پرش به محتوا

عتق در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '\[\[رده\:(.*)\sدر\sفقه\sسیاسی\]\]' به '')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = عتق
| موضوع مرتبط = عتق
| عنوان مدخل  = [[عتق]]
| عنوان مدخل  = عتق
| مداخل مرتبط = [[عتق در قرآن]] - [[عتق در حدیث]] - [[عتق در فقه اسلامی]] - [[عتق در فقه سیاسی]]
| مداخل مرتبط = [[عتق در فقه سیاسی]]
| پرسش مرتبط  = عتق (پرسش)
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
عتق و فک، به معنای [[آزاد]] کردن و رقبه بر وزن "[[صدقه]]" به معنای برده است<ref>اقرب الموارد، ج۲، ص۴۱۳؛ لغت‌نامه دهخدا، ج۱۲، ص۱۲۱۹۱؛ مجمع البحرین، ج۵، ص۲۸۴.</ref>.
عتق و فک، به معنای [[آزاد]] کردن و رقبه بر وزن "[[صدقه]]" به معنای برده است<ref>اقرب الموارد، ج۲، ص۴۱۳؛ لغت‌نامه دهخدا، ج۱۲، ص۱۲۱۹۱؛ مجمع البحرین، ج۵، ص۲۸۴.</ref>.
[[اسلام]] در جهت [[آزادی]] [[بشر]] از [[اسارت]] و [[گسستن]] [[انسان]] از قید و بند [[بردگی]] در اشکال مختلف آن، بر خود [[رسالت]] [[جهانی]] و [[تاریخی]] قایل است و در [[سیاست خارجی]] نیز برای رهانیدن [[بشر]] از [[ظلم]] و [[بردگی]] برنامه‌هایی دارد. [[قرآن کریم]]<ref>{{متن قرآن|فَكُّ رَقَبَةٍ *... * أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ}} «آزاد کردن برده‌ای است *... * آنان، خجستگانند» سوره بلد، آیه ۱۳ و ۱۸؛ وسایل الشیعه، ج۱۶، کتاب العتق، ص۳، حدیث ۲.</ref> [[رسالت پیامبر]] {{صل}} را آزادسازی [[انسان]] از بند [[بردگی]]، [[خرافات]] و [[جهل]] و [[شرک]] می‌داند و آزادکنندگان برده را جزو "[[اصحاب المیمنه]]" می‌شمارد. به همین منظور، سهمی از بودجه [[زکات]]، به طور رسمی به این امر اختصاص می‌یافت<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}} «زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجویی‌شدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راه‌ماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰؛ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۴۴۷، حدیث ۴؛ بدایة المجتهد، ج۲، ص۲۸۴ به بعد.</ref>. گفتنی است، هر گاه [[کفار]] برای [[آزادی]] اسرای خود اقدامی صورت نمی‌دادند، [[امام]] [[مسلمین]] می‌توانست اسرای یادشده را به عنوان عناصر [[تربیت]] نشده میان [[جامعه اسلامی]] نگه دارد؛ تا در میان خانوادۀ [[پاک]] [[اسلامی]] [[تربیت]] شوند و آنگاه به خاطر جلب [[رضایت خداوند]]، آنان را [[آزاد]] کند. این عمل، اصطلاحاً "عتق" نامیده می‌شد و نیز گاهی با [[اسیر]] [[قرارداد]] می‌بستند تا مقداری از حاصل کار روزانه‌اش را برای [[آزاد]] شدن، بپردازد که پس از رسیدن مبلغ به آن حدّ معین، [[آزاد]] می‌گردید. این عمل را مکاتبه می‌گفتند. در این میان، اگر [[اسیر]]، [[زن]] بود و از [[مرد]] [[مسلمان]] صاحب [[فرزند]] می‌شد، بعد از فوت مولا، از سهم [[فرزند]] قهراً [[آزاد]] می‌شد و اصطلاحاً به "استیلاد" مشهور بود<ref>شرح لمعه، ج۶، کتاب العتق والتدبیر والمکاتبه، ص۳۶۹؛ جواهر الکلام، ج۳۴، ص۸۷ به بعد؛ تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۱۸۲؛ شرایع الاسلام، ج۳، ص۱۳۹؛ فقه الزکاة، ج۲، ص۶۲۰؛ راجع به عتق رسول الله {{صل}} ر. ک: الحاوی الکبیر فی فقه الامام الشافعی، ج۱۸، ص۴.</ref>. دو مورد فوق راجع به [[آزادی]] اسرای [[جنگی]]، موقعی است که خود [[پیامبر]] {{صل}} یا [[امام]] [[معصوم]] {{ع}} حضور داشته باشند. شایان ذکر است که خود [[پیامبر]] {{صل}} در [[طول عمر]] شریفشان، هیچ‌گاه به این شیوه‌ها عمل نکرده بود. این شیوه، تنها [[پیش‌بینی]] و تمهیدی بود برای روزی که [[کافران]] از در [[مسالمت]] و [[مصالحه]] بر نیایند<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص ۱۳۶.</ref>.
[[اسلام]] در جهت [[آزادی]] [[بشر]] از [[اسارت]] و [[گسستن]] [[انسان]] از قید و بند [[بردگی]] در اشکال مختلف آن، بر خود [[رسالت]] [[جهانی]] و [[تاریخی]] قایل است و در [[سیاست خارجی]] نیز برای رهانیدن [[بشر]] از [[ظلم]] و [[بردگی]] برنامه‌هایی دارد. [[قرآن کریم]]<ref>{{متن قرآن|فَكُّ رَقَبَةٍ *... * أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ}} «آزاد کردن برده‌ای است *... * آنان، خجستگانند» سوره بلد، آیه ۱۳ و ۱۸؛ وسایل الشیعه، ج۱۶، کتاب العتق، ص۳، حدیث ۲.</ref> [[رسالت پیامبر]] {{صل}} را آزادسازی [[انسان]] از بند [[بردگی]]، [[خرافات]] و [[جهل]] و [[شرک]] می‌داند و آزادکنندگان برده را جزو "[[اصحاب المیمنه]]" می‌شمارد. به همین منظور، سهمی از بودجه [[زکات]]، به طور رسمی به این امر اختصاص می‌یافت<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}} «زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجویی‌شدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راه‌ماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰؛ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۴۴۷، حدیث ۴؛ بدایة المجتهد، ج۲، ص۲۸۴ به بعد.</ref>. گفتنی است، هر گاه [[کفار]] برای [[آزادی]] اسرای خود اقدامی صورت نمی‌دادند، [[امام]] [[مسلمین]] می‌توانست اسرای یادشده را به عنوان عناصر [[تربیت]] نشده میان [[جامعه اسلامی]] نگه دارد؛ تا در میان خانوادۀ [[پاک]] [[اسلامی]] [[تربیت]] شوند و آنگاه به خاطر جلب [[رضایت خداوند]]، آنان را [[آزاد]] کند. این عمل، اصطلاحاً "عتق" نامیده می‌شد و نیز گاهی با [[اسیر]] [[قرارداد]] می‌بستند تا مقداری از حاصل کار روزانه‌اش را برای [[آزاد]] شدن، بپردازد که پس از رسیدن مبلغ به آن حدّ معین، [[آزاد]] می‌گردید. این عمل را مکاتبه می‌گفتند. در این میان، اگر [[اسیر]]، [[زن]] بود و از [[مرد]] [[مسلمان]] صاحب [[فرزند]] می‌شد، بعد از فوت مولا، از سهم [[فرزند]] قهراً [[آزاد]] می‌شد و اصطلاحاً به "استیلاد" مشهور بود<ref>شرح لمعه، ج۶، کتاب العتق والتدبیر والمکاتبه، ص۳۶۹؛ جواهر الکلام، ج۳۴، ص۸۷ به بعد؛ تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۱۸۲؛ شرایع الاسلام، ج۳، ص۱۳۹؛ فقه الزکاة، ج۲، ص۶۲۰؛ راجع به عتق رسول الله {{صل}} ر. ک: الحاوی الکبیر فی فقه الامام الشافعی، ج۱۸، ص۴.</ref>. دو مورد فوق راجع به [[آزادی]] اسرای [[جنگی]]، موقعی است که خود [[پیامبر]] {{صل}} یا [[امام]] [[معصوم]] {{ع}} حضور داشته باشند. شایان ذکر است که خود [[پیامبر]] {{صل}} در [[طول عمر]] شریفشان، هیچ‌گاه به این شیوه‌ها عمل نکرده بود. این شیوه، تنها [[پیش‌بینی]] و تمهیدی بود برای روزی که [[کافران]] از در [[مسالمت]] و [[مصالحه]] بر نیایند<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص ۱۳۶.</ref>.


خط ۱۷: خط ۱۸:


با توجه به این [[حقیقت اسلام]] در جهت [[آزادی]] [[بشر]] از [[اسارت‌ها]] و [[گسستن]] بند رقیّت و [[بردگی]] در اشکال مختلف آن، برای خود [[رسالت]] جهانی و تاریخی قایل است و می‌خواهد [[انسان]] را از [[بندگی]] و [[عبودیت]] [[انسان]] برهاند و او را به [[عبادت]] و بندگی [[خالق]] [[متعال]] سوق دهد و [[هدایت]] کند<ref>جمله‌ای است که فرمانده ارتش اسلام در جنگ قادسیه به رستم فرخ‌زاد فرمانده نیروهای نظام سلطنتی ایران گفت.</ref>.
با توجه به این [[حقیقت اسلام]] در جهت [[آزادی]] [[بشر]] از [[اسارت‌ها]] و [[گسستن]] بند رقیّت و [[بردگی]] در اشکال مختلف آن، برای خود [[رسالت]] جهانی و تاریخی قایل است و می‌خواهد [[انسان]] را از [[بندگی]] و [[عبودیت]] [[انسان]] برهاند و او را به [[عبادت]] و بندگی [[خالق]] [[متعال]] سوق دهد و [[هدایت]] کند<ref>جمله‌ای است که فرمانده ارتش اسلام در جنگ قادسیه به رستم فرخ‌زاد فرمانده نیروهای نظام سلطنتی ایران گفت.</ref>.
بردگی از [[رسوم]] و [[قوانین]] منحوس و وحشت‌زای [[تاریخ]] بشر بوده است و میلیون‌ها انسان در طول تاریخ، در اثر رواج نظام‌های بردگی، [[شرافت]] و [[عزت]]، [[استقلال]] و بالأخره [[هویت]] [[انسانی]] خود را از دست داده و در لابلای چرخ‌های قدرتمند آن [[نظام‌ها]] نابود و له شده‌اند.
بردگی از [[رسوم]] و [[قوانین]] منحوس و وحشت‌زای [[تاریخ]] بشر بوده است و میلیون‌ها انسان در طول تاریخ، در اثر رواج نظام‌های بردگی، [[شرافت]] و [[عزت]]، [[استقلال]] و بالأخره [[هویت]] [[انسانی]] خود را از دست داده و در لابلای چرخ‌های قدرتمند آن [[نظام‌ها]] نابود و له شده‌اند.
[[اسلام]] در قسمت [[سیاست خارجی]] خود، برای [[رهایی]] بشر از قید و بند [[کفر]]، [[ظلم]]، [[تبعیض]] و بردگی، برنامه‌های ویژه‌ای را [[پیش‌بینی]] کرده که مهم‌ترین آنها عبارتند از: [[دعوت]]، [[جهاد]]، [[آزادی]] انسان از بند بردگی و بندگی (فکّ رقبه)<ref>«فک” بر وزن “سدّ” به معنای آزاد کردن و “رقبه” بر وزن “صدقه” به معنای برده و گردن اسیر می‌باشد که جمع آن رقاب است.</ref>(...)<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۱۴.</ref>
 
[[اسلام]] در قسمت [[سیاست خارجی]] خود، برای [[رهایی]] بشر از قید و بند [[کفر]]، [[ظلم]]، [[تبعیض]] و بردگی، برنامه‌های ویژه‌ای را [[پیش‌بینی]] کرده که مهم‌ترین آنها عبارتند از: [[دعوت]]، [[جهاد]]، [[آزادی]] انسان از بند بردگی و بندگی (فکّ رقبه)<ref>«فک” بر وزن “سدّ” به معنای آزاد کردن و “رقبه” بر وزن “صدقه” به معنای برده و گردن اسیر می‌باشد که جمع آن رقاب است.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۱۴.</ref>
 
===“فکّ رقبه” یا [[مبارزه]] با [[بردگی]] ===
===“فکّ رقبه” یا [[مبارزه]] با [[بردگی]] ===
با شروع [[جهاد]] علیه [[ستمگران]] و رژیم‌های [[کافر]]، برنامه بسیار منطقی و دقیق “فکّ رقبه” [[اسلام]] نیز آغاز می‌شود زیرا [[پیام اسلام]] و [[ارتش]] [[اسلامی]] به برده‌هایی که تحت [[حکومت]] [[کفّار]] [[ستمگر]] [[زندگی]] می‌کرده‌اند این بوده است که:
با شروع [[جهاد]] علیه [[ستمگران]] و رژیم‌های [[کافر]]، برنامه بسیار منطقی و دقیق “فکّ رقبه” [[اسلام]] نیز آغاز می‌شود زیرا [[پیام اسلام]] و [[ارتش]] [[اسلامی]] به برده‌هایی که تحت [[حکومت]] [[کفّار]] [[ستمگر]] [[زندگی]] می‌کرده‌اند این بوده است که:
خط ۴۰: خط ۴۴:


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
{{پرسش‌های وابسته}}
* [[عتق در فقه سیاسی چگونه ترسیم شده است؟ (پرسش)]]
* [[عتق در فقه سیاسی چگونه ترسیم شده است؟ (پرسش)]]
{{پایان مدخل‌ وابسته}}
{{پایان پرسش‌های وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
خط ۵۱: خط ۵۶:
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:اصطلاحات فقهی]]
[[رده:اصطلاحات سیاسی]]
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش