استعاذه در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←جستارهای وابسته
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
# در مقابل [[مخالفان]] که در [[آیات]] [[خدا]] [[جدل]] میکنند {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَا هُمْ بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ}}<ref>«آنان که در آیات خداوند بیآنکه برهانی نزد آنان آمده باشد چالش میورزند؛ در درونشان جز خویشبینی نیست که به آن (هم) نمیرسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست» سوره غافر، آیه ۵۶.</ref> | # در مقابل [[مخالفان]] که در [[آیات]] [[خدا]] [[جدل]] میکنند {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَا هُمْ بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ}}<ref>«آنان که در آیات خداوند بیآنکه برهانی نزد آنان آمده باشد چالش میورزند؛ در درونشان جز خویشبینی نیست که به آن (هم) نمیرسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست» سوره غافر، آیه ۵۶.</ref> | ||
# به هنگام [[وسوسه]] وسوسهگران [[جن]] و انس و [[حسادت]] [[حسودان]] به [[خدا]] [[پناه]] ببرد و مبدأ هستی و جهت او را فراموش نکند. البته با توجه به [[عصمت پیامبر]] از [[گناه]]، این خطابها، نوعی [[راهنمایی]]، پیشگیری و هشدار و بیان توقعات [[خدا]] از [[پیامبر]] است: {{متن قرآن|قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ * مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ * وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ * وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ * وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ}}<ref>«بگو: به پروردگار سپیدهدم پناه میبرم * از بدی آنچه آفرید * و از بدی تاریکی شباهنگامی که فرا رسد * و از بدی زنان افسونگر دمنده در گرهها * و از بدی رشکآورنده هنگامی که به رشک خیزد» سوره فلق، آیه ۱-۵.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۰.</ref>. | # به هنگام [[وسوسه]] وسوسهگران [[جن]] و انس و [[حسادت]] [[حسودان]] به [[خدا]] [[پناه]] ببرد و مبدأ هستی و جهت او را فراموش نکند. البته با توجه به [[عصمت پیامبر]] از [[گناه]]، این خطابها، نوعی [[راهنمایی]]، پیشگیری و هشدار و بیان توقعات [[خدا]] از [[پیامبر]] است: {{متن قرآن|قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ * مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ * وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ * وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ * وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ}}<ref>«بگو: به پروردگار سپیدهدم پناه میبرم * از بدی آنچه آفرید * و از بدی تاریکی شباهنگامی که فرا رسد * و از بدی زنان افسونگر دمنده در گرهها * و از بدی رشکآورنده هنگامی که به رشک خیزد» سوره فلق، آیه ۱-۵.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۰.</ref>. | ||
==استعاذه== | |||
[[استعاذه]] مصدر باب استفعال و از ریشه «ع ـ و ـ ذ» به معنای [[پناه بردن]]، [[درخواست کمک]]<ref>مفردات، ص۵۹۵، «عوذ».</ref> و چنگ زدن ([[اعتصام]]) آمده است<ref>لسانالعرب، ج ۹، ص۴۶۴، «عوذ».</ref>. «عُوذه» از همین ریشه، به چیزی گفته میشود که بهوسیله آن از چیزی [[پناه]] برده شود.<ref>مفردات، ص۵۹۵، «عوذ».</ref> [[مفسّران]]، بر حسب کاربرد این واژه و مشتقاتش، تعابیر چندی را در توضیح آن ذکر کردهاند؛ مانند: اعتصام به [[خدا]] برای درخواست [[نجات]]، [[خضوع]] و [[خاکساری]] برای خدا جهت کسب [[توفیق]] و رها نشدن به [[حال]] خود<ref>مجمعالبیان، ج ۵، ص۲۸۶.</ref>، اتصال به [[حضرت حق]] برای [[حفظ]] از [[شرّ]] هر [[اهل]] شرّی،<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۱۶.</ref> [[پناه بردن به خدا]] و توجه به او،<ref>تفسیر المنار، ج ۹، ص۵۴۱.</ref> درخواست دفع شرّ به وسیله شخص [[پایینتر]] از بالاتر با خضوع و [[فروتنی]]،<ref>مجمعالبیان، ج ۶، ص۵۹۳.</ref><ref>مجمعالبیان، ج ۶، ص۵۹۳.</ref> [[حرز]] گرفتن<ref>روح المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۴۹۹.</ref> و خود را در حیازت چیزی برای حفظ از [[بدی]] قرار دادن.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۶۴.</ref> برخی نیز استعاذه را لطفی دانستهاند که جلو تأثیر [[وسوسههای شیطان]] را میگیرد.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۹۸.</ref>استعاذه در اصطلاح [[قاریان]] به زبان آوردن عبارتهایی مانند {{متن حدیث|أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ}} است.<ref>الموسوعة الذهبیه، ج ۴، ص۲۶۴.</ref> در آیهای، به استعاذه هنگام [[تلاوت قرآن]] امر شده است: {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ ٱلْقُرْءَانَ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ ٱلرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref> درباره [[وجوب]] یا [[استحباب]] استعاذه<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۶۲؛ الدرالمنثور، ج ۵، ص۱۶۵؛ الموسوعة الذهبیه، ج ۴، ص۲۶۳.</ref> و وقت آنکه پیش از [[تلاوت]] است یا پس از تلاوت<ref>احکام القرآن، ج ۳، ص۲۸۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۱۴.</ref> نیز در بلند یا آهسته گفتن استعاذه، بین [[مفسران]] [[اختلاف]] است.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۱۴ ـ ۱۶.</ref> (تلاوت) [[فقها]] نیز استعاذه را در رکعت اول [[نماز]]، قبل از خواندن [[حمد]]، [[مستحب]] دانستهاند.<ref>الخلاف، ج ۱، ص۳۲۴؛ مستمسک العروه، ج ۶، ص۲۷۱.</ref> گفته شده: [[قاری قرآن]]، هنگام [[اشتغال]] به [[تلاوت]]، باید حالت [[استعاذه]] داشته باشد<ref>مجمعالبیان، ج۶، ص۵۹۳؛ المیزان، ج۱۲، ص۳۴۴؛ الفرقان، ج ۱۴، ص۴۷۸.</ref> و گفتن الفاظی خاص سبب ایجاد این حالت در نفس [[قاری]] میشود؛ نه اینکه خود آن استعاذه باشد، مگر مجازا به آن استعاذه گفته شود.<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۳۴۴.</ref>.<ref>[[محمد مرادی|مرادی، محمد]]، [[استعاذه - مرادی (مقاله)|مقاله «استعاذه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۹۹۷.</ref> | |||
==اهمیت و آثار استعاذه== | |||
[[قرآن]]، [[دشمن]] [[انسان]] را به روشنی به وی معرفی کرده، ضمن تبیین خطرات پنهان و آشکار وی برای انسان به او میآموزد که جهت مصون ماندن از این خطرات، باید به [[خداوند]] [[پناه]] برد. البته اصل [[پناه بردن]] به قدرتی [[برتر]] هنگام مواجهه با خطر، امری [[فطری]] و غریزی بوده و در [[سرشت آدمی]] ریشه دارد. | |||
سفارش به استعاذه در موقعیتهای حساس، چون [[تلاوت قرآن]] و برای [[رهایی]] از خطرات جانی و [[اخلاقی]] و توجه به پناهجویی [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] و نقل آنها، حاکی از اهمیت و تأثیر استعاذه است. تعابیری چون {{متن حدیث|أعوذ بِاللَّهِ}}، {{متن حدیث|أستعيذ باللّه}} و {{متن حدیث|معاذ اللّه}} افزون بر [[دعا]]، ذکر نیز هست و [[بنده]] را متوجه [[خدا]] میکند و [[توجه به خدا]] [[وسوسه]] [[شیطان]] را بیاثر یا کماثر میکند؛ زیرا شیطان بر مؤمنانی که به خداوند پناه برده و بر او [[توکل]] میکنند سلطهای ندارد: {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ ٱلْقُرْءَانَ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ ٱلرَّجِيمِ * إِنَّهُۥ لَيْسَ لَهُۥ سُلْطَـٰنٌ عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛ * که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۸-۹۹.</ref> برخی از [[مفسران]] [[آیه]] دوم را به منزله تعلیل برای امر «فَاستَعِذ» در آیه نخست دانسته<ref>التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص۲۷۸</ref> و نتیجه گرفتهاند که استعاذه نوعی [[توکّل]] است<ref>المیزان، ج ۸، ص۳۸۱؛ ج ۱۲، ص۳۴۴</ref>. [[زمخشری]] به دلیل عطف آیه {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ ٱلْقُرْءَانَ...}}. با فاء به «عمل صالح» در آیه قبل، استعاذه را از مصادیق عمل صالح دانسته است<ref>الکشاف، ج ۲، ص۶۳۲</ref>. جمله شرطیه {{متن قرآن|وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ نَزْغٌۭ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و اگر دمدمهای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که او شنوایی داناست» سوره اعراف، آیه ۲۰۰.</ref> بر جلوگیری [[استعاذه]] از تأثیر [[وسوسه]] [[شیطان]] صحّه میگذارد. [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ إِذَا مَسَّهُمْ طَـٰٓئِفٌۭ مِّنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ تَذَكَّرُوا۟ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ}}<ref>«بیگمان پرهیزگاران چون دمدمهای از شیطان به ایشان رسد (از خداوند) یاد میکنند و ناگاه دیدهور میشوند» سوره اعراف، آیه ۲۰۱.</ref> به منزله تعلیل برای امر «فَاستَعِذ» بوده و نشان میدهد که [[پناه بردن به خدا]] هنگام وسوسه شیطان، راه [[پارسایان]] است و [[خدا]] آنان را کفایت و [[کید شیطان]] را از ایشان دفع میکند<ref>المیزان، ج ۸، ص۳۸۵</ref>. از آیه {{متن قرآن|مِن شَرِّ ٱلْوَسْوَاسِ ٱلْخَنَّاسِ}}<ref>«از شرّ آن وسوسهگر واپسگریز،» سوره ناس، آیه ۴.</ref> برمیآید که [[خداوند]] از استعاذه کننده [[مراقبت]] و او را از [[شرّ]] شیطانها کفایت میکند؛ زیرا اگر چنین نبود، خداوند وی را به استعاذه فرا نمیخواند<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۹۸</ref>. از دیگر آثار استعاذه مصون ماندن از خطر [[متکبران]]<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍۢ لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ ٱلْحِسَابِ}} «و موسی گفت: من از هر خویشتنبینی که روز شمار را باور ندارد به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه میبرم» سوره غافر، آیه ۲۷.</ref>، دور ماندن از درخواستهای نابجا، [[نجات]] از [[آلوده]] شدن دامن به [[گناه]]<ref>{{متن قرآن|وَرَٰوَدَتْهُ ٱلَّتِى هُوَ فِى بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِۦ وَغَلَّقَتِ ٱلْأَبْوَٰبَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ إِنَّهُۥ رَبِّىٓ أَحْسَنَ مَثْوَاىَ إِنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلظَّـٰلِمُونَ}} «و آن زن که یوسف در خانهاش بود از او، کام خواست و درها را بست و گفت: پیش آی که از آن توام! (یوسف) گفت: پناه بر خداوند! او پرورنده من است، جایگاه مرا نیکو داشته است، بیگمان ستمکاران رستگار نمیگردند» سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>، [[پرهیز از ظلم]]<ref>{{متن قرآن|قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلَّا مَن وَجَدْنَا مَتَـٰعَنَا عِندَهُۥٓ إِنَّآ إِذًۭا لَّظَـٰلِمُونَ}} «گفت: پناه بر خداوند که جز آن کس را بگیریم که کالای خویش را نزد او یافتهایم زیرا آنگاه ستمگر خواهیم بود» سوره یوسف، آیه ۷۹.</ref>، مصون ماندن از [[شرّ]] موجودات [[شرور]] و خطرات دیگر<ref>{{متن قرآن|وَإِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ}} «و بیگمان من از اینکه سنگسارم کنید به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه میبرم» سوره دخان، آیه ۲۰.</ref> است. | |||
[[خویشتنداری]] یوسف{{ع}} از [[گناه]] در حساسترین موقعیت [[لغزش]]، با ذکر «[[معاذ]] [[اللّه]]» حاکی از تأثیر [[استعاذه]] است: {{متن قرآن|قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ}}<ref>سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>استعاذه [[موسی]]{{ع}} بهصورت جمله خبری و با صیغه ماضی: {{متن قرآن|وَإِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ}}<ref>سوره دخان، آیه ۲۰.</ref>، نشان میدهد که تأثیر استعاذه نزد حضرت [[قطعی]] بود و آن به [[امنیتی]] اشاره دارد که [[خداوند]] پیش از آمدن موسی به سوی [[فرعونیان]] برای او ایجاد کرده است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۳۹</ref>. [[نزول]] دو [[سوره]] «ناس» و «فلق» درباره استعاذه که به «معوّذَتَیْن» [[شهرت]] یافتهاند<ref>مجمعالبحرین، ج ۳، ص۲۷۵، «عوذ»</ref> و [[پیامبر]]{{صل}} درباره آنها فرموده است «مثل آن دو را ندیدهام»<ref>السنن الکبری، ج ۳، ص۳۷۸</ref>. مؤیّدی بر جایگاه مهم و تأثیر استعاذه است. اثر بخشی استعاذه، افزون بر اینکه از آثار [[دینی]] استفاده میشود امری [[تجربه]] شده نیز هست.<ref>تفسیر المنار، ج ۹، ص۵۴۱</ref>.<ref>[[محمد مرادی|مرادی، محمد]]، [[استعاذه - مرادی (مقاله)|مقاله «استعاذه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۹۹.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||