←پانویس
(←پانویس) |
|||
| (۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
در این [[حدیث]]، منزلتهایی که [[هارون]] {{ع}} نسبت به [[موسی]] {{ع}} داشت، برای [[علی]] {{ع}} نسبت به [[پیامبر گرامی]] {{صل}} ثابت شده است، از این منزلتها [[نبوت]] استثنا شده است؛ چنان که [[اخوت]] نَسبَی نیز تخصصاً خارج از مستثنا منه است. به جز دو [[منزلت]] یاد شده، منزلتهای دیگر که [[خلافت]] [[هارون]]، [[وجوب اطاعت]]، [[وزارت]] و حمایت، محبوبیت و [[برتری]] بر دیگران از مهمترین آنهاست. این منزلتها در [[آیات قرآن]] بیان شده است<ref>{{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي}} «و از خانوادهام دستیاری برایم بگمار * هارون برادرم را * پشتم را به او استوار دار * و او را در کارم شریک ساز» سوره طه، آیه ۲۹-۳۲؛ {{متن قرآن|...وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}} «...و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|مقاله «امامت امام علی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)| دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۵۵.</ref> | در این [[حدیث]]، منزلتهایی که [[هارون]] {{ع}} نسبت به [[موسی]] {{ع}} داشت، برای [[علی]] {{ع}} نسبت به [[پیامبر گرامی]] {{صل}} ثابت شده است، از این منزلتها [[نبوت]] استثنا شده است؛ چنان که [[اخوت]] نَسبَی نیز تخصصاً خارج از مستثنا منه است. به جز دو [[منزلت]] یاد شده، منزلتهای دیگر که [[خلافت]] [[هارون]]، [[وجوب اطاعت]]، [[وزارت]] و حمایت، محبوبیت و [[برتری]] بر دیگران از مهمترین آنهاست. این منزلتها در [[آیات قرآن]] بیان شده است<ref>{{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي}} «و از خانوادهام دستیاری برایم بگمار * هارون برادرم را * پشتم را به او استوار دار * و او را در کارم شریک ساز» سوره طه، آیه ۲۹-۳۲؛ {{متن قرآن|...وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}} «...و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|مقاله «امامت امام علی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)| دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۵۵.</ref> | ||
[[حضرت موسی]] {{ع}} هنگامی که میخواست به [[میقات]] برود، [[هارون]] را [[جانشین]] خود ساخت: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>. اگرچه این [[استخلاف]] در مورد خاصی انجام گرفته است، ولی عبارت آن عمومیت دارد و مورد، مخصص نیست. مقتضای عمومیت [[استخلاف]] این است که هرگاه [[موسی]] {{ع}} بار دیگر به [[سفر]] میرفت [[هارون]] [[جانشین]] او در [[رهبری]] [[مردم]] بود، این عمومیت پس از درگذشت [[موسی]] {{ع}} را نیز شامل میشود. اگر چه [[هارون]] {{ع}}، قبل از [[موسی]] {{ع}} از [[دنیا]] رفت، ولی اگر پس از [[موسی]] {{ع}} زنده میبود، مقتضای عمومیت [[استخلاف]] این بود که [[مقام خلافت]] او را داشته باشد. اینکه او خود [[مقام نبوت]] داشت و اگر پس از [[موسی]] {{ع}} زنده میبود به عنوان [[پیامبر الهی]] [[رهبری]] [[مردم]] را عهدهدار میشد، با مطلب یاد شده منافات ندارد، زیرا خصوصیات موارد، دلالت [[کلام]] بر اساس | [[حضرت موسی]] {{ع}} هنگامی که میخواست به [[میقات]] برود، [[هارون]] را [[جانشین]] خود ساخت: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>. اگرچه این [[استخلاف]] در مورد خاصی انجام گرفته است، ولی عبارت آن عمومیت دارد و مورد، مخصص نیست. مقتضای عمومیت [[استخلاف]] این است که هرگاه [[موسی]] {{ع}} بار دیگر به [[سفر]] میرفت [[هارون]] [[جانشین]] او در [[رهبری]] [[مردم]] بود، این عمومیت پس از درگذشت [[موسی]] {{ع}} را نیز شامل میشود. اگر چه [[هارون]] {{ع}}، قبل از [[موسی]] {{ع}} از [[دنیا]] رفت، ولی اگر پس از [[موسی]] {{ع}} زنده میبود، مقتضای عمومیت [[استخلاف]] این بود که [[مقام خلافت]] او را داشته باشد. اینکه او خود [[مقام نبوت]] داشت و اگر پس از [[موسی]] {{ع}} زنده میبود به عنوان [[پیامبر الهی]] [[رهبری]] [[مردم]] را عهدهدار میشد، با مطلب یاد شده منافات ندارد، زیرا خصوصیات موارد، دلالت [[کلام]] بر اساس قواعد زبانی و عقلایی را دگرگون نمیسازد. حدیث منزلت [[مقام خلافت]] [[هارون]] {{ع}} از جانب [[موسی]] {{ع}} را برای [[علی]] {{ع}} از جانب [[پیامبر اسلام]] {{صل}} [[اثبات]] کرده است. همانگونه که [[خلافت]] [[هارون]] عمومیت داشت؛ یعنی هم عموم [[امت]] [[موسی]] را شامل میشود و هم محدود به زمان خاصی نبود، [[خلافت علی]] {{ع}} نیز دارای چنین ویژگی بود. بنابراین، [[علی]] {{ع}} پس از [[پیامبر]] {{صل}} [[جانشین]] او و [[رهبر]] [[امت اسلامی]] بود. | ||
از آنچه گفته شد پاسخ اشکالهایی چون [[استخلاف]] [[علی]] {{ع}} از سوی [[پیامبر]] {{صل}} به [[مدینه]] و جریان [[جنگ تبوک]] اختصاص داشته و شامل عموم [[امت اسلامی]] و در زمانهای دیگر نمیشود<ref>جرجانی، میرسید شریف، شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۳.</ref> روشن گردید، زیرا همانگونه که [[تفتازانی]] یادآور شده است {{عربی|العبرة لِعُمُومِ اللَّفْظِ لَا لخصوص الْمَوْرِدِ }}، علاوه بر این [[استخلاف]] بر [[مدینه]] و عدم عزل او از آن و اینکه کسی میان [[خلافت]] بر [[مدینه]] و شهرهای دیگر قائل به تفصیل نشده است و نیاز به [[خلیفه]] پس از درگذشت [[پیامبر]] {{صل}} شدیدتر از [[زمان غیبت]] موقت است، بر [[خلافت علی]] {{ع}} پس از [[پیامبر]] {{صل}} دلالت میکند<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۲۷۶.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|مقاله «امامت امام علی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)| دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۵۶.</ref> | از آنچه گفته شد پاسخ اشکالهایی چون [[استخلاف]] [[علی]] {{ع}} از سوی [[پیامبر]] {{صل}} به [[مدینه]] و جریان [[جنگ تبوک]] اختصاص داشته و شامل عموم [[امت اسلامی]] و در زمانهای دیگر نمیشود<ref>جرجانی، میرسید شریف، شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۳.</ref> روشن گردید، زیرا همانگونه که [[تفتازانی]] یادآور شده است {{عربی|العبرة لِعُمُومِ اللَّفْظِ لَا لخصوص الْمَوْرِدِ }}، علاوه بر این [[استخلاف]] بر [[مدینه]] و عدم عزل او از آن و اینکه کسی میان [[خلافت]] بر [[مدینه]] و شهرهای دیگر قائل به تفصیل نشده است و نیاز به [[خلیفه]] پس از درگذشت [[پیامبر]] {{صل}} شدیدتر از [[زمان غیبت]] موقت است، بر [[خلافت علی]] {{ع}} پس از [[پیامبر]] {{صل}} دلالت میکند<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۲۷۶.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|مقاله «امامت امام علی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)| دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۵۶.</ref> | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
از [[شئون]] دیگر [[هارون]] نسبت به [[موسی]] {{ع}}، [[اصلاح]] امور در غیاب [[حضرت موسی]] {{ع}} بود چه اینکه [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و ما با موسی سی شب وعده نهادیم و با ده شب دیگر آن را کامل کردیم و میقات پروردگارش در چهل شب کمال یافت و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>. | از [[شئون]] دیگر [[هارون]] نسبت به [[موسی]] {{ع}}، [[اصلاح]] امور در غیاب [[حضرت موسی]] {{ع}} بود چه اینکه [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و ما با موسی سی شب وعده نهادیم و با ده شب دیگر آن را کامل کردیم و میقات پروردگارش در چهل شب کمال یافت و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>. | ||
بنابراین [[هارون]] برای حضرت موسی {{ع}} دارای این منازل و | بنابراین [[هارون]] برای حضرت موسی {{ع}} دارای این منازل و مناصب بود: | ||
# [[وزارت]]: {{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا}}، [[وزیر]] شخصی است که بار مسؤولیتهای فردی را که [[وزیر]] او شده است بر دوش گرفته و متحمل میشود و به [[فرمان]] او متصدی انجام امور میگردد. | # [[وزارت]]: {{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا}}، [[وزیر]] شخصی است که بار مسؤولیتهای فردی را که [[وزیر]] او شده است بر دوش گرفته و متحمل میشود و به [[فرمان]] او متصدی انجام امور میگردد. | ||
# [[اخوت]] و [[برادری]]: {{متن قرآن|هَارُونَ أَخِي}}؛ | # [[اخوت]] و [[برادری]]: {{متن قرآن|هَارُونَ أَخِي}}؛ | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
# جایگاه حدیث منزلت: حدیث منزلت از صحت و اعتبار فراوانی بین [[مسلمانان]] برخوردار است تا جایی که سعد ابی وقاص از [[فرمان]] [[معاویه]] مبنی بر [[سب علی]] {{ع}} [[سرپیچی]] کرده و عدم [[سب]] را به [[فضائل]] [[علی]] {{ع}} از جمله حدیث منزلت استناد داد. حتی [[معاویه]] سرکرده [[دشمنان]] و ناسزاگویان به [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[دست]] به مکابره نزد و [[تسلیم]] [[استدلال]] سعد گردید و مهمتر آن است که [[معاویه]] خود از ناقلان حدیث منزلت است<ref>الصواعق، ج۲، ص ۵۲۲ و مناقب مغازلی، ص۸۶ و تاریخ مدینه دمشق نوشته ابن عساکر، ج ۴۲، ص ۱۷۰و ج۵۹ ص۷۴ و المراجعات، ص ۲۶۶.</ref>. | # جایگاه حدیث منزلت: حدیث منزلت از صحت و اعتبار فراوانی بین [[مسلمانان]] برخوردار است تا جایی که سعد ابی وقاص از [[فرمان]] [[معاویه]] مبنی بر [[سب علی]] {{ع}} [[سرپیچی]] کرده و عدم [[سب]] را به [[فضائل]] [[علی]] {{ع}} از جمله حدیث منزلت استناد داد. حتی [[معاویه]] سرکرده [[دشمنان]] و ناسزاگویان به [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[دست]] به مکابره نزد و [[تسلیم]] [[استدلال]] سعد گردید و مهمتر آن است که [[معاویه]] خود از ناقلان حدیث منزلت است<ref>الصواعق، ج۲، ص ۵۲۲ و مناقب مغازلی، ص۸۶ و تاریخ مدینه دمشق نوشته ابن عساکر، ج ۴۲، ص ۱۷۰و ج۵۹ ص۷۴ و المراجعات، ص ۲۶۶.</ref>. | ||
# دلالت بر [[خاتمیت]]: [[حدیث]] منزلت علاوه بر دلالت بر جایگاه امیر المؤمنین {{ع}}، از نظر [[افضلیت]] و [[امامت]] و [[جانشینی]]، به ملاحظه جمله {{متن حدیث|إِلَّا أَنَّهُ لَانَبِيَ بَعْدِي}} یکی از دلائل مهم بر [[خاتمیت]] [[رسول خدا]] {{صل}} است<ref>شرح العقیدة السفارینیة، ج۱، ص ۴۵۸. </ref>. | # دلالت بر [[خاتمیت]]: [[حدیث]] منزلت علاوه بر دلالت بر جایگاه امیر المؤمنین {{ع}}، از نظر [[افضلیت]] و [[امامت]] و [[جانشینی]]، به ملاحظه جمله {{متن حدیث|إِلَّا أَنَّهُ لَانَبِيَ بَعْدِي}} یکی از دلائل مهم بر [[خاتمیت]] [[رسول خدا]] {{صل}} است<ref>شرح العقیدة السفارینیة، ج۱، ص ۴۵۸. </ref>. | ||
# تعدد موارد صدور حدیث منزلت: [[نبی اکرم]] {{صل}} علاوه بر ماجرای [[غزوه تبوک]] در مواضع متعدد جایگاه ویژه و نسبت خاص [[امام علی]] {{ع}} با خودشان را مطرح فرموده و تعبیر {{متن حدیث|أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَ بَعْدِي}} را در مورد [[امیر المؤمنین]] {{ع}} به کار بردهاند مانند: روز اعلام [[برادری]] بین [[مهاجر]] و [[انصار]]، هنگام ولادت حسنین {{ع}}، روز [[خیبر]]، روز بستن درها بر [[مسجد]] به جز در | # تعدد موارد صدور حدیث منزلت: [[نبی اکرم]] {{صل}} علاوه بر ماجرای [[غزوه تبوک]] در مواضع متعدد جایگاه ویژه و نسبت خاص [[امام علی]] {{ع}} با خودشان را مطرح فرموده و تعبیر {{متن حدیث|أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَ بَعْدِي}} را در مورد [[امیر المؤمنین]] {{ع}} به کار بردهاند مانند: روز اعلام [[برادری]] بین [[مهاجر]] و [[انصار]]، هنگام ولادت حسنین {{ع}}، روز [[خیبر]]، روز بستن درها بر [[مسجد]] به جز در خانه علی {{ع}}، هنگام منع از خوابیدن در [[مسجد]] و در ماجرای [[تاریخ]] ساز و مهم [[غدیرخم]]<ref>پیش از ده مورد حدیث منزلت برلسان مبارک نبی اکرم {{صل}} جاری شده است ر.ک: نفحات الأزهار، ج ۱۷، ص ۲۸۱ و تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۹۸.</ref>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)| معارف و عقاید ۵ ج۱]].</ref> | ||
در روایتی [[امام صادق]] {{ع}} به [[نقل]] از پدرانش فرمودند: «بیگمان، [[پیامبر]] {{صل}} به [[علی]] {{ع}} در ده جا فرمودند: تو برای من، به منزلۀ [[هارون]] برای [[موسی]] هستی»<ref>{{متن حدیث|الإمام الصادق عن آبائه {{ع}}: "لَقَد قالَ النبِی {{صل}} لِعَلِی {{ع}} فی عَشَرَةِ مَواضِعَ: أنتَ مِنی بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسی}}؛ ینابیع المودة، ج ۲، ص ۳۰۲، ح ۸۶۶.</ref> مانند: روز هشدار؛ روز پیمان برادری؛ هنگام بستن درها؛ [[فتح خیبر]] و غزوۀ [[تبوک]]<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۲۳ـ۱۳۰.</ref>. | در روایتی [[امام صادق]] {{ع}} به [[نقل]] از پدرانش فرمودند: «بیگمان، [[پیامبر]] {{صل}} به [[علی]] {{ع}} در ده جا فرمودند: تو برای من، به منزلۀ [[هارون]] برای [[موسی]] هستی»<ref>{{متن حدیث|الإمام الصادق عن آبائه {{ع}}: "لَقَد قالَ النبِی {{صل}} لِعَلِی {{ع}} فی عَشَرَةِ مَواضِعَ: أنتَ مِنی بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسی}}؛ ینابیع المودة، ج ۲، ص ۳۰۲، ح ۸۶۶.</ref> مانند: روز هشدار؛ روز پیمان برادری؛ هنگام بستن درها؛ [[فتح خیبر]] و غزوۀ [[تبوک]]<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۲۳ـ۱۳۰.</ref>. | ||
== حدیث منزلت از نظر دانشمندان [[شیعه]] و [[سنی]] == | == حدیث منزلت از نظر دانشمندان [[شیعه]] و [[سنی]] == | ||
حدیث منزلت از نظر دانشمندان شیعه و [[سنی]]، در شمار احادیث صحیح و معتبر است و به صورت متواتر از [[پیامبر اسلام]] {{صل}} [[نقل]] شده و مورد استناد أئمه، [[اصحاب]] و [[علما]] در مباحث [[امامت]] قرار گرفته است<ref>المراجعات، ص ۱۱۹، نامههای ۲۶ ـ ۳۲؛ کشف المراد، ص۳۶۸؛ احقاق الحق، ج ۷، ص ۴۲۸؛ ج ۱۶، ص ۱؛ الغدیر، ج ۱۰، ص ۲۵۹، مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۳۷، ص ۲۵۴؛ نفحات الأزهار (خلاصۀ عبقات) ج ۱۷، ص ۱۸؛ باب اخبار المنزلة و الاستدلال بها علی امامته؛ معانی الأخبار، ص ۷۴.</ref>. در منابع تاریخی، [[روایی]] و [[کلامی]]، این [[حدیث]] را بسیار مهم شمرده و آن را به بحث نهادهاند و حتی برخی دانشمندان شیعه کتب مستقلی برای باز نمودن آن نگاشتهاند. [[میر حامد حسین]]، از علمای شیعه کتاب [[عبقات الانوار]] را بدین [[حدیث]] اختصاص داده است. [[عالمان]] و محدثان بزرگ [[اهل سنت]] هم تأکید میورزند این [[حدیث]] در میان [[احادیث]] [[نقل]] شده از [[پیامبر]] {{صل}} استوارترین است و [[اتفاق]] راویان حدیث و حافظان آثار را بر صحت آن ابراز دارند و حتی [[معاویه]] هم آن را [[نقل]] کرده است | {{اصلی|حدیث منزلت از دیدگاه اهل سنت}} | ||
حدیث منزلت از نظر دانشمندان شیعه و [[سنی]]، در شمار احادیث صحیح و معتبر است و به صورت متواتر از [[پیامبر اسلام]] {{صل}} [[نقل]] شده و مورد استناد أئمه، [[اصحاب]] و [[علما]] در مباحث [[امامت]] قرار گرفته است<ref>المراجعات، ص ۱۱۹، نامههای ۲۶ ـ ۳۲؛ کشف المراد، ص۳۶۸؛ احقاق الحق، ج ۷، ص ۴۲۸؛ ج ۱۶، ص ۱؛ الغدیر، ج ۱۰، ص ۲۵۹، مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۳۷، ص ۲۵۴؛ نفحات الأزهار (خلاصۀ عبقات) ج ۱۷، ص ۱۸؛ باب اخبار المنزلة و الاستدلال بها علی امامته؛ معانی الأخبار، ص ۷۴.</ref>. در منابع تاریخی، [[روایی]] و [[کلامی]]، این [[حدیث]] را بسیار مهم شمرده و آن را به بحث نهادهاند و حتی برخی دانشمندان شیعه کتب مستقلی برای باز نمودن آن نگاشتهاند. [[میر حامد حسین]]، از علمای شیعه کتاب [[عبقات الانوار]] را بدین [[حدیث]] اختصاص داده است. [[عالمان]] و محدثان بزرگ [[اهل سنت]] هم تأکید میورزند این [[حدیث]] در میان [[احادیث]] [[نقل]] شده از [[پیامبر]] {{صل}} استوارترین است و [[اتفاق]] راویان حدیث و حافظان آثار را بر صحت آن ابراز دارند و حتی [[معاویه]] هم آن را [[نقل]] کرده است. | |||
برخی دانشمندان [[اهل سنت]] قائلاند حدیث منزلت، تنها بر [[خلافت امام علی]] {{ع}} در [[مدینه]] هنگام غزوۀ [[تبوک]] دلالت میکند و نمیتوان آن را دلیلی بر [[خلافت]] {{ع}} پس از [[رحلت پیامبر]] {{صل}} دانست. متکلمان شیعه پاسخ دادهاند: اولًا [[پیامبر]] {{صل}} در حوادثی دیگر، کسانی دیگر را نیز [[جانشین]] خود ساخت؛ اما هیچگاه این چنین از [[جانشینی]] آنان یاد نکرد. ثانیاً، این وصف [[پیامبر]] {{صل}} از جایگاه امام علی {{ع}} منحصر به [[جنگ تبوک]] نیست؛ بلکه در چند رویداد دیگر، [[پیامبر]] {{صل}} از [[علی]] {{ع}} و جایگاه او یاد کرده است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، | برخی دانشمندان [[اهل سنت]] قائلاند حدیث منزلت، تنها بر [[خلافت امام علی]] {{ع}} در [[مدینه]] هنگام غزوۀ [[تبوک]] دلالت میکند و نمیتوان آن را دلیلی بر [[خلافت]] {{ع}} پس از [[رحلت پیامبر]] {{صل}} دانست. متکلمان شیعه پاسخ دادهاند: اولًا [[پیامبر]] {{صل}} در حوادثی دیگر، کسانی دیگر را نیز [[جانشین]] خود ساخت؛ اما هیچگاه این چنین از [[جانشینی]] آنان یاد نکرد. ثانیاً، این وصف [[پیامبر]] {{صل}} از جایگاه امام علی {{ع}} منحصر به [[جنگ تبوک]] نیست؛ بلکه در چند رویداد دیگر، [[پیامبر]] {{صل}} از [[علی]] {{ع}} و جایگاه او یاد کرده است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۲۷ ـ ۲۲۸.</ref>. | ||
== سند حدیث منزلت == | == سند حدیث منزلت == | ||
| خط ۱۱۰: | خط ۱۱۱: | ||
# '''نامگذاری فرزندان [[حضرت علی]] {{ع}} به نامهای [[فرزندان]] [[هارون]]:''' در روایتی که در کتاب مستدرک الصحیحین نوشته [[حاکم نیشابوری]] آمده است، [[رسول خدا]] {{صل}} سه [[فرزند]] پسر [[حضرت علی]] {{ع}} را به نامهای [[حسن]]، [[حسین]] و [[محسن]] نامگذاری نمودند و این نامها مشابه و هممعنای نامهای سه [[فرزند]] پسر [[هارون]]، "شبر، شبیر و مشبر" است<ref>إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۵، ص۲۱۶.</ref>. | # '''نامگذاری فرزندان [[حضرت علی]] {{ع}} به نامهای [[فرزندان]] [[هارون]]:''' در روایتی که در کتاب مستدرک الصحیحین نوشته [[حاکم نیشابوری]] آمده است، [[رسول خدا]] {{صل}} سه [[فرزند]] پسر [[حضرت علی]] {{ع}} را به نامهای [[حسن]]، [[حسین]] و [[محسن]] نامگذاری نمودند و این نامها مشابه و هممعنای نامهای سه [[فرزند]] پسر [[هارون]]، "شبر، شبیر و مشبر" است<ref>إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۵، ص۲۱۶.</ref>. | ||
# '''[[پیمان برادری]] [[حضرت رسول]] {{صل}} با [[حضرت علی]] {{ع}}:''' همانگونه که [[حضرت موسی]] و [[هارون]] {{ع}} [[برادر]] بودند، [[رسول خدا]] {{صل}} نیز با [[حضرت علی]] {{ع}} [[پیمان برادری]] بستند. هنگامیکه [[پیامبر اکرم]] {{صل}} میان [[مهاجران]] و [[انصار]] [[پیمان]] بستند، [[حضرت علی]] {{ع}} را نیز [[برادر]] خود خوانده و فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ أَخِي فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ}}<ref>إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۴، ص۱۹۱.</ref>. | # '''[[پیمان برادری]] [[حضرت رسول]] {{صل}} با [[حضرت علی]] {{ع}}:''' همانگونه که [[حضرت موسی]] و [[هارون]] {{ع}} [[برادر]] بودند، [[رسول خدا]] {{صل}} نیز با [[حضرت علی]] {{ع}} [[پیمان برادری]] بستند. هنگامیکه [[پیامبر اکرم]] {{صل}} میان [[مهاجران]] و [[انصار]] [[پیمان]] بستند، [[حضرت علی]] {{ع}} را نیز [[برادر]] خود خوانده و فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ أَخِي فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ}}<ref>إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۴، ص۱۹۱.</ref>. | ||
# '''بستن درب منازل [[صحابه]] به [[مسجدالنبی]] و بازگذاشتن درب | # '''بستن درب منازل [[صحابه]] به [[مسجدالنبی]] و بازگذاشتن درب خانه علی {{ع}}:''' یکی از ویژگیهای [[حضرت هارون]] {{ع}} آن بود که درب [[خانه]] ایشان به [[معبد]] [[بنیاسرائیل]] باز میشد و تنها راه عبور او همان راه بود. این کار در پایان [[حیات]] [[رسول خدا]] {{صل}} برای [[حضرت علی]] {{ع}} رخ داد. | ||
توضیح آنکه، پس از ساختن [[مسجدالنبی]]، [[مهاجران]] که دارای خانهای نبودند، منازل خود را پیرامون [[مسجد النبی]] ساختند و هر یک درب | توضیح آنکه، پس از ساختن [[مسجدالنبی]]، [[مهاجران]] که دارای خانهای نبودند، منازل خود را پیرامون [[مسجد النبی]] ساختند و هر یک درب خانه خود را مستقیماً به [[مسجد]] متصل نموده و از آن راه رفتوآمد میکردند. در سال پایانی [[حیات]] [[پیامبر]] {{صل}} دستوری از [[خداوند متعال]] آمد که همه درهای [[خانهها]] به سوی [[مسجد]] به جز درب خانه علی {{ع}} باید بسته شود. این [[دستور]]، [[حسادت]] و [[خشم]] برخی از [[صحابه]] را برانگیخت. پنهانی مطالبی میگفتند. این سخنان به [[گوش]] [[رسول خدا]] {{صل}} رسید. آن حضرت خطابهای خواندند و فرمودند: برای [[علی]] {{ع}} [[حلال]] است، آنچه برای من [[حلال]] است. این [[دستور]] را من از [[خدا]] به شما [[ابلاغ]] نمودهام و هر کس ناخشنود است، میتواند [[شهر]] ما را رها نموده و به [[شام]] برود<ref>مسند احمد حنبل، ج۲، ص۲۶؛ مستدرک حاکم نیشابوری، ج۳، ص۱۲۵؛ الغدیر، ج۳، ص۲۰۲.</ref>. | ||
مجموعه این قرائن نشان میدهد [[حضرت علی]] {{ع}} در زمان حیات پیامبر اکرم {{صل}} شخص دوم بوده و رتبهای پس از [[رسول خدا]] {{صل}} داشتهاند<ref>ر.ک: الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۷۹؛ امامشناسی، ج۱۰، ص۱۱۵؛ تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص۱۷۲؛ تلخیص الشافی، ج۲، ص۲۰۵؛ دلائل الصدق، ج۶، ص۸۰؛ الشافی فی الإمامة، ج۳، ص۵؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱۱، ص۳؛ کشف الیقین فی فضائل أمیرالمؤمنین، ص۲۷۹؛ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۴، ص۸۸۳؛ محاضرات فی الإلهیات، ص۳۶۴.</ref>.<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص۱۴۴.</ref> | مجموعه این قرائن نشان میدهد [[حضرت علی]] {{ع}} در زمان حیات پیامبر اکرم {{صل}} شخص دوم بوده و رتبهای پس از [[رسول خدا]] {{صل}} داشتهاند<ref>ر.ک: الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۷۹؛ امامشناسی، ج۱۰، ص۱۱۵؛ تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص۱۷۲؛ تلخیص الشافی، ج۲، ص۲۰۵؛ دلائل الصدق، ج۶، ص۸۰؛ الشافی فی الإمامة، ج۳، ص۵؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱۱، ص۳؛ کشف الیقین فی فضائل أمیرالمؤمنین، ص۲۷۹؛ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۴، ص۸۸۳؛ محاضرات فی الإلهیات، ص۳۶۴.</ref>.<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص۱۴۴.</ref> | ||
| خط ۱۶۶: | خط ۱۶۷: | ||
[[رده:احادیث امامت]] | [[رده:احادیث امامت]] | ||
[[رده:احادیث نامدار]] | [[رده:احادیث نامدار]] | ||
[[رده: | [[رده:اثبات امامت امام علی]] | ||
[[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | [[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | ||