بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
طرح سوم، [[معارف دینی]] را بر محور "[[الله]]" دستهبندی میکند که همه اقسام در حالی که هر یک گستره خاصی را بیان میکند، اولاً در طول یکدیگرند نه در عرض هم، ثانياً دارای پیوندی روشن و منطقی با یکدیگر هستند. گستره [[معارف دینی]] بر اساس این طرح و به ترتیب عبارتاند از: [[خداشناسی]]، [[جهانشناسی]]، [[انسانشناسی]]، راهشناسی، راهنماشناسی، قرآنشناسی، [[اخلاق]] و [[احکام]]<ref>نک: معارف قرآن، ج۱، ص۱۶-۱۱.</ref>. | طرح سوم، [[معارف دینی]] را بر محور "[[الله]]" دستهبندی میکند که همه اقسام در حالی که هر یک گستره خاصی را بیان میکند، اولاً در طول یکدیگرند نه در عرض هم، ثانياً دارای پیوندی روشن و منطقی با یکدیگر هستند. گستره [[معارف دینی]] بر اساس این طرح و به ترتیب عبارتاند از: [[خداشناسی]]، [[جهانشناسی]]، [[انسانشناسی]]، راهشناسی، راهنماشناسی، قرآنشناسی، [[اخلاق]] و [[احکام]]<ref>نک: معارف قرآن، ج۱، ص۱۶-۱۱.</ref>. | ||
بنابراین، [[شناخت]] و بررسی دقیق آموزههای [[کتاب و سنت]] به خوبی نشان میدهد که هیچ شأنی از [[شئون]] [[زندگی]] [[انسان]] از قلمرو دین خارج نیست و به دیگر سخن، [[حیات]] [[انسان]] به دو بخش [[دنیوی]] و [[اخروی]] قسمت میشود که رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و اساساً چگونگی [[زندگی]] [[اخروی]] [[انسان]] با توجه به چگونگی [[زندگی دنیوی]] او شکل میگیرد. بر این اساس، هیچ [[احساس]]، [[اندیشه]] و [[رفتار]] [[خرد]] و کلانی را نمیتوان یافت که به سبب تأثیر مثبت یا منفی آن کم یا زیاد در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان]] مورد امر یا [[نهی]] [[دین]] قرار نگرفته باشد<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>. | بنابراین، [[شناخت]] و بررسی دقیق آموزههای [[کتاب و سنت]] به خوبی نشان میدهد که هیچ شأنی از [[شئون]] [[زندگی]] [[انسان]] از قلمرو دین خارج نیست و به دیگر سخن، [[حیات]] [[انسان]] به دو بخش [[دنیوی]] و [[اخروی]] قسمت میشود که رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و اساساً چگونگی [[زندگی]] [[اخروی]] [[انسان]] با توجه به چگونگی [[زندگی دنیوی]] او شکل میگیرد. بر این اساس، هیچ [[احساس]]، [[اندیشه]] و [[رفتار]] [[خرد]] و کلانی را نمیتوان یافت که به سبب تأثیر مثبت یا منفی آن کم یا زیاد در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان]] مورد امر یا [[نهی]] [[دین]] قرار نگرفته باشد<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دین - اسدی (مقاله)|دین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص ۲۶۲- ۲۶۳.</ref>. | ||
==قلمرو و جایگاه [[دین]] در [[زندگی]] [[انسان]]== | ==قلمرو و جایگاه [[دین]] در [[زندگی]] [[انسان]]== | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
==[[دلایل]] حداکثری بودن قلمرو دین== | ==[[دلایل]] حداکثری بودن قلمرو دین== | ||
۱. [[وحدت]] و | ۱. [[وحدت]] و یگانگی واقعیت درونی [[انسان]]: وجود انسان در عین برخورداری از ابعاد و [[شئون]] مختلف [[روحی]] و روانی، مادی و [[معنوی]]، ظاهری و [[باطنی]] و... وحدت [[حقیقت]] و یگانگی ذاتی دارد، به گونهای که تعدد و تکثر قوا و مؤلفههای [[شخصیت انسان]] در این [[هویت]] وحدانی، رنگ باخته و به رغم تفاوت و تباین ظاهری به حقیقت واحدهای رهنمون میشوند. | ||
مطابق آنچه [[حکیمان]] در عرصه اندیشههای [[فلسفی]] [[اثبات]] کردهاند و [[دانشمندان]] در عرصه [[علوم تجربی]] بر آن صحه گذاردهاند، نسبت حقیقت [[نفسانی]] انسان با قوا و شئون گوناگون خود، از نوع نسبتهای انضمامی، یا حلولی و یا حتی اتحادی نیست، بلکه از نوع نسبت ذات با لوازم آن، یا نسبت علت با معلولهای آن، یا نسبت ذات با جلوات و ظهورات آن است. از این منظر، ما با حقیقتی روبهرو هستیم که در عین وحدت، دارای کثرت است و در عین کثرت، از یک حقیقت وحدانی برخوردار است. | مطابق آنچه [[حکیمان]] در عرصه اندیشههای [[فلسفی]] [[اثبات]] کردهاند و [[دانشمندان]] در عرصه [[علوم تجربی]] بر آن صحه گذاردهاند، نسبت حقیقت [[نفسانی]] انسان با قوا و شئون گوناگون خود، از نوع نسبتهای انضمامی، یا حلولی و یا حتی اتحادی نیست، بلکه از نوع نسبت ذات با لوازم آن، یا نسبت علت با معلولهای آن، یا نسبت ذات با جلوات و ظهورات آن است. از این منظر، ما با حقیقتی روبهرو هستیم که در عین وحدت، دارای کثرت است و در عین کثرت، از یک حقیقت وحدانی برخوردار است. | ||
بر پایه چنین تحلیلی از هستی [[آدمی]] است که هر گونه تلقی جدا انگارانه از ابعاد شخصیتی انسان مطرود واقع میشود. جدایی نظر از عمل، [[عقل]] از [[دل]]، [[اندیشه]] از [[احساس]]، [[علم]] از [[ایمان]]، [[دانش]] از [[ارزش]] و...، در ساحات وجودی انسان جایی ندارد؛ هیچ عرصهای از اندیشه، احساس، [[ملکات]] روحی و [[اخلاقی]]، [[تمایلات]] و گرایشهای درونی، خواست و [[اراده]]، نیات و تمنیات انسان نیست که از دیگری خبر ندهد و چون آینههای رو در رو، تصاویر متقابلی از دیگر ابعاد و شئون [[شخصیت]] او را منعکس نسازد. | بر پایه چنین تحلیلی از هستی [[آدمی]] است که هر گونه تلقی جدا انگارانه از ابعاد شخصیتی انسان مطرود واقع میشود. جدایی نظر از عمل، [[عقل]] از [[دل]]، [[اندیشه]] از [[احساس]]، [[علم]] از [[ایمان]]، [[دانش]] از [[ارزش]] و...، در ساحات وجودی انسان جایی ندارد؛ هیچ عرصهای از اندیشه، احساس، [[ملکات]] روحی و [[اخلاقی]]، [[تمایلات]] و گرایشهای درونی، خواست و [[اراده]]، نیات و تمنیات انسان نیست که از دیگری خبر ندهد و چون آینههای رو در رو، تصاویر متقابلی از دیگر ابعاد و شئون [[شخصیت]] او را منعکس نسازد. | ||
| خط ۷۰: | خط ۷۰: | ||
بر پایه چنین تلقی از [[حقیقت انسان]] و [[جهان هستی]] و [[فلسفه آفرینش]] [[آدمی]] است که موقعیت بیبدیل [[دین]] در [[زندگی]] [[انسان]] آشکار میشود و دین از چنان جایگاهی بهرهمند میشود که همه ابعاد و جوانب و عرصههای زندگی انسان را پر میکند. نگاه و [[باور]] و عمل [[دینی]] بر اساس [[الگوها]] و [[آموزههای الهی]]، همه فضای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] انسان را تحت شعاع خود قرار میدهد و تمامی [[دانش]] و [[معرفت]] متراکم بشری را به [[خدمت]] دین در میآورد و [[کارگزار]] [[آرمانهای دینی]] میگردد. | بر پایه چنین تلقی از [[حقیقت انسان]] و [[جهان هستی]] و [[فلسفه آفرینش]] [[آدمی]] است که موقعیت بیبدیل [[دین]] در [[زندگی]] [[انسان]] آشکار میشود و دین از چنان جایگاهی بهرهمند میشود که همه ابعاد و جوانب و عرصههای زندگی انسان را پر میکند. نگاه و [[باور]] و عمل [[دینی]] بر اساس [[الگوها]] و [[آموزههای الهی]]، همه فضای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] انسان را تحت شعاع خود قرار میدهد و تمامی [[دانش]] و [[معرفت]] متراکم بشری را به [[خدمت]] دین در میآورد و [[کارگزار]] [[آرمانهای دینی]] میگردد. | ||
از اینجا آشکار میشود که تلقی حداکثری از قلمرو دین، چگونه در باور حداکثری به حقیقت انسان ریشه داشته، جایگاه او را در عالم و [[غایت]] [[حیات]] و فلسفه آفرینش را در افق ابدیت روشن میسازد و بیان میکند که حداقلگرایان چه منظر تنگ، ناچیز و حقیری از دین و انسان و فلسفه آفرینش و [[جهان آخرت]] را در بن [[اندیشه]] خویش دارند.<ref>[[عباس جوارشکیان| | از اینجا آشکار میشود که تلقی حداکثری از قلمرو دین، چگونه در باور حداکثری به حقیقت انسان ریشه داشته، جایگاه او را در عالم و [[غایت]] [[حیات]] و فلسفه آفرینش را در افق ابدیت روشن میسازد و بیان میکند که حداقلگرایان چه منظر تنگ، ناچیز و حقیری از دین و انسان و فلسفه آفرینش و [[جهان آخرت]] را در بن [[اندیشه]] خویش دارند.<ref>[[عباس جوارشکیان|جوارشکیان، عباس]]، [[امامت سر خاتمیت (کتاب)|امامت سر خاتمیت]] ص ۸۴.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۹۵: | خط ۹۵: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳''']] | # [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دین - اسدی (مقاله)|دین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳''']] | ||
# [[پرونده:587.jpg|22px]] [[عباس جوارشکیان|جوارشکیان، عباس]]، [[امامت سر خاتمیت (کتاب)|'''امامت سر خاتمیت''']] | # [[پرونده:587.jpg|22px]] [[عباس جوارشکیان|جوارشکیان، عباس]]، [[امامت سر خاتمیت (کتاب)|'''امامت سر خاتمیت''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||