کارکردهای عصمت معصومان: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
از آثار اعتقاد به عصمت [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}}، حجیّت گفتار، [[کردار]] و تقریر آنان است. در [[اصول فقه]] این مسئله را دانشمندان علم اصول امامی بارها مطرح میکردند که فعل معصوم، دلالت کننده بر جواز آن فعل میباشد یا گفتار و تقریر معصوم، میتواند منشأ [[استنباط]] [[حکم خدا]] قرار گیرد. | از آثار اعتقاد به عصمت [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}}، حجیّت گفتار، [[کردار]] و تقریر آنان است. در [[اصول فقه]] این مسئله را دانشمندان علم اصول امامی بارها مطرح میکردند که فعل معصوم، دلالت کننده بر جواز آن فعل میباشد یا گفتار و تقریر معصوم، میتواند منشأ [[استنباط]] [[حکم خدا]] قرار گیرد. | ||
به عبارت دیگر عصمت پیامبر{{صل}} و اهل بیت{{عم}} از هرگونه [[خطا]]، | به عبارت دیگر عصمت پیامبر{{صل}} و اهل بیت{{عم}} از هرگونه [[خطا]]، فراموشی و [[کذب]] در فهم، [[ابلاغ]] و تفسیر [[شریعت]]، حجیّت قول، فعل و تقریر آنها را در مقام تفسیر و [[تبیین احکام]] [[شرعی]] به دنبال دارد. | ||
اکنون به بعضی از مواردی که فقهای امامی بر مبنای [[عصمت اهل بیت]]{{عم}} و حجیّت گفتار، [[رفتار]] و تقریر آنان، حکم خدا را استنباط کردهاند، اشاره میکنیم. شایان ذکر است آوردن این موارد تنها از باب ذکر مثال در این باره است، وگرنه استقصا کننده در استدلالهای [[فقهی]] میتواند موارد متعدد دیگری را نیز بیابد. | اکنون به بعضی از مواردی که فقهای امامی بر مبنای [[عصمت اهل بیت]]{{عم}} و حجیّت گفتار، [[رفتار]] و تقریر آنان، حکم خدا را استنباط کردهاند، اشاره میکنیم. شایان ذکر است آوردن این موارد تنها از باب ذکر مثال در این باره است، وگرنه استقصا کننده در استدلالهای [[فقهی]] میتواند موارد متعدد دیگری را نیز بیابد. | ||
خط ۱۰۷: | خط ۱۰۷: | ||
'''گفتار دوم: تفکیک [[سنت]] واقعی از غیر سنت (شرط اعتبار حدیث)''' | '''گفتار دوم: تفکیک [[سنت]] واقعی از غیر سنت (شرط اعتبار حدیث)''' | ||
بسیاری از [[فقیهان]] بر اساس محتوا و مضمون [[روایت]]، اعتبار و عدم اعتبار آن را مورد [[آزمون]] و بررسی قرار میدهند. با توجه به پذیرش مبنای [[کلامی]] [[عصمت]]، اگر محتوای [[حدیث]] دربردارنده نسبتی غیر درخور [[شأن]] و [[منزلت]] [[معصوم]] باشد، آن روایت گرچه تمامی راویان زنجیره سند آن مورد اعتماد و ثقه باشند، در صدور آن از معصوم مورد [[شک]] قرار میگیرد و میگویند محال است چنین متن و محتوایی از معصوم صادر شده باشد؛ بنابراین مبنای عصمت ملاک و معیاری است که میتوان توسط آن سنت واقعی را از [[روایات]] غیرمعتبر تفکیک نمود. ازجمله این روایات، آنهایی هستند که دربردارنده نسبت [[سهو]] و | بسیاری از [[فقیهان]] بر اساس محتوا و مضمون [[روایت]]، اعتبار و عدم اعتبار آن را مورد [[آزمون]] و بررسی قرار میدهند. با توجه به پذیرش مبنای [[کلامی]] [[عصمت]]، اگر محتوای [[حدیث]] دربردارنده نسبتی غیر درخور [[شأن]] و [[منزلت]] [[معصوم]] باشد، آن روایت گرچه تمامی راویان زنجیره سند آن مورد اعتماد و ثقه باشند، در صدور آن از معصوم مورد [[شک]] قرار میگیرد و میگویند محال است چنین متن و محتوایی از معصوم صادر شده باشد؛ بنابراین مبنای عصمت ملاک و معیاری است که میتوان توسط آن سنت واقعی را از [[روایات]] غیرمعتبر تفکیک نمود. ازجمله این روایات، آنهایی هستند که دربردارنده نسبت [[سهو]] و فراموشی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[نماز]] یا ترک [[عبادت]] معصوم یا خدشهای در انجام [[تکلیف شرعی]] او میباشد؛ حتی مواردی که نشان دهنده نسبت امری است که از جلالت قدر و علوّ منزلت معصوم به دور میباشد، در این دسته میگنجد. | ||
'''۱. طرد روایات [[سهو النبی]]''' | '''۱. طرد روایات [[سهو النبی]]''' | ||
خط ۱۲۵: | خط ۱۲۵: | ||
یکی از مواردی که دیدگاه [[کلامی]] [[عصمت]] پیامد [[فقهی]] تأثیرگذاری داشته است، موردی است که روایت را به دلیل دربرداشتن امری که با شأن معصوم از جهت مصون بودن از خطای در فهم مسائل اجتماعی منافات دارد، کنار گذاشته میشود. محقق حلّی در مورد میت میگوید که تسریح لحیه و شانه زدن [[محاسن]] میت [[مکروه]] است؛ به دلیل اینکه هیچ دلیل شرعی بر [[مشروعیت]] انجام این عمل برای میت وجود ندارد و به دلیل اینکه منعی نسبت به آن وارد نشده است، پس حرمتی هم در کار نیست. سپس میگوید: عده ای به قول [[پیامبر اکرم]]{{صل}}: {{متن حدیث|إفعلوا بموتاکم ما تفعلون بعرائسکم}}<ref>این روایت در منابع روایی شیعی یافت نمیشود؛ اما برای تحقیق این مطلب به کتب فقهی شیعی ذیل میتوان مراجعه کرد: ۱. علامه حلّی؛ تذکرة الفقهاء (چاپ جدید)؛ ج۱، ص۳۸۸. ۲. شهید اول؛ ذکری الشیعة فی احکام الشریعه؛ ج۱، ص۳۴۹. ۳. محقق حلّی؛ المعتبر فی شرح المختصر؛ ج۱، ص۲۷۸. ۴. علامه حلّی؛ منتهی المطلب فی تحقیق المذهب؛ ج۷، ص۲۳۸.</ref> برای جواز تسریح لحیه تمسّک جستهاند؛ اما این استدلال مخدوش است؛ به دلیل اینکه در عرف همه [[جوامع]] عروس به بهترین عطرها و آرایشها معطر و [[تزیین]] میشود؛ حال آنکه چنین کارهایی در مورد میت مرسوم نیست؛ پس بعید است که [[پیامبر]]{{صل}} چیزی را به چیزی تشبیه کند که در وجه شبه نه تنها مساوی آن نیست، بلکه پایینتر از آن است و درست نیست که [[پیامبر]]{{صل}} میت را به عروس تشبیه کند؛ بنابراین [[روایت]] از پیامبر{{صل}} صادر نشده است<ref>محقق حلّی؛ المعتبر فی شرح المختصر؛ ج۱، ص۲۷۸.</ref>. | یکی از مواردی که دیدگاه [[کلامی]] [[عصمت]] پیامد [[فقهی]] تأثیرگذاری داشته است، موردی است که روایت را به دلیل دربرداشتن امری که با شأن معصوم از جهت مصون بودن از خطای در فهم مسائل اجتماعی منافات دارد، کنار گذاشته میشود. محقق حلّی در مورد میت میگوید که تسریح لحیه و شانه زدن [[محاسن]] میت [[مکروه]] است؛ به دلیل اینکه هیچ دلیل شرعی بر [[مشروعیت]] انجام این عمل برای میت وجود ندارد و به دلیل اینکه منعی نسبت به آن وارد نشده است، پس حرمتی هم در کار نیست. سپس میگوید: عده ای به قول [[پیامبر اکرم]]{{صل}}: {{متن حدیث|إفعلوا بموتاکم ما تفعلون بعرائسکم}}<ref>این روایت در منابع روایی شیعی یافت نمیشود؛ اما برای تحقیق این مطلب به کتب فقهی شیعی ذیل میتوان مراجعه کرد: ۱. علامه حلّی؛ تذکرة الفقهاء (چاپ جدید)؛ ج۱، ص۳۸۸. ۲. شهید اول؛ ذکری الشیعة فی احکام الشریعه؛ ج۱، ص۳۴۹. ۳. محقق حلّی؛ المعتبر فی شرح المختصر؛ ج۱، ص۲۷۸. ۴. علامه حلّی؛ منتهی المطلب فی تحقیق المذهب؛ ج۷، ص۲۳۸.</ref> برای جواز تسریح لحیه تمسّک جستهاند؛ اما این استدلال مخدوش است؛ به دلیل اینکه در عرف همه [[جوامع]] عروس به بهترین عطرها و آرایشها معطر و [[تزیین]] میشود؛ حال آنکه چنین کارهایی در مورد میت مرسوم نیست؛ پس بعید است که [[پیامبر]]{{صل}} چیزی را به چیزی تشبیه کند که در وجه شبه نه تنها مساوی آن نیست، بلکه پایینتر از آن است و درست نیست که [[پیامبر]]{{صل}} میت را به عروس تشبیه کند؛ بنابراین [[روایت]] از پیامبر{{صل}} صادر نشده است<ref>محقق حلّی؛ المعتبر فی شرح المختصر؛ ج۱، ص۲۷۸.</ref>. | ||
'''۴. طرد روایت به دلیل اشتمال بر انتساب | '''۴. طرد روایت به دلیل اشتمال بر انتساب فراموشی و [[سهو]] به [[رسول خدا]]{{صل}} در حوزه [[احکام الهی]]''' | ||
از مواردی که [[فقها]] ([[شیخ بهایی]]) روایتی را بر مبنای [[معصوم بودن امام]]{{ع}}، سند روایت و صدور آن را طرد نمودهاند، روایت ذیل است. | از مواردی که [[فقها]] ([[شیخ بهایی]]) روایتی را بر مبنای [[معصوم بودن امام]]{{ع}}، سند روایت و صدور آن را طرد نمودهاند، روایت ذیل است. | ||
خط ۱۳۱: | خط ۱۳۱: | ||
[[امام باقر]]{{ع}} میگوید عمربن خطاب، [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} را ـ که در میان آنها [[حضرت علی]]{{ع}} هم بود ـ در محلی جمع کرد و از آنها در مورد مسح روی کفش به هنگام [[وضو]] سؤال کرد. [[مغیره]] برخاست و گفت: من رسول خدا{{صل}} را دیدم که بر روی کفش مسح میکرد. در این هنگام حضرت علی{{ع}} فرمود آیا این کار رسول خدا{{صل}} قبل از نزول [[سوره مائده]] بود یا بعد از آن؟ مغیره اظهار بیاطلاعی کرد. آن گاه حضرت علی{{ع}} فرمود مسح بر کفش قبل از نزول سوره مائده بوده است، آن گاه چنین فرمود: {{متن حدیث|نزلت المائدة قبل أن یقبض شهرین أو ثلاثة}}: سوره مائده دو یا سه ماه قبل از [[ارتحال]] رسول خدا{{صل}} نازل شده است. فقها میگویند: این روایت محال است از [[معصوم]] صادر شده باشد؛ چون مشتمل بر عبارتی است که نشان میدهد معصوم [[شک]] داشته است که [[زمان]] [[حکم خدا]] چه بوده است. وقوع چنین تردیدی در مورد غیرمعصوم هیچ مشکلی ندارد و امری بسیار عادی است؛ اما چون معصوم از هرگونه سهو و فراموشی برکنار است، محال است چنین جملهای از معصوم صادر شده باشد؛ چون منشأ [[شک]] در اینکه دو ماه یا سه ماه قبل از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} این [[آیه]] نازل شده، همان سهو یا فراموشی است، بلکه شک چیزی جز همان سهو نیست<ref>شیخ بهایی؛ مشرق الشمسین مع تعلیقات الخواجوئی؛ ص۱۷۷.</ref>. | [[امام باقر]]{{ع}} میگوید عمربن خطاب، [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} را ـ که در میان آنها [[حضرت علی]]{{ع}} هم بود ـ در محلی جمع کرد و از آنها در مورد مسح روی کفش به هنگام [[وضو]] سؤال کرد. [[مغیره]] برخاست و گفت: من رسول خدا{{صل}} را دیدم که بر روی کفش مسح میکرد. در این هنگام حضرت علی{{ع}} فرمود آیا این کار رسول خدا{{صل}} قبل از نزول [[سوره مائده]] بود یا بعد از آن؟ مغیره اظهار بیاطلاعی کرد. آن گاه حضرت علی{{ع}} فرمود مسح بر کفش قبل از نزول سوره مائده بوده است، آن گاه چنین فرمود: {{متن حدیث|نزلت المائدة قبل أن یقبض شهرین أو ثلاثة}}: سوره مائده دو یا سه ماه قبل از [[ارتحال]] رسول خدا{{صل}} نازل شده است. فقها میگویند: این روایت محال است از [[معصوم]] صادر شده باشد؛ چون مشتمل بر عبارتی است که نشان میدهد معصوم [[شک]] داشته است که [[زمان]] [[حکم خدا]] چه بوده است. وقوع چنین تردیدی در مورد غیرمعصوم هیچ مشکلی ندارد و امری بسیار عادی است؛ اما چون معصوم از هرگونه سهو و فراموشی برکنار است، محال است چنین جملهای از معصوم صادر شده باشد؛ چون منشأ [[شک]] در اینکه دو ماه یا سه ماه قبل از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} این [[آیه]] نازل شده، همان سهو یا فراموشی است، بلکه شک چیزی جز همان سهو نیست<ref>شیخ بهایی؛ مشرق الشمسین مع تعلیقات الخواجوئی؛ ص۱۷۷.</ref>. | ||
'''۵. طرد روایت به دلیل انتساب | '''۵. طرد روایت به دلیل انتساب فراموشی [[وضو]] به [[امام علی]]{{ع}}''' | ||
بحث مفصّلی در مورد اشتراط [[عدالت]] برای [[امام جماعت]] میان فقهای شیعه مطرح است<ref>شهید اول؛ ذکری الشیعة فی أحکام الشریعه؛ ج۴، ص۳۸۸.</ref>. اما متذکر شدهاند که عدالت محرزه شرط است نه عدالت واقعی<ref>شهید اول؛ ذکری الشیعة فی أحکام الشریعه؛ ج۴، ص۳۸۸.</ref>. در [[تأیید]] این مطلب به روایاتی استناد شده است که در آنها به مأمومین گفته شده در صورت [[کشف]] خلاف نیازی به اعاده نیست، حتی اگر بعد از [[نماز]] متوجه شدی امام جماعت [[یهودی]] بوده است، باز نماز مأمومین نیاز به اعاده ندارد<ref>شهید اول؛ ذکری الشیعة فی أحکام الشریعه؛ ج۴، ص۳۸۸.</ref>. [[شهید]] در ذکری بعد از ذکر این مطلب میگوید: اشکالی به این مطلب شده است که [[حضرت علی]]{{ع}} بدون وضو [[امامت]] جماعت را عهدهدار شد و بعد از نماز شخصی را فرستاد که اعلام کند [[امیرالمؤمنین]] وضو نداشته است؛ مأمومین باید نمازهایشان را اعاده کنند و این مطلب را [[شاهدان]] به غایبان خبر دهند<ref>شهید اول؛ ذکری الشیعة فی أحکام الشریعه؛ ج۴، ص۳۸۸.</ref>. در پاسخ این مطلب [[شهید]] میگوید که مفاد آن منافی با [[عصمت امام]]{{ع}} است، پس روایت مردود است<ref>شهید اول؛ ذکری الشیعة فی أحکام الشریعه؛ ج۴، ص۳۸۸.</ref> و مؤیّد آن [[کلام]] [[شیخ طوسی]] در [[تهذیب]] پس از ذکر روایت است<ref>شیخ طوسی؛ تهذیب الاحکام؛ ج۳، ص۴۰، ح۱۴۰. همو، الاستبصار؛ ج۱، ص۴۳۳، ح۵۲.</ref>. | بحث مفصّلی در مورد اشتراط [[عدالت]] برای [[امام جماعت]] میان فقهای شیعه مطرح است<ref>شهید اول؛ ذکری الشیعة فی أحکام الشریعه؛ ج۴، ص۳۸۸.</ref>. اما متذکر شدهاند که عدالت محرزه شرط است نه عدالت واقعی<ref>شهید اول؛ ذکری الشیعة فی أحکام الشریعه؛ ج۴، ص۳۸۸.</ref>. در [[تأیید]] این مطلب به روایاتی استناد شده است که در آنها به مأمومین گفته شده در صورت [[کشف]] خلاف نیازی به اعاده نیست، حتی اگر بعد از [[نماز]] متوجه شدی امام جماعت [[یهودی]] بوده است، باز نماز مأمومین نیاز به اعاده ندارد<ref>شهید اول؛ ذکری الشیعة فی أحکام الشریعه؛ ج۴، ص۳۸۸.</ref>. [[شهید]] در ذکری بعد از ذکر این مطلب میگوید: اشکالی به این مطلب شده است که [[حضرت علی]]{{ع}} بدون وضو [[امامت]] جماعت را عهدهدار شد و بعد از نماز شخصی را فرستاد که اعلام کند [[امیرالمؤمنین]] وضو نداشته است؛ مأمومین باید نمازهایشان را اعاده کنند و این مطلب را [[شاهدان]] به غایبان خبر دهند<ref>شهید اول؛ ذکری الشیعة فی أحکام الشریعه؛ ج۴، ص۳۸۸.</ref>. در پاسخ این مطلب [[شهید]] میگوید که مفاد آن منافی با [[عصمت امام]]{{ع}} است، پس روایت مردود است<ref>شهید اول؛ ذکری الشیعة فی أحکام الشریعه؛ ج۴، ص۳۸۸.</ref> و مؤیّد آن [[کلام]] [[شیخ طوسی]] در [[تهذیب]] پس از ذکر روایت است<ref>شیخ طوسی؛ تهذیب الاحکام؛ ج۳، ص۴۰، ح۱۴۰. همو، الاستبصار؛ ج۱، ص۴۳۳، ح۵۲.</ref>. |