←دوم: غیبت حضرت موسی {{ع}}
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
این [[آیه]]، به داستان [[هجرت]] [[ابراهیم]] از وطنش اشاره دارد. وطنی که در آن به [[دنیا]] آمد و پرورش یافت و اولین [[دعوت]] و [[تبلیغ]] خود را آغاز نمود. این [[دعوت]] بلافاصله پر از همدستی و [[اقدام]] [[مردم]] بر کشتن و [[آتش]] زدن او بود. لکن [[عنایت الهی]] شامل حال او شد، نقشه آنان به هم خورد، [[توطئه]] آنها [[شکست]] خورد و دست [[قدرت الهی]] از [[رهبری صالح]] و [[نعمت الهی]] [[حفاظت]] کرد. اما وضعیتی که [[قوم ابراهیم]] در برابر [[رهبری الهی]] - یعنی [[ابراهیم]] - گرفتند، [[ناسپاسی]] آشکار در برابر [[نعمت الهی]] و از بین بردن [[حرمت]] آن بود و بدین جهت سزاوار بود در [[حق]] آنان [[سنت انحسار]] [[نعمت الهی]] جاری شود و [[دستور خدا]] بر ترک آن سرزمین و آن [[مردم]] به هر جایی که [[خدا]] بخواهد صادر شد. بدین طریق [[سنت غیبت]] در [[رهبری الهی]] به شکل "[[هجرت]]" یا "[[غیبت مکانی]]" جاری شد. | این [[آیه]]، به داستان [[هجرت]] [[ابراهیم]] از وطنش اشاره دارد. وطنی که در آن به [[دنیا]] آمد و پرورش یافت و اولین [[دعوت]] و [[تبلیغ]] خود را آغاز نمود. این [[دعوت]] بلافاصله پر از همدستی و [[اقدام]] [[مردم]] بر کشتن و [[آتش]] زدن او بود. لکن [[عنایت الهی]] شامل حال او شد، نقشه آنان به هم خورد، [[توطئه]] آنها [[شکست]] خورد و دست [[قدرت الهی]] از [[رهبری صالح]] و [[نعمت الهی]] [[حفاظت]] کرد. اما وضعیتی که [[قوم ابراهیم]] در برابر [[رهبری الهی]] - یعنی [[ابراهیم]] - گرفتند، [[ناسپاسی]] آشکار در برابر [[نعمت الهی]] و از بین بردن [[حرمت]] آن بود و بدین جهت سزاوار بود در [[حق]] آنان [[سنت انحسار]] [[نعمت الهی]] جاری شود و [[دستور خدا]] بر ترک آن سرزمین و آن [[مردم]] به هر جایی که [[خدا]] بخواهد صادر شد. بدین طریق [[سنت غیبت]] در [[رهبری الهی]] به شکل "[[هجرت]]" یا "[[غیبت مکانی]]" جاری شد. | ||
== دوم: | == دوم: غیبت حضرت موسی {{ع}} == | ||
از دیگر نمونههای جریان [[سنت]] [[غیبت]] در [[رهبر]] [[الهی]]، داستان [[حضرت موسی]] است؛ زمانی که [[مردم]] از او [[سرپیچی]] کردند و بر چنین کاری | از دیگر نمونههای جریان [[سنت]] [[غیبت]] در [[رهبر]] [[الهی]]، داستان [[حضرت موسی]] است؛ زمانی که [[مردم]] از او [[سرپیچی]] کردند و بر چنین کاری اصرار ورزیدند. [[خدا]] در [[قرآن]] داستان را چنین بیان میکند: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ * يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ * قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ}}<ref>«و یاد کن که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! نعمت خداوند را بر خویش فرا یاد آورید که در میان شما پیامبرانی برگمارد و شما را پادشاه کرد و چیزهایی به شما داد که به هیچ کس از جهانیان نداده است * ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید * گفتند: ای موسی! در آنجا گروهی گردنکش جای دارند...» سوره مائده، آیه ۲۰-۲۲.</ref>. تا آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچگاه بدان وارد نمیشویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همینجا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۴-۲۵.</ref>. | ||
[[طبرسی]] در [[مجمع البیان]] از بعضی از [[مفسران]] [[نقل]] میکند: [[موسی]] و [[هارون]] در بیابان نبودند، زیرا قرار گرفتن در بیابان نوعی [[عذاب]] است. بنىاسرائیل در ازای هر روزی که گوساله پرستیدند یک سال [[عذاب]] شدند در حالی که [[انبیا]] [[عذاب]] نمیشوند. | [[طبرسی]] در [[مجمع البیان]] از بعضی از [[مفسران]] [[نقل]] میکند: [[موسی]] و [[هارون]] در بیابان نبودند، زیرا قرار گرفتن در بیابان نوعی [[عذاب]] است. بنىاسرائیل در ازای هر روزی که گوساله پرستیدند یک سال [[عذاب]] شدند در حالی که [[انبیا]] [[عذاب]] نمیشوند. | ||