←منابع
(←تُکتَم) |
(←منابع) |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
در خبر دیگری آمده است که جبرئیل؛ سینه [[مبارک]] [[پیامبر]] را با آب زمزم شستوشو داد. | در خبر دیگری آمده است که جبرئیل؛ سینه [[مبارک]] [[پیامبر]] را با آب زمزم شستوشو داد. | ||
آثار تبرک و [[استشفاء]] به آب زمزم مورد توجه بزرگان بوده است و مولفان نیز به بیان مواردی از آن پرداختهاند. یکی از نویسندگان در کتاب خود به نام «[[معجزات]] الشفاء بماء زمزم» به بیان مواردی پرداخته که بیمارانی چند به [[برکت]] زمزم از بیماریهای صعب العلاج شفا یافتهاند و آن گاه به تحلیل این مطلب پرداخته و میافزاید: نباید این گونه موارد را از دید [[علمی]] رد کرد؛ زیرا خداوندی که در داروها شفا قرار داده، [[قادر]] است در آب زمزم اثر [[شفابخش]] قرار دهد<ref>معجزات الشفاء بماء زمزم ص۶۳. (از حاکم و دارقطنی).</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۴۰.</ref> | آثار تبرک و [[استشفاء]] به آب زمزم مورد توجه بزرگان بوده است و مولفان نیز به بیان مواردی از آن پرداختهاند. یکی از نویسندگان در کتاب خود به نام «[[معجزات]] الشفاء بماء زمزم» به بیان مواردی پرداخته که بیمارانی چند به [[برکت]] زمزم از بیماریهای صعب العلاج شفا یافتهاند و آن گاه به تحلیل این مطلب پرداخته و میافزاید: نباید این گونه موارد را از دید [[علمی]] رد کرد؛ زیرا خداوندی که در داروها شفا قرار داده، [[قادر]] است در آب زمزم اثر [[شفابخش]] قرار دهد<ref>معجزات الشفاء بماء زمزم ص۶۳. (از حاکم و دارقطنی).</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۴۰.</ref> | ||
==پیدایش [[زمزم]]== | |||
هنگامی که میان مادر اسماعیل{{ع}} یعنی [[هاجر]] و [[ساره]] [[همسر]] دیگر ابراهیم{{ع}} کدورتی پیش آمد، ایشان، هاجر و تنها فرزندش اسماعیل{{ع}} او را به [[وادی]] خشک و سوزان [[مکه]] آورد {{متن قرآن|بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّهای کشتناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دلهایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوهها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref> و شاید نیز [[خداوند]] او را [[مأمور]] ساخته بود دست به این [[مهاجرت]] زند. همراه مادر اسماعیل{{ع}} تمشک آبی بود و هیچ گونه زاد توشهای غیر از آن نداشت. ابراهیم{{ع}} آن دو را کنار درختچهای در نزدیکی مکان [[کعبه]] نشانید و سپس از مکه خارج شد و آنان را به [[خدا]] سپرد {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ...}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّهای کشتناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دلهایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوهها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref> پس از اندک زمانی آب همراه هاجر تمام شد و شیرش نیز خشک گردید. [[تشنگی]] فرزند، مادر را به تلاش برای یافتن آب وا داشت. هاجر در پی آب، فاصله میان «[[صفا و مروه]]» را دوان دوان میپیمود و یا به [[روایت]] [[ازرقی]]، همواره از [[صفا]] به [[مروه]] در [[حرکت]] بود تا [[مرگ]] فرزند را [[شاهد]] نباشد. او این مسیر را هفت بار طی کرد. هنگامی که نزد [[کودک]] خود بازگشت، [[جبرئیل]]{{ع}} بر او ظاهر شده و با پای خود بر [[زمین]] کوبید که به [[قدرت الهی]] آب از همان جا به روی زمین فوران زد. مادر اسماعیل{{ع}} مقداری خاک و شن اطراف آن ریخت تا مبادا پیش از آنکه آب را در [[مشک]] بریزد، به زمین فرود رود که اگر چنین نمیکرد شاید چشمه روانی میشد. [[هاجر]] [[مشک]] را پر کرد و فرزندش نوشانید. | |||
با پیدایش [[زمزم]]، پرندگان آن [[سرزمین]] خشک، از وجود آب با خبر و در اطراف آن جمع شدند. سر و صدا و پرواز پرندگان در حوالی زمزم، کاروان [[جرهمیان]] را که از آن مسیر میگذشتند، به سوی خود کشاند، آنان در کمال ناباوری، پیش روی خود آبی گوارا دیدند، از آن نوشیده، ظرفهای خود را نیز پر کردند و از آن پس زمزم [[شهرت]] یافت<ref>ازرقی، اخبار مکه، ج۲، صص ۳۹ تا ۴۱.</ref>. | |||
در [[تاریخ]] آمده است که: جرهمیان [[حرمت]] [[حرم]] و [[خانه کعبه]] را رعایت نکرده، آن را [[خوار]] و سبک میشمردند و اموالی را که به [[کعبه]] [[هدیه]] میشد به ناحق میبردند و چون دانستند [[ولایت]] و [[ریاست]] کعبه از دست آنان خارج خواهد شد، [[رئیس]] ایشان [[عمرو بن حارث بن مضاض]] دستور داد [[حجرالاسود]] را از رکن [[خانه]] برداشته و دو بره آهوی زرینی را که از آن کعبه بود و آن را «غزالی الکعبه» مینامیدند و دیگر سلاحهایی را که در آن خانه وجود داشت برداشته در [[چاه زمزم]] پنهان کردند و [[چاه]] را نیز از خاک پر کرده، به صورت [[زمین]] همواری درآوردند و رفته رفته مکان آن فراموش گردید<ref>حج در اندیشه اسلامی، سید علی قاضی عسکر، ص۱۶۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۲۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||