نائله: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[ازرقی]] به نقل از [[محمد بن اسحاق]] نقل کرده است: «وقتی [[جرهمیان]] در منطقه [[حرم]] [[طغیان]] و [[سرکشی]] کردند، مردی از آنان با زنی وارد [[کعبه]] شد و با او در آمیخت و گفته شده است داخل کعبه او را بوسید و آن دو به صورت سنگ، [[مسخ]] شدند. نام [[مرد]]«[[اساف]]» پسر بغاء بود و نام [[زن]] «نائله» دختر ذئب. آن دو مجسمه را از کعبه بیرون آوردند، یکی را در [[کوه صفا]] و دیگری را در [[کوه]] [[مروه]] نهادند و منظور اصلی آن بود که [[مردم]] [[عبرت]] بگیرند و از امثال آن کارها خودداری کنند و ببینند بر سر آن دو چه آمده است. این وضعیت همچنان در روزگاران ادامه داشت تا آنکه اندک اندک هر کس که بر کوه صفا و یا مروه میایستاد، به آن دو دست میکشید. این دو مجسمه رفته رفته به صورت دو [[بت]] در آمده، مورد [[پرستش]] واقع شدند، چون [[عمرو بن لحی]] سالار [[مکه]] شد به مردم [[فرمان]] داد آن دو را پرستش کنند و به آنان دست بکشند و به مردم گفت: کسانی که پیش از شما بودند آن دو را میپرستیدند و همین گونه بود تا [[قصی بن کلاب]] پردهدار کعبه و سالار مکه شد و آن دو بت را از کنار [[صفا و مروه]] برداشت. یکی را کنار کعبه و دیگری را کنار [[زمزم]] نهاد و گفته شده است هر دو را کنار زمزم نهاد و کنار آن دو [[قربانی]] میشد. مردم [[دوره جاهلی]] از کنار [[اساف و نائله]] که عبور میکردند به آن دو دست میکشیدند و [[طواف]] کننده به کعبه، نخست به بت اساف دست میکشید و چون از طواف فارغ میشد کنار نائله میآمد و به آن دست میکشید و این کارها همچنان ادامه داشت تا آنکه [[روز فتح مکه]] [[پیامبر]]{{صل}} آن دو را با بتهای دیگر [[شکست]]»<ref>سیرة النبویه، ابن کثیر، ج۱، ص۵۸، ۶۹.</ref>. | نائله نام بتی است مؤنث در زمان [[جاهلیت]]<ref>ابن کلبی، الاصنام، ص۹؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۸۲.</ref>. [[ازرقی]] به نقل از [[محمد بن اسحاق]] نقل کرده است: «وقتی [[جرهمیان]] در منطقه [[حرم]] [[طغیان]] و [[سرکشی]] کردند، مردی از آنان با زنی وارد [[کعبه]] شد و با او در آمیخت و گفته شده است داخل کعبه او را بوسید و آن دو به صورت سنگ، [[مسخ]] شدند. نام [[مرد]]«[[اساف]]» پسر بغاء بود و نام [[زن]] «نائله» دختر ذئب. آن دو مجسمه را از کعبه بیرون آوردند، یکی را در [[کوه صفا]] و دیگری را در [[کوه]] [[مروه]] نهادند و منظور اصلی آن بود که [[مردم]] [[عبرت]] بگیرند و از امثال آن کارها خودداری کنند و ببینند بر سر آن دو چه آمده است. این وضعیت همچنان در روزگاران ادامه داشت تا آنکه اندک اندک هر کس که بر کوه صفا و یا مروه میایستاد، به آن دو دست میکشید. این دو مجسمه رفته رفته به صورت دو [[بت]] در آمده، مورد [[پرستش]] واقع شدند، چون [[عمرو بن لحی]] سالار [[مکه]] شد به مردم [[فرمان]] داد آن دو را پرستش کنند و به آنان دست بکشند و به مردم گفت: کسانی که پیش از شما بودند آن دو را میپرستیدند و همین گونه بود تا [[قصی بن کلاب]] پردهدار کعبه و سالار مکه شد و آن دو بت را از کنار [[صفا و مروه]] برداشت. یکی را کنار کعبه و دیگری را کنار [[زمزم]] نهاد و گفته شده است هر دو را کنار زمزم نهاد و کنار آن دو [[قربانی]] میشد. مردم [[دوره جاهلی]] از کنار [[اساف و نائله]] که عبور میکردند به آن دو دست میکشیدند و [[طواف]] کننده به کعبه، نخست به بت اساف دست میکشید و چون از طواف فارغ میشد کنار نائله میآمد و به آن دست میکشید و این کارها همچنان ادامه داشت تا آنکه [[روز فتح مکه]] [[پیامبر]]{{صل}} آن دو را با بتهای دیگر [[شکست]]»<ref>سیرة النبویه، ابن کثیر، ج۱، ص۵۸، ۶۹.</ref>. | ||
البته در [[سیره]] [[ابن هشام]] به نقل از [[ابن اسحاق]]، این دو نام ([[اساف و نائله]]) [[اساف بن بغی]]، و نائله بنت دیک آمده که با این نقل تفاوت دارد<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۸۲.</ref>. در لغتنامه دهخدا چاپ [[دانشگاه]] [[تهران]] نیز این نام «[[اساف بن بناء]]» آمده که صحیح به نظر نمیرسد. برخی نیز گفتهاند: «اساف پسر عمرو» و «نائله دختر [[سهیل]]» بودهاند. [[ابومنذر هشام بن محمد]] نیز به نقل از [[ابن عباس]] ماجرا را اینگونه آورده است: «اساف پسر یَعلی» و «نائله دختر زید» مرد و زنی از [[قبیله]] جُرهم بودند که در [[سرزمین یمن]] [[زندگی]] میکردند، آنان [[عاشق]] یکدیگر شده، به قصد [[حج]] به [[مکه]] آمدند. آنگاه داخل مکه شده، و آنجا را خالی از [[مردم]] یافته، به [[گناه]] [[آلوده]] شدند و [[خداوند]] آنان را [[مسخ]] نمود<ref>معجم البلدان، ج۱، ص۲۰۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۹۹؛ [[عاتق بن غیث بلادی|بلادی، عاتق بن غیث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]] ص۳۱۱.</ref> | البته در [[سیره]] [[ابن هشام]] به نقل از [[ابن اسحاق]]، این دو نام ([[اساف و نائله]]) [[اساف بن بغی]]، و نائله بنت دیک آمده که با این نقل تفاوت دارد<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۸۲.</ref>. در لغتنامه دهخدا چاپ [[دانشگاه]] [[تهران]] نیز این نام «[[اساف بن بناء]]» آمده که صحیح به نظر نمیرسد. برخی نیز گفتهاند: «اساف پسر عمرو» و «نائله دختر [[سهیل]]» بودهاند. [[ابومنذر هشام بن محمد]] نیز به نقل از [[ابن عباس]] ماجرا را اینگونه آورده است: «اساف پسر یَعلی» و «نائله دختر زید» مرد و زنی از [[قبیله]] جُرهم بودند که در [[سرزمین یمن]] [[زندگی]] میکردند، آنان [[عاشق]] یکدیگر شده، به قصد [[حج]] به [[مکه]] آمدند. آنگاه داخل مکه شده، و آنجا را خالی از [[مردم]] یافته، به [[گناه]] [[آلوده]] شدند و [[خداوند]] آنان را [[مسخ]] نمود<ref>معجم البلدان، ج۱، ص۲۰۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۹۹؛ [[عاتق بن غیث بلادی|بلادی، عاتق بن غیث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]] ص۳۱۱.</ref> | ||