ظلم به خود: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۰ اوت ۲۰۲۴
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۴: خط ۱۴:
خروج از این حدود، ظلم به نفس شخص است؛ نه ظلم به [[خداوند تبارک و تعالی]]؛ زیرا طبق تعریف [[ظلم]] - قرار دادن چیزی در غیر جای خود -[[انسان]] با [[شرک به خداوند]]، [[عبادت]] خود را در غیر مسیر و جایگاه خودش قرار می‌دهد. بنابراین فرد از این جهت به خودش ظلم می‌کند و آثار وضعی آن را در [[دنیا]] خواهد دید و از جهت دیگر، [[خداوند]]، [[آدمی]] را برای [[بهشت]] [[آفریده]] است و نباید خود را به کمتر از بهشت بفروشد و به خود ظلم کند<ref>{{متن حدیث|قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: مَنْ بَاعَ نَفْسَهُ بِغَيْرِ نَعِيمِ الْجَنَّةِ فَقَدْ ظَلَمَهَا}} (تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۲۳۲، ح۴۶۲۸)؛ امام علی{{ع}} فرمودند: هر کس خودش را جز به نعمت بهشت بفروشد، به راستی که به خویشتن ظلم کرده است.</ref>. اگر فردی دچار [[شرک]] شود {{متن قرآن|بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ}}، به خود ظلم کرده است {{متن قرآن|ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ}} و بهشت را بر خود [[حرام]] خواهد کرد {{متن حدیث|حَرَمُوهَا الْجَنَّةَ}}<ref>طبرسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج۱، ص۲۵۴.</ref>؛ این خود، ظلم دیگری به نفس است که انسان، جایگاه خویش را در سرای [[آخرت]] در غیر جایگاه اصلی خود یعنی بهشت قرار داده است. {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! بی‌گمان شما با (به پرستش) گرفتن گوساله بر خویش ستم روا داشتید پس به درگاه آفریدگار خود توبه کنید و یکدیگر را بکشید، این کار نزد آفریدگارتان برای شما بهتر است. آنگاه، خداوند از شما در گذشت که او توبه‌پذیر بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۵۴.</ref>.
خروج از این حدود، ظلم به نفس شخص است؛ نه ظلم به [[خداوند تبارک و تعالی]]؛ زیرا طبق تعریف [[ظلم]] - قرار دادن چیزی در غیر جای خود -[[انسان]] با [[شرک به خداوند]]، [[عبادت]] خود را در غیر مسیر و جایگاه خودش قرار می‌دهد. بنابراین فرد از این جهت به خودش ظلم می‌کند و آثار وضعی آن را در [[دنیا]] خواهد دید و از جهت دیگر، [[خداوند]]، [[آدمی]] را برای [[بهشت]] [[آفریده]] است و نباید خود را به کمتر از بهشت بفروشد و به خود ظلم کند<ref>{{متن حدیث|قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: مَنْ بَاعَ نَفْسَهُ بِغَيْرِ نَعِيمِ الْجَنَّةِ فَقَدْ ظَلَمَهَا}} (تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۲۳۲، ح۴۶۲۸)؛ امام علی{{ع}} فرمودند: هر کس خودش را جز به نعمت بهشت بفروشد، به راستی که به خویشتن ظلم کرده است.</ref>. اگر فردی دچار [[شرک]] شود {{متن قرآن|بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ}}، به خود ظلم کرده است {{متن قرآن|ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ}} و بهشت را بر خود [[حرام]] خواهد کرد {{متن حدیث|حَرَمُوهَا الْجَنَّةَ}}<ref>طبرسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج۱، ص۲۵۴.</ref>؛ این خود، ظلم دیگری به نفس است که انسان، جایگاه خویش را در سرای [[آخرت]] در غیر جایگاه اصلی خود یعنی بهشت قرار داده است. {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! بی‌گمان شما با (به پرستش) گرفتن گوساله بر خویش ستم روا داشتید پس به درگاه آفریدگار خود توبه کنید و یکدیگر را بکشید، این کار نزد آفریدگارتان برای شما بهتر است. آنگاه، خداوند از شما در گذشت که او توبه‌پذیر بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۵۴.</ref>.


انسان به سببِ [[عظمت شأن]] [[الهی]]، توان [[ظلم به خداوند]] را ندارد {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَعْظَمُ وَ أَعَزُّ وَ أَجَلُّ وَ أَمْنَعُ مِنْ أَنْ يُظْلَمَ}}؛ بلکه با این کار، بهشت را بر خود، حرام نموده و [[آتش جهنم]] را بر خود [[واجب]] کرده<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ}} «به راستی آنان که گفتند: خداوند همان مسیح پسر مریم است کافر شدند در حالی که مسیح (می) گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید؛ بی‌گمان هر که برای خداوند شریک آورد خداوند بهشت را بر او حرام می‌گرداند و جایگاهش آتش (دوزخ) است و ستمگران را هیچ یاوری نیست» سوره مائده، آیه ۷۲.</ref> {{متن حدیث|وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ إِذْ حَرَمُوهَا الْجَنَّةَ وَ أَوْجَبُوا عَلَيْهَا خُلُودَ النَّارِ}}<ref>طبرسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج۱، ص۲۵۴.</ref> و در [[حقیقت]] به خودش ضرر زده است {{متن حدیث|يَضُرُّونَ بِهَا بِكُفْرِهِمْ}}. {{متن حدیث|قَالَ الْإِمَامُ الْعَسْكَرِيُّ{{ع}}:... قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَمَا ظَلَمُونَا}} لَمَّا بَدَّلُوا، وَ قَالُوا غَيْرَ مَا أُمِرُوا [بِهِ‏] وَ لَمْ يَفُوا بِمَا عَلَيْهِ عُوهِدُوا، لِأَنَّ كُفْرَ الْكَافِرِ لَا يَقْدَحُ فِي سُلْطَانِنَا وَ مَمَالِكِنَا، كَمَا أَنَّ إِيمَانَ الْمُؤْمِنِ لَا يَزِيدُ فِي سُلْطَانِنَا {{متن قرآن|وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}} يَضُرُّونَ بِهَا بِكُفْرِهِمْ وَ تَبْدِيلِهِمْ}}<ref>امام عسکری{{ع}}، التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری، ص۲۵۸؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۱۸۳.</ref>.
انسان به سببِ عظمت شأن [[الهی]]، توان [[ظلم به خداوند]] را ندارد {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَعْظَمُ وَ أَعَزُّ وَ أَجَلُّ وَ أَمْنَعُ مِنْ أَنْ يُظْلَمَ}}؛ بلکه با این کار، بهشت را بر خود، حرام نموده و [[آتش جهنم]] را بر خود [[واجب]] کرده<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ}} «به راستی آنان که گفتند: خداوند همان مسیح پسر مریم است کافر شدند در حالی که مسیح (می) گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید؛ بی‌گمان هر که برای خداوند شریک آورد خداوند بهشت را بر او حرام می‌گرداند و جایگاهش آتش (دوزخ) است و ستمگران را هیچ یاوری نیست» سوره مائده، آیه ۷۲.</ref> {{متن حدیث|وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ إِذْ حَرَمُوهَا الْجَنَّةَ وَ أَوْجَبُوا عَلَيْهَا خُلُودَ النَّارِ}}<ref>طبرسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج۱، ص۲۵۴.</ref> و در [[حقیقت]] به خودش ضرر زده است {{متن حدیث|يَضُرُّونَ بِهَا بِكُفْرِهِمْ}}. {{متن حدیث|قَالَ الْإِمَامُ الْعَسْكَرِيُّ{{ع}}:... قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَمَا ظَلَمُونَا}} لَمَّا بَدَّلُوا، وَ قَالُوا غَيْرَ مَا أُمِرُوا [بِهِ‏] وَ لَمْ يَفُوا بِمَا عَلَيْهِ عُوهِدُوا، لِأَنَّ كُفْرَ الْكَافِرِ لَا يَقْدَحُ فِي سُلْطَانِنَا وَ مَمَالِكِنَا، كَمَا أَنَّ إِيمَانَ الْمُؤْمِنِ لَا يَزِيدُ فِي سُلْطَانِنَا {{متن قرآن|وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}} يَضُرُّونَ بِهَا بِكُفْرِهِمْ وَ تَبْدِيلِهِمْ}}<ref>امام عسکری{{ع}}، التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری، ص۲۵۸؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۱۸۳.</ref>.


[[امام حسن عسکری]]{{ع}} فرمودند: [[خداوند تبارک و تعالی]] می‌فرمایند: وقتی کسانی که که سخنان ما را [[تغییر]] دادند و چیزی غیر از آنچه که به آنها دستور داده شده بود بیان کردند و به آنچه [[متعهد]] شده بودند [[وفا]] نکردند، آنها به ما [[ظلم]] نکردند زیرا [[کفر]] [[کافر]] به [[سلطنت]] و [[حکومت]] ما ضرری نمی‌رساند همچنان که [[ایمان]] [[مؤمن]] به سلطنت ما چیزی اضافه نمی‌کند ولی آنها به خودشان ظلم کردند زیرا به واسطه کفرشان و تغییر (سخنان ما) به خودشان ضرر می‌زنند.
[[امام حسن عسکری]]{{ع}} فرمودند: [[خداوند تبارک و تعالی]] می‌فرمایند: وقتی کسانی که که سخنان ما را [[تغییر]] دادند و چیزی غیر از آنچه که به آنها دستور داده شده بود بیان کردند و به آنچه [[متعهد]] شده بودند [[وفا]] نکردند، آنها به ما [[ظلم]] نکردند زیرا [[کفر]] [[کافر]] به [[سلطنت]] و [[حکومت]] ما ضرری نمی‌رساند همچنان که [[ایمان]] [[مؤمن]] به سلطنت ما چیزی اضافه نمی‌کند ولی آنها به خودشان ظلم کردند زیرا به واسطه کفرشان و تغییر (سخنان ما) به خودشان ضرر می‌زنند.
خط ۲۶: خط ۲۶:
حتی کسانی که درجات پایین‌تری از انبیا و اولیای الهی دارند؛ ولی نسبت به [[توده]] [[مردم]] از خصوصیاتی برخوردارند؛ مانند منسوب بودن به [[پیامبر خدا]]{{صل}} یا از [[اهل علم]] بودن و... باید مراقب باشند حسناتشان بیشتر از بدی‌هایشان باشد؛ چون مساوی بودن [[حسنات]] و سیئاتِ چنین افرادی {{متن حدیث|مَنِ اسْتَوَتْ حَسَنَاتُهُ وَ سَيِّئَاتُهُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ فَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ}} ظلم به نفس خودشان است: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ: كُنْتُ جَالِساً فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} إِذْ أَتَاهُ رَجُلَانِ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ فَقَالا لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّا نُرِيدُ أَنْ نَسْأَلَكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَقَالَ لَهُمَا اسْأَلَا عَمَّا جِئْتُمَا قَالا أَخْبِرْنَا عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ}}<ref>«سپس این کتاب را به کسانی از بندگان خویش که برگزیده‌ایم به میراث دادیم و برخی از آنان، ستمکاره با خویشند و برخی میانه‌رو و برخی با اذن خداوند در کارهای نیک پیشتازند؛ این همان بخشش بزرگ است» سوره فاطر، آیه ۳۲.</ref> إِلَى آخِرِ الْآيَتَيْنِ؛ قَالَ: نَزَلَتْ فِينَا أَهْلَ الْبَيْتِ قَالَ أَبُو حَمْزَةَ فَقُلْتُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَمَنِ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ قَالَ مَنِ اسْتَوَتْ حَسَنَاتُهُ وَ سَيِّئَاتُهُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ فَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ فَقُلْتُ مَنِ الْمُقْتَصِدُ مِنْكُمْ قَالَ الْعَابِدُ لِلَّهِ رَبَّهُ فِي الْحَالَيْنِ حَتَّى يَأْتِيَهُ الْيَقِينُ فَقُلْتُ فَمَنِ السَّابِقُ مِنْكُمْ بِالْخَيْرَاتِ قَالَ مَنْ دَعَا وَ اللَّهِ إِلَى سَبِيلِ رَبِّهِ وَ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَى عَنْ الْمُنْكَرِ وَ لَمْ يَكُنْ لِلْمُضِلِّينَ عَضُداً وَ لَا لِلْخَائِنِينَ خَصِيماً وَ لَمْ يَرْضَ بِحُكْمِ الْفَاسِقِينَ إِلَّا مَنْ خَافَ عَلَى نَفْسِهِ وَ دِينِهِ وَ لَمْ يَجِدْ أَعْوَاناً}}<ref>ابن‌بابویه، معانی الأخبار، ص۱۰۵.</ref>. [[ابوحمزه ثمالی]] گوید: در [[مسجد الحرام]] [[خدمت]] [[امام باقر]]{{ع}} نشسته بودم که دو تن از [[مردم بصره]] به محضرش شرفیاب شدند و عرض کردند: ای [[فرزند پیامبر]] [[خدا]] قصد داریم مسأله‌ای از شما بپرسیم. ایشان فرمودند: مانعی ندارد، گفتند: ما را از [[تفسیر]] اینکه خدا فرموده: {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْرَثْنَا...}}، [[آگاه]] فرما. حضرت فرمودند: در [[شأن]] ما [[خاندان نبوت]] نازل گردیده است. ثمالی گوید: عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت، بنابراین [[ستمکار]] به خود از شما چه کسی است‌؟ فرمود: شخصی از ما [[خاندان رسالت]] که [[نیکی‌ها]] و بدی‌هایش یکسان باشد به نفس خود [[ستم]] نموده (که در [[عبادت]] کوتاهی نموده و حسناتش را بر [[سیئات]] خود افزون نساخته) باشد. گفتم "مقتصد" از شما کیست‌؟ فرمود: شخصی که در تمامی احوال، در [[توانمندی]] و [[فقر]] ([[جوانی]] و [[پیری]]) تا آخرین نفس که در چنگال [[مرگ]] گرفتار شود [[عبادت خدا]] را انجام دهد. عرضه داشتم. سبقت‌گیرنده شما در [[خیرات]] کیست‌؟ فرمود: به خدا [[سوگند]] او فردی است که [[مردم]] را به راه [[پروردگار]] خویشتن فرا خوانده و به انجام [[نیکی‌ها]] وادار کند و آنان را از [[ارتکاب معاصی]] و [[بدی‌ها]] باز دارد و [[پشتیبان]] [[گمراهان]] نگردد و به [[حکم]] فاسق‌ها [[رضایت]] ندهد، مگر آن شخص که از رسیدن زیانی به [[جان]] و دینش بترسد و [[یاوری]] پیدا نکند؛ آن‌گاه از روی [[تقیه]] با آنان [[مدارا]] نماید<ref>[[علی رضا آزادی|آزادی، علی رضا]]، [[ظلم‌شناسی با تکیه بر آیات و روایات (کتاب)|ظلم‌شناسی با تکیه بر آیات و روایات]].</ref>.
حتی کسانی که درجات پایین‌تری از انبیا و اولیای الهی دارند؛ ولی نسبت به [[توده]] [[مردم]] از خصوصیاتی برخوردارند؛ مانند منسوب بودن به [[پیامبر خدا]]{{صل}} یا از [[اهل علم]] بودن و... باید مراقب باشند حسناتشان بیشتر از بدی‌هایشان باشد؛ چون مساوی بودن [[حسنات]] و سیئاتِ چنین افرادی {{متن حدیث|مَنِ اسْتَوَتْ حَسَنَاتُهُ وَ سَيِّئَاتُهُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ فَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ}} ظلم به نفس خودشان است: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ: كُنْتُ جَالِساً فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} إِذْ أَتَاهُ رَجُلَانِ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ فَقَالا لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّا نُرِيدُ أَنْ نَسْأَلَكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَقَالَ لَهُمَا اسْأَلَا عَمَّا جِئْتُمَا قَالا أَخْبِرْنَا عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ}}<ref>«سپس این کتاب را به کسانی از بندگان خویش که برگزیده‌ایم به میراث دادیم و برخی از آنان، ستمکاره با خویشند و برخی میانه‌رو و برخی با اذن خداوند در کارهای نیک پیشتازند؛ این همان بخشش بزرگ است» سوره فاطر، آیه ۳۲.</ref> إِلَى آخِرِ الْآيَتَيْنِ؛ قَالَ: نَزَلَتْ فِينَا أَهْلَ الْبَيْتِ قَالَ أَبُو حَمْزَةَ فَقُلْتُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَمَنِ الظَّالِمُ لِنَفْسِهِ قَالَ مَنِ اسْتَوَتْ حَسَنَاتُهُ وَ سَيِّئَاتُهُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ فَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ فَقُلْتُ مَنِ الْمُقْتَصِدُ مِنْكُمْ قَالَ الْعَابِدُ لِلَّهِ رَبَّهُ فِي الْحَالَيْنِ حَتَّى يَأْتِيَهُ الْيَقِينُ فَقُلْتُ فَمَنِ السَّابِقُ مِنْكُمْ بِالْخَيْرَاتِ قَالَ مَنْ دَعَا وَ اللَّهِ إِلَى سَبِيلِ رَبِّهِ وَ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَى عَنْ الْمُنْكَرِ وَ لَمْ يَكُنْ لِلْمُضِلِّينَ عَضُداً وَ لَا لِلْخَائِنِينَ خَصِيماً وَ لَمْ يَرْضَ بِحُكْمِ الْفَاسِقِينَ إِلَّا مَنْ خَافَ عَلَى نَفْسِهِ وَ دِينِهِ وَ لَمْ يَجِدْ أَعْوَاناً}}<ref>ابن‌بابویه، معانی الأخبار، ص۱۰۵.</ref>. [[ابوحمزه ثمالی]] گوید: در [[مسجد الحرام]] [[خدمت]] [[امام باقر]]{{ع}} نشسته بودم که دو تن از [[مردم بصره]] به محضرش شرفیاب شدند و عرض کردند: ای [[فرزند پیامبر]] [[خدا]] قصد داریم مسأله‌ای از شما بپرسیم. ایشان فرمودند: مانعی ندارد، گفتند: ما را از [[تفسیر]] اینکه خدا فرموده: {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْرَثْنَا...}}، [[آگاه]] فرما. حضرت فرمودند: در [[شأن]] ما [[خاندان نبوت]] نازل گردیده است. ثمالی گوید: عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت، بنابراین [[ستمکار]] به خود از شما چه کسی است‌؟ فرمود: شخصی از ما [[خاندان رسالت]] که [[نیکی‌ها]] و بدی‌هایش یکسان باشد به نفس خود [[ستم]] نموده (که در [[عبادت]] کوتاهی نموده و حسناتش را بر [[سیئات]] خود افزون نساخته) باشد. گفتم "مقتصد" از شما کیست‌؟ فرمود: شخصی که در تمامی احوال، در [[توانمندی]] و [[فقر]] ([[جوانی]] و [[پیری]]) تا آخرین نفس که در چنگال [[مرگ]] گرفتار شود [[عبادت خدا]] را انجام دهد. عرضه داشتم. سبقت‌گیرنده شما در [[خیرات]] کیست‌؟ فرمود: به خدا [[سوگند]] او فردی است که [[مردم]] را به راه [[پروردگار]] خویشتن فرا خوانده و به انجام [[نیکی‌ها]] وادار کند و آنان را از [[ارتکاب معاصی]] و [[بدی‌ها]] باز دارد و [[پشتیبان]] [[گمراهان]] نگردد و به [[حکم]] فاسق‌ها [[رضایت]] ندهد، مگر آن شخص که از رسیدن زیانی به [[جان]] و دینش بترسد و [[یاوری]] پیدا نکند؛ آن‌گاه از روی [[تقیه]] با آنان [[مدارا]] نماید<ref>[[علی رضا آزادی|آزادی، علی رضا]]، [[ظلم‌شناسی با تکیه بر آیات و روایات (کتاب)|ظلم‌شناسی با تکیه بر آیات و روایات]].</ref>.


== [[ظلم به دیگران]] [[ظلم به خود]] ==
== [[ظلم به دیگران]] ظلم به خود ==
[[ستم]] به دیگران و [[آزار]] آنان نیز هرچند [[ظلم]] در [[حق]] سایر افراد می‌باشد و به آنان ضرر رسانده می‌شود {{متن قرآن|وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا}}؛ ولی در عین [[حال]] [[ستم به خود]] نیز محسوب می‌شود {{متن قرآن|وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ}}. {{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خود نزدیک شدند، یا با شایستگی آنها را نگه دارید و یا به نیکی رها کنید و آنان را برای زیان رساندن نگه ندارید که (به آنها) ستم کنید و هر کس چنین کند، به خود ستم کرده است و آیات خداوند را به ریشخند نگیرید و نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید و (نیز) آنچه را از کتاب و حکمت برایتان فرستاده است که بدان اندرزتان می‌دهد؛ و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref>.<ref>علی رضا آزادی|آزادی، علی رضا، ظلم‌شناسی با تکیه بر آیات و روایات (کتاب)|ظلم‌شناسی با تکیه بر آیات و روایات.</ref>
[[ستم]] به دیگران و [[آزار]] آنان نیز هرچند [[ظلم]] در [[حق]] سایر افراد می‌باشد و به آنان ضرر رسانده می‌شود {{متن قرآن|وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا}}؛ ولی در عین حال ستم به خود نیز محسوب می‌شود {{متن قرآن|وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ}}. {{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خود نزدیک شدند، یا با شایستگی آنها را نگه دارید و یا به نیکی رها کنید و آنان را برای زیان رساندن نگه ندارید که (به آنها) ستم کنید و هر کس چنین کند، به خود ستم کرده است و آیات خداوند را به ریشخند نگیرید و نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید و (نیز) آنچه را از کتاب و حکمت برایتان فرستاده است که بدان اندرزتان می‌دهد؛ و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref>.<ref>علی رضا آزادی|آزادی، علی رضا، ظلم‌شناسی با تکیه بر آیات و روایات (کتاب)|ظلم‌شناسی با تکیه بر آیات و روایات.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش