تطیر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '\=\=\sپانویس\s\=\=↵\{\{پانویس\}\}\n\n\[\[رده\:(.*)در\sقرآن\]\]' به '== پانویس == {{پانویس}}')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{نبوت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = الهام
| موضوع مرتبط = تطیر
| عنوان مدخل  = [[الهام]]
| عنوان مدخل  = تطیر
| مداخل مرتبط = [[تطیر در قرآن]] - [[تطیر در حدیث]] - [[تطیر در کلام اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[تطیر در قرآن]] - [[تطیر در معارف و سیره نبوی]]
| پرسش مرتبط  = تطیر (پرسش)
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== مقدمه ==
== مقدمه ==
* تطیر که از طیر (پرنده) در اصل به معنای فال زدن به پرنده است. [[عرب]] گاه کلاغی و یا جغدی پرواز می‌کرد، آن را به شومی حمل می‌کردند، سپس در هر مورد که شوم باشد و به آن تفأل زده شود، استعمال می‌شود: (مفردات راغب ص ۵۲۸ «طیر»)
تطیر که از طیر (پرنده) در اصل به معنای فال زدن به پرنده است. [[عرب]] گاه کلاغی و یا جغدی پرواز می‌کرد، آن را به شومی حمل می‌کردند، سپس در هر مورد که شوم باشد و به آن تفأل زده شود، استعمال می‌شود: (مفردات راغب ص ۵۲۸ «طیر»)
#{{متن قرآن|أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَمٰا لِهٰؤُلاٰءِ الْقَوْمِ لاٰ یکٰادُونَ یفْقَهُونَ حَدِیثاً * مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}<ref>«هر جا باشید هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در می‌یابد و اگر نیکی‌یی به ایشان رسد می‌گویند این از سوی خداوند است و اگر بدی‌یی به آنان رسد می‌گویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را * (ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است و هر بدی به تو رسد از خود توست. و (ای محمّد!) ما تو را برای مردم، پیامبر فرستاده‌ایم و خداوند، (شما را) گواه بس» سوره نساء، آیه ۷۸-۷۹.</ref>
#{{متن قرآن|أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَمٰا لِهٰؤُلاٰءِ الْقَوْمِ لاٰ یکٰادُونَ یفْقَهُونَ حَدِیثاً * مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}<ref>«هر جا باشید هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در می‌یابد و اگر نیکی‌یی به ایشان رسد می‌گویند این از سوی خداوند است و اگر بدی‌یی به آنان رسد می‌گویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را * (ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است و هر بدی به تو رسد از خود توست. و (ای محمّد!) ما تو را برای مردم، پیامبر فرستاده‌ایم و خداوند، (شما را) گواه بس» سوره نساء، آیه ۷۸-۷۹.</ref>.
 
== نکات ==
== نکات ==
در دو [[آیه]] فوق [[خداوند]] این موضوع را مطرح می‌کند که [[منافقان]] و افرادی بدون [[تعقل]] به هنگامی که [[نعمت]] و خوبی نصیب آنها می‌شود، می‌گویند این [[نعمت]] از [[ناحیه]] [[خدا]] است و هنگامی که [[بدی]] به آنها برسد به [[پیامبر]] -[[تطیر]] - می‌زنند و می‌گویند از [[ناحیه]] تو است. ای [[پیامبر]] به آنها بگو همه این حوادث و پیروزی‌ها و شکست‌ها از [[ناحیه]] خدااست که براساس لیاقت‌ها و [[ارزش]] وجودی [[انسان‌ها]] به آنها داده می‌شود: «{{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}<ref>«هر جا باشید هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در می‌یابد و اگر نیکی‌یی به ایشان رسد می‌گویند این از سوی خداوند است و اگر بدی‌یی به آنان رسد می‌گویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref>» و چرا این افراد [[تفکر]] و تعمق نمی‌کنند تاحقایق را [[درک]] کنند: {{متن قرآن|فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا}}<ref>«هر جا باشید هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در می‌یابد و اگر نیکی‌یی به ایشان رسد می‌گویند این از سوی خداوند است و اگر بدی‌یی به آنان رسد می‌گویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۲۹۷.</ref>.
در دو [[آیه]] فوق [[خداوند]] این موضوع را مطرح می‌کند که [[منافقان]] و افرادی بدون [[تعقل]] به هنگامی که [[نعمت]] و خوبی نصیب آنها می‌شود، می‌گویند این [[نعمت]] از [[ناحیه]] [[خدا]] است و هنگامی که [[بدی]] به آنها برسد به [[پیامبر]] -[[تطیر]] - می‌زنند و می‌گویند از [[ناحیه]] تو است. ای [[پیامبر]] به آنها بگو همه این حوادث و پیروزی‌ها و شکست‌ها از [[ناحیه]] خدااست که براساس لیاقت‌ها و [[ارزش]] وجودی [[انسان‌ها]] به آنها داده می‌شود: «{{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}<ref>«هر جا باشید هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در می‌یابد و اگر نیکی‌یی به ایشان رسد می‌گویند این از سوی خداوند است و اگر بدی‌یی به آنان رسد می‌گویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref>» و چرا این افراد [[تفکر]] و تعمق نمی‌کنند تاحقایق را [[درک]] کنند: {{متن قرآن|فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا}}<ref>«هر جا باشید هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در می‌یابد و اگر نیکی‌یی به ایشان رسد می‌گویند این از سوی خداوند است و اگر بدی‌یی به آنان رسد می‌گویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۲۹۷.</ref>


== تطیر در قرآن ==
== تطیر در قرآن ==
پدیده تطیر سابقه دیرینه‌ای دارد و در میان ملت‌های گوناگون رواج داشته و ریشه آن، [[ناآگاهی]] نسبت به علت‌های [[واقعی]] حوادث بوده است. [[امت‌ها]] [[پیامبران]] را عامل [[گرفتاری‌ها]] و مشکل‌های خود می‌دانستند و حضورشان را شوم می‌پنداشتند. به همین دلیل، به آنان [[ایمان]] نمی‌آوردند. [[مردم]] این [[عقیده]] را در برخورد با [[حضرت صالح]]<ref>نک: {{متن قرآن|قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَنْ مَعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ}} «گفتند: ما به تو و همراهان تو فال بد زده‌ایم، گفت: فالتان نزد خداوند است بلکه شما گروهی هستید که آزمون شده‌اید» سوره نمل، آیه ۴۷.</ref> و [[حضرت موسی]] {{ع}}<ref>نک: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ}} «ای فرزندان آدم! در هر نمازگاهی زیور خود را بردارید و بخورید و بیاشامید و گزافکاری نکنید که او گزافکاران را دوست نمی‌دارد» سوره اعراف، آیه ۳۱.</ref> مطرح کرده‌اند. [[قرآن کریم]] به [[انسان]] [[تذکر]] می‌دهد که مصدر [[نیکی]] و [[بدی]] خود شما هستید و بی‌جهت به موجودهای دیگر فال [[نیک]] و بد می‌زنید<ref>نک: {{متن قرآن|قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ}} «گفتند: فال بدتان با خودتان است؛ آیا چون پندتان دهند (باز فال بد می‌زنید)؟ بلکه شما گروهی گزافکارید» سوره یس، آیه ۱۹.</ref>.
پدیده تطیر سابقه دیرینه‌ای دارد و در میان ملت‌های گوناگون رواج داشته و ریشه آن، [[ناآگاهی]] نسبت به علت‌های [[واقعی]] حوادث بوده است. [[امت‌ها]] [[پیامبران]] را عامل [[گرفتاری‌ها]] و مشکل‌های خود می‌دانستند و حضورشان را شوم می‌پنداشتند. به همین دلیل، به آنان [[ایمان]] نمی‌آوردند. [[مردم]] این [[عقیده]] را در برخورد با [[حضرت صالح]]<ref>نک: {{متن قرآن|قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَنْ مَعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ}} «گفتند: ما به تو و همراهان تو فال بد زده‌ایم، گفت: فالتان نزد خداوند است بلکه شما گروهی هستید که آزمون شده‌اید» سوره نمل، آیه ۴۷.</ref> و [[حضرت موسی]] {{ع}}<ref>نک: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ}} «ای فرزندان آدم! در هر نمازگاهی زیور خود را بردارید و بخورید و بیاشامید و گزافکاری نکنید که او گزافکاران را دوست نمی‌دارد» سوره اعراف، آیه ۳۱.</ref> مطرح کرده‌اند. [[قرآن کریم]] به [[انسان]] [[تذکر]] می‌دهد که مصدر [[نیکی]] و [[بدی]] خود شما هستید و بی‌جهت به موجودهای دیگر فال [[نیک]] و بد می‌زنید<ref>نک: {{متن قرآن|قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ}} «گفتند: فال بدتان با خودتان است؛ آیا چون پندتان دهند (باز فال بد می‌زنید)؟ بلکه شما گروهی گزافکارید» سوره یس، آیه ۱۹.</ref>.


پس هر [[شومی]] که وجود دارد، مربوط به [[پندار]] و [[کردار]] و گفتار انسان است. شومی در [[اخلاق]] [[فاسد]]، [[نادانی]] و [[کارهای زشت]] [[آدمی]] است.<ref>[[فتحیه فتاحی‌زاده|فتاحی‌زاده، فتحیه]]، [[پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی (کتاب)|پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی]] ص ۳۷.</ref>.
پس هر [[شومی]] که وجود دارد، مربوط به [[پندار]] و [[کردار]] و گفتار انسان است. شومی در [[اخلاق]] [[فاسد]]، [[نادانی]] و [[کارهای زشت]] [[آدمی]] است<ref>[[فتحیه فتاحی‌زاده|فتاحی‌زاده، فتحیه]]، [[پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی (کتاب)|پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی]] ص ۳۷.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۵: خط ۲۶:
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:رذایل اخلاقی]]
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش