برهان حفظ دین در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۳: خط ۱۳:
با توجه به آنچه گفته شد، می‌گوییم: از جمله برهان‌های عقلی اثبات عصمت پیامبر{{صل}} و امامان {{ع}}، [[برهان]] معروف حفظ شریعت است. [[برهان حفظ شریعت]] را می‌توان از جمله [[براهین]] بسیار معروف [[متکلمان]] دانست، که غالب متکلمان امامیه<ref>حسن بن یوسف حلی (علامه حلی)، مناهج الیقین، ص۲۹۸؛ همو، نهج الحق، تعلیق عین الله حسین ارموی، ص۱۶۴؛ ابن میثم بحرانی، قواعد المرام، ج۱، ص۱۷۸؛ فاضل مقداد سیوری حلی، الناضح یوم الحشر شرح باب حادی عشر، ص۱۸۳.</ref> و حتی [[اسماعیلیه]]<ref>احمد حمیدالدین کرمانی، المصابیح فی اثبات الامامة، ص۹۶-۹۹.</ref> به آن [[استدلال]] کرده‌اند و حتی برخی از [[اهل سنت]] نیز آنجا که در صدد معرفی [[دلایل]] [[شیعه]] بر [[عصمت امام]] بوده‌اند، همین دلیل را بیان کرده‌اند<ref>احمد امین، ضحی الاسلام، ج۳، ص۲۲۷.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۳۲۸.</ref>
با توجه به آنچه گفته شد، می‌گوییم: از جمله برهان‌های عقلی اثبات عصمت پیامبر{{صل}} و امامان {{ع}}، [[برهان]] معروف حفظ شریعت است. [[برهان حفظ شریعت]] را می‌توان از جمله [[براهین]] بسیار معروف [[متکلمان]] دانست، که غالب متکلمان امامیه<ref>حسن بن یوسف حلی (علامه حلی)، مناهج الیقین، ص۲۹۸؛ همو، نهج الحق، تعلیق عین الله حسین ارموی، ص۱۶۴؛ ابن میثم بحرانی، قواعد المرام، ج۱، ص۱۷۸؛ فاضل مقداد سیوری حلی، الناضح یوم الحشر شرح باب حادی عشر، ص۱۸۳.</ref> و حتی [[اسماعیلیه]]<ref>احمد حمیدالدین کرمانی، المصابیح فی اثبات الامامة، ص۹۶-۹۹.</ref> به آن [[استدلال]] کرده‌اند و حتی برخی از [[اهل سنت]] نیز آنجا که در صدد معرفی [[دلایل]] [[شیعه]] بر [[عصمت امام]] بوده‌اند، همین دلیل را بیان کرده‌اند<ref>احمد امین، ضحی الاسلام، ج۳، ص۲۲۷.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۳۲۸.</ref>


=== اثبات ضرورت امامت ===
== اثبات ضرورت امامت ==
{{اصلی|اثبات ضرورت امامت}}
{{اصلی|اثبات ضرورت امامت}}
تقریر این برهان چنین است: کسی که متصدی حفظ و [[نگهداری دین]] آسمانی است و از جانب [[خدا]] به این سمت اختصاص یافته، «[[امام]]» نامیده می‌شود، چنان که کسی که حامل [[روح]] [[وحی]] و [[نبوت]] و متصدی اخذ و دریافت احکام و [[شرایع آسمانی]] از جانب [[خدا]]ست «[[نبی]]» نام دارد و ممکن است [[نبوت]] و [[امامت]] در یک جا جمع شوند و ممکن است از هم جدا باشند<ref>تعالیم اسلام، ص ۱۵۰؛ شیعه در اسلام (طبع قدیم)، ص ۱۸۹.</ref>.
تقریر این برهان چنین است: کسی که متصدی حفظ و [[نگهداری دین]] آسمانی است و از جانب [[خدا]] به این سمت اختصاص یافته، «[[امام]]» نامیده می‌شود، چنان که کسی که حامل [[روح]] [[وحی]] و [[نبوت]] و متصدی اخذ و دریافت احکام و [[شرایع آسمانی]] از جانب [[خدا]]ست «[[نبی]]» نام دارد و ممکن است [[نبوت]] و [[امامت]] در یک جا جمع شوند و ممکن است از هم جدا باشند<ref>تعالیم اسلام، ص ۱۵۰؛ شیعه در اسلام (طبع قدیم)، ص ۱۸۹.</ref>.
خط ۱۹: خط ۱۹:
پس در هر حال، وجود امامی لازم است که معارف و [[قوانین]] حقیقی [[دین خدا]] پیش او محفوظ بماند و هر وقت [[مردم]] استعداد پیدا کردند، بتوانند از [[راهنمایی]] وی استفاده نمایند<ref>از جمله شواهد قرآنی و روایی این برهان، آیه {{متن قرآن|فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ}}، سوره انعام، آیه ۸۹ و روایات ناظر به آن است.</ref>.<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ٤٠- ٤٤.</ref>
پس در هر حال، وجود امامی لازم است که معارف و [[قوانین]] حقیقی [[دین خدا]] پیش او محفوظ بماند و هر وقت [[مردم]] استعداد پیدا کردند، بتوانند از [[راهنمایی]] وی استفاده نمایند<ref>از جمله شواهد قرآنی و روایی این برهان، آیه {{متن قرآن|فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ}}، سوره انعام، آیه ۸۹ و روایات ناظر به آن است.</ref>.<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ٤٠- ٤٤.</ref>


==== تقریر علامه طباطبایی ====
=== تقریر علامه طباطبایی ===
مرحوم علامه طباطبایی گاه سخن از [[لطف]]، عنایت و [[مهربانی]] ویژه [[خداوند]] در ایجاد مسیری نو در مقابل [[بشر]] برای [[سعادت]] سخن می‌گوید و گاه بر حفظ و ابقاء آموزه‌های سعادت‌بخش [[انبیاء]] تأکید می‌کند و از مجموع این دو، [[لزوم]] [[امامت]] را بهره‌برداری می‌کند. لذا گرچه ایشان تصریح به تعدد یا [[وحدت]] این دو نکرده و اصلا اشاره‌ای به عناوین «[[برهان لطف]]» یا «[[برهان حفظ شریعت]]» ندارد و چه بسا برداشت بعضی نیز [[وحدت]] این دو [[برهان]] باشد؛ ولی با عنایت به آنچه گفته شده و تعابیر علامه در این زمینه، نویسنده به این نتیجه رسید که مباحث را در قالب «[[برهان حفظ شریعت]]» تدوین نماید.
مرحوم علامه طباطبایی گاه سخن از [[لطف]]، عنایت و [[مهربانی]] ویژه [[خداوند]] در ایجاد مسیری نو در مقابل [[بشر]] برای [[سعادت]] سخن می‌گوید و گاه بر حفظ و ابقاء آموزه‌های سعادت‌بخش [[انبیاء]] تأکید می‌کند و از مجموع این دو، [[لزوم]] [[امامت]] را بهره‌برداری می‌کند. لذا گرچه ایشان تصریح به تعدد یا [[وحدت]] این دو نکرده و اصلا اشاره‌ای به عناوین «[[برهان لطف]]» یا «[[برهان حفظ شریعت]]» ندارد و چه بسا برداشت بعضی نیز [[وحدت]] این دو [[برهان]] باشد؛ ولی با عنایت به آنچه گفته شده و تعابیر علامه در این زمینه، نویسنده به این نتیجه رسید که مباحث را در قالب «[[برهان حفظ شریعت]]» تدوین نماید.


خط ۳۰: خط ۳۰:
پس در هر حال، وجود امامی لازم است که معارف و [[قوانین]] حقیقی [[دین خدا]] پیش او محفوظ بماند و هر وقت [[مردم]] استعداد پیدا کردند، بتوانند از [[راهنمایی]] وی استفاده نمایند<ref>از جمله شواهد قرآنی و روایی این برهان، آیه {{متن قرآن|فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ}}، سوره انعام، آیه ۸۹ و روایات ناظر به آن است.</ref>.
پس در هر حال، وجود امامی لازم است که معارف و [[قوانین]] حقیقی [[دین خدا]] پیش او محفوظ بماند و هر وقت [[مردم]] استعداد پیدا کردند، بتوانند از [[راهنمایی]] وی استفاده نمایند<ref>از جمله شواهد قرآنی و روایی این برهان، آیه {{متن قرآن|فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ}}، سوره انعام، آیه ۸۹ و روایات ناظر به آن است.</ref>.


==== پاسخ به دو شبهه ====
=== پاسخ به دو شبهه ===
'''شبهه اول:''' برخی معتقدند که علما و اندیشمندان می‌توانند این نیاز انسان را پاسخ گویند با این وجود نیازی به وجود امام معصوم نیست.
'''شبهه اول:''' برخی معتقدند که علما و اندیشمندان می‌توانند این نیاز انسان را پاسخ گویند با این وجود نیازی به وجود امام معصوم نیست.


خط ۳۹: خط ۳۹:
'''نقد و بررسی:''' این سخن که [[قرآن کریم]] خود [[امام]] [[امت اسلامی]] است و پس از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[مردم]] را [[هدایت]] می‌کند<ref>بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص ۲۱۸.</ref>، نیز بی‌اساس است؛ زیرا بدیهی است که بیانات قرآنی در توضیح مقاصد و روشن کردن تفاصیل [[معارف دینی]] و [[خاصه]] در [[احکام]]، احتیاج مبرم به بیانات [[نبی اکرم]] {{صل}} دارد. [[قرآن کریم]] پنج [[نماز]] یومیه را گوشزد فرموده و تفصیل اجزا و شرایط و [[آداب]] و سنن آنها با بیانات [[نبی اکرم]] {{صل}} به دست می‌آید و همچنین [[روزه]] و [[زکات]] و [[حج]] و [[جهاد]] و غیر آنها و [[خدای متعال]] این [[هدایت]] [[نبی]] {{صل}} را که متمم [[هدایت]] و بیان [[قرآن]] است، صریحاً برای ایشان [[تصدیق]] فرموده و امثال [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به درستی تو به سوی راه راست هدایت می‌کنی». سوره شوری، آیه۵۲.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«و نازل کردیم به سوی تو ذکر (قرآن) را برای این‌که به مردم روشن کنی آنچه را به سوی ایشان تدریجاً نازل شده»، سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>، همان معنای [[امامت]] که برای [[قرآن کریم]] ذکر می‌شود، برای [[نبی اکرم]] {{صل}} اثبات می‌شود. پس [[نبی اکرم]] {{صل}} هم [[امام]] است به همان معنا که [[قرآن]] امام است و هم [[نبی اکرم]] {{صل}} در امثال [[حدیث ثقلین]] و [[حدیث سفینه]] معنای [[امامت]] را برای [[عترت]] خود و اینکه [[قرآن]] و [[اهل بیت]] هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند و [[مردم]] تا [[تمسک به قرآن]] و [[عترت]] داشته باشند [[گمراهی]] به آنان راه نخواهد داشت. حاصل اینکه علاوه بر [[قرآن]]، [[نبی اکرم]] {{صل}} و اهل بیتش {{عم}} امام هستند<ref>بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص۲۱۹.</ref>.<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ٤٠- ٤٤.</ref>
'''نقد و بررسی:''' این سخن که [[قرآن کریم]] خود [[امام]] [[امت اسلامی]] است و پس از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[مردم]] را [[هدایت]] می‌کند<ref>بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص ۲۱۸.</ref>، نیز بی‌اساس است؛ زیرا بدیهی است که بیانات قرآنی در توضیح مقاصد و روشن کردن تفاصیل [[معارف دینی]] و [[خاصه]] در [[احکام]]، احتیاج مبرم به بیانات [[نبی اکرم]] {{صل}} دارد. [[قرآن کریم]] پنج [[نماز]] یومیه را گوشزد فرموده و تفصیل اجزا و شرایط و [[آداب]] و سنن آنها با بیانات [[نبی اکرم]] {{صل}} به دست می‌آید و همچنین [[روزه]] و [[زکات]] و [[حج]] و [[جهاد]] و غیر آنها و [[خدای متعال]] این [[هدایت]] [[نبی]] {{صل}} را که متمم [[هدایت]] و بیان [[قرآن]] است، صریحاً برای ایشان [[تصدیق]] فرموده و امثال [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به درستی تو به سوی راه راست هدایت می‌کنی». سوره شوری، آیه۵۲.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«و نازل کردیم به سوی تو ذکر (قرآن) را برای این‌که به مردم روشن کنی آنچه را به سوی ایشان تدریجاً نازل شده»، سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>، همان معنای [[امامت]] که برای [[قرآن کریم]] ذکر می‌شود، برای [[نبی اکرم]] {{صل}} اثبات می‌شود. پس [[نبی اکرم]] {{صل}} هم [[امام]] است به همان معنا که [[قرآن]] امام است و هم [[نبی اکرم]] {{صل}} در امثال [[حدیث ثقلین]] و [[حدیث سفینه]] معنای [[امامت]] را برای [[عترت]] خود و اینکه [[قرآن]] و [[اهل بیت]] هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند و [[مردم]] تا [[تمسک به قرآن]] و [[عترت]] داشته باشند [[گمراهی]] به آنان راه نخواهد داشت. حاصل اینکه علاوه بر [[قرآن]]، [[نبی اکرم]] {{صل}} و اهل بیتش {{عم}} امام هستند<ref>بررسی‌های اسلامی، ج ۱، ص۲۱۹.</ref>.<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزه‌های مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ٤٠- ٤٤.</ref>


=== اثبات عصمت امام ===
== اثبات عصمت امام ==
{{اصلی|اثبات عصمت امام}}
{{اصلی|اثبات عصمت امام}}
بسیاری از متکلمین نامدار [[شیعه]]، مثل [[شیخ مفید]]، [[علامه حلی]] و [[شیخ صدوق]] به این [[دلیل]] تمسک کرده‌اند و به دو صورت اجمالی و تفصیلی آن را بیان کرده‌اند؛ بدین صورت که [[امام]] [[حافظ شریعت]] است و اگر [[معصوم]] نباشد [[شریعت]] از زیاده و نقصان در [[امان]] نیست<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰؛ کشف المراد، ص۱۸۴؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۹؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۸؛ الالفین، ص۷۰؛ معانی الأخبار، ص۱۳۳-۱۳۴؛ شرح تجرید (زنجانی)، ص۳۹۰.</ref>.
بسیاری از متکلمین نامدار [[شیعه]]، مثل [[شیخ مفید]]، [[علامه حلی]] و [[شیخ صدوق]] به این [[دلیل]] تمسک کرده‌اند و به دو صورت اجمالی و تفصیلی آن را بیان کرده‌اند؛ بدین صورت که [[امام]] [[حافظ شریعت]] است و اگر [[معصوم]] نباشد [[شریعت]] از زیاده و نقصان در [[امان]] نیست<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰؛ کشف المراد، ص۱۸۴؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۹؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۸؛ الالفین، ص۷۰؛ معانی الأخبار، ص۱۳۳-۱۳۴؛ شرح تجرید (زنجانی)، ص۳۹۰.</ref>.


==== تقریر [[شیخ صدوق]] ====  
=== تقریر [[شیخ صدوق]] ===  
شیخ صدوق در بیان این [[برهان]] می‌فرماید: هر [[کلامی]] که از ناقل [[نقل]] شود محتمل وجوهی است ـ [[قرآن]] و اکثر [[سنت]] در [[شریعت اسلام]]، مجمع علیه بر این است که صحیح است و زیاده و نقصان ندارد و تبدیل و [[تغییر]] نپذیرفته است ـ لذا قرآن و سنت، چون برای معانی و وجوه مختلف، محتمل است، پس لازم است که مخبر و [[مفسر]] آنها، صادق و معصوم باشد، تا از [[کذب]] و غلط مصون باشد و از مقصود [[خدا]] و [[رسول اکرم]] در قرآن و سنت خبر دهد. چون خلایق بر اساس [[امیال]] فرقه‌ای به نفع [[مذهب]] خود [[تفسیر]] می‌کنند، پس اگر [[خداوند]] امام معصومی را قرار ندهد تا شریعت را کما هو تفسیر کند، لازمه‌اش، سوق دادن [[مردم]] به سوی [[اختلاف]] و [[تأویل]] مختلف است و لازمه این اختلاف در تأویل، عمل به متناقضات است، چون این اغراء به اختلاف و اغراء به [[جهل]] بر خداوند [[قبیح]] است، لذا [[واجب]] است امامی معصوم، در هر عصری باشد تا قرآن و سنت، طبق خواست خدا تفسیر و [[تبیین]] گردد و از زیاده و نقصان آن را [[حفظ]] کند<ref>معانی الاخبار، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref>.
شیخ صدوق در بیان این [[برهان]] می‌فرماید: هر [[کلامی]] که از ناقل [[نقل]] شود محتمل وجوهی است ـ [[قرآن]] و اکثر [[سنت]] در [[شریعت اسلام]]، مجمع علیه بر این است که صحیح است و زیاده و نقصان ندارد و تبدیل و [[تغییر]] نپذیرفته است ـ لذا قرآن و سنت، چون برای معانی و وجوه مختلف، محتمل است، پس لازم است که مخبر و [[مفسر]] آنها، صادق و معصوم باشد، تا از [[کذب]] و غلط مصون باشد و از مقصود [[خدا]] و [[رسول اکرم]] در قرآن و سنت خبر دهد. چون خلایق بر اساس [[امیال]] فرقه‌ای به نفع [[مذهب]] خود [[تفسیر]] می‌کنند، پس اگر [[خداوند]] امام معصومی را قرار ندهد تا شریعت را کما هو تفسیر کند، لازمه‌اش، سوق دادن [[مردم]] به سوی [[اختلاف]] و [[تأویل]] مختلف است و لازمه این اختلاف در تأویل، عمل به متناقضات است، چون این اغراء به اختلاف و اغراء به [[جهل]] بر خداوند [[قبیح]] است، لذا [[واجب]] است امامی معصوم، در هر عصری باشد تا قرآن و سنت، طبق خواست خدا تفسیر و [[تبیین]] گردد و از زیاده و نقصان آن را [[حفظ]] کند<ref>معانی الاخبار، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref>.


خط ۵۲: خط ۵۲:
در نتیجه این بیان نمی‌تواند بیانگر ابعاد [[عصمت امام]] باشد، مگر در بخش محدود [[علمی]]، آن هم در [[زمان]] امامت.
در نتیجه این بیان نمی‌تواند بیانگر ابعاد [[عصمت امام]] باشد، مگر در بخش محدود [[علمی]]، آن هم در [[زمان]] امامت.


==== تقریر [[شیخ مفید]] ====
=== تقریر [[شیخ مفید]] ===
[[شیخ مفید]] در بیان این [[دلیل]] چنین می‌فرماید: در [[روایات]] ما آمده است که حضرت خاتم الانبیا و [[ائمه اطهار]] {{عم}} از ابتدای تولد مانند [[حضرت عیسی]] {{ع}} و حضرت [[یحیی]] {{ع}} دارای صفات کمال بودند و هیچ‌گونه [[جهل]] و نقص در آنها وجود نداشت؛ این خبر را [[عقل]] جایز می‌داند. در دوران [[نبوت]] و امامت هم [[اطمینان]] داریم که [[عصمت]] تا لحظه [[مرگ]] برای وجود آنها لازم بود؛ چون آنها [[حافظ شریعت]] بودند و اگر [[معصوم]] نبودند [[شریعت]] نیز از زیاده و نقصان ایمن نبود<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰.</ref>.
[[شیخ مفید]] در بیان این [[دلیل]] چنین می‌فرماید: در [[روایات]] ما آمده است که حضرت خاتم الانبیا و [[ائمه اطهار]] {{عم}} از ابتدای تولد مانند [[حضرت عیسی]] {{ع}} و حضرت [[یحیی]] {{ع}} دارای صفات کمال بودند و هیچ‌گونه [[جهل]] و نقص در آنها وجود نداشت؛ این خبر را [[عقل]] جایز می‌داند. در دوران [[نبوت]] و امامت هم [[اطمینان]] داریم که [[عصمت]] تا لحظه [[مرگ]] برای وجود آنها لازم بود؛ چون آنها [[حافظ شریعت]] بودند و اگر [[معصوم]] نبودند [[شریعت]] نیز از زیاده و نقصان ایمن نبود<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰.</ref>.


۱۳۳٬۹۶۰

ویرایش