←بنی مالک و قیام امام حسین{{ع}}
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
==بنی مالک و [[قیام امام حسین]]{{ع}}== | ==بنی مالک و [[قیام امام حسین]]{{ع}}== | ||
در برقراری ارتباط [[شیعیان عراق]] با [[امام حسن]]{{ع}} و سپس [[امام حسین]]{{ع}} در [[مدینه]] [[بنیهمدان]] نقش فعالی داشتند و در ایجاد تحرک و [[پویایی]] به [[سازمان]] [[شیعه]] در [[عراق]] با رساندن پیامهای این دو [[امام]]{{ع}} به همراه دیگر [[خواص شیعه]] مؤثر بودند. با [[مرگ معاویه]] و [[جانشینی یزید]]، این نقش آنها نسبت به [[قبایل]] دیگر برجستهتر شد. [[شیعیان کوفه]] با [[آگاهی]] از عدم [[بیعت امام حسین]]{{ع}} و آمدنش به [[مکه]]، با [[اجتماع]] در [[خانه]] [[سلیمان بن صرد خزاعی]] نامهای به ایشان نوشته، حضرت را به [[کوفه]] [[دعوت]] کردند تا [[رهبری]] [[شیعیان]] را بهدست گیرد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵۷.</ref>. این [[نامه]]، توسط برخی از بزرگان آنها که آخرین این فرستادگان و حاملان [[نامههای کوفیان]]، [[هانی بن هانی سبیعی همدانی]] و [[سعید بن عبدالله حنفی]] بودند به سوی حضرت فرستاده شد<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۲۹-۲۳۰؛ ابومخنف، وقعة الطف، ص۹۵-۹۶.</ref>. پس از آن بود که امام حسین{{ع}}، مسلم را به کوفه فرستاد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵۴.</ref>. مسلم در خانه مختار بن ابیعبیده ثقفی اقامت گزید و [[شیعیان]] در [[خانه]] مختار به دیدار او شتافتند. با آغاز بیعتستانی از [[کوفیان]]، زمانی که تعداد [[بیعتکنندگان]] [[کوفه]] به [[دوازده]] یا هجده هزار تن رسید مسلم نامهای به [[امام]]{{ع}} نوشت و از آن حضرت خواست تا به کوفه بیاید<ref>مسعودی، مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۲، ص۸۵.</ref> و این [[نامه]] را به وسیله یکی از شیعیان و [[رهبران]] قابل [[اعتماد]] کوفه به نام [[عابس بن ابیشبیب شاکری همدانی]] به سوی [[امام حسین]]{{ع}} فرستاد<ref>ابومخنف، وقعة الطف، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref>. در پی ورود عبیدالله به زیاد به کوفه و [[شکست]] [[قیام مسلم]] و [[شهادت]] او، سرهای مسلم و هانی به دستور عبیدالله نزد یزید فرستاده شد. [[مأموریت]] بردن این سرها را [[هانی بن ابیحیه وادعی همدانی]] به همراه [[زبیر بن ارواح تمیمی]] بر عهده داشتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۸۰؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۴۲.</ref>. | در برقراری ارتباط [[شیعیان عراق]] با [[امام حسن]]{{ع}} و سپس [[امام حسین]]{{ع}} در [[مدینه]] [[بنیهمدان]] نقش فعالی داشتند و در ایجاد تحرک و [[پویایی]] به [[سازمان]] [[شیعه]] در [[عراق]] با رساندن پیامهای این دو [[امام]]{{ع}} به همراه دیگر [[خواص شیعه]] مؤثر بودند. با [[مرگ معاویه]] و [[جانشینی یزید]]، این نقش آنها نسبت به [[قبایل]] دیگر برجستهتر شد. [[شیعیان کوفه]] با [[آگاهی]] از عدم [[بیعت امام حسین]]{{ع}} و آمدنش به [[مکه]]، با [[اجتماع]] در [[خانه]] [[سلیمان بن صرد خزاعی]] نامهای به ایشان نوشته، حضرت را به [[کوفه]] [[دعوت]] کردند تا [[رهبری]] [[شیعیان]] را بهدست گیرد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵۷.</ref>. این [[نامه]]، توسط برخی از بزرگان آنها که آخرین این فرستادگان و حاملان [[نامههای کوفیان]]، [[هانی بن هانی سبیعی همدانی]] و [[سعید بن عبدالله حنفی]] بودند به سوی حضرت فرستاده شد<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۲۹-۲۳۰؛ ابومخنف، وقعة الطف، ص۹۵-۹۶.</ref>. پس از آن بود که امام حسین{{ع}}، مسلم را به کوفه فرستاد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵۴.</ref>. مسلم در خانه مختار بن ابیعبیده ثقفی اقامت گزید و [[شیعیان]] در [[خانه]] مختار به دیدار او شتافتند. هنگامی که مسلم [[نامه امام حسین]]{{ع}} را برای آنها خواند [[عابس بن ابیشبیب شاکری همدانی]] برخاست و پس از [[حمد]] و [[ثنای الهی]] چنین گفت: «من به تو از کار دیگران خبر نمیدهم و نمیدانم چه در [[دل]] دارند و از جانب آنان [[وعده]] [[فریبنده]] نمیدهم. به [[خدا]] [[سوگند]] از چیزی که درباره آن تصمیم گرفتهام سخن میگویم، وقتی [[دعوت]] کنید میپذیرم، همراه شما با دشمنانتان میجنگم و با شمشیرم از شما [[دفاع]] میکنم تا به پیشگاه خدا [[روم]] و از این کار چیزی جز آنچه نزد خداست نمیخواهم»<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵۵؛ ابناعثم کوفی، الفتوح، ج۵، ص۳۴.</ref>. با آغاز بیعتستانی از [[کوفیان]]، زمانی که تعداد [[بیعتکنندگان]] [[کوفه]] به [[دوازده]] یا هجده هزار تن رسید مسلم نامهای به [[امام]]{{ع}} نوشت و از آن حضرت خواست تا به کوفه بیاید<ref>مسعودی، مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۲، ص۸۵.</ref> و این [[نامه]] را به وسیله یکی از شیعیان و [[رهبران]] قابل [[اعتماد]] کوفه به نام [[عابس بن ابیشبیب شاکری همدانی]] به سوی [[امام حسین]]{{ع}} فرستاد<ref>ابومخنف، وقعة الطف، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref>. در پی ورود عبیدالله به زیاد به کوفه و [[شکست]] [[قیام مسلم]] و [[شهادت]] او، سرهای مسلم و هانی به دستور عبیدالله نزد یزید فرستاده شد. [[مأموریت]] بردن این سرها را [[هانی بن ابیحیه وادعی همدانی]] به همراه [[زبیر بن ارواح تمیمی]] بر عهده داشتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۸۰؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۴۲.</ref>. | ||
بر مبنای گزارشات واصله، بنی مالک در [[قیام امام حسین]]{{ع}} نیز حضور پر رنگی داشتند؛ چندان که عمار بن أَبی سلمة بن عبدالله بن عرار دالانی<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴،ص۱۱۳؛ حمید بن احمد المحلی، الحدائق الوردیه فی مناقب الائمة الزیدیه، ج۱، ص۲۱۲.</ref>، [[بریر بن خضیر همدانی مشرقی]]<ref>السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین، ص۱۲۱؛ امین، اعیان الشیعه، ج۳، ص۵۶۱.</ref> و [[یزید بن حصین]] مشرقی همدانی<ref>تستری، قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۷-۹۸؛ نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۸، ص۲۵۰. بر او در زیارت ناحیه مقدسه درود فرستاده شده است. (سید بن طاوس، اقبال الاعمال، ج۳، ص۷۷).</ref> را از شهدای بنی مالک بن جشم در [[کربلا]] گفتهاند. البته بودند افرادی از این [[قبیله]] همچون [[ضحاک بن عبدالله مشرقی]]<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۳، ص۱۹۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۸.</ref> که پس از حضوری نصفه و نیمه در این واقعه امام{{ع}} را تنها گذاشتند و رفتند. در [[جبهه]] مقابل هم، معدود افرادی از این قبیله حضور داشتند که از جمله آنان میتوان به نام [[بشر بن سوط قابضی همدانی]] - که به همراه عثمان بن خالد بن اُسَیر جهنی عبدالرحمن بن عقیل بن ابیطالب را به [[شهادت]] رساند -<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۷.</ref> و [[ایوب بن مشرح خیوانی]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۳۷ و ۴۴۵.</ref> اشاره کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | بر مبنای گزارشات واصله، بنی مالک در [[قیام امام حسین]]{{ع}} نیز حضور پر رنگی داشتند؛ چندان که عمار بن أَبی سلمة بن عبدالله بن عرار دالانی<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴،ص۱۱۳؛ حمید بن احمد المحلی، الحدائق الوردیه فی مناقب الائمة الزیدیه، ج۱، ص۲۱۲.</ref>، [[بریر بن خضیر همدانی مشرقی]]<ref>السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین، ص۱۲۱؛ امین، اعیان الشیعه، ج۳، ص۵۶۱.</ref> و [[یزید بن حصین]] مشرقی همدانی<ref>تستری، قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۷-۹۸؛ نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۸، ص۲۵۰. بر او در زیارت ناحیه مقدسه درود فرستاده شده است. (سید بن طاوس، اقبال الاعمال، ج۳، ص۷۷).</ref> را از شهدای بنی مالک بن جشم در [[کربلا]] گفتهاند. البته بودند افرادی از این [[قبیله]] همچون [[ضحاک بن عبدالله مشرقی]]<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۳، ص۱۹۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۸.</ref> که پس از حضوری نصفه و نیمه در این واقعه امام{{ع}} را تنها گذاشتند و رفتند. در [[جبهه]] مقابل هم، معدود افرادی از این قبیله حضور داشتند که از جمله آنان میتوان به نام [[بشر بن سوط قابضی همدانی]] - که به همراه عثمان بن خالد بن اُسَیر جهنی عبدالرحمن بن عقیل بن ابیطالب را به [[شهادت]] رساند -<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۷.</ref> و [[ایوب بن مشرح خیوانی]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۳۷ و ۴۴۵.</ref> اشاره کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||