پرش به محتوا

آیه مؤذن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۸ مهٔ ۲۰۲۴
خط ۵۱: خط ۵۱:


== ارتباط [[آیه اذان]] و «مؤذّن»==
== ارتباط [[آیه اذان]] و «مؤذّن»==
«[[پاداش‌ها]]» و «مجازات‌های» [[جهان آخرت]] در [[حقیقت]] انعکاس [[اعمال انسان]] در دنیاست. این مطلب با توجّه و [[تأمّل]] در ارتباط «پاداش‌ها» و «کیفرهای» جهان آخرت، با اعمال انسان در دنیا روشن می‌شود. اگر [[انسان]] رباخوار که [[مرتکب گناه]] بزرگ [[رباخواری]] می‌شود، در جهان آخرت همانند [[انسانی]] مست و بی‌اراده جلوه می‌کند و [[قدرت]] بر [[حرکت]] صحیح و متعادل‌ ندارد و هر از چند قدمی به [[زمین]] می‌خورد و دوباره برمی‌خیزد و به راهش ادامه می‌دهد، بدان جهت است که او در دنیا با این گناه بزرگ تعادل [[اقتصادی]] [[جامعه]] را بر هم زده و جامعه را دچار بی‌ثباتی اقتصادی و مالی نموده است. پس عدم تعادل رباخوار در [[آخرت]]، انعکاسی از برهم خوردن تعادل جامعه در دنیا بر اثر ارتکاب او به [[گناه]] [[زشت]] رباخواری است.
«[[پاداش‌ها]]» و «مجازات‌های» [[جهان آخرت]] در [[حقیقت]] انعکاس [[اعمال انسان]] در دنیاست. این مطلب با توجّه و [[تأمّل]] در ارتباط «پاداش‌ها» و «کیفرهای» جهان آخرت، با اعمال انسان در دنیا روشن می‌شود. اگر [[انسان]] رباخوار که [[مرتکب گناه]] بزرگ [[رباخواری]] می‌شود، در جهان آخرت همانند [[انسانی]] مست و بی‌اراده جلوه می‌کند و [[قدرت]] بر حرکت صحیح و متعادل‌ ندارد و هر از چند قدمی به [[زمین]] می‌خورد و دوباره برمی‌خیزد و به راهش ادامه می‌دهد، بدان جهت است که او در دنیا با این گناه بزرگ تعادل [[اقتصادی]] [[جامعه]] را بر هم زده و جامعه را دچار بی‌ثباتی اقتصادی و مالی نموده است. پس عدم تعادل رباخوار در [[آخرت]]، انعکاسی از برهم خوردن تعادل جامعه در دنیا بر اثر ارتکاب او به [[گناه]] [[زشت]] رباخواری است.


اگر ظلم در آخرت بسان [[تاریکی]] و [[ظالم]] همچون انسان تاریکی می‌باشد که راه به جایی نمی‌برد، به خاطر آن است که ظالم دنیا را بر [[مظلومین]] تیره و تار کرده، به گونه‌ای که آنها راه به هیچ جا نمی‌برند. پس ظلمات [[ظالم]] در [[آخرت]] نتیجه و انعکاس ظلماتی است که او خود در [[دنیا]] برای [[مظلومان]] به وجود آورده و [[زندگی]] آنها را تیره و تار کرده است.
اگر ظلم در آخرت بسان [[تاریکی]] و [[ظالم]] همچون انسان تاریکی می‌باشد که راه به جایی نمی‌برد، به خاطر آن است که ظالم دنیا را بر مظلومین تیره و تار کرده، به گونه‌ای که آنها راه به هیچ جا نمی‌برند. پس ظلمات [[ظالم]] در [[آخرت]] نتیجه و انعکاس ظلماتی است که او خود در [[دنیا]] برای [[مظلومان]] به وجود آورده و [[زندگی]] آنها را تیره و تار کرده است.


اگر [[انسان]] [[مؤمن]] و دارای [[ایمان]] با چراغی از [[نور]] وارد صحنه [[محشر]] می‌شود و در [[سایه]] آن چراغ، به سوی [[رضوان]] و [[مغفرت الهی]] رهنمون و [[هدایت]] می‌گردد، به خاطر این است که انسان‌های مختلفی در پرتو نور ایمان او در دنیا هدایت گشته و به [[حقیقت]] رهنمون شدند.
اگر [[انسان]] [[مؤمن]] و دارای [[ایمان]] با چراغی از [[نور]] وارد صحنه [[محشر]] می‌شود و در [[سایه]] آن چراغ، به سوی [[رضوان]] و [[مغفرت الهی]] رهنمون و [[هدایت]] می‌گردد، به خاطر این است که انسان‌های مختلفی در پرتو نور ایمان او در دنیا هدایت گشته و به [[حقیقت]] رهنمون شدند.
خط ۵۹: خط ۵۹:
خلاصه اینکه، تمام «[[پاداش‌ها]]» و «کیفرها» در [[جهان آخرت]] انعکاس و زاییده [[اعمال]] خود ما [[انسان‌ها]] در دنیاست.
خلاصه اینکه، تمام «[[پاداش‌ها]]» و «کیفرها» در [[جهان آخرت]] انعکاس و زاییده [[اعمال]] خود ما [[انسان‌ها]] در دنیاست.


با توجّه به این مطلب، اگر علی{{ع}} طبق آنچه در [[آیه اذان]] آمده، «[[مؤذّن]]» [[پیامبر]]{{صل}} در دنیاست و [[پیام]] آن حضرت را در [[مکّه]] به [[گوش]] [[مشرکان]] می‌رساند، همو در جهان آخرت نیز «مؤذّن» است و پیام [[خداوند]] عالم را به گوش جهنّمیان می‌رساند و آنها را مشمول [[لعنت الهی]]، به خاطر ظلمی که مرتکب شده‌اند، می‌داند.
با توجّه به این مطلب، اگر علی{{ع}} طبق آنچه در [[آیه اذان]] آمده، «مؤذّن» [[پیامبر]]{{صل}} در دنیاست و [[پیام]] آن حضرت را در [[مکّه]] به [[گوش]] [[مشرکان]] می‌رساند، همو در جهان آخرت نیز «مؤذّن» است و پیام [[خداوند]] عالم را به گوش جهنّمیان می‌رساند و آنها را مشمول [[لعنت الهی]]، به خاطر ظلمی که مرتکب شده‌اند، می‌داند.


اگر علی در جهان آخرت [[فصل الخطاب]] تمام سخن‌هایی است که بین [[بهشتیان]] و جهنّمیان ردّ و بدل می‌شود، به خاطر آن است که او در دنیا نیز فصل الخطاب بوده و آخرین سخن را خطاب به مشرکان و [[بت‌پرستان]] بیان کرده است. آیا این، [[فضیلت]]، کم ارزشی است؟ آیا هیچ انسان دیگری، اعمّ از [[مسلمانان]] و [[پیروان]] دیگر [[ادیان الهی]]، واجد چنین فضیلتی هست؟<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۳۳۹ ـ ۳۴۱.</ref>
اگر علی در جهان آخرت [[فصل الخطاب]] تمام سخن‌هایی است که بین [[بهشتیان]] و جهنّمیان ردّ و بدل می‌شود، به خاطر آن است که او در دنیا نیز فصل الخطاب بوده و آخرین سخن را خطاب به مشرکان و [[بت‌پرستان]] بیان کرده است. آیا این، [[فضیلت]]، کم ارزشی است؟ آیا هیچ انسان دیگری، اعمّ از [[مسلمانان]] و [[پیروان]] دیگر [[ادیان الهی]]، واجد چنین فضیلتی هست؟<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۳۳۹ ـ ۳۴۱.</ref>
۱۳۱٬۵۳۹

ویرایش