بدون خلاصۀ ویرایش
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
از زندگانی او اطلاع چندانی در دست نیست، جز آنکه او و پسر عموهایش [[اسید]] ([[اسد]])<ref>اسدالغابه، ج ۱، ص ۲۰۲؛ الاصابه، ج ۱، ص ۲۰۶.</ref> و [[ثعلبه]]، [[فرزندان]] سعیه همگی از [[یهودیان]] بنیهدل ([[هذیل]])<ref>جامعالبیان، مج۱۱، ج ۲۰، ص۱۸۳.</ref> بودند و بنیهدل در شجره [[نسب]] خود با [[بنیقریظه]] و [[بنینضیر]]، به نیای واحدی میرسند.<ref>الطبقات، ج۸، ص۲۴۷؛ السیرهالنبویه، ج۳، ص۲۳۸؛ اسدالغابه، ج ۱، ص ۲۰۲، ۲۳۷، ۴۶۸.</ref> این سه با بنیقریظه میزیستند،<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۰۳؛ الطبقات، ج ۱، ص ۱۲۷.</ref> به همین [[دلیل]] برخی آنها را، به [[خطا]] از بنیقریظه دانستهاند.<ref>اسدالغابه، ج ۱، ص ۲۳۷؛ الاصابه، ج ۱، ص ۲۰۷.</ref> بنا به [[نقلی]] یکی از بزرگان [[یهود]] به نام ابن هیّبان که برای [[ادراک]] محضر [[پیامبر]] {{صل}} [[سختی]] [[معیشت]] در یثرب را به [[آسایش]] در [[شام]] ترجیح داده بود، هنگام [[مرگ]] خود آنان را از [[ظهور پیامبر]] [[موعود]] [[آگاه]] ساخت و گوشزد کرد که مبادا دیگران در [[ایمان]] به او بر شما [[سبقت]] گیرند.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۲۷؛ دلائل النبوه، ج ۴، ص ۳۱.</ref> این سه نفر در [[شب]] آنروزی که بنیقریظه به [[حکم]] [[سعد بن معاذ]] [[تسلیم]] گردیدند، سخنان ابن هیّبان را به بنیقریظه یادآور شدند و از آنان خواستند تا به پیامبر ایمان بیاورند. سپس خود ایمان آورده، در همان شب به پیامبر پیوستند؛<ref> اسدالغابه، ج ۱، ص ۲۳۷؛ الوافی بالوفیات، ج ۹، ص ۱۵۴.</ref> بدینگونه نه تنها [[جان]] خود و [[خانواده]] خویش را [[حفظ]] کردند، بلکه [[دارایی]] آنها نیز باز گردانده شد.<ref>دلائل النبوه، ج ۴، ص ۳۲.</ref> [[احبار]] یهود گفتند: اینان از [[فرومایگان]] یهودند که [[آیین]] [[پدران]] خود را رها کردند. [[آیات]] {{متن قرآن|لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ}}<ref>«آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت میکنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳.</ref>، {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و به کارهای خیر میشتابند و آنان از شایستگانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.</ref> در رد سخنان ایشان نازل شد و [[خداوند]] این گونه آنها را از [[صالحان]] شمرد و غیر قابل مقایسه با بنیقریظه معرفی کرد.<ref>جامعالبیان، مج۳، ج ۴، ص ۷۱؛ اسباب النزول، ص ۱۰۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۱۱۳.</ref> بنا به روایتی، [[اسید]] و [[ثعلبه]]، [[فرزندان]] سعیه در [[زمان حیات پیامبر]] از [[دنیا]] رفتند <ref>اسدالغابه، ج ۱، ص ۲۳۷، ۴۶۸.</ref><ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[اسد بن عبید هدلی (مقاله)|مقاله «اسد بن عبید هدلی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، | از زندگانی او اطلاع چندانی در دست نیست، جز آنکه او و پسر عموهایش [[اسید]] ([[اسد]])<ref>اسدالغابه، ج ۱، ص ۲۰۲؛ الاصابه، ج ۱، ص ۲۰۶.</ref> و [[ثعلبه]]، [[فرزندان]] سعیه همگی از [[یهودیان]] بنیهدل ([[هذیل]])<ref>جامعالبیان، مج۱۱، ج ۲۰، ص۱۸۳.</ref> بودند و بنیهدل در شجره [[نسب]] خود با [[بنیقریظه]] و [[بنینضیر]]، به نیای واحدی میرسند.<ref>الطبقات، ج۸، ص۲۴۷؛ السیرهالنبویه، ج۳، ص۲۳۸؛ اسدالغابه، ج ۱، ص ۲۰۲، ۲۳۷، ۴۶۸.</ref> این سه با بنیقریظه میزیستند،<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۰۳؛ الطبقات، ج ۱، ص ۱۲۷.</ref> به همین [[دلیل]] برخی آنها را، به [[خطا]] از بنیقریظه دانستهاند.<ref>اسدالغابه، ج ۱، ص ۲۳۷؛ الاصابه، ج ۱، ص ۲۰۷.</ref> بنا به [[نقلی]] یکی از بزرگان [[یهود]] به نام ابن هیّبان که برای [[ادراک]] محضر [[پیامبر]] {{صل}} [[سختی]] [[معیشت]] در یثرب را به [[آسایش]] در [[شام]] ترجیح داده بود، هنگام [[مرگ]] خود آنان را از [[ظهور پیامبر]] [[موعود]] [[آگاه]] ساخت و گوشزد کرد که مبادا دیگران در [[ایمان]] به او بر شما [[سبقت]] گیرند.<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۲۷؛ دلائل النبوه، ج ۴، ص ۳۱.</ref> این سه نفر در [[شب]] آنروزی که بنیقریظه به [[حکم]] [[سعد بن معاذ]] [[تسلیم]] گردیدند، سخنان ابن هیّبان را به بنیقریظه یادآور شدند و از آنان خواستند تا به پیامبر ایمان بیاورند. سپس خود ایمان آورده، در همان شب به پیامبر پیوستند؛<ref> اسدالغابه، ج ۱، ص ۲۳۷؛ الوافی بالوفیات، ج ۹، ص ۱۵۴.</ref> بدینگونه نه تنها [[جان]] خود و [[خانواده]] خویش را [[حفظ]] کردند، بلکه [[دارایی]] آنها نیز باز گردانده شد.<ref>دلائل النبوه، ج ۴، ص ۳۲.</ref> [[احبار]] یهود گفتند: اینان از [[فرومایگان]] یهودند که [[آیین]] [[پدران]] خود را رها کردند. [[آیات]] {{متن قرآن|لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ}}<ref>«آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت میکنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳.</ref>، {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و به کارهای خیر میشتابند و آنان از شایستگانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.</ref> در رد سخنان ایشان نازل شد و [[خداوند]] این گونه آنها را از [[صالحان]] شمرد و غیر قابل مقایسه با بنیقریظه معرفی کرد.<ref>جامعالبیان، مج۳، ج ۴، ص ۷۱؛ اسباب النزول، ص ۱۰۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۱۱۳.</ref> بنا به روایتی، [[اسید]] و [[ثعلبه]]، [[فرزندان]] سعیه در [[زمان حیات پیامبر]] از [[دنیا]] رفتند <ref>اسدالغابه، ج ۱، ص ۲۳۷، ۴۶۸.</ref><ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[اسد بن عبید هدلی (مقاله)|مقاله «اسد بن عبید هدلی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص 194-195.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
#[[پرونده:000053.jpg|22px]] [[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[اسد بن عبید هدلی (مقاله)|مقاله «اسد بن عبید هدلی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۳''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:اعلام]] | [[رده:اعلام]] | ||