تیه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = تیه| عنوان مدخل = [[تیه]]| مداخل مرتبط = [[تیه در قرآن]]| پرسش مرتبط =}} | |||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = تیه | |||
| عنوان مدخل = [[تیه]] | |||
| مداخل مرتبط = [[تیه در قرآن]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
==جغرافیای [[تیه]]، در [[سوره مبارکه مائده]]== | ==جغرافیای [[تیه]]، در [[سوره مبارکه مائده]]== | ||
{{متن قرآن|قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«(خداوند) فرمود: که (آمدن به) این سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ روی زمین سرگردان میشوند، پس بر گروه نافرمانان دریغ مخور» سوره مائده، آیه ۲۶.</ref> | اگر در ترجمه [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«(خداوند) فرمود: که (آمدن به) این سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ روی زمین سرگردان میشوند، پس بر گروه نافرمانان دریغ مخور» سوره مائده، آیه ۲۶.</ref> دقت نماییم، نام مکانی، به جز [[زمین]] - که نام عام این کره مسکونی است- مکان دیگری، که بتوان برای آن، مشخصات جغرافیایی معینی نوشت: ملاحظه نمیشود. | ||
در ابتدای [[آیه مبارکه]]، تنها | در ابتدای [[آیه مبارکه]]، تنها ضمیرها در ترکیب {{متن قرآن|إِنَّهَا}} دیده میشود، که این ضمیر [[جانشین]] واژهای است که در [[آیات]] قبل بیان شده و ما برای یافتن آن اسم ناچاریم، به مدلول آیات قبل و داستان [[اسارت]] و [[آزادی]] [[بنی اسرائیل]] توجه کنیم، تا [[مرجع]] ضمیر را بیابیم. | ||
در سرگذشت [[قوم بنی اسرائیل]] میخوانیم: «پیش از آنکه بنی اسرائیل در نتیجه گوساله پرستی به [[سرگردانی]] [[مبتلا]] شوند؛ به [[سرزمین کنعان]] نزدیک شده بودند و [[موسی]] [[دوازده تن]]، از [[سرداران]] [[قوم]] را، برای [[تفتیش]] زمین [[موعود]] فرستاد. [[نمایندگان]]، جز دو تن یعنی [[یوشع]] و کالب، بنی اسرائیل را از ساکنین آن [[سرزمین]] ترسانیدند. بنی اسرائیل به موسی گفتند، تا آن قوم [[جبار]] از آن سرزمین خارج نشوند؛ ما به زمین موعود، وارد نخواهیم شد و برای [[جنگ]] هم آماده نیستیم»<ref>محمد خزائلی، اعلام قرآن، ص۶۲۶.</ref>. | در سرگذشت [[قوم بنی اسرائیل]] میخوانیم: «پیش از آنکه بنی اسرائیل در نتیجه گوساله پرستی به [[سرگردانی]] [[مبتلا]] شوند؛ به [[سرزمین کنعان]] نزدیک شده بودند و [[موسی]] [[دوازده تن]]، از [[سرداران]] [[قوم]] را، برای [[تفتیش]] زمین [[موعود]] فرستاد. [[نمایندگان]]، جز دو تن یعنی [[یوشع]] و کالب، بنی اسرائیل را از ساکنین آن [[سرزمین]] ترسانیدند. بنی اسرائیل به موسی گفتند، تا آن قوم [[جبار]] از آن سرزمین خارج نشوند؛ ما به زمین موعود، وارد نخواهیم شد و برای [[جنگ]] هم آماده نیستیم»<ref>محمد خزائلی، اعلام قرآن، ص۶۲۶.</ref>. | ||
این پاسخ بنی اسرائیل، به خوبی نشان میدهد؛ که [[استعمار]] [[فرعونی]]، در طول سالیان دراز، چه اثر [[شومی]] روی [[نسل]] آنها گذارده بود... که از دست زدن به [[مبارزه]]، برای آزادی خود [[ناتوان]] شده بودند. | این پاسخ بنی اسرائیل، به خوبی نشان میدهد؛ که [[استعمار]] [[فرعونی]]، در طول سالیان دراز، چه اثر [[شومی]] روی [[نسل]] آنها گذارده بود... که از دست زدن به [[مبارزه]]، برای آزادی خود [[ناتوان]] شده بودند. | ||
به هر حال، «موسی{{ع}}، به کلی از [[جمعیت]] [[مأیوس]] گشت و دست به [[دعا]] برداشت و جدایی خود را از آنها، از [[خدا]] تقاضا کرد... سرانجام، دعای موسی به [[اجابت]] رسید و بنی اسرائیل، نتیجه شوم [[اعمال]] خود را گرفتند؛ زیرا از طرف [[خداوند]]، به موسی چنین [[وحی]] فرستاده شد؛ که این جمعیت، از ورود به این [[سرزمین مقدس]]، که مملو از انواع [[مواهب مادی]] و [[معنوی]] بود؛ تا چهار سال [[محروم]] خواهند ماند»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۴، ص۳۴۳.</ref>. | به هر حال، «موسی{{ع}}، به کلی از [[جمعیت]] [[مأیوس]] گشت و دست به [[دعا]] برداشت و جدایی خود را از آنها، از [[خدا]] تقاضا کرد... سرانجام، دعای موسی به [[اجابت]] رسید و بنی اسرائیل، نتیجه شوم [[اعمال]] خود را گرفتند؛ زیرا از طرف [[خداوند]]، به موسی چنین [[وحی]] فرستاده شد؛ که این جمعیت، از ورود به این [[سرزمین مقدس]]، که مملو از انواع [[مواهب مادی]] و [[معنوی]] بود؛ تا چهار سال [[محروم]] خواهند ماند»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۴، ص۳۴۳.</ref>. | ||
بنابراین، میتوان از این متن [[تاریخی]] و [[تفسیری]]، به این نتیجه رسید، که منظور از ضمیر ها/، که در ابتدا بدان اشاره شد: [[سرزمین]] [[موعود]] و [[ارض مقدسه]] است؛ که ما درباره جغرافیای آن، زیر عنوان جغرافیای [[ارض]]، در [[سوره مبارکه مائده]] توضیحات لازم جغرافیایی را بیان نمودهایم؛ نظر خوانندگان گرامی را به همان گفتار جلب مینماییم. | بنابراین، میتوان از این متن [[تاریخی]] و [[تفسیری]]، به این نتیجه رسید، که منظور از ضمیر ها/، که در ابتدا بدان اشاره شد: [[سرزمین]] [[موعود]] و [[ارض مقدسه]] است؛ که ما درباره جغرافیای آن، زیر عنوان جغرافیای [[ارض]]، در [[سوره مبارکه مائده]] توضیحات لازم جغرافیایی را بیان نمودهایم؛ نظر خوانندگان گرامی را به همان گفتار جلب مینماییم. | ||
یک واژه دیگر، در این [[آیه مبارکه]]، نیز قابل دقت و بررسی است و آن واژه یتیهون میباشد. | یک واژه دیگر، در این [[آیه مبارکه]]، نیز قابل دقت و بررسی است و آن واژه یتیهون میباشد. | ||
برخی از [[پژوهشگران]] در مورد لفظ [[تیه]] مینویسد: «تیه، به معنی [[تحیر]] و [[سرگردانی]] است».<ref>سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن.</ref>. | برخی از [[پژوهشگران]] در مورد لفظ [[تیه]] مینویسد: «تیه، به معنی [[تحیر]] و [[سرگردانی]] است».<ref>سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن.</ref>. | ||
و این سرگردانی چنان که بیان شد؛ چهل سال طول کشید و حاصل سخن آن که، چون [[بنی اسرائیل]] در این مدت، در بیابان سرگردان بودند و نتوانستند وارد [[کنعان]] شوند؛ آن حالت سرگردانی، به صورت اسم [[علم]]، برای آن بیابان در آمد. | و این سرگردانی چنان که بیان شد؛ چهل سال طول کشید و حاصل سخن آن که، چون [[بنی اسرائیل]] در این مدت، در بیابان سرگردان بودند و نتوانستند وارد [[کنعان]] شوند؛ آن حالت سرگردانی، به صورت اسم [[علم]]، برای آن بیابان در آمد. | ||
برخی از دانشمندان، در [[تأیید]] مطلب مذکور مینویسد: «یتیهون، از ماده تیه، به معنی سرگردانی است ولی بعداً این نام نام تیه به بیابانی گذارده شد، که بنی اسرائیل، در آن سرگردان بودند و این بیابان بخشی از بیابان سینا بوده است».<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه.</ref>. | برخی از دانشمندان، در [[تأیید]] مطلب مذکور مینویسد: «یتیهون، از ماده تیه، به معنی سرگردانی است ولی بعداً این نام نام تیه به بیابانی گذارده شد، که بنی اسرائیل، در آن سرگردان بودند و این بیابان بخشی از بیابان سینا بوده است».<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه.</ref>. | ||
به هر حال اکنون که با آن [[تغییر]] معنی واژه تیه آشنا شدیم، لازم است به وضع جغرافیایی آن بیابان، که محل سرگردانی بنی اسرائیل بود؛ بپردازیم.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۲۱۴.</ref> | به هر حال اکنون که با آن [[تغییر]] معنی واژه تیه آشنا شدیم، لازم است به وضع جغرافیایی آن بیابان، که محل سرگردانی بنی اسرائیل بود؛ بپردازیم.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۲۱۴.</ref> | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۴: | ||
==جغرافیای تیه== | ==جغرافیای تیه== | ||
برخی از پژوهشگران، در مورد جغرافیای تیه مینویسد: «تیه نام بیابانی است که بنی اسرائیل، پس از خروج از [[مصر]]، مدت چهل سال در آن بماندند و جز [[یوشع]] و [[کالب بن بوفنه]] مابقی بنی اسرائیل، که از مصر خارج شده بودند. در آن بیابان بمردند و [[موسی]] و [[هارون]] نیز، در آنجا [[وفات]] یافتند. | برخی از پژوهشگران، در مورد جغرافیای تیه مینویسد: «تیه نام بیابانی است که بنی اسرائیل، پس از خروج از [[مصر]]، مدت چهل سال در آن بماندند و جز [[یوشع]] و [[کالب بن بوفنه]] مابقی بنی اسرائیل، که از مصر خارج شده بودند. در آن بیابان بمردند و [[موسی]] و [[هارون]] نیز، در آنجا [[وفات]] یافتند. | ||
موقع جغرافیایی بیابان تیه، میان سرزمین ایله و مصر و دریای قلزم بحر احمر و کوههای سرات، از [[سرزمین شام]] است و به حساب دقیقتر بیابان [[تیه]]، از یک طرف به جفار و از جهت دیگر به [[کوه سینا]] و از طرفی به [[خاک]] [[بیت المقدس]] و از طرف دیگر، به صحرایی واقع در پشت ریف [[مصر]]، تا حدّ قلزم محدود است. | موقع جغرافیایی بیابان تیه، میان سرزمین ایله و مصر و دریای قلزم بحر احمر و کوههای سرات، از [[سرزمین شام]] است و به حساب دقیقتر بیابان [[تیه]]، از یک طرف به جفار و از جهت دیگر به [[کوه سینا]] و از طرفی به [[خاک]] [[بیت المقدس]] و از طرف دیگر، به صحرایی واقع در پشت ریف [[مصر]]، تا حدّ قلزم محدود است. | ||
قسمت اعظم بیابان ریگزار و قسمت مختصری از آن خاک سخت است و مقدار کمی [[نخل]] و چشمههای آب، در آنجا وجود دارد»<ref>صدرالدین. بلاغی، قصص قرآن، ص۳۴۵.</ref>.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۲۱۶.</ref> | قسمت اعظم بیابان ریگزار و قسمت مختصری از آن خاک سخت است و مقدار کمی [[نخل]] و چشمههای آب، در آنجا وجود دارد»<ref>صدرالدین. بلاغی، قصص قرآن، ص۳۴۵.</ref>.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۲۱۶.</ref> | ||