریف این گروه، باغی و [[شورشی]]، به کسی گفته میشود که با [[حاکم عادل]] [[اسلامی]] وارد [[مبارزه]] عملی شود و به [[انتقاد]] و مناقشه زبانی بسنده نکند. به بیان دیگر، بر طبق موضع این گروه، [[شورشیان]] تنها بر کسانی اطلاق میشود که بر ضد [[پیشوای عادل]] [[مسلمان]]، [[قیام]] نمایند و وارد [[جنگ]] با [[دولت اسلامی]] شوند و با [[قیام براندازانه]] و تحرکات [[خشونتآمیز]]، به مقابله و معارضه با آن برخیزند. نکته مهم اینکه بر اساس این تعریف، به صِرف خروج از [[حاکمیت]] و [[قهر]] [[سیاسی]] و عدم حضور در عرصههای [[حکومتی]]، [[بغی]] و [[شورش]] گفته نمیشود. | ||
در این میان، «[[صاحب جواهر]]»، در تعریفی متفاوت از «بغی» مینویسد: {{عربی|الخروج عن طاعة الإمام العادل}}<ref>نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۲.</ref>. | در این میان، «[[صاحب جواهر]]»، در تعریفی متفاوت از «بغی» مینویسد: {{عربی|الخروج عن طاعة الإمام العادل}}<ref>نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۲.</ref>. | ||
این سخن، بسیار نزدیک به عبارت «[[علامه حلی]]» است که پیش از وی گفته است: {{عربی|المراد بالباغي في عرف الفقهاء المخالف للامام العادل الخارج عن طاعته}}<ref>علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۳۱۹.</ref>؛ مقصود از باغی در عرف فقها کسی است که با امام عادل مخالفت ورزد و از [[اطاعت]] او خارج شود. | این سخن، بسیار نزدیک به عبارت «[[علامه حلی]]» است که پیش از وی گفته است: {{عربی|المراد بالباغي في عرف الفقهاء المخالف للامام العادل الخارج عن طاعته}}<ref>علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۳۱۹.</ref>؛ مقصود از باغی در عرف فقها کسی است که با امام عادل مخالفت ورزد و از [[اطاعت]] او خارج شود. | ||
این تعریف، از جهت مصداق، عامتر و از شمول بیشتری برخوردار است؛ زیرا شامل همه کسانی میشود که [[تمرد]] و [[سرپیچی]] خود از [[فرامین]] و [[احکام]] [[امام عادل]] را با تحرکات نظامی، فعالیتهای ایذایی، [[قیام براندازانه]]، جبههگیری آشکار، [[مخالفت]] [[مدنی]]، خروج از [[حاکمیت]]، مخالفت لفظی و اموری مانند آن نشان دهند. | این تعریف، از جهت مصداق، عامتر و از شمول بیشتری برخوردار است؛ زیرا شامل همه کسانی میشود که [[تمرد]] و [[سرپیچی]] خود از [[فرامین]] و [[احکام]] [[امام عادل]] را با تحرکات نظامی، فعالیتهای ایذایی، [[قیام براندازانه]]، جبههگیری آشکار، [[مخالفت]] [[مدنی]]، خروج از [[حاکمیت]]، مخالفت لفظی و اموری مانند آن نشان دهند. | ||
ولی باید گفت تا آنجا که میدانیم، کسی جز [[صاحب جواهر]]، به این دیدگاه قائل نیست؛ زیرا گرچه «[[علامه حلی]]»، در کتاب «[[تذکره]]»، سخنی مشابه وی دارد، اما در کتاب «[[ارشاد]] الاذهان»، [[باغی]] را به {{عربی|من خرج على إمام عادل}}، تعریف کرده است<ref>علامه حلی، حسن بن یوسف، ارشاد الاذهان، ج۱، ص۳۵۱.</ref> و بدینسان با مشهور همسخن شده است. | ولی باید گفت تا آنجا که میدانیم، کسی جز [[صاحب جواهر]]، به این دیدگاه قائل نیست؛ زیرا گرچه «[[علامه حلی]]»، در کتاب «[[تذکره]]»، سخنی مشابه وی دارد، اما در کتاب «[[ارشاد]] الاذهان»، [[باغی]] را به {{عربی|من خرج على إمام عادل}}، تعریف کرده است<ref>علامه حلی، حسن بن یوسف، ارشاد الاذهان، ج۱، ص۳۵۱.</ref> و بدینسان با مشهور همسخن شده است. | ||
افزون بر اینکه تعریف نخست، در میان فقهای مشهور از قائلان بیشتری برخوردار است، با سخن و سیرۀ [[امام علی]]{{ع}} نیز همخوانی بیشتری دارد و میتوان برخی [[روایات]] را مؤید آن دانست؛ زیرا چنانکه میدانیم، آن حضرت، به صرف جدایی [[خوارج نهروان]] از اردوگاه [[مسلمانان]] و به محض بدگوییها و مخالفتهای گفتاری این گروه، به مقابله و [[جنگ]] با آنان بر نخاست و سهم آنان از [[بیت المال]] را قطع نکرد. | افزون بر اینکه تعریف نخست، در میان فقهای مشهور از قائلان بیشتری برخوردار است، با سخن و سیرۀ [[امام علی]]{{ع}} نیز همخوانی بیشتری دارد و میتوان برخی [[روایات]] را مؤید آن دانست؛ زیرا چنانکه میدانیم، آن حضرت، به صرف جدایی [[خوارج نهروان]] از اردوگاه [[مسلمانان]] و به محض بدگوییها و مخالفتهای گفتاری این گروه، به مقابله و [[جنگ]] با آنان بر نخاست و سهم آنان از [[بیت المال]] را قطع نکرد. | ||
در روایات مرتبط با این امر آمده است: | در روایات مرتبط با این امر آمده است: | ||
روزی در حالی که علی{{ع}} در [[مسجد]] [[سخنرانی]] میکرد، مردی از [[خوارج]] با قطع سخن آن حضرت و در [[اعتراض]] به قضیه حکمیت، خطاب به آن حضرت گفت: {{عربی|لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ}}، حضرت در پاسخ او فرمود: {{متن حدیث|كَلِمَةُ حَقٍّ يُرِيدُ بِهَا بَاطِلاً... لَكُمْ عَلَيْنَا ثَلاثٌ: لَا نَمْنَعُكُمْ مَسَاجِدَ اللَهِ أَنْ تَذْكُرُوا فِيهَا اسْمَ اللَهِ، وَ لَا نَمْنَعُكُمْ الْفْيءَ مَا دَامَتْ أَيْدِيكُمْ مَعَنَا، وَ لَا نَبْدَؤُكُمْ بِقِتَالٍ}}<ref>طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۷، ص۲۶۵.</ref>؛ شما بر ما سه [[حق]] دارید: یکی اینکه مانع [[عبادت]] شما در [[مساجد]] [[خدا]] نشویم، دیگر آن که، مادامی که دست شما با ما است، مانع برخورداری شما از [[فئ]] (و [[بیت]] المال) نگردیم و سوم آنکه آغازگر جنگ با شما نباشیم. | روزی در حالی که علی{{ع}} در [[مسجد]] [[سخنرانی]] میکرد، مردی از [[خوارج]] با قطع سخن آن حضرت و در [[اعتراض]] به قضیه حکمیت، خطاب به آن حضرت گفت: {{عربی|لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ}}، حضرت در پاسخ او فرمود: {{متن حدیث|كَلِمَةُ حَقٍّ يُرِيدُ بِهَا بَاطِلاً... لَكُمْ عَلَيْنَا ثَلاثٌ: لَا نَمْنَعُكُمْ مَسَاجِدَ اللَهِ أَنْ تَذْكُرُوا فِيهَا اسْمَ اللَهِ، وَ لَا نَمْنَعُكُمْ الْفْيءَ مَا دَامَتْ أَيْدِيكُمْ مَعَنَا، وَ لَا نَبْدَؤُكُمْ بِقِتَالٍ}}<ref>طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۷، ص۲۶۵.</ref>؛ شما بر ما سه [[حق]] دارید: یکی اینکه مانع [[عبادت]] شما در [[مساجد]] [[خدا]] نشویم، دیگر آن که، مادامی که دست شما با ما است، مانع برخورداری شما از [[فئ]] (و [[بیت]] المال) نگردیم و سوم آنکه آغازگر جنگ با شما نباشیم. | ||
ممکن است از جمله {{متن حدیث|مَا دَامَتْ أَيْدِيكُمْ مَعَنَا}} برداشت شود که حضرت، قطعنکردن سهمیه خوارج از بیت المال را منوط به [[همراهی]] آنان با [[جبهه حق]] کرده تا [[قدرت]] و توان رزمی آنان را در [[اختیار]] گرفته باشد. بنابراین، به محض همراهینکردن آنان با جبهه حق و خروج آن گروه از [[حاکمیت]]، [[باغی]] و شورشیبودن آنان تحقق مییافته است و این موضعگیری، تأییدکننده تعریف دوم از [[شورشی]] است. | ممکن است از جمله {{متن حدیث|مَا دَامَتْ أَيْدِيكُمْ مَعَنَا}} برداشت شود که حضرت، قطعنکردن سهمیه خوارج از بیت المال را منوط به [[همراهی]] آنان با [[جبهه حق]] کرده تا [[قدرت]] و توان رزمی آنان را در [[اختیار]] گرفته باشد. بنابراین، به محض همراهینکردن آنان با جبهه حق و خروج آن گروه از [[حاکمیت]]، [[باغی]] و شورشیبودن آنان تحقق مییافته است و این موضعگیری، تأییدکننده تعریف دوم از [[شورشی]] است. | ||
ولی چنانکه میدانیم و به لحاظ [[تاریخی]] نیز روشن است، گروه موسوم به [[خوارج]] از همان آغاز که به این نام خوانده شدند، هیچگاه با جبهه حق نبودند و از هرگونه همراهی و مساعدت آن حضرت دریغ میورزیدند. بنابراین، از این جمله [[امام]] میتوان فهمید، حضرت محفوظماندن سهم آنان از [[بیت المال]] را منوط به جدانشدن آنان از [[امت اسلامی]] و عدم [[اعلان]] استقلالشان دانسته است. | ولی چنانکه میدانیم و به لحاظ [[تاریخی]] نیز روشن است، گروه موسوم به [[خوارج]] از همان آغاز که به این نام خوانده شدند، هیچگاه با جبهه حق نبودند و از هرگونه همراهی و مساعدت آن حضرت دریغ میورزیدند. بنابراین، از این جمله [[امام]] میتوان فهمید، حضرت محفوظماندن سهم آنان از [[بیت المال]] را منوط به جدانشدن آنان از [[امت اسلامی]] و عدم [[اعلان]] استقلالشان دانسته است. | ||
شماری از فقهای بزرگ نیز از جمله مزبور، همین معنا را برداشت کردهاند؛ مانند «شیخ طوسی» که در [[تفسیر]] آن نوشته است: {{عربی|يعني لستم بمنفردين}}<ref>طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۷، ص۲۶۵.</ref> و مانند «[[ابن ادریس]]» که به عنوان یکی از شرایط تحقق [[شورش]] مینویسد: | شماری از فقهای بزرگ نیز از جمله مزبور، همین معنا را برداشت کردهاند؛ مانند «شیخ طوسی» که در [[تفسیر]] آن نوشته است: {{عربی|يعني لستم بمنفردين}}<ref>طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۷، ص۲۶۵.</ref> و مانند «[[ابن ادریس]]» که به عنوان یکی از شرایط تحقق [[شورش]] مینویسد: {{عربی|أن يخرجوا عن قبضة الإمام، منفردين عنه، في بلد أو بادية، فأمّا إن كانوا معه في قبضته، فليسوا أهل بغي}}<ref>ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر، ج۲، ص۱۵.</ref>؛ اینکه از حیطۀ [[نفوذ]] امام بیرون رفته و جداگانه در [[آبادی]] یا بیابانی گرد آیند، ولی چنانچه در کنار امام و در حیطۀ [[حکومت]] او باشند، شورشی محسوب نمیشوند. | ||
{{عربی|أن يخرجوا عن قبضة الإمام، منفردين عنه، في بلد أو بادية، فأمّا إن كانوا معه في قبضته، فليسوا أهل بغي}}<ref>ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر، ج۲، ص۱۵.</ref>؛ اینکه از حیطۀ [[نفوذ]] امام بیرون رفته و جداگانه در [[آبادی]] یا بیابانی گرد آیند، ولی چنانچه در کنار امام و در حیطۀ [[حکومت]] او باشند، شورشی محسوب نمیشوند. | |||
«[[علامه حلی]]» نیز در دو موضع از کتابهای خود با عبارتی همچون عبارت ابن ادریس، بر [[لزوم]] این شرط در تحقق مفهوم شورشی تأکید میکند<ref>علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۴۰۷-۴۰۶، همو، تحریر الاحکام، ج۳، ص۲۲۹.</ref>. | «[[علامه حلی]]» نیز در دو موضع از کتابهای خود با عبارتی همچون عبارت ابن ادریس، بر [[لزوم]] این شرط در تحقق مفهوم شورشی تأکید میکند<ref>علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۴۰۷-۴۰۶، همو، تحریر الاحکام، ج۳، ص۲۲۹.</ref>. | ||
همچنین [[شیخ طوسی]]، پس از یادآوری این نکته که [[احکام]] شورشی بر کسانی بار میشود که پراکندهکردن و ازبینبردن [[جمعیت]] آنان، نیازمند هزینهکردن [[مال]] و [[تجهیز]] [[لشکر]] باشد، تأکید میکند که در صورت اندکبودن شمار معارضان و سهولت دستیابی به آنان، احکام [[شورشیان]] بر آنان [[صدق]] نمیکند و همانند دیگر [[آحاد جامعه]]، مشمول حدود و [[موازین شرعی]] خواهند بود<ref>طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۷، ص۲۶۸.</ref>. | همچنین [[شیخ طوسی]]، پس از یادآوری این نکته که [[احکام]] شورشی بر کسانی بار میشود که پراکندهکردن و ازبینبردن [[جمعیت]] آنان، نیازمند هزینهکردن [[مال]] و [[تجهیز]] [[لشکر]] باشد، تأکید میکند که در صورت اندکبودن شمار معارضان و سهولت دستیابی به آنان، احکام [[شورشیان]] بر آنان [[صدق]] نمیکند و همانند دیگر [[آحاد جامعه]]، مشمول حدود و [[موازین شرعی]] خواهند بود<ref>طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۷، ص۲۶۸.</ref>. | ||
گفتنی است تعریف نخست از [[شورش]] و [[شورشی]]، با مفهوم لغوی، «بغی» نیز همخوانی بیشتری دارد؛ زیرا هرچند لغتشناسان، واژه «[[بغی]]» را افزون بر «[[تعدی]] و [[تجاوز]]»، به معنای برگشتن از [[حق]]، [[حسادت]]، [[کبر ورزیدن]]، قصد [[فساد]] نمودن، [[ظلم و ستم]] و [[دروغگویی]] دانستهاند<ref>ابن منظور، محمد بن مکرّم، لسان العرب، ج۱، ص۴۵۷-۴۵۵؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۱، ص۲۲۶؛ فیروز آبادی، مجدالدین، القاموس المحیط، ج۴، ص۴۴۰.</ref>، ولی بنظر میرسد بازگشت همۀ این معانی به معنای نخست است؛ زیرا هر یک از امور یادشده، به نحوی [[تجاوز از حد]] است؛ چنانکه یکی از واژهشناسان مینویسد: {{عربی|أَصلُ البَغْي مجاوزة الحدّ}}<ref>ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج۱، ص۱۴۳.</ref> و اینکه به [[زن]] و [[کنیز]] زناکار «بَغیّ» گفته میشود<ref>طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی التفسیر القرآن، ج۱۰، ص۴۶.</ref>، به دلیل تجاوزکاری و خروج آنان از حدود و [[موازین شرع]] است. | گفتنی است تعریف نخست از [[شورش]] و [[شورشی]]، با مفهوم لغوی، «بغی» نیز همخوانی بیشتری دارد؛ زیرا هرچند لغتشناسان، واژه «[[بغی]]» را افزون بر «[[تعدی]] و [[تجاوز]]»، به معنای برگشتن از [[حق]]، [[حسادت]]، [[کبر ورزیدن]]، قصد [[فساد]] نمودن، [[ظلم و ستم]] و [[دروغگویی]] دانستهاند<ref>ابن منظور، محمد بن مکرّم، لسان العرب، ج۱، ص۴۵۷-۴۵۵؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۱، ص۲۲۶؛ فیروز آبادی، مجدالدین، القاموس المحیط، ج۴، ص۴۴۰.</ref>، ولی بنظر میرسد بازگشت همۀ این معانی به معنای نخست است؛ زیرا هر یک از امور یادشده، به نحوی [[تجاوز از حد]] است؛ چنانکه یکی از واژهشناسان مینویسد: {{عربی|أَصلُ البَغْي مجاوزة الحدّ}}<ref>ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج۱، ص۱۴۳.</ref> و اینکه به [[زن]] و [[کنیز]] زناکار «بَغیّ» گفته میشود<ref>طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی التفسیر القرآن، ج۱۰، ص۴۶.</ref>، به دلیل تجاوزکاری و خروج آنان از حدود و [[موازین شرع]] است. | ||
به هر حال، چنانکه پیدا است، معنای اصلی بغی، با تعریف نخست، تناسب و همخوانی بیشتری دارد؛ هرچند با تعریف دوم نیز بیارتباط و [[بیگانه]] نیست.<ref>[[علی اکبر کلانتری|کلانتری، علی اکبر]]، [[مفهوم شورش و شورشی و چگونگی رو در رویی دولت اسلامی با شورشیان از منظر فقه (مقاله)|مفهوم شورش و شورشی و چگونگی رو در رویی دولت اسلامی با شورشیان از منظر فقه]]، ص ۳۱.</ref> | به هر حال، چنانکه پیدا است، معنای اصلی بغی، با تعریف نخست، تناسب و همخوانی بیشتری دارد؛ هرچند با تعریف دوم نیز بیارتباط و [[بیگانه]] نیست.<ref>[[علی اکبر کلانتری|کلانتری، علی اکبر]]، [[مفهوم شورش و شورشی و چگونگی رو در رویی دولت اسلامی با شورشیان از منظر فقه (مقاله)|مفهوم شورش و شورشی و چگونگی رو در رویی دولت اسلامی با شورشیان از منظر فقه]]، ص ۳۱.</ref> | ||