←تشویق به زیارت و نهی از ترک زیارت
بدون خلاصۀ ویرایش |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
{{اصلی|اهمیت زیارت}} | {{اصلی|اهمیت زیارت}} | ||
یکی از اهداف مهم [[زیارت]] که خاستگاه [[اعتقادی]] دارد، تأثیر خارجی ارادۀ [[اهل بیت]] {{عم}} در حل [[مشکلات]] [[دنیایی]] و [[اخروی]] انسانهاست. این [[قدرت]] و [[اختیار]] [[اولیای الهی]] در پدیدههای [[تکوینی]] با براهین عقلی و [[نقلی]] مسلم قابل [[اثبات]] است تا جایی که خود این اسباب و پدیدههای [[تکوینی]] [[نیازمند]] افاضه و توجه [[اولیا]] و [[اهل بیت]] هستند: {{متن حدیث|وَ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ}}<ref>مجلسی، زاد المعاد - مفتاح الجنان، دعای عدیله، ص۴۲۳.</ref> زیرا به [[برکت]] وجود امام معصوم ماسوی الله از روزی برخوردار هستند و در پرتو وجود اوست که [[زمین]] در [[آسمان]] پایدار است... این ویژگی همواره در حال [[حیات]] و ممات وجود داشته و دارد و این قدرت ایشان در سایه ارتباط و اتصال با [[خداوند]] است که بعد از [[وفات]] آنها به شکل زیارت جلوه میکند. به همین [[دلیل]] زیارت در نزد همه حقیقتی [[فطری]] و مسلم است. گرچه عدهای با [[فطرت]] و خواست ذاتی [[انسان]] مقابله میکنند<ref>ر.ک: مرتضی جوادی، فلسفه زیارت آیین آن، ص۱۵۰.</ref>.<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۰۱- ۱۰۳.</ref> | یکی از اهداف مهم [[زیارت]] که خاستگاه [[اعتقادی]] دارد، تأثیر خارجی ارادۀ [[اهل بیت]] {{عم}} در حل [[مشکلات]] [[دنیایی]] و [[اخروی]] انسانهاست. این [[قدرت]] و [[اختیار]] [[اولیای الهی]] در پدیدههای [[تکوینی]] با براهین عقلی و [[نقلی]] مسلم قابل [[اثبات]] است تا جایی که خود این اسباب و پدیدههای [[تکوینی]] [[نیازمند]] افاضه و توجه [[اولیا]] و [[اهل بیت]] هستند: {{متن حدیث|وَ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ}}<ref>مجلسی، زاد المعاد - مفتاح الجنان، دعای عدیله، ص۴۲۳.</ref> زیرا به [[برکت]] وجود امام معصوم ماسوی الله از روزی برخوردار هستند و در پرتو وجود اوست که [[زمین]] در [[آسمان]] پایدار است... این ویژگی همواره در حال [[حیات]] و ممات وجود داشته و دارد و این قدرت ایشان در سایه ارتباط و اتصال با [[خداوند]] است که بعد از [[وفات]] آنها به شکل زیارت جلوه میکند. به همین [[دلیل]] زیارت در نزد همه حقیقتی [[فطری]] و مسلم است. گرچه عدهای با [[فطرت]] و خواست ذاتی [[انسان]] مقابله میکنند<ref>ر.ک: مرتضی جوادی، فلسفه زیارت آیین آن، ص۱۵۰.</ref>.<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۰۱- ۱۰۳.</ref> | ||
== رابطه کمال [[انسان]] با [[زیارت]] == | |||
شناختِ محدوده عمل و زمینه [[رشد]]، در [[پویایی]] حرکت [[معنوی]] و تکاملی [[انسان]] مؤثر است. یعنی اینکه بدانیم تا کجا میتوان رفت؟ به کجا میتوان رسید؟ چه میتوان شد؟ چگونه میتوان بود؟ توجه به نقطه اوج و مرز کمال، عامل ارتقا است. قلهها را دیدن و قله پیماها را شناختن، شوقِ قله پیمایی به [[انسان]] میدهد. [[زیارت]] هم چنین [[حسی]] را در قلمرو معنویات ایجاد میکند. این چشم انداز را در [[حیات]] شخصیتهای برجسته و انسانهای نمونه میتوان یافت و به محدوده این قلمرو وسیع، با توجه به [[عظمت مقام]] [[ائمه]] میتوان پی برد. | |||
[[امامان]]، که انسانهای برترند، شخصیتی دارند که حدّ و مرز تعالی [[انسان]] را نشان میدهند. آنان، چون انساناند، الگوی انسانهایند، وگرنه قابل تأسّی نبودند. [[انسان کامل]] بودن آنان، به ما نشان میدهد که تا کجاها میتوان پرکشید و طیران کرد و کمال یافت. به [[زیارت]] این اسوهها رفتن، ما را به آن قلّه ای که باید برسیم، به آن حدّ و مرزی که باید قدم بگذاریم و به آن مرتبه ای که باید نائل شویم، «[[راهنمایی]]» میکند. گفتیم که این، منحصر به [[ائمه]] نیست، در مراتب مختلف، همه انسانهای والا، این [[هدایت]] و [[امامت]] را برای ما دارند. به قول آلکسیس کارل: «... در [[زندگی]] [[دانشمندان]] و قهرمانان و [[پاکان]]، یک [[ذخیره]] تمام نشدنی از انرژی [[معنوی]] وجود دارد. این مردان، چون کوههایی در میان دشت، سر بالا کشیدهاند و به ما نشان میدهند که تا کجا میتوانیم بالا برویم و چه [[قدر]] هدفی که طبیعتاً [[شعور]] [[انسانی]] به آن متمایل است، عالی است. فقط چنین مردانی میتوانند برای [[زندگی]] درونی ما غذای [[معنوی]] مورد نیازش را تهیه کنند»<ref>راه و رسم زندگی، آلکسیس کارل، ترجمه پرویز دبیری، چاپ پنجم، ص۱۰۱.</ref>. | |||
به [[راستی]] هم، اولیای [[دین]]، که زیارتشان بر ما فرض و لازم است، بیان کننده این حدّ و مرز [[سیر]] صعودی [[انسان]]؟ در مسیر [[پاکی]] و [[طهارت]] و کمالاند. و این، خود، یکی از شیوههای [[امامت]] و [[خواص]] [[رهبری]] آنان است. در تعبیراتی که در [[زیارتنامهها]] به کار رفته است، به وضوح، این نشان دادن حدّ و مرز را میتوان دید. از [[امامان]] [[معصوم]]، با کلمات و عناوینی یاد شده که در این باب، بسیار راهگشاست. تعبیراتی همچون: «[[آیه]]»، «بیّنه»، «[[حجّت]]»، «[[گواه]]»، «[[شهید]]»، «[[صراط]]»، «راه»، «نشانه»، «[[راهنما]]»، «منار»، «[[امام]]»، «در»، «چراغ»، «[[نور]]»، «[[ستاره]]»، «ماه»، «[[خورشید]]»، «[[دلیل]]»، «[[پرچم]]»، «علامت» و... که در [[متون زیارتی]] دیده میشود، مبیّن این نکته است<ref>به زیارتنامهها و کتب مراجعه و در تعبیرات دقت کنید ازجمله: زیارت جامعه، دعای ندبه و....</ref>. نمونهها، همیشه معیار و میزاناند و محدوده و گستره و میدان [[رشد]] [[انسانها]] را نشان میدهند و به همین جهت، در برنامههای [[تربیتی]] [[اسلام]]، تأکید فراوانی روی نشان دادن [[الگو]] شده است. | |||
استاد حکیمی مینویسد: «... از حقیقتهایی که در انعقاد [[شخصیت انسان]] و ساختن آن، سخت مؤثر است، توجه [[انسان]] است به نمونههای والای [[فکر]] و [[اعتماد]] و [[اقدام]] و [[عظمت]] و [[حماسه]] و [[جهاد]]. اگر این نمونههای والا در میان زندگان باشند، چه بهتر. ولی [[انسان]] به گونه ای ویژه، به اشخاص [[تاریخی]] و گذشتگان [[اعتقاد]] دارد و [[کمالات]] و عظمتهای آنان را- تا سرحدّ [[اساطیر]]- [[تقدیس]] میکند و بزرگ میدارد. بنابراین، [[بشر]] به طور [[فطری]]، از توجه به آثار باقیمانده، ابزار کار، محلّ سکونت و [[قبور]] بزرگان [[تاریخ]] و [[تأمّل]] در احوالات آنان، چیزها میآموزد و به عظمتها میرسد»<ref>حماسه غدیر، محمدرضا حکیمی، چاپ اول، ص۳۰۲.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۴۹، ۵۰.</ref> | |||
== تشویق به زیارت و نهی از ترک زیارت == | == تشویق به زیارت و نهی از ترک زیارت == | ||