|
|
| خط ۴۰: |
خط ۴۰: |
| در مقابل شاعرانِ [[متملّق]] و [[چاپلوس]] دربارهای [[بنی امیه]] و [[بنی عباس]] که با بیان شعری خود، [[خلافت]] را [[حق]] مسلّم آن غاصبان دانسته و خلفای [[جور]] را [[شایسته]] ترین افراد برای تصدّی و به عهده گرفتن [[رهبری]] [[امت]] برای [[مردم]] جا میزدند، شاعرانِ متعهّد [[شیعه]]، ضمن رسوا کردنِ [[دشمنان]] و [[افشاگری]] علیه [[مظالم]] و جنایات و بی کفایتیهای [[جبّاران]] [[حاکم]]، به تشریح و [[تبیین]] و اظهار [[فضایل]] [[امامان]] [[شیعه]] {{عم}} و [[آل علی]] {{عم}} و... میپرداختند و چه بسیار شاعرانی از [[شیعه]] که در [[ستیز]] با [[حکّام]] [[اموی]] و [[دفاع]] از [[ائمه]] {{عم}} و [[ترویج]] [[فرهنگ]] [[علوی]]، سر به دار یا آواره گشتند و یا [[شهید]] راه [[تعهّد]] شدند<ref> به نمونههایی از اینگونه تلاشها از سوی شاعران متعهد [[شیعه]]، میتوانید رجوع کنید به: "الغدیر" ج ۲، و «ادبیات انقلاب در [[شیعه]]» از آیینه وند.</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۹۱-۹۴.</ref>. | | در مقابل شاعرانِ [[متملّق]] و [[چاپلوس]] دربارهای [[بنی امیه]] و [[بنی عباس]] که با بیان شعری خود، [[خلافت]] را [[حق]] مسلّم آن غاصبان دانسته و خلفای [[جور]] را [[شایسته]] ترین افراد برای تصدّی و به عهده گرفتن [[رهبری]] [[امت]] برای [[مردم]] جا میزدند، شاعرانِ متعهّد [[شیعه]]، ضمن رسوا کردنِ [[دشمنان]] و [[افشاگری]] علیه [[مظالم]] و جنایات و بی کفایتیهای [[جبّاران]] [[حاکم]]، به تشریح و [[تبیین]] و اظهار [[فضایل]] [[امامان]] [[شیعه]] {{عم}} و [[آل علی]] {{عم}} و... میپرداختند و چه بسیار شاعرانی از [[شیعه]] که در [[ستیز]] با [[حکّام]] [[اموی]] و [[دفاع]] از [[ائمه]] {{عم}} و [[ترویج]] [[فرهنگ]] [[علوی]]، سر به دار یا آواره گشتند و یا [[شهید]] راه [[تعهّد]] شدند<ref> به نمونههایی از اینگونه تلاشها از سوی شاعران متعهد [[شیعه]]، میتوانید رجوع کنید به: "الغدیر" ج ۲، و «ادبیات انقلاب در [[شیعه]]» از آیینه وند.</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۹۱-۹۴.</ref>. |
| * ذکر [[مناقب]] و بیانِ [[احادیث]] مربوط به [[فضایل]] [[اهل بیت]] {{عم}}، در آن جوّ [[آلوده]] به [[تزویر]] و سالوس و دغل، ارزشی گران داشت. "[[سید حمیری]]"، افتخارش این بود که هیچ منقبتی درباره [[امام علی|علی]] {{ع}} و [[اهل بیت]] {{عم}} نیست مگر آنکه آنها را در سرودههای خویش آورده است. در مقابل [[دروغ]] پردازیهای شگفت و وقیحانه که از سوی [[روایت]] سازان و [[جعل]] کنندگان [[حدیث]] در [[فضایل]] ساختگی [[خلفا]] و [[فاسقان]] و... رواج داشت و عده ای با گرفتن [[رشوه]] و جایزه، به [[تجارت]] و بازرگانی [[حدیث]] مشغول بودند، بیشک، بیان [[فضایل]] روشن و شایستگیهای درخشان و همچون آفتابِ [[ائمه]] [[معصومین]] {{عم}}، جهادی [[عظیم]] بود که میتوانست تا حدّی سدّ راه آن تبلیغاتِ منفی و خنثی کننده تلاشهای [[فرهنگی]] و [[حدیثی]] [[مسموم]] آن دوره از سوی وابستگان به دربار [[خلفا]] باشد. [[عبدالحسین امینی|علامه امینی]] چهره بسیاری از این [[دروغگویان]] بزرگ [[تاریخ]] را افشا کرده و تناقض دروغهای این کم حافظه گان [[دروغگو]] را آشکار ساخته است و چه خوب از عهده این کار برآمده است و [[فضایل]] جعلی انباشته شده در کتب قدیمی را که در مورد [[حاکمان]] بی [[تقوا]] و [[حکّام]] بی [[تعهد]] و لاقید نسبت به [[شرع]] و [[اخلاق]] و [[دین]] و [[شرف]] [[نقل]] شده، بیان کرده است<ref>به بحثهای پربار و مبسوط و مستوفای مرحوم علامه امینی در این مورد، به کتابِ «الغدیر»، جلدهای ۵، ۹ و ۱۰ مراجعه کنید.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۹۱-۹۴.</ref> | | * ذکر [[مناقب]] و بیانِ [[احادیث]] مربوط به [[فضایل]] [[اهل بیت]] {{عم}}، در آن جوّ [[آلوده]] به [[تزویر]] و سالوس و دغل، ارزشی گران داشت. "[[سید حمیری]]"، افتخارش این بود که هیچ منقبتی درباره [[امام علی|علی]] {{ع}} و [[اهل بیت]] {{عم}} نیست مگر آنکه آنها را در سرودههای خویش آورده است. در مقابل [[دروغ]] پردازیهای شگفت و وقیحانه که از سوی [[روایت]] سازان و [[جعل]] کنندگان [[حدیث]] در [[فضایل]] ساختگی [[خلفا]] و [[فاسقان]] و... رواج داشت و عده ای با گرفتن [[رشوه]] و جایزه، به [[تجارت]] و بازرگانی [[حدیث]] مشغول بودند، بیشک، بیان [[فضایل]] روشن و شایستگیهای درخشان و همچون آفتابِ [[ائمه]] [[معصومین]] {{عم}}، جهادی [[عظیم]] بود که میتوانست تا حدّی سدّ راه آن تبلیغاتِ منفی و خنثی کننده تلاشهای [[فرهنگی]] و [[حدیثی]] [[مسموم]] آن دوره از سوی وابستگان به دربار [[خلفا]] باشد. [[عبدالحسین امینی|علامه امینی]] چهره بسیاری از این [[دروغگویان]] بزرگ [[تاریخ]] را افشا کرده و تناقض دروغهای این کم حافظه گان [[دروغگو]] را آشکار ساخته است و چه خوب از عهده این کار برآمده است و [[فضایل]] جعلی انباشته شده در کتب قدیمی را که در مورد [[حاکمان]] بی [[تقوا]] و [[حکّام]] بی [[تعهد]] و لاقید نسبت به [[شرع]] و [[اخلاق]] و [[دین]] و [[شرف]] [[نقل]] شده، بیان کرده است<ref>به بحثهای پربار و مبسوط و مستوفای مرحوم علامه امینی در این مورد، به کتابِ «الغدیر»، جلدهای ۵، ۹ و ۱۰ مراجعه کنید.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۹۱-۹۴.</ref> |
|
| |
| ==زیارت==
| |
| دیدار، حضور بر [[تربت]] [[شهید]]، یا [[امام]] و امام زاده، دیدار از [[حرمهای مطهر]] و بقاع متبرکه، [[زیارت پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} هم در حیاتشان [[ارزشمند]] و تأثیرگذار است، هم پس از [[رحلت]] یا شهادتشان سازنده و [[الهام]] بخش، و تأکید زیارت، نسبت به [[حضرت رسول]]{{صل}}، [[حضرت زهرا]]{{س}}، [[امامان معصوم]]، شهدای [[آل محمد]]، [[علما]] و صلحاست.
| |
| [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ زَارَنَا فِي مَمَاتِنَا فَكَأَنَّمَا زَارَنَا فِي حَيَاتِنَا}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۳۳۲.</ref>؛ «هر کس ما را پس از مرگمان زیارت کند، گویا در [[حال]] [[حیات]]، زیارتمان کرده است».
| |
| زیارت ائمه، [[نشانه]] [[احترام]] به مقامشان، [[پیروی]] از راهشان، [[تبعیت]] از مواضعشان، [[استمرار]] خطشان، [[تجدید عهد]] با امامتشان، [[وفاداری]] به ولایتشان و زنده نگاه داشتن نام، یاد و خاطره و [[فرهنگ]] و [[تعالیم]] آنان است.
| |
|
| |
| [[حضرت رضا]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ لِكُلِّ إِمَامٍ عَهْداً فِي عُنُقِ أَوْلِيَائِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِيَارَةَ قُبُورِهِمْ}}<ref>ترجمه منتخب کامل الزیارات، ص۲۱۲ و ۲۱۳ (با تصحیح مرحوم علامه امینی).</ref>؛ «برای هر امامی در گردن و بر عهده هواداران و پیروانش [[عهد]] و پیمانی است و از جمله نشانههای وفای کامل به این [[پیمان]]، [[زیارت قبور]] [[امامان]] است»<ref>فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، ص۲۰۲.</ref>.
| |
| این گونه [[زیارتها]]، علاوه بر آنکه برای خود [[زائر]]، اثر [[تربیتی]] و [[تزکیه]] [[روح]] دارد و دلیل [[حقشناسی]] او نسبت به [[اولیای خدا]] و [[پیشوایان دین]] است، در زمینه احیای امر امامان و [[ترویج]] [[مکتب]] [[انسانی]] و تربیتی آن اسوهها در [[جوامع بشری]] و توجه دادن به خط صحیح [[رهبری]] و [[ولایت]] در [[جامعه]] موثر است؛ به ویژه وقتی [[حکام مستبد]] و [[منحرف]]، با برنامهای دقیق در جهت محو آثار ائمه میکوشیدند، زیارت به عنوان یک عمل مثبت و انقلابی محسوب میشد و نوعی [[مبارزه]] با دستگاههای [[ستمگر]] بوده است. در [[احادیث]] متعدد تأکید شده که زیارت ائمه در غربتشان و همراه با [[خوف]] و خطر، [[پاداش]] بیشتری دارد و اگر راه زائر دور باشد و [[زیارت]] پیاده و همراه با [[مشقت]] باشد [[اجر]] و [[ثواب]] بیشتری دارد<ref>فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، ص۲۰۲.</ref>.
| |
| به [[تجربه]] ثابت شده است که [[انسان]] در زیارت بزرگان [[احساس]] نزدیکی و [[قرب]] به آنان میکند و با ایشان [[تجدید عهد]] و [[میثاق]] مینماید. سزاوار آن است که این احساس قرب و نزدیکی را با [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} داشته باشد؛ چراکه [[حیات]] آنان با مرگشان تفاوتی ندارد و آنان دارای [[مقام]] والای شهادتند و [[شهید]]، زنده و [[جاودانه]] است. [[قرآن مجید]] میفرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref>.
| |
|
| |
| همانگونه که هنگام حضور در مقابل زندگان به آنان [[سلام]] میدهیم و عرض ارادت میکنیم، وقتی در مشاهد آنان حاضر میشویم قبل از ورود به مضجع شریفشان عرض میکنیم: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَعْتَقِدُ حُرْمَةَ نَبِيِّكَ فِي غَيْبَتِهِ كَمَا أَعْتَقِدُهَا فِي حَضْرَتِهِ وَ أَعْلَمُ أَنَّ رُسُلَكَ وَ خُلَفَاءَكَ أَحْيَاءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ يَرَوْنَ مَكَانِي وَ يَسْمَعُونَ كَلَامِي وَ يَرُدُّونَ سَلَامِي عَلَيَّ وَ أَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِي كَلَامَهُمْ وَ فَتَحْتَ بَابَ فَهْمِي بِلَذِيذِ مُنَاجَاتِهِمْ}}<ref>مفاتیح الجنان.</ref>.
| |
| [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ زَارَ قَبْرِي حَلَّتْ لَهُ شَفَاعَتِي وَ مَنْ زَارَنِي مَيِّتاً فَكَأَنَّمَا زَارَنِي حَيّاً}}<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۰، ص۱۸۶.</ref>؛ «هر کس [[قبر]] مرا زیارت کند، [[شفاعت]] من به او رسد و هر کس، مرا پس از مرگم زیارت کند، گویی مرا در [[زمان]] حیاتم زیارت کرده است».
| |
| در بیانی دیگر فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ زَارَ قَبْرِي بَعْدَ مَوْتِي كَانَ كَمَنْ هَاجَرَ إِلَيَّ فِي حَيَاتِي فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوا فَابْعَثُوا إِلَيَّ السَّلَامَ فَإِنَّهُ يَبْلُغُنِي}}<ref>تهذیب الاحکام، جششم.</ref>؛ «هر کس قبر مرا پس از مرگم زیارت کند، همچون کسی است که در زمان حیاتم به سوی من [[مهاجرت]] کرده، پس اگر نتوانستید، بر من سلام بفرستید که به من خواهد رسید. قرآن مجید میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۳۵.</ref>.
| |
|
| |
| مرحوم [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] آورده که برخی از [[روایات اهل بیت]]، واژه «وسیله» در [[آیه کریمه]] فوق را به [[امام]] [[معصوم]]{{عم}} [[تفسیر]] کردهاند، و فرمودهاند: آن وسیلهای که در [[قرآن]] فرموده است [[طلب]] کنید، ما هستیم.
| |
| مرحوم [[شیخ صدوق]] در [[فقیه]] و [[عیون]] [[روایت]] کرده از [[موسی بن عبدالله نخعی]] که گفت: [[خدمت]] حضرت [[امام علی نقی]]{{ع}} عرض کردم که یابن [[رسول الله]]! مرا [[تعلیم]] فرما زیارتی با [[بلاغت]] کامل که هرگاه خواستم [[زیارت]] کنم یکی از شما را، آن را بخوانم. فرمود که چون به درگاه رسیدی، بایست و [[شهادتین]] را بگو {{متن حدیث|أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ}}<ref>مفاتیح الجنان.</ref>؛ و با [[حال]] [[غسل]] باشی و چون داخل [[حرم]] شوی و [[قبر]] را ببینی، بایست و ۳۰ مرتبه بگو {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ}} پس با [[آرامش]] [[دل]]، به آرامی اندکی راه برو و گامها را نزدیک یکدیگر گذار، سپس بایست و سی مرتبه بگو {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ}}، پس نزدیک [[قبر مطهر]] برو و چهل مرتبه بگو {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ}} تا صد [[تکبیر]] تمام شود.
| |
| [[مرحوم مجلسی]] اول فرمودهاند: وجه تکبیر این است که اکثر طبایع مایلند به غُلوّ، مبادا از عبارات امثال این زیارت به [[غلو]] افتند و یا از بزرگی [[حق سبحانه و تعالی]] [[غافل]] شوند. پس بگو:
| |
| {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْيِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِيَاءَ النِّعَمِ وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْيَارِ}}<ref>مفاتیح الجنان (زیارت جامعه کبیره).</ref>.
| |
| تا آنجا میرسد که چند ویژگی را برای [[ائمه]] بیان میکند:
| |
| # {{متن حدیث|أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ}}؛ شما راستترین راهها هستید.
| |
| # {{متن حدیث|والسبیل الاعظم}}؛ شما بزرگترین شاهراهها هستید.
| |
| # {{متن حدیث|وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ}}؛ شما [[گواهان]] این [[دنیا]] هستید.
| |
| # {{متن حدیث|وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ}}<ref>مفاتیح الجنان، ص۹۵۹.</ref>؛ و شما [[شفیعان]] آن جهانید.
| |
| [[انسان]] برای [[ملاقات]] با هر صاحب نام و عنوانی و یا دیدار با یک [[شخصیت]] [[علمی]]، مذهبی و [[سیاسی]] به مقتضای شخصیت فرد ملاقات شونده، خود را میآراید و آماده میکند، آری در شرایطی که به [[خانه خدا]] وارد میشویم، شایسته است برای ورود آدابی را رعایت نماییم. [[ابان بن تغلب]] از قول [[امام صادق]]{{ع}} برخی از این [[آداب]] را به ما [[آموزش]] میدهد:
| |
| با [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} بین [[مکه]] و [[مدینه]] همراه بودم، چون آن حضرت به [[حرم]] رسید، از مرکب پیاده شد و [[غسل]] کرد و دو [[کفش]] خود را به دست گرفت و با پای برهنه به حرم آمد و من هر چه او انجام داد انجام دادم. حضرت فرمود: ای [[ابان]]! هر که برای [[تواضع]] در برابر [[خدا]] این گونه عمل کند که من عمل کردم، [[خداوند]] صد هزار [[گناه]] را از او محو میکند، و صد هزار [[نیکی]] برای او مینگارد و صد هزار درجه به او میدهد، و صد هزار نیازش را بر میآورد<ref>وسائل الشیعه، ج۹، کتاب الحج، ص۳۱۵، ح۱؛ کافی، ج۴، ص۴۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۲۸.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |