پرش به محتوا

ادله ختم نبوت: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۰٬۸۸۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۲۴
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۳۳: خط ۱۳۳:
پس این [[آیه]] نشان می‌دهد که [[هدف]] و غرض از [[نزول]] [[قرآن کریم]] بر [[پیامبر]]{{صل}} این است که [[قرآن]] یا خود پیامبر{{صل}} [[نذیر]] و بیم‌دهنده همه مکلفان (از [[روز]] [[نزول قرآن]] تا [[روز قیامت]]) است و [[دین اسلام]]، [[دین]] [[ابدی]] و [[قرآن مجید]]، کتاب جاویدان [[الهی]] و [[حضرت محمد]]{{صل}} آخرین دین را از جانب [[خداوند]] برای همه [[انسان‌ها]] [[ابلاغ]] کرده است.
پس این [[آیه]] نشان می‌دهد که [[هدف]] و غرض از [[نزول]] [[قرآن کریم]] بر [[پیامبر]]{{صل}} این است که [[قرآن]] یا خود پیامبر{{صل}} [[نذیر]] و بیم‌دهنده همه مکلفان (از [[روز]] [[نزول قرآن]] تا [[روز قیامت]]) است و [[دین اسلام]]، [[دین]] [[ابدی]] و [[قرآن مجید]]، کتاب جاویدان [[الهی]] و [[حضرت محمد]]{{صل}} آخرین دین را از جانب [[خداوند]] برای همه [[انسان‌ها]] [[ابلاغ]] کرده است.
[[مفسران]] بزرگی مانند [[طبری]]<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج۹، ص۳۶۲.</ref>، فخرالدین رازی<ref>محمد فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۴۰.</ref> و [[قرطبی]]<ref>محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۷، ص۴.</ref> نیز این مطلب را یاد آور شده‌اند که از آیه یادشده عمومیت [[رسالت]] [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نسبت به همه [[مکلفان]] و [[جاودانگی]] رسالت وی تا [[روز رستاخیز]] به روشنی قابل استفاده است.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱]] ص ۴۰.</ref>.
[[مفسران]] بزرگی مانند [[طبری]]<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج۹، ص۳۶۲.</ref>، فخرالدین رازی<ref>محمد فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۴۰.</ref> و [[قرطبی]]<ref>محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۷، ص۴.</ref> نیز این مطلب را یاد آور شده‌اند که از آیه یادشده عمومیت [[رسالت]] [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نسبت به همه [[مکلفان]] و [[جاودانگی]] رسالت وی تا [[روز رستاخیز]] به روشنی قابل استفاده است.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱]] ص ۴۰.</ref>.
===[[آیه]] سوم. {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا}}<ref>«و تو را جز مژده‌بخش و بیم‌دهنده برای همه مردم نفرستاده‌ایم اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره سبأ، آیه ۲۸.</ref>.===
[[استدلال]] به این آیه بر جایگاه و معنای واژه {{متن قرآن|كَافَّةً}} [[استوار]] است. برای دستیابی به این مطلب، نخست معنای آن از نظر [[اهل لغت]] مورد بررسی قرار می‌گیرد و سپس به دیدگاه‌های [[دانشمندان]] [[علوم قرآنی]] و [[مفسران]] پرداخته می‌شود تا معلوم شود که واژه مزبور در این آیه از نظر آنان چه جایگاهی دارد و از چه معنایی حکایت می‌کند.
اهل لغت در معنای این واژه دیدگاه‌های گوناگونی بیان کرده‌اند که مهم‌ترین آنها به صورت زیر قابل اشاره است:
#فیومی<ref>احمد بن محمد قیومی، المصباح المنیر، ص۵۳۶.</ref>، ازهری<ref>محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغة، ج۹، ص۳۳۶.</ref>، جوهری<ref>اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح فی اللغة و العلوم، ج۲، ص۴۰۰.</ref> و فیروزآبادی<ref>محمد بن یعقوب فیروز آبادی، القاموس المحیط، ص۷۶۴.</ref> بر این باورند که لفظ {{متن قرآن|كَافَّةً}} از الفاظ عموم به شمار می‌آید و به معنای «جمیع» است.
#عده دیگر مانند ابن [[سیده]]<ref>علی بن اسماعیل بن سیدة مرسی، الحکم و المحیط الاعظم، ج۶، ص۶۶۶.</ref>، ابن منظور<ref>محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۹، ص۳۰۵.</ref>، صاحب [[المنجد]]<ref>لویس معلوف، المنجد فی اللغة، ص۶۸۹.</ref> و احمد سیاح<ref>احمد سیاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین، ج۳-۴، ص۱۳۷۸.</ref> معتقدند که واژه {{متن قرآن|كَافَّةً}} به معنای «[[جماعت]]» است.
#برخی دیگر مانند [[راغب]] [[اصفهانی]]<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ص۴۵۰.</ref> و ابن معروف<ref>عبدالخالق بن معروف، فرهنگ کنز اللغات، ج۲، ص۱۱۱۲.</ref> می‌گویند کلمه {{متن قرآن|كَافَّةً}} به معنای بازدارنده است. [[حسن مصطفوی]] نیز بر این [[باور]] است که در معنای این واژه مفهوم منع و بازداشتن نهفته است؛ لذا اگر به معنای «جماعت» هم به کار رود، بدین لحاظ است که جماعت مزبور [[شرور]] و [[زیان]] را از خود دفع می‌کند<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۱۰، ص۸۶.</ref>.
دانشمندان علوم قرآنی و مفسران نسبت به نقش و معنای واژه {{متن قرآن|كَافَّةً}} در [[آیه]] مورد بحث دیدگاه‌های مختلفی دارند:
# [[طبری]]<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج۱۰، ص۳۷۷.</ref>، [[شیخ الطائفه]]<ref>محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۳۹۶.</ref>، [[واحدی نیشابوری]]<ref>علی بن احمد واحدی النیسابوری، الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ج۳، ص۴۹۵. </ref> و [[قرطبی]]<ref>عبدالله بن محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۷، ص١٩٢.</ref> معتقدند که لفظ {{متن قرآن|كَافَّةً}} در این آیه حال از کلمه «للناس» و به معنای «همه» و مفید عموم است.
#نحاس<ref>احمد بن محمد نحاس، اعراب القرآن، ج۳، ص۳۴۷.</ref>، [[زجاج]]<ref>ابراهیم زجاج، معانی القرآن و اعرابه، ج۴، ص۲۵۴.</ref>، [[زمخشری]]<ref>محمود زمخشری، الکشاف عن غوامض التنزیل، ج۳، ص۵۸۳.</ref>، [[همدانی]]<ref>حسین بن ابی العز الهمدانی، الفرید فی اعراب القرآن المجید، ج۴، ص۷۲.</ref>، [[راغب]] [[اصفهانی]]<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ص۴۵۰.</ref> و [[علامه طباطبایی]]<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۷۷.</ref> از کسانی‌اند که واژه {{متن قرآن|كَافَّةً}} را حال از کاف {{متن قرآن|أَرْسَلْنَاكَ}} می‌دانند.
همدانی در توضیح دیدگاه خویش درباره حال بودن واژه {{متن قرآن|كَافَّةً}} می‌گوید: ذوالحال {{متن قرآن|كَافَّةً}} دو وجه دارد: کاف {{متن قرآن|أَرْسَلْنَاكَ}} یا کلمه {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}}. وجه دوم نزد [[جمهور]] نحویان قابل قبول نیست و امری [[باطل]] و ممنوع به شمار می‌آید؛ زیرا تقدیم حال بر ذوالحال مجرور در استحاله و [[امتناع]] مانند تقدیم مجرور بر جار است<ref>حسین بن ابی العز الهمدانی، القرید فی اعراب القرآن المجید، ج۴، ص۷۲.</ref>؛ یعنی همان‌گونه که تقدیم مجرور بر جار از دیدگاه [[اهل]] [[ادب]] محال است، تقدیم حال بر ذوالحال مجرور نیز چنین است.
زمخشری نیز بر استحاله و امتناع این امر تأکید می‌کند<ref>محمود زمخشری، الکشاف عن غوامض التنزیل، ج۳، ص۵۸۳.</ref> و علامه طباطبایی آن را بر خلاف دیدگاه علمای ادب می‌داند<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۷۷.</ref>.
نحاس<ref>احمد بن محمد نحاس، اعراب القرآن، ج۳، ص۳۴۷.</ref>، زجاج<ref>ابراهیم زجاج، معانی القرآن و اعرابه، ج۴، ص۲۵۴.</ref> و زمخشری<ref>محمود زمخشری، الکشاف عن غوامض التنزیل، ج۳، ص۵۸۳.</ref> پس از آنکه واژه {{متن قرآن|كَافَّةً}} را حال برای کاف {{متن قرآن|أَرْسَلْنَاكَ}} می‌دانند، درباره معنای آن می‌گویند: واژه مزبور به معنای «جامع» و گردآورنده است و معنای [[آیه]] در این صورت چنین خواهد شد: ما شما را نفرستادیم جز برای اینکه گردآورنده [[مردم]] باشی برای [[ترساندن]] از [[نافرمانی]] و [[بشارت]] دادن نسبت به [[فرمانبری]].
این دیدگاه نسبت به معانی {{متن قرآن|كَافَّةً}}، چنان که برخی [[دانشمندان]] مانند [[حلبی]]<ref>شهاب الدین السمین الحلبی، الدر المصون فی علوم الکتاب المکنون، ج۵، ص۴۴۶.</ref> و شوکانی<ref>محمد شوکانی، فتح القدیر، ج۴، ص۴۰۵.</ref> به آن اشاره کرده‌اند، قابل [[دفاع]] نیست و واژه مزبور با آن همخوانی ندارد؛ زیرا {{متن قرآن|كَافَّةً}} از ماده «کف» و از مشتقات آن و از طرف دیگر، «کف» به معنای منع و بازداشتن است؛ پس این معنا باید در همه مشتقات محفوظ باشد؛ چراکه مشتقات همواره معنای ماده و مبدأ اشتقاق را در ضمن دارند و آن را در خود [[حفظ]] می‌کنند، در حالی که اگر {{متن قرآن|كَافَّةً}} به معنای «جامع» و گردآورنده باشد، هیچ گونه اشاره‌ای به معنای مبدأ اشتقاق ندارد؛ پس نمی‌توان گفت که {{متن قرآن|كَافَّةً}} به معنای «گردآورنده» است، بلکه باید گفت به معنای «بازدارنده» است تا معنای ماده و مبدأ اشتقاق در آن محفوظ و مأخوذ باشد.
همان [[طور]] که گذشت، [[راغب]] [[اصفهانی]] معنای مبدأ اشتقاق را در واژه {{متن قرآن|كَافَّةً}} اخذ کرده، می‌گوید: این واژه معنای زجر و منع را می‌رساند و در این فرض، آیه یادشده بیانگر چنین مفهومی خواهد بود: ما تو را نفرستادیم جز برای بازداشتن مردم از [[گناه]] و نافرمانی، در حالی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده هستی<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ص۴۵۰.</ref>.
[[فخر رازی]]<ref>محمد فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، ج۲۵، ص۲۲۴.</ref>، باقوی<ref>علی بن الحسین الباقوی، کشف المشکلات و ایضاح المعضلات فی اعراب القرآن وعلل القراءات، ص۲۳۹. </ref> و بهجت [[عبدالواحد]] [[صالح]]<ref>بهجت عبدالواحد صالح، الاعراب المفصل لکتاب الله المرسل، ج۹، ص۳۴۱.</ref> دو قول مزبور را یادآور شده، می‌گویند: اگر لفظ {{متن قرآن|كَافَّةً}} حال از کاف{{متن قرآن|أَرْسَلْنَاكَ}} باشد، به معنای زجر و منع خواهد بود و اگر حال از کلمه {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} باشد، به معنای همه و جمیع خواهد بود، ولی آنان از این دو قول هیچ کدام را بر دیگری ترجیح نمی‌دهند.
[[طبرسی]] در بحث [[اعراب]]، قول دوم را [[انتخاب]] کرده، می‌گوید: {{متن قرآن|كَافَّةً}} حال برای کاف {{متن قرآن|أَرْسَلْنَاكَ}} و به معنای «بازدارنده» است، اما در بحث معنا به دیدگاه اول رو آورده، می‌گوید: {{متن قرآن|كَافَّةً}} حال از کلمه {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} و مفید عموم است<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷-۸، ص۶۱۱.</ref>.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱]] ص ۴۲.</ref>.
====نتیجه بحث====
برای واژه {{متن قرآن|كَافَّةً}} سه معنا ذکر شده است: «همه»، «[[جماعت]]» و «بازدارنده». درباره جایگاه و نقش آن در [[آیه]] مزبور، دو دیدگاه وجود داشت: حال از کاف {{متن قرآن|أَرْسَلْنَاكَ}} و حال از کلمه {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}}<ref>احتمال دیگر نیز نسبت به جایگاه {{متن قرآن|كَافَّةً}} آن است که این واژه صفتی برای مصدر محذوف و در تقدیر، چنین باشد: {{عربی|إلا الرسالة كافة}}، لکن این احتمال، ضعیف است و بسیاری از دانشمندان به آن توجه نکرده‌اند، بلکه تنها برخی مانند حلبی، همدانی و شوکانی به آن اشاره کرده‌اند (ر.ک: شهاب الدین السمین الحلبی، الدر المصون فی علوم الکتاب المکنون، ج۵، ص۴۴۶؛ حسین بن ابی العز الهمدانی، الفرید فی اعراب القرآن المجید، ج۴، ص۷۲؛ محمد شوکانی، فتح القدیر، ج۴، ص۴۰۵).</ref>.
[[اختلاف]] دیدگاه نسبت به جایگاه آن، باعث اختلاف در معنای آن نیز شده است؛ به این معنا که اگر {{متن قرآن|كَافَّةً}} حال از {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} باشد، آیه مورد بحث بیانگر این است که [[دین اسلام]] آخرین [[دین]] به شمار می‌آید و تا [[روز رستاخیز]] [[آیین]] همه [[بشریت]] خواهد بود؛ زیرا در این صورت، {{متن قرآن|كَافَّةً}} از الفاظ عموم خواهد بود و آیه از [[رسالت پیامبر اسلام]]{{صل}} برای همه جهانیان حکایت می‌کند؛ چون در این فرض، آیه به این معناست که «ما تو را نفرستادیم مگر برای همه [[مردم]] تا روز رستاخیز»؛ یعنی دین اسلام آخرین [[دینی]] است که از طرف [[خداوند]] آمده و پس از آن، [[شریعت]] جدیدی نخواهد آمد، اما اگر {{متن قرآن|كَافَّةً}} حال از کاف {{متن قرآن|أَرْسَلْنَاكَ}} باشد، از الفاظ عموم نخواهد بود و [[جاودانگی دین اسلام]] از این [[آیه]] استفاده نمی‌شود؛ چراکه در این فرض، آیه مزبور از معنایی حکایت می‌کند که هیچ گونه اشاره‌ای به این مطلب ندارد و طبق این فرض، آیه این معنا را می‌فهماند که «ما تو را نفرستادیم مگر برای اینکه [[مردم]] را از [[گناه]] و [[نافرمانی]] بازداری» یا «مردم را برای [[انذار]] و [[تبشیر]] گرد آوری». معلوم است که این معناد هیچ ارتباطی با [[جاودانگی]] و آخرین [[دین]] بودن [[اسلام]] ندارد.
با توجه به مطالب یاد شده، دلالت این آیه بر [[خاتمیت]] مشکل به نظر می‌رسد؛ زیرا همان‌گونه که گذشت، دلالت آیه مزبور بر خاتمیت بر این اساس [[استوار]] است که {{متن قرآن|كَافَّةً}} از الفاظ عموم به شمار آید تا آیه بیانگر [[رسالت پیامبر اسلام]]{{صل}} برای همه جهانیان باشد و این امر در صورتی امکان پذیر است که {{متن قرآن|كَافَّةً}} در این آیه، حال از {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} باشد، در حالی که چنین چیزی از نظر [[جمهور]] [[دانشمندان]] [[ادب]] پذیرفتنی نیست؛ زیرا اولاً این مطلب مستلزم تقدیم ذوالحال مجرور بر حال است که از نظر آنان [[باطل]] و محال است؛ بنابراین کلمه {{متن قرآن|كَافَّةً}} نمی‌تواند حال از کلمه {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} باشد.
ثانیاً اگر لفظ {{متن قرآن|كَافَّةً}} حال برای واژه {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} باشد، لازم می‌آید که «لام» در {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} به معنای «إلی» باشد؛ زیرا بر اساس این فرض، آیه این معنا را می‌رساند که «ما تو را نفرستادیم مگر به سوی همه مردم» و بدون تردید، این امر خلاف ظاهر است؛ چون ظاهر آن است که «لام» به معنای خود به کار رفته است، نه به معنای «إلی»؛ بنابراین واژه {{متن قرآن|كَافَّةً}} حال برای کاف {{متن قرآن|أَرْسَلْنَاكَ}} و به معنای «بازدارنده» یا «گردآورنده»<ref>همان‌گونه که گذشت، معنای «گردآورنده» با ماده و مبدأ اشتقاق «کافة» سازش ندارد؛ پس معنای آن جز «بازدارنده» چیز دیگری نخواهد بود.</ref> خواهد بود. بر این اساس [[آیه]] هیچ ارتباطی با [[خاتمیت]] نخواهد داشت.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱]] ص ۴۵.</ref>.
====نقد یک دیدگاه====
تأکید برخی [[دانشمندان]] و [[محققان]] درباره دلالت آیه مزبور بر خاتمیت قابل [[تأمل]] است. استاد [[جعفر سبحانی]] می‌فرماید: این آیه به خوبی [[خاتمیت پیامبر اسلام]]{{صل}} را ثابت می‌کند؛ زیرا {{متن قرآن|كَافَّةً}} در این آیه به معنای «عامة» و حال از {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} است؛ یعنی «ما تو را نفرستادیم مگر برای همه [[مردم]] [[جهان]]». بر اساس این معنا، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[پیامبر خاتم]] و [[رسالت]] او عمومی، [[جهانی]] و [[ابدی]] خواهد بود.
اما این احتمال که {{متن قرآن|كَافَّةً}} به معنای بازدارنده و حال از کاف {{متن قرآن|أَرْسَلْنَاكَ}} باشد، یک احتمال بسیار [[ضعیف]] است؛ به دو دلیل:
#با بودن کلمه {{متن قرآن|نَذِيرًا}} در ذیل آیه، به کلمه {{متن قرآن|كَافَّةً}} به آن معنا نیاز نیست؛ زیرا اگر {{متن قرآن|كَافَّةً}} به معنای «بازدارنده» است، منظور این است که [[پیامبر گرامی]]{{صل}} با [[تذکر]] و یادآوری [[عذاب‌های الهی]] که برای [[گناهان]] و [[کارهای زشت]] مقرر شده است، مردم را از [[گناه]] بازدارد و روشن است که معنای «[[انذار]]» هم همین است؛ زیرا «انذار» به معنای [[ترساندن]] مردم از [[عذاب الهی]] است.
#در [[قرآن مجید]] همه جا کلمه {{متن قرآن|كَافَّةً}} به معنای «عامة» استعمال شده است؛ مانند [[آیات]] زیر: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً}}<ref>«ای مؤمنان! همگی به فرمانبرداری (خداوند) درآیید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۲۰۸.</ref>، {{متن قرآن|وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً}}<ref>«بی‌گمان شمار ماه‌ها نزد خداوند در کتاب وی روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماه، حرام است، این است آیین استوار، در آنها به خود ستم روا ندارید و همگی با مشرکان جنگ کنید چنان که آنان همگی با شما جنگ می‌کنند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً}}<ref>«و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دسته‌ای رهسپار نمی‌گردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref>.
در همه این [[آیات]] {{متن قرآن|كَافَّةً}} به معنای «[[عامه]]» آمده است<ref>جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج۷، ص۳۳۵.</ref>. پس در [[آیه]] مورد بحث نیز به همین معنا خواهد بود.
به نظر می‌رسد که هم اصل مدعا و هما [[ادله]] آن قابل مناقشه است. مخدوش بودن مدعا از مطالب گذشته روشن شد؛ زیرا اگر واژه {{متن قرآن|كَافَّةً}} حال برای کلمه {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} باشد، مفید عموم خواهد بود، ولی این امر مستلزم تقدم ذوالحال مجرور بر حال است و چنین چیزی از نظر [[دانشمندان]] [[ادب]]، [[باطل]] است. نیز این دیدگاه مستلزم آن است که «لام» در {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} به معنای «إلی» به کار رفته باشد و این خلاف ظاهر است.
مخدوش بودن دلیل نیز با مقداری [[تأمل]] آشکار می‌گردد؛ اما دلیل اول از این رو قابل خدشه است که با بودن کلمه «[[نذیر]]» نه تنها کلمه {{متن قرآن|كَافَّةً}} به معنای «بازدارنده»، تکرار نیست و به آن نیاز است، بلکه کلمه «نذیر» و «[[بشیر]]» مؤید این امر است که واژه {{متن قرآن|كَافَّةً}} در اینجا به معنای «بازدارنده» است نه به معنای «عامة»؛ زیرا در این فرض آیه می‌فرماید: ما تو را نفرستادیم مگر برای اینکه [[مردم]] را از [[نافرمانی]] بازداری.
بازداری از [[نافرمانی خداوند]] و رساندن به [[فرمانبری]] از او، به دو صورت قابل تصویر است: نخست اینکه [[پیامبر]]{{صل}} تکویناً مردم را از [[گناه]] بازدارد؛ یعنی هر کس بخواهد [[معصیت]] کند، پیامبر مانع او شود و با [[اکراه]] و [[اجبار]]، او را از معصیت بازدارد و به [[اطاعت]] وادار سازد و دیگر اینکه پیامبر{{صل}} با [[بیم]] دادن و یادآوری [[عذاب‌های الهی]] برای [[گناهکاران]] و [[بشارت]] دادن به [[پاداش الهی]] برای مطیعان و فرمانبران، [[مردم]] را از [[گناه]] بازدارد و به [[اطاعت]] سوق دهد.
صورت اول فی نفسه امکان پذیر نیست و با [[اختیار]] و [[تکلیف]] نیز نمی‌سازد؛ بنابراین بازداری از [[نافرمانی]] و وادار کردن به [[فرمانبری]]، منحصراً به طریق دوم ممکن است؛ یعنی با [[انذار]] و [[تبشیر]] می‌تواند [[انسان‌ها]] را از گناه بازدارد و به اطاعت سوق دهد.
[[آیه]] مورد بحث نیز همین روش را یادآور می‌شود و می‌فرماید: ما تو را نفرستادیم مگر برای اینکه مردم را از گناه بازداری، در حالی که [[بشیر]] و [[نذیر]] هستی؛ یعنی ما تو را فرستادیم تا با انذار و [[بشارت]]، مردم را از نافرمانی بازداری و به فرمانبری وادار سازی.
بنا بر آنچه گفته شد، با بودن واژه «نذیر»، نه تنها کلمه {{متن قرآن|كَافَّةً}} به معنای «بازدارنده» مستلزم تکرار نیست و از آن [[بی‌نیاز]] نیستیم، بلکه لفظ «نذیر» مؤید این مطلب است که {{متن قرآن|كَافَّةً}} در اینجا باید به معنای «بازدارنده» باشد.
اما مخدوش بودن دلیل دوم بدین جهت است که بدون تردید واژه {{متن قرآن|كَافَّةً}} در موارد متعدد به معنای «عامة» یا «جمیع» به کار رفته و افاده عموم کرده و در [[آیات]] یادشده<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}} «ای مؤمنان! همگی به فرمانبرداری (خداوند) درآیید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۲۰۸؛ {{متن قرآن|إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلَا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}} «بی‌گمان شمار ماه‌ها نزد خداوند در کتاب وی روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماه، حرام است، این است آیین استوار، در آنها به خود ستم روا ندارید و همگی با مشرکان جنگ کنید چنان که آنان همگی با شما جنگ می‌کنند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره توبه، آیه ۳۶؛ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}} «و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دسته‌ای رهسپار نمی‌گردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref> نیز به همین معنا به کار رفته است، ولی [[قیاس]] [[آیات]] مزبور با [[آیه]] مورد بحث، قیاس مع‌الفارق است؛ زیرا همان‌گونه که یادآوری شد، کلمه {{متن قرآن|كَافَّةً}} در آیه مورد بحث، در صورتی مفید عموم است که حال برای {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} باشد و این امر اولاً مستلزم تقدم ذوالحال مجرور بر حال است که از نظر [[جمهور]] علمای [[ادب]] [[باطل]] است و ثانیاً اگر {{متن قرآن|كَافَّةً}} به معنای «عامة» و حال برای {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} باشد این محذور را به دنبال دارد که حرف لام» در {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} به معنای «إلی» باشد، در حالی که ظاهر آن است که «لام» به معنای خود به کار رفته است، اما در آیات مزبور نه تنها این محذور وجود ندارد، بلکه ممکن است در برخی آنها قرائنی بر کاربرد {{متن قرآن|كَافَّةً}} به معنای «عامة» وجود داشته باشد که مفید عموم است؛ استعمال {{متن قرآن|كَافَّةً}} به معنای «عامة» در آیات یاد شده مستلزم کاربرد آن به این معنا در آیه مورد بحث نخواهد بود.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱]] ص ۴۶.</ref>.
====کیفیت دلالت آیات====
مطلب قابل توجه این است که برای [[اثبات]] «[[خاتمیت]]» به آیات متعددی استناد شده است که به سه آیه در مباحث پیشین اشاره شد، اما دلالت این آیات بر دو نوع است:
نوع اول، [[نفی]] [[پیامبر جدید]]؛ برخی از این آیات بیانگر آن است که باب [[نبوت]] به [[طور]] مطلق بسته شده است و [[پیامبر]] جدیدی بعد از [[پیامبر اسلام]] ظهور نخواهد کرد. [[آیه]] چهل [[سوره احزاب]] که قبلاً گذشت، آشکارا می‌رساند که پس از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[پیامبر]] دیگری از سوی [[خداوند]] برانگیخته نخواهد شد؛ خواه آن [[پیامبر دارای کتاب]] و [[شریعت]] باشد یا مروج [[شریعت اسلام]].
نوع دوم، [[نفی]] [[دین جدید]]؛ غیر از آیه چهل سوره احزاب، سایر [[آیات]] (در صورت تمام بودن دلالت آنها) تنها این مطلب را می‌رساند که [[دین اسلام]]، آخرین [[دین]] و تا [[روز رستاخیز]]، تنها [[راه و رسم]] [[بشریت]] است و دین دیگری که [[ناسخ]] شریعت اسلام باشد، نخواهد آمد، اما این آیات هیچ گاه پیامبر جدیدی را که مروج و مبلغ دین اسلام باشد، نفی نمی‌کند؛ بنابراین آنچه «[[خاتمیت]]» مورد نظر را به صورت کامل و تام [[اثبات]] می‌کند، فقط آیه چهل سوره احزاب است، اما دیگر آیات تنها شریعت جدید را نفی و گفتار دین‌سازان را [[ابطال]] می‌کند.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱]] ص ۴۹.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۱۹

ویرایش