پرش به محتوا

مواسات در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابن‌شهرآشوب')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{سیره معصوم}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = مواسات
| موضوع مرتبط = مواسات
| عنوان مدخل  = مواسات
| عنوان مدخل  = مواسات
| مداخل مرتبط = [[مواسات در لغت]] - [[مواسات در قرآن]] - [[مواسات در حدیث]] - [[مواسات در نهج البلاغه]] - [[مواسات در اخلاق اسلامی]] - [[مواسات در تاریخ اسلامی]] - [[مواسات در معارف دعا و زیارات]] - [[مواسات در معارف و سیره نبوی]] - [[مواسات در معارف و سیره امام علی]] - [[مواسات در معارف و سیره امام حسین]] - [[مواسات در فقه سیاسی]]
| مداخل مرتبط = [[مواسات در لغت]] - [[مواسات در اخلاق اسلامی]] - [[مواسات در تاریخ اسلامی]] - [[مواسات در معارف دعا و زیارات]] - [[مواسات در معارف و سیره نبوی]] - [[مواسات در معارف و سیره علوی]] - [[مواسات در معارف و سیره حسینی]] - [[مواسات در فقه سیاسی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۱۰: خط ۹:
مواساتی که [[انصار]] با [[مهاجران]] روا داشتند، الگویی برای همه [[تاریخ]] است. [[امام صادق]] {{ع}} عمل انصار با مهاجران را به عنوان نمونه‌ای برجسته معرفی کرده و [[مسلمانان]] و [[شیعیان]] را به تأسّی آن خوانده است<ref>ر. ک: الکافی، ج۲، ص۱۷۵، حدیث ۴.</ref>. آن چه در [[مدینه]] گذشت و [[رفتاری]] که انصار با مهاجران نشان دادند، در تاریخ [[تحولات اجتماعی]] بی‌مانند است. آنان که از [[خانه]] و [[زندگی]] دست کشیده بودند و از دیار [[شرک]] به [[سرزمین ایمان]] روی آورده بودند، چیزی با خود نداشتند، و انصار با روی گشاده و دست [[بخشاینده]]، آنان را در میان خود پذیرفتند. [[عبد الرحمن بن زید بن اسلم]] گوید: [[رسول خدا]] {{صل}} به انصار فرمود: «[[برادران]] [[مهاجر]] شما [[اموال]] و [[فرزندان]] خود را ترک کرده و به دیار شما [[هجرت]] کرده‌اند». انصار گفتند: «آنان در اموال ما شریکند». رسول خدا {{صل}} فرمود: «در غیر آن چطور؟» گفتند: «نظرتان بر چیست؟» فرمود: «آنان مردمی‌اند که در اینجا کاری نمی‌شناسند، پس آنان را کفایت کنید و ثمرات را با آنان تقسیم کنید». گفتند: «بسیار خوب»<ref>البدایة و النهایة، ج۳، ص۲۸۰.</ref>.
مواساتی که [[انصار]] با [[مهاجران]] روا داشتند، الگویی برای همه [[تاریخ]] است. [[امام صادق]] {{ع}} عمل انصار با مهاجران را به عنوان نمونه‌ای برجسته معرفی کرده و [[مسلمانان]] و [[شیعیان]] را به تأسّی آن خوانده است<ref>ر. ک: الکافی، ج۲، ص۱۷۵، حدیث ۴.</ref>. آن چه در [[مدینه]] گذشت و [[رفتاری]] که انصار با مهاجران نشان دادند، در تاریخ [[تحولات اجتماعی]] بی‌مانند است. آنان که از [[خانه]] و [[زندگی]] دست کشیده بودند و از دیار [[شرک]] به [[سرزمین ایمان]] روی آورده بودند، چیزی با خود نداشتند، و انصار با روی گشاده و دست [[بخشاینده]]، آنان را در میان خود پذیرفتند. [[عبد الرحمن بن زید بن اسلم]] گوید: [[رسول خدا]] {{صل}} به انصار فرمود: «[[برادران]] [[مهاجر]] شما [[اموال]] و [[فرزندان]] خود را ترک کرده و به دیار شما [[هجرت]] کرده‌اند». انصار گفتند: «آنان در اموال ما شریکند». رسول خدا {{صل}} فرمود: «در غیر آن چطور؟» گفتند: «نظرتان بر چیست؟» فرمود: «آنان مردمی‌اند که در اینجا کاری نمی‌شناسند، پس آنان را کفایت کنید و ثمرات را با آنان تقسیم کنید». گفتند: «بسیار خوب»<ref>البدایة و النهایة، ج۳، ص۲۸۰.</ref>.


در چگونگی [[مواسات]] انصار با مهاجران نقل کرده‌اند که وقتی رسول خدا {{صل}} میان [[سعد بن ربیع]] از انصار مدینه با [[عبد الرحمن بن عوف]] از مهاجران [[مکه]] [[پیمان برادری]] بست و [[مراسم]] [[پیمان]] بستن به پایان رسید، سعد بن ربیع رو به [[عبد]] الرحمن کرد و گفت: «[[برادر]]، من اموالی دارم که همه را با تو نصف می‌کنم و دو [[همسر]] دارم که آماده‌ام هر کدام را بخواهی [[طلاق]] دهم تا پس از گذشتن عده طلاق او را به همسری خویش درآوری». [[عبدالرحمن]] از او تشکر کرد و در [[حق]] او [[دعا]] نمود و گفت: «[[خداوند]] در [[مال]] و خاندانت [[برکت]] دهد، مرا بدان‌ها نیازی نیست. تو فقط راهی برای [[کسب و کار]] به من نشان ده تا من روزی خود را خود از کسب و کار تحصیل کنم». سعد نیز همین کار را کرد و ترتیبی داد تا [[عبدالرحمن]] به [[کسب و کار]] مشغول شود<ref>ر. ک: صحیح البخاری، ج۷، ص۸؛ البدایة و النهایة، ج۳، ص۲۷۹؛ فتح الباری، ج۹، ص۱۴۵؛ السیرة الحلبیة، ج۲، ص۹۰-۹۱؛ سیرة زینی دحلان، ج۱، ص۳۳۷.</ref>.
در چگونگی [[مواسات]] انصار با مهاجران نقل کرده‌اند که وقتی رسول خدا {{صل}} میان [[سعد بن ربیع]] از انصار مدینه با [[عبد الرحمن بن عوف]] از مهاجران [[مکه]] [[پیمان برادری]] بست و [[مراسم]] [[پیمان]] بستن به پایان رسید، سعد بن ربیع رو به [[عبد]] الرحمن کرد و گفت: «[[برادر]]، من اموالی دارم که همه را با تو نصف می‌کنم و دو [[همسر]] دارم که آماده‌ام هر کدام را بخواهی [[طلاق]] دهم تا پس از گذشتن عده طلاق او را به همسری خویش درآوری». [[عبدالرحمن]] از او تشکر کرد و در [[حق]] او [[دعا]] نمود و گفت: «[[خداوند]] در [[مال]] و خاندانت [[برکت]] دهد، مرا بدان‌ها نیازی نیست. تو فقط راهی برای [[کسب و کار]] به من نشان ده تا من روزی خود را خود از کسب و کار تحصیل کنم». سعد نیز همین کار را کرد و ترتیبی داد تا [[عبدالرحمن]] به [[کسب و کار]] مشغول شود<ref>ر.ک: صحیح البخاری، ج۷، ص۸؛ البدایة و النهایة، ج۳، ص۲۷۹؛ فتح الباری، ج۹، ص۱۴۵؛ السیرة الحلبیة، ج۲، ص۹۰-۹۱؛ سیرة زینی دحلان، ج۱، ص۳۳۷.</ref>.
 
[[مهاجران]] خود از [[رفتار]] [[انصار]] در شگفت بودند که چگونه می‌شود [[انسان]] به این اندازه از کمال در [[مواسات]] دست یابد<ref>ر. ک: تاریخ المدینة المنورة، ج۲، ص۴۹۰؛ البدایة و النهایة، ج۳، ص۲۸۰.</ref>. انصار چون محصول خرمای خود را برداشت می‌کردند آن را دو بخش می‌کردند و سهم بیشتر را به [[برادران]] [[مهاجر]] خود می‌دادند و از این کار خود جز [[رضای خدا]] و [[بهشت]] [[دوست]] چشم به چیز دیگری نداشتند<ref>ر. ک: مجمع الزوائد، ج۱۰، ص۴۰.</ref>.
[[مهاجران]] خود از [[رفتار]] [[انصار]] در شگفت بودند که چگونه می‌شود [[انسان]] به این اندازه از کمال در [[مواسات]] دست یابد<ref>ر. ک: تاریخ المدینة المنورة، ج۲، ص۴۹۰؛ البدایة و النهایة، ج۳، ص۲۸۰.</ref>. انصار چون محصول خرمای خود را برداشت می‌کردند آن را دو بخش می‌کردند و سهم بیشتر را به [[برادران]] [[مهاجر]] خود می‌دادند و از این کار خود جز [[رضای خدا]] و [[بهشت]] [[دوست]] چشم به چیز دیگری نداشتند<ref>ر. ک: مجمع الزوائد، ج۱۰، ص۴۰.</ref>.
همه آنان که پذیرای [[تربیت نبوی]] شده و آن را در خود محقق ساخته بودند، مواسات نیز در رفتارشان دیده می‌شد. اما پس از کم‌رنگ شدن تربیت نبوی و بی‌رنگ شدن [[ارزش‌های دینی]]، مواسات نیز در رفتار [[مسلمانان]] رنگ باخت. البته در تمام دوران [[امامت]]، [[اوصیای پیامبر]] تلاش کردند ارزش‌های [[نبوی]] را زنده نگاه دارند. [[حسن بن علی]] {{ع}} که شبیه‌ترین [[مردمان]] به [[رسول خدا]] {{صل}} بود<ref>از [[انس بن مالک]] نقل شده است که هیچ کس به رسول خدا {{صل}} از حسن بن علی {{ع}} شبیه‌تر نبود. [[أبوبشر محمد بن احمد بن حماد]] الانصاری الرازی الدولابی، الذریة الطاهرة، حققه [[محمد]] جواد الحسینی الجلالی، الطبعة الثانیة، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۸ ق. ص۱۰۱؛ [[الارشاد]]، ص۱۶۹؛ الاستیعاب، ج۱، ص۳۷۵؛ ترجمة الامام [[الحسن]] {{ع}} من [[تاریخ مدینة دمشق]]، ص۲۷-۲۸؛ [[اسد]] الغابة، ج۲، ص۱۲؛ [[کشف]] الغمة، ج۱، ص۵۱۶؛ مختصر [[تاریخ]] [[دمشق]]، ج۷، ص۹؛ الاصابة، ج۱، ص۳۲۸؛ [[الفصول المهمة]]، ص۱۵۲.
همه آنان که پذیرای [[تربیت نبوی]] شده و آن را در خود محقق ساخته بودند، مواسات نیز در رفتارشان دیده می‌شد. اما پس از کم‌رنگ شدن تربیت نبوی و بی‌رنگ شدن [[ارزش‌های دینی]]، مواسات نیز در رفتار [[مسلمانان]] رنگ باخت. البته در تمام دوران [[امامت]]، [[اوصیای پیامبر]] تلاش کردند ارزش‌های [[نبوی]] را زنده نگاه دارند. [[حسن بن علی]] {{ع}} که شبیه‌ترین [[مردمان]] به [[رسول خدا]] {{صل}} بود<ref>از [[انس بن مالک]] نقل شده است که هیچ کس به رسول خدا {{صل}} از حسن بن علی {{ع}} شبیه‌تر نبود. [[أبوبشر محمد بن احمد بن حماد]] الانصاری الرازی الدولابی، الذریة الطاهرة، حققه [[محمد]] جواد الحسینی الجلالی، الطبعة الثانیة، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۸ ق. ص۱۰۱؛ [[الارشاد]]، ص۱۶۹؛ الاستیعاب، ج۱، ص۳۷۵؛ ترجمة الامام [[الحسن]] {{ع}} من [[تاریخ مدینة دمشق]]، ص۲۷-۲۸؛ [[اسد]] الغابة، ج۲، ص۱۲؛ [[کشف]] الغمة، ج۱، ص۵۱۶؛ مختصر [[تاریخ]] [[دمشق]]، ج۷، ص۹؛ الاصابة، ج۱، ص۳۲۸؛ [[الفصول المهمة]]، ص۱۵۲.
همچنین نقل کرده‌اند که رسول خدا {{صل}} به [[حسن]] {{ع}} فرمود:
همچنین نقل کرده‌اند که رسول خدا {{صل}} به [[حسن]] {{ع}} فرمود:
خط ۲۰: خط ۲۱:
{{متن حدیث|وَ كَانَ الْحَسَنُ {{ع}} أَشْبَهَ النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ {{صل}} خَلْقاً وَ هَدْياً وَ سُؤْدَداً}}
{{متن حدیث|وَ كَانَ الْحَسَنُ {{ع}} أَشْبَهَ النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ {{صل}} خَلْقاً وَ هَدْياً وَ سُؤْدَداً}}
حسن {{ع}} از نظر خلقت و [[سیرت]] و [[سیادت]] شبیه‌ترین مردمان به رسول خدا {{صل}} بود.
حسن {{ع}} از نظر خلقت و [[سیرت]] و [[سیادت]] شبیه‌ترین مردمان به رسول خدا {{صل}} بود.
الارشاد، ص۱۶۹.</ref>، [[مواسات]] را زنده نمود. او که در [[سیره]] و روش نیز شبیه‌ترین [[مردمان]] به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} بود، سه بار هرچه داشت حتی [[کفش]] و پای‌افزار خود را به دونیم تقسیم کرد و نیمی از آن را در [[راه خدا]] بخشید<ref>أنساب الاشراف، ج۲، ص۹؛ ترجمة الامام الحسن {{ع}} من تاریخ مدینة دمشق، ص۱۴۲-۱۴۳؛ کشف الغمة، ج۱، ص۵۵۵-۵۵۶؛ مختصر تاریخ مدینة دمشق، ج۷، ص۲۴؛ الفصول المهمة، ص۱۵۶؛ تاریخ الخلفاء، ص۲۱۲؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۳۲.</ref>. پس از او [[حسین]] {{ع}} که جهادش بازگرداندن [[سیره پیامبر]] و [[علی]] به [[جامعه]] بود و خود می‌فرمود: {{متن حدیث|أُرِيدُ أَنْ... أَسِيرُ بِسِيرَةِ جَدِّي‏ وَ أَبِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ}}<ref>فتوح ابن أعثم، ج۵، ص۳۳؛ مقتل الخوارزمی، ج۱، ص۱۸۹؛ مناقب ابن‌شهرآشوب، ج۴، ص۸۹.</ref>. (می‌خواهم به سیره جدم [[پیامبر]] و پدرم [[علی بن ابی‌طالب]] [[رفتار]] کنم) مواسات را جانی دوباره بخشید.<ref>[[م‍ص‍طف‍ی‌ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌|دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌]]، [[سیره نبوی ج۲ (کتاب)|سیره نبوی]]، ج۲ ص ۶۷۵.</ref>
الارشاد، ص۱۶۹.</ref>، [[مواسات]] را زنده نمود. او که در [[سیره]] و روش نیز شبیه‌ترین [[مردمان]] به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} بود، سه بار هرچه داشت حتی [[کفش]] و پای‌افزار خود را به دونیم تقسیم کرد و نیمی از آن را در [[راه خدا]] بخشید<ref>أنساب الاشراف، ج۲، ص۹؛ ترجمة الامام الحسن {{ع}} من تاریخ مدینة دمشق، ص۱۴۲-۱۴۳؛ کشف الغمة، ج۱، ص۵۵۵-۵۵۶؛ مختصر تاریخ مدینة دمشق، ج۷، ص۲۴؛ الفصول المهمة، ص۱۵۶؛ تاریخ الخلفاء، ص۲۱۲؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۳۲.</ref>. پس از او [[حسین]] {{ع}} که جهادش بازگرداندن [[سیره پیامبر]] و [[علی]] به [[جامعه]] بود و خود می‌فرمود: {{متن حدیث|أُرِيدُ أَنْ... أَسِيرُ بِسِيرَةِ جَدِّي‏ وَ أَبِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ}}<ref>فتوح ابن أعثم، ج۵، ص۳۳؛ مقتل الخوارزمی، ج۱، ص۱۸۹؛ مناقب ابن‌شهرآشوب، ج۴، ص۸۹.</ref>. (می‌خواهم به سیره جدم [[پیامبر]] و پدرم [[علی بن ابی‌طالب]] [[رفتار]] کنم) مواسات را جانی دوباره بخشید<ref>[[م‍ص‍طف‍ی‌ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌|دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌]]، [[سیره نبوی ج۲ (کتاب)|سیره نبوی]]، ج۲ ص ۶۷۵.</ref>.


== مواسات اصحاب حسین ==
== مواسات اصحاب حسین ==
چون [[حسین بن علی]] {{ع}} با [[حماسه]] خونین خود رنگ [[حقیقی]] [[دین]] را بازگرداند، [[مواسات]] نیز [[جان]] گرفت. آنان که همراه او گشتند به تمامی پایبند ارزش‌های او شدند که حماسه آنان، حماسه جلوه بخشیدن به تمامی دین و [[دین‌داری]] بود. آنان آموختند که چگونه باید نگریست، چگونه باید زیست، چگونه باید رفت. آنان آموختند که [[زندگی]] عاری از [[عدالت]]، [[اخوت]]، [[مساوات]] و مواسات در تعفن زیستن است؛ آموختند که [[عزت]] را با [[ذلت]]، [[استقلال]] را با [[اسارت]]، [[حریت]] را با رقیت نمی‌توان به دست آورد؛ آموختند که تا به مواسات [[رفتار]] نشود [[حقوق]] برپا نمی‌گردد.
چون [[حسین بن علی]] {{ع}} با [[حماسه]] خونین خود رنگ [[حقیقی]] [[دین]] را بازگرداند، [[مواسات]] نیز [[جان]] گرفت. آنان که همراه او گشتند به تمامی پایبند ارزش‌های او شدند که حماسه آنان، حماسه جلوه بخشیدن به تمامی دین و [[دین‌داری]] بود. آنان آموختند که چگونه باید نگریست، چگونه باید زیست، چگونه باید رفت. آنان آموختند که [[زندگی]] عاری از [[عدالت]]، [[اخوت]]، [[مساوات]] و مواسات در تعفن زیستن است؛ آموختند که [[عزت]] را با [[ذلت]]، [[استقلال]] را با [[اسارت]]، [[حریت]] را با رقیت نمی‌توان به دست آورد؛ آموختند که تا به مواسات [[رفتار]] نشود [[حقوق]] برپا نمی‌گردد.
زمانی که قافله [[امام]] در مسیر خود به سوی [[کوفه]] وارد [[منزل]] «زُباله»<ref>زباله به معنای محلی که آب را در خود نگه می‌دارد، یا محل پرآب، نام یکی از منزلگاه‌های مسیر به سوی کوفه بوده است. آنجا روستایی آباد و مسکونی بوده است که طوایفی از بنی اسد در آن می‌زیستند. ر. ک: معجم البلدان، ج۳، ص۱۲۹.</ref> شد، خبر [[قتل]] [[مسلم بن عقیل]]، [[هانی بن عروه]] و عبدالله بن بُقْطُر به وسیله نامه‌ای که از جانب هواخواهان امام در کوفه نوشته شده بود به آن [[حضرت]] رسید. امام در حالی که آن [[نامه]] را در دست داشت برخاست و به همراهان خود چنین فرمود: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ أَتَانَا خَبَرٌ فَظِيعٌ قَتْلُ مُسْلِمِ بْنِ عَقِيلٍ وَ هَانِئِ بْنِ عُرْوَةَ وَ عَبْدِاللَّهِ بْنِ يَقْطُرَ وَ قَدْ خَذَلَتْنَا شِيعَتُنَا فَمَنْ أَحَبَّ مِنْكُمُ الِانْصِرَافَ فَلْيَنْصَرِفْ لَيْسَ عَلَيْهِ مِنَّا ذِمَامٌ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده مهربان. اما بعد، خبری بس تأثرانگیز به ما رسیده است، و آن کشته شدن مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبد الله بن بُقْطُر است؛ و شیعیان ما دست از یاری ما برداشته‌اند، پس اکنون هر یک از شما که بخواهد بازگردد، در برگشتن آزاد است و از سوی ما حقی بر گردنش نیست». تاریخ الطبری، ج۵، ص۳۹۸-۳۹۹؛ الارشاد، ص۲۰۵؛ روضة الواعظین، ص۱۹۷؛ إعلام الوری، ص۲۲۸؛ [با مختصر اختلاف].</ref>.
زمانی که قافله [[امام]] در مسیر خود به سوی [[کوفه]] وارد [[منزل]] «زُباله»<ref>زباله به معنای محلی که آب را در خود نگه می‌دارد، یا محل پرآب، نام یکی از منزلگاه‌های مسیر به سوی کوفه بوده است. آنجا روستایی آباد و مسکونی بوده است که طوایفی از بنی اسد در آن می‌زیستند. ر. ک: معجم البلدان، ج۳، ص۱۲۹.</ref> شد، خبر [[قتل]] [[مسلم بن عقیل]]، [[هانی بن عروه]] و عبدالله بن بُقْطُر به وسیله نامه‌ای که از جانب هواخواهان امام در کوفه نوشته شده بود به آن [[حضرت]] رسید. امام در حالی که آن [[نامه]] را در دست داشت برخاست و به همراهان خود چنین فرمود: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ أَتَانَا خَبَرٌ فَظِيعٌ قَتْلُ مُسْلِمِ بْنِ عَقِيلٍ وَ هَانِئِ بْنِ عُرْوَةَ وَ عَبْدِاللَّهِ بْنِ يَقْطُرَ وَ قَدْ خَذَلَتْنَا شِيعَتُنَا فَمَنْ أَحَبَّ مِنْكُمُ الِانْصِرَافَ فَلْيَنْصَرِفْ لَيْسَ عَلَيْهِ مِنَّا ذِمَامٌ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده مهربان. اما بعد، خبری بس تأثرانگیز به ما رسیده است، و آن کشته شدن مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبد الله بن بُقْطُر است؛ و شیعیان ما دست از یاری ما برداشته‌اند، پس اکنون هر یک از شما که بخواهد بازگردد، در برگشتن آزاد است و از سوی ما حقی بر گردنش نیست». تاریخ الطبری، ج۵، ص۳۹۸-۳۹۹؛ الارشاد، ص۲۰۵؛ روضة الواعظین، ص۱۹۷؛ إعلام الوری، ص۲۲۸؛ [با مختصر اختلاف].</ref>.


خط ۳۱: خط ۳۳:


[[حرّ]] به مواسات با امام خود را زنده ساخت و توبه کرد. امام فرمود: «آری، [[خداوند]] توبه‌ات را می‌پذیرد و تو را می‌بخشد»<ref>تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۲۷-۴۲۸؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۴؛ مقتل الخوارزمی، ج۲، ص۱۰.</ref>.
[[حرّ]] به مواسات با امام خود را زنده ساخت و توبه کرد. امام فرمود: «آری، [[خداوند]] توبه‌ات را می‌پذیرد و تو را می‌بخشد»<ref>تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۲۷-۴۲۸؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۴؛ مقتل الخوارزمی، ج۲، ص۱۰.</ref>.
[[حسین]] {{ع}} در مواضع مختلف [[مواسات]] و تکافل را به یاد [[مسلمانان]] می‌آورد تا بدانند در جامعه‌ای به سر می‌برند که [[دین]] چون پوستین وارونه به تن شده است<ref>امیرمؤمنان علی {{ع}} درباره بلایی که امویان بر سر اسلام می‌آورند فرموده بود: {{متن حدیث|وَ لُبِسَ‏ الْإِسْلَامُ‏ لُبْسَ‏ الْفَرْوِ مَقْلُوباً}}. (و اسلام پوستین واژگونه پوشد). نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸.</ref>، و در چنین جامعه‌ای و با چنین روابطی حقی برپا نمی‌شود و حقی برپا نمی‌ماند. حسین {{ع}} در نامه‌ای خطاب به [[مردم کوفه]]<ref>بنا به نقل ابن عثم کوفی و خوارزمی.</ref> یا در خطبه‌ای در [[منزل]] «[[بیضه]]»<ref>بَیْضَه به معنای زمین سفید هموار و بی‌گیاه، نام یکی از منزلگاه‌های مسیر به سوی کوفه، متعلق به بنی یربوع بوده است. ر. ک: معجم البلدان، ج۱، ص۵۳۲.</ref> خطاب به [[یاران]] خویش و [[سپاه]] [[حر]]<ref>بنا به نقل طبری از ابومخنف از عقبة بن ابی عیزار؛ و نیز ابن اثیر.</ref> فرمود: {{متن حدیث|قَدْ أَتَتْنِي كُتُبُكُمْ، وَقَدِمَتْ عَلِيَّ رُسُلُكُمْ بِبَيْعَتِكُمْ، أَنَّكُمْ لا تُسْلِمُونِي وَلا تَخْذَلُونِي، فَإِنْ تَمَمْتُمْ عَلَى بَيْعَتِكُمْ تُصِيبُوا رُشْدَكُمْ، فَأَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِىٍّ، وَابْنُ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ {{صل}}، نَفْسِي مَعَ أَنْفُسِكُمْ، وَأَهْلِي مَعَ أَهْلِيكُمْ، فَلَكُمْ فِيَّ أُسْوَةٌ...}}<ref>«نامه‌های شما به من رسید و فرستادگانتان با بیعت شما نزد من آمدند که مرا تسلیم نمی‌کنید و از یاری‌ام دست برنمی‌دارید. اینک اگر بر پیمان خود پایدار و وفادار باشید به سعادت و ارزش انسانی خود دست می‌یابید که من حسین پسر علی و فرزند فاطمه دختر رسول خدا {{صل}} هستم که وجود من با شما مسلمانان در هم آمیخته [و جانم با جان‌های شماست] و فرزندان و خانواده شما در حکم فرزندان و خانواده منند. شما باید از من پیروی کنید و مرا الگوی خویش قرار دهید». تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۰۳؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۴۸؛ با مختصر اختلاف: فتوح ابن أعثم، ج۵، ص۱۴۴-۱۴۵؛ مقتل الخوارزمی، ج۱، ص۲۳۵.</ref>.
[[حسین]] {{ع}} در مواضع مختلف [[مواسات]] و تکافل را به یاد [[مسلمانان]] می‌آورد تا بدانند در جامعه‌ای به سر می‌برند که [[دین]] چون پوستین وارونه به تن شده است<ref>امیرمؤمنان علی {{ع}} درباره بلایی که امویان بر سر اسلام می‌آورند فرموده بود: {{متن حدیث|وَ لُبِسَ‏ الْإِسْلَامُ‏ لُبْسَ‏ الْفَرْوِ مَقْلُوباً}}. (و اسلام پوستین واژگونه پوشد). نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸.</ref>، و در چنین جامعه‌ای و با چنین روابطی حقی برپا نمی‌شود و حقی برپا نمی‌ماند. حسین {{ع}} در نامه‌ای خطاب به [[مردم کوفه]]<ref>بنا به نقل ابن عثم کوفی و خوارزمی.</ref> یا در خطبه‌ای در [[منزل]] «[[بیضه]]»<ref>بَیْضَه به معنای زمین سفید هموار و بی‌گیاه، نام یکی از منزلگاه‌های مسیر به سوی کوفه، متعلق به بنی یربوع بوده است. ر. ک: معجم البلدان، ج۱، ص۵۳۲.</ref> خطاب به [[یاران]] خویش و [[سپاه]] [[حر]]<ref>بنا به نقل طبری از ابومخنف از عقبة بن ابی عیزار؛ و نیز ابن اثیر.</ref> فرمود: {{متن حدیث|قَدْ أَتَتْنِي كُتُبُكُمْ، وَقَدِمَتْ عَلِيَّ رُسُلُكُمْ بِبَيْعَتِكُمْ، أَنَّكُمْ لا تُسْلِمُونِي وَلا تَخْذَلُونِي، فَإِنْ تَمَمْتُمْ عَلَى بَيْعَتِكُمْ تُصِيبُوا رُشْدَكُمْ، فَأَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِىٍّ، وَابْنُ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ {{صل}}، نَفْسِي مَعَ أَنْفُسِكُمْ، وَأَهْلِي مَعَ أَهْلِيكُمْ، فَلَكُمْ فِيَّ أُسْوَةٌ...}}<ref>«نامه‌های شما به من رسید و فرستادگانتان با بیعت شما نزد من آمدند که مرا تسلیم نمی‌کنید و از یاری‌ام دست برنمی‌دارید. اینک اگر بر پیمان خود پایدار و وفادار باشید به سعادت و ارزش انسانی خود دست می‌یابید که من حسین پسر علی و فرزند فاطمه دختر رسول خدا {{صل}} هستم که وجود من با شما مسلمانان در هم آمیخته [و جانم با جان‌های شماست] و فرزندان و خانواده شما در حکم فرزندان و خانواده منند. شما باید از من پیروی کنید و مرا الگوی خویش قرار دهید». تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۰۳؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۴۸؛ با مختصر اختلاف: فتوح ابن أعثم، ج۵، ص۱۴۴-۱۴۵؛ مقتل الخوارزمی، ج۱، ص۲۳۵.</ref>.


حسین {{ع}} مواسات را معنا می‌کند: [[جان]] هر یک از مسلمانان چون جای دیگری، و [[خانواده]] و [[فرزندان]] هر یک در [[حکم]] [[خانواده]] و فرزندان دیگری است.
حسین {{ع}} مواسات را معنا می‌کند: [[جان]] هر یک از مسلمانان چون جای دیگری، و [[خانواده]] و [[فرزندان]] هر یک در [[حکم]] [[خانواده]] و فرزندان دیگری است.


[[حسین]] {{ع}} خواهان [[عزت]] [[مسلمانان]] و [[ظهور]] [[ارزش‌های انسانی]] آنان و [[رشد]] و [[سعادت]] ایشان بود. بدین ترتیب جلوه‌های گوناگون [[مواسات]] در اوج خود، در [[برترین]] [[حماسه]] [[انسانی]] - در [[عاشورا]] - ظهور یافت.<ref>[[م‍ص‍طف‍ی‌ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌|دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌]]، [[سیره نبوی ج۲ (کتاب)|سیره نبوی]]، ج۲ ص ۶۷۷-۶۸۲.</ref>
[[حسین]] {{ع}} خواهان [[عزت]] [[مسلمانان]] و [[ظهور]] [[ارزش‌های انسانی]] آنان و [[رشد]] و [[سعادت]] ایشان بود. بدین ترتیب جلوه‌های گوناگون [[مواسات]] در اوج خود، در [[برترین]] [[حماسه]] [[انسانی]] - در [[عاشورا]] - ظهور یافت<ref>[[م‍ص‍طف‍ی‌ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌|دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌]]، [[سیره نبوی ج۲ (کتاب)|سیره نبوی]]، ج۲ ص ۶۷۷-۶۸۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۶۷۸

ویرایش