آیه نصرت الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۰: خط ۳۰:
این آیه شریفه برای تمام مکان‌ها، زمان‌ها، کشورها و ادوار [[تاریخ]] الهام بخش است؛ زیرا از [[اسلحه]] خاصّی سخن نمی‌گوید که با گذشت [[زمان]] از رده خارج شود، بلکه تعبیر به «قوّه» می‌کند، یعنی [[مسلمانان]] برای [[حفظ آمادگی]] خویش باید از هر سلاحی کمک بگیرند، در هر عصر و زمان باید مجهّز به پیشرفته‌ترین سلاح‌های نظامی [[دنیا]] باشند، کلمه «قوّه» حتّی سلاح‌های دیگر، غیر از سلاح‌های [[جنگی]] را هم شامل می‌شود؛ مثلًا وسایل [[تبلیغاتی]] که نیرویی [[قوی]] برای نابودی [[دشمن]] بشمار می‌رود نیز مشمول «قوّه» می‌باشد، همان‌گونه که این کلمه شامل [[امور اقتصادی]]، [[اخلاقی]]، [[اجتماعی]] نیز می‌شود و خلاصه، هر چیزی که در [[نبرد]] با دشمن کارساز باشد و جلوی [[تجاوز]] دشمن را بگیرد و در [[دفاع]] در برابر دشمن ما را [[یاری]] کند، مشمول [[آیه]] می‌باشد.
این آیه شریفه برای تمام مکان‌ها، زمان‌ها، کشورها و ادوار [[تاریخ]] الهام بخش است؛ زیرا از [[اسلحه]] خاصّی سخن نمی‌گوید که با گذشت [[زمان]] از رده خارج شود، بلکه تعبیر به «قوّه» می‌کند، یعنی [[مسلمانان]] برای [[حفظ آمادگی]] خویش باید از هر سلاحی کمک بگیرند، در هر عصر و زمان باید مجهّز به پیشرفته‌ترین سلاح‌های نظامی [[دنیا]] باشند، کلمه «قوّه» حتّی سلاح‌های دیگر، غیر از سلاح‌های [[جنگی]] را هم شامل می‌شود؛ مثلًا وسایل [[تبلیغاتی]] که نیرویی [[قوی]] برای نابودی [[دشمن]] بشمار می‌رود نیز مشمول «قوّه» می‌باشد، همان‌گونه که این کلمه شامل [[امور اقتصادی]]، [[اخلاقی]]، [[اجتماعی]] نیز می‌شود و خلاصه، هر چیزی که در [[نبرد]] با دشمن کارساز باشد و جلوی [[تجاوز]] دشمن را بگیرد و در [[دفاع]] در برابر دشمن ما را [[یاری]] کند، مشمول [[آیه]] می‌باشد.


{{متن قرآن|تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ}}<ref>«... که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس می‌افکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمی‌شناسید (اما) خداوند آنان را می‌شناسد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>: در این قسمت از آیه [[هدف]] از تهیّه نیرو و سلاح‌های جنگی چنین بیان شده است: هدف از این [[آمادگی]]، نابودی [[انسان‌ها]] و ویرانی [[جهان]] و [[قتل]] و [[غارت]] [[بیچارگان]] و [[محرومان]] نیست! بلکه هدف [[دفاع مشروع]] است. باید تمام نیروها و سلاح‌ها را در [[اختیار]] داشت تا دشمن [[جرأت]] [[حمله]] نکند، بلکه خیال حمله را نیز در سر نپروراند؛ چون [[ستمگران]] و [[ظالمان]] همیشه به کشورها و افراد [[ضعیف]] و [[ناتوان]] حمله می‌کنند و [[قوّت]] و [[قدرت]]، عاملِ بازدارنده آنها از تجاوز و [[جنگ]] است. بالا بردن توان نظامی برای [[إرهاب]] و ترساندن دشمن است، هم [[دشمنان]] [[خداوند]] و هم دشمنان خودتان، هم دشمنان ظاهر و آشکار و هم دشمنان پنهان و مخفی. بنابراین، هدف از افزایش [[قدرت نظامی]] باید دفاع منطقی و [[مشروع]] در برابر تجاوزهای احتمالی باشد.
{{متن قرآن|تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ}}<ref>«... که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس می‌افکنید؛ و نیز جز آنها کسانی دیگر را که شما نمی‌شناسید (اما) خداوند آنان را می‌شناسد» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>: در این قسمت از آیه [[هدف]] از تهیّه نیرو و سلاح‌های جنگی چنین بیان شده است: هدف از این آمادگی، نابودی [[انسان‌ها]] و ویرانی [[جهان]] و [[قتل]] و [[غارت]] [[بیچارگان]] و [[محرومان]] نیست! بلکه هدف دفاع مشروع است. باید تمام نیروها و سلاح‌ها را در [[اختیار]] داشت تا دشمن [[جرأت]] [[حمله]] نکند، بلکه خیال حمله را نیز در سر نپروراند؛ چون [[ستمگران]] و [[ظالمان]] همیشه به کشورها و افراد [[ضعیف]] و [[ناتوان]] حمله می‌کنند و [[قوّت]] و [[قدرت]]، عاملِ بازدارنده آنها از تجاوز و [[جنگ]] است. بالا بردن توان نظامی برای [[إرهاب]] و ترساندن دشمن است، هم [[دشمنان]] [[خداوند]] و هم دشمنان خودتان، هم دشمنان ظاهر و آشکار و هم دشمنان پنهان و مخفی. بنابراین، هدف از افزایش [[قدرت نظامی]] باید دفاع منطقی و [[مشروع]] در برابر تجاوزهای احتمالی باشد.


{{متن قرآن|وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد و بر شما ستم نخواهد رفت» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>: بدون [[شک]] تقویت بنیه [[دفاعی]] [[اسلام]] و بالا بردن توان نظامی [[ارتش]] اسلام و به‌کارگیری پیشرفته‌ترین سلاح‌های نظامی، [[اقتصادی]]، تبلیغاتی، اخلاقی، اجتماعی و مانند آن، [[هزینه]] زیادی خواهد داشت، که [[مسلمانان]] باید آن را تأمین کنند؛ ولی از آنجا که این هزینه‌ها در [[راه خدا]] [[مصرف]] می‌شود، [[خداوند متعال]] آن را به‌طور کامل به شما بازخواهدگرداند و بدون شک در این معامله ضرر نخواهید کرد.
{{متن قرآن|وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«و آنچه در راه خداوند ببخشید، به شما تمام باز خواهند داد و بر شما ستم نخواهد رفت» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>: بدون [[شک]] تقویت بنیه [[دفاعی]] [[اسلام]] و بالا بردن توان نظامی [[ارتش]] اسلام و به‌کارگیری پیشرفته‌ترین سلاح‌های نظامی، [[اقتصادی]]، تبلیغاتی، اخلاقی، اجتماعی و مانند آن، [[هزینه]] زیادی خواهد داشت، که [[مسلمانان]] باید آن را تأمین کنند؛ ولی از آنجا که این هزینه‌ها در [[راه خدا]] [[مصرف]] می‌شود، [[خداوند متعال]] آن را به‌طور کامل به شما بازخواهدگرداند و بدون شک در این معامله ضرر نخواهید کرد.
خط ۵۲: خط ۵۲:
## نخست، [[شأن]] نزول‌هایی که منحصر به فرد و در مورد یک نفر است، مثل [[آیه]] «[[اکمال دین]]» و «[[آیه ولایت]]» و مانند آن، که منحصراً در مورد [[حضرت علی]]{{ع}} است و شامل هیچ‌کس دیگر نمی‌شود.
## نخست، [[شأن]] نزول‌هایی که منحصر به فرد و در مورد یک نفر است، مثل [[آیه]] «[[اکمال دین]]» و «[[آیه ولایت]]» و مانند آن، که منحصراً در مورد [[حضرت علی]]{{ع}} است و شامل هیچ‌کس دیگر نمی‌شود.
## دیگر، شأن نزول‌هایی که منحصر به یک فرد نیست و شامل افراد متعدّدی می‌گردد، ولی یک فرد شاخص و مصداق أکمل دارد که معمولًا از او نام برده می‌شود، مانند آیه نصرت که در مورد خصوص علی{{ع}} نیست؛ ولی آن حضرت مصداق أکمل و فرد شاخص آنهاست.
## دیگر، شأن نزول‌هایی که منحصر به یک فرد نیست و شامل افراد متعدّدی می‌گردد، ولی یک فرد شاخص و مصداق أکمل دارد که معمولًا از او نام برده می‌شود، مانند آیه نصرت که در مورد خصوص علی{{ع}} نیست؛ ولی آن حضرت مصداق أکمل و فرد شاخص آنهاست.
## سوم: علاوه بر [[ابن عساکر]]، افراد دیگری نیز [[روایت]] فوق را نقل کرده‌اند، از جمله: [[محبّ]] الدّین [[طبری]] در الرّیاض<ref>الرّیاض، جلد ۲، صفحه ۱۷۲ (به نقل از [[الغدیر]]، جلد ۲، صفحه ۵۰).</ref>؛  [[سیوطی]] در الدّرّ المنثور<ref>الدّرّ المنثور، جلد ۳، صفحه ۱۹۹ (به نقل از [[احقاق الحق]]، جلد ۳، صفحه ۱۹۴).</ref>؛ [[قندوزی]] در [[ینابیع المودّة]]<ref>ینابیع المودّة، صفحه ۹۴ (به نقل از احقاق الحق، جلد ۳، صفحه ۱۹۴).</ref>؛ علّامه گنجی در کفایة الطّالب‌<ref>کفایة الطّالب، صفحه ۱۱۰ (به نقل از احقاق الحق، جلد ۳، صفحه ۱۹۴).</ref>.
## سوم: علاوه بر [[ابن عساکر]]، افراد دیگری نیز [[روایت]] فوق را نقل کرده‌اند، از جمله: محبّ الدّین طبری در الرّیاض<ref>الرّیاض، ج ۲، ص ۱۷۲ (به نقل از [[الغدیر]]، ج ۲، ص ۵۰).</ref>؛  [[سیوطی]] در الدّرّالمنثور<ref>الدّرّ المنثور، ج ۳، ص ۱۹۹ (به نقل از احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۹۴).</ref>؛ قندوزی در [[ینابیع المودّة]]<ref>ینابیع المودّة، ص۹۴ (به نقل از احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۹۴).</ref>؛ علّامه گنجی در کفایة الطّالب‌<ref>کفایة الطّالب، ص ۱۱۰ (به نقل از احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۹۴).</ref>.


۲. مرحوم علّامه امینی [[روایات]] زیادی، از [[راویان]] دیگر نقل می‌کند که علی{{ع}} را نخستین یار و [[یاور]] [[پیامبر]]{{صل}} معرّفی می‌کند، ولی تصریح نمی‌کند که مراد از [[آیه شریفه]]، علیّ بن أبی طالب است. از جمله این روایات، [[حدیثی]] است که «[[انس بن مالک]]» از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} چنین نقل می‌کند: «وقتی مرا به [[معراج]] بردند، [[مشاهده]] کردم که بر ساقه [[عرش]] این جملات نوشته شده است: «هیچ خدایی جز [[خدای یکتا]] نیست، [[محمّد]] پیامبر و فرستاده خداست، محمّد را به وسیله علی [[تأیید]] کردم و به واسطه علی او را کمک نمودم»<ref>{{متن حدیث|لَمَّا عُرِجَ بی‌: رَأَیْتُ عَلی‌ ساقِ العَرشِ مَکْتُوباً: لا الهَ الَّا اللَّهُ، محمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، ایَّدْتُهُ بِعَلِیٍّ، نَصَرْتُهُ بِعَلِیٍ}}؛ [[تاریخ]] [[بغداد]]، جلد ۱۱، صفحه ۱۷۳ (به نقل از [[الغدیر]]، جلد ۲، صفحه ۵۰).</ref>.
۲. مرحوم علّامه امینی [[روایات]] زیادی، از راویان دیگر نقل می‌کند که علی{{ع}} را نخستین یار و [[یاور]] [[پیامبر]]{{صل}} معرّفی می‌کند، ولی تصریح نمی‌کند که مراد از آیه شریفه، علیّ بن أبی طالب است. از جمله این روایات، [[حدیثی]] است که «[[انس بن مالک]]» از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} چنین نقل می‌کند: «وقتی مرا به [[معراج]] بردند، [[مشاهده]] کردم که بر ساقه [[عرش]] این جملات نوشته شده است: «هیچ خدایی جز [[خدای یکتا]] نیست، [[محمّد]] پیامبر و فرستاده خداست، محمّد را به وسیله علی [[تأیید]] کردم و به واسطه علی او را کمک نمودم»<ref>{{متن حدیث|لَمَّا عُرِجَ بی‌: رَأَیْتُ عَلی‌ ساقِ العَرشِ مَکْتُوباً: لا الهَ الَّا اللَّهُ، محمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، ایَّدْتُهُ بِعَلِیٍّ، نَصَرْتُهُ بِعَلِیٍ}}؛ تاریخ بغداد، ج ۱۱، ص ۱۷۳ (به نقل از [[الغدیر]]، ج ۲، ص ۵۰).</ref>.


[[حدیث]] فوق در کتاب‌های مختلف [[اهل سنت]] آمده است، از جمله می‌توان به کتاب‌های زیر اشاره کرد: ذخائر العقبی‌<ref>[[ذخائر العقبی]]، صفحه ۶۹ (به نقل از الغدیر، جلد ۲، صفحه ۵۰).</ref>؛ [[مناقب]] خوارزمی‌<ref>[[مناقب]] خوارزمی، صفحه ۲۵۴ (به نقل از الغدیر، جلد ۲، صفحه ۵۰).</ref>؛ [[فرائد]] حمّویی‌<ref>[[فرائد]] حمّویی، باب ۴۶ (به نقل از الغدیر، جلد ۲، صفحه ۵۰).</ref>؛ خصائص الکبری‌ سیوطی‌<ref>خصایص الکبری، جلد ۱، صفحه ۷ (به نقل از الغدیر، جلد ۲، صفحه ۵۱).</ref> و کتاب‌های دیگر<ref> به الغدیر، جلد ۲، صفحه ۵۰ و ۵۱ مراجعه کنید.</ref>.
[[حدیث]] فوق در کتاب‌های مختلف [[اهل سنت]] آمده است، از جمله می‌توان به کتاب‌های زیر اشاره کرد: ذخائر العقبی‌<ref>ذخائر العقبی، ص ۶۹ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۰).</ref>؛ [[مناقب]] خوارزمی‌<ref>مناقب خوارزمی، ص ۲۵۴ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۰).</ref>؛ فرائد حمّویی‌<ref>فرائد حمّویی، باب ۴۶ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۰).</ref>؛ خصائص الکبری‌ سیوطی‌<ref>خصایص الکبری، ج ۱، ص ۷ (به نقل از الغدیر، ج ۲، ص ۵۱).</ref> و کتاب‌های دیگر<ref> به الغدیر، ج ۲، ص ۵۰ و ۵۱ مراجعه کنید.</ref>.


اینکه گفته می‌شود: «بر ساقه عرش [[خداوند]] فلان مسأله نوشته شده است» نشانه اهمّیّت چنین مسأله‌ای است، اینکه در ساق [[عرش الهی]] و در کنار نام [[مبارک]] خداوند و پیامبرش، [[نام علی]]{{ع}} نوشته شده، دلیل بر این است که علی{{ع}} از جهت [[نصرت]] و [[یاری پیامبر]] [[برترین]] [[مسلمانان]] بوده است و طبیعی است که اگر خداوند بخواهد [[جانشینی]] برای پیامبرش [[انتخاب]] کند، برترین مسلمانان را برای این منظور در نظر می‌گیرد و اگر مسلمانان هم بخواهند شخصی را انتخاب کنند، [[عقل]] [[حکم]] می‌کند که به سراغ چنین شخصی بروند.
اینکه گفته می‌شود: «بر ساقه عرش [[خداوند]] فلان مسأله نوشته شده است» نشانه اهمّیّت چنین مسأله‌ای است، اینکه در ساق [[عرش الهی]] و در کنار نام [[مبارک]] خداوند و پیامبرش، [[نام علی]]{{ع}} نوشته شده، دلیل بر این است که علی{{ع}} از جهت [[نصرت]] و [[یاری پیامبر]] برترین [[مسلمانان]] بوده است و طبیعی است که اگر خداوند بخواهد [[جانشینی]] برای پیامبرش [[انتخاب]] کند، برترین مسلمانان را برای این منظور در نظر می‌گیرد و اگر مسلمانان هم بخواهند شخصی را انتخاب کنند، [[عقل]] [[حکم]] می‌کند که به سراغ چنین شخصی بروند.


== [[پیام]] آیه‌ ==
== [[پیام]] آیه‌ ==
=== [[دفاع از اسلام]] با تمام توان‌ ===
=== [[دفاع از اسلام]] با تمام توان‌ ===
در آیات ذکر شده اهمّیّت فوق‌العاده علی{{ع}}، در سایه حمایت از پیامبر{{صل}} به دست می‌آید. [[امیر المؤمنین]]{{ع}} این موقعیّت ممتاز را در سایه تلاش برای [[دفاع]] از [[رهبری]] مسلمانان کسب کرد. در لحظاتی که [[اسلام]] در لبه پرتگاه و در آستانه [[سقوط]] بوده، علی{{ع}} را در میدان می‌بینیم که با تمام نیرو به دفاع از اسلام می‌پردازد. مثلًا در [[جنگ]] احُد که همه فرار کرده بودند علی{{ع}} به تنهایی مشغول [[مبارزه]] با [[دشمن]] می‌شود، علی از [[پیامبر]]{{صل}} خبری ندارد، ولی می‌داند که پیامبر کسی نیست که پشت به جبهه کند. بدین جهت همان‌طور که مشغول جنگ است به دنبال پیامبر{{صل}} نیز می‌گردد، حضرت را در گوشه‌ای از میدان جنگ می‌یابد که دندان مبارکش شکسته و از پیشانی‌اش [[خون]] جاری است، پروانه‌وار به دور محبوبش می‌چرخد و یکّه و تنها از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و کیان اسلام [[دفاع]] می‌کند، و زخم‌های فراوانی برمی‌دارد<ref>[[نور الابصار]]، صفحه ۹۷- ۹۶.</ref>. [[شیعیان]] آن حضرت نیز باید با [[جان]]، [[مال]]، [[اخلاق]]، [[حُسن]] [[معاشرت]]، [[محبّت]]، [[علم]] و [[دانش]] و خلاصه، تمام استعدادها و توان خویش از اسلام دفاع کنند، تا ان شاء اللَّه فردای [[قیامت]] سرافراز باشند و شرمنده [[پیامبر]]{{صل}} و علی{{ع}} نگردند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۳۰۷ ـ ۳۱۴.</ref>.
در آیات ذکر شده اهمّیّت فوق‌العاده علی{{ع}}، در سایه حمایت از پیامبر{{صل}} به دست می‌آید. [[امیر المؤمنین]]{{ع}} این موقعیّت ممتاز را در سایه تلاش برای [[دفاع]] از [[رهبری]] مسلمانان کسب کرد. در لحظاتی که [[اسلام]] در لبه پرتگاه و در آستانه [[سقوط]] بوده، علی{{ع}} را در میدان می‌بینیم که با تمام نیرو به دفاع از اسلام می‌پردازد. مثلًا در [[جنگ]] احُد که همه فرار کرده بودند علی{{ع}} به تنهایی مشغول [[مبارزه]] با [[دشمن]] می‌شود، علی از [[پیامبر]]{{صل}} خبری ندارد، ولی می‌داند که پیامبر کسی نیست که پشت به جبهه کند. بدین جهت همان‌طور که مشغول جنگ است به دنبال پیامبر{{صل}} نیز می‌گردد، حضرت را در گوشه‌ای از میدان جنگ می‌یابد که دندان مبارکش شکسته و از پیشانی‌اش [[خون]] جاری است، پروانه‌وار به دور محبوبش می‌چرخد و یکّه و تنها از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و کیان اسلام [[دفاع]] می‌کند، و زخم‌های فراوانی برمی‌دارد<ref>نور الابصار، ص ۹۷- ۹۶.</ref>. [[شیعیان]] آن حضرت نیز باید با [[جان]]، [[مال]]، [[اخلاق]]، [[حُسن]] [[معاشرت]]، [[محبّت]]، [[علم]] و [[دانش]] و خلاصه، تمام استعدادها و توان خویش از اسلام دفاع کنند، تا ان شاء اللَّه فردای [[قیامت]] سرافراز باشند و شرمنده [[پیامبر]]{{صل}} و علی{{ع}} نگردند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۳۰۷ ـ ۳۱۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش