←اهمیت و آثار انابه
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
==اهمیت و آثار انابه== | ==اهمیت و آثار انابه== | ||
در [[آیات]] و [[روایات]] به انابه اهمیت خاصی داده شده است. خدای متعالی [[بندگان]] خود و در رأس آنان [[پیامبران]] را به انابه فرا خوانده است: | در [[آیات]] و [[روایات]] به انابه اهمیت خاصی داده شده است. خدای متعالی [[بندگان]] خود و در رأس آنان [[پیامبران]] را به انابه فرا خوانده است: {{متن قرآن|وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ}}<ref>«و پیش از آنکه عذاب به شما دررسد و دیگر یاری نیابید به سوی پروردگارتان باز گردید و در برابر (فرمان) او گردن نهید» سوره زمر، آیه 54.</ref> و نیز {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«با بازگشتن به سوی او ؛ و از او پروا کنید و نماز را بپا دارید و از مشرکان نباشید،» سوره روم، آیه ۳۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و اگر تو را وا دارند تا آنچه را که نمیدانی برای من شریک آوری، از آنان فرمان نبر و در این جهان با آنان به شایستگی همراهی کن و راه کسی را که به درگاه من باز میگردد پیش گیر، سپس بازگشتتان به سوی من است آنگاه شما را از آنچه میکردهاید میآگاهانم» سوره لقمان، آیه ۱۵.</ref>.<ref>موسوعة اخلاق القرآن، ج ۱، ص۲۵۰ ـ ۲۵۱.</ref> | ||
در [[قرآن کریم]] به انابه [[پیامبر اسلام]] {{صل}} {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«و در هر چیزی اختلاف پیدا کنید داوری آن با خداوند است؛ این است خداوند پروردگار من، بر او توکّل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره شوری، آیه ۱۰.</ref>، ابراهیم {{ع}} {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}}<ref>«بیگمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونهای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند میپرستید بیزاریم، شما را انکار میکنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی میآوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ}}<ref>«ابراهیم به راستی بردبار دردمند توبهکاری بود» سوره هود، آیه ۷۵.</ref>، [[شعیب]] {{ع}} {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز میدارم نمیخواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که میتوانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref>، داوود {{ع}} {{متن قرآن|قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ}}<ref>«(داود) گفت: بیگمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میشهای خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا میدارند جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و آنان اندکند؛ و داود دانست که ما او را آزمودهایم و از پروردگار» سوره ص، آیه ۲۴.</ref> و سلیمان {{ع}} {{متن قرآن|وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ}}<ref>«و به راستی ما سلیمان را آزمودیم و کالبدی را بر اورنگ (پادشاهی) او افکندیم سپس (به سوی ما) بازگشت» سوره ص، آیه ۳۴.</ref> اشاره شده است. | |||
در روایتی [[نبوی]] از [[سعادت انسان]] آن دانسته شده که خدا انابه را روزیش سازد.<ref>المستدرک، ج ۴، ص۲۶۸.</ref> از آثار مهم و گوناگون انابه نیز میتوان به اهمیت آن پی برد، چنان که گفته شده بر اثر انابه [[قلبی]]، [[قلب]] [[انسان کامل]] [[باطن]] بیتالحرام میشود.<ref>شرح منظومه، ص۳۵۵.</ref> | |||
آثار انابه که در [[قرآن]] ذکر شده دو دسته است: | |||
#دستهای که اثر انابه به [[تنهایی]] دانسته شده: | |||
##[[هدایت الهی]]؛ [[خداوند]][[انابه]] کنندگان را به سوی خود [[هدایت]] میکند: «... و یَهدی اِلَیهِ مَن اَناب» (رعد / ۱۳، ۲۷)، «و یَهدی اِلَیهِ مَن یُنیب». ([[شوری]] / ۴۲، ۱۳) | |||
##[[تذکر]]؛ تنها کسی که به سوی خدا انابه میکند از [[آیات الهی]] متذکر میشود: «هُوَ الَّذی یُریکُمءایـتِهِ و یُنَزِّلُ لَکُم مِنَ السَّماءِ رِز قـًا و ما یَتَذَکَّرُ اِلاّ مَن یُنیب». ([[غافر]] / ۴۰، ۱۳) در آیات دیگری [[آسمان]] و [[زمین]] و آیات موجود در آن دو موجب [[بصیرت]] * و [[تذکر]] برای شخص منیب دانسته شده است: «اَفَلَم یَنظُروا اِلَی السَّماءِ... والاَرضَ مَدَدنـها... تَبصِرَةً وذِکری لِکُلِّ عَبدٍ مُنیب». (ق / ۵۰، ۶ ـ ۸؛ [[سبأ]] / ۳۴، ۹) وقوف بر [[دلایل]] [[توحید الهی]] در [[عقل انسان]] مرتکز است؛ ولی [[شرک]] و [[اشتغال]] به [[عبادت غیر خدا]] مانع تجلی این [[انوار]] میشود و هنگامی که [[انسان]] از این امور [[اعراض]] کرده، به سوی [[خدا]] [[انابه]] میکند، پرده کنار رفته و [[توحید]] آشکار میگردد.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۸، ص۴۲.</ref> برخی پروای از خصوص [[خداوند]] را نیز از دسته نخست آثار انابه برشمردهاند: «مُنیبینَ اِلَیهِ واتَّقوهُ..».. ([[روم]] / ۳۰، ۳۱)<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱۲، ص۱۷۰.</ref> | |||
#دستهای که اثر انابه همراه با وصفی دیگر شمرده شده است: | |||
##[[بشارت]]؛ به کسانی که از [[عبادت طاغوت]] [[پرهیز]] کرده و به سوی خدا انابه کنند، بشارت داده میشود: «والَّذینَ اجتَنَبُوا الطّـغوتَ اَن یَعبُدوها واَنابوا اِلَی اللّهِ لَهُمُ البُشری..».. (زمر / ۳۹، ۱۷) ب. وارد [[بهشت]] شدن؛ بهشت [[پاداش]] کسانی است که [[خدا ترس]] بوده و با [[قلبی]] منیب به [[لقای الهی]] بروند: «واُزلِفَتِ الجَنَّةُ لِلمُتَّقینَ... مَن خَشِیَ الرَّحمـنَ بِالغَیبِ وجاءَ بِقَلبٍ مُنیب». (ق / ۵۰، ۳۱ ـ ۳۳) کسی که [[عمر]] خود را با [[رجوع]] به خدا بگذراند، میتواند با قلبی به دیدار [[پروردگار]] برود که انابه و رجوع به خدا بر اثر تکرار در [[طول عمر]]، [[ملکه]] و صفت آن [[قلب]] شده باشد.<ref>مجمعالبیان، ج۹، ص۲۲۴؛ المیزان، ج۱۸، ص۳۵۵؛ توبه در قرآن و سنت، ص۴۳.</ref> برخی قلب منیب را از نظر مصداق همان [[قلب سلیم]] در [[آیه]] «اِذ جاءَ رَبَّه بِقَلبٍ سَلیم» (صافّات / ۳۷، ۸۴) دانستهاند؛ زیرا کسی که از شرک سالم باشد غیر خدا را ترک کرده و به سوی خدا انابه میکند، چنانکه اگر کسی به سوی خدا انابه کند، از شرک [[پاک]] شده و [[سلیم]] میگردد.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۸، ص۱۷۹.</ref> ج. [[نجات]] از [[عذاب]]؛[[انابه]] به سوی خدا و [[تسلیم]] * شدن در برابر او موجب [[نجات از عذاب الهی]] است: «واَنیبُوا اِلی رَبِّکُم واَسلِموا لَهُ مِن قَبلِ اَن یَأتِیَکُمُ العَذابُ ثُمَّ لا تُنصَرون». (زمر / ۳۹، ۵۴)<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[انابه (مقاله)|مقاله «انابه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص .</ref>. | |||
==اقسام و شرایط [[انابه]]== | ==اقسام و شرایط [[انابه]]== | ||