زیارت در حقوق اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۳: خط ۳۳:


[[امیرالمؤمنین]] فرمودند: "هنگامی که شما به سوی [[بیت الله الحرام]] خارج شدید حجتان را به [[زیارت]] [[رسول الله]] تمام کنید، پس همانا ترک زیارت جفاست؛ هم چنین امر کردیم به زیارت (حجتان را تمام کنید) قبوری که [[خداوند]] بر شما حقشان را و زیارتشان را الزام کرده و در نزد آن [[قبور]] [[رزق]] را طلب کنید"<ref>الخصال، ج۲، ص۶۱۶؛ و شبیه این حدیث: تحف العقول، ص۱۰۶.</ref> و [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: هر که زیارت [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} را ترک کند [[خدای عزوجل]] به وی نظر نکند آیا شما آن کسی را که [[فرشتگان]] و [[پیغمبران]] زیارت می‌کنند زیارت نمی‌کنید، بدرستی که [[امیر المؤمنین]] فاضل‌ترین امامان است و مثل [[ثواب]] [[اعمال]] آنها برای ایشان هم هست"<ref>الکافی (ط - الإسلامیة)، ج۴، ص۵۸۰؛ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۲۰.</ref>.<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۰۳- ۱۰۴.</ref>
[[امیرالمؤمنین]] فرمودند: "هنگامی که شما به سوی [[بیت الله الحرام]] خارج شدید حجتان را به [[زیارت]] [[رسول الله]] تمام کنید، پس همانا ترک زیارت جفاست؛ هم چنین امر کردیم به زیارت (حجتان را تمام کنید) قبوری که [[خداوند]] بر شما حقشان را و زیارتشان را الزام کرده و در نزد آن [[قبور]] [[رزق]] را طلب کنید"<ref>الخصال، ج۲، ص۶۱۶؛ و شبیه این حدیث: تحف العقول، ص۱۰۶.</ref> و [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: هر که زیارت [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} را ترک کند [[خدای عزوجل]] به وی نظر نکند آیا شما آن کسی را که [[فرشتگان]] و [[پیغمبران]] زیارت می‌کنند زیارت نمی‌کنید، بدرستی که [[امیر المؤمنین]] فاضل‌ترین امامان است و مثل [[ثواب]] [[اعمال]] آنها برای ایشان هم هست"<ref>الکافی (ط - الإسلامیة)، ج۴، ص۵۸۰؛ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۲۰.</ref>.<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۰۳- ۱۰۴.</ref>
== زیارت نوعی خویشاوندی معنوی ==
[[احساس]] [[وابستگی]] به یک مجموعه [[آبرومند]]، یا [[فامیل]] بودن با یک [[خانواده]] [[شریف]]، نقش کنترل از [[بدی‌ها]] را دارد و [[انسان]] کارهایی را که در [[شأن]] این [[روابط]] و خویشاوندی‌ها نیست، ترک می‌‌کند. پیوند و [[خویشاوندی]] هم تنها سببی و نسبی نیست. [[فرزندان]] روحیِ بزرگان [[دین]] هم خود را مرتبط با آن [[اولیا]] می‌دانند. [[تباهی]] و [[فساد]]، در میان جوانانی که ریشه و تبار صحیح و معلومی ندارند، بیشتر است. [[فرزندان]] [[نامشروع]] و بی [[پدر]] و [[مادر]]، برای بزهکاری و [[جرم]] و جنایت، زمینه مساعدتری دارند.
[[انقطاع]] [[فرهنگی]] یک [[نسل]]، از گذشته درخشان خویش، زمینه ساز [[بردگی]] [[فکری]] و [[استعمار]] [[فرهنگی]] آنان از سوی تاراج گران [[فکر]] و [[اندیشه]] و [[استقلال]] ملت‌هاست. از این رو، پل زدن بین [[نسل]] حاضر و پیشینه [[فرهنگی]] و ارزشی و مکتبی، سازنده و [[هویت]] بخش است. در مسائل [[اخلاقی]] و [[تربیتی]] هم، پیوند با [[نیکان]] و رابطه با [[صالحین]] و آشنایی با خانواده‌های ریشه‌دار و صاحب [[کرامت]] و [[شرف]]، سازنده است. به همان شکل که گسیختگی از تبار [[پاکان]] و بریدگی از ریشه‌های [[فرهنگی]] و [[اخلاقی]]، زمینه‌ساز [[فساد]] و [[گناه]] و بی مبالاتی و عدم [[تعهّد]] است.
[[زیارت]]، عاملی در جهت پیوند زدن با [[صالحان]]، یا تقویت [[رابطه معنوی]] با [[وارستگان]] است. ایجاد رابطه (اگر نیست) و تحکیم پیوند (اگر هست). هرکس، در یک [[جامعه]] و [[امت]]، ریشه‌های [[عقیدتی]]، [[فرهنگی]] و [[معنوی]] دارد. برای ما [[مسلمانان]] این ریشه‌ها، همان [[عترت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} است. [[زیارت]]، عاملی برای تحکیم این پیوند است. احساسِ معیّت با [[اهل بیت]] سازنده است، [[تقوا]] هم سبب می‌شود ما هم از [[خانواده]] [[عظیم]] [[اهل بیت]] شویم{{عربی|«مَنِ اتّقی فهو منّا اهل البیت»}}. زائری که به [[دیدار]] یک [[ولیّ]] از [[اولیای خدا]] می‌رود، یا بر [[مزار]] امامی از [[ائمه]] یا [[پیامبری]] از [[انبیا]] حاضر می‌شود، یا بوسه بر آستان [[پاک]] پیشوای شهیدی می‌زند، و «[[سلام]]» می‌دهد، یا به [[ادب]] و [[احترام]]، در پیش روی [[مرقد]] [[معصومین]] و [[صالحین]] و [[صدیقین]] و [[شهدا]] می‎ایستد، به یاد گذشته [[فرهنگی]] و [[میراث]] [[فکری]] و ریشه‌های [[معنوی]] خویش می‌افتد و [[اهل]] [[صلاح]] و سداد می‌شود. همچنان که انتساب به یک [[پدر]] خوشنام و نیاکانِ [[شریف]]، [[انسان]] را از غلطیدن در دامان بدنامی و هتاکی و هرزگی، تا حدودی نگه می‌دارد و عامل کنترل حرکات و [[رفتار]] است، انتساب به دودمان [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[شهیدان]] [[راه خدا]] نیز چنین نقشی دارد. مگر نه اینکه از [[خانواده]] [[شهدا]]، توقعی و انتظاری بیش از دیگران است؟ مگر نه اینکه از [[ذریه]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}}، [[چشم]] داشتِ دیگری است؟ مگر نه اینکه به [[خانواده]] یک عالم مذهبی و پیشوای [[دینی]]، به چشم دیگری می‌نگرند و توقع دیگری دارند؟!.. خود این پیوندها و نسبت‌ها و رابطه‌ها، [[انسان]] را در بستری از [[نیکی]] و [[عفاف]] و [[تعهّد]] قرار می‌دهد.
خویشاوندی‌ها، همه‌اش، نسبی و سببی نیست. [[خویشاوندی]] [[فکری]] و [[فرهنگی]] هم مهم است. [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و [[علی]] {{ع}} پدرانِ این امت‌اند. [[شیعه]]، [[فرزندان]] [[فکری]] [[ائمه‌]]اند. هر [[مسلمان]]، خویشاوندی معنوی با [[اهل بیت]] [[پیامبر]] {{عم}} و [[اولیای دین]] دارد. حال، زائری که به [[زیارت]] امامی از [[ائمه]] می‌رود، این «[[صله رحم]]» و تجدید [[دیدار]] با یک [[خویشاوند]] [[معنوی]] و با نیاکان مکتبی است. [[زائر]]، مدعی است که به [[خاندان]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}}، [[عشق]] می‌ورزد، با آنان رابطه و آشنایی دارد، از آنان است، با آنان است، آنان را می‌شناسد، با آنان هم ریشه و هم [[خانواده]] است، [[اهل]] یک مملکت و آبادی و [[خاک]] و خونند. نشانه این پیوند هم، همین [[زیارت]] است. چرا جای دیگر نرفت؟.. چرا کار دیگر نکرد؟.. چرا [[دل]] را برداشت و به «عتبه بوسی» یک [[امام]] آمد؟ آیا این نشانه ریشه در یک «[[آب]]» داشتن نیست؟ این نشانه هم [[خانه]] و هم خوشه و هم ریشه و هم [[خون]] بودن نیست؟... چرا. با این حال، آنکه [[عشق]] و [[محبت]] [[اولیای خدا]] را در سینه دارد، آنکه از دیگران گسسته و به [[ائمه]] پیوسته است، آنکه [[زیارت]] را، [[شاهد]] صدقی بر ارادت خویش به [[پاکان]] می‌داند، آنکه خود را مرتبط با دودمان [[طهارت]] و [[عصمت]] می‌شناسد، آنکه خود را با [[معصومین]] هم [[خانواده]] می‌بیند، آیا سزاست که [[ناپاک]] باشد و [[تبهکار]]؟ آیا پذیرفتنی است که نسبت به [[اهل]] بیتِ [[تقوا]] و [[پاکی]]، «ناخلف» باشد؟ آیا [[شرمندگی]] ندارد که در [[ارتباط]] با [[صالحان]] باشد و «[[ناصالح]]» باشد؟ این است که [[زیارت]]، [[یادآوری]] پیوندهای [[معنوی]] و [[خویشاوندی]] [[فکری]] و [[فرهنگی]] یک «[[مؤمن]]»، با [[اولیای خدا]] و [[پیشوایان دینی]] خود است و سازنده است، چراکه «یادآور» است. و بسیاری از تقواها در سایه تذکرها پدید می‌آید.
در [[زیارتنامه‌ها]] هم جزء درخواست‌ها، تداوم این رابطه و تکرار این [[دیدار]] و تقویت این پیوند در [[دنیا]] و [[آخرت]]، می‌باشد. به عنوان نمونه، [[زائر]] [[امام رضا]] {{ع}} از [[خداوند]] در لحظه [[وداع]] آن [[حضرت]] چنین می‌طلبد: «خدایا... این را آخرین بار، از [[زیارت]] من، از [[قبر]] [[فرزند]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و [[حجت]] خودت، قرار مده! خدایا... میان من و او در [[بهشت]]، جمع کن، مرا با او [[محشور]] ساز، مرا در «حزب» او قرار بده، مرا با [[شهیدان]] و [[صالحان]] قرار بده، که اینان، رفقای [[شایسته]] و نیکویند»...<ref>مفاتیح الجنان، زیارت وداع امام رضا(اللهم لا تجعله آخر العهد).</ref>. علاقه به [[دیدار]] مجدد، و قول و قرار با [[خدا]] و [[حجت خدا]] برای «زیارتی دیگر» هم، در [[اصلاح]] نفس مؤثر است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۵۱-۵۴.</ref>.


== جستارهای وابسته ==  
== جستارهای وابسته ==  
خط ۶۰: خط ۷۱:
* [[امام حسن عسکری]]
* [[امام حسن عسکری]]
* [[امام مهدى]]  
* [[امام مهدى]]  
{{پایان مدخل وابسته}}  
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش