←اشکال و پاسخ
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
به صورت خلاصه میتوان گفت: [[امام]] [[حافظ شریعت]] است، حافظ شریعت باید معصوم باشد، پس امام باید معصوم باشد. صغرای قیاس روشن است و محتاج بیان نیست. ولی کبری نیاز به شرح مختصری دارد. اگر حافظ شریعت معصوم نباشد و دچار [[اشتباه]] در [[بینش]] و نظر و یا خطاکاری در عمل باشد، لازم میآید کمکم محتوای [[شریعت]] دچار [[انحراف]] و [[تحریف]] گردد و طولی نمیکشد که آنچه از شریعت باقی میماند با [[حقیقت]] آسمانی آن از [[زمین]] تا [[آسمان]] فاصله مییابد و دیگر شریعتی باقی نمانده است، پس باید متولّی و حافظ و مبین و [[مفسر]] شریعت (امام) به هرحال معصوم باشد، تا هم در فهم و [[ابلاغ]] و شرح حقیقت شریعت اشتباه نکند و هم در اجرا و عمل و پیاده کردن آن از [[انحراف]] مبرّا باشد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص ۳۹.</ref>. | به صورت خلاصه میتوان گفت: [[امام]] [[حافظ شریعت]] است، حافظ شریعت باید معصوم باشد، پس امام باید معصوم باشد. صغرای قیاس روشن است و محتاج بیان نیست. ولی کبری نیاز به شرح مختصری دارد. اگر حافظ شریعت معصوم نباشد و دچار [[اشتباه]] در [[بینش]] و نظر و یا خطاکاری در عمل باشد، لازم میآید کمکم محتوای [[شریعت]] دچار [[انحراف]] و [[تحریف]] گردد و طولی نمیکشد که آنچه از شریعت باقی میماند با [[حقیقت]] آسمانی آن از [[زمین]] تا [[آسمان]] فاصله مییابد و دیگر شریعتی باقی نمانده است، پس باید متولّی و حافظ و مبین و [[مفسر]] شریعت (امام) به هرحال معصوم باشد، تا هم در فهم و [[ابلاغ]] و شرح حقیقت شریعت اشتباه نکند و هم در اجرا و عمل و پیاده کردن آن از [[انحراف]] مبرّا باشد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص ۳۹.</ref>. | ||
=== تقریر سید مرتضی === | |||
بر اساس تقریر [[سید]]، این برهان را میتوان در سه مرحله ارائه کرد: | |||
# نخست آنکه [[شریعت]]، به حافظ نیاز دارد. سید مینویسد: «همانا شریعت [[پیامبر]] ما [[ابدی]] و غیر قابل [[نسخ]] است... و لازم است حافظی داشته باشد؛ زیرا رها کردن آن بدون حافظ، اهمال درباره آن و نیز [[تکلیف]] کردن پیروانش به چیزی خارج از [[طاقت]] آنهاست»<ref>عبارت مرحوم سید را میتوان در قالب یک قیاس استثنایی اینگونه تقریر کرد: اگر شریعت نیاز به حافظ نداشته باشد، موجب کوتاهی در امر آن و تکلیف مؤمنان به مالایطاق خواهد شد؛ کوتاهی در امر شریعت و تکلیف مؤمنان به مالایطاق جایز نیست؛ پس شریعت نیاز به حافظ دارد (سید مرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۱، ص۱۷۹).</ref>، | |||
# مرحله دوم آنکه [[حافظ شریعت]] باید [[معصوم]] باشد؛ زیرا اگر نباشد، شریعت [[حفظ]] نخواهد شد. سیدمرتضی در تبیین ملازمه میان ارکان [[استدلال]] خود چنین توضیح میدهد که اگر حافظ شریعت معصوم نباشد، ممکن است در شریعت [[تغییر]] و تبدیل ایجاد کند، و این امر، در واقع سبب محفوظ نماندن شریعت خواهد شد؛ زیرا در این صورت، تفاوتی میان بود و نبود حافظ شریعت نخواهد بود<ref>{{عربی|و ليس يخلو أن يكون الحافظ معصوما أو غير معصوم، فإن لم يكن معصوما لم يؤمن من تغييره و تبديله، و في جواز ذلك عليه – و هو الحافظ لها- رجوع إلى أنها غير محفوظة في الحقيقة، لأنه لا فرق بين أن تحفظ بمن جائز عليه التغيير والتبديل والزلل والخطأ وبين أن لا تحفظ جملة}}؛ (سید مرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۱، ص۱۷۹).</ref>. | |||
# مرحله سوم استدلال سید، تأکید بر این است که حافظ شریعت، لزوماً [[امام]] است: «هنگامی که ثابت شد حافظ باید معصوم باشد، محال است شریعت به دست [[امت]] حفظ شود؛ در حالی که [[امت]] [[معصوم]] نیست، و همانگونه که ممکن است تک تک آنها [[اشتباه]] کنند، در جمع آنان نیز همین امکان هست، و هنگامی که [[حافظ شریعت]] بودن امت، [[باطل]] شد، لازم است [[امام]] حافظ آن باشد<ref>به دیگر بیان، میتوان گفت: حافظ شریعت یا امت است یا امام؛ اما امت حافظ شریعت نیست؛ زیرا امت معصوم نیست؛ پس حافظ شریعت امام است (سید مرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۱، ص۱۷۹).</ref>. | |||
[[سید مرتضی]] در کتاب گرانسنگ الشافی فی الامامة، با بررسی همه مواردی که ممکن است تصور شود به جای امام میتوانند [[شریعت]] را [[حفظ]] کنند، امام را تنها گزینه صحیح برای این امر میداند. از نظر [[سید]]، برخی از گزینههایی که برخی از اندیشمندان [[اهل سنت]] برای [[حفظ شریعت]] معرفی میکنند، عبارتاند از: | |||
# تواتر: وقتی شریعت و [[احکام]] آن از راه تواتر به ما رسیده باشند، دیگر نیازی به امام نیست و در واقع همان موجب حفظ شریعت خواهد شد. سید مرتضی در پاسخ به این [[شبهه]]، بر این [[باور]] است که بسیاری از [[احکام شریعت]] یا دستکم برخی از آنها، متواتر نیستند. از اینرو، بازهم نیاز به امام برای حفظ شریعت ثابت میشود<ref>سید مرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۱، ص۱۸۷، ۲۸۳ و ۳۰۵.</ref>؛ | |||
# [[اجماع]]: وقتی امت درباره [[احکام دین]] اتفاق و اجماع داشته باشند، همین عامل موجب حفظ شریعت خواهد شد. سید مرتضی این شبهه را اینگونه پاسخ میدهد که وقتی فرد معصوم، میان اجماع کنندگان حضور نداشته باشد، آن اجماع [[حجت]] نخواهد بود، و اساساً همانگونه که ممکن است افراد امت اشتباه کنند، امکان دارد اجماع آنان نیز اشتباه کنند. از اینرو، اجماع امت نیز نمیتواند موجب حفظ شریعت شود<ref>سید مرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۱، ص۱۸۸.</ref>؛ | |||
# [[قرآن]]: مرحوم سید در پاسخ به اینکه خود قرآن برای حفظ شریعت کافی است، میگوید: اولاً، بیشتر احکام دین به صراحت و به طور تفصیل و مشخص در قرآن نیامدهاند؛ ثانیاً، قرآن از معنا، تفصیل و [[تأویل]] خود خبر نداده است، و لازم است مترجم و مبینی داشته باشد.[[سید]] با [[انکار]] [[حفظ شریعت]] به وسیله این گزینهها، بر حفظ شریعت به دست امام تأکید میکند و [[عصمت]] او را نیز لازم میداند<ref>سید مرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۱، ص۱۸۸. گفتنی است برخی از متکلمان امامیه با حصری عقلی، مصداق حافظ دین را به امام {{ع}} منحصر و آن را ثابت کردهاند؛ بدین بیان که حافظ شریعت قرآن است یا سنت نبوی یا اجماع امت و یا امام. سه فرض نخست باطل است؛ پس متعین در امام است (حسن بن یوسف حلی (علامه حلی)، کشف المراد، تصحیح حسن حسن زاده آملی، ص۴۳۹).</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۳۲۸.</ref> | |||
=== تقریر شیخ طوسی === | |||
[[شیخ الطائفه]]، مانند دیگر [[متکلمان]] پیش از خود، برای [[اثبات عصمت امام]]، به [[برهان حفظ شریعت]] استدلال کرده و مینویسد: اولاً، [[شریعت اسلام]]، آخرین [[شریعت الهی]] بوده و [[ابدی]] است<ref>{{عربی|انه قد ثبت أن شريعة نبينا {{صل}} موبدة}}؛ (محمد بن حسن طوسی، تلخیص الشافی، ج۱، ص۱۳۳).</ref>؛ ثانیاً، بر هرکسی که تا [[روز قیامت]] پس از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به [[دنیا]] میآید، لازم است به دستورهای آن عمل کند<ref>{{عربی|قد علمنا ان شريعة النبي {{صل}} لازمة لكل من يأتي فيما بعد الى قيام الساعة}}؛ (محمد بن حسن طوسی، تمهید الاصول، تصحیح عبدالمحسن مشکوة الدینی، ص۳۵۲).</ref>؛ ثالثاً، اگر [[دین]] و [[شریعت]] بدون حافظ باقی بماند، [[مکلفان]] [[زمان]] [[آینده]] نمیتوانند [[وظایف]] خود را بشناسند و به آن عمل کنند<ref>{{عربی|ان لم يكن لها حافظ لم يمكن من يجيئ فيما بعد الوصول الى ما كلفه و تعبد به}}؛ (محمد بن حسن طوسی، تمهید الاصول، تصحیح عبدالمحسن مشکوة الدینی، ص۳۵۲).</ref>. | |||
بنابراین لازم است شریعت [[حفظ]] شود و [[حفظ شریعت]] متوقف بر وجود حافظ برای آن است. همچنین [[شیخ طوسی]] یادکرد این نکته را لازم میداند که [[حافظ شریعت]]، نمیتواند اموری مانند تواتر روایات یا اجماع امت در مسائل باشد؛ زیرا اولاً، درباره تواتر باید گفت که در نه بخش از ده بخش شریعت تواتری نیست<ref>{{عربی|ذلك ان تسعة اعشار الشريعة ليس فيها تواتر...}}؛ (محمد بن حسن طوسی، تمهید الاصول، تصحیح عبدالمحسن مشکوة الدینی، ص۳۵۲).</ref>؛ | |||
ثانیاً، درباره [[اجماع]] باید گفت افزون بر اینکه در اکثر [[احکام شرع]] اجماع وجود ندارد، اساساً اجماع، زمانی [[حجت]] است که [[معصوم]] نیز در زمره اجماع کنندگان باشد<ref>{{عربی|لا اجماع في أكثر الشرع... ثم انا نقول الإجماع متى فرضنا انه لا معصوم في جملتهم فانه ليس بحجة}}؛ (محمد بن حسن طوسی، تمهید الاصول، تصحیح عبدالمحسن مشکوة الدینی، ص۳۵۴).</ref>. | |||
حال، در قالب [[برهان]] زیر میتوان گفت: حافظ شریعت یا جمیع [[امت]] است یا بعض آن؛ اما حافظ شریعت نمیتواند جمیع امت باشد؛ پس حافظ شریعت باید بعضی از آن باشد. | |||
مرحوم شیخ طوسی، در بیان مقدمه دوم [[استدلال]] فوق بر این [[عقیده]] است که جمیع امت، نمیتواند حافظ شریعت باشد؛ زیرا امکان صدور [[اشتباه]] و [[فراموشی]] و نیز تعمد در [[ارتکاب گناه]] بر امت وجود دارد. پس متعین میشود که حافظ شریعت، باید بعضی از امت باشد که امکان صدور اشتباه و فراموشی و تعمد ارتکاب [[فساد]] و [[گناه]] درباره او وجود نداشته باشد، که چنین شخصی همان [[امام]] است<ref>{{عربی|ليس يخلو الحافظ لها من ان يكون جميع الامة او بعضها و ليس يجوز أن يكون الحافظ لها الامة لان الامة يجوز عليها السهو و النسيان و ارتكاب الفساد و العدول عما علمته فاذن لابد لها من حافظ معصوم يؤمن من جهة التغيير و التبديل و السهو ليتمكن المكلفون من المصير إلى قوله و هذا الامام الذي نذهب اليه}}؛ (محمد بن حسن طوسی، تلخیص الشافی، ص۱۳۳-۱۳۴. نیز ر.ک: همو، تمهید الاصول، تصحیح عبدالمحسن مشکوة الدینی، ص۳۵۲-۳۵۸).</ref>. | |||
[[برهان حفظ شریعت]]، ظاهراً از [[زمان]] مرحوم [[شیخ مفید]] مطرح شده بود. به مرور زمان، مقدمات و ابعاد آن به دست دیگر [[متکلمان]] تبیین شد، تا اینکه مرحوم [[شیخ طوسی]] با تبیین مقدمهای دیگر از مقدمات آن، یعنی [[وجوب]] [[حفظ شریعت]]، آن را کاملاً برهانی و موجه کرد. | |||
افزون بر آن، ظاهر عبارت شیخ طوسی، گویای این [[حقیقت]] است که وی با این [[برهان]] در پی [[اثبات عصمت امام]] از [[اشتباه]] در [[دین]] و نیز گناهانی است که به نحوی به حفظ شریعت خدشه وارد میکند<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۳۸۶.</ref>. | |||
== اشکال و پاسخ == | == اشکال و پاسخ == | ||