حسن و قبح عقلی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۲: خط ۲۲:


۲. دسته‌ای از [[افعال]] که وجه [[حسن و قبح]] آنها پس از [[امر و نهی]] [[شارع]] نیز بر [[عقل]] پوشیده می‌ماند<ref>المنار، ج ۹، ص۲۲۷.</ref>؛ مانند [[عبادات]] تعبدی از قبیل [[وجوب]] [[روزه]] آخر [[ماه مبارک رمضان]] و [[حرمت]] آن در اول ماه شوّال<ref>شرح المواقف، ج ۸، ص۱۸۴.</ref> و عدد رکعات، [[رکوع]] وسجود در [[نماز]]<ref>المنار، ج ۸، ص۵۴ ـ ۵۶.</ref>؛ لیکن این ناکامی عقل سبب نمی‌شود که حسن و قبح در آنها [[عقلی]] نباشد؛ زیرا عقل به شکلی کلی درمی یابد که اگر در آنها افزون بر جنبه تعبّد، جهات حسن و قبح نبود، [[تکلیف]] به آنها از [[خدای حکیم]] [[قبیح]] بود<ref>شرح الاسماء، ص۳۱۹؛ گوهر مراد، ص۳۴۵.</ref>؛ مانند دارویی که [[طیب]] تجویز می‌کند و مریض [[حکمت]] آن را نمی‌داند؛ ولی شایسته است [[تسلیم]] باشد<ref>المنار، ج ۸، ص۵۴ ـ ۵۶.</ref>. گفتنی است در [[اوامر]] امتحانی، جهت حسن، تنها [[آزمون]] [[بنده]] در [[امتثال]] آنهاست، چنان‌که [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} در [[خواب]] به [[ذبح]] فرزند خویش دستور یافت: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعْىَ قَالَ يَـٰبُنَىَّ إِنِّىٓ أَرَىٰ فِى ٱلْمَنَامِ أَنِّىٓ أَذْبَحُكَ فَٱنظُرْ مَاذَا تَرَىٰ}}<ref>سوره صافّات، آیه ۱۰۲.</ref> و فرزند نیز همراه پذیرش آن، پدر را به [[اجرای فرمان]] [[پروردگار]] [[تشویق]] کرد: {{متن قرآن|قَالَ يَـٰٓأَبَتِ ٱفْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّـٰبِرِينَ}}<ref>سوره صافّات، آیه ۱۰۲.</ref> و هر دو آماده اجرای این دستور شدند: {{متن قرآن|فَلَمَّآ أَسْلَمَا وَتَلَّهُۥ لِلْجَبِينِ}}<ref>«و چون هر دو (بدین کار) تن دادند و (ابراهیم) او را به روی درافکند (او را از آن کار بازداشتیم)؛» سوره صافّات، آیه ۱۰۳.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[حسن و قبح عقلی - اسحاق‌نیا تربتی (مقاله)|مقاله «حسن و قبح عقلی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص ۴۴.</ref>
۲. دسته‌ای از [[افعال]] که وجه [[حسن و قبح]] آنها پس از [[امر و نهی]] [[شارع]] نیز بر [[عقل]] پوشیده می‌ماند<ref>المنار، ج ۹، ص۲۲۷.</ref>؛ مانند [[عبادات]] تعبدی از قبیل [[وجوب]] [[روزه]] آخر [[ماه مبارک رمضان]] و [[حرمت]] آن در اول ماه شوّال<ref>شرح المواقف، ج ۸، ص۱۸۴.</ref> و عدد رکعات، [[رکوع]] وسجود در [[نماز]]<ref>المنار، ج ۸، ص۵۴ ـ ۵۶.</ref>؛ لیکن این ناکامی عقل سبب نمی‌شود که حسن و قبح در آنها [[عقلی]] نباشد؛ زیرا عقل به شکلی کلی درمی یابد که اگر در آنها افزون بر جنبه تعبّد، جهات حسن و قبح نبود، [[تکلیف]] به آنها از [[خدای حکیم]] [[قبیح]] بود<ref>شرح الاسماء، ص۳۱۹؛ گوهر مراد، ص۳۴۵.</ref>؛ مانند دارویی که [[طیب]] تجویز می‌کند و مریض [[حکمت]] آن را نمی‌داند؛ ولی شایسته است [[تسلیم]] باشد<ref>المنار، ج ۸، ص۵۴ ـ ۵۶.</ref>. گفتنی است در [[اوامر]] امتحانی، جهت حسن، تنها [[آزمون]] [[بنده]] در [[امتثال]] آنهاست، چنان‌که [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} در [[خواب]] به [[ذبح]] فرزند خویش دستور یافت: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعْىَ قَالَ يَـٰبُنَىَّ إِنِّىٓ أَرَىٰ فِى ٱلْمَنَامِ أَنِّىٓ أَذْبَحُكَ فَٱنظُرْ مَاذَا تَرَىٰ}}<ref>سوره صافّات، آیه ۱۰۲.</ref> و فرزند نیز همراه پذیرش آن، پدر را به [[اجرای فرمان]] [[پروردگار]] [[تشویق]] کرد: {{متن قرآن|قَالَ يَـٰٓأَبَتِ ٱفْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّـٰبِرِينَ}}<ref>سوره صافّات، آیه ۱۰۲.</ref> و هر دو آماده اجرای این دستور شدند: {{متن قرآن|فَلَمَّآ أَسْلَمَا وَتَلَّهُۥ لِلْجَبِينِ}}<ref>«و چون هر دو (بدین کار) تن دادند و (ابراهیم) او را به روی درافکند (او را از آن کار بازداشتیم)؛» سوره صافّات، آیه ۱۰۳.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[حسن و قبح عقلی - اسحاق‌نیا تربتی (مقاله)|مقاله «حسن و قبح عقلی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص ۴۴.</ref>
==[[افراط]] [[معتزله]] و [[تفریط]] [[اشاعره]] درباره [[حسن و قبح عقلی]]==
[[معتزله]] در مسئله [[حکمت]] درباره [[خلق]] و [[تکوین]] و امر و [[تشریع]] [[غلوّ]] و [[مشیت]] [[پروردگار]] را به [[فهم]] ناقص خود [[مقید]] کرده و به [[مصالح]] و [[مفاسد]] و [[حسن و قبح]] [[واقعی]] [[معتقد]] گشته و آنها را بر [[افعال]] [[تکوینی]] و [[تشریعی]] [[خدا]] [[حاکم]] دانسته‌اند.
[[اشاعره]] نیز در مسئله مشیت و [[اراده]] غلوّ کرده و آن را خالی از حکمت انگاشته و جایز دانسته‌اند که خدا به فعلی که امر کرده است، در همان [[زمان]] (بی‌صورت [[نسخ]] [[احکام]])<ref>شرح الاسماء، ص۳۱۸ ـ ۳۲۱.</ref> از آن [[نهی]] کند و به عکس. آنها برای [[اثبات]] این دیدگاه به [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَا لَهُ ٱلْخَلْقُ وَٱلْأَمْرُ تَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلْعَـٰلَمِينَ}}<ref> سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref> چنین [[استدلال]] کرده‌اند: آیه می‌فهماند خدا به هرچه و هرگونه بخواهد امر می‌کند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۱۲۴.</ref>، بنابراین درمورد حسن و قبح عقلی، معتزله، گرفتار [[افراط]] و اشاعره، دچار [[تفریط]] گشته‌اند<ref>المیزان، ج ۷، ص۱۲۰.</ref> و این در حالی است که میان [[صفات الهی]] هیچ‌گونه تعارضی نیست؛ نه [[مشیت الهی]] به چیزی مخالف با حکمت او تعلق می‌گیرد و نه حکمت وی ایجاب می‌کند که مشیت الهی به فهم ما مقید باشد، به گونه‌ای که برخی [[اوامر]] و افعال را بر وی [[واجب]] بدانیم و او را از برخی دیگر منع کنیم، بلکه خدا خود هرچه رابخواهد بر خویش واجب می‌کند، چنان که [[رحمت]] را بر خود واجب ساخته: {{متن قرآن|كَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ ٱلرَّحْمَةَ}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۲.</ref> و با این [[حال]]، فعل خود را جز [[نیکو]] ندانسته است، ازاین رو خدا خیری است که هیچ شرّی در وی نیست و چنین موجودی هرگز [[شر]] و [[قبیح]] از او سر نمی‌زند: {{متن قرآن|ٱلَّذِىٓ أَحْسَنَ كُلَّ شَىْءٍ خَلَقَهُۥ وَبَدَأَ خَلْقَ ٱلْإِنسَـٰنِ مِن طِينٍۢ}}<ref>«اوست که هر چه آفرید نیکو آفرید و آفرینش آدمی را از گلی آغازید» سوره سجده، آیه ۷.</ref>، گرچه [[عقل]] از [[شناخت]] وجه حسن برخی دستورهای وی به شکل مشخص [[ناتوان]] است<ref>همان؛ المنار، ج ۸، ص۵۴ - ۵۶؛ ج ۹، ص۲۲۷.</ref>. بر اساس تحلیل برخی [[مفسران]]، [[انسان]]، نخست معنای حسن را که امری وجودی و سازگار با طبع اوست، از [[مشاهده]] [[زیبایی]] همنوعان خویش و سپس دیگر [[محسوسات]] درمی‌یابد ونقطه مقابل آن، که امری عدمی است، [[سوء]] و مسائت و [[قبح]] نامیده می‌شود؛ آن‌گاه [[حسن و قبح]] به [[افعال]] و عناوین اعتباری تعمیم داده می‌شود که در ظرف [[اجتماع]] مورد توجه [[عقل عملی]] قرار می‌گیرند و هر فعلی که با [[هدف]] از تشکیل اجتماع ـ یعنی [[سعادت انسان]] و بهره‌مندی وی از [[زندگی]] ـ سازگار باشد، به حسن ونقطه مقابل آن، به قبح وصف می‌گردد، از این رو [[عدل]]، [[احسان]] به کسی که [[شایستگی]] آن را دارد، [[تعلیم]]، [[تربیت]]، [[خیرخواهی]] و... حسن می‌یابند و در برابر، [[ظلم]] و [[عدوان]] و مانند آنها [[قبیح]] می‌شوند. در این میان، حسن و قبح برخی افعال ـ مانند عدل و ظلم ـ [[تغییر]] نمی‌کند؛ زیرا سازگاری و عدم سازگاری آنها با هدف از اجتماع، همیشگی است؛ ولی حسن و قبح بعضی افعال دیگر بسته به [[اختلاف]] حالات، زمان‌ها و مکان‌ها و اجتماعات گوناگون تغییر می‌یابد، چنان‌که [[شوخی]] کردن نزد [[دوستان]] و در مجالس [[شادی]] حسن دارد؛ امّا در حضور بزرگان و در [[مراسم]] [[عزا]] و [[مساجد]] قبیح است؛ یا ارتکاب [[زنا]] و [[شرابخواری]] در مجامع [[غربی]] [[پسندیده]] است؛ ولی نزد [[مسلمان‌ها]] [[ناپسند]].
براین اساس، [[احکام]] و قضایای حسن و قبح، قضایایی غیر [[حقیقی]] و اعتباری‌اند که جز در ظرف وضع و اعتبار تحققی ندارند و [[ضرورت]] [[زندگی اجتماعی]]، انسان را به وضع و اعتبار آنها واداشته است برای آنها همچون امور حقیقی، به تحققی [[معتقد]] شود، تا از این رهگذر زندگی اجتماعی او نظام‌مند گردد، ازاین رو انسان همان‌گونه که گل را [[نیکو]] و [[زیبا]] می‌بیند، عدل را نیز نیکو می‌شمارد؛ یا اعضای خود را از آنِ خود می‌داند، چنان که درباره [[اموال]] خویش نیز بر همین [[اعتقاد]] است. [[خدا]] هم [[احکام دین]] خودرا هماهنگ با [[فطرت انسان]]، برپایه [[سنت]] عمومی [[اجتماع]] قالب گرفته و آنها را مناسب با [[قوانین اجتماعی]] نهاده است: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًۭا فِطْرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِى فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلْقَيِّمُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، بنابراین فعل [[تشریعی]] وی و [[احکام الهی]] نیز مانند [[احکام]] و قوانین اجتماعی، به جهات حسن و [[مصلحت]] تعلیل می‌پذیرند، جز اینکه جهات یادشده انگیزه [[انسان‌ها]] برای [[وضع قوانین]] اجتماعی‌اند؛ اما برای [[افعال]] و احکام الهی لازمِ جداناپذیر و فایده شایع آنها شمرده می‌شوند، از این‌رو افعال انسان‌ها معلّل به حسن و مصلحت به عنوان غایت‌اند و می‌توان از آنها [[پرسش]] کرد؛ برخلاف [[فعل الهی]]: {{متن قرآن|لَا يُسْـَٔلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْـَٔلُونَ}}<ref>«او از آنچه انجام می‌دهد بازخواست نمی‌گردد ولی آنان بازخواست می‌شوند» سوره انبیاء، آیه ۲۳.</ref> که تنها می‌توان حسن و مصلحتی را دریافت که وصف لازم و فایده شایع آن به شمار می‌آید، چنان‌که در [[آیات]] فراوانی به فایده فعل الهی تصریح شده است؛ مانند {{متن قرآن|ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلْمَوْتَ وَٱلْحَيَوٰةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْغَفُورُ}}<ref>«همان که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکردارترید و او پیروز آمرزنده است» سوره ملک، آیه ۲.</ref> و {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱسْتَجِيبُوا۟ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ ٱلْمَرْءِ وَقَلْبِهِۦ وَأَنَّهُۥٓ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی می‌شود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده می‌شوید» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref> و اگر فعل وی مانند [[افعال]] عقلایی [[انسان‌ها]] بود، [[حکم الهی]]، به [[لزوم]] وجود حسن و [[مصلحت]] [[مقید]] می‌گشت و نبود آن، بازدارنده [[خدا]] از [[حکم]] بود، در نتیجه وی فعّال مایشاء نبود: {{متن قرآن|وَيَفْعَلُ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ}}<ref> سوره ابراهیم، آیه ۲۷.</ref>، در حالی که بازدارنده‌ای برای حکم الهی تصور ندارد: {{متن قرآن|وَٱللَّهُ يَحْكُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِۦ وَهُوَ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ}}<ref> سوره رعد، آیه ۴۱.</ref> تفاوت میان فعل خدا و کار انسان‌ها را از [[آیات]] دیگری نیز می‌توان برداشت کرد؛ مانند {{متن قرآن|وَهُوَ ٱللَّهُ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ لَهُ ٱلْحَمْدُ فِى ٱلْأُولَىٰ وَٱلْـَٔاخِرَةِ وَلَهُ ٱلْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و اوست خداوند، هیچ خدایی جز او نیست، سپاس او راست در جهان نخستین و بازپسین و فرمان او راست و به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره قصص، آیه ۷۰.</ref>.<ref>المیزان، ج ۵، ص۹ - ۱۱؛ ج ۷، ص۱۲۰ - ۱۲۳؛ ج ۸، ص۵۶ - ۵۸؛ ج ۱۰، ص۱۵۳؛ ج ۱۲، ص۲۷۷ - ۲۸۸.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[حسن و قبح عقلی - اسحاق‌نیا تربتی (مقاله)|مقاله «حسن و قبح عقلی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱، ص ۴۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۸۹۵

ویرایش