قلمرو دین: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۳: خط ۱۳:
در طرح نخست معارف [[اسلام]] بر اساس تفاوت در روش [[شناخت]] و [[میزان]] اهمیت و نقشی که در [[هدایت]] [[انسان]] دارند به سه بخش کلّی [[عقاید]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] قسمت شده‌اند که هر یک، قلمرو خاصی دارد.
در طرح نخست معارف [[اسلام]] بر اساس تفاوت در روش [[شناخت]] و [[میزان]] اهمیت و نقشی که در [[هدایت]] [[انسان]] دارند به سه بخش کلّی [[عقاید]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] قسمت شده‌اند که هر یک، قلمرو خاصی دارد.


طرح دوم بر اساس محوریت [[انسان]] و با توجه به ابعاد وجودی اوست؛ بدین معنا که [[دین]] برای [[هدایت]] [[انسان‌ها]] آمده است {{متن قرآن|شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref> روزهای روزه گرفتن در) ماه رمضان است که قرآن را در آن فرو فرستاده‌اند؛ به رهنمودی برای مردم و برهان‌هایی (روشن) از راهنمایی و جدا کردن حقّ از باطل. پس هر کس از شما این ماه را دریافت (و در سفر نبود)، باید (تمام) آن را روزه بگیرد و اگر بیمار یا در سفر بود، شماری از روزهایی دیگر (روزه بر او واجب است)؛ خداوند برای شما آسانی می‌خواهد و برایتان دشواری نمی‌خواهد و (می‌خواهد) تا شمار (روزه‌ها) را کامل کنید و تا خداوند را برای آنکه راهنمایی‌تان کرده است به بزرگی یاد کنید و باشد که سپاس گزارید؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۵.</ref>؛ {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ}}<ref>این کتاب را که کتاب‌های آسمانی پیش از خود را راست می‌شمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد از پیش، که رهنمون مردم است و فرقان را فرو فرستاد؛ بی‌گمان آنان که به آیات خداوند کفر می‌ورزند عذابی سخت خواهند داشت و خداوند پیروزمندی دادستاننده است؛ سوره آل عمران، آیه ۳- ۴.</ref>، بنابراین، معارف آن با توجه به ابعاد گوناگون مادی، معنوی، فردی، [[اجتماعی]]، [[دنیوی]] و [[اخروی]] قسمت‌بندی می‌شوند. اشکال اساسی این طرح، اولاً محوریت [[انسان]] است که در بینش الهی، چندان پذیرفته نیست و سنجش و ارزیابی همه چیز بر اساس محوریت [[انسان]] نوعی [[گرایش]] اومانیستی به شمار می‌رود، در حالی که همه معارف و آموزه‌های [[خرد]] و کلان [[کتاب و سنت]] فقط بر محور "[[الله]]" می‌چرخد. ثانیاً همه ابعاد وجودی [[انسان]] کاملاً روشن نیست. ثالثاً بسیاری از [[آموزه‌های دینی]] را نمی‌توان منحصر به یک بعد دانست، بلکه با بسیاری از ابعاد سروکار دارند و به اصطلاح گزاره و حکمی چند منظوره‌اند و از این رو نمی‌توان گفت دقیقاً مربوط به کدام بُعد است<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۳، ص ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>.
طرح دوم بر اساس محوریت [[انسان]] و با توجه به ابعاد وجودی اوست؛ بدین معنا که [[دین]] برای [[هدایت]] [[انسان‌ها]] آمده است {{متن قرآن|شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref> روزهای روزه گرفتن در) ماه رمضان است که قرآن را در آن فرو فرستاده‌اند؛ به رهنمودی برای مردم و برهان‌هایی (روشن) از راهنمایی و جدا کردن حقّ از باطل. پس هر کس از شما این ماه را دریافت (و در سفر نبود)، باید (تمام) آن را روزه بگیرد و اگر بیمار یا در سفر بود، شماری از روزهایی دیگر (روزه بر او واجب است)؛ خداوند برای شما آسانی می‌خواهد و برایتان دشواری نمی‌خواهد و (می‌خواهد) تا شمار (روزه‌ها) را کامل کنید و تا خداوند را برای آنکه راهنمایی‌تان کرده است به بزرگی یاد کنید و باشد که سپاس گزارید؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۵.</ref>؛ {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ}}<ref>این کتاب را که کتاب‌های آسمانی پیش از خود را راست می‌شمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد از پیش، که رهنمون مردم است و فرقان را فرو فرستاد؛ بی‌گمان آنان که به آیات خداوند کفر می‌ورزند عذابی سخت خواهند داشت و خداوند پیروزمندی دادستاننده است؛ سوره آل عمران، آیه ۳- ۴.</ref>، بنابراین، معارف آن با توجه به ابعاد گوناگون مادی، معنوی، فردی، [[اجتماعی]]، [[دنیوی]] و [[اخروی]] قسمت‌بندی می‌شوند. اشکال اساسی این طرح، اولاً محوریت [[انسان]] است که در بینش الهی، چندان پذیرفته نیست و سنجش و ارزیابی همه چیز بر اساس محوریت [[انسان]] نوعی [[گرایش]] اومانیستی به شمار می‌رود، در حالی که همه معارف و آموزه‌های [[خرد]] و کلان [[کتاب و سنت]] فقط بر محور "[[الله]]" می‌چرخد. ثانیاً همه ابعاد وجودی [[انسان]] کاملاً روشن نیست. ثالثاً بسیاری از [[آموزه‌های دینی]] را نمی‌توان منحصر به یک بعد دانست، بلکه با بسیاری از ابعاد سروکار دارند و به اصطلاح گزاره و حکمی چند منظوره‌اند و از این رو نمی‌توان گفت دقیقاً مربوط به کدام بُعد است.


طرح سوم، [[معارف دینی]] را بر محور "[[الله]]" دسته‌بندی می‌کند که همه اقسام در حالی که هر یک گستره خاصی را بیان می‌کند، اولاً در طول یکدیگرند نه در عرض هم، ثانياً دارای پیوندی روشن و منطقی با یکدیگر هستند. گستره [[معارف دینی]] بر اساس این طرح و به ترتیب عبارت‌اند از: [[خداشناسی]]، [[جهان‌شناسی]]، [[انسان‌شناسی]]، راه‌شناسی، راهنماشناسی، قرآن‌شناسی، [[اخلاق]] و [[احکام]]<ref>نک: معارف قرآن، ج۱، ص۱۶-۱۱.</ref>.
طرح سوم، [[معارف دینی]] را بر محور "[[الله]]" دسته‌بندی می‌کند که همه اقسام در حالی که هر یک گستره خاصی را بیان می‌کند، اولاً در طول یکدیگرند نه در عرض هم، ثانياً دارای پیوندی روشن و منطقی با یکدیگر هستند. گستره [[معارف دینی]] بر اساس این طرح و به ترتیب عبارت‌اند از: [[خداشناسی]]، [[جهان‌شناسی]]، [[انسان‌شناسی]]، راه‌شناسی، راهنماشناسی، قرآن‌شناسی، [[اخلاق]] و [[احکام]]<ref>نک: معارف قرآن، ج۱، ص۱۶-۱۱.</ref>.


بنابراین، [[شناخت]] و بررسی دقیق آموزه‌های [[کتاب و سنت]] به خوبی نشان می‌دهد که هیچ شأنی از [[شئون]] [[زندگی]] [[انسان]] از قلمرو دین خارج نیست و به دیگر سخن، [[حیات]] [[انسان]] به دو بخش [[دنیوی]] و [[اخروی]] قسمت می‌شود که رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و اساساً چگونگی [[زندگی]] [[اخروی]] [[انسان]] با توجه به چگونگی [[زندگی دنیوی]] او شکل می‌گیرد. بر این اساس، هیچ [[احساس]]، [[اندیشه]] و [[رفتار]] [[خرد]] و کلانی را نمی‌توان یافت که به سبب تأثیر مثبت یا منفی آن کم یا زیاد در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان]] مورد امر یا [[نهی]] [[دین]] قرار نگرفته باشد<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]؛ ص ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>.
بنابراین، [[شناخت]] و بررسی دقیق آموزه‌های [[کتاب و سنت]] به خوبی نشان می‌دهد که هیچ شأنی از [[شئون]] [[زندگی]] [[انسان]] از قلمرو دین خارج نیست و به دیگر سخن، [[حیات]] [[انسان]] به دو بخش [[دنیوی]] و [[اخروی]] قسمت می‌شود که رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و اساساً چگونگی [[زندگی]] [[اخروی]] [[انسان]] با توجه به چگونگی [[زندگی دنیوی]] او شکل می‌گیرد. بر این اساس، هیچ [[احساس]]، [[اندیشه]] و [[رفتار]] [[خرد]] و کلانی را نمی‌توان یافت که به سبب تأثیر مثبت یا منفی آن کم یا زیاد در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان]] مورد امر یا [[نهی]] [[دین]] قرار نگرفته باشد<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>.


==قلمرو و جایگاه [[دین]] در [[زندگی]] [[انسان]]==
==قلمرو و جایگاه [[دین]] در [[زندگی]] [[انسان]]==
بی‌شک امروزه یکی از جدی‌ترین و مهم‌ترین مباحث عرصه [[کلام]] و [[اندیشه]] [[دینی]]، تبیین جایگاه دین در قلمرو زندگی [[بشر]] است؛ مباحثی همچون اینکه حدود و [[ثغور]] [[دیانت]] و نسبت دین با ابعاد و [[شئون]] متعدد و گسترده [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] بشر چیست؟ کدام عرصه‌ها عرصه دین‌ورزی است و اساساً کدام یک ربطی به دیانت ندارد؟ در کجا [[نقش دین]] کمتر است و کجا بیش‌تر؟ در طول [[تاریخ]] نسبت دین با زندگی انسان چگونه بوده است؟ آیا می‌توان گفت با [[پیشرفت]] [[مدنیت]] و [[توسعه]] قلمرو [[دانش]] و [[تکامل]] اندیشه و [[فهم]] [[آدمی]] رفته رفته نقش دین در زندگی بشر کاهش یافته و [[نیازمندی]] او به [[ادیان آسمانی]] به حداقل رسیده است، به طوری که مقطعی از زندگی بشر را می‌توان پایان نیازمندی او به دین تلقی کرد؟ همچنان که از «[[خاتمیت]]» برخی چنین [[تفسیری]] را ارائه نموده‌اند.
بی‌شک امروزه یکی از جدی‌ترین و مهم‌ترین مباحث عرصه [[کلام]] و [[اندیشه]] [[دینی]]، تبیین جایگاه دین در قلمرو زندگی [[بشر]] است؛ مباحثی همچون اینکه حدود و [[ثغور]] [[دیانت]] و نسبت دین با ابعاد و [[شئون]] متعدد و گسترده [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] بشر چیست؟ کدام عرصه‌ها عرصه دین‌ورزی است و اساساً کدام یک ربطی به دیانت ندارد؟ در کجا [[نقش دین]] کمتر است و کجا بیش‌تر؟ در طول [[تاریخ]] نسبت دین با زندگی انسان چگونه بوده است؟ آیا می‌توان گفت با [[پیشرفت]] [[مدنیت]] و [[توسعه]] قلمرو [[دانش]] و [[تکامل]] اندیشه و [[فهم]] [[آدمی]] رفته رفته نقش دین در زندگی بشر کاهش یافته و [[نیازمندی]] او به [[ادیان آسمانی]] به حداقل رسیده است، به طوری که مقطعی از زندگی بشر را می‌توان پایان نیازمندی او به دین تلقی کرد؟ همچنان که از «[[خاتمیت]]» برخی چنین [[تفسیری]] را ارائه نموده‌اند.
آیا نیاز به دین از نوع نیاز مقطعی و [[تاریخی]] و موقتی مربوط به دوره عدم [[بلوغ عقلی]] و [[علمی]] بشر است، یا از نوع نیازی دایمی و مستمر در همه ادوار [[تکامل عقلی]] و علمی او؟ اگر نیازی دایمی است از چه وجوه و ابعادی این نیاز استمرار می‌یابد و حدود و ثغور آن چیست؟
آیا نیاز به دین از نوع نیاز مقطعی و [[تاریخی]] و موقتی مربوط به دوره عدم [[بلوغ عقلی]] و [[علمی]] بشر است، یا از نوع نیازی دایمی و مستمر در همه ادوار [[تکامل عقلی]] و علمی او؟ اگر نیازی دایمی است از چه وجوه و ابعادی این نیاز استمرار می‌یابد و حدود و ثغور آن چیست؟
روشن است که برای پاسخ اصولی به این پرسش‌ها چاره‌ای جز تبیین نسبت دین با [[عقل]] و [[علم]] بشری نیست. بدون فهم روشن از رابطه [[علم و دین]] و نسبت [[خرد]] و [[تعقل]] آدمی با [[تعبد]] و دین‌ورزی او، نمی‌توان پاسخ دقیق و صریح به پرسش‌های یادشده داد. در خصوص رابطه علم و دین نظریه‌پردازی‌های متفاوت و متباعدی وجود دارد که ابتنای به هر یک، پاسخ‌های متفاوتی در پی خواهد داشت. در این‌جا به مواردی از این نظریه‌پردازی‌ها که از خلال آرای ارائه شده در این خصوص [[استنباط]] می‌شود، اشاره می‌کنیم.
روشن است که برای پاسخ اصولی به این پرسش‌ها چاره‌ای جز تبیین نسبت دین با [[عقل]] و [[علم]] بشری نیست. بدون فهم روشن از رابطه [[علم و دین]] و نسبت [[خرد]] و [[تعقل]] آدمی با [[تعبد]] و دین‌ورزی او، نمی‌توان پاسخ دقیق و صریح به پرسش‌های یادشده داد. در خصوص رابطه علم و دین نظریه‌پردازی‌های متفاوت و متباعدی وجود دارد که ابتنای به هر یک، پاسخ‌های متفاوتی در پی خواهد داشت. در این‌جا به مواردی از این نظریه‌پردازی‌ها که از خلال آرای ارائه شده در این خصوص [[استنباط]] می‌شود، اشاره می‌کنیم.
خط ۴۰: خط ۴۱:
همه این پرسش‌ها و [[تردیدها]]، از بحث بنیادی و اصولی فلسفه نبوت بر می‌خیزد و پاسخ به این تردیدها بر پایه نوع تحلیلی که از ادله [[اثبات]] ضرورت ارسال دین ارائه می‌شود، تعین و تقوم می‌یابد. مباحثی که در ذیل خواهد آمد در دو بخش اصلی قرار می‌گیرد:
همه این پرسش‌ها و [[تردیدها]]، از بحث بنیادی و اصولی فلسفه نبوت بر می‌خیزد و پاسخ به این تردیدها بر پایه نوع تحلیلی که از ادله [[اثبات]] ضرورت ارسال دین ارائه می‌شود، تعین و تقوم می‌یابد. مباحثی که در ذیل خواهد آمد در دو بخش اصلی قرار می‌گیرد:
# ضرورت و دوام نیازمندی به دین؛
# ضرورت و دوام نیازمندی به دین؛
#حداکثری بودن نیاز به دین.<ref>[[عباس جوار‌شکیان|عباس جوار‌شکیان، عباس]]، [[امامت سر خاتمیت (کتاب)|امامت سر خاتمیت]] ص ۲۳.</ref>.
#حداکثری بودن نیاز به دین<ref>[[عباس جوار‌شکیان|جوار‌شکیان، عباس]]، [[امامت سر خاتمیت (کتاب)|امامت سر خاتمیت]] ص ۲۳.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۶۶: خط ۶۷:
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳''']]
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳''']]
# [[پرونده:587.jpg|22px]] [[عباس جوار‌شکیان|عباس جوار‌شکیان، عباس]]، [[امامت سر خاتمیت (کتاب)|'''امامت سر خاتمیت''']]
# [[پرونده:587.jpg|22px]] [[عباس جوار‌شکیان|جوار‌شکیان، عباس]]، [[امامت سر خاتمیت (کتاب)|'''امامت سر خاتمیت''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش