عدالت امام علی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: واگردانی دستی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== [[عدالت‌محوری]] ==
== [[عدالت‌محوری]] ==
در [[اندیشه]] و [[سیره]] علی {{ع}}، [[عدالت]] دارای مفهومی محوری است و جایگاهی محکم در تنظیم [[حیات اجتماعی]] [[انسان‌ها]] دارد. [[امام علی]] {{ع}}، [[عدل]] را، [[انصاف]]، معیار، [[زندگی]]، بهترین [[حکمت]]، [[اصلاح‌گر]]، [[رستگاری]]، بالاترین [[بی‌نیازی]]، قوام [[مردم]]، [[حاکمیت]] و محکم‌ترین پایه می‌شناساند<ref>{{متن حدیث|الْعَدْلُ إِنْصَافٌ‌، خَيْرَ الْحُكْمِ‌، يُصْلِحُ الْبَرِيَّةَ، فَوْزٌ، َّ أَغْنَى الْغِنَاءِ، قِوَامُ الرَّعِيَّةِ، نِظَامُ الْإِمْرَةِ، أَقْوَى أَسَاسٍ‌}}؛ شرح غررالحکم، ج۷، ص۲۳۶.</ref>. در سخنی کوتاه نیز می‌فرماید: «عدل، بالاترین [[گشایش در زندگی]] مردم است و هر کس عدل را برخود سخت پندارد، [[جور]] برای او سخت‌تر خواهد بود»<ref>{{متن حدیث|فِي الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ‌}}؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۶۹.</ref>. ایشان، همچنین بر «[[عدالت اجتماعی]]» پیاپی تأکید کرده و «حاکمیت [[عادل]]» و «برنامه اجرای عدالت اجتماعی» را دو شرط ضروری برای حرکت به سوی [[جامعه آرمانی]] می‌شمارد<ref>شرح غررالحکم، ج۷، ص۲۳۷-۲۳۸.</ref>.
در [[اندیشه]] و [[سیره]] علی {{ع}}، [[عدالت]] دارای مفهومی محوری است و جایگاهی محکم در تنظیم حیات اجتماعی [[انسان‌ها]] دارد. [[امام علی]] {{ع}}، [[عدل]] را، [[انصاف]]، معیار، [[زندگی]]، بهترین [[حکمت]]، اصلاح‌گر، [[رستگاری]]، بالاترین [[بی‌نیازی]]، قوام [[مردم]]، [[حاکمیت]] و محکم‌ترین پایه می‌شناساند<ref>{{متن حدیث|الْعَدْلُ إِنْصَافٌ‌، خَيْرَ الْحُكْمِ‌، يُصْلِحُ الْبَرِيَّةَ، فَوْزٌ، َّ أَغْنَى الْغِنَاءِ، قِوَامُ الرَّعِيَّةِ، نِظَامُ الْإِمْرَةِ، أَقْوَى أَسَاسٍ‌}}؛ شرح غررالحکم، ج۷، ص۲۳۶.</ref>. در سخنی کوتاه نیز می‌فرماید: «عدل، بالاترین گشایش در زندگی مردم است و هر کس عدل را برخود سخت پندارد، [[جور]] برای او سخت‌تر خواهد بود»<ref>{{متن حدیث|فِي الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ‌}}؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۶۹.</ref>. ایشان، همچنین بر «[[عدالت اجتماعی]]» پیاپی تأکید کرده و «حاکمیت [[عادل]]» و «برنامه اجرای عدالت اجتماعی» را دو شرط ضروری برای حرکت به سوی [[جامعه آرمانی]] می‌شمارد<ref>شرح غررالحکم، ج۷، ص۲۳۷-۲۳۸.</ref>.


موارد فراوانی از شدت و [[قاطعیت امام]] علی {{ع}} در اجرای [[موازین]] عدالت نقل شده است که از آن جمله می‌توان به خاموش کردن چراغ [[بیت المال]] هنگام [[ملاقات]] [[طلحه]] و [[زبیر]] برای طرح خواسته‌های شخصی خویش<ref>ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی {{ع}}، ج۴، ص۲۲۱.</ref>، خودداری از پرداخت سهم اضافی به [[عقیل]] ([[برادر]] خویش) از بیت المال<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۲۴۵.</ref>، [[توبیخ]] [[ابورافع]]، خزانه‌دار بیت المال، به سبب عاریه دادن گردن‌بند به دختر [[امام]]<ref>موسوعة الامام علی {{ع}}، ج۴، ص۲۱۴.</ref> اشاره کرد. به علاوه، اصولاً در دوران [[حاکمیت امام]] علی {{ع}}، تنها به این دلیل دو [[جنگ]] بزرگ و حساس [[صفین]] و [[جمل]] بر وی [[تحمیل]] شد که او ادامه استانداری [[معاویه]] بر [[شام]] را برنتافت<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۰ - ۲۵، ۳۳۲؛ ج۹، ص۲۴۱؛ ج۱۶، ص۱۶۰.</ref> و سهم‌خواهی طلحه و زبیر را [[بی‌عدالتی]]<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۲۲۹، ۳۰۸؛ ج۱۹، ص۱۴۷.</ref> واضح می‌شمرد. از همین رو، مفهوم «عدالت»، به ویژه «عدالت اجتماعی» با [[نام امام علی]] {{ع}} مرادف شده و وی در اندیشه و [[حیات]] [[جوامع اسلامی]]، حتی [[جوامع]] غیر [[اسلامی]]، به [[درستی]] «نمونه آرمانی» و مصداق اعلای [[عدالت]] در تمام [[تاریخ]] بشری شمرده شده است<ref>ر. ک: موسوعة الامام علی {{ع}}، ج۸، ص۳۹۵-۴۵۵.</ref>.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[جامعه آرمانی (مقاله)| مقاله «جامعه آرمانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۶]]، ص ۱۷۵.</ref>
موارد فراوانی از شدت و [[قاطعیت امام]] علی {{ع}} در اجرای [[موازین]] عدالت نقل شده است که از آن جمله می‌توان به خاموش کردن چراغ [[بیت المال]] هنگام [[ملاقات]] [[طلحه]] و [[زبیر]] برای طرح خواسته‌های شخصی خویش<ref>ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی {{ع}}، ج۴، ص۲۲۱.</ref>، خودداری از پرداخت سهم اضافی به [[عقیل]] ([[برادر]] خویش) از بیت المال<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۲۴۵.</ref>، [[توبیخ]] [[ابورافع]]، خزانه‌دار بیت المال، به سبب عاریه دادن گردن‌بند به دختر [[امام]]<ref>موسوعة الامام علی {{ع}}، ج۴، ص۲۱۴.</ref> اشاره کرد. به علاوه، اصولاً در دوران [[حاکمیت امام]] علی {{ع}}، تنها به این دلیل دو [[جنگ]] بزرگ و حساس [[صفین]] و [[جمل]] بر وی [[تحمیل]] شد که او ادامه استانداری [[معاویه]] بر [[شام]] را برنتافت<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۰ - ۲۵، ۳۳۲؛ ج۹، ص۲۴۱؛ ج۱۶، ص۱۶۰.</ref> و سهم‌خواهی طلحه و زبیر را [[بی‌عدالتی]]<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۲۲۹، ۳۰۸؛ ج۱۹، ص۱۴۷.</ref> واضح می‌شمرد. از همین رو، مفهوم «عدالت»، به ویژه «عدالت اجتماعی» با [[نام امام علی]] {{ع}} مرادف شده و وی در اندیشه و [[حیات]] [[جوامع اسلامی]]، حتی [[جوامع]] غیر [[اسلامی]]، به [[درستی]] «نمونه آرمانی» و مصداق اعلای [[عدالت]] در تمام [[تاریخ]] بشری شمرده شده است<ref>ر. ک: موسوعة الامام علی {{ع}}، ج۸، ص۳۹۵-۴۵۵.</ref>.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[جامعه آرمانی (مقاله)| مقاله «جامعه آرمانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۶]]، ص ۱۷۵.</ref>
خط ۷۰: خط ۷۰:
[[مردم]] تصور می‌کردند که این دو؛ چون فرزند [[خلیفه]] هستند و [[بیت المال]] در [[اختیار]] آنهاست بهترین امکانات را دارند. بر همین پایه است که نقل شده شخصی به نام [[ابوصالح]] بر [[ام‌کلثوم]] وارد شد. [[امام حسن]] و حسین{{عم}} نیز آمدند و از ام‌کلثوم خواستند که از ابوصالح [[پذیرایی]] کند. وی نیز شوربایی آورد که در آن حبوبات بود. ابوصالح[[دست]] به [[اعتراض]] زد: این [[غذا]] را به خورد من می‌دهید در حالی که شما جزو [[فرمانروایان]] هستید! ام‌کلثوم گفت: چگونه خواهی بود اگر امیرالمؤمنین علی{{ع}} را می‌‌دیدی که ترنج (بالنگ) برای وی آوردند، حسن یا حسین{{عم}} خواست دانه‌ای از آن بردارد آن را از دست وی گرفت و سپس دستور داد میان مردم تقسیم کردند<ref>ابن ابی شیبه، المصنف، ح۸، ص۱۵۶؛ أنساب الأشراف، ج۲، ص۱۴۰ «حاشیه»؛ بحارالأنوار، ج۴۱، ص۱۳؛ مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۹-۸.</ref>. این حکایت نیز نشان می‌دهد آنچه برای حضرت [[هدیه]] میآوردند میان [[مردم]] تقسیم میکرد و از صرف آن توسط فرزندانش دریغ می‌فرمود.
[[مردم]] تصور می‌کردند که این دو؛ چون فرزند [[خلیفه]] هستند و [[بیت المال]] در [[اختیار]] آنهاست بهترین امکانات را دارند. بر همین پایه است که نقل شده شخصی به نام [[ابوصالح]] بر [[ام‌کلثوم]] وارد شد. [[امام حسن]] و حسین{{عم}} نیز آمدند و از ام‌کلثوم خواستند که از ابوصالح [[پذیرایی]] کند. وی نیز شوربایی آورد که در آن حبوبات بود. ابوصالح[[دست]] به [[اعتراض]] زد: این [[غذا]] را به خورد من می‌دهید در حالی که شما جزو [[فرمانروایان]] هستید! ام‌کلثوم گفت: چگونه خواهی بود اگر امیرالمؤمنین علی{{ع}} را می‌‌دیدی که ترنج (بالنگ) برای وی آوردند، حسن یا حسین{{عم}} خواست دانه‌ای از آن بردارد آن را از دست وی گرفت و سپس دستور داد میان مردم تقسیم کردند<ref>ابن ابی شیبه، المصنف، ح۸، ص۱۵۶؛ أنساب الأشراف، ج۲، ص۱۴۰ «حاشیه»؛ بحارالأنوار، ج۴۱، ص۱۳؛ مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۹-۸.</ref>. این حکایت نیز نشان می‌دهد آنچه برای حضرت [[هدیه]] میآوردند میان [[مردم]] تقسیم میکرد و از صرف آن توسط فرزندانش دریغ می‌فرمود.


این [[سیره]] حضرت باید برای [[کارگزاران نظام]] [[اسلامی]] بسیار [[عبرت]] آموز باشد و توجه کنند که نباید نزدیکانشان از موقعیت آنها [[سوء]] استفاده و در [[اموال عمومی]] [[تصرف]] نمایند<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۳، ص ۷۰۳ - ۷۰۵.</ref>.
این [[سیره]] حضرت باید برای [[کارگزاران نظام]] [[اسلامی]] بسیار [[عبرت]] آموز باشد و توجه کنند که نباید نزدیکانشان از موقعیت آنها [[سوء]] استفاده و در [[اموال عمومی]] [[تصرف]] نمایند<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۷۰۳ - ۷۰۵.</ref>.


====[[ام‌کلثوم]] دختر علی{{ع}}====
====[[ام‌کلثوم]] دختر علی{{ع}}====
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش