پرش به محتوا

غلو: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۱ سپتامبر ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶۹: خط ۶۹:
ظاهر [[کلام]] جمعی از [[فقها]] ثبوت [[کفر]] [[غلات]] به سبب انکار ضروری است<ref>شرائع الاسلام، ج۱، ص۴۲؛ ارشاد الاذهان، ج۱، ص۲۳۹؛ البیان، ص۹۱؛ الرسائل العشر (حلّی)، ص۱۴۶.</ref>؛ لکن برخی گفته‌اند: اگر غلات منکر وجود [[خدا]] باشند، حکم آنان [[حکم]] [[بت پرستان]] است؛ اما اگر منکر وجود خدا نباشند، لکن معتقد به [[حلول]] خدا در [[ائمه]] {{عم}} یا [[اتحاد]] باشند، منکر ضروری به شمار رفته و محکوم به حکم آن‌اند<ref>کتاب الطهارة (شیخ انصاری)، ج۵، ص۱۵۰؛ مصباح الفقیه، ج۷، ص۲۹۰ ـ ۲۹۲؛ مستمسک العروة، ج۱، ص۳۸۶.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]]، ج۵، ص۶۰۱-۶۰۲.</ref>
ظاهر [[کلام]] جمعی از [[فقها]] ثبوت [[کفر]] [[غلات]] به سبب انکار ضروری است<ref>شرائع الاسلام، ج۱، ص۴۲؛ ارشاد الاذهان، ج۱، ص۲۳۹؛ البیان، ص۹۱؛ الرسائل العشر (حلّی)، ص۱۴۶.</ref>؛ لکن برخی گفته‌اند: اگر غلات منکر وجود [[خدا]] باشند، حکم آنان [[حکم]] [[بت پرستان]] است؛ اما اگر منکر وجود خدا نباشند، لکن معتقد به [[حلول]] خدا در [[ائمه]] {{عم}} یا [[اتحاد]] باشند، منکر ضروری به شمار رفته و محکوم به حکم آن‌اند<ref>کتاب الطهارة (شیخ انصاری)، ج۵، ص۱۵۰؛ مصباح الفقیه، ج۷، ص۲۹۰ ـ ۲۹۲؛ مستمسک العروة، ج۱، ص۳۸۶.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]]، ج۵، ص۶۰۱-۶۰۲.</ref>


==حد [[غلو]]==
==حد غلو==
برای هر چه روشن‌تر شدن حد غلو، به‌ویژه در [[حق ائمه]]{{عم}} عموماً و [[حضرت علی]]{{ع}} خصوصاً، لازم است در آغاز، اشاره‌ای به تقسیم‌بندی‌های غلو و [[غلات]] کنیم.
برای هر چه روشن‌تر شدن حد غلو، به‌ویژه در [[حق ائمه]]{{عم}} عموماً و [[حضرت علی]]{{ع}} خصوصاً، لازم است در آغاز، اشاره‌ای به تقسیم‌بندی‌های غلو و [[غلات]] کنیم.
در یک تقسیم‌بندی، غلو به سه نوع: غلو در ذات، غلو در صفات، غلو در [[فضایل]]، تقسیم می‌شود<ref>آیت‌الله خویی نیز شبیه این تقسیم‌بندی را بدون اشاره به عنوان آنها دارد. (ر.ک: تبریزی غروی، میرزا علی، التنقیح فی شرح العروه الوثقی تقریراً لبحث آیت‌الله العظمی السید ابو القاسم الموسوی الخوئی، ج۲، ص۷۵-۷۳)</ref>.
در یک تقسیم‌بندی، غلو به سه نوع: غلو در ذات، غلو در صفات، غلو در [[فضایل]]، تقسیم می‌شود<ref>آیت‌الله خویی نیز شبیه این تقسیم‌بندی را بدون اشاره به عنوان آنها دارد. (ر.ک: تبریزی غروی، میرزا علی، التنقیح فی شرح العروه الوثقی تقریراً لبحث آیت‌الله العظمی السید ابو القاسم الموسوی الخوئی، ج۲، ص۷۵-۷۳)</ref>.
# غلو در ذات، آن است که به گونه‌ای درباره اشخاصی مانند [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}} غلو کنیم که آنها را از حد ذات خود خارج کرده، به [[مقام]] [[الوهیت]] و [[ربوبیت]] برسانیم، و یا آن‌که قائل به [[حلول]] جزء [[الهی]] در آنان شویم، و یا آن‌که ائمه{{عم}} را از مقام خود یعنی [[امامت]] خارج کرده، به [[مقام نبوت]] برسانیم و قائل به [[نبوت]] ایشان شویم و یا آن‌که به تناسخ‌گراییده، قائل به حلول [[روح]] [[انبیا]]{{عم}} و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در ائمه{{عم}} یا اشخاص دیگر بشویم<ref>آیت‌الله خویی در مقام اشاره به این نوع از غلو و حکم فقهی آن چنین می‌نگارد: {{عربی|فمنهم [من الغلاة] من يعتقد الربوبية لامير المؤمنين أو أحد الائمة الطاهرين{{ع}} فيعتقد بانه الرب الجليل وانه الاله المجسم الذي نزل إلى الارض وهذه النسبة لو صحت وثبت اعتقادهم بذلك فلا اشكال في نجاستهم وكفرهم لانه انكار لالوهيته سبحانه لبداهة انه لا فرق في انكارها بين دعوى ثبوتها لزيد أو للاصنام وبين دعوى ثبوتها الأمير المؤمنين{{ع}} لاشتراكهما في انكار الوهيته تعالى وهو من احد الاسباب الموجبة للكفر}}. (التنقیح، ج۲، ص۷۳)</ref>.
# غلو در ذات، آن است که به گونه‌ای درباره اشخاصی مانند [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}} غلو کنیم که آنها را از حد ذات خود خارج کرده، به [[مقام]] [[الوهیت]] و [[ربوبیت]] برسانیم، و یا آن‌که قائل به [[حلول]] جزء [[الهی]] در آنان شویم، و یا آن‌که ائمه{{عم}} را از مقام خود یعنی [[امامت]] خارج کرده، به [[مقام نبوت]] برسانیم و قائل به [[نبوت]] ایشان شویم و یا آن‌که به تناسخ‌گراییده، قائل به حلول [[روح]] [[انبیا]]{{عم}} و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در ائمه{{عم}} یا اشخاص دیگر بشویم<ref>آیت‌الله خویی در مقام اشاره به این نوع از غلو و حکم فقهی آن چنین می‌نگارد: {{عربی|فمنهم [من الغلاة] من يعتقد الربوبية لامير المؤمنين أو أحد الائمة الطاهرين{{ع}} فيعتقد بانه الرب الجليل وانه الاله المجسم الذي نزل إلى الارض وهذه النسبة لو صحت وثبت اعتقادهم بذلك فلا اشكال في نجاستهم وكفرهم لانه انكار لالوهيته سبحانه لبداهة انه لا فرق في انكارها بين دعوى ثبوتها لزيد أو للاصنام وبين دعوى ثبوتها الأمير المؤمنين{{ع}} لاشتراكهما في انكار الوهيته تعالى وهو من احد الاسباب الموجبة للكفر}}. (التنقیح، ج۲، ص۷۳)</ref>.
# غلو در صفات، آن است که ائمه{{عم}} را در همان حد ذات و مقام خود، یعنی [[بشر]] و [[امام]] نگه داریم، ولی صفات و ویژگی‌ها و اعمالی را که اولاً و بالذات مخصوص [[خداوند]] است به آنان نسبت دهیم؛ مانند [[اعتقاد]] به اینکه خداوند، [[خلقت]]<ref>درست است که در بعضی از آیات قرآن، نسبت خلق به بعضی از بندگان خدا مانند حضرت عیسی{{ع}} داده شده است (آل عمران، آیه ۴۹ و مائده، آیه ۱۱۰) اما باید توجه داشت که اولاً در آن آیات اصلی‌ترین مرحله آفرینش که دمیدن روح است، با اذن خداوند ذکر شده است و ثانیاً منظور از واگذاری خلق در بحث غلو، خلق کلی است نه خلق به صورت موجبه جزئیه، که در این آیات مطرح است.</ref> موجودات و [[روزی دادن]] به آنها را به [[ائمه اطهار]]{{عم}} [[تفویض]] کرده است<ref>آیت‌الله خویی ضمن اشاره به این قسم و بعضی از مصادیق آن آن را باطل دانسته، آیات قرآنی را دلیل بر بطلان این قول می‌داند. همچنین اعتقاد به تفویض را، باعث انکار ضروری اسلام می‌داند. اما درباره کفر آنها، مسئله را مبتنی بر آن می‌داند که آیا انکار ضروری خود باعث کفر می‌شود یا آن‌که در صورتی که منجر به تکذیب پیامبر اکرم{{صل}} شود، موجب کفر می‌گردد. همچنین ایشان اشعار بسیاری از شاعران عرب و فارس را که در مدح ائمه{{عم}} سروده‌اند، از این نوع غلو می‌داند. عبارت ایشان چنین است: {{عربی|ومنهم [من الغلاة] من ينسب اليه الاعتراف بالوهيته سبحانه الا انه يعتقد أن الامور الراجعة إلى التشريع والتكوين كلها بيد امير المؤمنين او احدهم{{ع}} فيرى انه المحيي والمميت وانه الخالق والرازق وانه الذي أيد الانبياء السالفين سرا وأيد النبي الاكرم{{صل}} جهراً. واعتقادهم هذا وان كان باطلا واقعاً وخلاف الواقع حقا حيث ان الكتاب العزيز بدل على ان الامور الراجعة إلى التكوين والتشريع كلها بيد الله سبحانه الا انه ليس مماله موضوعية في الحكم بكفر الملتزم به، نعم الاعتقاد بذلك عقيدة التفويض لان معناه ان الله سبحانه كبعض السلاطين والملوك قد عزل نفسه عما يرجع إلى تدبير مملكته وفوض الأمور الراجعة إليها إلى احد وزرائه وهذا كثيرا ما يترائى في الاشعار المنظومة بالعربية او الفارسية حيث ترى أن الشاعر يسند إلى أمير المؤمنين{{ع}} بعضا من هذه الامور. وعليه فهذا الاعتقاد انكار الضروري فان الامور الراجعة إلى التكوين والتشريع مختصة بذات الواجب تعالى فيبتني كثر هذه الطائفة على ما قدمناه من ان انكار الضروري هل يستتبع الكفر مطلقا أو انه انما يوجب الكفر فيما اذا رجع إلى تكذيب النبي{{صل}} كما اذا كان عالما بأن ما يتكره ثبت بالضرورة من الدين فنحكم بكفرهم على الاول واما على الثاني فيفصل بين من اعتقد بذلك لشبهة حصلت أو بسبب ماورد في بعض الادعية وغيرها مما ظاهره أنهم{{ع}} مفوضون في تلك الامور من غير ان يعلم باختصاصها الله سبحانه وبين من اعتقد بذلك مع العلم بان ما يعتقده مما ثبت خلافه بالضرورة من الدين بالحكم بكفره في الصورة الثانية دون الاولى}}. (التنقیح، ج۲، ص۷۴-۷۳)</ref>.
# غلو در صفات، آن است که ائمه{{عم}} را در همان حد ذات و مقام خود، یعنی [[بشر]] و [[امام]] نگه داریم، ولی صفات و ویژگی‌ها و اعمالی را که اولاً و بالذات مخصوص [[خداوند]] است به آنان نسبت دهیم؛ مانند [[اعتقاد]] به اینکه خداوند، [[خلقت]]<ref>درست است که در بعضی از آیات قرآن، نسبت خلق به بعضی از بندگان خدا مانند حضرت عیسی{{ع}} داده شده است (آل عمران، آیه ۴۹ و مائده، آیه ۱۱۰) اما باید توجه داشت که اولاً در آن آیات اصلی‌ترین مرحله آفرینش که دمیدن روح است، با اذن خداوند ذکر شده است و ثانیاً منظور از واگذاری خلق در بحث غلو، خلق کلی است نه خلق به صورت موجبه جزئیه، که در این آیات مطرح است.</ref> موجودات و [[روزی دادن]] به آنها را به [[ائمه اطهار]]{{عم}} [[تفویض]] کرده است<ref>آیت‌الله خویی ضمن اشاره به این قسم و بعضی از مصادیق آن آن را باطل دانسته، آیات قرآنی را دلیل بر بطلان این قول می‌داند. همچنین اعتقاد به تفویض را، باعث انکار ضروری اسلام می‌داند. اما درباره کفر آنها، مسئله را مبتنی بر آن می‌داند که آیا انکار ضروری خود باعث کفر می‌شود یا آن‌که در صورتی که منجر به تکذیب پیامبر اکرم{{صل}} شود، موجب کفر می‌گردد. همچنین ایشان اشعار بسیاری از شاعران عرب و فارس را که در مدح ائمه{{عم}} سروده‌اند، از این نوع غلو می‌داند. عبارت ایشان چنین است: {{عربی|ومنهم [من الغلاة] من ينسب اليه الاعتراف بالوهيته سبحانه الا انه يعتقد أن الامور الراجعة إلى التشريع والتكوين كلها بيد امير المؤمنين او احدهم{{ع}} فيرى انه المحيي والمميت وانه الخالق والرازق وانه الذي أيد الانبياء السالفين سرا وأيد النبي الاكرم{{صل}} جهراً. واعتقادهم هذا وان كان باطلا واقعاً وخلاف الواقع حقا حيث ان الكتاب العزيز بدل على ان الامور الراجعة إلى التكوين والتشريع كلها بيد الله سبحانه الا انه ليس مماله موضوعية في الحكم بكفر الملتزم به، نعم الاعتقاد بذلك عقيدة التفويض لان معناه ان الله سبحانه كبعض السلاطين والملوك قد عزل نفسه عما يرجع إلى تدبير مملكته وفوض الأمور الراجعة إليها إلى احد وزرائه وهذا كثيرا ما يترائى في الاشعار المنظومة بالعربية او الفارسية حيث ترى أن الشاعر يسند إلى أمير المؤمنين{{ع}} بعضا من هذه الامور. وعليه فهذا الاعتقاد انكار الضروري فان الامور الراجعة إلى التكوين والتشريع مختصة بذات الواجب تعالى فيبتني كثر هذه الطائفة على ما قدمناه من ان انكار الضروري هل يستتبع الكفر مطلقا أو انه انما يوجب الكفر فيما اذا رجع إلى تكذيب النبي{{صل}} كما اذا كان عالما بأن ما يتكره ثبت بالضرورة من الدين فنحكم بكفرهم على الاول واما على الثاني فيفصل بين من اعتقد بذلك لشبهة حصلت أو بسبب ماورد في بعض الادعية وغيرها مما ظاهره أنهم{{ع}} مفوضون في تلك الامور من غير ان يعلم باختصاصها الله سبحانه وبين من اعتقد بذلك مع العلم بان ما يعتقده مما ثبت خلافه بالضرورة من الدين بالحكم بكفره في الصورة الثانية دون الاولى}}. (التنقیح، ج۲، ص۷۴-۷۳)</ref>.
# [[غلو]] در [[فضایل]]، آن است که در نسبت دادن صفات و فضایل غیر مخصوص به [[خداوند]]، درباره [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}} غلو نماییم؛ مانند اینکه [[معجزات]] فراوانی به ایشان نسبت دهیم و یا آن‌که آنان را دارای [[علوم]] فراوانی که عادتاً برای [[بشر]] غیر ممکن است، بدانیم<ref>آیت [[الله]] خویی ضمن اشاره به این قسم و بعضی از مصادیق آن، آن را موجب [[کفر]] و [[انکار]] ضروری ندانسته و بلکه [[اعتقاد]] به بعضی از مصادیق آن را فی الجمله لازم شمرده است. بنابراین، به نظر ایشان، در بعضی از موارد این نوع، غلو [[صدق]] نمی‌کند.
# غلو در [[فضایل]]، آن است که در نسبت دادن صفات و فضایل غیر مخصوص به [[خداوند]]، درباره [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}} غلو نماییم؛ مانند اینکه [[معجزات]] فراوانی به ایشان نسبت دهیم و یا آن‌که آنان را دارای [[علوم]] فراوانی که عادتاً برای [[بشر]] غیر ممکن است، بدانیم<ref>آیت [[الله]] خویی ضمن اشاره به این قسم و بعضی از مصادیق آن، آن را موجب [[کفر]] و [[انکار]] ضروری ندانسته و بلکه [[اعتقاد]] به بعضی از مصادیق آن را فی الجمله لازم شمرده است. بنابراین، به نظر ایشان، در بعضی از موارد این نوع، غلو [[صدق]] نمی‌کند.
عبارت ایشان چنین است:
عبارت ایشان چنین است:
{{عربی|ومنهم [من الغلاة] من لا يعتقد بربوبية أمير المؤمنين{{ع}} ولا بتفويض الامور اليه وانما يعتقد أنه{{ع}} وغيره من الأئمة الطاهرين ولاة الأمر وأنهم عاملون الله سبحانه وأنهم اكرم المخلوقين عنده فينسب إليهم الرزق والخلق ونحوهما لا بمعنى اسنادها اليهم{{ع}} حقيقة لأنه انما يعتقد ان العامل فيها حقيقة هو الله بل كاسناد الموت إلى ملك الموت والمطر إلى ملك المطر والاحياء إلى عيسى{{ع}} كما [[ورد]] في الكتاب العزيز: {{متن قرآن|وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ}} وغيره مما هو من [[اسناد]] فعل من [[افعال الله]] سبحانه إلى العاملين له بضرب من الاسناد و مثل هذا الاعتقاد غير مستتبع للكفر ولا هو انكار للضروري فعد هذا القسم من أقسام الغلو نظير ما نقل عن الصدوق (قده) عن شيخه ابن الوليد ان نفي السهو عن النبي{{صل}} أول درجة الغلو والغلو بهذا المعنى الاخير مما لا محذور فيه بل لا مناص عن الالتزام به في الجملة}}. (التنقیح، ج۲، ص۷۴ و ۷۵)</ref>.
{{عربی|ومنهم [من الغلاة] من لا يعتقد بربوبية أمير المؤمنين{{ع}} ولا بتفويض الامور اليه وانما يعتقد أنه{{ع}} وغيره من الأئمة الطاهرين ولاة الأمر وأنهم عاملون الله سبحانه وأنهم اكرم المخلوقين عنده فينسب إليهم الرزق والخلق ونحوهما لا بمعنى اسنادها اليهم{{ع}} حقيقة لأنه انما يعتقد ان العامل فيها حقيقة هو الله بل كاسناد الموت إلى ملك الموت والمطر إلى ملك المطر والاحياء إلى عيسى{{ع}} كما [[ورد]] في الكتاب العزيز: {{متن قرآن|وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ}} وغيره مما هو من [[اسناد]] فعل من [[افعال الله]] سبحانه إلى العاملين له بضرب من الاسناد و مثل هذا الاعتقاد غير مستتبع للكفر ولا هو انكار للضروري فعد هذا القسم من أقسام الغلو نظير ما نقل عن الصدوق (قده) عن شيخه ابن الوليد ان نفي السهو عن النبي{{صل}} أول درجة الغلو والغلو بهذا المعنى الاخير مما لا محذور فيه بل لا مناص عن الالتزام به في الجملة}}. (التنقیح، ج۲، ص۷۴ و ۷۵)</ref>.


در تقسیم‌بندی دیگری، [[غلات]] به دو گروه ملحد و [[مفوضه]] تقسیم شده‌اند. گروه اول را «غلات برون گروهی» و گروه دوم را «غلات درون گروهی» نیز نامیده‌اند. تکیه عمده این تقسیم‌بندی بر جداسازی بین [[غلو]] و [[تفویض]] است. منظور از غلو در این تقسیم‌بندی، همان غلو در ذات است که ذکر آن در تقسیم‌بندی پیشین گذشت. با توجه به طرد و [[تکفیر]] آن از سوی [[جامعه]] [[شیعه]] و به‌ویژه [[ائمه]]{{عم}}، این گروه را غلات ملحد و غلات برون گروهی خوانده‌اند. این گروه، ائمه{{عم}} را در عرض [[خداوند]] قرار می‌دهند؛ برخلاف گروه دوم که ائمه{{عم}} را در طول خداوند قرار داده‌اند. با توجه به اینکه این گروه از غلات همچنان در [[مذهب تشیع]] مانده‌اند و از سوی [[شیعیان]] تکفیر نشده‌اند، با تعبیر «غلات درون گروهی» از آنها یاد می‌شود<ref>مدرسی، سید حسین، مکتب در فرآیند تکامل، ترجمه هاشم ایزد پناه، ص۳۴-۲۹.</ref>.
در تقسیم‌بندی دیگری، [[غلات]] به دو گروه ملحد و [[مفوضه]] تقسیم شده‌اند. گروه اول را «غلات برون گروهی» و گروه دوم را «غلات درون گروهی» نیز نامیده‌اند. تکیه عمده این تقسیم‌بندی بر جداسازی بین غلو و [[تفویض]] است. منظور از غلو در این تقسیم‌بندی، همان غلو در ذات است که ذکر آن در تقسیم‌بندی پیشین گذشت. با توجه به طرد و [[تکفیر]] آن از سوی [[جامعه]] [[شیعه]] و به‌ویژه [[ائمه]]{{عم}}، این گروه را غلات ملحد و غلات برون گروهی خوانده‌اند. این گروه، ائمه{{عم}} را در عرض [[خداوند]] قرار می‌دهند؛ برخلاف گروه دوم که ائمه{{عم}} را در طول خداوند قرار داده‌اند. با توجه به اینکه این گروه از غلات همچنان در [[مذهب تشیع]] مانده‌اند و از سوی [[شیعیان]] تکفیر نشده‌اند، با تعبیر «غلات درون گروهی» از آنها یاد می‌شود<ref>مدرسی، سید حسین، مکتب در فرآیند تکامل، ترجمه هاشم ایزد پناه، ص۳۴-۲۹.</ref>.


مبتکر این تقسیم‌بندی، هنگام تعریف گروه دوم، آنان را به گونه‌ای تعریف می‌کند که با صفات [[غالیان]] در تقسیم قبلی منطبق می‌شود؛ اما نمونه‌هایی می‌آورد که از نوع دوم و نوع سوم تقسیم قبلی است؛ چنان‌که می‌گوید:
مبتکر این تقسیم‌بندی، هنگام تعریف گروه دوم، آنان را به گونه‌ای تعریف می‌کند که با صفات [[غالیان]] در تقسیم قبلی منطبق می‌شود؛ اما نمونه‌هایی می‌آورد که از نوع دوم و نوع سوم تقسیم قبلی است؛ چنان‌که می‌گوید:
خط ۸۵: خط ۸۵:
به نظر می‌رسد در این عبارات بین [[صفات خدایی]] و صفات [[فوق بشری]]، خلط شده است. بدین‌گونه که هر صفتی که از حد [[بشر]] عادی خارج باشد، مساوی با صفات خدایی دانسته شده است. ویژگی‌هایی همچون [[آگاهی]] فی الجمله از غیب (و نه [[علم غیب]] کلی ذاتی بالفعل) و یا [[ارتباط با وحی]] و دانستن همه زبان‌ها و نیز [[زبان حیوانات]]، گرچه از حد بشر عادی خارج است، از صفات ویژه خدایی نیز قلمداد نمی‌شود و [[عقل]] و نقل، داشتن این صفات را برای افرادی غیر از [[خداوند]] [[نفی]] نمی‌کنند؛ زیرا از نظر [[عقلی]] دارا بودن این صفات، مستلزم هیچ محذور عقلی نیست و از نظر نقل، صرف نظر از [[روایات]]، می‌توان از [[آیات قرآنی]] نیز امکان اطلاع بشر را از غیب فی الجمله<ref>{{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ}} «او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند * جز فرستاده‌ای را که بپسندد» سوره جن، آیه ۲۶۲۷-.</ref> و یا مرتبط بودن غیر [[پیامبران]] را با خداوند از [[طریق وحی]]<ref>مانند وحی به مادر حضرت موسی (سوره طه، آیه ۳۸ و سوره قصص، آیه ۷)، وحی خداوند به حواریون حضرت عیسی (سوره مائده، آیه ۱۱۱) و ارتباط ملائکه با حضرت مریم (سوره آل عمران، آیه ۴۵ و ۴۲)</ref> و نیز دانستن زبان حیوانات را<ref>مانند علم حضرت سلیمان به زبان حیوانات که در آیات سوره نمل (آیه ۱۸: تکلم با مورچه، آیه ۲۰ و پس از آن: تکلم با هدهد) به آنها اشاره شده است.</ref> [[اثبات]] نمود. بنابراین به علت تفکیک واضح مرزها در تقسیم‌بندی اول و نیز تفاوت بحث در نوع دوم و سوم، این تقسیم‌بندی را ملاک قرار داده، بر مبنای آن سخن خود را ادامه می‌دهیم.<ref>[[نعمت‌الله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمت‌الله]]، [[غلو - صفری فروشانی (مقاله)| مقاله «غلو»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۸۰.</ref>
به نظر می‌رسد در این عبارات بین [[صفات خدایی]] و صفات [[فوق بشری]]، خلط شده است. بدین‌گونه که هر صفتی که از حد [[بشر]] عادی خارج باشد، مساوی با صفات خدایی دانسته شده است. ویژگی‌هایی همچون [[آگاهی]] فی الجمله از غیب (و نه [[علم غیب]] کلی ذاتی بالفعل) و یا [[ارتباط با وحی]] و دانستن همه زبان‌ها و نیز [[زبان حیوانات]]، گرچه از حد بشر عادی خارج است، از صفات ویژه خدایی نیز قلمداد نمی‌شود و [[عقل]] و نقل، داشتن این صفات را برای افرادی غیر از [[خداوند]] [[نفی]] نمی‌کنند؛ زیرا از نظر [[عقلی]] دارا بودن این صفات، مستلزم هیچ محذور عقلی نیست و از نظر نقل، صرف نظر از [[روایات]]، می‌توان از [[آیات قرآنی]] نیز امکان اطلاع بشر را از غیب فی الجمله<ref>{{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ}} «او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند * جز فرستاده‌ای را که بپسندد» سوره جن، آیه ۲۶۲۷-.</ref> و یا مرتبط بودن غیر [[پیامبران]] را با خداوند از [[طریق وحی]]<ref>مانند وحی به مادر حضرت موسی (سوره طه، آیه ۳۸ و سوره قصص، آیه ۷)، وحی خداوند به حواریون حضرت عیسی (سوره مائده، آیه ۱۱۱) و ارتباط ملائکه با حضرت مریم (سوره آل عمران، آیه ۴۵ و ۴۲)</ref> و نیز دانستن زبان حیوانات را<ref>مانند علم حضرت سلیمان به زبان حیوانات که در آیات سوره نمل (آیه ۱۸: تکلم با مورچه، آیه ۲۰ و پس از آن: تکلم با هدهد) به آنها اشاره شده است.</ref> [[اثبات]] نمود. بنابراین به علت تفکیک واضح مرزها در تقسیم‌بندی اول و نیز تفاوت بحث در نوع دوم و سوم، این تقسیم‌بندی را ملاک قرار داده، بر مبنای آن سخن خود را ادامه می‌دهیم.<ref>[[نعمت‌الله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمت‌الله]]، [[غلو - صفری فروشانی (مقاله)| مقاله «غلو»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۸۰.</ref>


===[[غلو]] در ذات===
===غلو در ذات===
غلو در ذات به [[دلایل عقلی]] و [[نقلی]] محال دانسته شده است؛ زیرا [[عقل]] بطلان رسیدن [[بشر]] محدود محاط را به حد [[رب]] نامحدود محیط، بالضروره [[درک]] می‌نماید و آن را از بدیهیات اولیه می‌شمارد؛ همچنان‌که نقل و در بالاترین مرتبه آن [[قرآن]]، با تأکید بر بشر بودن [[پیامبران]]، تصور هر نوع [[الوهیت]] و [[ربوبیت]] را در آنان [[باطل]] می‌شمرد. نیز بخش‌های دیگر این [[اعتقاد]]، یعنی [[حلول]]<ref>ر.ک: مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۱، ص۱۳۸.</ref> و [[تناسخ]]<ref>ر.ک: علامه حلی، انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، تحقیق محمد نجمی زنجانی، ص۱۲۶؛ معرفت، محمدهادی، وقفه عند نظریه التناسخ، ص۱۴۳؛ علامه طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص٢٠٩.</ref> از سوی [[متکلمان]] و [[فلاسفه]] با دلایل عقلی رد شده و در روایاتی مسئله تناسخ طرح و رد شده است، و حتی قائل به آن را [[کافر]] دانسته‌اند<ref>بحار الانوار، ج۲۵، ص۲۷۳ و ج۴، ص۳۲۱ و ۳۲۰.</ref>. [[ائمه]]{{عم}} در [[طول حیات]] خود به شدت با گروه‌های [[معتقد]] به این نوع غلو برخورد کرده و آنها را مطرود، لعین و کافر اعلام فرموده و [[شیعیان]] خود را از اختلاط با آنان [[نهی]] کرده‌اند<ref>ر.ک: بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۲۶-۲۶۲ که حاوی ۹۳ روایت درباره مقابله ائمه{{عم}} با غلات و نیز دیدگاه آنها درباره غلو است. نیز ر.ک: آراء أئمه الشیعه فی الغلاه.</ref>؛ حتی گاه به [[قتل]] آنان به صورت مخفیانه نیز [[فرمان]] داده‌اند<ref>طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفه الرجال، ج۲، ص۸۰۷، ش۱۰-۶.</ref>. [[فقهای شیعه]] به [[پیروی از امامان]] خود قائل به [[کفر]] چنین غالیانی شده‌اند<ref>ر.ک: نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۶، ص۵۰۵۱. در آنجا ادعای اجماع بر نجاست و کفر چنین غالیانی شده است.</ref>.<ref>[[نعمت‌الله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمت‌الله]]، [[غلو - صفری فروشانی (مقاله)| مقاله «غلو»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۸۴.</ref>
غلو در ذات به [[دلایل عقلی]] و [[نقلی]] محال دانسته شده است؛ زیرا [[عقل]] بطلان رسیدن [[بشر]] محدود محاط را به حد [[رب]] نامحدود محیط، بالضروره [[درک]] می‌نماید و آن را از بدیهیات اولیه می‌شمارد؛ همچنان‌که نقل و در بالاترین مرتبه آن [[قرآن]]، با تأکید بر بشر بودن [[پیامبران]]، تصور هر نوع [[الوهیت]] و [[ربوبیت]] را در آنان [[باطل]] می‌شمرد. نیز بخش‌های دیگر این [[اعتقاد]]، یعنی [[حلول]]<ref>ر.ک: مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۱، ص۱۳۸.</ref> و [[تناسخ]]<ref>ر.ک: علامه حلی، انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، تحقیق محمد نجمی زنجانی، ص۱۲۶؛ معرفت، محمدهادی، وقفه عند نظریه التناسخ، ص۱۴۳؛ علامه طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص٢٠٩.</ref> از سوی [[متکلمان]] و [[فلاسفه]] با دلایل عقلی رد شده و در روایاتی مسئله تناسخ طرح و رد شده است، و حتی قائل به آن را [[کافر]] دانسته‌اند<ref>بحار الانوار، ج۲۵، ص۲۷۳ و ج۴، ص۳۲۱ و ۳۲۰.</ref>. [[ائمه]]{{عم}} در [[طول حیات]] خود به شدت با گروه‌های [[معتقد]] به این نوع غلو برخورد کرده و آنها را مطرود، لعین و کافر اعلام فرموده و [[شیعیان]] خود را از اختلاط با آنان [[نهی]] کرده‌اند<ref>ر.ک: بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۲۶-۲۶۲ که حاوی ۹۳ روایت درباره مقابله ائمه{{عم}} با غلات و نیز دیدگاه آنها درباره غلو است. نیز ر.ک: آراء أئمه الشیعه فی الغلاه.</ref>؛ حتی گاه به [[قتل]] آنان به صورت مخفیانه نیز [[فرمان]] داده‌اند<ref>طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفه الرجال، ج۲، ص۸۰۷، ش۱۰-۶.</ref>. [[فقهای شیعه]] به [[پیروی از امامان]] خود قائل به [[کفر]] چنین غالیانی شده‌اند<ref>ر.ک: نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۶، ص۵۰۵۱. در آنجا ادعای اجماع بر نجاست و کفر چنین غالیانی شده است.</ref>.<ref>[[نعمت‌الله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمت‌الله]]، [[غلو - صفری فروشانی (مقاله)| مقاله «غلو»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۸۴.</ref>


===[[غلو]] در صفات===
===غلو در صفات===
بررسی غلو در صفات، به آسانی قسم اول نیست؛ زیرا اولاً، روایاتی که حاوی یا لااقل موهم به این نوع غلو باشد، در میان [[روایات شیعه]] یافت می‌شود؛ ثانیاً [[عقل]] و نقل به صراحتی که در نوع اول دیدیم، در مورد [[نفی]] آن [[حکم]] صادر نمی‌کنند؛ ثالثاً [[روایات]] [[ائمه]]{{عم}} در نفی این نوع از غلو، به شدت روایات نوع پیشین نیست. علاوه بر آن‌که ممکن است در جهت صدور این روایات، بعضی از توجیهات همچون «صدور تقیه‌ای» مطرح شود؛ رابعاً از سوی [[فقهای شیعه]] ادعای [[اجماعی]] در [[تکفیر]] این نوع از [[غالیان]] وجود ندارد؛ خامساً با مطالعه و بررسی [[عقاید]] [[عوام]] [[شیعه]] و بلکه گاه [[علما]]، می‌توان [[اعتقاد]] به بعضی از مصادیق این نوع غلو را [[مشاهده]] کرد؛ به گونه‌ای که حتی نافی آنها را متهم به تقصیر و گاه خروج از دایره [[تشیع]] می‌کنند.<ref>[[نعمت‌الله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمت‌الله]]، [[غلو - صفری فروشانی (مقاله)| مقاله «غلو»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۸۴.</ref>
بررسی غلو در صفات، به آسانی قسم اول نیست؛ زیرا اولاً، روایاتی که حاوی یا لااقل موهم به این نوع غلو باشد، در میان [[روایات شیعه]] یافت می‌شود؛ ثانیاً [[عقل]] و نقل به صراحتی که در نوع اول دیدیم، در مورد [[نفی]] آن [[حکم]] صادر نمی‌کنند؛ ثالثاً [[روایات]] [[ائمه]]{{عم}} در نفی این نوع از غلو، به شدت روایات نوع پیشین نیست. علاوه بر آن‌که ممکن است در جهت صدور این روایات، بعضی از توجیهات همچون «صدور تقیه‌ای» مطرح شود؛ رابعاً از سوی [[فقهای شیعه]] ادعای [[اجماعی]] در [[تکفیر]] این نوع از [[غالیان]] وجود ندارد؛ خامساً با مطالعه و بررسی [[عقاید]] [[عوام]] [[شیعه]] و بلکه گاه [[علما]]، می‌توان [[اعتقاد]] به بعضی از مصادیق این نوع غلو را [[مشاهده]] کرد؛ به گونه‌ای که حتی نافی آنها را متهم به تقصیر و گاه خروج از دایره [[تشیع]] می‌کنند.<ref>[[نعمت‌الله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمت‌الله]]، [[غلو - صفری فروشانی (مقاله)| مقاله «غلو»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۸۴.</ref>


==اثبات غلو==
==اثبات غلو==
برای [[اثبات]] [[غلو]] در [[عقیده]] به [[ولایت تکوینی]] کلیه بر [[جهان]] و [[علم غیب]] کلی و [[تشریع]]، نیاز به مقیاس‌هایی [[قطعی]] و مورد قبول همه [[مسلمانان]] است که [[عقل]] و نقل، اصلی‌ترین آنها است.
برای [[اثبات]] غلو در [[عقیده]] به [[ولایت تکوینی]] کلیه بر [[جهان]] و [[علم غیب]] کلی و [[تشریع]]، نیاز به مقیاس‌هایی [[قطعی]] و مورد قبول همه [[مسلمانان]] است که [[عقل]] و نقل، اصلی‌ترین آنها است.
[[دلیل عقلی]] بر بطلان این‌گونه [[باورها]]، آن است که لازمه آنها [[جانشینی]] وجود محدود بشری در جای وجود نامحدود [[الهی]] در [[علم]] و فعل است؛ زیرا در این هنگام باید [[بشر]] محدود، نامحدود گردد و یا آن‌که وجود نامحدود الهی در ظرف وجود محدود بشری جای گیرد؛ یعنی [[اجتماع]] نقیضین. استناد به عموم [[قدرت الهی]] در این گونه موارد نیز چاره‌ساز نیست؛ زیرا قدرت الهی به اموری تعلق می‌گیرد که از جهت [[عقلی]]، امکان آن وجود داشته باشد، نه به امور محال عقلی، مانند اجتماع نقیضین.
[[دلیل عقلی]] بر بطلان این‌گونه [[باورها]]، آن است که لازمه آنها [[جانشینی]] وجود محدود بشری در جای وجود نامحدود [[الهی]] در [[علم]] و فعل است؛ زیرا در این هنگام باید [[بشر]] محدود، نامحدود گردد و یا آن‌که وجود نامحدود الهی در ظرف وجود محدود بشری جای گیرد؛ یعنی [[اجتماع]] نقیضین. استناد به عموم [[قدرت الهی]] در این گونه موارد نیز چاره‌ساز نیست؛ زیرا قدرت الهی به اموری تعلق می‌گیرد که از جهت [[عقلی]]، امکان آن وجود داشته باشد، نه به امور محال عقلی، مانند اجتماع نقیضین.
همچنین [[مخلوق بودن]] بشر و تقید [[آفرینش]] او به ظرف زمانی خاص، بهترین دلیل بر عدم [[تسلط]] [[علمی]] و فعلی او بر [[زمان]] قبل از آفرینشش می‌باشد که این خود موجب تخصیص در کلیت [[تفویض]]، تشریع و علم غیب خواهد بود؛ در حالی که مدعا کلیت هر سه بود.
همچنین [[مخلوق بودن]] بشر و تقید [[آفرینش]] او به ظرف زمانی خاص، بهترین دلیل بر عدم [[تسلط]] [[علمی]] و فعلی او بر [[زمان]] قبل از آفرینشش می‌باشد که این خود موجب تخصیص در کلیت [[تفویض]]، تشریع و علم غیب خواهد بود؛ در حالی که مدعا کلیت هر سه بود.
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش