خوردن و آشامیدن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = سبک زندگی | | موضوع مرتبط = سبک زندگی | ||
| عنوان مدخل = خوردن و آشامیدن | | عنوان مدخل = خوردن و آشامیدن | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = [[خوردن و آشامیدن در سبک زندگی اسلامی]] - [[خوردن و آشامیدن در معارف و سیره معصوم]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
سخن از چرایی خوردن و آشامیدن در [[سیره نبوی]]{{صل}} منطقاً باید پیش از دیگر مسائل مربوط به [[سیره]] ره آن حضرت در خوردن و آشامیدن مورد توجه قرار گیرد. اینکه چرا [[انسان]] به خوردن و آشامیدن روی میآورد، پرسشی است که پاسخ آن ابتدا بدیهی مینماید. در آغاز این چنین به ذهن میرسد که خوردن و آشامیدن لازمه طبیعی [[زندگی]] [[بشر]] است، [[امام]] در منظر اولیای دین [[فلسفه]] خوردن و آشامیدن و تأمین مطلق نیازهای جسمانی، [[برتر]] از صرف زنده ماندن است. در این دیدگاه، جسم برای [[حقیقت انسان]] (روح) نقش آلی و ابزاری دارد. بدین بیان برای اینکه روح بتواند مسیر کمال خود را طی کند، باید نیازهای جسم - به عنوان مرکب و ابزار روح - تأمین شود. از همین روست که در برخی روایات به نقش ابزاری خوردن در راستای [[عبادت]] و انجام [[فرایض]] و [[تکالیف]] اشاره شده است. در روایتی از پیامبر اکرم{{صل}} چنین نقل شده: خداوندا! در نان به ما [[برکت]] عطا کن و بین ما و نان جدایی میفکن؛ چراکه اگر نان نباشد، قادر به ادای [[نماز]] و گرفتن [[روزه]] و انجام [[فرایض]] پروردگارمان نخواهیم بود<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: بَارِكْ لَنَا فِي الْخُبْزِ وَ لَا تُفَرِّقْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ فَلَوْ لَا الْخُبْزُ مَا صَلَّيْنَا وَ لَا صُمْنَا وَ لَا أَدَّيْنَا فَرَائِضَ رَبِّنَا}}؛ الکلینی، الکافی، ج۵، ص۷۳، ح۱۳؛ ج۶، ص۲۸۷، ج۶.</ref>. | سخن از چرایی خوردن و آشامیدن در [[سیره نبوی]]{{صل}} منطقاً باید پیش از دیگر مسائل مربوط به [[سیره]] ره آن حضرت در خوردن و آشامیدن مورد توجه قرار گیرد. اینکه چرا [[انسان]] به خوردن و آشامیدن روی میآورد، پرسشی است که پاسخ آن ابتدا بدیهی مینماید. در آغاز این چنین به ذهن میرسد که خوردن و آشامیدن لازمه طبیعی [[زندگی]] [[بشر]] است، [[امام]] در منظر اولیای دین [[فلسفه]] خوردن و آشامیدن و تأمین مطلق نیازهای جسمانی، [[برتر]] از صرف زنده ماندن است. در این دیدگاه، جسم برای [[حقیقت انسان]] (روح) نقش آلی و ابزاری دارد. بدین بیان برای اینکه روح بتواند مسیر کمال خود را طی کند، باید نیازهای جسم - به عنوان مرکب و ابزار روح - تأمین شود. از همین روست که در برخی روایات به نقش ابزاری خوردن در راستای [[عبادت]] و انجام [[فرایض]] و [[تکالیف]] اشاره شده است. در روایتی از پیامبر اکرم{{صل}} چنین نقل شده: خداوندا! در نان به ما [[برکت]] عطا کن و بین ما و نان جدایی میفکن؛ چراکه اگر نان نباشد، قادر به ادای [[نماز]] و گرفتن [[روزه]] و انجام [[فرایض]] پروردگارمان نخواهیم بود<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: بَارِكْ لَنَا فِي الْخُبْزِ وَ لَا تُفَرِّقْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ فَلَوْ لَا الْخُبْزُ مَا صَلَّيْنَا وَ لَا صُمْنَا وَ لَا أَدَّيْنَا فَرَائِضَ رَبِّنَا}}؛ الکلینی، الکافی، ج۵، ص۷۳، ح۱۳؛ ج۶، ص۲۸۷، ج۶.</ref>. | ||
روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} نیز آمده است: «بنیان جسم بر نان نهاده شده است»<ref>{{متن حدیث|... عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّمَا بُنِيَ الْجَسَدُ عَلَى الْخُبْزِ}}؛ (الکلینی، الکافی، ج۶، ص۲۸۶، ح۳ و ۷).</ref>. | روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} نیز آمده است: «بنیان جسم بر نان نهاده شده است»<ref>{{متن حدیث|... عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّمَا بُنِيَ الْجَسَدُ عَلَى الْخُبْزِ}}؛ (الکلینی، الکافی، ج۶، ص۲۸۶، ح۳ و ۷).</ref>. بنا بر روایتی دیگر، هنگامی که مردی از [[ابوذر]] درباره برترین اعمال پس از [[ایمان به خدا]] پرسید، وی پاسخ داد: «[[نماز]] و خوردن نان» هنگامی که آن مرد با [[شگفتی]] به ابوذر نگریست، وی ادامه داد: «اگر نان نباشد، [[خداوند]] [[عبادت]] نمیشود»<ref>{{عربی|قال ابوذر حین سأله رجل عن أفضل الأعمال بعد الایمان. فقال: الصلوة و أکل الخبز. فنظر الیه الرجل کالمتعجب. فقال: لولا الخبز ما عبدالله تعالی؛ یعنی بأکل الخبز یقیم صلبه فیتمکن من اقامة الطاعة}} (السرخسی، المبسوط، ج۳۰، ص۲۵۸).</ref>. به گفته سرخسی، مراد ابوذر این بود که برای [[توانمندی]] در عبادت باید از نان بهره برد. | ||
بنا بر روایتی دیگر، هنگامی که مردی از [[ابوذر]] درباره | |||
با توجه به اینگونه [[روایات]]، [[هدف]] کسانی همچون [[پیامبر]] از خوردن نه شکمچری و شکمپروری، بلکه آمادهسازی جسم برای انجام تکالیف عبادی است و این نوع نگاه به خوردن و آشامیدن به مراتب والاتر از نگاه طبیعی به آن است<ref>[[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|سیره اخلاقی پیامبر اعظم]]، ص ۵۴.</ref>. | با توجه به اینگونه [[روایات]]، [[هدف]] کسانی همچون [[پیامبر]] از خوردن نه شکمچری و شکمپروری، بلکه آمادهسازی جسم برای انجام تکالیف عبادی است و این نوع نگاه به خوردن و آشامیدن به مراتب والاتر از نگاه طبیعی به آن است<ref>[[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|سیره اخلاقی پیامبر اعظم]]، ص ۵۴.</ref>. | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۷: | ||
از جمله نمونههای عملی که از اهتمام [[پیامبر]]{{صل}} به حلال [[خواری]] و [[پرهیز از حرام]] حکایت دارد، جریان میهمان شدن حضرت بر گروهی از [[انصار]] است. هنگامی که آنان گوشت گوسفندی بریان شده را در برابر آن حضرت نهادند، ایشان لقمهای در دهان نهاده و جوید، اما فرو نداد و بیرون آورد و فرمود: «این گوسفند به من خبر میدهد که به ناحق تهیه شده است». آنان ضمن تصدیق سخن پیامبر{{صل}} گفتند: «چون در [[بازار]] گوسفندی نیافتیم، گوسفند یکی از [[همسایگان]] را [بدون [[اذن]]] گرفتیم و [البته بعداً] بهای آن را خواهیم پرداخت». [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز فرمود که آن غذا را به عنوان [[صدقه]] به [[اسیران]] بدهند<ref>الحلی، تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۳۹۲؛ المقدسی، الشرح الکبیر، ج۵، ص۳۹۵.</ref>. | از جمله نمونههای عملی که از اهتمام [[پیامبر]]{{صل}} به حلال [[خواری]] و [[پرهیز از حرام]] حکایت دارد، جریان میهمان شدن حضرت بر گروهی از [[انصار]] است. هنگامی که آنان گوشت گوسفندی بریان شده را در برابر آن حضرت نهادند، ایشان لقمهای در دهان نهاده و جوید، اما فرو نداد و بیرون آورد و فرمود: «این گوسفند به من خبر میدهد که به ناحق تهیه شده است». آنان ضمن تصدیق سخن پیامبر{{صل}} گفتند: «چون در [[بازار]] گوسفندی نیافتیم، گوسفند یکی از [[همسایگان]] را [بدون [[اذن]]] گرفتیم و [البته بعداً] بهای آن را خواهیم پرداخت». [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز فرمود که آن غذا را به عنوان [[صدقه]] به [[اسیران]] بدهند<ref>الحلی، تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۳۹۲؛ المقدسی، الشرح الکبیر، ج۵، ص۳۹۵.</ref>. | ||
۲. '''سادگی''': ویژگی دیگر غذاهای پیامبر اکرم{{صل}} | ۲. '''سادگی''': ویژگی دیگر غذاهای پیامبر اکرم{{صل}} ساده بودن آنها بود. [[روایات]] حکایت از آن دارد که آن حضرت غذایی متعارف همچون غذای همه [[مردم]] [[مصرف]] میکرد. بنا به نقل [[طبرسی]]، [[رسول خدا]]{{صل}} اصرار بر نوع خاصی از غذا نداشت و هر آنچه فراهم میشد از گونههای مختلف غذاها را تناول میفرمود<ref>{{متن حدیث|... كَانَ يَأْكُلُ كُلَّ الْأَصْنَافِ مِنَ الطَّعَامِ...}}؛ (طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۲۶؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۴۱).</ref>. این بدان معناست که حضرت بر مصرف نوع خاصی از غذاها اصرار نداشت و در این زمینه [[تکلف]] نمیورزید. | ||
البته این سخن، با روایاتی که از مطلوب و محبوب بودن بعضی غذاها و میوهها نزد پیامبر اکرم{{صل}} حکایت دارند، منافاتی ندارد؛ زیرا این گونه روایات بدین معناست که رسول خدا{{صل}} در صورت امکان و فراهم بودن زمینه، از میوهها یا غذاهای سودمند که مورد علاقهاش نیز بود، بهره میبرد. | البته این سخن، با روایاتی که از مطلوب و محبوب بودن بعضی غذاها و میوهها نزد پیامبر اکرم{{صل}} حکایت دارند، منافاتی ندارد؛ زیرا این گونه روایات بدین معناست که رسول خدا{{صل}} در صورت امکان و فراهم بودن زمینه، از میوهها یا غذاهای سودمند که مورد علاقهاش نیز بود، بهره میبرد. | ||
در بیشتر موارد، آن حضرت نان جو با آرد سبوسدار [[مصرف]] میکرد. در برخی [[روایات]]، نان جو غذای [[انبیا]] معرفی شده است؛ چنان که به نقل از [[امام رضا]] میخوانیم: هیچ [[پیامبری]] نبوده، جز آنکه [[مردم]] را به خوردن [نان] جو فراخوانده و برای آن برکتطلبیده است، و [این غذا] در هیچ شکمی داخل نشده، جز آنکه [[بیماری]] را از میان برداشته است و این غذای [[پیامبران]] است و طعام [[نیکان]]، و [[خداوند]] ابا کرده از اینکه غذای [اصلی] انبیا را چیزی غیر از جو قرار دهد<ref>{{متن حدیث|عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا{{ع}} قَالَ: فَضْلُ خُبْزِ الشَّعِيرِ عَلَى الْبُرِّ كَفَضْلِنَا عَلَى النَّاسِ وَ مَا مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا وَ قَدْ دَعَا لِأَكْلِ الشَّعِيرِ وَ بَارَكَ عَلَيْهِ وَ مَا دَخَلَ جَوْفاً إِلَّا وَ أَخْرَجَ كُلَّ دَاءٍ فِيهِ وَ هُوَ قُوتُ الْأَنْبِيَاءِ وَ طَعَامُ الْأَبْرَارِ أَبَى اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يَجْعَلَ قُوتَ أَنْبِيَائِهِ إِلَّا شَعِيراً}}؛ (الکلینی، الکافی، ج۶، ص۳۰۵، ح۱).</ref>. | در بیشتر موارد، آن حضرت نان جو با آرد سبوسدار [[مصرف]] میکرد. در برخی [[روایات]]، نان جو غذای [[انبیا]] معرفی شده است؛ چنان که به نقل از [[امام رضا]] میخوانیم: هیچ [[پیامبری]] نبوده، جز آنکه [[مردم]] را به خوردن [نان] جو فراخوانده و برای آن برکتطلبیده است، و [این غذا] در هیچ شکمی داخل نشده، جز آنکه [[بیماری]] را از میان برداشته است و این غذای [[پیامبران]] است و طعام [[نیکان]]، و [[خداوند]] ابا کرده از اینکه غذای [اصلی] انبیا را چیزی غیر از جو قرار دهد<ref>{{متن حدیث|عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا{{ع}} قَالَ: فَضْلُ خُبْزِ الشَّعِيرِ عَلَى الْبُرِّ كَفَضْلِنَا عَلَى النَّاسِ وَ مَا مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا وَ قَدْ دَعَا لِأَكْلِ الشَّعِيرِ وَ بَارَكَ عَلَيْهِ وَ مَا دَخَلَ جَوْفاً إِلَّا وَ أَخْرَجَ كُلَّ دَاءٍ فِيهِ وَ هُوَ قُوتُ الْأَنْبِيَاءِ وَ طَعَامُ الْأَبْرَارِ أَبَى اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يَجْعَلَ قُوتَ أَنْبِيَائِهِ إِلَّا شَعِيراً}}؛ (الکلینی، الکافی، ج۶، ص۳۰۵، ح۱).</ref>. | ||
از دیگر روایات مربوط به | از دیگر روایات مربوط به سادگی غذای [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] [[قتاده]] است. وی گوید: ما گاه بر [[انس بن مالک]] وارد میشدیم، در حالی که نان پز او مشغول کار بود. روزی انس در همین حال، رو به ما کرد و گفت: [از این نانها] بخورید، اما نسبت به [[پیامبر]]{{صل}} سراغ ندارم که حضرت نان با آرد الک کرده و بدون سبوس و نیز گوسفند کباب شده مصرف کرده باشد<ref>{{عربی|عن قتادة: کنا نأتی الانس و خبازه قائم، فقال یوما کلوا فما اعلم رسول الله رأی رغیفاً مرفقا و لا شاة سمیطا قط}}؛ (ابن حنبل، مسند احمد، ج۳، ص۱۳۴؛ البخاری، صحیح البخاری، ج۶، ص۲۰۶) درباره نان سبوسدار خوردن رسول خدا{{صل}} روایتی نیز از عایشه نقل شده است. (البخاری، صحیح البخاری، ج۶، ص۲۰۴) گفتنی است نان سبوسدار در آن زمان از ارزش مالی کمتری برخوردار بوده و امروزه ثابت شده که ارزش غذایی بیشتری دارد.</ref>. | ||
خورش غذای [[پیامبر]]{{صل}} نیز معمولاً بسیار ساده بود. [[امام صادق]]{{ع}} چنین نقل میکند که روزی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بر [[ام سلمه]] وارد شد و او قطعه نانی نزد حضرت آورد. پیامبر{{صل}} فرمود: آیا خورش نیز داری؟ گفت: خیر یا [[رسول الله]]! جز سر که ندارم. فرمود: سرکه خوب خورشی است. خانهای که سرکه در آن است، بیچیز نیست<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا فَقَرَّبَتْ إِلَيْهِ كِسَراً فَقَالَ هَلْ عِنْدَكِ إِدَامٌ فَقَالَتْ لَا يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا عِنْدِي إِلَّا خَلٌّ فَقَالَ{{صل}} نِعْمَ الْإِدَامُ الْخَلُّ مَا أَقْفَرَ بَيْتٌ فِيهِ الْخَلُّ}}؛ (الکلینی، الکافی، ج۶، صح ۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۶۷، ح۷۰).</ref>. | خورش غذای [[پیامبر]]{{صل}} نیز معمولاً بسیار ساده بود. [[امام صادق]]{{ع}} چنین نقل میکند که روزی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بر [[ام سلمه]] وارد شد و او قطعه نانی نزد حضرت آورد. پیامبر{{صل}} فرمود: آیا خورش نیز داری؟ گفت: خیر یا [[رسول الله]]! جز سر که ندارم. فرمود: سرکه خوب خورشی است. خانهای که سرکه در آن است، بیچیز نیست<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا فَقَرَّبَتْ إِلَيْهِ كِسَراً فَقَالَ هَلْ عِنْدَكِ إِدَامٌ فَقَالَتْ لَا يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا عِنْدِي إِلَّا خَلٌّ فَقَالَ{{صل}} نِعْمَ الْإِدَامُ الْخَلُّ مَا أَقْفَرَ بَيْتٌ فِيهِ الْخَلُّ}}؛ (الکلینی، الکافی، ج۶، صح ۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۶۷، ح۷۰).</ref>. | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۰: | ||
بنا به نقل [[طبرسی]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} تگرگ را جمع کرده و از [[اصحاب]] نیز میخواست که جمع کنند. سپس آن را تناول میکرد و میفرمود: این موجب نابودی عوامل [[فساد]] دندان میشود<ref>شایان توجه آنکه افطار با شیرینیجات از دو نظر سودمند است: نخست آنکه شیرینیجات به سرعت جذب بدن شده و موجب زدودن ضعف روزهدار میشود و دیگر سبب کاهش اشتهای روزهدار به وقت افطار و پرهیز از پرخوری میگردد.</ref>. | بنا به نقل [[طبرسی]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} تگرگ را جمع کرده و از [[اصحاب]] نیز میخواست که جمع کنند. سپس آن را تناول میکرد و میفرمود: این موجب نابودی عوامل [[فساد]] دندان میشود<ref>شایان توجه آنکه افطار با شیرینیجات از دو نظر سودمند است: نخست آنکه شیرینیجات به سرعت جذب بدن شده و موجب زدودن ضعف روزهدار میشود و دیگر سبب کاهش اشتهای روزهدار به وقت افطار و پرهیز از پرخوری میگردد.</ref>. | ||
از [[امام صادق]]{{ع}} نیز نقل شده که پیامبر اکرم{{صل}} در صورت دسترسی به شیرینیجات با آن [[افطار]] میکرد<ref>{{متن حدیث|وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَانَ يُفْطِرُ عَلَى الْحُلْوِ فَإِذَا لَمْ يَجِدْهُ أَفْطَرَ عَلَى الْمَاءِ الْفَاتِرِ وَ كَانَ يَقُولُ هُوَ يُنَقِّي الْكَبِدَ وَ الْمَعِدَةَ وَ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ الْفَمَ وَ يُقَوِّي الْأَضْرَاسَ وَ يُحِدُّ النَّاظِرَ وَ يَغْسِلُ الذُّنُوبَ غَسْلًا وَ يُسَكِّنُ الْعُرُوقَ الْهَائِجَةَ وَ الْمِرَّةَ الْغَالِبَةَ وَ يُطْفِئُ الْحَرَارَةَ عَنِ الْمَعِدَةِ وَ يَذْهَبُ بِالصُّدَاعِ}}؛ (النیسابوری، روضة الواعظین، ص۳۴۱؛ الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۲۷ و ۲۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۴۲) برخی آثار یادشده برای افطار با آب ولرم، در روایتی از امام صادق{{ع}} نیز آمده است: {{متن حدیث|عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِذَا أَفْطَرَ الرَّجُلُ عَلَى الْمَاءِ الْفَاتِرِ نَقَّى كَبِدَهُ وَ غَسَلَ الذُّنُوبَ مِنَ الْقَلْبِ وَ قَوَّى الْبَصَرَ وَ الْحَدَقَ}}؛ (الکلینی، الکافی، ج۴، ص۱۵۲).</ref> و اگر بدان دسترسی نداشت، با آب ولرم [[افطار]] مینمود و میفرمود: این باعث پاکسازی کبد و معده و موجب | از [[امام صادق]]{{ع}} نیز نقل شده که پیامبر اکرم{{صل}} در صورت دسترسی به شیرینیجات با آن [[افطار]] میکرد<ref>{{متن حدیث|وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَانَ يُفْطِرُ عَلَى الْحُلْوِ فَإِذَا لَمْ يَجِدْهُ أَفْطَرَ عَلَى الْمَاءِ الْفَاتِرِ وَ كَانَ يَقُولُ هُوَ يُنَقِّي الْكَبِدَ وَ الْمَعِدَةَ وَ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ الْفَمَ وَ يُقَوِّي الْأَضْرَاسَ وَ يُحِدُّ النَّاظِرَ وَ يَغْسِلُ الذُّنُوبَ غَسْلًا وَ يُسَكِّنُ الْعُرُوقَ الْهَائِجَةَ وَ الْمِرَّةَ الْغَالِبَةَ وَ يُطْفِئُ الْحَرَارَةَ عَنِ الْمَعِدَةِ وَ يَذْهَبُ بِالصُّدَاعِ}}؛ (النیسابوری، روضة الواعظین، ص۳۴۱؛ الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۲۷ و ۲۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۴۲) برخی آثار یادشده برای افطار با آب ولرم، در روایتی از امام صادق{{ع}} نیز آمده است: {{متن حدیث|عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِذَا أَفْطَرَ الرَّجُلُ عَلَى الْمَاءِ الْفَاتِرِ نَقَّى كَبِدَهُ وَ غَسَلَ الذُّنُوبَ مِنَ الْقَلْبِ وَ قَوَّى الْبَصَرَ وَ الْحَدَقَ}}؛ (الکلینی، الکافی، ج۴، ص۱۵۲).</ref> و اگر بدان دسترسی نداشت، با آب ولرم [[افطار]] مینمود و میفرمود: این باعث پاکسازی کبد و معده و موجب خوشبو شدن بوی دهان و سبب تقویت دندانها و چشم و عامل تیزی [[بینایی]] میشود و [[گناهان]] را میشوید و عروق تحریک شده را ساکن [نموده] و تلخی غالب را از بین میبرد و بلغم را قطع میکند و حرارت را از معده فرونشانده و سردرد را زایل میکند<ref>{{متن حدیث|وَ كَانَ{{صل}} يَأْكُلُ الْبَرَدَ وَ يَتَفَقَّدُ ذَلِكَ أَصْحَابَهُ فَيَلْتَقِطُونَهُ لَهُ فَيَأْكُلُهُ وَ يَقُولُ إِنَّهُ يَذْهَبُ بِأَكِلَةِ الْأَسْنَانِ}}؛ (الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۱).</ref>. | ||
گفتنی است تأثیر افطار با آب ولرم در شسته شدن گناهان، ممکن است به لحاظ فضیلتی باشد که شخص [[روزهدار]] بر اثر [[گرسنگی]] و سپس افطار با نوشیدنی سادهای چون آب به دست میآورد. | گفتنی است تأثیر افطار با آب ولرم در شسته شدن گناهان، ممکن است به لحاظ فضیلتی باشد که شخص [[روزهدار]] بر اثر [[گرسنگی]] و سپس افطار با نوشیدنی سادهای چون آب به دست میآورد. | ||
| خط ۶۰: | خط ۵۹: | ||
==چند نوع؟== | ==چند نوع؟== | ||
[[روح]] [[سادهزیستی]] در [[پیامبر اکرم]]{{صل}} مانع از آن بود که بر سر سفره غذای ایشان بیش از یک نوع غذا یافت شود. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است که پیامبر اکرم{{صل}} در شامگاه پنجشنبهای که در [[مسجد قبا]] حضور داشت، برای [[افطار]]، نوشیدنی طلب کرد و [[اوس بن خولی]] [[انصاری]] نیز کاسه بزرگی حاوی شیر مخلوط با عسل آورد. حضرت چون آن را به لبهای [[مبارک]] رسانید، ناگاه آن را کنار نهاد و فرمود: این، دو نوع نوشیدنی است که به یکی از آنها نیز میتوان بسنده کرد. من آن دو را با هم نمینوشم، اما [[تحریم]] نیز نمیکنم. من برای [[تواضع]] در برابر [[خداوند]] چنین میکنم و هر آنکه برای [[خدا]] تواضع کند، خداوند او را بلند مرتبه سازد و هر آنکه [[تکبر]] ورزد، خداوند او را فرود آورد. هر آن کس که در [[معیشت]]، راه میانه برگزیند، خداوند روزیاش دهد و هر آنکه [[اهل]] [[تبذیر]] باشد، خداوند او را [[محروم]] سازد و هر آنکه فراوان | [[روح]] [[سادهزیستی]] در [[پیامبر اکرم]]{{صل}} مانع از آن بود که بر سر سفره غذای ایشان بیش از یک نوع غذا یافت شود. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است که پیامبر اکرم{{صل}} در شامگاه پنجشنبهای که در [[مسجد قبا]] حضور داشت، برای [[افطار]]، نوشیدنی طلب کرد و [[اوس بن خولی]] [[انصاری]] نیز کاسه بزرگی حاوی شیر مخلوط با عسل آورد. حضرت چون آن را به لبهای [[مبارک]] رسانید، ناگاه آن را کنار نهاد و فرمود: این، دو نوع نوشیدنی است که به یکی از آنها نیز میتوان بسنده کرد. من آن دو را با هم نمینوشم، اما [[تحریم]] نیز نمیکنم. من برای [[تواضع]] در برابر [[خداوند]] چنین میکنم و هر آنکه برای [[خدا]] تواضع کند، خداوند او را بلند مرتبه سازد و هر آنکه [[تکبر]] ورزد، خداوند او را فرود آورد. هر آن کس که در [[معیشت]]، راه میانه برگزیند، خداوند روزیاش دهد و هر آنکه [[اهل]] [[تبذیر]] باشد، خداوند او را [[محروم]] سازد و هر آنکه فراوان یاد مرگ کند، خداوند دوستش دارد<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ أَفْطَرَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَشِيَّةَ الْخَمِيسِ فِي مَسْجِدِ قُبَا- فَقَالَ هَلْ مِنْ شَرَابٍ فَأَتَاهُ أَوْسُ بْنُ خَوْلَةَ الْأَنْصَارِيُ بِعُسٍ مِنْ لَبَنٍ مَخِيضٍ بِعَسَلٍ فَلَمَّا وَضَعَهُ عَلَى فِيهِ نَحَّاهُ ثُمَّ قَالَ شَرَابَانِ يُكْتَفَى بِأَحَدِهِمَا عَنْ صَاحِبِهِ لَا أَشْرَبُهُ وَ لَا أُحَرِّمُهُ وَ لَكِنِّي أَتَوَاضَعُ لِلَّهِ فَإِنَّ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ خَفَضَهُ اللَّهُ وَ مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَكْثَرَ ذِكْرَ الْمَوْتِ أَحَبَّهُ اللَّهُ}}؛ (الکلینی، الکافی، ج۲، ص۱۲۲، ح۳؛ الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۲۱۹، ح۳۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۶۵، ح۶۴ و ج۷۵، ص۱۲۶، ح۲۵. نیز بنگرید به: اهوازی، کتاب الزهد، ص۵۵، ح۱۴۸).</ref>. | ||
این [[روایت]] مشتمل بر چندین [[پیام]] است: | این [[روایت]] مشتمل بر چندین [[پیام]] است: | ||
| خط ۱۹۴: | خط ۱۹۳: | ||
پیش از این اشاره شد که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هنگام تنفس در اثنای [[نوشیدن آب]]، ظرف آب را از مقابل دهان دور میکرد و پس از تنفس آن را دیگر بار به دهان نزدیک مینمود<ref>الطبرسی، مکارم الاخلاق، ص۳۱.</ref>. این امر بیانگر توجه آن حضرت به ظریفترین اصول [[بهداشتی]] و [[تربیتی]] است؛ بدین بیان که تنفس در ظرف آب – بهویژه اگر دیگری نیز بخواهد از آن بنوشد - با [[ادب]] و از سویی با اصول بهداشتی<ref>امروزه اثبات شده که آدمی هنگام بازدم، دی اکسید کربن را بیرون میدهد. از این رو آبی که در ظرف است، با تنفس در آن آلوده میگردد.</ref> همخوان نیست<ref>[[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|سیره اخلاقی پیامبر اعظم]]، ص ۷۲-۹۰.</ref>. | پیش از این اشاره شد که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هنگام تنفس در اثنای [[نوشیدن آب]]، ظرف آب را از مقابل دهان دور میکرد و پس از تنفس آن را دیگر بار به دهان نزدیک مینمود<ref>الطبرسی، مکارم الاخلاق، ص۳۱.</ref>. این امر بیانگر توجه آن حضرت به ظریفترین اصول [[بهداشتی]] و [[تربیتی]] است؛ بدین بیان که تنفس در ظرف آب – بهویژه اگر دیگری نیز بخواهد از آن بنوشد - با [[ادب]] و از سویی با اصول بهداشتی<ref>امروزه اثبات شده که آدمی هنگام بازدم، دی اکسید کربن را بیرون میدهد. از این رو آبی که در ظرف است، با تنفس در آن آلوده میگردد.</ref> همخوان نیست<ref>[[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|سیره اخلاقی پیامبر اعظم]]، ص ۷۲-۹۰.</ref>. | ||
==[[آداب خوردن و آشامیدن]]== | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۰۳: | خط ۲۰۴: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:سیره پیامبر خاتم]] | ||
[[رده:آداب فردی]] | [[رده:آداب فردی]] | ||