پیشگویی امام علی: تفاوت میان نسخهها
←پادشاهی معاویه
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
== [[پادشاهی]] معاویه== | == [[پادشاهی]] معاویه== | ||
[[مروج الذهب (کتاب)|مروج الذهب]]: [[معاویه]]، گروهی از [[یاران]] خود را در [[کوفه]] گمارد تا خبر مرگش را پخش کنند. [[مردم]] در این باره سخن بسیار گفتند تا به [[گوش]] [[علی]] {{ع}} رسید. [[علی]] {{ع}} در مجلسش فرمود: "از [[مرگ]] [[معاویه]] بسیار سخن گفتید. به [[خدا]] [[سوگند]]، او نمرده است و نمیمیرد، مگر آنکه آنچه را در زیر گام من است، به دست گیرد. [[فرزند]] جگرخوار میخواهد موضع مرا بداند. از این رو، کسی را فرستاده که این موضوع را در بین شما شایع کند تا بداند و [[یقین]] کند که نظر من درباره او چیست و کار خودش در [[آینده]] چگونه خواهد بود". سپس، [[علی]] {{ع}} بحثی طولانی کرد و در آن، از روزگار [[معاویه]]، [[یزید]]- که پس از [[معاویه]] خواهد آمد- [[مروان]] و فرزندانش، و حَجاج و شکنجههایی که از او به [[مردم]] خواهد رسید، یاد نمود. صدای [[مردم]] بلند شد و [[گریه و زاری]]، بسیار گشت. شخصی از میان [[مردم]] برخاست و گفت: ای [[امیر مؤمنان]]! چیزهای ناگواری راتوصیف کردی. تو را به [[خدا]]، آیا اینها اتفاق خواهد افتاد؟ [[علی]] {{ع}} فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]، اتفاق خواهد افتاد. من [[دروغ]] نگفتم و به من نیزدروغ گفته نشده است". دیگران گفتند: ای [[امیر مؤمنان]]! کی این [[کارها]] پیش خواهد آمد؟ فرمود: "آن گاه که این از این، رنگین شود" و یک دست خود را بر ریش و دستدیگرش را بر سرش نهاد. [[مردم]]، بسیار گریستند. فرمود: "اکنون نگِریید، که پس از من، روزگاری دراز خواهید گریست". بسیاری از [[کوفیان]]، به طور مخفی، درباره خودشان به [[معاویه]] | [[مروج الذهب (کتاب)|مروج الذهب]]: [[معاویه]]، گروهی از [[یاران]] خود را در [[کوفه]] گمارد تا خبر مرگش را پخش کنند. [[مردم]] در این باره سخن بسیار گفتند تا به [[گوش]] [[علی]] {{ع}} رسید. [[علی]] {{ع}} در مجلسش فرمود: "از [[مرگ]] [[معاویه]] بسیار سخن گفتید. به [[خدا]] [[سوگند]]، او نمرده است و نمیمیرد، مگر آنکه آنچه را در زیر گام من است، به دست گیرد. [[فرزند]] جگرخوار میخواهد موضع مرا بداند. از این رو، کسی را فرستاده که این موضوع را در بین شما شایع کند تا بداند و [[یقین]] کند که نظر من درباره او چیست و کار خودش در [[آینده]] چگونه خواهد بود". سپس، [[علی]] {{ع}} بحثی طولانی کرد و در آن، از روزگار [[معاویه]]، [[یزید]]- که پس از [[معاویه]] خواهد آمد- [[مروان]] و فرزندانش، و حَجاج و شکنجههایی که از او به [[مردم]] خواهد رسید، یاد نمود. صدای [[مردم]] بلند شد و [[گریه و زاری]]، بسیار گشت. شخصی از میان [[مردم]] برخاست و گفت: ای [[امیر مؤمنان]]! چیزهای ناگواری راتوصیف کردی. تو را به [[خدا]]، آیا اینها اتفاق خواهد افتاد؟ [[علی]] {{ع}} فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]، اتفاق خواهد افتاد. من [[دروغ]] نگفتم و به من نیزدروغ گفته نشده است". دیگران گفتند: ای [[امیر مؤمنان]]! کی این [[کارها]] پیش خواهد آمد؟ فرمود: "آن گاه که این از این، رنگین شود" و یک دست خود را بر ریش و دستدیگرش را بر سرش نهاد. [[مردم]]، بسیار گریستند. فرمود: "اکنون نگِریید، که پس از من، روزگاری دراز خواهید گریست". بسیاری از [[کوفیان]]، به طور مخفی، درباره خودشان به [[معاویه]] نامه نوشتند و پیشاو آدمهایی برای خود، [[دست]] و پا کردند. به [[خدا]] [[سوگند]]، چند روزی نگذشت که آن خبر ([[شهادت علی]] {{ع}})، تحقق یافت<ref>مروج الذهب، ج ۲، ص ۴۲۹.</ref>. | ||
== [[پادشاهی]] بنی مروان== | == [[پادشاهی]] بنی مروان== | ||