←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
===بنی ناعط و سکونت در [[کوفه]]=== | ===بنی ناعط و سکونت در [[کوفه]]=== | ||
به دنبال تأسیس کوفه در [[سال ۱۷ هجری]] و [[شهرنشین]] شدن [[لشکریان]]، [[سعد بن وقاص]] به دستور [[عمر بن خطاب]]، [[نظام]] [[اسباع]] را به جای نظام اعشار در کوفه تأسیس کرد. به این ترتیب که از [[نسبشناسان]] [[عرب]] - از جمله [[سعید بن نمران همدانی]] - [[دعوت]] کرد [[قبایل]] و تیرههایی را که به هم نزدیک بودند در یک گروه قرار دهند. او کل [[جمعیت]] [[عرب]] [[کوفه]] را به هفت قسمت تقسیم کرد. هر قسمت به نام«سبع» خوانده میشد و برای هر سبع، [[فرماندهی]] تعیین شد.<ref>این نظام در زمان امارت زیاد بن ابیه به نظام ارباع تغییر یافت به گونهای که کل قبایل کوفه به چهار قسمت اهل مدینه، تمیم و همدان، ربیعة و کنده و مذحج و اسد تقسیم شدند و فرماندهانی برای ارباع گردید. ر.ک: نعمت الله صفری فروشانی، مردمشناسی کوفه، ص۲۹ - ۳۰.</ref> در این تقسیمبندی، [[همدانیها]] به همراه [[قبایل یمنی]] [[مذحج]]، همدان و کنده به سبب [[سیادت]] و ریاستی که داشتند<ref>باقر شریف قرشی، حیات الامام حسین{{ع}}، ج۲، ص۴۳۲ - ۴۳۷.</ref> در بخش شرقی [[مسجد کوفه]] مستقر شدند.<ref>منتظرالقائم، نقش قبیله همدان در تاریخ اسلام و تشیع، ص۱۱. نیز ر.ک. بلاذری، فتوح البلدان، ص۲۷۲.</ref> شاخههای بسیاری از همدان که مؤلف «[[تاریخ]] [[الکوفه]]» تعداد آنان را بیست و چهار شاخه برشمرده است،<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> - همچون [[حاشد]]، [[بکیل]]، حجور، قدم، أدران، أهنوم، [[راهب]]، شاور، [[خیوان]]، [[غدر]]، وادعة، [[یام]]، [[شبام]]، جشم، [[تغلب]]، نهم و... - از جمله [[همدانیان]] ساکن در کوفه بودند.<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> در برخی منابع به سکونت برخی از [[بیوت]] ناعطی در کوفه از جمله [[بیت]] مجالد بن سعید بن عمیرذی مران<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> و نیز بعضی شخصیتهای بزرگ ناعطی در این [[شهر]] تصریح شده است.<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۰، ص۴۰۴؛ سمعانی، الانساب، ج۱۲، ص۱۷۶ و ج۱۳، ص۴۲۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | به دنبال تأسیس کوفه در [[سال ۱۷ هجری]] و [[شهرنشین]] شدن [[لشکریان]]، [[سعد بن وقاص]] به دستور [[عمر بن خطاب]]، [[نظام]] [[اسباع]] را به جای نظام اعشار در کوفه تأسیس کرد. به این ترتیب که از [[نسبشناسان]] [[عرب]] - از جمله [[سعید بن نمران همدانی]] - [[دعوت]] کرد [[قبایل]] و تیرههایی را که به هم نزدیک بودند در یک گروه قرار دهند. او کل [[جمعیت]] [[عرب]] [[کوفه]] را به هفت قسمت تقسیم کرد. هر قسمت به نام«سبع» خوانده میشد و برای هر سبع، [[فرماندهی]] تعیین شد.<ref>این نظام در زمان امارت زیاد بن ابیه به نظام ارباع تغییر یافت به گونهای که کل قبایل کوفه به چهار قسمت اهل مدینه، تمیم و همدان، ربیعة و کنده و مذحج و اسد تقسیم شدند و فرماندهانی برای ارباع گردید. ر.ک: نعمت الله صفری فروشانی، مردمشناسی کوفه، ص۲۹ - ۳۰.</ref> در این تقسیمبندی، [[همدانیها]] به همراه [[قبایل یمنی]] [[مذحج]]، همدان و کنده به سبب [[سیادت]] و ریاستی که داشتند<ref>باقر شریف قرشی، حیات الامام حسین{{ع}}، ج۲، ص۴۳۲ - ۴۳۷.</ref> در بخش شرقی [[مسجد کوفه]] مستقر شدند.<ref>منتظرالقائم، نقش قبیله همدان در تاریخ اسلام و تشیع، ص۱۱. نیز ر.ک. بلاذری، فتوح البلدان، ص۲۷۲.</ref> شاخههای بسیاری از همدان که مؤلف «[[تاریخ]] [[الکوفه]]» تعداد آنان را بیست و چهار شاخه برشمرده است،<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> - همچون [[حاشد]]، [[بکیل]]، حجور، قدم، أدران، أهنوم، [[راهب]]، شاور، [[خیوان]]، [[غدر]]، وادعة، [[یام]]، [[شبام]]، جشم، [[تغلب]]، نهم و... - از جمله [[همدانیان]] ساکن در کوفه بودند.<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> در برخی منابع به سکونت برخی از [[بیوت]] ناعطی در کوفه از جمله [[بیت]] مجالد بن سعید بن عمیرذی مران<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> و نیز بعضی شخصیتهای بزرگ ناعطی در این [[شهر]] تصریح شده است.<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۰، ص۴۰۴؛ سمعانی، الانساب، ج۱۲، ص۱۷۶ و ج۱۳، ص۴۲۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
==بنی ناعط و [[دولت علوی]]{{ع}}== | |||
حضور [[حضرت علی]]{{ع}} در میان [[همدانیان]] و [[مسلمان]] شدن دسته جمعی آنها در [[سال دهم هجری]]، سنگ بنای [[گرایش]] این [[قبیله]] به سوی [[اهل بیت]]{{ع}} و [[تشیع]] بود. چندان که شاخههای [[بنیهمدان]] جز شاخه بنیناعط که به جهت [[دشمنی]] با بنیسبیع - شاخه دیگر همدان که [[شیعه]] بودند - برای مدتی [[عثمانی]] گردیدند، همه شیعه بودند.<ref>دائرة المعارف تشیع، ج۳، ص۴۹۹.</ref> با این وجود، بودند افرادی از این [[طایفه]] که بواسطه سکونت در [[کوفه]] در سلک [[دوستداران]] اهل بیت{{ع}} در آمده بودند و حتی برخی از ایشان هم در [[صفین]] حضور یافته بودند که از جمله آن میتوان به حضور [[منقذ]] و [[حمیر]] پسران قیس ناعطی در صفین در [[همراهی]] با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} اشاره کرد.<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۵۵.</ref> موضعگیری [[مجالد بن عمیر ذی مران]] در برابر [[معاویه]] را هم میتوان، دیگر خبر مربوط به این طایفه در [[زمان]] [[حکومت امام علی]]{{ع}} دانست. نقل است که مجالد - از فقهای بزرگ کوفه - چون دید معاویه و [[عمرو بن عاص]] [[مردم]] را به بهانه [[خونخواهی عثمان]] [[گمراه]] کردند و بدین کار به علی{{ع}} صدمه وارد کردند، گفت: {{عربی|يا ابن هند جشمت نفسك أمراً جرت فيه وقال صحبك هجرا}} | |||
ای پسر هند، تو مرتکب کاری شدی که رفیقت (علی{{ع}}) گفت آن را رها کرده است».<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> | |||
در میادین [[کارگزاری]] هم، برخی از ایشان نظیر [[سعید بن نمران ناعطی]] [[همدانی]] ردای کارگزاری حضرت علی{{ع}} را پوشیدند و به [[خدمت]] پرداختند. [[سعید بن نمران]]، کاتب [[امام]]{{ع}} بود.<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۱، ص۳۱۳.</ref> نقل است که [[امام علی]]{{ع}} به هنگام [[انتصاب]] [[عبیدالله بن عباس]] به [[استانداری یمن]]، وی را نیز با عبیدالله همراه کرد و به [[یمن]] فرستاد.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۴۵.</ref> سعید بن نمران ناعطی همدانی در دوران [[حکومت امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[حاکم]] [[شهر]] [[جَنَد]] یمن بود.<ref>ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۵۹۲ - ۵۹۴؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۸۴.</ref> او در [[حمله]] [[بسر بن ارطاة]] به [[یمن]] اندکی [[مقاومت]] کرد اما چون در برابر آنان موفقیتی کسب نکرد، همراه با [[عبیدالله بن عباس]] به [[کوفه]] گریخت. از این روی، در کوفه به علت [[سستی]] و [[کندی]] در کنترل [[شورشیان]]، مورد [[سرزنش]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} قرار گرفت.<ref>ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۵۹۲ - ۵۹۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
==بنی ناعط و نقشآفرینی در [[قیام حجر بن عدی]]== | |||
با آغاز قیام حجر بن عدی و یارانش در کوفه در [[سال ۵۲ هجری]]، [[زیاد بن ابیه]] - [[فرماندار]] [[معاویه]] در کوفه - جهت وادار نمودن [[قبایل یمنی]] به [[اطاعت]]، با بهرهگیری از [[تهدید]] و [[ارعاب]] و تحریک رؤسای [[قبایل]] به [[سرکوب]] [[قیام]] [[حجر]] پرداخت. زیاد، افراد [[قبیله همدان]] و [[مذحج]] را به میدان کنده و دیگر قبایل یمنی را به محله صائدیان فرستاد.<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۹۴؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۷۵.</ref> در پی درگیریهای به وجود آمده، حجر، از محلهای به محله دیگر [[پناهنده]] گردید.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۶۰ - ۲۶۲.</ref> طولی نکشید که حجر، با واسطهگری بزرگان [[یمنی]] از زیاد، [[امان]] گرفت و با این شرط که او را نزد معاویه بفرستد خود را [[تسلیم]] وی کرد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۶۳ - ۲۶۴.</ref> اما زیاد، بر خلاف امان خود، او را [[زندانی]] کرد و با تعقیب [[یاران]] حجر، سیزده تن از سران آنان را که [[سعید بن نمران ناعطی همدانی]] نیز در شمارشان بود، دستگیر کرد.<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۹۴ - ۹۶.</ref> پس از آن، زیاد [[شهادت]] نامهای علیه حجر تنظیم نمود و از سران چهار ناحیه کوفه و نیز هفتاد تن از سران کوفه خواست تا بدان [[گواهی]] دهند.<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۴، ص۲۵۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵ ص۲۷۰ - ۲۷۱.</ref> زیاد، [[حجر]] و یارانش را همراه با این [[شهادت]] [[نامه]] به سوی [[معاویه]] فرستاد. در پی دستور معاویه به نگه داشتن حجر و یارانش در [[مرج]] [[عذراء]]،<ref>یعقوبی، تاریخ، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج۲، ص۱۶۳.</ref> [[یاران]] معاویه بر اساس گرایشات و [[احساسات]] قبیلهای، خواستار [[عفو]] افراد هم قبیلهای خود از میان یاران حجر شدند. بدین ترتیب، به درخواست [[حمزة بن مالک همدانی]]، معاویه، [[سعید بن نمران ناعطی]] را به او بخشید.<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۱۰۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۷۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۱، ص۳۱۳.</ref> سعید بن ناعط پس از این واقعه، به [[گرگان]] رفت و در آنجا برای خود [[خانه]] و [[باغی]] [[تدارک]] دید.<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۲۰.</ref> گویا وی همزمان یا اندکی بعد از [[قیام مختار]]، در [[زمان]] برپایی [[دولت]] زبیریان به [[کوفه]] بازگشت و [[منصب قضاوت]] کوفه را از سوی [[مصعب بن زبیر]] پذیرا شد.<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۲۰. نیز ر.ک: محمد بن خلف بن حیان، اخبار القضاة، ج۲، ص۳۹۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
==بنی ناعط و قیام مختار== | |||
در پی ورود مختار به کوفه و فعالیتهای وی در این [[شهر]]، [[ابن مطیع]] - [[حاکم زبیری کوفه]] - با فشار اشراف [[اموی]] مسلک کوفه، او را به [[زندان]] انداخت.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۸.</ref> اما طولی نکشید که وی با وساطت [[عبدالله بن عمر]] و ضمانت بزرگانی نظیر [[زائدة بن قدامه ثقفی]]، [[سائب بن مالک اشعری]]، [[عبدالله بن کامل شاکری همدانی]]، [[مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی]] و... [[آزاد]] شد.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۹.</ref> با آغاز قیام مختار در [[محرم]] [[سال ۶۶ هجری]]، بسیاری از [[همدانیان]] کوفه - با طیفهای گوناگون - به یاریاش شتافتند.<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۲۸.</ref> آنان، در ادامه [[قیام]] و با [[شورش]] اشراف علیه مختار، به دو گروه شده، رودرروی هم قرار گرفتند. جمعی از همدانیان به [[رهبری]] [[عبدالله بن کامل شاکری همدانی]] و دیگر بزرگان این [[قوم]]، در این سوی میدان، ندای «{{عربی|یا لثارات الحسين}}» سر دادند و افرادی چون [[شرحبیل بن ذی بقلان ناعطی]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۶</ref> و بسیاری دیگر از [[همدانیان]] به [[ستیز]] با مختار برخاستند. [[یزید بن عمیر ذی مران]] هم از دیگر ناعطیهایی بود که در جمع مخالفان مختار حاضر شد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۰؛ نویری، نهایة الارب فی فنون ادب، ج۵، ص۲۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۴.</ref> وی که بر مسلک عثمانی بود، در «یوم سبیع» همراه با بسیاری دیگر از بزرگان و اشراف [[کوفی]] در [[نبرد]] با مختار و یارانش کشته شد.<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۵.</ref> | |||
پس از [[شکست]] [[سپاه مختار]] در نبرد [[مذار]] و [[شهادت]] [[عبدالله بن کامل شاکری]] و بسیاری دیگر،<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۵ - ۹۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۳ - ۲۵۴.</ref>مختار در «[[حروراء]]» [[اردو]] زد و سپاهش را [[آرایش]] داد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۶.</ref> مختار برای مقابله با هر یک از پنج [[قبیله]] [[بصری]] [[لشکر]] [[مصعب]]، یک تن از افراد زبده خود را [[فرماندهی]] داد. از جمله این [[فرماندهان]]، [[مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی]] بود که مختار وی را جهت مقابله با [[ازدیان]] [[سپاه]] مصعب اعزام کرد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۹ - ۱۰۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۸ - ۲۵۹.</ref> پس از شکست سپاه مختار در [[جنگ]] «حروراء»، مسافر بن سعید همراه با باقی ماندگان [[یاران مختار]] به [[دار الاماره کوفه]] [[پناه]] برد. او سرانجام پس از [[تسلیم]] در برابر سپاه [[زبیری]]، همراه با جمع زیادی از [[کوفیان]] دست بسته کشته شد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۸ - ۲۵۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
==بنی ناعط و تعامل با [[خوارج]]== | |||
مواضع فردی و قبیلهای [[بنی همدان]] در [[تقابل]] با خوارج قرار داشت. خوارج [[روحیات]] [[بدوی]] داشتند که با روحیات شهری [[همدانیها]] در [[تعارض]] بود. از سوی دیگر گرایشهای [[عقیدتی]] - [[سیاسی]] [[قبیله همدان]] و [[طوایف]] آن، مانع [[همراهی]] و هواداری آنها با خوارج میشد. در نتیجه جنگاوران، اشراف و [[موالی]] بنی همدان در [[رویارویی]] جدی با خوارج بودند که [[حارث بن عمیرة بن مالک بن حمره ذی المشعار]]<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷؛ ابن حجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۲۱۳.</ref> و برادرش [[قیس بن عمیره]]<ref>ابن حجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۲۱۳.</ref> از این جمله بودند. در پی [[قیام]] [[صالح بن مسرح تمیمی حروری]]<ref>حَروریّه از فرقههای اصلی خوارج بودند که خود به شعب چندی تقسیم شدند که از جمله آنها فرقه صُفریه است.</ref> - بزرگ [[فرقه]] صُفریه خوارج - <ref>زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۱۹۷. زرکلی از این قیام به عنوان نخستین قیام فرقه صفریه یاد کرده است.</ref> در [[سال ۷۶ هجری]]، و زد و خوردهایی که بین آنها و هواداران و قوای [[اموی]] به وقوع پیوست، صالح و یارانش راهی [[موصل]] شده خود را به [[دسکره]] رساندند و از آن گذشتند. چون خبر به [[حجاج بن یوسف ثقفی]] رسید، [[حارث بن عمیره ذی المشعار همدانی]] را با سه هزار سپاهی از [[مردم کوفه]]، سوی آنان فرستاد. حارث با سپاهش سوی خوارج [[حرکت]] کرد و چون به دسکره رسید، دریافت که صالح به [[جلولا]] و [[خانقین]] رفته است. حارث بن عمیره نیز در پیاش رفت تا این که در روستایی به نام «مدیح»<ref>برخی منابع، این موضع را «ریح» اعلام کردهاند. (مسکویه، تجارب الامم، ج۲، ص۲۶۷)</ref> - موضعی بین موصل و [[جوخی]] - به آنها رسید. در این هنگام، نود نفر صالح را همراهی میکردند. پس حارث، به سرعت سپاهش را آراست و به صالح بن مسرّح و یارانش [[حمله]] برد که به کشته شدن [[صالح]] و جمع زیادی از یارانش انجامید.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۲۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۸، ص۹ - ۱۰؛ مسکویه، تجارب الامم، ج۲، ص۲۶۷.</ref> [[قتل]] صالح را به دو [[جوان]] که یکی از آنها [[اشعث]] پسر [[حارث بن عمیره]] بود نسبت دادهاند.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۸، ص۷.</ref> با کشته شدن [[صالح بن مسرح]]، [[شبیب بن یزید]] - [[فرمانده سپاه]] او - و هفتاد تن از بازماندگان [[سپاه]]، خود را به قلعه ای رساندند و در آن [[پناه]] گرفتند. شب هنگام حارث بن عمیره و یارانش قلعه را در محاصره گرفتند و چون [[جنگ]] در شب امکان پذیر نبود، تصمیم گرفتند در قلعه را [[آتش]] زدند تا مانع [[فرار]] [[خوارج]] شوند و سپس صبحگاه بر آنان حمله برند و نابودشان سازند. پس آن گاه، به اردوگاه بازگشتند و با خاطری [[آسوده]] به [[استراحت]] پرداختند. شب هنگام، [[شبیب]] [[یاران]] خود را ندا در داد و آنان را از قصد سپاه [[خصم]] با اطلاع کرد و از آنان خواست تا از قلعه خارج شوند و با استفاده از [[آسودگی]] خاطری که از عدم خروج خوارج از قلعه برای حارث بن عمیره و سپاهش حاصل شده بود، بر آنان بتازند. آنان نیز چنین کردند و از [[غفلت]] و آسودگی حارث و یارانش استفاده کردند و به ناگاه بر ایشان حمله بردند. حارث و یارانش به [[سختی]] [[شکست]] خوردند و به [[مداین]] گریختند.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۲۳؛ مسکویه، تجارب الامم، ج۲، ص۲۶۷ - ۲۶۸؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۹، ص۱۳.</ref> آنان همچنان در [[مدائن]] و [[کوفه]] ماندند تا این که [[سفیان بن ابی العالیه خثعمی]] و سپاهش که برای انجام [[فتوحات]] به [[طبرستان]] رفته بودند، جنگ را متوقف کردند و با امرای طبرستان [[صلح]] کردند. [[حجاج بن یوسف ثقفی]]، طی [[نامه]] ای به سفیان از او خواست به سمت [[دسکره]] برود و در آنجا بماند تا پس از [[الحاق]] [[یاران]] [[حارث بن عمیر]] به او، سمت [[شبیب بن یزید]] رفته با وی به [[پیکار]] برخیزد. او نیز چنین کرد و پس از [[ملحق شدن]] یاران حارث، سوی شبیب و یارانش [[حرکت]] کرد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۲۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۳۹۹؛ مسکویه، تجارب الامم، ج۲، ص۲۶۸.</ref> [[بلاذری]] پس از ذکر این واقعه، وقوع این [[قیام]] را در ایام امارت [[بشر بن مروان]] در جزیره دانسته و آورده، [[بشر]]، نخست [[زفر بن عمرو فزاری]] را به [[نبرد]] [[صالح]] فرستاد و چون او [[شکست]] خورد، [[حارث بن عمیره]] را به نبرد وی فرستاد که کار به [[موفقیت]] او و در هم شکستن [[سپاه]] صالح انجامید.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۸، ص۹ - ۱۰.</ref> | |||
[[قیس بن عمیره بن مالک بن حمره ذی المشعار]] - برادر [[حارث بن عمیره]] - هم از دیگر ناعطیهایی است که به رودررویی با [[خوارج]] - بخصوص [[قطری بن فجاءه خارجی]] - پرداخته بود.<ref>ابن حجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۲۱۳.</ref> از دیگر مردان این [[قوم]] که نامشان در ردیف [[ستیزه]] کنندگان با خوارج به ثبت و ضبط رسیده است، میتوان از [[سعید بن مجالد بن عمیر]] یاد کرد. حجاج او را به [[جنگ]] [[شبیب بن یزید حروری خارجی]] فرستاد اما او در نبرد با شبیب شکست خورد و کشته شد.<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۳۵ و ۲۳۷؛ مسکویه، تجارب الامم، ج۲، ص۲۶۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
==بنی ناعط و تعامل با [[دولت]] [[بنی امیه]]== | |||
از نحوه و نوع و گستره تعامل بنی ناعط بن مرثد بن جشم با [[دولت اموی]] و عمال آنان خبر چندانی در دست نیست. غالب [[اخبار]] موجود هم، از [[همکاری]] برخی از [[مردم]] و بزرگان این [[قوم]] با [[حکام اموی]] در [[نبرد با خوارج]] حکایت دارند. بر این اساس، حارث بن عمیرة بن مالک بن حمره ذی المشعار همدانی<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۲۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۸، ص۹ - ۱۰؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۹، ص۱۳.</ref> و برادرش قیس<ref>ابن حجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۲۱۳.</ref> از امراء [[حجاج بن یوسف ثقفی]] - [[فرماندار]] [[بنی امیه]] در [[عراق]] - در دفع [[فتنه]] [[خوارج]] در عراق به شمار آمدهاند. ضمن این که سعید بن مُجالد بن عمیر دیگر امیری بود که از سوی حجاج جهت مقابله با [[شبیب بن یزید حروری]] فرستاده شد. هر چند که به [[شکست]] و کشته شدنش در مقابله با خوارج انجامید.<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۸، ص۲۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۳۵ و ۲۳۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
==اعلام و [[رجال]] بنی ناعط== | |||
در این [[طایفه]] نیز بزرگانی از [[فرماندهان]]، [[امرا]]، [[دانشمندان]] و [[محدثان]] پرورش یافتند که از جمله آنان میتوان به نام [[حمره ذوالمشعار بن ایفع]] از اشراف [[جاهلی]] این قوم،<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۴۲۱.</ref> عمیر ذی مران القیل بن افلح بن شراحیل بن ربیعه (ناعط) بن مرثد همدانی از بزرگان [[یمن]] و مخاطب [[نامه پیامبر]]{{صل}}،<ref>ابناثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۹۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۳.</ref> مجالد بن ذی مران از فقهای [[اهل کوفه]]،<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> سعید بن مُجالِد بن عمیر از [[فقهای کوفه]]<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> و از کشته شدگان در [[جنگ با خوارج]]،<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۸، ص۲۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۳۵؛ مسکویه، تجارب الامم، ج۲، ص۲۷۸.</ref> [[مجالد بن سعید بن عمیرذی مران کوفی]] از [[فقهای کوفه]]<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۴۲۱؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> و از [[محدثین]] آنها،<ref>خلیفة بن خیاط، طبقات، ص۲۸۲؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۲۷، ص۲۱۹ - ۲۲۰؛ سمعانی، الانساب، ج۱۲، ص۱۷۶.</ref> ابوعمر اسماعیل بن مجالد بن سعید بن عمیر ذی مران از مشاهیر [[کوفی]]،<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۶، ص۲۴۳؛ سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۴۲۳.</ref> [[مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی]] از [[یاران]] و [[فرماندهان]] مختار،<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۹ - ۱۰۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۸ - ۲۵۹.</ref> [[عامر بن شهر ناعطی همدانی]] از عمال [[پیامبر]]{{صل}} در [[یمن]]،<ref>ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۷۳.</ref> مالک بن حمره ذی المشعار بن أیفع بن کرب ناعطی از وفود کنندگان،<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۱۳ - ۱۴؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۲۹۰؛ ابن حجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۲۱۳.</ref> [[عامر بن شهر همدانی]] از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} و از [[راویان]]<ref>ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۶، ص۳۲۲؛ ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۷۲.</ref> و عمّال پیامبر{{صل}} در یمن،<ref>ابناثیر، اسد الغابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۲۲؛ ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۷۲.</ref> یزید بن عمیر ذی مران از [[عثمانی]] مسلکهای مقتول در [[نبرد]] با مختار<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۴.</ref> اشاره کرد. از دیگر اعلام و [[رجال]] این [[قوم]] هم میتوان از حُمرة (ذو المشعار) بن أَیفع بن کَرِب بن رَبیب بن شَراحیل بن ربیعه (ناعط) از اشراف و بزرگان این قوم،<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۲ - ۵۱۳؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶؛ زبیدی، تاج العروس، ج۱۰، ص۴۳۲.</ref> حارث بن عمیرة بن مالک بن حمره ذی المشعار از اشراف همدان در [[کوفه]] و [[قاتل]] [[صالح بن مسرح خارجی]]،<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷؛ ابن حجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۲۱۳.</ref> و برادرش [[قیس بن عمیره]]<ref>ابن حجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۲۱۳.</ref> یاد کرد. او همان است که اعشی همدان در ضمن ابیاتی - که [[بیت]] زیر نمونه ای از آنهاست - به [[تمجید]] از او است: {{عربی|إلي ابن عُميرةَ تُخدي بنا علي أَنَّها القُلُص الضَّمَّرُ}}<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۳؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.</ref> | |||
ابی علکم مرانی - معاصر [[هارون عباسی]] - و معاذ بن [معاد بن] ابی علکم از [[علما]] و [[نسبشناسان]] بزرگ [[یمن]]،<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.</ref> [[عقیل بن ذی مران]] اوسط از اشراف و بزرگان مُرّانیها،<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> یزید بن ذی المشعار الأصغر از [[خطیبان]] این [[قوم]]،<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.</ref> عمیر بن خالد بن ذو مران الأوسط بن زید بن مالک ذو التاجین<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.</ref> و [[یسار بن أبی حرب]] از [[فقهاء]]،<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.</ref> هم از دیگر معاریف و مشاهیر بنی ناعط بن مرثد بن جشم ذکر شدهاند. | |||
از [[نخبگان]] [[شیعی]] این قوم هم علاوه بر [[سعید بن نمران ناعطی]] و پسرش مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی - که در متن به نامشان پرداخته شد - میتوان به نام [[حسین بن نوف]] از [[اصحاب امام علی]]{{ع}}،<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۶۲؛ امین، اعیان الشیعه، ج۶، ص۱۸۹.</ref> حصین بن عمیر (عمر) همدانی مشعاری [[کوفی]] از [[اصحاب امام سجاد]]{{ع}}،<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۱۱۲؛ مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۲۳، ص۱۸۶.</ref> زید بن عاصم بن مهاجر بن ناعطی کوفی،<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۲۰۷؛ امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۱۰۶.</ref> [[زائدة بن عمرو همدانی ناعطی]]،<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۲۰۹؛ مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۲۸، ص۳۵.</ref>[[محمد بن سلیمان بن عطیه همدانی ناعطی]]،<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۲۸۳.</ref>[[محمد بن عیاض ناعطی همدانی کوفی]]،<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۲۹۱.</ref> [[سلیمان بن موسی بن ذیال مشعاری کوفی]]،<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۲۱۶؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۲۹۳.</ref> [[عبدالله بن حسین]] بن [[ابویزید]] مشعاری کوفی،<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۲۳۳.</ref> [[غالب بن عثمان همدانی مشعاری]]،<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۲۶۷؛ المحلی، حدائق الوردیه فی مناقب الائمة الزیدیه، ج۱، ص۳۱۴.</ref>[[محمد بن حسن بن ابویزید همدانی مشعاری کوفی]]،<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۲۷۹؛ تستری، قاموس الرجال، ج۹، ص۱۸۹.</ref> محمد بن غالب بن عثمان مشعاری کوفی،<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۲۹۲؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۸، ص۱۳۰.</ref>محمد بن لیث همدانی مشعاری،<ref>شیخ طوسی، رجال، ص۲۹۳؛ تستری، قاموس الرجال، ج۹، ص۵۴۱.</ref> همگی از [[اصحاب امام صادق]]{{ع}} اشاره کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||