بنی ناعط: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۸۲۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۴
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۸: خط ۱۸:
==[[اسلام]] بنی ناعط==
==[[اسلام]] بنی ناعط==
در پی درخشش طلیعه اسلام، بنی ناعط نیز چونان دیگر [[قبایل]] و [[طوایف]] همدان اسلام آوردند و در ضمن هیأتی، جهت [[اظهار اسلام]] خود متشکل از جمعی از بزرگان قوم از جمله مالک بن حمرة بن ایفع بن کرب ناعطی و عموهایش عمر و مالک، به [[مدینه]] اعزام شدند.<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۱۴.</ref> بر پایه پاره‌ای از گزارشات، پیش از بازگشت [[رسول خدا]]{{صل}} از [[غزوه تبوک]]، [[عمیر ذومران بن افلح بن شراحیل]] - از [[ملوک]] و [[فرمانروایان]] [[قبیله همدان]] - و دیگر ملوک [[حِمیَر]] که به اسلام گرویده بودند، موضوع را به [[زرعة بن سیف بن ذی یزن]] خبر داده، فردی به نام مالک بن مراره رهاوی را همراه با نامه‌ای نزد [[پیامبر]]{{صل}} فرستادند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز پس از بازگشت از [[تبوک]]، در پاسخ، نامه‌ای به خط [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}، خطاب به عمیر و سایر [[مسلمانان]] [[قبیله همدان]] و [[طوایف]] آن نوشت و ضمن ابراز [[خرسندی]] از [[اسلام]] آنان، ایشان را در [[امان خدا]] و [[رسول]]{{صل}} دانست.<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۸۱؛ ابن‌اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۹۴.</ref> سپس در [[عام‌الوفود]] ([[سال نهم هجرت]]) جمعی از سران قبیله همدان از جمله [[مالک بن نمط]]، ابوثَور، [[مالک بن أیفع]]، [[ضمام بن مالک سلمانی]] و [[عمیرة بن مالک خارفی]]، در حالی که عمامه‌های عدنی بر سر بسته و لباس‌های فاخر پوشیده، بر مرکب و اسب‌های بسیار عالی سوار بودند و شخصی در پیشاپیش آنان [[رجز]] می‌خواند و رؤسای قبیله همدان را [[مدح]]، و اوضاع [[اقتصادی]] و جغرافیایی و قهرمانان آن را می‌ستود، بر [[رسول خدا]]{{صل}} وارد شدند<ref>ابن‌هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۲۶۸.</ref> و از اسلام خود و [[قبیله]] خبر دادند.<ref>ابن‌هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۷.</ref> پیامبر{{صل}} نیز، ضمن [[ستایش]] از قبیله همدان در این دیدار،<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۴۱.</ref> فرمانی برای [[همدانیان]] از جمله [[عمیر ذومران بن افلح بن شراحیل]] نوشت و سرزمین‌شان را به آنان واگذار نمود.<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۴۱؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۸۱؛ احمد بن عبدالله رازی، تاریخ مدینة صنعا، ص۴۹۵.</ref> اما در برخی دیگر از گزارشات، [[مسلمان]] شدن همه [[مردم یمن]] - به ویژه همدانیان - پس از [[سریه علی]]{{ع}} به [[یمن]] در [[سال دهم هجری]] بیان شده است. بر اساس این گزارشات، رسول خدا{{صل}} در [[سال نهم هجری]] نخست [[خالد بن ولید]] را به یمن نزد [[بنی‌همدان]] گسیل داشت تا [[مردم]] را به [[دین اسلام]] [[دعوت]] کند. خالد با جمعی از مسلمانان سوی یمن رهسپار شد و شش ماه در آنجا توقف کرد ولی یک نفر هم مسلمان نشد. پیامبر اکرم{{صل}}، علی بن ابی طالب{{ع}} را در پی خالد به این [[سرزمین]] فرستاد و [[فرمان]] داد که خالد بن ولید به [[مدینه]] برگردد و از [[اصحاب]] و [[یاران]] خالد خواست چنانچه مایل باشند می‌توانند در ملازمت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بمانند و اگر [[تمایل]] نداشتند، می‌تواند به مدینه مراجعت کنند. ایشان همچنین، نامه‌ای خطاب به [[قبیله همدان]] نوشت و با امیرالمؤمنین{{ع}} همراه کرده، ایشان را در اواخر [[سال دهم هجری]] به [[یمن]] اعزام فرمود. علی{{ع}} به سوی یمن [[حرکت]] کرد و چون نزدیک [[قبیله]] رسید، [[طایفه]] همدان در برابر حضرت صف کشیده، مصمم به [[جنگ]] با ایشان شدند. علی{{ع}} نیز [[سپاه]] خود را [[منظم]] کرد و [[شمشیر]] به دست گرفته، نزد [[مردم]] آنان رفت و با [[شجاعت]] تمام در مقابل ایشان ایستاد و نامۀ [[پیامبر]]{{صل}} را برای آنان با صدای رسا قرائت فرمود و همه را از [[دعوت پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} [[آگاه]] نمود.<ref>ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۱۰۵.</ref> گفتار و کلمات کوتاه حضرت در شنوندگان بسیار مؤثر واقع شد چندان که مردم همدان و [[طوایف]] آن چون از منظور و دعوت پیامبر{{صل}} مطلع شدند، همگی در یک [[روز]] به دست امیرالمؤمنین{{ع}} [[مسلمان]] شدند و حضرت، پیامبر{{صل}} را به توسط [[نامه]] از این واقعه باخبر کرد.<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۳۲</ref> پس از [[پذیرش اسلام]]، برخی از [[همدانی‌ها]] به عنوان عمّال پیامبر{{صل}} در یمن برگزیده شدند که [[عامر بن شهر ناعطی همدانی]] از جمله آنها بود.<ref>ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۷۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
در پی درخشش طلیعه اسلام، بنی ناعط نیز چونان دیگر [[قبایل]] و [[طوایف]] همدان اسلام آوردند و در ضمن هیأتی، جهت [[اظهار اسلام]] خود متشکل از جمعی از بزرگان قوم از جمله مالک بن حمرة بن ایفع بن کرب ناعطی و عموهایش عمر و مالک، به [[مدینه]] اعزام شدند.<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۱۴.</ref> بر پایه پاره‌ای از گزارشات، پیش از بازگشت [[رسول خدا]]{{صل}} از [[غزوه تبوک]]، [[عمیر ذومران بن افلح بن شراحیل]] - از [[ملوک]] و [[فرمانروایان]] [[قبیله همدان]] - و دیگر ملوک [[حِمیَر]] که به اسلام گرویده بودند، موضوع را به [[زرعة بن سیف بن ذی یزن]] خبر داده، فردی به نام مالک بن مراره رهاوی را همراه با نامه‌ای نزد [[پیامبر]]{{صل}} فرستادند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز پس از بازگشت از [[تبوک]]، در پاسخ، نامه‌ای به خط [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}، خطاب به عمیر و سایر [[مسلمانان]] [[قبیله همدان]] و [[طوایف]] آن نوشت و ضمن ابراز [[خرسندی]] از [[اسلام]] آنان، ایشان را در [[امان خدا]] و [[رسول]]{{صل}} دانست.<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۸۱؛ ابن‌اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۹۴.</ref> سپس در [[عام‌الوفود]] ([[سال نهم هجرت]]) جمعی از سران قبیله همدان از جمله [[مالک بن نمط]]، ابوثَور، [[مالک بن أیفع]]، [[ضمام بن مالک سلمانی]] و [[عمیرة بن مالک خارفی]]، در حالی که عمامه‌های عدنی بر سر بسته و لباس‌های فاخر پوشیده، بر مرکب و اسب‌های بسیار عالی سوار بودند و شخصی در پیشاپیش آنان [[رجز]] می‌خواند و رؤسای قبیله همدان را [[مدح]]، و اوضاع [[اقتصادی]] و جغرافیایی و قهرمانان آن را می‌ستود، بر [[رسول خدا]]{{صل}} وارد شدند<ref>ابن‌هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۲۶۸.</ref> و از اسلام خود و [[قبیله]] خبر دادند.<ref>ابن‌هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۷.</ref> پیامبر{{صل}} نیز، ضمن [[ستایش]] از قبیله همدان در این دیدار،<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۴۱.</ref> فرمانی برای [[همدانیان]] از جمله [[عمیر ذومران بن افلح بن شراحیل]] نوشت و سرزمین‌شان را به آنان واگذار نمود.<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۴۱؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۸۱؛ احمد بن عبدالله رازی، تاریخ مدینة صنعا، ص۴۹۵.</ref> اما در برخی دیگر از گزارشات، [[مسلمان]] شدن همه [[مردم یمن]] - به ویژه همدانیان - پس از [[سریه علی]]{{ع}} به [[یمن]] در [[سال دهم هجری]] بیان شده است. بر اساس این گزارشات، رسول خدا{{صل}} در [[سال نهم هجری]] نخست [[خالد بن ولید]] را به یمن نزد [[بنی‌همدان]] گسیل داشت تا [[مردم]] را به [[دین اسلام]] [[دعوت]] کند. خالد با جمعی از مسلمانان سوی یمن رهسپار شد و شش ماه در آنجا توقف کرد ولی یک نفر هم مسلمان نشد. پیامبر اکرم{{صل}}، علی بن ابی طالب{{ع}} را در پی خالد به این [[سرزمین]] فرستاد و [[فرمان]] داد که خالد بن ولید به [[مدینه]] برگردد و از [[اصحاب]] و [[یاران]] خالد خواست چنانچه مایل باشند می‌توانند در ملازمت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بمانند و اگر [[تمایل]] نداشتند، می‌تواند به مدینه مراجعت کنند. ایشان همچنین، نامه‌ای خطاب به [[قبیله همدان]] نوشت و با امیرالمؤمنین{{ع}} همراه کرده، ایشان را در اواخر [[سال دهم هجری]] به [[یمن]] اعزام فرمود. علی{{ع}} به سوی یمن [[حرکت]] کرد و چون نزدیک [[قبیله]] رسید، [[طایفه]] همدان در برابر حضرت صف کشیده، مصمم به [[جنگ]] با ایشان شدند. علی{{ع}} نیز [[سپاه]] خود را [[منظم]] کرد و [[شمشیر]] به دست گرفته، نزد [[مردم]] آنان رفت و با [[شجاعت]] تمام در مقابل ایشان ایستاد و نامۀ [[پیامبر]]{{صل}} را برای آنان با صدای رسا قرائت فرمود و همه را از [[دعوت پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} [[آگاه]] نمود.<ref>ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۱۰۵.</ref> گفتار و کلمات کوتاه حضرت در شنوندگان بسیار مؤثر واقع شد چندان که مردم همدان و [[طوایف]] آن چون از منظور و دعوت پیامبر{{صل}} مطلع شدند، همگی در یک [[روز]] به دست امیرالمؤمنین{{ع}} [[مسلمان]] شدند و حضرت، پیامبر{{صل}} را به توسط [[نامه]] از این واقعه باخبر کرد.<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۳۲</ref> پس از [[پذیرش اسلام]]، برخی از [[همدانی‌ها]] به عنوان عمّال پیامبر{{صل}} در یمن برگزیده شدند که [[عامر بن شهر ناعطی همدانی]] از جمله آنها بود.<ref>ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۷۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
==بنی ناعط و دوران [[خلافت]] خلفای ثلاث==
===[[سرکوب]] [[اسود عنسی]]===
با خروج اسود عنسی در [[یمن]] و [[سیطره]] او بر صنعاء، [[عامر بن شهر همدانی]] - عامل [[رسول خدا]]{{صل}} بر همدان - نخستین کس بود که بر او [[اعتراض]] کرد<ref>ابن‌اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۸۳.</ref> و [[مردم]] را برای مقابله و [[مخالفت]] با او [[دعوت]] نمود.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۲۹.</ref> [[پیامبر]]{{صل}} پیوسته با [[نامه نگاری]] و فرستادن افراد مختلف به سوی [[قبایل یمنی]] آنان را به مقابله با اسود عنسی فرا می‌‌خواند.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۸۷؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۳۸.</ref> با رسیدن [[نامه]] رسول خدا{{صل}} به‌دست [[کارگزاران یمن]] و رؤسای [[قبایل]] مبنی بر دفع [[شورش]] اسود عنسی، مخالفت با [[اسود]] وارد مرحله جدیدی شد و عامر بن شهر همدانی همراه با رؤسای [[حمیر]] «ذی زود» و «ذی مرّان» و «[[ذی الکلاع]]» و «ذی ظُلَیم» که بواسطه نامه نگاری‌های پیامبر{{صل}} به جمع مخالفان اسود عنسی پیوسته بودند، به مخالفت با این [[پیامبر دروغین]] برخاستند.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۳۲؛</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
===[[واقعه رده]]===
بر اساس برخی [[اخبار]] به دست آمده، [[همدانیان]] در جریان [[فتنه]] [[پیامبران دروغین]] و نیز وقایع [[ارتداد]] برخی [[اقوام]] پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}}، مصمم به بازگشت از [[اسلام]] بودند ولی با راهنمایی‌های بزرگان خود همچون«[[عمیر بن افلح ذی مران]]» و «[[عبدالله بن مالک ارحبی]]» بر اسلام [[استوار]] ماندند.<ref>ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۲۲۲ - ۲۲۳. نیز ر.ک: حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.</ref> آنان سپس هیأتی را روانه [[مدینه]] نمودند و [[ابوبکر]] را از [[ثبات]] خود و استمرار اسلام خود با خبر کردند. عدم شرکت همدانیان و [[طوایف]] ایشان در واقعه رده، از [[اندوه]] آنان از [[رحلت نبی اکرم]]{{صل}} نشأت گرفته بود و این امر در شعری که «مرّان» در رثای [[پیامبر اعظم]]{{صل}} سروده بود<ref>حسن بن احمد همدانی، الاکلیل، ج۱۰، ص۳۲ - ۳۴</ref> و نیز سخنان بزرگان این [[قوم]] در [[اطاعت]] از [[دستورات]] [[خدا]] و [[رسول]] او روشن است. نقل است که در پی جریان [[ارتداد]] [[قیس بن عبدیغوث بن مکشوح]]، [[ابوبکر]]، نامه‌ای به عمیر ذی مران و دیگران نوشت و دستور به [[پایمردی]] در کار خویش داد و [[وعده]] داد که برای آنها [[سپاه]] می‌‌فرستد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۲۳؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۷۶؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
===بنی ناعط و [[فتوحات اسلامی]]===
از نقش این [[طایفه]] در فتوحات اسلامی، [[اخبار]] چندانی در دست نیست. از معدود اخباری که از حضور افراد این طایفه در [[فتوحات]] خبر داده است، [[روایات]] مربوط به [[نبرد یرموک]] (۱۳ [[هجری]]) و سپس [[قادسیه]] است. بر پایه این اخبار، سعید بن نَمران ناعطی [[همدانی]] از شرکت کنندگان در [[جنگ یرموک]] برشمرده شده<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۱، ص۳۱۳.</ref> و آمده است که وی همراه با جمعی دیگر از نیروهای [[یمنی]]، پس از پایان جنگ یرموک، خود را از [[شام]] به [[عراق]] رساندند و در [[جنگ قادسیه]] شرکت کردند.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۵۵۲ - ۵۵۳.</ref>.<ref>سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت</ref>
===بنی ناعط و سکونت در [[کوفه]]===
به دنبال تأسیس کوفه در [[سال ۱۷ هجری]] و [[شهرنشین]] شدن [[لشکریان]]، [[سعد بن وقاص]] به دستور [[عمر بن خطاب]]، [[نظام]] [[اسباع]] را به جای نظام اعشار در کوفه تأسیس کرد. به این ترتیب که از [[نسب‌شناسان]] [[عرب]] - از جمله [[سعید بن نمران همدانی]] - [[دعوت]] کرد [[قبایل]] و تیره‌هایی را که به هم نزدیک بودند در یک گروه قرار دهند. او کل [[جمعیت]] [[عرب]] [[کوفه]] را به هفت قسمت تقسیم کرد. هر قسمت به نام«سبع» خوانده می‌شد و برای هر سبع، [[فرماندهی]] تعیین شد.<ref>این نظام در زمان امارت زیاد بن ابیه به نظام ارباع تغییر یافت به گونه‌ای که کل قبایل کوفه به چهار قسمت اهل مدینه، تمیم و همدان، ربیعة و کنده و مذحج و اسد تقسیم شدند و فرماندهانی برای ارباع گردید. ر.ک: نعمت الله صفری فروشانی، مردم‌شناسی کوفه، ص۲۹ - ۳۰.</ref> در این تقسیم‌بندی، [[همدانی‌ها]] به همراه [[قبایل یمنی]] [[مذحج]]، همدان و کنده به سبب [[سیادت]] و ریاستی که داشتند<ref>باقر شریف قرشی، حیات الامام حسین{{ع}}، ج۲، ص۴۳۲ - ۴۳۷.</ref> در بخش شرقی [[مسجد کوفه]] مستقر شدند.<ref>منتظرالقائم، نقش قبیله همدان در تاریخ اسلام و تشیع، ص۱۱. نیز ر.ک. بلاذری، فتوح البلدان، ص۲۷۲.</ref> شاخه‌های بسیاری از همدان که مؤلف «[[تاریخ]] [[الکوفه]]» تعداد آنان را بیست و چهار شاخه برشمرده است،<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> - همچون [[حاشد]]، [[بکیل]]، حجور، قدم، أدران، أهنوم، [[راهب]]، شاور، [[خیوان]]، [[غدر]]، وادعة، [[یام]]، [[شبام]]، جشم، [[تغلب]]، نهم و... - از جمله [[همدانیان]] ساکن در کوفه بودند.<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> در برخی منابع به سکونت برخی از [[بیوت]] ناعطی در کوفه از جمله [[بیت]] مجالد بن سعید بن عمیرذی مران<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> و نیز بعضی شخصیت‌های بزرگ ناعطی در این [[شهر]] تصریح شده است.<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۰، ص۴۰۴؛ سمعانی، الانساب، ج۱۲، ص۱۷۶ و ج۱۳، ص۴۲۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۳۵

ویرایش