←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
===بنی ناعط و سکونت در [[کوفه]]=== | ===بنی ناعط و سکونت در [[کوفه]]=== | ||
به دنبال تأسیس کوفه در [[سال ۱۷ هجری]] و [[شهرنشین]] شدن [[لشکریان]]، [[سعد بن وقاص]] به دستور [[عمر بن خطاب]]، [[نظام]] [[اسباع]] را به جای نظام اعشار در کوفه تأسیس کرد. به این ترتیب که از [[نسبشناسان]] [[عرب]] - از جمله [[سعید بن نمران همدانی]] - [[دعوت]] کرد [[قبایل]] و تیرههایی را که به هم نزدیک بودند در یک گروه قرار دهند. او کل [[جمعیت]] [[عرب]] [[کوفه]] را به هفت قسمت تقسیم کرد. هر قسمت به نام«سبع» خوانده میشد و برای هر سبع، [[فرماندهی]] تعیین شد.<ref>این نظام در زمان امارت زیاد بن ابیه به نظام ارباع تغییر یافت به گونهای که کل قبایل کوفه به چهار قسمت اهل مدینه، تمیم و همدان، ربیعة و کنده و مذحج و اسد تقسیم شدند و فرماندهانی برای ارباع گردید. ر.ک: نعمت الله صفری فروشانی، مردمشناسی کوفه، ص۲۹ - ۳۰.</ref> در این تقسیمبندی، [[همدانیها]] به همراه [[قبایل یمنی]] [[مذحج]]، همدان و کنده به سبب [[سیادت]] و ریاستی که داشتند<ref>باقر شریف قرشی، حیات الامام حسین{{ع}}، ج۲، ص۴۳۲ - ۴۳۷.</ref> در بخش شرقی [[مسجد کوفه]] مستقر شدند.<ref>منتظرالقائم، نقش قبیله همدان در تاریخ اسلام و تشیع، ص۱۱. نیز ر.ک. بلاذری، فتوح البلدان، ص۲۷۲.</ref> شاخههای بسیاری از همدان که مؤلف «[[تاریخ]] [[الکوفه]]» تعداد آنان را بیست و چهار شاخه برشمرده است،<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> - همچون [[حاشد]]، [[بکیل]]، حجور، قدم، أدران، أهنوم، [[راهب]]، شاور، [[خیوان]]، [[غدر]]، وادعة، [[یام]]، [[شبام]]، جشم، [[تغلب]]، نهم و... - از جمله [[همدانیان]] ساکن در کوفه بودند.<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> در برخی منابع به سکونت برخی از [[بیوت]] ناعطی در کوفه از جمله [[بیت]] مجالد بن سعید بن عمیرذی مران<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> و نیز بعضی شخصیتهای بزرگ ناعطی در این [[شهر]] تصریح شده است.<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۰، ص۴۰۴؛ سمعانی، الانساب، ج۱۲، ص۱۷۶ و ج۱۳، ص۴۲۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | به دنبال تأسیس کوفه در [[سال ۱۷ هجری]] و [[شهرنشین]] شدن [[لشکریان]]، [[سعد بن وقاص]] به دستور [[عمر بن خطاب]]، [[نظام]] [[اسباع]] را به جای نظام اعشار در کوفه تأسیس کرد. به این ترتیب که از [[نسبشناسان]] [[عرب]] - از جمله [[سعید بن نمران همدانی]] - [[دعوت]] کرد [[قبایل]] و تیرههایی را که به هم نزدیک بودند در یک گروه قرار دهند. او کل [[جمعیت]] [[عرب]] [[کوفه]] را به هفت قسمت تقسیم کرد. هر قسمت به نام«سبع» خوانده میشد و برای هر سبع، [[فرماندهی]] تعیین شد.<ref>این نظام در زمان امارت زیاد بن ابیه به نظام ارباع تغییر یافت به گونهای که کل قبایل کوفه به چهار قسمت اهل مدینه، تمیم و همدان، ربیعة و کنده و مذحج و اسد تقسیم شدند و فرماندهانی برای ارباع گردید. ر.ک: نعمت الله صفری فروشانی، مردمشناسی کوفه، ص۲۹ - ۳۰.</ref> در این تقسیمبندی، [[همدانیها]] به همراه [[قبایل یمنی]] [[مذحج]]، همدان و کنده به سبب [[سیادت]] و ریاستی که داشتند<ref>باقر شریف قرشی، حیات الامام حسین{{ع}}، ج۲، ص۴۳۲ - ۴۳۷.</ref> در بخش شرقی [[مسجد کوفه]] مستقر شدند.<ref>منتظرالقائم، نقش قبیله همدان در تاریخ اسلام و تشیع، ص۱۱. نیز ر.ک. بلاذری، فتوح البلدان، ص۲۷۲.</ref> شاخههای بسیاری از همدان که مؤلف «[[تاریخ]] [[الکوفه]]» تعداد آنان را بیست و چهار شاخه برشمرده است،<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> - همچون [[حاشد]]، [[بکیل]]، حجور، قدم، أدران، أهنوم، [[راهب]]، شاور، [[خیوان]]، [[غدر]]، وادعة، [[یام]]، [[شبام]]، جشم، [[تغلب]]، نهم و... - از جمله [[همدانیان]] ساکن در کوفه بودند.<ref>النراقی، تاریخ الکوفه، ص۲۲۶.</ref> در برخی منابع به سکونت برخی از [[بیوت]] ناعطی در کوفه از جمله [[بیت]] مجالد بن سعید بن عمیرذی مران<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> و نیز بعضی شخصیتهای بزرگ ناعطی در این [[شهر]] تصریح شده است.<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۰، ص۴۰۴؛ سمعانی، الانساب، ج۱۲، ص۱۷۶ و ج۱۳، ص۴۲۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
==بنی ناعط و [[دولت علوی]]{{ع}}== | |||
حضور [[حضرت علی]]{{ع}} در میان [[همدانیان]] و [[مسلمان]] شدن دسته جمعی آنها در [[سال دهم هجری]]، سنگ بنای [[گرایش]] این [[قبیله]] به سوی [[اهل بیت]]{{ع}} و [[تشیع]] بود. چندان که شاخههای [[بنیهمدان]] جز شاخه بنیناعط که به جهت [[دشمنی]] با بنیسبیع - شاخه دیگر همدان که [[شیعه]] بودند - برای مدتی [[عثمانی]] گردیدند، همه شیعه بودند.<ref>دائرة المعارف تشیع، ج۳، ص۴۹۹.</ref> با این وجود، بودند افرادی از این [[طایفه]] که بواسطه سکونت در [[کوفه]] در سلک [[دوستداران]] اهل بیت{{ع}} در آمده بودند و حتی برخی از ایشان هم در [[صفین]] حضور یافته بودند که از جمله آن میتوان به حضور [[منقذ]] و [[حمیر]] پسران قیس ناعطی در صفین در [[همراهی]] با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} اشاره کرد.<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۵۵.</ref> موضعگیری [[مجالد بن عمیر ذی مران]] در برابر [[معاویه]] را هم میتوان، دیگر خبر مربوط به این طایفه در [[زمان]] [[حکومت امام علی]]{{ع}} دانست. نقل است که مجالد - از فقهای بزرگ کوفه - چون دید معاویه و [[عمرو بن عاص]] [[مردم]] را به بهانه [[خونخواهی عثمان]] [[گمراه]] کردند و بدین کار به علی{{ع}} صدمه وارد کردند، گفت: {{عربی|يا ابن هند جشمت نفسك أمراً جرت فيه وقال صحبك هجرا}} | |||
ای پسر هند، تو مرتکب کاری شدی که رفیقت (علی{{ع}}) گفت آن را رها کرده است».<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.</ref> | |||
در میادین [[کارگزاری]] هم، برخی از ایشان نظیر [[سعید بن نمران ناعطی]] [[همدانی]] ردای کارگزاری حضرت علی{{ع}} را پوشیدند و به [[خدمت]] پرداختند. [[سعید بن نمران]]، کاتب [[امام]]{{ع}} بود.<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۱، ص۳۱۳.</ref> نقل است که [[امام علی]]{{ع}} به هنگام [[انتصاب]] [[عبیدالله بن عباس]] به [[استانداری یمن]]، وی را نیز با عبیدالله همراه کرد و به [[یمن]] فرستاد.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۴۵.</ref> سعید بن نمران ناعطی همدانی در دوران [[حکومت امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[حاکم]] [[شهر]] [[جَنَد]] یمن بود.<ref>ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۵۹۲ - ۵۹۴؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۸۴.</ref> او در [[حمله]] [[بسر بن ارطاة]] به [[یمن]] اندکی [[مقاومت]] کرد اما چون در برابر آنان موفقیتی کسب نکرد، همراه با [[عبیدالله بن عباس]] به [[کوفه]] گریخت. از این روی، در کوفه به علت [[سستی]] و [[کندی]] در کنترل [[شورشیان]]، مورد [[سرزنش]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} قرار گرفت.<ref>ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۵۹۲ - ۵۹۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
==بنی ناعط و نقشآفرینی در [[قیام حجر بن عدی]]== | |||
با آغاز قیام حجر بن عدی و یارانش در کوفه در [[سال ۵۲ هجری]]، [[زیاد بن ابیه]] - [[فرماندار]] [[معاویه]] در کوفه - جهت وادار نمودن [[قبایل یمنی]] به [[اطاعت]]، با بهرهگیری از [[تهدید]] و [[ارعاب]] و تحریک رؤسای [[قبایل]] به [[سرکوب]] [[قیام]] [[حجر]] پرداخت. زیاد، افراد [[قبیله همدان]] و [[مذحج]] را به میدان کنده و دیگر قبایل یمنی را به محله صائدیان فرستاد.<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۹۴؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۷۵.</ref> در پی درگیریهای به وجود آمده، حجر، از محلهای به محله دیگر [[پناهنده]] گردید.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۶۰ - ۲۶۲.</ref> طولی نکشید که حجر، با واسطهگری بزرگان [[یمنی]] از زیاد، [[امان]] گرفت و با این شرط که او را نزد معاویه بفرستد خود را [[تسلیم]] وی کرد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۶۳ - ۲۶۴.</ref> اما زیاد، بر خلاف امان خود، او را [[زندانی]] کرد و با تعقیب [[یاران]] حجر، سیزده تن از سران آنان را که [[سعید بن نمران ناعطی همدانی]] نیز در شمارشان بود، دستگیر کرد.<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۹۴ - ۹۶.</ref> پس از آن، زیاد [[شهادت]] نامهای علیه حجر تنظیم نمود و از سران چهار ناحیه کوفه و نیز هفتاد تن از سران کوفه خواست تا بدان [[گواهی]] دهند.<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۴، ص۲۵۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵ ص۲۷۰ - ۲۷۱.</ref> زیاد، [[حجر]] و یارانش را همراه با این [[شهادت]] [[نامه]] به سوی [[معاویه]] فرستاد. در پی دستور معاویه به نگه داشتن حجر و یارانش در [[مرج]] [[عذراء]]،<ref>یعقوبی، تاریخ، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج۲، ص۱۶۳.</ref> [[یاران]] معاویه بر اساس گرایشات و [[احساسات]] قبیلهای، خواستار [[عفو]] افراد هم قبیلهای خود از میان یاران حجر شدند. بدین ترتیب، به درخواست [[حمزة بن مالک همدانی]]، معاویه، [[سعید بن نمران ناعطی]] را به او بخشید.<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۱۰۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۷۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۱، ص۳۱۳.</ref> سعید بن ناعط پس از این واقعه، به [[گرگان]] رفت و در آنجا برای خود [[خانه]] و [[باغی]] [[تدارک]] دید.<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۲۰.</ref> گویا وی همزمان یا اندکی بعد از [[قیام مختار]]، در [[زمان]] برپایی [[دولت]] زبیریان به [[کوفه]] بازگشت و [[منصب قضاوت]] کوفه را از سوی [[مصعب بن زبیر]] پذیرا شد.<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۲۰. نیز ر.ک: محمد بن خلف بن حیان، اخبار القضاة، ج۲، ص۳۹۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
==بنی ناعط و قیام مختار== | |||
در پی ورود مختار به کوفه و فعالیتهای وی در این [[شهر]]، [[ابن مطیع]] - [[حاکم زبیری کوفه]] - با فشار اشراف [[اموی]] مسلک کوفه، او را به [[زندان]] انداخت.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۸.</ref> اما طولی نکشید که وی با وساطت [[عبدالله بن عمر]] و ضمانت بزرگانی نظیر [[زائدة بن قدامه ثقفی]]، [[سائب بن مالک اشعری]]، [[عبدالله بن کامل شاکری همدانی]]، [[مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی]] و... [[آزاد]] شد.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۹.</ref> با آغاز قیام مختار در [[محرم]] [[سال ۶۶ هجری]]، بسیاری از [[همدانیان]] کوفه - با طیفهای گوناگون - به یاریاش شتافتند.<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۲۸.</ref> آنان، در ادامه [[قیام]] و با [[شورش]] اشراف علیه مختار، به دو گروه شده، رودرروی هم قرار گرفتند. جمعی از همدانیان به [[رهبری]] [[عبدالله بن کامل شاکری همدانی]] و دیگر بزرگان این [[قوم]]، در این سوی میدان، ندای «{{عربی|یا لثارات الحسين}}» سر دادند و افرادی چون [[شرحبیل بن ذی بقلان ناعطی]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۶</ref> و بسیاری دیگر از [[همدانیان]] به [[ستیز]] با مختار برخاستند. [[یزید بن عمیر ذی مران]] هم از دیگر ناعطیهایی بود که در جمع مخالفان مختار حاضر شد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۰؛ نویری، نهایة الارب فی فنون ادب، ج۵، ص۲۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۴.</ref> وی که بر مسلک عثمانی بود، در «یوم سبیع» همراه با بسیاری دیگر از بزرگان و اشراف [[کوفی]] در [[نبرد]] با مختار و یارانش کشته شد.<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۵.</ref> | |||
پس از [[شکست]] [[سپاه مختار]] در نبرد [[مذار]] و [[شهادت]] [[عبدالله بن کامل شاکری]] و بسیاری دیگر،<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۵ - ۹۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۳ - ۲۵۴.</ref>مختار در «[[حروراء]]» [[اردو]] زد و سپاهش را [[آرایش]] داد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۶.</ref> مختار برای مقابله با هر یک از پنج [[قبیله]] [[بصری]] [[لشکر]] [[مصعب]]، یک تن از افراد زبده خود را [[فرماندهی]] داد. از جمله این [[فرماندهان]]، [[مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی]] بود که مختار وی را جهت مقابله با [[ازدیان]] [[سپاه]] مصعب اعزام کرد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۹ - ۱۰۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۸ - ۲۵۹.</ref> پس از شکست سپاه مختار در [[جنگ]] «حروراء»، مسافر بن سعید همراه با باقی ماندگان [[یاران مختار]] به [[دار الاماره کوفه]] [[پناه]] برد. او سرانجام پس از [[تسلیم]] در برابر سپاه [[زبیری]]، همراه با جمع زیادی از [[کوفیان]] دست بسته کشته شد.<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۸ - ۲۵۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||